جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا شیطان پدر حجاج است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آیا شیطان پدر حجاج است ؟




    يوسف پدر حجاج يكى از دوستان امام زين العابدين عليه السلام بود در يكى از روزها داخل خانه خود شد و مى خواست با عيال خود هم بستر شود. عيالش به او پرخاش كرد و گفت :اى يوسف ! چه خبر است ؟ تو چند لحظه پيش با من هم بستر شدى !
    يوسف هم از خانه مستقيما به خدمت امام سجاد عليه السلام رفت و داستان همسر خود را نقل كرد: آن حضرت فرمود: از اعيال خود نه ماه كناره بگير و در اين مدت با او هم بستر نشو - چون شيطان با قيافه تو با او نزديكى كرده است - بعد از نه ماه حجاج از او متولد شد. لذا آن شخص مستقيما از فرزندان شيطان است .
    علت خون ريزى و سفاكى او هم از اين جهت بود. وقتى از مادر متولد شد، پستانش را نمى گرفت ! در آن زمان طبيبى بسيار حاذق و پرتجربه و معروف به نام ((حارث بن كنده )) بود، به طورى كه بعضى بيماران سخت پيش او مى آمدند و معالجه مى شدند.
    مادر حجاج در فكر بود چه كند تا اين بچه پستانش را بگيرد. در اين هنگام شيطان به صورت همان طبيب ، ((حارث بن كنده )) آمده ! شيطان گفت : اى زن ! شنيده ام خداوند متعال پسرى به يوسف عنايت كرده ، ولى او پستان نمى گيرد. من آمده ام او را معالجه كنم . اهل خانه خوشحال شدند و گفتند:اى طبيب ! دستور چيست و چه بايد بكنيم ؟
    شيطان گفت : برويد يك بز كوهى را با يك مار سياه بياوريد، رفتند بز و مار را آوردند. شيطان دستور داد، هر دو را بكشيد و خونشان را در يك طشت مخلوط كنيد، آنها هم همين كار كردند. بعد از آن دستور داد بچه را آوردند او را لخت و عريان نموده داخل آن طشت نمودند و به زير خون ها بردند و خون آلود نمودند و به مادر دادند حجاج شروع به شير خوردن كرد.(472)
    سئوال: آیا به شیطان چنین اجازه ای داده شده است ؟
    آیا زن زنا کار است ؟
    آیا رحم زن استعداد چنین نطفه ای داشته است ؟
    آیا حجاج بی گناه نیست ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 2
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۱۳ در ساعت ۱۵:۴۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    يوسف پدر حجاج يكى از دوستان امام زين العابدين عليه السلام بود در يكى از روزها داخل خانه خود شد و مى خواست با عيال خود هم بستر شود. عيالش به او پرخاش كرد و گفت :اى يوسف ! چه خبر است ؟ تو چند لحظه پيش با من هم بستر شدى !
    يوسف هم از خانه مستقيما به خدمت امام سجاد عليه السلام رفت و داستان همسر خود را نقل كرد: آن حضرت فرمود: از اعيال خود نه ماه كناره بگير و در اين مدت با او هم بستر نشو - چون شيطان با قيافه تو با او نزديكى كرده است - بعد از نه ماه حجاج از او متولد شد. لذا آن شخص مستقيما از فرزندان شيطان است .
    علت خون ريزى و سفاكى او هم از اين جهت بود. وقتى از مادر متولد شد، پستانش را نمى گرفت ! در آن زمان طبيبى بسيار حاذق و پرتجربه و معروف به نام ((حارث بن كنده )) بود، به طورى كه بعضى بيماران سخت پيش او مى آمدند و معالجه مى شدند.
    مادر حجاج در فكر بود چه كند تا اين بچه پستانش را بگيرد. در اين هنگام شيطان به صورت همان طبيب ، ((حارث بن كنده )) آمده ! شيطان گفت : اى زن ! شنيده ام خداوند متعال پسرى به يوسف عنايت كرده ، ولى او پستان نمى گيرد. من آمده ام او را معالجه كنم . اهل خانه خوشحال شدند و گفتند:اى طبيب ! دستور چيست و چه بايد بكنيم ؟
    شيطان گفت : برويد يك بز كوهى را با يك مار سياه بياوريد، رفتند بز و مار را آوردند. شيطان دستور داد، هر دو را بكشيد و خونشان را در يك طشت مخلوط كنيد، آنها هم همين كار كردند. بعد از آن دستور داد بچه را آوردند او را لخت و عريان نموده داخل آن طشت نمودند و به زير خون ها بردند و خون آلود نمودند و به مادر دادند حجاج شروع به شير خوردن كرد.(472)
    مطالب مربوط به این موضع را در سه مرحله عرض میکنم :
    مرحله اول

    طبق صریح آیه قرآن [1] ابلیس از جنها است و از آنجا که جن موجودی با ویژگیهای خاص است؛ راه های کسب اطلاع از ان برای بشر بسیار محدود است و فعلا مقدار آگاهی های ما رد مورد این موجود محدود به همان مقداری است که در آیات قرآن و روایات بیان شده است. و در حد کلیاتی که عقل میتواند بر اساس محتوای قران و روایات به آن دست پیدا کند.

    مرحله دوم
    بررسی صحت ماجرای نقل شده :

    هرچند اصل این مطلب از کتابی به نام جامع النورین نوشته ملا اسماعیل سبزواری[2]؛ نقل شده است. ولی ظاهرا خواستگاه این مطلب دو روایت است که در تفسیر عیاشی از قول زراره نقل شده است.

    و برخی کتب دیگر نیز این مطلب را از تفسیر عیاشی نقل قول کرده اند و ما هر دو رایت را در اینجا بررسی میکنیم :

    روایت اول :

    عن زرارة قال‏ كان يوسف أبو الحجاج صديقا لعلي بن الحسين ص و أنه دخل على امرأته فأراد أن يضمها- أعني أم الحجاج قال: فقالت له: أ ليس إنما عهدك بذاك الساعة قال فأتى علي بن الحسين فأخبره فأمره أن يمسك عنها فأمسك عنها فولدت بالحجاج و هو ابن شيطان ذي الردهة. [3]


    بررسی
    .1 در این روایت پدر حجاج به عنوان دوست امام سجاد علیه السلام معرفی شده است و ظاهرا گفتگوی بین ایشان رخ داده است. قابل ذکر است که امام ع متولد سال 36 یا 38 هجری است و حجاج متولد سال 40 یا 41 هجری است در بهترین حالت زمان تولد حجاج امام حدود 5 سال سن داشته اند و این در حالی است که امام حسن و امام حسین علیهم السلام در قید حیات بوده اند؛ در چنین شرایطی به نظر میاید اصل دوستی پدر حجاج با امام سجاد و یا مراجعه او به ایشان بعید به نظر می رسد.
    2. این روایت از زراره نقل شده است بدون اینکه به امامی منسوب شود و لذا نمیتوان به عنوان یک روایت با آن برخورد کرد. در ضمن خود زراره متولد حدود 70 هجری است خودش نمیتوانسته شاهد چنین ماجرایی باشد.
    3. در این روایت تنها گفته شده است که حجاج فرزند شیطان است و این انتساب طبق آنچه رد ایه 64 سوره اسراء هم امده است می تواند نسبت کنایی و تسامحی باشد.
    4. قسمت پایانی این روایت یعنی "فولدت بالحجاج و هو ابن شيطان ذي الردهة" نمیتواند جزء گفتگوی امام با پدر حجاج باشد زیرا ظاهرا این مطلب بعد از تولد حجاج گفته شده است.

    5. مطالب دیگری که پیرامون این خبر نقل میشود اضافات و توضیحاتی است که ناقلان حدیث مطرح کرده اند.

    روایت دوم :

    عن زرارة عن أبي جعفر ع قال: سمعته يقول‏ ، كان الحجاج ابن الشيطان يباضع ذي الردهة. ثم قال: إن يوسف دخل على أم الحجاج فأرادأن‏يصيبها، فقالت‏: أ ليس إنما عهدك بذلك الساعة فأمسك عنها فولدت الحجاج‏.[4]


    1. سند این روایت نیز منقطع است. و راویان بین عیاشی تا زراره نقل نشده اند.
    2. مفهوم و متن این روایت مقداری نا متعادل است, مثلا این عبارت "كان الحجاج ابن الشيطان يباضع ذي الردهة" متناسب با ادامه روایت نیست.
    3. در اینجا نیز تنها تنها حجاج به عنوان پسر شیطان معرفی شده است که قبلا هم عرض شد میتواند تعبیری تسامحی باشد.

    جمع بندی :
    1.از انجا که سند و محتوای این دو روایت مخدوش است نمیتوان به آنها استناد کرد.
    2.بر فرض قبول اشاره به فرزند شیطان بودن حجاج به معنای اینکه این شخص نتیجه انعقاد نطفه شیطان با مادر حجاج باشد نیست چون این تعابر میتواند کنایی و تسامحی باشد.
    3. در مورد گفتگویی که بین پدر و مادر حجاج رخ میدهد نمیتوان لزوما گفت که شیطان با مادر حجاج نزدیکی کرده است؛ بلکه ممکن است دانسته مرتکب زنا شده باشد و از این طریق خواسته است خود را نجات دهد. و یا حتی بر فرض بعید) نادانسته گرفتار این عمل شده است؛ حتی در فقه هم موضوع ولد الشبهه مطرح است که ممکن است بر اثر اشتباه عمل زن آشویی انجام شود.). چنین مفهومی در رویات اهل بیت نیز مورد توجه قرار گرفته است که نطفه حرام را به عنوان فرزند شیطان معرفی کرده اند.
    3. تعبیر "ابن الشیطان ذی الردهه" لزوما اشاره به ابلیس یا هر موجود از جنس جنها ندارد؛ کما اینکه حضرت علی علیه السلام در روایتی معاویه را چنین یاد می کنند : أَمَّا شَيْطَانُ‏ الرَّدْهَةِفَقَدْكُفِيتُهُ‏ بِصَيْحَة.[5]
    نتیجه : از آنجا که اصل با عدم وقوع رابطه ای از این دست بین انسان و جن است؛ و همچنین با توجه به شواهد و قرائن نمیتوان وقوع چنین موضوعی را پذیرفت.

    مرحله سوم :
    بررسی سوالات مطرح شده :

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    آیا به شیطان چنین اجازه ای داده شده است؟
    به نظر می اید بررسی این موضوع از دو زاویه قابل بررسی است :
    1. به اعتبار اینکه شیطان دشمن قسم خورده انسان و اغوا کننده انسان است.

    مرحوم شهید مطهری در این زمینه می فرمایند :

    قلمروى شيطان «تشريع» است نه «تكوين»، يعنى قلمروى شيطان فعاليتهاى تشريعى و تكليفى بشر است. شيطان فقط در وجود بشر مى‏تواند نفوذ كند نه در غير بشر. قلمروى شيطان در وجود بشر نيز محدود است به نفوذ در انديشه او نه تن و بدن او. نفوذ شيطان در انديشه بشر نيز منحصر است به حدّ وسوسه كردن و خيال يك امر باطلى را در نظر او جلوه دادن. قرآن اين معانى را با تعبيرهاى «تزيين»، «تسويل»، «وسوسه» و امثال اينها بيان مى‏كند؛ و اما اينكه چيزى را در نظام جهان بيافريند و يا اينكه تسلّط تكوينى بر بشر داشته باشد، يعنى به شكل يك قدرت قاهره بتواند بر وجود بشر مسلّط شود و بتواند او را بر كار بد اجبار و الزام نمايد، از حوزه قدرت شيطان خارج است‏.[6]
    گستره نفوذ و قدرت شیطان در زمینه تلاش برای انحراف انسانها به آن مقدار نیست که انعقاد نطفه خودش در رحم انسانی چنین کاری را انجام بدهد البته همانطور که در روایات ذیل آیه 64 سوره اسراء آمده است شیطان میتواند با وسوسه کردن انسانها زمینه را برای زنا فراهم کند.

    2. به اعتبار اینکه ابلیس از اجنه است و در پرتو بررسی اینکه آیا اجنه میتوانند ارتباطاتی از این دست با انسان داشته باشند؟

    در این بخش نیز یا جنها را مومنین هستند یا غیر مومنین.

    جنهای مومنین که مرتکب چنین عملی نمیشوند. و جنهای غیر مومن نیز همانطور که اشاره شد اجازه چنین دخل و تصرفی ندارند.

    با توجه به آیه شریفه "شارکهم فی الاموال و الاولاد" و روایاتی که ذیل این ایه شریفه مطرح شده است موضوع "مشارکت" شیطان است یعنی خود جنها به صورت مستقیم و مستقل نمیتوانند اقدام به چنین اعمالی کنند.

    و از طرفی معنیا مشارکت شیطان حمل بر مال حرام و و ولد حرام شده است. یعنی هم شیطان از آنها رد راستای مقصود خود بهره میگیرد و هم انسان. [7]
    و نکته دیگر اینکه با توجه به تفاوت ماهوی و وجودی بین جن و انس (حداقل) باید گفت اصل بر عدم چنین نوع روابطی است. و ما دلیل یا قرینه قابل اعتنایی که بتواند این اصل را نقض کند در اختیار نداریم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    آیا زن زنا کار است ؟
    وقتی چنین رابطه ای منتفی باشد خود به خود بحث زنا نیز منتفی خواهد بود. البته در برخی روایات موضوع مشارکت شیطان مطرح شده است ولی در همه این روایات بحث مشارکت است یعنی در هر صورت یک انسان نقش دارد که گاهی بحث زنا مطرح میشود و گاهی بحث عدم رعایت آداب زن آشویی[8].

    در هر صورت در فرض قضیه مطرح شده با در نظر گرفتن عدم آگاهی زن نمیتوان گفت زن زنا کار بوده است. و شاید خود این موضوع دلیلی بر عدم امکان چنین رابطه ای باشه. چون در این صورت شخص بدون اینکه متوجه بشود گرفتار چنین گناه کبیره ای میشود و این به دور از رحمت خداوند است که کسی ار مجبور به گناه کند بدون اینکه خود شخص اصلا متوجه بشود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    آیا رحم زن استعداد چنین نطفه ای داشته است ؟
    در بررسی این موضوع باید نکاتی را در نظر داشته باشیم :
    طبق صریح آیات قران کریم خلقت شیطان از "نار" [9]بوده و برای انسان "قابل دیدن"[10] نیست. و این در حالی است که چشم انسان تنها قادر به دیدن به اجسام و اجساد است؛ در رویت جنها و شیطان تنها دو راه وجود دارد یا جنها تجسد و تجسم پیدا کنند این موضوع علاوه بر اینکه در ایات قران و روایات هیچ شاهدی ندارد ظاهرا محال وقوعی است چون منجر به انقلاب میشود و یک موجود نمیتواند در آن واحد دارای دو هویت باشد.
    راه دیگر که ظاهرا تمثل است یعنی جن به شکل یک انسان خودش را نمایان می کند و انسان آن را به آن شکل میبیند. حال این سوال پیش میاید که ایا در تمثل هویت اصلی حفظ میشود آیا این تمثال میتواند اعمالی حقیقی را انجام دهد طبق ظاهر ایه قرآن [11] تمثال تنها شکلش مشترک است و نمیتواند اعمال حقیقی انجام دهد. بر فرض اینکه شیطان بر مادر حجاج یا دیگری تمثل پیدا کرده باشد ولی ظاهرا نمیتواند اعمالی انسانی انجام دهد مانند مجامعت و امثال آن انجام دهد و یا حتی ماده اولیه نطفه او تغییر پیدا کند به شکلی در رحم انسانی قابل رشد و نمو باشد.[12]
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    آیا حجاج بیگناه نیست؟
    بر فرض صحت چنین ماجرایی چه بگوییم حجاج هویتی انسانی پیدا کرده است و چه بگویید هویتی جنی پیدا کرده است در هر دو صورت او همچنان دارای قدرت اختیار است و چنین واقعه ای هر چند ممکن است زمینه فساد را در او فراهم کند ولی هر گز قدرت اختیار از او سلب نمیشود بنابر این اعمال و رفتار او همچنان بر اساس اختیار و اراده خودش انجام می شود و مسئول همه گزینشگریهای خود خواهد بود.
    مطالعه بیشتر در این زمینه :

    http://www.askquran.ir/thread9899.html

    http://www.askquran.ir/thread15174.html
    www.askquran.ir/thread28785.html‏


    ============================
    [1] کهف 50.
    [2] حاج ملا اسماعیل سبزواری متولد 1224 هجری و متوفی 1312هجری. ر.ک: http://sabzevariha.blogfa.com/post-94.aspx
    [3]عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العيّاشي، 2جلد، ص301؛ المطبعة العلمية - تهران، چاپ: اول، 1380 ق.
    [4]
    عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العيّاشي، 2جلد، ص299, المطبعة العلمية - تهران، چاپ: اول، 1380 ق.

    [5]طريحي، فخر الدين بن محمد، مجمع البحرين، 6جلد، ص 346؛ مرتضوى - تهران، چاپ: سوم، 1375ش.

    [6] مجموعه اثار ج1 ص 95.

    [7] تفسیر المیزان ج 13 ص 201.
    [8]روایات ذیل ایه شریفه 64 سوره اسراء.
    [9] حجر ؛ 27.
    [10] اعراف ؛ 27.
    [11] الذاریات 24 الی 29. در این ایات ابراهیم علیه السلام به آنها غذا تعارف می کند ولی انها امتناع می کنند.
    [12] مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني)، جلد 6، ص 387؛ المكتبة الإسلامية - تهران، چاپ: اول، 1382 ق.



    ==================================

    مطالعه بیشتر تفسیر المیزان ذیل ایه 64 سوره اسرا



    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۱۲/۲۰ در ساعت ۱۲:۳۹


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    146
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 7 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    و در بعد دوم نیز باید توجه داشته باشیم که قدرت نقش افرینی شیطان محدود است و همانطور که در ایه شریفه آمده است تنها نقش اغوا گری دارد. و نمیتواند در هویت انسانها و در راستای شیطنتش نقش تکوینی داشته باشد.
    با سلام و ممنون از پاسخ شما

    لطفا در مورد آیه زیر توضیح بفرمایید :

    الله تعالي مي فرمايد:

    (الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ)

    «كساني كه ربا مي‏خورند، (از گور) برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي
    كه شيطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون نموده است».

    براي كشف اقيانوسهاي جديد
    بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛ اين جهان، جهان تغيير است نه تقدير



  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر بندگانش

    نقل قول نوشته اصلی توسط ودود نمایش پست
    با سلام و ممنون از پاسخ شما

    لطفا در مورد آیه زیر توضیح بفرمایید :

    الله تعالي مي فرمايد:

    (الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ)

    «كساني كه ربا مي‏خورند، (از گور) برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي
    كه شيطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون نموده است».
    سلام بر شما دوست گرامی

    سعی میکنم فقط به ان مقدار از مباحث ایه شریفه که مربوط به بحث است بپردازم.

    در مورد چگونگی "مس" شیطان و خبطی که به دنبال آن ایجاد میشود :

    واژه "مس" در اصل به معنای لمس است آن هم لمسی که همراه با حس باشد. (منظور حس لامسه است).
    مس:
    دست زدن. رسيدن و يافتن در مجمع گفته مسّ نظير لمس است و فرقشان آنست كه در لمس احساس هست. و اصل مس چسبيدن و شدت جمع است.
    قاموس قران ج6 ص 258

    با این وجود این واژه به صورت کنایه ای در موارد مختلف بکار میرود :
    مهم بودن / قرابت و نزدیک بودن/ یکی شدن / جنون و دیوانگی . و ... . لسان العرب ج6 ص217

    و همچنین از نظر کاربرد نیز به گونه ای مختلفی بکار میرود گاهی اشاره به تماس حقیقی و مادی دارد و گاهی معنای تماس را در بر دارد و در آیات شریفه نیز بکار رفته است.

    قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا. (مریم / 20)

    در این ایه شریفه همان معنای تماس جسمی مطرح است.

    الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوب. (فاطر /35)

    در این ایه به معنیا تماس فیزیکی و مادی نیست.

    به نظر میآید معنای واژه "مس" همان قرابت و نزدیک شدن و یکی شدن است که بسته به مورد نوع آن مشخص میشود. مثلا وقتی به بشر نسبت داده میشود تماس فیزیکی است. و وقتی به خساگی نسبت داده میشود دیگر فیزیکی نیسد و یا وقتی به پیری نسبت داده میشود منظور رسیدن است و ... .

    نکته دیگری که با توجه به ایات قران به دست میاید این است که :
    گاهی تماس به صورت مستقیم به تماس گیرنده نسبت داده میشود. مانند :

    لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُن. (بقره /235).
    لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون.(واقعه/ 79)

    و گاهی با واسطه نسبت داده میشود. مانند :

    وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُر. (انعام/17)
    وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ (41/ص).

    با توجه به مقدمات ذکر شده :
    وقتی گفته میشود در اسر "مس" شیطان کسی دچار خبط (کجی و اعوجاج در حرکت. که در اینجا منظور منحرف شدن از مسیر درست زندگی است) شده است منظور این نیست که مثلا شیطان با او تماس فیزیکی داشته است و یا اینکه خودش به صورت مستقیم چنین اقدامی را انجام داده است.
    بلکه این با واسطه ابزار صورت می گیرد. وقتی شیطان با وسوسه ها و القائات خود مسیر حق و درست زندگی را برای کسی منحرف میکند و او را دچار کجی و اعوجاج میکند؛ از این به "مس شیطان" تعبیر می شود.

    همانطور که در ماجرای حضرت ایوب این مس به شیطان نسبت داده است :
    وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ (41/ص)

    و در ایه دیگر به خود سختیها و مشکلات نسبت داده شده است :
    وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (83/انبیا)

    و این دو منافاتی با هم ندارند زیرا اینها در طول هم هستند و شیطان هم اگر مس و تماسی داشته است از طریق ایجاد همین سختیها و مشکلات بوده است که البته با وسوسه و القائات صورت گرفته است.

    این توضیح مبتنی بر برخی برداشتها از این ایه شریفه بود ولی طبق برخی برداشتها (که با ظاهر ایه هم سازگار تر است) نیازی به این توضیحات نیست که رد پست بعدی عرض خواهم کرد.


  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ودود نمایش پست
    با سلام و ممنون از پاسخ شما

    لطفا در مورد آیه زیر توضیح بفرمایید :

    الله تعالي مي فرمايد:

    (الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ)

    «كساني كه ربا مي‏خورند، (از گور) برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي
    كه شيطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون نموده است».
    به نظر میاید ترجمه ای که شما رد اینجا نوشته اید ترجمعه مفهومی است و چندان دقیق نیست به طور مشخص منظورم این بخش از ترجمه است :
    نقل قول نوشته اصلی توسط ودود نمایش پست
    بر اثر تماس
    در ایه هیچ لفظ و یا واژه ای که بتوان این ترجمه را از ان برداشت کرد وجود ندارد.

    تعبیر "من المس" جار و مجرور است و متعلق به "یقومون" یا "یقوم" و در هر صورت باید با توجه به آن دو کلمه معنی شود.

    و یا اینکه متعلق به "یتخبطه" باشد در هر صورت در اینجا خود واژه "مس" به معنای جنون است نه تماس هرچند با توجه به ریشه و معنای اصلی "مس" در ترجمه مفهومی میتوان گفت این جنون ناشی از تماس بوده است.

    ولی همانطور که در پست قبل هم اشاره شد وقتی این کلمه در غیر معنای اصلی خود بکار رفت باید با کمک قرائن ان را معنی کرد.

    معنای لفظی ایه شریفه چنین یمشود :

    كساني كه ربا مي‏خورند، برنمي‏خيزند مگر مانند برخاستن كسي
    كه شيطان او را دچار خبط و انحراف و کجی است، که عبارت باشد از جنون.

    و ترجمه مفهومی دقیقتر :
    کسانی که ربا میخورند بر نمیخیزند مگر مانند برخاستن کسی که شیطان او را دچار خبط و جنون کرده است.

    و اینکه شیطان چگونه ممکن است کسی را دچار خبط و جنون کند با واسطه ابزار صورت میگیرد.


  9. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود