جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: غزل حافظ با قرآن چه فرقی دارد(در اعجاز)؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    غزل حافظ با قرآن چه فرقی دارد(در اعجاز)؟




    اگر حافظ با غزل:
    الا يا ايها الساقي ادركأساً و ناولها
    كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها ...

    ادعا مي كرد كه قابل معار ضه و مثل اوری نیست( با توجه به اينكه اين غزل در كمال فصاحت و بلاغت و زيبايي و اسلوب و آهنگ است و قبل از او كسي آن را نياورده بود و ادعا كند كه از آن پس كسي هم نمي تواند مشابه آن را بياورد)
    یعنی برخی از آثار گفتاری و قلمی انسانهایی که ادعای نبوت نداشته اند نیز به قدری در سطح بالای فصاحت و بلاغت قرار دارد که همانند آن یافت نمی شود و کسی همانندش را نیاورده مانند حافظ درپارسی و شکسپیر در انگلیسی
    پس اگر امثال انها ادعای نبوت کنند باید از آنها پیروی کنیم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 2


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ در ساعت ۰۳:۳۵
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    اگر حافظ با غزل:
    الا يا ايها الساقي ادركأساً و ناولها
    كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها ...

    ادعا مي كرد كه قابل معار ضه و مثل اوری نیست( با توجه به اينكه اين غزل در كمال فصاحت و بلاغت و زيبايي و اسلوب و آهنگ است و قبل از او كسي آن را نياورده بود و ادعا كند كه از آن پس كسي هم نمي تواند مشابه آن را بياورد)
    یعنی برخی از آثار گفتاری و قلمی انسانهایی که ادعای نبوت نداشته اند نیز به قدری در سطح بالای فصاحت و بلاغت قرار دارد که همانند آن یافت نمی شود و کسی همانندش را نیاورده مانند حافظ درپارسی و شکسپیر در انگلیسی
    پس اگر امثال انها ادعای نبوت کنند باید از آنها پیروی کنیم
    سلام بر شما
    تعریف معجزه (اصطلاح مربوط به عرصه نبوت) :

    المعجز هو الأمر الخارق للعادة المطابق للدعوى المقرون بالتحدي المتعذر على الخلق الإتيان بمثله.[1]
    معجزه امری خارق العاده است که مطابق با ادعا و همراه با هم آورد طلبی بوده و مردم از اینکه مانند ان را بیاورند عاجز هستند.

    جایگاه معجزه در نظام فکری ادیان الهی :
    معجزه مبتنی بر یک برهان[2] است و راه شناختن پیامبر از غیر پیامبر است و خداوند آن را در اختیار پیامبرش قرار میدهد تا مردم از این طریق او را بشناسند به عبارت دقیقتر معجزه یک مهر غیر قابل جعل است که شخصی در اختیار نماینده خود قرار میدهد تا مردم از این طریق او را بشناسند.[3]

    نکته مهمی که اندیشمندان شیعی در بحث حسن و قبح عقلی به آن اشاره کرده اند این است که : خداوند متعال هرگز معجزه را در اختیار دروغگو قرار نمی دهد.
    تجويز ذلك يسد باب معرفة النبوة فإن أي نبي أظهر المعجزة عقيب ادعاء النبوة لا يمكن تصديقه مع تجويز إظهار المعجزة على يد الكاذب في دعوى النبوة.
    جایز دانستن این (که قبول کنیم خدا معجزه را دست دروغگو قرار دهد) باعث بسته شدن باب نبوت میشود زیرا هر پیامبری که بعد از معجزه ادعی نبوت کند نمیتوان او را تصدیق کرد زیرا ما واقع شدن معجزه در دست دروغگو را پذیرفته ایم.[4]
    نتیجه این مطلب این میشود که همیشه باید برای مردم راهی برای باز شناسی مدعیان راستین نبوت باشد.
    مثلا بعد از پیامبر اسلام ص موضوع خاتمیت راهی یقینی برای پیامبر نبودن هر مدعی بعد از ایشان است.
    گاهی با مشاهده نوع رفتار و اعمال یک مدعی نبوت یا پیروان او این راستی آزمایی محقق میشود.
    و یا راه ها و موارد دیگر.

    و در مواردی که چنین راه هایی میسر نیست با دخالت مستقیم خود خداوند متعال دروغگو رسوا میشود. مثلا در مورد مسیلمه کذاب گفته اند وقتی که او ادعای نبوت کرد و مردم از او خواستند مانند پیامبر اسلام ص آب دهان خود را برای افزایش آب چاه درون چاه بیاندازد؛ آب چاه خشک شد
    [5]. [6]

    با توجه به توضیحاتی که عرض شد در خصوص حافظ (ره) و یا شکسپیر و مانند اینها اگر ادعای نبوت کنند کلامشان پذیرفته نخواهد شد.
    زیرا یکی از قیود معجزه "مطابقت با ادعا" است. یعنی آن کار خارق العاده ای (که مردم نمیتوانند مانند ان را بیاورند) نشانه نبوت است که با ادعای نبوت سازگار باشد. فرض بفرمایید (فقط یک مثال است) وقتی حضرت موسی ع بگوید در هارون ع جانشین من است؛ در چنین شرایطی هر کس به عنوان جانشینی موسی ع ادعای نبوت کند ولو اینکه کاری خارق العاده انجام دهد نمیتوان گفت پیامبر است چون با توجه به معرفی شدن شخص هارون ع توسط یک پیامبر هر ادعای دیگری دروغ خواهد بود.
    در مورد حافظ و شکسپیر نیز صرف ارائه چیزی که دیگری نمیتواند مانند ان را بیاورد نشانه نبوت نخواهد بود. زیرا وقتی در پرتو نبوت پیامبر اسلام موضوع خاتمیت مطرح شد نبوت هر کسی بعد از ایشان منتفی خواهد شد هر چند اموری خارق العاده و درو از دسترس مردم ارائه دهد. زیرا ادله خاتمیت[7] پیامبر اسلام اثبات میکند که هیچ شخصی به هیچ عنوان بعد از ایشان نمیتواند پیامبر باشد.
    (توجه داشته باشیم در مورد معجزه خود پیامبر ما چنین دلیلی نداشتیم بلکه دلائل همسوی فراوانی مانند معرفی و بشارت پیامبران پیشین و تایید ادعا با روحیات و خلقیات ایشان وجود داشته است).

    و اما در مورد کلیت این بحث :

    باید گفت بین معجزه و دیگر امور خارق العاده تفاوتهایی وجود دارد.
    1. مسیر دست یابی و توان بر معجزه متفاوت و مخصوص است. دست یابی بر معجزه با عنایت خاص الهی است در حالی که در دیگر خوارق عادات یک مسیر طبیعی طی می شود به گونه ای که افراد نابغه میتوانند به درجاتی دست یابند که برای افراد عادی عادتا غیر ممکن است. [8]

    البته در این بین ممکن است افرادی مانند کربلایی کاظم ساروقی [9]مشمول این عنایت الهی قرار بگیرند ولی از آنجا که با عنایت الهی است قطعا چنین تبعات سوئی نخواهد داشت زیرا خداوند متعال به پشتوانه علمش هرگز چنین عنایتی را در اختیار کاذبین و یا سوء استفاده کنندگان قرار نمیدهد.

    2. اهداف و انگیزه. آورنده معجزه به عنوان پیامبر انگیزه اش هدایت و راهنمایی مردم است. و تمام تلاش خود را در این راستا بکار خواهد گرفت و این هدف با شئونان و رفتارهای مختلف او هماهنگ است. [10]

    3. آورنده معجزه مقید و مجهز است به اعمال ورفتاری مناسب با هدف و انگیزه اش و از آنجا که وحی و عنایت الهی از او پشتیبانی میکند هر گز گرفتار خطا و رفتاری که منافات با جایگاه نبوت داشته باشد نمیشود. نه عمدا و نه سهوا.[11]

    4. از انجا که معجزه با عنایت خاص الهی صورت میگیرد هرگاه کسانی از سر صدق از شخص مورد نظر اعجازی را طلب کنند خواست انها برآورده خواهد شد. ولی در غیر این موارد شخص فقط در یک زمینه میتواند کارهای خاص را انجام دهد. و آن هم همان مقدار که بلد است. یعنی از آنجا که معجزه ظهور و بروز قدرت خاص الهی است میتواند در هر شکل و غالبی بروز پیدا کند. ولی دیگر امور به پشتوانه تلاش و توان شخص رخ میدهد و محدود است به همان مقدار قدرت و توان شخص.[12]

    بنابر این صرف انجام یک عملی که دیگران نمیتوانند مانند ان را بیاورند نبوت کسی ثابت نمی شود بلکه معجزه دارای شرایط و قیودی است که بر اساس آن نبوت آورنده اش اثبات میشود. و برای مردم راه های مختلفی وجود دارد که بتوانند مدعی دروغگو را بشناسند. و چنانچه در شرایطی همه راه های عادی برای شناختن یک دروغگوی مدعی بسته باشد خداوند خود دست به کار شده و از طرق معجزه مکذبه او را رسوا خواهد ساخت.
    =======
    [1]
    النكت الاعتقادية / شیخ مفید (ره)الفصل الثالث في النبوة 35ص
    [2] http://www.askquran.ir/thread20873.html
    [3]
    آیت الله سبحانی / محاضرات فی الهیات/ 259 الی 261.
    [4] علامه حلی ؛نهج الحق و كشف الصدق، ص85 .
    [5]
    اصطلاحا این را معجزه مکذبه می نامند. یعنی همین خشک شدن اب چاه نیز در واقع یک معجزه است که به اذن خداوند متعال انجام شده است ولی از انجا که مطابق ادعی نبوده است به جای تایید شخص ا را تکذیب کرده است و دروغگو بودنش را اثبات کرده است.
    [6] ابوالحسن شعرانی / شرح فارسی تجرید الاعتقاد / ص 289.
    [7] آیه 40 سوره احزاب و حدیث منزلت. http://www.askquran.ir/thread20463.html
    [8] محاضرات فی الاهیات / 261.
    [9] http://www.askquran.ir/thread5341.html
    [10] محاضرات فی الاهیات / 262
    [11] محاضرات فی الاهیات / 263
    [12] ایضاح المراد فی شرح کشف المراد ص 387 ،788 نقل به معنی.

    =========================

    مطالعه بیشتر http://pasokhgoo.ir/node/18000


    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۱۲/۲۲ در ساعت ۱۴:۴۷

  5. تشکرها 3


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    اگر حافظ با غزل:
    الا يا ايها الساقي ادركأساً و ناولها
    كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها ...

    ادعا مي كرد كه قابل معار ضه و مثل اوری نیست( با توجه به اينكه اين غزل در كمال فصاحت و بلاغت و زيبايي و اسلوب و آهنگ است و قبل از او كسي آن را نياورده بود و ادعا كند كه از آن پس كسي هم نمي تواند مشابه آن را بياورد)
    یعنی برخی از آثار گفتاری و قلمی انسانهایی که ادعای نبوت نداشته اند نیز به قدری در سطح بالای فصاحت و بلاغت قرار دارد که همانند آن یافت نمی شود و کسی همانندش را نیاورده مانند حافظ درپارسی و شکسپیر در انگلیسی
    پس اگر امثال انها ادعای نبوت کنند باید از آنها پیروی کنیم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 2

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اول برید عشق رو معنی بکنید بعد ادعای فصاحت و بلاغت به این شعرها بدید
    يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ
    لو سلك الناس وادیا شعبا لسلكت وادی رجل عبد الله وحده خالصا
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت . امام هادی ع

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اشکالات تفاوت معجزه و سحر:
    1.با معجزات انبیا معارضه ای صورت نگرفته است بر خلاف اعمال
    خارق العاده مرتاضان و ساحران

    پاسخ1:
    این سخن ادعایی بیش نیست شما باید تک تک معارضه هایی که با هوم و سای باباو...(همه مرتاضان ) شده را اثبات کنید .
    پاسخ2:
    به نظر می رسد شرط عدم معارضه شرطی است که ایرادهایی از این قبیل بر آن وارد است:
    ایراد1:
    نفس عمل خارق العاده باعث می شود مردم از آورنده عمل خارق العاده اطاعت کنند مانند طرفداران سای بابا که در عالم بسیار زیادند و لو اینکه با آن معارضه شده باشد
    ایراد2:
    در هر معجزه ای این احتمال هست که آینده با آن معارضه شود و چون ما به آینده تسلط نداریم پس نمی توانیم بگوییم که در آینده قطعا عارضه نمی شود در نتیجه اگر عدم معارضه را هم شرط بدانیم نباید به هیچ معجزه ای اعتنا نماییم و آوردنده آن را اطاعت نماییم.و همین است که علامه طباطبائی می گویند:
    البته نمی توان برهانی اقامه کرد که نوع انسان برای همیشه به همه علل و اسباب معجزه نخواهد توانست احاطه پیدا کند.(اعجاز از نظر عقل و قران،ص21)
    همچنین آقای قراملکی در تقریر شبهه می گویند:
    مقصود از شرط عدم معارضه چیست؟آیا اختصاص به عصر خود دارد یا شامل عصرهای بعدی هم می شود ؟
    فرض اول حقیقت معارضه را در برنمی گیرد ،چرا که چه بسا مدعی یک عمل خارق العاده با تسلط و شناخت بر علل طبیعی که دیگران بر آن جاهلند دست به اعجاز می زند،اما مرور زمان چگونگی عمل او را نشان می دهد.
    فرض دوم این ادعا،که مثلا مردم و دانشمندان در هیچ عصری ،حتی در طی میلیون ها سال بعد نمی توانند در یک لحظه عصا را به مار عظیم الجثّه تبدیل کنند،حقیقت معارضه احراز می کند،اما مشکل آن اثباتش است،چرا که با فرض عدم انقضای حیات بشری و احتمال استمرار آن در سده های طولانی،نمی توان ثابت کرد که در آینده کسی به تحدّی و معارضه پیامبر پاسخ مثبت ندهد . این شبهه از سده های گذشته مطرح بوده است چنان که فخر رازی در تقریر آن می نویسد:
    اَمّا اِنّه یکفی فی کون المعجز معجزاًعدم المعارضه فی الحال اَو المُعتبر عدم المعارضه اَبَداً او المعتبر عدم المعارضه فی مرتبه بین المرتبتین المذکورتین والاقسام الثلاثه باطله.امّا عدم المعارضه فی الحال لا یکفی فی کون الفعل معجزاً و امّا القسم الثّانی فهذا الشرط مجهول،فمِن الواردین بعده الی قیام القیامه لا یمکنه الاتیان بهذه المعارضه؟...(المطالب العالیه،ج8،ص66)
    و هم چنین علامه شبلی نعمانی در تقریر این شبهه می نویسد:
    شرط عدم معارضه از کجا و چگونه ثابت می شود؟یعنی چگونه می شود ثابت کرد معجزه ای که واقع شده ،لاجواب است و کسی نمی تواند با آن معارضه کند . معلوم نیست مراد از عدم قدرت بر جواب چیست؟...اگر مراد این است که تا قیامت نتواند کسی با آن معارضه کند،این پیش گویی را از کجا می توان نمود که تا قیامت کسی نمی تواند آن را جواب دهد؟(علم کلام جدید،ج2،ص63)
    کتاب معجزه در قلمرو عقل و دین (ص195)
    یک مثال برای تبیین اشکال:
    مثلا در رسانه ها اعلام می شود پادشاه کشور عربستان گفته است: هر کس چیزی را که هیچ کس نتواند مثل آن را بیاورد اختراع کند جانشین من در پادشاهی عربستان می شود بعد ا زچند روز از دعوت عربستان کسی چیزی را اختراع کرد بعد منتظر معارضه از طرف دیگران شد یک روز منتظر ماند وکسی معارضه نکرد رفت پیش پادشاه، پادشاه می گوید ؟من گفتم هیچ کس نتواند بیاورد؛صبر کن ممکن است فردا کسی باشد که مثلش را بیاورد،فردا رفتم همین را گفت پس فردا رفتم همین را گفت تاآخر من را جانشین خودش نکرد چون باز احتمال برای فردا بود واحتمال هم احتمال صحیحی بود چون پادشاه عربستان گفت هیچ فردی نتواند بیاورد و این فرد اعم از افراد امروز و فردا است و فردا که تمامی ندارد.همانطور که در داستان دیدید تا 1000 سال دیگر هم جانشین پادشاه عربستان مشخص نمی شود . همین طور است نبوت انبیا که به علت وجود شرط عدم معارضه ما نمی توانیم بفهمیم که تا قیامت مثل آن معجزه آورده می شود یا نه تا به او ایمان بیاوریم .
    پاسخ3:
    در هر معجزه ای که آورده می شود احتمال دارد که افرادی بتوانند با آن معجزه معارضه کنند و به مصالحی این معارضه را انجام ندهند و چون این احتمال وجود دارد پس نمی توان یقین کرد که با این معجزه معارضه صورت نگرفته است و در نتیجه نمی توان حرف آورنده معجزه را اطاعت کرد.
    پاسخ4:
    نویسنده جزوه نگاهی نقادانه به معجزه می نویسد:
    در این مورد که آیا کسی قادر است مانند عمل مدعی نبوت را بیاورد یا خیر نیز دستیابی به یقین ناممکن است‌؛ زیرا پرس و جو از مردم جهان تمامی ندارد
    2.عدم اختصاص معجزه انبیا به زمانی خاص برخلاف اعمال خارق العاده مرتاضان و ساحران

    پاسخ1:
    شما باید اثبات کنید در لحظه لحظه زندگی انبیا هر در خواستی از آنها شده انها اجابت کرده اند و عدم نقل دال بر این مدعی نیست
    پاسخ2:

    اگر چنین است که شما ادعا می کنید یعنی( هر وقت که از پیامبر خواستند، پیامبر معجزه آورد )پس این آیات چیست که می گوید پیامبر در خواست معجزه برخی افراد را پاسخ ندادند از آن جمله آیات:
    1.آیات 32 و33 انفال و50یونس و8هودکه دلالت می کند که افراد گنه کار از پیامبر می خواستندکه عذاب الهی برای اثبات راستگوئی(اعجاز)نازل گردد،و در رسیدن آن شتاب می ورزیدند ولی اجابت نشد.
    2.آیات 90 تا93 سوره اسراءکه شأن نزول آن چنین می باشد:مشرکان مکه از پیامبر اسلام معجزه هایی به شرح زیر خواستند و گفتند ماهرگز
    ایمان نمی آوریم مگر اینکه:
    الف. از اين سرزمين چشمه پر آبى براى ما خارج كنى.
    ب. يا اينكه باغى از درختان خرما و انگور در اختيار تو باشد كه جويبارها و نهرها در لابلاى درختانش به جريان اندازى.
    ج. يا آسمان را آن چنان كه مى‏پندارى قطعه قطعه بر سر ما فرود آرى.
    د. يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما رو در رو بياورى.
    هـ.. يا به آسمان بالا روى! ولى هرگز تنها به آسمان بالا رفتنت ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه نامه‏اى همراه خود براى ما بياورى كه آن را بخوانيم.
    پیامبر اکرم(طبق دستور خدا) در جواب این افراد فرمودند: سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلاَّ بَشَراً رَسُولا(پروردگار من منزه است و من جز بشری پیام آور نیستم.
    3.آیه20 سوره یونس و آیه 7سوره رعد و 37 انعام (مضمونا این آیات شبیه هم هستند) مبنی بر اینکه خدا می گوید:می گویید چرا بر او معجزه ای نازل نشد،بگو غیب (معجزه)مخصوص خداست ،در انتظار باشید من نیز مانند شما از انتظار می کشم.
    در این آیات به وضوح می بینیم پیامبر درخواست مشرکان را برای آوردن معجزه اجابت نمی کند؛شما هر جوابی به این آیات دادید من در جواب سوال شما از کارهای خارق العاده سای بابا و... می دهم
    اشکال:
    آیت الله مصباح یزدی در آموزش عقائد خود در جواب این شبهه می گویند:
    پاسخ اينست كه اينگونه آيات، مربوط به درخواستهايى است كه بعد از اتمام حجت و اثبات نبوت آن حضرت از هر سه راه (قرائن صدق، بشارات پيامبران پيشين، و ارائه معجزه) و از سر لجاج و عناد يا اغراض ديگرى غير از كشف حقيقت انجام مى‌گرفت و حكمت الهى، اقتضاء اجابت چنين درخواستهايى را نداشت.
    توضيح آنكه: هدف از ارائه معجزات كه امرى استثنائى در نظام حاكم بر اين جهان است و گاهى بعنوان اجابت درخواست مردم (مانند ناقه حضرت صالح (عليه السلام)) و گاهى بطور ابتدايى (مانند حضرت عيسى (عليه السلام)) انجام مى‌گرفت شناساندن پيامبران خدا و اتمام حجت بر مردم بود نه الزام بر پذيرفتن دعوت انبياء (عليهم السلام) و تسليم و انقياد جبرى در برابر ايشان، و نه فراهم كردن وسيله‌اى براى سرگرمى و بر هم زدن نظام اسباب و مسبّبات عادى. و چنان هدفى اقتضاء پاسخ مثبت به هر درخواستى را ندارد بلكه اجابت بعضى از آنها خلاف حكمت و نقض غرض مى‌باشد مانند درخواستهايى كه مربوط به كارهايى بود كه راه گزينش را مسدود مى‌ساخت و مردم را براى پذيرفتن دعوت انبياء (عليهم السلام) تحت فشار قرار مى‌داد يا درخواستهايى كه از سر عناد و لجاج و يا با انگيزه هاى ديگرى غير از حقيقت جويى، انجام مى‌گرفت. زيرا از سويى، ارائه معجزات، به ابتذال كشيده مى‌شد و مردم بعنوان سرگرمى به تماشاىِ آنها روى مى‌آورند، يا براى تأمين منافع شخصى، گرد پيامبران اجتماع مى‌كردند؛ و از سوى ديگر، باب امتحان و آزمايش و گزينش آزاد، مسدود مى‌شد و مردم از روى كراهت و تحت تأثير عامل فشار، پيروى انبياء (عليهم السلام) را مى‌پذيرفتند و اين هر دو، برخلاف حكمت و هدف از ارائه معجزات بود. اما در غير اين موارد و در جايى كه حكمت الهى، اقتضاء مى‌كرد درخواستهاى ايشان را مى‌پذيرفتند چنانكه معجزات فراوانى از پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) نيز ظاهر گشت كه بسيارى از آنها با نقل با متواتر، ثابت شده است و در رأس آنها معجزه جاودانى آن حضرت يعنى قرآن كريم قرار دارد .
    پاسخ به این اشکال:
    اولا ما هم دقیقا همین جواب را در قبال اشکال به سای بابا و هوم و... مطرح می کنیم
    ثانیا شما برای اثبات این سخن خود باید اثبات کنید تمام افرادی که از پیامبر معجزه خواستند و پیامبر اجابت نکردند(و هم چنین افرادی که این در خواست و عدم اجابت پیامبر را شنیده اند) برایشان اتمام حجت صورت پذیرفته بود و حتی یک نفر هم نبود که برایش اتمام حجت صورت نپذیرفته باشد (مثلا تحدی قران را نشنیده باشد یا شق القمر را ندیده باشد یا به دلایل عقلی ای اعجاز قران و... را قبول نداشته باشد).
    ثالثاشما چگونه اثبات می کنید که دلیل عدم اجابت در خواست درخواست کنندگان معجزه اتمام حجت برای آنها بوده است احتمال دارد که به دلیل عدم توانایی بر معجزه پیامبر این درخواست را اجابت نکردند .
    رابعا باز بر فرض قبول اینکه اتمام حجت قبلا صورت پذیرفته بود احتمال دارد که این افراد برای یقین بیشتر در خواست معجزه کرده باشند نه برای سرگرمی و شما باید در هر مورد اثبات کنید که درخواست کنندگان برای یقین بیشتر درخواست نکرده اند تا مدعایتان اثبات شود.
    3.معجزه انبیا قابل تعلیم و تعلم نیست بر خلاف اعمال خارق العاده مرتاضان و ساحران
    پاسخ1:
    قابل تعلیم و تعلم بودن معجزات صرف ادعا است و لذا برخی از مخالفین ادعا می کنند که معجزات هم ناشی از تعلم است لکن برای هر یک از این دو باید دلیل اقامه کرد.مثلا در مورد قرآن گفته می شود که پیامبر آنرا از یک غلام رومی فراگرفت و وقتی پیامبر اخبار از غیب می داد یا اخبار پیشینیان را نقل می کرد و مسلمانان قبول می کردند مخالفین در مقابل می گفتند ولو این اخبار را نمی دانیم اما پیامبر از خارجی ها و رومی ها گرفته است . بهر حال استدلال مخالفین هر چه قدر هم ضعیف باشد اما نشانگر سخن خصم است که همین معجزات را هم ناشی از تعلیم و تعلم می داند و در جواب باید دلیل قانع کنند اقامه کرد .
    پاسخ2:
    اگر هم معجزات پیامبران قابل تعلیم و تعلم نباشد باز اثبات مدعا نمی کند چون بسیاری از امور قابل تعلیم وتعلم نیستند مثلا شاعری قابل تعلیم نیست ای بسا افرادی پدرشان صاحب قریحه شعری است و شعر هم می گوید اما فرزندان آنها اصلا شعر بلد نیستند و نمی توانند از پدر این هنر را یاد بگیرند (و چه بسیارند افرادی که شعر می گویند ولی پیش هیچ استادی تعلیم ندیده اند.)خلاصه صرف قابل تعلیم وتعلم نبودن چیزی را اثبات نمی کند(جواب1 و 2 توسط آقای ملکیان در جزوه علم ودین داده شده است)
    پاسخ3:
    احتمالاتی را که فخر رازی مطرح کرده (1) هم بدون تعلیم وتعلمند، اما دلیل برصدق مدعا نیستند پس هر بدون تعلیم و تعلمی از خدا نیست.
    پاسخ4:
    حتما نیاز نیست که فردی برای عمل خارق العاده خود تعلیم وتعلم کند مانند مرتاضان چون ممکن است یکی از همین مرتاضان که کارهای خارق العاده انجام می دهد یک کار خارق العاد ی دیگر کرده یعنی به پیامبر قدرت بر عمل خارق العاده دهد بدون تعلیم وتعلم فلذا برای انجام عمل خارق العاده (غیر از این که خدا مستقیما این قدرت را دهد)می توان بدون تعلیم وتعلم این قدرت را دارا شد.
    پاسخ 5:
    نویسنده جزوه نگاهی نقادانه به معجزه در جزوه اش می گوید:
    از چه راه می‌توان فهمید مدعی نبوت، آن فعل شگفت انگیز را از کسی نیاموخته است؟ هر چقدر هم در زندگی او و گذشته‌اش تحقیق و جستجو شود، نمی‌توان در این مورد به نتیجه‌ای قطعی رسید.

    ------------------------------
    1.با وجود احتمالات و شبهات مختلف راجع به معجزه نمی توان آن را دلیل بر نوبت تفسیر کرد و سکوت خدا را در برابر مدعی دلیل براغرای به جهل مردم دانست چون قطع مردم بر معجزه بودن آن با وجود احتمالات دیگر بی جهت است و در نتیجه خود مردم مقصرند نه خداوند.اما احتمالات دیگر:1.معجزه معلول مزاج خاص مدعی2.معجزه معلول نفس مجرد مدعی3.معلول قوای ناشناخته4.معلول ،شیطان 5. معلول جن 6.معلول ملک 7.معلول تاثیر اجسام سماوی و ارضی8.معلول عقول و نفوس(المطالب العالیه،ج8،ص41)
    4.معجزه انبیا مقرون به ادعای نبوت است بر خلاف اعمال خارق العاده مرتاضان و ساحران
    پاسخ1(نقضی):
    سای بابا که در هند معجزه می کند و همراه با آن نه تنها ادعا نبوت بلکه ادعای خدایی دارد(جزوه علم و دین،ص113)پس افرادی هم داریم که علاوه بر عمل خارق العاده نه ادعای نبوت بلکه ادعای خدایی هم بنمایند.
    سخنی در رابطه با سای بابا
    اعمال خارق العاده سای بابا(+ادعای خدایی او):

    سای بابا که در هند معجزه می کند و همراه با آن نه تنها ادعا نبوت بلکه ادعای خدایی دارد(جزوه علم و دینٌ113) در مورد معجزات سای بابا مراجعه شود به کتاب «سایی بابا مرد، معجزه ها» کتاب مورفث،اچ که در1973 در لندن به چاپ رسیده است اما سخنی در رابطه با سای بابا:
    ساتیا سای بابا در سن ۱۴ سالگی "در تاریخ ۲۳ ماه مه ۱۹۴۰" اعلام کرد که روح خداوند در جسم او حضور دارد و او برای هدایت انسان‌ها بر روی زمین ظهور کرده‌است(ویکپدیا)
    ساي بابا خود را «برهما» خداي خالق و هستي‌بخش مي‌پندارد و از مردم مي‌خواهند، تا او را ستايش و تعظيم كنند، به او عشق بورزند، تا به آرامش و عشق برسند؛ آرامش و عشقي كه در ملكوت تجربه كرده‌اند، فطرت شان از آن آگاه است و در اين جهان نيز به دنبال آن مي‌گردند.(سایت فارس نیوز)
    برخی از کارهای خارق العاده سای بابا :
    دکتر والستن متخصص علوم روحی و فرا طبیعی که شخصا در هند به دیدار سای بابا رفته بود می گوید:
    درسفر اخیرم به هندوستان مردی را ملاقات کردم که بسیاری از معجزات منسوب به عیسی را انجام می داد... او سنگ را به شیرینی و گل را به جواهر تبدیل می کند از آسمان خاکستر مقدس می باراند به طوری که چپلک های بسیار بزرگ ئپر از خاکستر می شود با تماس با بیمار و نیز از راه دور قادر است بیماران را شفا دهد برای من این موقعیت پیش نیامد تا بتوانم از نزدیک کارهایش را مورد بررسی انجام دهم ولی هوارد مورفث که مدتی اب سای بابا کار کرده بود فهمیده بود که هیچ گونه تردستی یا نیرنگی در کارش نیست.(مقاله روح و علوم تجربی در کتاب روح و دانش جدید،ص118)

    پاسخ2(حلّی):
    باید دید که شرط ادعای نبوت کردن چه تأثیری در معجزه دارد؟این شرط برای این است که دروغگو با معجزه جلب اعتماد کند و بعد سخنان باطلی به عنوان واقعیات و حقائق ارائه می کند و اگر خدا قدرت عمل خارق العاده را در اختیار وی بگذارد مردم را اغرا به جهل کرده است ولی اشکال این است که شخص دروغگو اگر ادعای نبوت هم نکند وقتی امر خارق العاده انجام داد مردم را روحا مسخر می کند و بعد هم حرفهای باطل خود را به مردم القا می کند و ادعای نبوت و عدم آن تأثیری در مطلب ندارد مضافا به این که کسی که ادعای نبوت می کند نسبت به کسی که ادعای نبوت نمی کند یک دروغ اضافه تر گفته است .(جزوه علم و دین،ص115)
    5.انبیا دارای صلاح عقیده و اخلاق بوده اند بر خلاف اعمال خارق العاده مرتاضان و ساحران
    پاسخ1:
    اگر صاحبان معجزه مانند سای بابا فساد عقیده نداشتند چه باید کرد ؟چه دلیل هست که غیر از انبیا و اولیا هرکسی امر خارق العاده ای انجام دهد دارای فساد اخلاقی و عقیدتی است؟آیا محال است که این افراد فساد اخلاقی و عقیدتی نداشته باشند؟خیر ؛پس احتمال دارد که شخصی هم کار خارق العاده انجام دهد و هم فساد اخلاقی و عقیدتی نداشته باشد.
    پاسخ2
    فساد عقیدتی را از کجا می توان تشخیص داد؟مثلا قائل به تثلیث یا ثنویت فاسد العقیده است یا نه؟نمی توان گفت که چون مخالف قرآن است بنابراین فاسد است زیرا آنها هم مطابق اعتقاد خودشان این نظر را صحیح و خلاف آنرا فاسد می دانند .

    اشکال به پاسخ 2:
    صلاح و فساد عقیده و اخلاق را براساس موازین عقلی درک می کنیم.
    پاسخ:
    این همه فلاسفه و حکما براساس موازین عقلی استدلال می کنند اما در عین حال اختلاف زیاد دارند و هر فیلسوفی نمی تواند مخالفین خود را فاسد العقیده بداند و خود را صلاح العقیده چون خصم او ادعای مخالف او را می کند .
    بله اگر همه علوم عقلی مثل ریاضیات و منطق می بود در آن صورت با قاطعیت بیشتری می توان گفت که فلان عقیده حتما باطل است . حاصل آنکه بسادگی نمی توان فساد عقیده را تشخیص داد.مثلا آیا قائلین به حرکت جوهری صحیح می گویند یا مخالفین آن ؟آیا حق با ملاصدرا است یا ابن سینا یا هیچکدام؟ملاصدرا می گوید من در اوایل شدیدا از اصالت الماهیه دفاع می کردم ولی بعدها حق بر من روشن شد و خداوند تفضل کرد تا فهمیدم سخن استادم میرداماد باطل است و اصالت با وجود است. حال آیا ملاصدرا فاسد العقیده است یا میرداماد ؟پس تشخیص صحت و فساد عقیده مشکل است و متخصصان هم در اینجا مشکل دارند چه رسد به عوام که بخواهند فساد و عدم فساد عقیده معجزه گر را بفهمند.(نکته مهم همین است که مردم دقت عقلی برای فهم صلاح یا فساد عقیده را ندارد و با همان یقین روان شناختی به گفته پیامبر یقین می کنند چه با عقلشان بسازد چه نسازد مثلا وقتی سای بابا می گوید من خدایم معلوم است با عقل نمی سازد اما چون معجزه می کند مردم به حرف او یقین روان شناختی پیدا می کنند(همان طور که می بینیم هزاران نفر پیرو او شده اند)و شما این برهان را(برهان حکمت)برپایه یقین روان شناختی عوام بنا کرده اید پس باید با همان مبنا جواب دهید)
    و اما در مورد فساد اخلاقی اگر فساد به این است که رعایت ظواهر و آداب اخلاقی نشود ،محال نیست که کسی رعایت ظواهر و آداب اخلاقی را بکند و بعد هم کار خارق العاده از او سرزند(مانند سای بابا که بعضی از تعلیمات او عبارتند از: مراقبه روزانه و ذکر نام‌های خداوند متعال خواندن نیایش و دعا به اتفاق اعضا خانواده به‌صورت هفتگی * شرکت جستن در کارهای جمعی امور خیریه و خدمت عابدانه به خداوند* با همگان به نرمی رفتار و گفتگو کردبپرهیز از بدگویی و غیبت*محدودکردن خواسته‌ها و امیال و صرف وجوه پس‌انداز شده برای خدمت به خداوند از طریق خدمت به همنوعان/منبع:ویکپدیا)و حقیقتاًتفاوت اخلاقی انسانها وقتی است که باطن و ضمیر آنها شناخته شود و این مطلب هم که در اختیار ما نیست و فقط خداوند است که عالم به ضمائر و سرائر است.ممکن است کسی ظاهرا دروغ نگوید و تهمت نزند و از شراب و زنا پرهیز کند ولی قصد گول زدن مردم را داشته باشد(مثل عمر و ابابکر)...هیچ استحاله ای ندارد که شخصی یک عمر به ظاهر پاک بوده و حتی بگوید که گناه قلبی هم مرتکب نشده است ولی در عین حال از جهت باطنی معصوم نباشد چه اینکه شاید همین سخن اولین دروغ او باشد. اولین گناه و دروغ همیشه اولین گناه و دروغ است شاید تاکنون من دروغ نگفته باشم ولی همین الان اولین دروغ را بگویم ،سابقه عدم دروغگویی دلیل بر دروغ نگفتن در آینده نیست . به علاوه اگر کسی چنین ادعایی را هم بر زبان نیاورد درآن صورت باز صلاح و فساد عقیده روشن نیست .
    پاسخ3:
    چه دلیل عقلی است که کسی که صحیح العقیده وصحیح الاخلاق باشد ودر عین حال معجزه آورد راست می گوید؟یعنی صحیح العقیده بودن تأثیر در اقامه برهان دارد؟اگر کسی به با صحیح العقیده بودن پیامبر یقین روان شناختی کرد به صدق پیامبر آن حجت است اگر کسی هم بدون صحیح العقیده بودن پیامبر بر صدق مدعای پیامبر یقین کرد آن حجت است- طبق مبنای برهان حکمت -(پاسخ 1و2 را جناب آقای ملکیان جواب داده اند(در جزوه علم و دین ،ص116 و117))


    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش




    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    غزل حافظ با قرآن چه فرقی دارد(در اعجاز)؟
    با سلام به تمامي دوستان عزيز
    به نظر من از ابتدا بحث توسط كارشناس اعتقادي محترم به بيراهه كشيده شده كه از محل بحثي كه در صورت سوال آمده كاملا خارج است.
    چرا كه جواب اين سوال كه حافظ هم فصيح بوده و قرآن هم فصاحت دارد پس فرق اين دو چيست و آيا آورنده ديوان حافظ هم اگر همچون آورنده قرآن ادعاي نبوت كند بايد به او ايمان آورد، مطالب كلي در خصوص معجزه نيست!!!؟؟؟
    اين كه معجزه چيست؟ چه جايگاهي دارد و فرق آن با كارهاي خارق العاده كدامست،‌ هر چند مطلب خوبي است ولي ربط مستقيمي با صورت سوال مطرح شده ندارد و ahlobit عزيز هم در ادامه اشتباه كارشناس محترم را ادامه داده و بحث را با اينجا كشانده است.
    به نظر من براي پاسخ به سوال فوق بايد به اين نكته توجه داده شود كه
    فصاحت و بلاغت جزء كوچكي از معجزه بودن قرآن را تشكيل مي دهد و به هيچ وجه در تعريف اعجاز قرآن به عنوان فصل اخير آن به حساب نمي آيد تا اين سوال مطرح شود كه اگر كتابي ديگر نيز فصاحت داشت همانند قرآن بوده و صاحبش مي تواند ادعاي رسالت كند.!!!
    قطعا وجوه اعجاز قرآن كه بارها در اين سايت از آن بحث شده و كتابها و مقالات مستقلي را نيز به خود اختصاص داده،‌ به هيچ وجه منحصر در فصاحت و بلاغت آن نمي شود و البته بيان موارد اعجاز قرآن هر چند لازم است ولي در اين مختصر امكان پذير نيست.
    لذا به نظر من ahlobit عزيز و دوستان ديگري كه اين مطلب را پي مي گيرند لازم است به كتابهاي متعددي كه در اين باره نوشته شده و همچنين مقالات خوبي كه در اينجا وجود دارد مراجعه نمايند.
    با تشكر


    ویرایش توسط لسان صدق : ۱۳۹۱/۰۵/۱۱ در ساعت ۱۲:۱۶
    آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است ***** با دوستان مروت با دشمنان مدارا

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط لسان صدق نمایش پست

    با سلام به تمامي دوستان عزيز
    به نظر من از ابتدا بحث توسط كارشناس اعتقادي محترم به بيراهه كشيده شده كه از محل بحثي كه در صورت سوال آمده كاملا خارج است.
    چرا كه جواب اين سوال كه حافظ هم فصيح بوده و قرآن هم فصاحت دارد پس فرق اين دو چيست و آيا آورنده ديوان حافظ هم اگر همچون آورنده قرآن ادعاي نبوت كند بايد به او ايمان آورد، مطالب كلي در خصوص معجزه نيست!!!؟؟؟
    اين كه معجزه چيست؟ چه جايگاهي دارد و فرق آن با كارهاي خارق العاده كدامست،‌ هر چند مطلب خوبي است ولي ربط مستقيمي با صورت سوال مطرح شده ندارد و ahlobit عزيز هم در ادامه اشتباه كارشناس محترم را ادامه داده و بحث را با اينجا كشانده است.
    به نظر من براي پاسخ به سوال فوق بايد به اين نكته توجه داده شود كه
    فصاحت و بلاغت جزء كوچكي از معجزه بودن قرآن را تشكيل مي دهد و به هيچ وجه در تعريف اعجاز قرآن به عنوان فصل اخير آن به حساب نمي آيد تا اين سوال مطرح شود كه اگر كتابي ديگر نيز فصاحت داشت همانند قرآن بوده و صاحبش مي تواند ادعاي رسالت كند.!!!
    قطعا وجوه اعجاز قرآن كه بارها در اين سايت از آن بحث شده و كتابها و مقالات مستقلي را نيز به خود اختصاص داده،‌ به هيچ وجه منحصر در فصاحت و بلاغت آن نمي شود و البته بيان موارد اعجاز قرآن هر چند لازم است ولي در اين مختصر امكان پذير نيست.
    لذا به نظر من ahlobit عزيز و دوستان ديگري كه اين مطلب را پي مي گيرند لازم است به كتابهاي متعددي كه در اين باره نوشته شده و همچنين مقالات خوبي كه در اينجا وجود دارد مراجعه نمايند.
    با تشكر

    ممنون از اظهار نظر شما دوست گرامی
    جدای از درستی یا نادرستی مطالب شما؛ اینکه حتی خود طراح سوال را نیز متهم به نفهمیدن موضوع میکنید جالب است.


    هر چند عنوان بحث تفاوت غزل حافظ با قرآن کریم است. و در این خصوص میتوان تفاوتهای مختلفی را بین ایندو مطرح کرد به گونه ای که اصلا این دو قابل قیاس نیستند. ولی در ادامه بحث خود طراح سوال بحثش را متمرکز کرده است بر مقایسه این دو بر اساس فصاحت و بلاغت. یعنی میخواهد این بررسی شود که بین وجه فصاحت غزل حافظ با فصاحت قران چه تفاوتی وجود دارد.

    و ایا خارق الاده بودن غزل حافظ این اجازه را به به او میدهد که ادعای پیامبری کند؟

    و این عبارت بیانگر این است که سوال کننده در صدد بررسی تفاوتهای قران و غزل حافظ نیست. بلکه این بررسی حتی برفرض معجزه دادن هر دو و یا معجزه نبودن هر دو قابل طرح است.


    بنابر این بحث بر میگردد به معجزه بودن یا معجزه دانستن غزل حافظ به اعتبار فصاحت و بلاغتش. و اینکه ایا نبوت حافظ را اثبات میکند یا خیر.

    که در این صورت باید به نحوه دلالت امور خارق العاده بر نبوت پرداخت.


  11. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود