جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آشنايي با امام حسن عسكري(عليه السلام)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آشنايي با امام حسن عسكري(عليه السلام)




    تولد امام حسن عسكری(عليه السلام)

    آشنايي با امام حسن عسكري(عليه السلام)

    امام حسن بن علی عسكری - علیه السلام- یازدهمین امام شیعیان است. بنا به روایت مورخان، آن حضرت در ربیع الثانی، روز دهم[1] یا هشتم[2] یا چهارم[3] ، سال 232 (و به نقل خطیب[4] سال 231) چشم به جهان گشود و 28 سال زندگی كرد.[5]

    ابن خلّكان تولد ایشان را روز پنجشنبه یكی از ماههای سال 231 دانسته و قول دیگری را نیز كه ششم ربیع الآخر سال 232 می‌باشد، نقل كرده است.[6]

    مسعودی سن آن حضرت را به هنگام شهادت 29 سال دانسته است.[7] بنابراین او باید تولد آن حضرت در سال 231 را معتبر بداند. نیز مورد اتفاق مورخان است كه رحلت امام عسكری - علیه السلام - در هشتم ربیع الاول از سال 260 اتفاق افتاده است؛[8] گرچه برخی جمادی الاولی آن سال نیز به عنوان قولی دیگر نقل كرده‌اند.[9] از آنجا كه رحلت امام هادی - علیه السلام - در سال 254 رخ داده، طبعا دوران امامت حضرت عسكری - علیه السلام - طبق روایت شیخ مفید، شش سال[10] و بر اساس گفته سعد بن عبدالله پنج سال و هشت ماه بوده است.[11]

    درباره نام مادر آن حضرت كه «ام ولد» بوده، گزارشهای مختلفی وجود دارد. در برخی از مصادر، نام آن بانو، «حدیث» یا «حدیثه» آمده و برخی دیگر نامش را «سوسن»[12]و «عسفان»[13] یاد كرده‌اند. صاحب «عیون المعجزات» نام صحیح او را «سلیل» دانسته و با عبارت «كانت من العارفات الصالحات» وی را ستوده است.[14]

    القاب خود آن بزرگوار را «الصّامت»، «الهادی»، «الرفیق»، «الزّكی» و «النّقی» ذكر كرده‌اند؛ برخی از مورخان لقب «الخالص» را هم بر القاب آن حضرت افزوده‌اند. «ابن الرضا» عنوانی است كه امام جواد و امام عسكری - علیهم السلام- هر دو به آن شهرت یافته‌اند.[15]

    چنان كه امام هادی - علیه السلام - و امام عسكری - علیه السلام - به لقب عسكریین معروف شده‌اند. گفتنی است كه عسكر عنوان نامشهوری برای سامرا بوده است. نقش انگشتری امام عسگری - علیه السلام - به دو صورت «سبحان من له مقالید السموات والارض»[16] و «ان الله شهید» ذكر شده است.[17] احمد بن عبیدالله بن خاقان مشخصات ظاهری آن بزرگوار را چنین وصف كرده است: داری چشمانی سیاه، قامتی نیكو، صورتی زیبا و بدنی موزون.[18]

    پي نوشتها:
    [1] . مسار الشیعه، ص 30.
    [2] . اعلام الوری، ص 367.
    [3] . مصباح كفعمی، ص 530.
    [4] . تاریخ بغداد، ج 12، ص 57.
    [5] . كافی،‌ج 1، ص 503.
    [6] . وفیات الاعیان، ج 2، ص 94؛ الائمه الاثنی عشر، ابن طولون، ص 113.
    [7] . مروج الذهب، ص 4، ص 112.
    [8] . الارشاد، ص 335؛ المقالات و الفرق، ص 102؛ نورالابصار، ص 168؛ الكافی، ج 1، ص 503، نك: تواریخ النبی والآل، ص 75.
    [9] . وفیات الاعیان، ج 2، ص 94.
    [10] . الارشاد، ص 335.
    [11] . المقالات والفرق، ص 102.
    [12] . كافی، ج 1، ص 503؛ كمال الدین، ج 2، ص 249؛ فصول المهمه، ص 284؛ كشف الغمه، ج 2، ص 402؛ نورالابصار، ص 166.
    [13] . فرق الشیعه، ص 105.
    [14] . بحارالانوار، ج 50، ص 238.
    [15] . مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 421؛ بحارالانوار، ج 50، ص 236؛ نورالابصار، ص 166.
    [16] . نورالابصار، ص 166.
    [17] . بحار الانوار، ج 50، ص 238.
    [18] . كمال الدین، ج 1، ص 40.

    رسول جعفريان ـ حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص 535
    .



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امامت امام عسكری(عليه السلام)

    آشنايي با امام حسن عسكري(عليه السلام)

    با رحلت امام هادی - علیه السلام- در سال 254 و به تنصیص آن حضرت، فرزندش امام عسكری - علیه السلام - به سمت امامت شیعیان اثنی عشری منصوب گردید. روایاتی كه در وصیت و تنصیص امام هادی - علیه السلام - درباره امامت فرزندش وارد شده، در بسیاری از كتب حدیث و تاریخ شیعه، فراوان به چشم می‌خورد.[1]

    طبعا با توجه به این وصیت و تنصیص امام هادی - علیه السلام - كه از نظر شیعیان نشانه صحت امامت امام بعدی است، آنان امام حسن عسكری - علیه السلام - را به امامت پذیرفتند. یكپارچگی شیعیان، به جز شماری اندك، خود دلیلی بر مقبولیت این امر در جامعه شیعه در آن روزگار است. بنا به نقل سعد بن عبدالله جز عده‌ای كه به امامت محمد بن علی (كه در زمان حیات پدرش امام هادی - علیه السلام - وفات كرد) گرویدند و تعداد انگشت شماری كه جعفر بن علی را امام خود دانستند، اكثریت یاران امام هادی - علیه السلام - به امامت حضرت عسكری گردن نهادند. پیروان جعفربن علی «جعفریه خلص» لقب یافتند.[2]

    مسعودی، جمهور شیعه را از پیروان امام عسكری و فرزندش می‌داند كه این فرقه در تاریخ به «قطعیه» معروف شده‌اند.[3] عنوان قطعیه اشاره به گروهی است كه نوعا نه به مهدویت امام رحلت كرده بلكه بر رحلت امام پیشین قطع كرده و امامت امام بعدی را پذیرفته‌اند. این نام، نخست بار در برابر واقفه كه پس از رحلت امام كاظم - علیه السلام - پدید آمدند اطلاق شده است.

    پي نوشتها:
    [1] . نك: الغیبه، طوسی، ص 120، 122؛ كشف الغمه، ج 2، صص 404، 407؛ الارشاد، ص 335، روضه الواعظین، ص 247، بحارالانوار، ج 50، صص 239، 246.
    [2] . المقالات والفرق، ص 101.
    [3] . مروج الذهب، ج 4، ص 112.


    رسول جعفريان ـ حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص537.


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اوضاع سیاسی، اجتماعی عصر امام عسكری(عليه السلام)

    آشنايي با امام حسن عسكري(عليه السلام)

    خلفای عباسی از هر گونه اِعمال فشار و محدودیت نسبت به امامان دریغ نمی‏كردند و این فشارها در عصر امام جواد و امام هادی و امام عسكری - علیهم السلام- در سامّرا به اوج خود رسید. شدّت این فشارها به قدری بود كه سه پیشوای بزرگ شیعه كه در مركز حكومت آنها (سامّرا) می‏زیستند، با عمر كوتاهی جام شهادت نوشیدند: امام جواد- علیه السلام- در سن 25 سالگی، امام هادی در سن 41 سالگی و امام عسكری در سن 28 سالگی كه جمعاً 92 سال می‏شود؛ و این حاكی از شدّت فشارها و صدمات رسیده بر آنها می‏باشد.

    ولی در این میان، فشارها و محدودیتهای زمان امام حسن عسكری- علیه السلام- ، به دو علّت، از دو پیشوای دیگر بیشتر بود:
    1 - در زمان امام عسكری - علیه السلام- شیعه به صورت یك قدرت عظیم در عراق درآمده بود و همه مردم می‏دانستند كه این گروه به خلفای وقت معترض بوده و حكومت هیچ یك از عباسیان را مشروع و قانونی نمی‏داند، بلكه معتقد است امامت الهی در فرزندان علی - علیه السلام - باقی است، و در آن زمان شخصیت ممتاز این خانواده امام حسن عسكری - علیه السلام - بود. گواه قدرت شیعیان، اعتراف «عبید الله»، وزیر «معتمد» عباسی، به این موضوع است. توضیح اینكه پس از شهادت حضرت عسكری، برادرش جعفر «كذّاب» نزد عبید الله رفت و گفت: منصب برادرم را به من واگذار، من در برابر آن سالیانه بیست هزار دینار به تو می‏دهم. وزیر به او پرخاش كرد و گفت: احمق! خلیفه آن قدر به روی كسانی كه پدر و برادر تو را امام می‏دانند، شمشیر كشید تا بلكه بتواند آنان را از این عقیده برگرداند، ولی نتوانست، و با تمام كوششهایی كه كرد توفیقی به دست نیاورد، اینك اگر تو در نظر شیعیان امام باشی نیازی به خلیفه و غیر خلیفه نداری واگر در نظر آنان چنین مقامی نداشته باشی، كوشش ما، در این راه كوچكترین فایده‏ای نخواهد داشت. [1]

    2 - خاندان عباسی و پیروان آنان، طبق روایات و اخبار متواتر، می‏دانستند مهدی موعود - عجل الله تعالی فرجه الشریف - كه تار و مار كننده كلیه حكومتهای خود كامه است، از نسل حضرت عسكری - علیه السلام - خواهد بود، به همین جهت پیوسته مراقب وضع زندگی او بودند تا بلكه بتوانند فرزند او را به چنگ آورده و نابود كنند (همچون تلاش بیهوده فرعونیان برای نابودی موسی!) چنانكه در جریان شهادت امام توضیح خواهیم داد.

    به دلائل یاد شده در بالا، فشار و اختناق در مورد پیشوای یازدهم فوق العاده شدید بود و از هر طرف او را تحت كنترل و نظارت داشتند. حكومت عباسی به قدری از نفوذ و موقعیت مهم اجتماعی امام نگران بود كه امام را ناگزیر كرده بود هر هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود.[2]

    دربار عباسی به قدری وحشت داشت كه به این مقدار كفایت نكرد، بلكه «معتز» امام را بازداشت و زندانی كرد [3] و حتی به «سعید حاجب» دستور داد امام را به سمت كوفه حركت داده و در راه او را به قتل برساند، ولی پس از سه روز، تركان، خودِ او را به هلاكت رساندند[4] پس از او «مهتدی» نیز امام را بازداشت و زندانی كرد و تصمیم به قتل حضرت داشت كه خداوند مهلت نداد و تركان بر ضدّ او شوریدند و وی را به قتل رساندند [5].

    پي نوشتها:
    [1] . على بن عیسى الاربلى، كشف الغمّه، تبریز، مكتبه بنى هاشمى، 1381 ه.ق، ج 3، ص 197 - ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص 422 - كلینى، اصول كافى، تهران، مكتبه الصدوق، 1381 ه.ق، ج 1، ص 503 - شیخ مفید، الارشاد، قم، مكتبه بصیرتى، ص 338 - طبرسى، اعلام الورى، ط 3، دار الكتب الاسلامیه، ص 376 - فتّال نیشابورى ،روضه الواعظین، ط 1، بیروت، مؤسسه الأعلمى للمطبوعات، 1406 ه.ق، ص 274 - سید محسن امین، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، 1403 ه.ق، ج 2، ص .43

    [2] . ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص 434 - محمد بن جریر طبرى، دلائل الامامه، ط 3، قم، منشورات الرضى،، 1363 ه. ش، ص 226 - مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المكتبه الاسلامیه، 1395 ه.ق، ج 50، ص .251 البته، بر رغم نیت پلید خلیفه، هر بار امام رفت و آمد مى ‏كرد، هزاران نفر جمعیت مشتاق، در مسیر حركت امام اجتماع مى‏كردند، و آن چنان غلغله شادى به راه افكنده و ابراز احساسات مى ‏كردند كه از كثرت جمعیت، راهها بند مى ‏آمد و عبور و مرور قطع مى‏شد، و به محض آنكه حضرت را مشاهده مى ‏كردند كه از كثرت جمعیت، راهها بند مى ‏آمد و عبور و مرور قطع مى ‏شد، و به محض آنكه حضرت را مشاهده مى ‏كردند سر و صدا خاموش مى ‏شد و براى حضرت راه باز مى ‏كردند، و پس از عبور امام، وضع به حال طبیعى بر مى ‏گشت (ر.ك به: سه مأخذ یاد شده و نیز غیبه شیخ طوسى، تهران، مكتبه نینوى الحدیثه، ص 29).

    اینجا ممكن است این سؤال پیش آید كه با وجود ضعف و تزلزل دستگاه خلافت، و تسلط تركان و موالى بر امور مملكت، چگونه فشار و اختناق در مورد امام به همان شدّت ادامه داشت؟ در پاسخ باید گفت: اگر نگرانى از ناحیه قدرت معنوى امام، منحصر به شخص خلیفه یا اطرافیان او بود، كار سهل بود و امام مى ‏توانست از راههاى گوناگون، به فعالیت سرّى بپردازد، ولى این بیم و نگرانى بر یك طیف وسیع سیاسى سایه افكنده بود كه خلیفه هم جزئى از آن بود، و این طیف بقیه سردمداران و همه كسانى را نیز كه به نحوى با حكومت، منافع مشترك داشتند، شامل مى‏شد، به همین جهت مخالفت و اعمال فشار و محدودیت در مورد امام، ویژگى اصلى خط حاكم بر كشور محسوب مى‏شد و حتى با قتل خلیفه ‏اى، و جایگزینى خلیفه ‏اى دیگر تغییر نمى ‏یافت!

    [3] . مجلسى، بحار الأنوار، ج 50، ص .311
    [4] . مجلسى، همان مأخذ، ص .313
    [5] . شیخ طوسى، كتاب الغیبه، تهران، مكتبه نینوى الحدیثه، ص .134

    مهدي پيشوايي- سيره پيشوايان، ص620.

  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تدابیر امنیتی علیه امام عسكری(ع)

    آشنايي با امام حسن عسكري(عليه السلام)

    اسناد و شواهد بسیاری در دست است كه از یك سو عمق شیطنت و وسعت نقشه ‏های خائنانه دربار عباسی در مورد امام عسكری - علیه السلام- و یارانش را نشان می‏دهد، و از سوی دیگر هشیاری و تدابیر امنیتی امام را بخوبی جلوه گر می‏سازد كه از آن جمله چند مورد یاد شده در زیر را می‏توان نام برد:

    1 - «ابو هاشم داود بن قاسم جعفری»[1] می‏گوید: ما چند نفر در زندان بودیم كه «امام عسكری» و برادرش «جعفر» را وارد زندان كردند. برای عرض ادب و خدمت، به سوی حضرت شتافتیم و گرد ایشان جمع شدیم. در زندان، مردی «جمحی» (خ ل: عجمی) بود و ادعا می‏كرد كه از علویان است.

    امام متوجه حضور وی شد و گفت: اگر در جمع شما فردی كه از شما نیست نمی ‏بود، می‏گفتم كی آزاد می‏شوید. آنگاه به مرد «جمحی» اشاره كرد كه بیرون رود، و او بیرون رفت. سپس فرمود: این مرد از شما نیست، از او بر حذر باشید، او گزارشی از آنچه گفته ‏اید برای خلیفه تهیه كرده كه هم اكنون در میان لباسهای اوست. یكی از حاضران او را تفتیش كرد و گزارش را كه در لای لباس پنهان كرده بود، كشف كرد، مطالب مهم و خطرناكی درباره ما نوشته بود.[2]

    این حادثه نشان می‏دهد كه حتی در زندان هم برای كنترل امام و شیعیان، مأمور مخفی گماشته بودند.

    2 - یكی از یاران امام بنام «احمد بن اسحاق» می‏گوید: به حضور امام رسیدم و از او درخواست كردم كه چیزی بنویسد و من خط او ببینم تا اگر نامه ‏ای از او رسید، خطش را بشناسم (و دشمن نتواند بنام امام نامه جعل كند) امام فرمود: خط من، گاهی با قلم باریك و گاهی با قلم پهن است، اگر چنین تفاوتی مشاهده كردی نگران نباش...[3]

    3 - یكی از یاران امام می‏گوید: ما گروهی بودیم كه وارد سامرّا شدیم و مترصّد روزی بودیم كه امام از منزل خارج شود تا بتوانیم او را در كوچه و خیابان ببینیم. در این هنگام نامه ‏ای به این مضمون از طرف امام به ما رسید: هیچ كدام بر من سلام نكنید، هیچ كس از شما به سوی من اشاره نكند، زیرا برای شما خطر جانی دارد! [4]

    4 - «عبدالعزیز بلخی» می‏گوید: روزی در خیابان منتهی به بازار گوسفند فروشها نشسته بودم. ناگهان امام حسن عسكری را دیدم كه به سوی دروازه شهر حركت می‏كرد. در دلم گفتم: خوب است فریاد كنم كه: مردم! این حجت خدا است، او را بشناسید. ولی با خود گفتم در این صورت مرا می‏كشند! امام وقتی به كنار من رسید و من به او نگریستم، انگشت سبابه را بر دهان گذاشت و اشاره كرد كه سكوت! من بسرعت پیش رفتم و بوسه بر پاهای او زدم. فرمود: مواظب باش، اگر فاش كنی، هلاك می‏شوی! شب آن روز به حضور امام رسیدم. فرمود: باید رازداری كنید وگرنه كشته می‏شوید، خود را به خطر نیندازید. [5]

    5 - در زمان امام عسكری - علیه السلام - شخصی از علویان به عزم كسب و كار از سامرّأ بیرون آمده و به سوی بلاد جبل (قسمتهای كوهستانی غرب ایران تا همدان و قزوین) رفت. شخصی از دوستداران امام از مردم «حلوان» (پل ذهاب) به او برخورد كرد و پرسید:
    - از كجا آمده ‏ای؟
    - از سامرّأ.
    - آیا فلان محله و فلان كوچه را می‏شناسی؟
    - آری.
    - از حسن بن علی خبری داری؟
    - نه.
    - برای چه به جبل آمده ‏ای؟
    - برای كسب و كار.
    - من پنجاه دینار دارم، آن را بگیر و با هم به سامرّأ برویم و مرا به خانه حسن بن علی (عسكری) برسان. علوی پذیرفت و او را به خانه امام برد...[6] .
    این ماجرا بخوبی نشان می‏دهد كه به واسطه كنترل بسیار شدید حكومت، دسترسی به امام تا چه حدّ دشوار بوده است.

    از طرف دیگر، مبلغی كه مرد حلوانی - در برابر راهنمایی او به خانه حضرت - به شخص علوی پرداخت، نشانه اهمیّت دیدار با امام در آن روزگار است، زیرا پنجاه دینار در آن زمان مبلغ قابل توجهی بوده است (ارزش یك دینار در آن زمان را برخی از دانشمندان، معادل یك شتر دانسته ‏اند[7] )، بنابراین پنجاه دینار از نظر قدرت خرید در آن زمان، مثل این بوده است كه كسی در زمان ما، قیمت پنجاه شتر را بپردازد!

    پي نوشتها:
    [1] . ابوهاشم جعفرى از نسل جعفر طیّار (سمعانى، الأنساب، ج 1، ص 67) و اهل بغداد بود و از چهره‏ هاى بسیار درخشان و گرانمایه شیعه و از یاران بسیار صمیمى امام جواد و امام هادى و امام عسكرى - علیهم السلام - به شمار مى ‏رفت و نزد آنان مقام ومنزلت والایى داشت (محمد تقى شوشترى، قاموس الرجال، ج 4، ص 255 - 258) او كه مردى آزاده و شجاع و بى باك بود، در سال 252 ه در بغداد بازداشت، و به زندان سامرّأ منتقل گردید (خطیب، تاریخ بغداد، ج 8، ص 369 - سمعانى، الأنساب، ج 2، ص 67). به گفته شیخ طوسى، زندانى شدن او و همراهانش، با قتل «عبد الله بن محمد عباسى» مرتبط بوده است (الغیبه، تهران، مكتبه نینوى الحدیثه، ص 136). طبرسى مى‏گوید: او در سال 258 ه. ق با امام عسكرى و گروهى از علویان در زندان بوده است (اعلام الورى، ص 373). خطیب بغدادى و سمعانى، در گذشت او را در سال 251 نوشته ‏اند.

    [2] . ابن صباغ مالكى، الفصول المهمه، ط قدیم، ص 304 - شبلنجى، نور الأبصار، قاهره، مكتبه المشهد الحسینى، ص 166 - على بن عیسى الاربلى، كشف الغمّه، تبریز، مكتبه بنى هاشمى، 1381 ه. ق، ج 3، ص 222 - طبرسى، اعلام الورى، ط 3، دار الكتب الاسلامیه، ص 373 - ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص .437.

    [3] . ابن شهر آشوب، همان كتاب، ج 4، ص .433.

    [4] . مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المكتبه الاسلامیه، 1395 ه. ق، ج 50، ص .269.

    [5]. مسعودى، اثبات الوصیه، الطبعه الرابعه، نجف، المكتبه الحیدریه، ص .243.

    [6] . على بن عیسى الاربلى، كشف الغمّه، تبریز، مكتبه بنى هاشمى، 1381 ه. ق، ص .216.

    [7] . شریف القرشى، باقر، حیاه الامام الحسن العسكرى،، بیروت، دار الكتاب الاسلامى،، 1409 ه. ق، ص .181

    مهدي پيشوايي- سيره پيشوايان، ص 623.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 116
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۷, ۱۸:۳۱
  2. جن و فرشته چه تفاوتهايي دارند ؟
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۱, ۱۷:۰۶
  3. زيبايي و اصل و نصب بدون اخلاق ارزش ندارد!
    توسط غريب در انجمن عرفان ناب
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۰, ۲۰:۱۵
  4. گفتگوبين صدف وعروس دريايي
    توسط نجم الثاقب در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۰۶, ۰۸:۳۲
  5. بررسي روايي مساله فتنه و امتحان الهي
    توسط theological در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۶:۴۲

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود