صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا قران به تفسیر نیاز دارد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا قران به تفسیر نیاز دارد ؟




    با سلام

    چرا قران به تفسیر نیاز دارد ؟فایده آن چیست ؟


    کاشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 4


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۰۹ در ساعت ۱۷:۰۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [justifyfull]با سلام و عرض ادب
    در مورد سوال شما باید عرض کنم که حضرت آیت الله معرفت پاسخ خوبی به این سوال دادند که فرمودند:
    قرآن نیازمند تفسیر است زيرا گرچه خداوند قرآن را طورى نازل كرده كه خود به خود و ذاتاً بيانى روشن براى تمامى انسانها، تفصيل و تبيينى براى همه چيز است؛ گاهى ابهام كه امرى عارضى و خارج از ذات قرآن و بعضا ناشى از خصوصيت سبك بيانى آن است، پيش مي‌آيد؛ زيرا قرآن براى عرضه قوانين كلى و اوليه نازل گشته؛ از اين رو به اختصار سخن گفته است ـ كه اين خود موجب ابهام مي‌گرددـ و تفصيل جزئيات مطالب را به بيان پيامبر اكرم(ص) واگذاشته است. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «دستور اقامه نماز به طور كلى بر پيامبر(ص) نازل شد؛ ولى كيفيت اقامه آن (سه يا چهار ركعت خواندنش) مشخص نبود، تا اينكه پيامبر خود اين فرمان را براى مردم تشريح كرد.» اين نوع اجمال «ابهام » است كه در بخشى از آيات‌الاحكام، كم و بيش به چشم مي‌خورد و در شيوه بيان قرآن، طبيعى است.
    از سوى ديگر قرآن كريم مشتمل بر معانى دقيق و مفاهيم ظريف و تعاليم و حكمت‌هايى والا درباره حقيقت خلقت و اسرار هستى است كه توده مردم در عصر رسالت از درك آن ناتوان بودند و پيامبر اكرم(ص) و پس از آن حضرت دانشمندان صحابه، مي‌بايست به تبيين و شرح جزئيات آن بپردازند. خداوند مي‌فرمايد: «هو الذى بعث فى الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين: اوست خدايى كه در ميان اُمّيان عرب، از خودشان پيامبرى فرستاد كه آيات وى را برايشان مي‌خواند و پاكشان مي‌سازد و به آنان كتاب و حكمت مي‌آموزد، در حالى كه از پيش ‍ در گمراهى آشكارى به سر مي‌بردند»
    از جمله اين موارد، مسائل مربوط به صفات جمال و جلال الهى، شناخت وجود انسان، اسرار خلقت، ميزان دخالت بشر در زندگى، هدف آفرينش، مبدأ و معاد و... است كه اينها در قرآن كريم به صورت گذرا، در قالب الفاظ و تعابير كنايى و استعاره و مجاز و جز آن آمده است كه شرح و بيان آن به بررسى، تدبر، دقت نظر و قدرت تفكر بالا نياز دارد.
    علاوه بر اين، گاه در قرآن - به منظور پند و عبرت انسانها - به حوادث گذشته تاريخ و سرگذشت امتهاى پيشين اشاراتى رفته است و گاه عادات و رسوم جاهليت معاصر نزول قرآن، از قبيل مسأله نسىء و نهى از ورود به خانه‌ها از پشت ديوار آن و مانند اينها را يادآور شده و به شدت محكوم كرده است تا اينكه آداب و رسوم جاهلى را نابود ساخته و ريشه آنها را خشكانده است؛ در نتيجه از آن عادات و رسوم، جز نشانه‌هايى اندك - كه بدون اطلاع از آنها، فهم معانى آيات مربوط به رسوم جاهلى و احوال گذشتگان ممكن نخواهد بود - چيزى بر جاى نمانده است.
    همچنين قرآن كريم امورى كلى را مطرح ساخته و جزئيات آن را واگذاشته است. اين خود سبب اجمال آيات شده و محتاج به شرح و بيان است؛ مثل جنبنده‌اي كه از زمين خارج خواهد شد و با مردم سخن خواهد گفت و يا دليلى كه موجب اثبات مصونيت يوسف از ارتكاب گناه گرديد و مانند اينها.
    از اينها كه بگذريم، گاه در قرآن كريم الفاظ غريب و ناآشنايى آمده كه هر چند در واقع در اوج قله فصاحت است، چنانچه توضيح داده نشود، فهم آن براى عامه مردم دشوار است. راغب اصفهانى در مقدمه تفسيرش ‍ مي‌نويسد: «تفسير يا در توضيح و شرح الفاظ ناآشنا كاربرد دارد؛ مانند بحيره، سائبه و وصيله، يا در تبيين جملات كوتاه؛ همانند آيه شريفه و أقيموا الصلاه و آتوا الزكاه» و يا توضيح جملاتى كه در بردارندة حكايتى است كه بدون آشنايى با آن، معناى جمله قابل فهم نيست؛ مانند آيه شريفه انما النسىء زياده فى الكفر يا و ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها».

    منبع:
    روزنامه اطلاعات شنبه 7 آبان 1390 - شماره251633.نویسنده آيت‌الله محمدهادي معرفت(ره)
    [/justifyfull]
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۱۲/۰۹ در ساعت ۲۰:۰۴
    چرا قران به تفسیر نیاز دارد ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [justifyfull]حضرت آیت الله العظمی جعفر سبحانی در پاسخ بدین سوال می گوید:
    از آنجا كه مشركان عرب در مقابل «تحدى» قرآن احساس ناتوانى مى كرند، پیوسته در فكر فرو رفته بودند كه براى آن مبدأ و منشأ اى بیندیشند سرانجام گفتند:
    پیامبر، قرآن را از دو غلام رومى به نام « جبر» و «یسار» و مانند آنها فرا مى گیرد(1) چنانكه ما قبل آیه را حكایت مى كند، اّنجا كه مى فرماید:
    (وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانَ الَّذِى یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِىٌّ وَهذا لِسانٌ عَرَبِىٌّ مُبِینٌ).(2)
    ما مى دانیم كه مشركان مى گویند: محمد را بشرى آموزش مى دهد در حالى كه زبان كسى كه قرآن را به او نسبت مى دهند عجمى است و قرآن زبان عربى آشكار است.
    «عجم» در اصل به معنى «ابهام» است و «اعجمى» به كسى گفته مى شود كه در بیان او نقص باشد خواه عرب باشد یا غیر عرب، از آنجا كه عربها از زبان غیر خود، اطلاعاتى نداشتند غیر عرب را عجم مى خواندند، زیرا عربى را به درستى نمى فهمد و یا به درستى نمى تواند با آن سخن بگوید:
    با توجه به این شأن نزول كه نوع مفسران آن را نقل كرده اند مى توان گفت كه هدف آیه این است كه آیا صحیح است كه بگویند: «پیامبر» قرآن را از چنین افرادى مى گیرد در حالى كه قرآن سراسر فصاحت و بلاغت و جذبه و كشش، و عذوبت و شیرینى است، در صورتى كه گفتارهاى این دو نفر، فاقد این مزیت مى باشد، زیرا این دو نفر به خاطر «رومى بودن»، یا جاهل به زبان عربى هستند، و یا اگر هم آشنا باشند به خوبى به آن تكلم نمى كنند و كلمات و سخنان آنها از، تحریف و غلط خالى نیست.
    بنابر این مفاد آیه این است كه قرآن یك كلام صحیح و یك سخن بلیغ است و از هرگونه غلط و تحریف پیراسته مى باشد از این جهت نمى تواند زاییده مغز این دو نفر و یا مانند آنها باشد.
    ولى باید توجه نمود كه فصیح بـودن و بلیـغ بودن كلام و یـا دور از غلط و تحریف بــودن آن، مـلازم با ایـن نیست كه در تفسیر آن بـه مقدماتى نیاز نداشتـه باشیم و هرگـز نیـاز بـه یك چنیـن مقدمـاتى بـا «عربى مبیـن» بـودن منافاتى ندارد.
    امروز در تمام كشورهاى جهان، كتاب هاى علمى مربوط به آموزش و پرورش و یا آموزش عالى به نثر بسیار سلیس و دور از اغلاق و پیچیدگى نوشته مى شود، مع الوصف همه و یا بسیارى از آنها بى نیاز از معلم و تدریس استاد نیست.
    روشن تر بگوییم: اگر قرآن یك نثر عربى آشكار است، مقصود این است كه شیوه گفتن آن، مانند شیوه سخن گفتن ناآگاهان از زبان عربى نیست كه یك مشت كلمات مغلوط و محرف را سر هم مى كنند و به گمان خود، با زبان عربى سخن مى گویند، بلكه این كتابى است كه با اسلوب زبان عربى موافق، و از هر نوع تحریف و غلط از هر نوع مغلق گویى و پیچیده سرایى، دور و پیراسته است.
    در این جا دامنه سخن را كوتاه كرده و به بحث خود، با نقل گفتارى از امیر مؤمنان (علیه السلام) پایان مى بخشیم.
    امیر مؤمنان(علیه السلام) ابن عباس را براى احتجاج با خوارج اعزام كرد و این چنین دستور داد:
    «لا تخاصمهم بالقرآن فان القرآن ذو وجوه و حمال، تقول و یقولون و لكن حاججهم بالسنة فانهم لن یجدوا عنها محیصاً.(3)
    اى فرزند عباس هرگز هنگام مذاكره با خوارج با قرآن احتجاج مكن، زیرا آیات قرآن داراى احتمالاتى است، ممكن است تو احتمالى را بگیرى و آنان احتمال دیگرى را، و در نیتجه بحث و نزاع به درازا بكشد، با آنان با احادیث پیامبر احتجاج كن كه در دلالت خود بر مطلوب صریح تر مى باشند.
    این جمله گرانمایه آشكارا مى رساند كه برخى از آیات قرآنى محتملاتى دارد هرگز تعیین یكى از محتملات بدون طى مقدماتى امكان پذیر نیست و تنها با داشتن اطلاعات ادبى، این سنخ ابهامها، بر طرف نمى شود، رفع این گونه ابهام از طرفى است كه توضیح داده شده.
    این حدیث مى رساند كه همه آیات قرآن سرتاسر صریح الدلاله نیست و باید در تعیین محتملات مفاد آیه از مبادى دیگر استفاده نمود.(4)

    منبع:
    1 . كشاف: ج2، ص 218.
    2 . نحل/103.
    3 . نهج البلاغه،خطبه 77.
    4 . منشور جاوید، ج3، ص 312 و 314.[/justifyfull]
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۱:۵۰
    چرا قران به تفسیر نیاز دارد ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ممنون از جوابتون ..


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    57
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    حالا این تفسیر رو چه کسانیید بکنند؟کار هر کسی هست؟
    تفسیر به رآی نمیشه؟اصلا تفسیر به رای چی هست؟
    ممنون

    الهی! اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم.
    الهی! تا به تو آشنا شدم از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم نهان بودم پنهان شدم.
    الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.
    الهی! دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام
    معنی تفسیر به رای چیه؟ .چون تا بحال هر کس دلش خواسته قران تفسیر کرده
    خداوند میفرماید :ایمان به من نیاورده است کسی که کلام مرا برای خود تفسیر کند و اعمال کند قیاس را در دینم و مرا به مخلوقاتم شبیه سازد.
    امام رضا ع از پدرانش ع از پیامبر ص حدیث قدسی
    ویرایش توسط 159 : ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ در ساعت ۰۰:۰۱
    يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ
    لو سلك الناس وادیا شعبا لسلكت وادی رجل عبد الله وحده خالصا
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت . امام هادی ع

  8. تشکر


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلام خیبر شکن نمایش پست
    حالا این تفسیر رو چه کسانیید بکنند؟کار هر کسی هست؟
    با سلام و عرض ادب
    دوست عزیز قبل از پاسخ به سؤال شما باید عرض کنم که منظور از “تفسیر“ ، بیان معانی و مقاصد آیات کریمه است که با استمداد از تدبر و استنطاق معنی آیه ای از مجموع آیات مربوطه و استفاده از روایات معتبر در صورت امکان، تحقق می پذیرد، بنابراین در اینجا نظری به بطون قرآن که جز از راه تأویل بدان راهی نیست، نداریم.
    با مراجعه به آیات صریح قرآن:
    "أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها[1]"
    "وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیانًا لِکُلّ‏ِ شَیْ‏ءٍ[2]"
    "کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا اْلأَلْبابِ[3]"
    "أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ آباءَهُمُ اْلأَوَّلینَ[4]"
    و آیات بسیار دیگرو با مراجعه به روایات بسیاری که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام رسیده و به مردم توصیه و تأکید نموده که در مشکلات و فتن، بقرآن مجید مراجعه نمایند. (به اول تفسیر عیاشی و صافی و برهان مراجعه شود)
    و همچنین روایات متواتر دیگری که از پیامبر(ص) و معصومین(ع) وارد شده مبنی بر اینکه احادیثی که از ما نقل می شود باید به قرآن عرضه شوند، که اگر موافق قرآن باشد به آن اخذ و عمل شود و اگر مخالف قرآن باشد، باید رد شود.[5]
    این نکته را می فهمیم که همه مسلمانان به تدبر و فهم قرآن فرا خوانده شده اند و این یعنی جواز تفسیر برای کسانی که واجد شرایط باشند.
    لازم به ذکر است که بر اساس عقیده شیعه چنانچه در روایات رسول (ص) و… آمده است، مفسرین واقعی قرآن خود پیامبر اکرم و جانشینان بر حق او (یعنی ائمه اطهار) می باشند و بهمین جهت است که ما در تفسیر قرآن به کلمات معصومین نیازمند هستیم و لذا کار تفسیر علاوه بر شروطی که دارد، روشهایی نیز دارد، که روش صحیح و منحصر به فرد آن روشی است که پیامبر اکرم(ص) و ائمه اهل بیت(ع) در تعلیمات خود به آن اشاره فرموده اند، لذا مفسر وظیفه دارد پیش از تفسیر به احادیث نبوی و روایات اهل بیت(ع) مراجعه کرده و در آنها تأمل نماید تا به روش ایشان در بر داشت معانی قرآن آگاه شده و طبق آن روش به تفسیر قرآن بپردازد.
    پس آن دسته احادیثی که می فرمایند: “دانش صحیح تفسیر تنها در دست ائمه علیهم السلام است”. منظورشان علم به همه مفاهیم قرآن و همچنین علم به حقائق باطنی قرآن است و حتی همین دانش اختصاصی را دیگران به دو صورت می توانند از معصومین علیهم السلام دریافت دارند:
    با تصریح مستقیم ائمه علیهم السلام
    با تعلیم روش صحیح بیرون کشیدن این معارف از قرآن کریم که در خلال تعالیم عالیه معصومین وارد شده است.
    و مفسر واقعی قرآن می تواند با توسل به یکی از این دو طریق، در راه درک و تحقیق مفاهیم و حقائق قرآنی تلاش کند.

    منابع:
    1. سوره محمد، آیه 24.
    2. سوره نحل، آیه 89.
    3. سوره فاطر، آیه 29.
    4. سوره مومنون، آیه 68.
    5. بحار الانوار– ج 1 باب اختلاف اخباری.

    چرا قران به تفسیر نیاز دارد ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلام خیبر شکن نمایش پست
    اصلا تفسیر به رای چی هست؟
    يكي از روش‌ها و گرايش‌هاي تفسير قرآن تفسير به رأي است كه در روايات فراواني به شدّت از آن نكوهش و تقبيح شده است قبل از بيان روايات، به معني تفسير و رأي مورد بررسي قرار مي گيرد.
    معناي تفسير و رأي:
    تفسير از واژه «فَسَرَ» به معاني روشن كردن و آشكار ساختن است و تفسير در اصطلاح مفسران عبارت است از زدودن ابهام از لفظ مشكل و دشوار، كه در انتقال معناي مورد نظر، نارسا و دچار اشكال است.(1) «رأي» عبارت است از آن تصوراتي كه مانند محسوسات مورد رؤيت ذهني باشد و اصطلاحاً به معناي «اعتقاد حاصل از اجتهاد و تفكّر» استعمال مي‌شود(2) و برخي از دانشمندان، رأي در اين‌ مورد را به معناي «هوي و هوس»(3)گرفته‌اند.
    روايات در مذمت تفسير به رأي:
    احاديثي نقل شده كه مردم را از تفسير به رأي برحذر داشته است. و قائل به اين است که اگر شخصي از يك لفظي قطع به معنايي پيدا کند و بدون دليل شرعي و تنها به رأي و نظر شخصي و استحسان خودش تكيه كند؛ تفسير به رأي است.(4)
    رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «ما امَنَ بي مَنْ فَسَّر برأيه كلامي»(5) (خداي جلّ‌جلاله مي‌فرمايد: هر كسي به رأي و دلخواه خويش گفتار مرا تفسير كند به من ايمان نياورده است) «من فَسّر القرآن برأيه فليتبوَأ مقعدَه من النّار»(6)(كسي كه قرآن را به رأي و نظر خود تفسير كند، جايگاهش آتش جهنم است) و عيّاشي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل مي‌كند كه فرمودند: «مَنْ فسّر القرآن برأيه ان اصابَ لم يُوجَز، و ان اخطاً فهو ابعدُ من السماء»(7) (كسي كه قرآن را به رأي و نظر خويش تفسير كند، اگر درست و مطابقِ با واقع باشد، اجر و پاداشي برايش نيست و اگر خطا رود، هر آينه (از مرز و حق و حقيقت) بيشتر از فاصله آسمان‌ها از يكديگر، دور شده است.

    منابع:
    1. معرفت، محمدهادي، التفسير و المفسرون، مشهد، الجامعة الرضويه، 1418 ق، ج 1، ص 13.
    2. عميد زنجاني، عباسعلي، مباني و روش‌هاي تفسير قرآن تهران، چاپ ارشاد، 1373، ص 229.
    3. معرفت، محمدهادي، همان، ج 1، ص 63.
    4. مقدس اردبيلي، زبدة البيان، ص 21.
    5. معرفت، محمدهادي، همان، ج 1، ص 60.
    6. همان، ص 61.
    7. مرآة الانوار، مقدمه تفسير قرآن، ص 16، به نقل از: عميد زنجاني، عباسعلي، همان، ص 223.

    چرا قران به تفسیر نیاز دارد ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منظور از تفسير به رأي
    هر چند مفسران در معناي «تفسير به رأي» اختلاف كرده‌اند ولي روايات متعدّدي كه از ناحيه ائمه ـ عليهم السّلام ـ وارد شده است «تفسير به رأي» را به روشني معنا نموده است.(1)
    الف. امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ به قتاده مفسِّر معروف فرمودند: «وَيْحَكَ يا قتادة ان كنتَ انما فَسَّرت القرآن من تلقاء نفسِك فَقَدْ هلكتَ و اهلكت و ان اخذتَه من الرجال فقد هلكت و اهلكت» واي بر تو اي قتاده اگر قرآن را از پيش خود تفسير كني، به يقين هلاك مي‌شوي و ديگران را نيز به هلاكت خواهي كشاند (هم‌چنين) اگر تفسير قرآن را از ديگر مردم (درست مانند حالتي كه از پيش خود تفسير كني) فراگيري، سرانجام هلاك شده ديگران را نيز به هلاكت خواهي كشاند.
    ب. در تفسير منسوب به امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ چنين آمده است كه2) «آيا مي‌دانيد چه كساني به قرآن، كه آن را شرفي بسي بزرگ و والا است تمسك مي‌جويند؟ آنان كه قرآن و تأويلش را از ما اهل بيت و يا از نمايندگان و سفيران ما به سوي شيعيانمان به دست آورند، نه از طريق قياس بدكاران و آراي اهل جدل. امّا آنان كه به رأي و نظر خود درباره قرآن اظهار نظر مي‌كنند، اگر تصادفاً گفتارشان درست باشد، عملشان از روي ناداني بوده، قرآن را از غير اهلش فرا گرفته‌اند، و امّا اگر دچار خطا و اشتباه شده، سخنشان مطابق با واقعِ امور نباشد، جايگاهشان آتش جهنم خواهد بود.»(3)
    پس از نقل دو روايت با تلخيص و دسته‌بندي نظر مؤلف (مقدمه تفسير برهان)(4) در اين مورد بيان مي گردد:
    1. شخص رأي دارد و يا عاشق نظر خودش است و لذا آيه قرآن را بر اساس خواسته و هواي خودش تأويل و تفسير مي‌كند و چنان‌چه رأي او نبود هيچ‌گاه آن معنا از آيه استفاده نمي‌شد و اين نوع تفسير به رأي خودش دو نوع است يكي اين‌كه تفسير او از راه جهل و ناداني است. پس مثال مي‌فرمايد مثل اكثر تفاسير مخالفين. دوم آن‌كه با علم و آگاهي اين كار را انجام مي‌دهد مثل آنهايي كه با آيات قرآن براي تصحيح بدعت‌هاي خود استدلال مي‌كند در حالي كه خودش مي‌داند معني آيه چنان نيست كه او مي‌گويد ولي براي اين‌كه خصم خود را به اشتباه بيندازد و او را گمراه كند. سوم اين‌كه همين‌ شخص كه بر اساس هواي نفس قرآن را تفسير مي‌كند و با علم و آگاهي مي‌داند اين تفسير غلط است ولي غرض صحيح ممكن است داشته باشد (مثل اصحاب تأويلات باطنيه) مثلاً براي اين‌كه دليلي از قرآن براي مجاهده با نفس داشته باشد به آيه «اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى»(5) كه اشاره به قلبش مي‌نمايد كه فرعون اين است و اين نوع تفسير هم ممنوع است (البتّه دليلش روشن است اگر راهش باز شود هر كسي براساس خواسته هوي و هوس از قرآن برداشتي مي‌كند همان‌طور كه مجاهدين خلق مي‌گفتند: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»(6) يعني مبارزه زير زميني و همين مطلب خواسته طرفداران «قرائت‌هاي مختلف مي‌‌باشد» پس در اين اقسام سه‌گانه كه بخش نخست بود طرف دنبال تفسير قرآن نيست بلكه خودش ايده و هوي و هوسي دارد كه مي‌خواهد آن را توجيه كند سعي مي‌كند از قرآن براي خودش دليل توجيه‌كننده‌اي بياورد.
    2. شخص از پيش خود تسريع دارد در تفسير نمودن قرآن ولي سرمايه عملي‌اش فقط به طور اندك است، ظاهر زبان عربي را بلد است. دنبال طلب روايت و گفتاري كه از ائمه ـ عليهم السّلام ـ در مورد اين آيه است نيستند مخصوصاً رواياتي كه در مورد مطالب بلند و غرائب (دور) و الفاظ مبهمه، الفاظ جابجائي در موارد اختصار حذف، اضمار، تقديم و تأخير، ناسخ و منسوخ، خاص و عام، رخص و عزائم محكم متشابه و چهره‌هاي گوناگون آيات متفرقه وجود دارد كه محتاج به استماع از ائمة ـ عليهم السّلام ـ مي‌باشد.
    كسي که در چنين موردي مبادرت بورزد در استنباط معاني قرآن (و تفسير آن) به مجرد همان مقدار فهم لغت عربي اشتباه و غلط خواهد شد و جزء آنهاي كه تفسير به رأي دارند مي‌باشد. بنابراين لازم است دنبال شنيدن (اخبار تفسير باشد) تا موارد غلط و اشتباه از بين برود و تازه بعد از شنيدن روايات بايد اهل نظر و استنباط باشد، تا بتواند آن را بفهمد، و از جمله برنامه تفسير، وارد بودن به زبان و لغت عربي است تا با آشنايي به لغت و زبان آن را تفسير نمايد.
    پاورقی:
    1. تمام اين روايات در مقدمه تفسير برهان كه قبل از جلد اوّل است به عنوان مرآة الانوار و مشكوة الاسرار وجود دارد.
    2. متن حديث را به علت اختصار پاسخ، حذف نموديم و به ترجمه آن اكتفاء نموديم.
    3. مقدمه تفسير برهان، (مرأة الانوار)، ص 16.
    4. همان.
    5. طه/ 24.
    6. بقره/ 3.

    چرا قران به تفسیر نیاز دارد ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بالاخره ما با فهم اندک خودمان، می توانیم قرآن را تفسیر کنیم یا اینکه با فهم اندک تفسر کردن، تفسیر به رای است؟


    از کجا روشن می شود که رای ما، هوای نفس است؟

  16. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود