جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال درباره آيه 12 سوره حجرات

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    82
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوال درباره آيه 12 سوره حجرات




    سلام
    يه سوال از ايه 12 سوره حجرات كه قسمت اولش خداوند ميفرمايد :‌
    از بسياري از گمان ها درباره ديگران كه بسيار هم هست بپرهيزيد و به انها ترتيب اثر ندهيد چرا كه پاره اي از گمان ها گناه هست .........
    اين گمان ها شامل چه نوع گماني هست ؟ اخه اتفاق افتاده كه گاهي اوقات يه گمان بد حالا توي مسائل محتلف زندگي در مورد شخص خاصي در ذهن پيش بياد اما هيچ وقت بازگوش نكنيم در حد يه فكر گذار بوده ايا اين گونه از گمان ها و فكر ها شامل اين ايه هم ميشه ؟

    و اين كه شان نزول ايه چي بوده ؟‌


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۰۷ در ساعت ۱۸:۰۷

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «يَأَيّها الَّذِينَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ كَثِيرًا مِّنَ الظَّنّ‏ إِنَّ بَعْضَ الظَّنّ‏ إِثْم‏»

    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است. (1)



    نکات تفسیری در کلام مفسران:


    1. منظور از "كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ" گمان هاى بد است كه نسبت به گمان هاى‏ خوب در ميان مردم بيشتر است، لذا از آن تعبير به كثير شده و گرنه "حسن ظن و گمان خير" نه تنها ممنوع نيست بلكه مستحسن است، چنان كه قرآن مجيد در سوره نور مى‏فرمايد: «لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً»؛ چرا هنگامى كه آن نسبت ناروا را شنيديد مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسى كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند؟! (2)


    2. نهى از "كثيرى" از گمان ها شده، ولى در مقام تعليل مى‏گويد زيرا "بعضى" از گمان ها گناه است، اين تفاوت تعبير ممكن است از اين جهت باشد كه گمان هاى بد بعضى مطابق واقع است، و بعضى مخالف واقع؛ آن كه مخالف واقع است مسلما گناه است، و لذا تعبير به "إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ" شده است؛ بنا بر اين وجود همين گناه كافى است كه از همه بپرهيزد.


    3. گمان بد و خوب غالبا اختيارى نيست، يعنى بر اثر يك سلسله مقدمات كه از اختيار انسان بيرون است در ذهن منعكس مى‏شود. لذا منظور از اين نهى، نهى از ترتيب آثار است، يعنى هر گاه گمان بدى نسبت به مسلمانى در ذهن شما پيدا شد، در عمل كوچكترين اعتنايى به آن نكنيد، طرز رفتار خود را دگرگون نسازيد، و مناسبات خود را با طرف تغيير ندهيد، بنا بر اين آن چه گناه است ترتيب اثر دادن به گمان بد مى‏باشد.


    4. گمان بد چيزى نيست كه هميشه از اختيار آدمى بيرون باشد لذا انسان مى‏تواند با تفكر روى مسائل مختلفى، گمان بد را در بسيارى از موارد از خود دور سازد، به اين ترتيب كه در راه هاى حمل بر صحت بينديشد و احتمالات صحيحى را كه در مورد آن عمل وجود دارد در ذهن خود مجسم سازد و تدريجا بر گمان بد غلبه كند. (3)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۰۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ»


    زجاج گويد: منظور آيه آن است كه انسان نسبت به نيكان بدگمانى كند، اما بدكاران و گنهكاران همان گونه كه از ظاهر آنان ديده مى‏شود ما حق داريم نسبت به آنان بدگمان باشيم.

    بعضى گفته‏اند: اين گمانى كه دستور داده شده است از آن اجتناب كنيم آن است كه انسان نسبت به برادر مسلمان خود گمان بد داشته باشد، البتّه گمان بد داشتن تا ما دام كه انسان به زبان نياورده است اشكال ندارد، ولى اگر به زبان بياورد و آن را ظاهر سازد گناه كرده است، كه دنبال آيه بدان اشاره شده است: «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»

    بعضى گفته‏اند: اين كه خداوند فرموده است: (كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ) براى اين كه بعضى از ظن‏ها بايد بدان عمل شود و مخالفت با آن جايز نيست، و عمل كردن به اين گونه ظن هنگامى كه گناه است كه شخص با اين كه مي تواند علم پيدا كند به گمان خود رفتار نمايد؛ و اين گمان است كه در آيه گناه شمرده شده است، و نبايد بدان عمل نمود.

    اما آن دسته از ظن و گمان ها كه راهى براى تبديل آن ها به علم نيست گناه نيست، و روى همين اصل است كه خداوند فرموده است بعضى از گمان ها گناه است، نه همه آن ها.

    و ظنّ نيكو در قرآن مجيد بيان شده و در اين آيه به آن اشاره شده است: «لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً» (4)

    بعضى از مفسّرين گفته‏اند معنى آيه اين است بر مؤمن واجب است كه (نسبت به ديگر برادران) خوش‏بين باشد، و در مواردى كه قابل توجيه است هر چند كه ظاهر آن مورد پسند نباشد بدگمان نباشد. (5)


    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۰۳

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مراد از ظنى كه در اين آيه مسلمين مامور به اجتناب از آن شده‏ اند، ظن سوء است، و گر نه ظن خير كه بسيار خوب است، و به آن سفارش هم شده است.

    و مراد از "اجتناب از ظن" اجتناب از خود ظن نيست، چون ظن، خود نوعى ادراك نفسانى است، و درِ دل باز است، ناگهان ظنى در آن وارد مى‏شود و آدمى نمى‏تواند براى نفس و دل خود درى بسازد، تا از ورود ظن بد جلوگيرى كند، پس نهى كردن از خود ظن صحيح نيست. بله، مگر آنكه از پاره‏اى مقدمات اختيارى آن نهى كند.

    پس منظور آيه مورد بحث نهى از پذيرفتن ظن بد است، مى‏خواهد بفرمايد: اگر در باره كسى ظن بدى به دلت وارد شد آن را نپذير و به آن ترتيب اثر مده.

    و بنا بر اين، پس اين كه فرمود بعضى از ظن‏ها گناه است، باز خود ظن را نمى‏گويد، (چون ظن به تنهايى چه خوبش و چه بدش گناه نيست، براى اين كه گفتيم اختيارى نيست)، بلكه ترتيب اثر دادن به آن است كه در بعضى موارد گناه است، (مثل اين كه نزد تو از كسى بدگويى كنند، و تو دچار سوء ظن به او شوى و اين سوء ظن را بپذيرى، و در مقام ترتيب اثر دادن بر آمده او را توهين كنى، و يا همان نسبت را كه شنيده‏اى به او بدهى و يا اثر عملى ديگرى بر مظنه‏ات بار كنى كه همه اينها آثارى است بد و گناه و حرام). (6)


    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۰۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نگاه به روایات


    در حديثى از پیامبر گرامى اسلام (ص) آمده: "ثلاث في المؤمن لا يستحسن وله منهن مخرج، فمخرجه من سوء الظن أن لا يحققه، والشيطان قد يقرر على القلب بأدنى مخيلة مساءة الناس، ويلقي إليه أن هذا من فطنتك وسرعة تنبهك وذكائك، وأن المؤمن ينظر بنور الله، وهو على التحقيق ناظر بغرور الشيطان وظلمته"

    سه چيز است كه وجود آن در مؤمن پسنديده نيست، و راه فرار دارد، از جمله سوء ظن است كه راه فرارش اين است كه به آن جامه عمل نپوشاند. شیطان با کمترین تخیلی، سوء ظن به مردم را در قلب می اندازد و بر آن قلب القاء می کند که این به خاطر ذکاوت و زیرکی تو است، و حال آن که مؤمن با نور و هدایت الهی نگاه می کند و او به فریب و نیرنگ شیطان توجه دارد. (7)



    امام علی علیه السلام در این زمینه چنین می فرمایند: "ضع أمر أخيك على أحسنه حتى يأتيك ما يغلبك منه، ولا تظنن بكلمة خرجت من أخيك سوءا وأنت تجد لها في الخير محملا"

    اعمال برادرت را بر نيكوترين وجه ممكن حمل كن، تا دليلى بر خلاف آن قائم شود، و هرگز نسبت به سخنى كه از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر، ما دام كه مى‏توانى محمل نيكى براى آن بيابى. (8)


    ضمنا در مورد این فقره از آیه شریفه «يَأَيّها الَّذِينَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ كَثِيرًا مِّنَ الظَّنّ‏ إِنَّ بَعْضَ الظَّنّ‏ إِثْم‏»، شأن نزول خاصی در کتب تفسیری نیافتم.

    ____________


    1. حجرات، 12.
    2. نور، 12.
    3. ر.ک: تفسير نمونه، ج ‏22، ص 181.
    4. نور، 12.
    5. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏9، ص 205.
    6. ترجمه الميزان، ج ‏18، ص 483.
    7. مستدرك سفينة البحار ، ج 7، ص 38.
    8. كافی،كلينی، ج 2، ص 362.







    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۰۷

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    گمان های بد



    پرسش:
    با توجه به آيه 12 سوره حجرات، گمان هایی که نباید به آن ها ترتیب اثر داد، شامل چه نوع گمانی هست ؟


    پاسخ:
    «يَأَيّها الَّذِينَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ كَثِيرًا مِّنَ الظَّنّ‏ إِنَّ بَعْضَ الظَّنّ‏ إِثْم‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمان ها گناه است. (1)

    نکات تفسیری در کلام مفسران:

    1. منظور از "كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ" گمان هاى بد است كه نسبت به گمان هاى‏ خوب در ميان مردم بيشتر است، لذا از آن تعبير به كثير شده و گرنه "حسن ظن و گمان خير" نه تنها ممنوع نيست بلكه مستحسن است، چنان كه قرآن مجيد در سوره نور مى‏ فرمايد: «لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً»؛ چرا هنگامى كه آن نسبت ناروا را شنيديد مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسى كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند؟! (2)
    2. نهى از "كثيرى" از گمان ها شده، ولى در مقام تعليل مى‏ گويد زيرا "بعضى" از گمان ها گناه است، اين تفاوت تعبير ممكن است از اين جهت باشد كه گمان هاى بد بعضى مطابق واقع است، و بعضى مخالف واقع؛ آن كه مخالف واقع است مسلما گناه است، و لذا تعبير به "إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ" شده است؛ بنا بر اين وجود همين گناه كافى است كه از همه بپرهيزد.
    3. گمان بد و خوب غالبا اختيارى نيست، يعنى بر اثر يك سلسله مقدمات كه از اختيار انسان بيرون است در ذهن منعكس مى ‏شود. لذا منظور از اين نهى، نهى از ترتيب آثار است، يعنى هر گاه گمان بدى نسبت به مسلمانى در ذهن شما پيدا شد، در عمل كوچكترين اعتنايى به آن نكنيد، طرز رفتار خود را دگرگون نسازيد، و مناسبات خود را با طرف تغيير ندهيد، بنا بر اين آن چه گناه است ترتيب اثر دادن به گمان بد مى‏ باشد.
    4. گمان بد چيزى نيست كه هميشه از اختيار آدمى بيرون باشد لذا انسان مى ‏تواند با تفكر روى مسائل مختلفى، گمان بد را در بسيارى از موارد از خود دور سازد، به اين ترتيب كه در راه هاى حمل بر صحت بينديشد و احتمالات صحيحى را كه در مورد آن عمل وجود دارد در ذهن خود مجسم سازد و تدريجا بر گمان بد غلبه كند. (3)

    زجاج گويد: منظور آيه آن است كه انسان نسبت به نيكان بدگمانى كند، اما بدكاران و گنهكاران همان گونه كه از ظاهر آنان ديده مى‏ شود ما حق داريم نسبت به آنان بدگمان باشيم.
    بعضى گفته‏ اند: اين گمانى كه دستور داده شده است از آن اجتناب كنيم آن است كه انسان نسبت به برادر مسلمان خود گمان بد داشته باشد، البتّه گمان بد داشتن تا ما دام كه انسان به زبان نياورده است اشكال ندارد، ولى اگر به زبان بياورد و آن را ظاهر سازد گناه كرده است، كه دنبال آيه بدان اشاره شده است: «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»
    بعضى گفته ‏اند: اين كه خداوند فرموده است: (كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ) براى اين كه بعضى از ظن‏ها بايد بدان عمل شود و مخالفت با آن جايز نيست، و عمل كردن به اين گونه ظن هنگامى كه گناه است كه شخص با اين كه مي تواند علم پيدا كند به گمان خود رفتار نمايد؛ و اين گمان است كه در آيه گناه شمرده شده است، و نبايد بدان عمل نمود.
    اما آن دسته از ظن و گمان ها كه راهى براى تبديل آن ها به علم نيست گناه نيست، و روى همين اصل است كه خداوند فرموده است بعضى از گمان ها گناه است، نه همه آن ها.
    و ظنّ نيكو در قرآن مجيد بيان شده و در اين آيه به آن اشاره شده است: «لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً» (4)
    بعضى از مفسّرين گفته ‏اند معنى آيه اين است بر مؤمن واجب است كه (نسبت به ديگر برادران) خوش‏بين باشد، و در مواردى كه قابل توجيه است هر چند كه ظاهر آن مورد پسند نباشد بدگمان نباشد. (5)

    مراد از ظنى كه در اين آيه مسلمين مامور به اجتناب از آن شده‏ اند، ظن سوء است، و گر نه ظن خير كه بسيار خوب است، و به آن سفارش هم شده است.
    و مراد از "اجتناب از ظن" اجتناب از خود ظن نيست، چون ظن، خود نوعى ادراك نفسانى است، و درِ دل باز است، ناگهان ظنى در آن وارد مى‏ شود و آدمى نمى‏ تواند براى نفس و دل خود درى بسازد، تا از ورود ظن بد جلوگيرى كند، پس نهى كردن از خود ظن صحيح نيست. بله، مگر آنكه از پاره ‏اى مقدمات اختيارى آن نهى كند.
    پس منظور آيه مورد بحث نهى از پذيرفتن ظن بد است، مى‏خواهد بفرمايد: اگر در باره كسى ظن بدى به دلت وارد شد آن را نپذير و به آن ترتيب اثر مده.
    و بنا بر اين، پس اين كه فرمود بعضى از ظن‏ ها گناه است، باز خود ظن را نمى‏ گويد، (چون ظن به تنهايى چه خوبش و چه بدش گناه نيست، براى اين كه گفتيم اختيارى نيست)، بلكه ترتيب اثر دادن به آن است كه در بعضى موارد گناه است، (مثل اين كه نزد تو از كسى بدگويى كنند، و تو دچار سوء ظن به او شوى و اين سوء ظن را بپذيرى، و در مقام ترتيب اثر دادن بر آمده او را توهين كنى، و يا همان نسبت را كه شنيده‏ اى به او بدهى و يا اثر عملى ديگرى بر مظنه‏ات بار كنى كه همه اينها آثارى است بد و گناه و حرام). (6)

    نگاه به روایات
    در حديثى از پیامبر گرامى اسلام (ص) آمده: "ثلاث في المؤمن لا يستحسن وله منهن مخرج، فمخرجه من سوء الظن أن لا يحققه، والشيطان قد يقرر على القلب بأدنى مخيلة مساءة الناس، ويلقي إليه أن هذا من فطنتك وسرعة تنبهك وذكائك، وأن المؤمن ينظر بنور الله، وهو على التحقيق ناظر بغرور الشيطان وظلمته"؛ سه چيز است كه وجود آن در مؤمن پسنديده نيست، و راه فرار دارد، از جمله سوء ظن است كه راه فرارش اين است كه به آن جامه عمل نپوشاند. شیطان با کمترین تخیلی، سوء ظن به مردم را در قلب می اندازد و بر آن قلب القاء می کند که این به خاطر ذکاوت و زیرکی تو است، و حال آن که مؤمن با نور و هدایت الهی نگاه می کند و او به فریب و نیرنگ شیطان توجه دارد. (7)
    امام علی علیه السلام در این زمینه چنین می فرمایند: "ضع أمر أخيك على أحسنه حتى يأتيك ما يغلبك منه، ولا تظنن بكلمة خرجت من أخيك سوءا وأنت تجد لها في الخير محملا"؛ اعمال برادرت را بر نيكوترين وجه ممكن حمل كن، تا دليلى بر خلاف آن قائم شود، و هرگز نسبت به سخنى كه از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر، ما دام كه مى‏ توانى محمل نيكى براى آن بيابى. (8)
    ضمنا در مورد این فقره از آیه شریفه «يَأَيّها الَّذِينَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ كَثِيرًا مِّنَ الظَّنّ‏ إِنَّ بَعْضَ الظَّنّ‏ إِثْم‏»، شأن نزول خاصی در کتب تفسیری نیافتم.

    ____________



    1. حجرات، 12.
    2. نور، 12.
    3. ر.ک: تفسير نمونه، ج ‏22، ص 181.
    4. نور، 12.
    5. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏9، ص 205.
    6. ترجمه الميزان، ج ‏18، ص 483.
    7. مستدرك سفينة البحار ، ج 7، ص 38.
    8. كافی،كلينی، ج 2، ص 362.



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود