صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙





    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙



    روز ارتش است و در خدمت دانشجويان دانشگاه افسري هستيم. به مناسبت اين كه اين هفته بحث‌مان در روز مبعث كه روز ارتش هم است پخش مي‌شود، در خدمت ارتشيان عزيز هستيم. جالب اين كه امسال اتفاق خوبي افتاده است يعني دو، سه روز بعد از روز ارتش، روز سپاه هم هست. يعني روز ارتش و روز سوم شعبان نزديك هم است.

    بحث ما درباره‌ي سيره و زندگي پيامبر بود و امروز هم قسمتي از آن را ان شاءالله مي‌گوييم.

    هفته‌ي گذشته بحثمان درباره‌ي جنگ و صلح بود. مطالبي را عرض كرديم كه شرايط صلح سه چيز است. در كتب فقه ما مي‌گويند: به سه شرط مي‌شود با كفار صلح كرد.
    1- به شرط اين كه مسلمان‌ها كم باشند. به طوري كه اگر بجنگند تمام نيرويشان از دست مي‌رود. اينجا آتش بس را قبول كنند به شرط اين كه كم باشند. الحمدلله ايران كم نيست كه بخواهند صلح كند.

    2- صلح كنيد به شرط اين كه احتمال بدهيد كه اگر صلح كنيد و آتش بس شود، مسلمان شوند. ما احتمال اين كه كنار بيايند يعني مسلمان شوند نداريم. پس نه عددمان كم است و نه احتمال اسلام داريم.

    3- مي‌گويند صلح كنيد به شرط اين كه در اثر صلح زورتان بيش‌تر شود و ما مي‌دانيم كه اگر جنگ از گردونه بايستد، زورمان بيشتر نمي‌شود، بلكه زورمان كمتر هم مي‌شود. يك ماشيني كه در حين حركت است، اگر يك دفعه توقف كند دوباره اگر بخواهد دور بردارد، مايه مي‌خواهد.

    شرايط صلح و شرايطي كه فقه اسلامي براي صلح گذاشته است كم نيست. اين بحث هفته‌ي گذشته بود. اين هفته مي‌خواهم مقداري درباره‌ي بعثت صحبت كنم.

    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/1/29





    خداوند نعمت‌هاي زيادي به ما داده است. اما فقط بعثت است كه مي‌گويد: بر شما منت مي‌گذارم «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ»(آل عمران/164) نعمت‌هاي خدا زياد است اما آن نعمتي را كه خدا منت مي‌گذارد و نام مي‌برد ومطرح است، منت بعثت است.

    انسان به دلايل مختلف نياز به انبيا دارد: چون جاهل است و جاهل معلم مي‌خواهد. چون علمش محدود است. چون دچار سهو و خطا و هوس‌ها مي‌شود. چون از آينده خبر ندارد. هريك از اين‌ها كافي است كه ما به پيامبر نياز داشته باشيم. اگر انسان معلم مي‌خواهد پس پيامبر هم مي‌خواهد. پيامبر معلم بشر است. اگر انسان شك و سهو و اشتباه دارد، پس پيامبر مي‌خواهد. چون پيامبر معصوم از شك و سهو و اشتباه است. اگر انسان كج مي‌رود پس راهنما مي‌خواهد. اگرانسان از غيب خبر ندارد پس كسي را مي‌خواهد كه از غيب باخبرش كند. اگر انسان با اين وضعش نمي‌تواند با منبع هستي تماس بگيرد، پس يك واسطه لازم دارد. در اين كه انسان نياز به انبيا دارد بحثي نيست. حتي امروز هم همين نياز وجود دارد. بعثت يك چيز هميشگي است. بنابراين نياز به انبيا مسئله‌ي مهمي است و خداوند در قرآن منت مي‌گذارد. مي‌گويد: بر شما منت گذاشتم كه مبعث، بعثت پيامبر را به وجودآوردم. درباره‌ي انبيا حرف زياد است.

    درمورد پيامبر خودمان هم حرف زياد است. چه كساني بايد پيامبر شوند. آيا هركسي مي‌تواند پيامبر باشد؟ آيا هركسي مي‌تواند امام باشد؟ قرآن در اين زمينه مي‌فرمايد: بالاخره ما پست را بيخودي به كسي نمي‌دهيم. حضرت ابراهيم وقتي مي‌خواهد درجه بگيرد مراحلي دارد. شما برادران دانشجوي افسري از روز اول كه مي‌آييد تاپايان خدمت و تا آخر استخدامتان بيخودي به كسي درجه نمي‌دهند. درجات معنوي هم همينطور است.

    «إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً»(كافى، ج‏1، ص‏175) «إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً»
    حديث داريم پيامبر حضرت ابراهيم اول «عبد» بود. بعد «عبدالله» شد. بعد «نبي الله» «وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا» بعد از «نبي الله»، «رسول الله» شد «وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا» بعد از «رسول الله» «خليل الله» شد «وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً» بعد گفت

    «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»(بقره/124) درجات معنوي همينطور است. بايد يك زمينه‌هايي در طرف باشد. بيخودي كسي از خواب بلند نمي‌شود به او وحي شود. اجازه بدهيد مقداري در مورد زمينه‌هاي بعثت با هم صحبت كنيم.

    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/1/29




    .
    قرآن مي‌فرمايد: «وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ»(بقره/251) داوود يك نوجواني در جبهه‌ي حق بود.

    «وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ» چون داوود نوجوان، جالوت ابرقدرت و مستكبر را كشت «وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ» خدا هم به او حكمت داد. يعني اگر بناست حضرت داوود بشود، حضرت داوود يك مرتبه يك جوان حضرت داوود نمي‌شود.

    حضرت داوود در نوجواني(قتل داوود جالوت) چون «وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ» خدا ملك و حكمت به او داد. يعني بايد در او زمينه باشد «وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ» آيه‌ي ديگر سوره‌ي انعام آيه‌ي «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ»(انعام/124) بعضي‌ها مي‌گفتند:

    چرا شخص فقير پيغمبر شد؟ چرا ما كه مستحق‌تر هستيم، پيغمبر نشديم. گاهي مي‌گفتند: چرا نبوت و وحي به فلان مزرعه دار وكشاورز چنين و چناني نازل نمي‌شود؟ گاهي مي‌گفتند: چرا وحي به ما نازل نمي‌شود. خيال مي‌كردند مثلاً هركس زورش بيش‌تر است، شهرتش بيش‌تر است وحي به او نازل مي‌شود.

    آيه نازل شد«اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ» خدا مي‌داند رسالتش را در كجا قرار بدهد.

    گاهي امامان ما حتي با مخالفين خودشان برخوردهايي مي‌كردند. مخالفين اين آيه را مي‌خواندند. مي‌گفتند: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ» خدا مي‌داند که رسالتش را در کجا قرار دهد. تا كسي كاري نكند به مقامي نمي‌رسد. حتي عزيزاني كه شهيد شده‌اند، بي جهت به اين مقام نرسيده‌اند. اميرالمؤمنين در نهج البلاغه مي‌فرمايند: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ»(نهج‏ البلاغه، خطبه 27) جهاد را به همه كس نمي‌دهيم. هركسي لياقت جهاد را ندارد.

    جهاد را به افرادي مي‌دهيم كه «أَوْلِيَائِهِ» از اولياء خدا باشند، نه از اولياء معمولي «لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ» خدا به همه كس توفيق شهادت را نمي‌دهد. توفيق شهادت يك چيزي است كه امامان ما در دعاهايشان مي‌خواستند «أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِي قَتْلًا فِي سَبِيلِك»(كافى، ج‏4، ص‏74) «وَ اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِي سَبِيلِك»(إقبال ‏الأعمال، ص‏618) در دعاها و مناجات‌ها اين كلمه زياد است.

    چون به هركسي توفيق شهادت نمي‌دهند. ممكن است يک الاغ به يک نفر لگدي بزند و آن طرف هم بميرد. يك كسي بايد ليز بخورد و بيفتد و خون ريزي مغزي كند تا بميرد. يك كسي را بايد برق بگيرد تا بميرد.


    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/1/29





    خلاصه توفيق شهادت براي همه كس نيست. هر توفيقي همينطور است. توفيق نماز شب هم همينطور است. حديث داريم افرادي كه روز به روز به گناه مبتلا شوند، خداوند توفيق نماز شب را از ايشان مي‌گيرد.

    چون سحر بلند شدن و با خدا صحبت كردن كار من و شما كه نيست. كار بعضي هاست. خدا به هركسي توفيق نماز شب را نمي‌دهد. اگر كسي گناه كند توفيق نماز شب از او گرفته مي‌شود. روايت داريم گاهي کسي دعا مي‌کند و مستجاب هم مي‌شود ولي چون طرف يك خلافي مي‌كند خدا به مأمورين و مدبّرات امرش مي‌گويد: نگهداريد اين از آن قابليت افتاد «وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى‏»(طه/13) قرآن در آيه ي13 سوره‌ي طه مي‌فرمايد: «وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ» من تو را انتخاب كردم كه زمينه‌هايي درتو هست «وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى‏» وقتي خدا به حضرت ابراهيم(ع) مي‌گويد: بچه‌ات را بكش. وقتي بچه‌اش رامي خواباند تا او را بكشد، دستور مي‌رسد كه نكش. مي‌خواستم امتحانت كنم. «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ»(صافات/105) حالا كه امتحانت را خوب پس دادي «كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ » حالا به مقام امامت رسيدي.


    در سوره‌ي فتح آيه‌ي 18 مي‌خوانيم «فَعَلِمَ ما في‏ قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَريباً»(فتح/18) خدا مي‌داند که در قلب‌هاي اين‌ها چه مي‌گذرد.

    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/1/29




    .
    از دل‌ها خبر دارد. چون خدا «فعلم ما في قلوبهم» چون خدا مي‌داند در دل اين‌ها چه روح خوبي است پس «فَأَنْزَلَ السَّكينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَريباً» اين‌ها اين حرف را مي‌زنند، خدا مي‌داند كه راست مي‌گويند. چون خدا مي‌داند كه راست مي‌گويند، لطف را به آن‌ها سرازير مي‌كند. بازاري مي‌داند كه اين مشتري اگر نسيه كند، پول را مي‌آورد. چون مي‌داند كه ايشان پول را نمي‌خورد و مي‌آورد و به او نسيه مي‌دهد.

    پس هر فروشنده‌اي به هر مشتري نسيه نمي‌دهد. فروشنده به آن مشتري نسيه مي‌دهد كه مي‌داند او پول را مي‌آورد. «فَعَلِمَ ما في‏ قُلُوبِهِمْ» خداوند مي‌فرمايد: كه مي‌داند در دل اين‌ها چه مي‌گذرد «فَأَنْزَلَ السَّكينَةَ عَلَيْهِمْ» به آن‌ها آرامش مي‌دهد. پس زمينه بعثت چيست؟ هركسي طلبه شود رهبر انقلاب نمي‌شود. يك استعدادها، يك ظرفيت‌ها، يك زمينه‌هايي، يك چيزهايي مي‌خواهد كه انسان فقط خدا را ببيند

    . از جناب آيت اللّه صانعي پرسيدند: شما كه سابقه‌ات بيش‌تر است و از فضلاي قديم هستي خاطره‌اي داري از امام برايمان نقل كني؟ از سال‌هاي قديم بگويي. آقاي صانعي فرمود: بله من يك خاطره دارم. خاطرات زياد است. فرمود: حدود 35 يا 40 سال پيش، در خدمت امام از قم سوار ماشين شديم تا دو نفري به تهران بياييم. از جاده قديم تهران مي‌آمديم.

    ماشين‌هاي قديمي حدود4 ساعت در راه هستند. گفتم: خوب است كه عراق گذرنامه نمي‌دهد. امام پرسيد: چطور؟ گفتم: براي اين كه اگر عراق گذرنامه بدهد، تمام طلبه‌هاي باسواد قم به نجف مي‌روند. آن وقت طلبه‌هاي كم سواد قم مي‌مانند. آن وقت حوزه‌ي علميه‌ي نجف محل علما و فضلا و محققين مي‌شود. حوزه‌ي علميه قم محل بچه‌هاي مبتدي مي‌شود. آيا آن وقت قم سبك مي‌شود و نجف بالا مي‌رود؟ شما بگوييد: سنگين مي‌شود.

    مي‌گفت: تا اين كلام نقل شد. امام فرمود: در مدار توحيد قم و نجف فرقي نمي‌كند. درمدار توحيد طلبه‌ي مبتدي و طلبه‌ي باسواد فرقي نمي‌كند «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»(حجرات/13) درست نيست كه ما در اين فكر باشيم كجا سنگين شد كجا سبك شد. اين استان سنگين شد، اين استان سبك شد. اين كشور سنگين شد و اين كشور سبك شد.

    همه‌ي آدم‌ها، همه‌ي مردم، همه‌ي مكان‌ها و زمان‌ها يك طور است. بعد امام شروع به صحبت كردند. گفتند: اگر خدا باشد، اصلاً اين حرف‌ها مطرح نيست. خدا كه رفت من مي‌شوم من، تو مي‌شوي تو. آن وقت من و تو مي‌شويم دو تا، وگرنه در فضاي توحيد همه يكي هستند. آن كسي كه بايد جامعه را به اخلاص دعوت كند و درجوان‌ها اين تحول را به وجود آورد، خدا است.

    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/1/29




    او بايد 30 سال پيش اين مسائل را حل كرده باشد. «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ» هركسي به درد هر كاري نمي‌خورد. «ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ»(جمعه/4) فضل خداست و به هركسي بخواهد مي‌دهد. وليكن خدا حكيم هست. هر چيزي را به هركسي نمي‌دهد. پس يك زمينه‌هاي شخصي لازم است. آدم بايد يك زمينه‌هايي را در خودش بوجود بياورد.


    بعثت يعني چه؟ روز مبعث يعني چه؟ عيد مبعث چه روزي است؟

    خدا ان شاءالله قسمتتان كند که به مكه برويد. چند كيلومتري مكه كوهي به نام كوه نور است. به آن كوه حرا هم مي‌گويند. حدود يك ساعت الي يك ساعت و نيم مي‌كشد تا انسان بالاي قله‌ي آن كوه برود. حركت به آن كوه ممكن است. پيامبر ما از محيط مكه كه در آن زمان بت پرست بودند به سر آن كوه مي‌رفت. در آن کوه غاري هست که حاجي‌ها به آنجا مي‌روند. خدا قسمتتان كند. با اين كه كيلومترها با كعبه فاصله دارد.

    خدا به من توفيق داده که به آنجا مشرف شوم. غار تقريباً لوزي شكلي است. در آن غار فقط به اندازه يک نفر که در آنجا نماز بخواند، جا هست. روزنه‌اي دارد كه از اين روزنه كعبه پيداست. مسجدالحرام پيداست. يعني قشنگ غار رو به كعبه است. آن وقت جالب اين كه اين غار سر كوه نيست، بايد سر كوه برويم و از سر كوه پايين برويم. ازچشم مردم پنهان است. كسي كه قرار است به او وحي نازل شود، بايد يك مقداري از جامعه فاسد دور شود. حالا هرکس هر حرفي را بزند ما گوش مي‌دهيم. پاي هر حرفي مي‌نشينيم. دل‌هايي كه با اين حرف‌ها پر شود، ديگر جايي براي خدا ندارد. ديو چو بيرون رود فرشته درآيد. قرار است که پيغمبر وحي بگيرد. بايد فاصله پيدا كند.

    اصلاً بايد در جواني چوپان باشد. چوپان بايد از جامعه و شهر و روستا دور باشد. مسئله‌ي انزوا مطرح است. خود پيغمبر گاهي براي بنزين گيري معتكف مي‌شد. مي‌رفت از جامعه فاصله مي‌گرفت. يك خورده به خودش مي‌رسيد. آن مقداري كه مي‌تواند بايد بالا برود تا جبرئيل هم پايين بيايد. نمي‌شود كه ما بنشينيم و بگوييم جبرئيل تو نازل شو. تو بايد حركت كني تا او هم حركت كند. بالاخره تا سر كوه كه مي‌شود بروي. آن مقدار كه بايد بروي برو تا جبرئيل هم بيايد. بايد يك حركتي از ما باشد و جالب در هماهنگي زن وشوهر است. خديجه‌ي مطهر، هر روز بايد آب و غذا را از اين کوه بالا مي‌برد و بسيار ايثارگر بود. حالا اگر به ما بگويند: که فردا هم به غار بيا. مي‌گوييم: که حالش را ندارم. بايد زمينه‌ها باشد. معمولاً فقيرها وقتي به پول مي‌رسند، دور برمي دارند.

    ديديد آدم‌هايي كه تازه موتور مي‌خرند چه طوري بوق مي‌زنند و ويراژ مي‌دهند. يا اين‌ها كه تازه سوار اسب شده‌اند را ديده‌ايد؟ به استخر كه رسيدي اولين برخوردت با استخر اين است كه لخت مي‌شوي و در آن مي‌روي و يك دقيقه‌ي ديگر آرام مي‌شوي و مي‌روي كنار استخر مي‌ايستي. يعني وقتي وارد شدي هيجاني هستي. آدم به طور طبيعي وقتي محروميت ديده باشد، به نعمت كه مي‌رسد هيجاني مي‌شود. اما پيغمبر ما اين طور بود؟ پيغمبر ما وضع ماليش خوب نبود، اما به پول خديجه که رسيد، زندگي او بهتر شد. اين همه سرمايه داشت. خديجه تمام سرمايه‌اش را در اختيار پيغمبر گذاشت.

    آيا خوراك و لباس پيامبر بهتر شد؟ پيغمبر ما دور برداشت؟ پيغمبر ما ظرفيت داشت. بنابراين ما بايد قبل از هر چيز از خدا ظرفيت بخواهيم. نگو: خدايا به من علم بده. چون اگر در علم ظرفيت نباشد، علم باعث فساد و اسباب درد سر مي‌شود. قبل از آن كه خدا علم بدهد بايد ظرفيت علم را هم بدهد.


    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/1/29





    خوب است که آدم شب بخوابد و سحر بلند شود. نمي‌دانم بعضي‌ها چگونه هر شب نماز شب مي‌خوانند. به يك نحوي هم مي‌گويند: ما هر شب، نماز شب مي‌خوانيم. اين ظرفيت نيست. پيغمبر ظرفيت دارد. اين همه عبادت مي‌كند، مي‌گويد: «مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ»(عوالي‏ اللآلي، ج‏4، ص‏132) عايشه مي‌گويد: ديدم پيامبر در اتاق نيست. رفتم ببينيم كجاست. ديدم كناري به سجده افتاده و چنان ناله مي‌كند.

    گفتم: يا رسول الله! چه شده است؟ فرمود: آيا شكر خدا را هم نكنم؟ از عايشه مي‌پرسند رفتار پيامبر چگونه بود مي‌گويد: «كان رسول الله(ص) خلقه القرآن»(مجموعةورام، ج‏1، ص‏89) عالم به قرآن بود و مجسّمه‌ي قرآن بود. يك زمينه‌هاي شخصي مي‌خواهد، يك زمينه‌هاي اجتماعي مي‌خواهد. پيغمبر درچه جامعه‌اي بود. جهان در موقع بعثت در چه شرايطي بود؟

    اين طور نبود كه فقط عرب‌ها دختر را زنده به گور كنند. ژاپن، هند، ايران، تمام كشورها، مقاله‌اي دارند. جناب آقاي رفسنجاني و آقاي با هنر كه خدا او را رحمت كند، مقاله‌اي دارند که نام آن، جهان در عصر بعثت است. مقاله‌ي تحقيقي خوبي است. معمولاً ما وقتي مي‌گوييم پيامبر مبعوث شد. مي‌گوييم: عرب‌ها چه طور بودند. فارس‌ها چه طور بودند. آن‌ها ازعرب‌ها بدتر بودند. آن‌ها سنگ مي‌پرستيدند و ايران آتش پرست بود. سنگ از آتش بهتر است. چون اگر آب را روي سنگ بريزيم، از بين نمي‌رود. ولي آتش با يك آب از بين مي‌رود. هند چه طور بود؟ ژاپن چه طور بود؟ چين چه طور بود؟ اصلاً جهان در زمان بعثت چه طور بود؟ آن مقاله مقاله‌ي خوبي است.

    پيغمبر در غار حرا بود و اين غار با اين كه كوچك است، فرودگاه جبرئيل شد. خيلي رفيع است. جبرئيل فرودگاهش در غار است و اين غار در تاريخ قرآن سابقه‌ها دارد. گاه پيغمبر در غار پنهان مي‌شود «إِذْ هُما فِي الْغارِ»(توبه/40) اصحاب كهف مي‌بينند در همه منطقه فسق و بت پرستي است و مي‌روند در غار پناهنده مي‌شوند تا در دست مشركين نيفتند. اين جا هم پيامبر براي اين كه جدا شود، در غار مي‌رود. مسئله‌ي غار و مسئله‌ي كهف خاطراتي دارد. غار حرا فرودگاه جبرئيل است.

    پيغمبر مشغول عبادت است. جبرئيل وارد مي‌شود، مي‌گويد: «اقْرَأْ»(علق/1) به يك نفر كه درس نخوانده است، اولين آيه‌اي كه نازل مي‌شود: «اقْرَأْ» بخوان و انسان با اين قرآن افتخار مي‌كند. افتخار مي‌كنيم قرآن ما اولين آيه‌اي كه نازل شد آيه ي«اقْرَأْ» بود يعني وحي، وحي قلم و خواندن بود.


    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/1/29





    «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»(علق/4-1) درود بر مكتبي كه اولين جمله‌اي كه نازل شد جمله‌ي «اقْرَأْ» بود و بعد هم جملات توحيد و جمله‌ي آموزش و قلم و. . . . جبرئيل نازل شد به پيغمبر گفت: «اقْرَأْ». گفت: من نمي‌توانم بخوانم. يك خورده جبرئيل پيامبر را فشار داد.

    «اقْرَأْ» بخوان. نمي‌توانم بخوانم يك لوحي جلوي پيغمبر باز شد. درمرتبه‌ي سوم جبرئيل فرمود: «اقْرَأْ». پيغمبر احساس كرد که مي‌تواند بخواند: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ»

    يك وقت رهبر عزيز انقلاب مي‌خواست براي طلاب نصيحت كند. فرمود: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ» آن وقت روي «بِاسْمِ رَبِّكَ» خيلي صحبت كرد كه قرائت«بِاسْمِ رَبِّكَ» باشد. همه‌ي كارها «بِاسْمِ رَبِّكَ» باشد. حديث داريم هر كاري «بِاسْمِ رَبِّكَ» نباشد، ناقص است. «كُلُّ أَمْرٍ ذِي بَالٍ لَا يُذْكَرُ بِسْمِ اللَّهِ فِيهِ فَهُوَ أَبْتَرُ»(تفسيرالإمام‏الع سكري، ص‏25) «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ» بخوان آن هم خواندن طبيعي، خواندني كه در خط خدا باشد. خواندن فقط به اسم رب باشد. كارها همه در خط خدا باشد. اين همه در قرآن «في‏ سَبيلِ اللَّهِ» داريم. خيلي صحبت كرد كه قرائت به اسم رب باشد. همه‌ي كارها «بِاسْمِ رَبِّكَ» باشد. حديث داريم هركاري كه باسم رب نباشد ناقص است. در قرآن خيلي «في سبيل الله» داريم. «اموال في سبيل الله»، «جهاد في سبيل الله»، «علم في سبيل الله». . . همه‌ي كارها حتي خوردن و خوابيدنتان هم بايد في سبيل الله باشد. اگر خوردن و خوابيدنتان هم في سبيل الله نباشد، ناقص مي‌شود. مفقود الاثر مي‌شود. چون براي خدا نيست، مي‌ميرد.

    «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »(نحل/96) اگر خدا نباشد مي‌پرد. بايد كارها به خدا بند باشد تا بمانند. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ» آيه نازل شد پيغمبر در غار است. بايد از كوه بالا برود. تا شما بالا نرويد جبرئيل پايين نمي‌آيد. بايد از شرک و بت پرستي فاصله بگيري و در فضاي سالم باشي.


    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/1/29





    بايد ظرفيت‌ها و زمينه‌ها را درست كرد. امروز، روز ارتش شما است. يعني روز مبعث كه روز ارتش هم هست، شما بايد زمينه ساز حكومت امام زمان باشيد. جايي كه بايد اين جا را آماده كند، دانشكده‌ي افسري است. سرهنگ‌هاي ما، درجه دارهاي ما، افسرهاي ما در آينده بايد تحولي به وجود بيايد. خون‌ها ريخته شد تا دانشگاه شما عوض شد. شما هم بايد فداكاري كنيد تا دانشگاه‌هاي دنيا عوض شود و خيلي راحت هم مي‌شود اين كار را كرد. جرقه‌هاي آثار حكومت مهدي پيداست.

    بوي حكومت مهدي(ع) پيداشده است. مشابه حكومت قرآن را مي‌بينيم. مشابه رهبري حق را مي‌بينيم. امت حزب الله‌شان را مي‌بينيم. چيزهايي كه در تاريخ قيام حضرت مهدي و زندگي حضرت مهدي(ع) مي‌خوانيم، بسيار زياد است. ان شاءالله اين حكومت به آن حكومت متصل شود و دانشكده‌ي افسري و ارتش ما در اين زمينه توفيقي دارد كه بتواند انتقال از نظامي به نظامي را بگيرد. شما وضع يك دانشجو در زمان طاغوت را با وضع يك دانشجو در زمان جمهوري اسلامي مقايسه كنيد. چه استقلال و احساس غروري مي‌كنيد.

    قبلا چه قدر تحقير مي‌شديد. برنامه ما خلاف آمريكا است. برنامه ابرقدرت‌ها برنامه‌ي تحقيري است. يك آمريكايي حاضر نمي‌شود نمد سر بگيرد. مي‌گويد: كلاه نمدي براي ايراني هاست. ابدا آن را روي سرم نمي‌گذارم. چون خودش را فوق ايران مي‌داند. ولي هزارها نفر از ما حاضر هستيم، شامپوهايي را که آنها درست کردند به سرمان بگذاريم. ولي يكي از اين‌ها راضي نيست كلاه نمدي ما را به سرش بگذارد. اين يعني چه؟ يعني ما خودمان را باختيم ولي آن‌ها خودشان را نباختند. اين نوعي تحقير است و خيلي بد است كه انسان هر كاري مي‌كند، بايد زير نظر مستشار آمريكايي بكند. ارتش ما با ارتش قبل فرق دارد. شما حساب كنيد که خلبان را صدا مي‌زدند و مي‌گفتند: بلند شو، كار ضروري است. چه شده است؟


    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/1/29




    اسب شاه مريض شده است. اسب شاه را سوار هواپيما مي‌كردند و بعد براي اين كه اسبشان رد شود در كف هواپيما فرش مي‌انداختند. خلبان ما تحقير شده بود. ارتش ما تحقير شده بود. اختيار ريش و سبيلش را نداشت

    . اگر زمان شاه يك نفر ارتشي مي‌گفت: آقا اجازه بده من صورتم را اين طوري اصلاح كنم؟ وقتي يك نفر اختيار ريش و سبيلش را نداشته باشد، اختيار اين كه كجا بنشيند و كجا بلند شود را هم ندارد. در ازدواج دخالت مي‌كردند. مي‌گفتند: اگر شما مي‌خواهي ازدواج كني، بايد ما را هم در جريان بگذاري. اين زندگي نيست كه انسان در ازدواجش، اصلاحش، در تمام حركاتش از خودش اختيار نداشته باشد. اسارت بود و واقعاً اسارت است.

    الان ارتش عراق اسير است. ان شاءاللّه به دست شما، عراق و همه‌ي كشورها يك حركتي كنند و همينطور كه در ايران تحول به وجود آمد، در ديگر کشورها هم يک تحولي ايجاد شود. ارتش ايران در دنيا نمونه است. چون معمولاً در كشورهايي كه انقلاب مي‌شود، ارتش‌ها مي‌ريزند يك عده‌اي را مي‌كشند و كودتاي نظامي مي‌كنند. يا مردم ارتشي‌ها را مي‌كشند و حكومت را مي‌گيرند. تنها كشوري كه ارتشي و مردم همه با هم شدند، ايران است. يعني قلع و قمع كردن و كوتاه كردن انقلاب‌هاي دنيا يا انقلاب مردم به ارتش است. بسياري از مهره‌هاي خطرناك ارتش كه اخراج شد به دست خود ارتشي‌ها بود. يعني خود ارتش، خودش را اصلاح كرد.

    خود مردم خودشان را اصلاح كردند و اين شعاري است كه يك دفعه ديديم در و ديوار را پر كرد: ارتش فداي مردم، مردم فداي ارتش. بعد ديديم مردم و ارتش به هم ملحق شدند. آن هم چه طور ملحق شدني! به طوري كه اگر يكي از فرمانده‌ها بيايد و بگويد: خون مي‌خواهيم. از تمام كوچه و خيابان‌هاي ايران مردم آستين بالا مي‌زدند. شما ارتشي هستيد و همه‌ي مردم حاضرند به شما خون بدهند و اين افتخار شماست.


    ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود