صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تولد در خانواده فقير يا خانواده كافر چگونه با عدل خداوند سازگار است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    82
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تولد در خانواده فقير يا خانواده كافر چگونه با عدل خداوند سازگار است؟




    سلام
    يك كودك در خانواده كفر به دنيا مياد و يكي در خانواده مسلمان بطور حتم آنكه در خانواده مسلمان به دنيا آمده راحت تر ايمان مي آورد
    همچنين كسي كه در خانواده ثروتمند متولد ميشود زندگي بهتري نسبت به كودكي كه در خانواده فقير به دنيا آمده دارد
    اين موارد چگونه با عدل الهي سازگار است؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ در ساعت ۰۳:۳۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط geologist نمایش پست
    سلام
    يك كودك در خانواده كفر به دنيا مياد و يكي در خانواده مسلمان بطور حتم آنكه در خانواده مسلمان به دنيا آمده راحت تر ايمان مي آورد

    اين موارد چگونه با عدل الهي سازگار است؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3

    با سلام و عرض ادب

    این شرائطي كه حضرت عالي بيان فرموديد تعيين کننده ي عاقبت اشخاص نيستند ؛ و صرفاً زمینه ای برای امتحان می باشند .

    در اين که بشر از شرائط محيطي خويش تأثير مي پذيرد شکّي نيست ولي اين بدان معنا نيست که انسان در متن شرائط محيطي خوب يا بد ، بي اختيار مي شود يا تشخيص خود را از دست مي دهد. خداوند متعال با مثالهاي متعدّدي که در قرآن کريم ذکر نموده به اين پندار پاسخ گفته و نشان داده که کساني در بدّترين محيطها راه هدايت را پيش گرفته اند و عدّه اي نيز در بهترين محيطها گرفتار شقاوت شده اند.

    « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلين‏ ـ وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ» .

    خداوند براى كسانى كه كافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودى به حالشان(در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شويد همراه كسانى كه وارد مى‏شوند!» ـ و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است ، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش! (التحريم :10 و11)

    زن حضرت نوح و حضرت لوط (ع) و همچنين پسر نوح (ع) با اينکه در بهترين محيط هدايتي بودند ولي به اختيار سوء خود کافر شده اهل جهنّم گشتند ولي آسيه ، زن فرعون و همچنين اصحاب کهف و نيز مومن آل فرعون با اينکه در بدّترين ، کفرآميزترين و وسوسه انگيزترين محيطها زندگي مي کردند و از نعمات مادّي و قدرت فراوان برخوردار بودند راه هدايت را پيش گرفتند. لذا حضور در محيط آلوده براي کساني که قدرت تحقيق و حقيقت يابي دارند عذر موجّهي نيست و آنکه توان تحقيق و حقيقت يابي دارد و در سايه ي عقل و انديشه مي تواند حقّ را از باطل تشخيص دهد ، عقلاً مؤظّف است که تحقيق نمايد. بلي افرادي هستند که مستضعف فکري بوده توان حقيقت يابي ندارند ؛ وضعيّت اخروي اينها طبق آيات و روايات اهل بيت (ع) به خداوند متعال واگذار مي شود تا طبق علم مطلق خود و با توجّه به ميزان توانايي آنها ، در باره ي آنها قضاوت نمايد. لذا ما حقّ نداريم آنها را به صرف مسلمان نبودن اهل جهنّم بدانيم. امّا آنها که توان تحقيق دارند مثل دانشمندان ، اهل فکر و انديشه و علماي اديان اينها را ديگر نمي توان مستضعف فکري دانست. اينها اوّلاً نداي اسلام را شنيده اند و ثانياً توان تحقيق و حقيقت يابي را دارند. لذا اگر تحقيق نمي کنند يا تحقيق کرده ايمان نمي آورند مستحقّ عذاب الهي خواهند بود.

    پس این پندار که یک شیعه زاده سریعتر می تواند به قرب خدا برسد ولی یک کافر زاده نمی تواند با سرعت او تقرّب حاصل کند ، درست نیست. در این باره کافی است شرح حال برخی غیرمسلمانان مسلمان شده را مطالعه فرمایید تا ملاحظه کنید که خداوند متعال چگونه و ازچه راههای شگفت آوری حقیقت جویان را به سوی خود راهنمایی می کند. برای مثال می توانید نام ادواردو آنیلی را از اینترنت جستجو نمایید ؛ و ببینید که چگونه یک کافرزاده ی ثروتمند و نامدار ، بسیار زودتر از بسیاری از ما شیعه زادگان به سر منزل مقصود می رسد. هم اکنون در کشور خودمان نیز از این کافرزاده های خارجی شیعه شده وجود دارند که نه تنها مسلمان و شیعه شده اند ؛ بلکه در سطح حوزه و دانشگاه ، به جوانان شیعه تعلیمات شیعی می دهند.



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط geologist نمایش پست
    سلام

    همچنين كسي كه در خانواده ثروتمند متولد ميشود زندگي بهتري نسبت به كودكي كه در خانواده فقير به دنيا آمده دارد
    اين موارد چگونه با عدل الهي سازگار است؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3


    با سلام مجدد

    براي پاسخ گويي به اين پرسش نخست باید دید سعادت و شقاوت حقیقتاً چیستند؟ آیا در رفاه بودن و فقر و ثروت یا زیبا بودن قیافه ی ظاهری و امثال این امور به معنی خوشبخت شدن یا مستلزم سعادت است؟ و در مقابل ، آیا فقر و بیماری و در زحمت و رنج بودن یا قیافه ی نازیبا داشتن یا در محیط کفر متولّد شدن و امثال این امور برابر یا مستلزم شقاوت و بدبختی است؟

    اگر کسی چنین می اندیشد پس باید بسیاری از کفّار و منافقین را سعادتمند و بسیاری از مومنان و انبیاء و اولیاء الهی را بدبخت بپندارد ؛ و اگر کسی با چنین پنداری زندگی می کند ، او اساساً نمی تواند ایمانی به خدا ـ به عنوان خیر محض ـ داشته باشد چه رسد به اینکه از عدل او سوال کند. در منظر ادیان الهی و خداوند متعال ، سعادتمند آن کسی است که بنده ی مطیع خدا باشد ، چه در خانواده ی مومن متولّد شده و در اوج زیبایی و رفاه و ثروت و مقامات دنیوی باشد و چه در خانواده ی کافر متولّد شده ، چهره ای نازیبا داشته و غرق در فقر و رنج و بیماری و... باشد. بر این مبنا ، دنیا اساساً نه جای خوشبختی است نه جای بدبختی بلکه فقط و فقط جای کسب خوشبختی و بدبختی است. دنیا همچون مزرعه ای است که انسانها خود و اعمالشان را در آن می کارند تا خود و نتیجه ی اعمالشان را در عالم برزخ و آخرت برداشت نمایند ؛ و محلّ تولّد ، چهره ی ظاهری ، فقر و ثروت ، رفاه و رنج ، سلامتی و بیماری و ... همگی صرفاً ابزرهای کشت و کار می باشند ؛ و هیچکدام از این ابزارها هم بهتر از دیگری نیستند ؛ بلکه هر ابزاری که به شخصی داده شده ، متناسب با استعدادهای ذاتی اوست و او تنها از راه همان ابزارها امکان ترقّی دارد و تکلیف او نیز متناسب با همان ابزارهاست .

    « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها ــــ خداوند كسی را مکلّف نمی کند مگر متناسب با آنچه که به او داده است». یا به تعبیر دیگر این امور یا شرائط ، سوالات امتحانی هستند که انسانها بسته به نوع جوابهایی که به آنها می دهند سرنوشت بعد از مرگ خود را مشخّص می نمایند. و البته شکّی نیست که سوالات امتحانی هر کسی مختصّ خود اوست ؛ چرا که استعدادهای ذاتی او غیر از استعدادهای دیگران است.

    پس عدل خدا به این نیست که در این دنیا به هر کسی چه بدهد ؛ بلکه عدل الهی به این است که در برابر آنچه داده چه بخواهد. اگر خدا به کسی رفاه و ثروت و زیبایی و خانوده و محیط صالح داده ، تکلیف متناسب با آن را هم از او خواسته است ؛ و اگر کسی را نسبت به دیگران نازیبا آفریده یا در فقر و رنج یا در خانوده و محیط ناصالح قرار داده از او نیز تکلیفی در خور آن شرائط خواسته است ؛« وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُون‏. ـــــــ و ما هيچ كس را جز به اندازه ی توانایی و وسعش تكليف نمى‏كنيم ؛ و نزد ما كتابى است كه به حقّ سخن مى‏گويد؛ و به آنان هيچ ستمى نمى‏شود » (المؤمنون:62) لذا اگر کسی حقیقتاً در شرائطی قرار گرفته که از نعمت هدایت خاصّه محروم است و حقیقتاً دسترسی به هدایت ندارد ، تکلیفی هم از این بابت ندارد ؛ لذا ، از این جهت هیچگاه عذاب نخواهد شد. خداوند متعال می فرماید:

    « مَنِ اهْتَدى‏ فَإِنَّما يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً . ـــ هر كس هدايت شود، براى خود هدايت يافته؛ و آن كس که گمراه گردد، به زيان خود گمراه شده است؛ و هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمى‏كشد؛ و ما هرگز عذاب کننده نیستیم ، مگر آنكه پيامبرى مبعوث كرده باشيم.» (الإسراء: 15)

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نگاه کنید قبول است که اختیار از شخص به دنیا آمده در کفر گرفته نمی شود و می تواند باز راه درست را رود و خدا هم لا یکلف الله نفسا الا وسعها
    ولی قبول کنید شخصی که در خانواده مسلمان به دنیا می آید احتمال بیشتری دارد که مسلمان باقی بماند تا کسی که در کفر به دنیا امده است
    برای مثال پرتغال سالمی که در میان میوه های گندیده است(به دنیا آمده در کفر) و پرتغال سالمی که بین پرتغالهای سالم است الان یک ادم عاقل می گوید 90 درصد آن پرتغال اول می گندد و 90 درصد پرتغال دوم سالم می ماند چون در خهر صورت ممکن است پرتغال سالم بین میواه های گندیده بیرون بیفتد یا کسی آن راب ردارد یا... و حالت دوم هم بلعکس ولی با احتمال سالم ماندن پرتغال دوم خیلی بیشتر است
    در این مورد هم همین طور است (دقت کنید)
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    نگاه کنید قبول است که اختیار از شخص به دنیا آمده در کفر گرفته نمی شود و می تواند باز راه درست را رود و خدا هم لا یکلف الله نفسا الا وسعها
    ولی قبول کنید شخصی که در خانواده مسلمان به دنیا می آید احتمال بیشتری دارد که مسلمان باقی بماند تا کسی که در کفر به دنیا امده است
    برای مثال پرتغال سالمی که در میان میوه های گندیده است(به دنیا آمده در کفر) و پرتغال سالمی که بین پرتغالهای سالم است الان یک ادم عاقل می گوید 90 درصد آن پرتغال اول می گندد و 90 درصد پرتغال دوم سالم می ماند چون در خهر صورت ممکن است پرتغال سالم بین میواه های گندیده بیرون بیفتد یا کسی آن راب ردارد یا... و حالت دوم هم بلعکس ولی با احتمال سالم ماندن پرتغال دوم خیلی بیشتر است
    در این مورد هم همین طور است (دقت کنید)

    با سلام و عرض ادب خدمت شما

    این پنداری است نادرست. با وجود عقل ، امکان هدایت برای همگان موجود می باشد. عقل حکم می کند که کسی حقّ تبعیّت بی چون و چرا از غیر معصوم را ندارد. لذا با وجود عقل، هیچ کس حقّ ندارد به بهانه ی تبعیّت از والدین یا مردم جامعه یا ... راه نادرست را برگزیند. از این رو در قرآن کریم به کرّات مذّمت شده از کسانی که راه والدین کافر خود را برگزیده اند. پس در مواجهه با غیر معصوم ، باید تابع دلیل بود ؛ و بدون دلیل نباید سخنی را از کسی پذیرفت.
    حضرت عالي بین امکان ذاتی هدایت و امکان وقوعی آن خلط فرموديد؛ و نیز بین ایمان حقیقی و ایمان عاریتی. اگر دو نفر را فرض کنیم که عقل برابر دارند ، ولی یکی کافر زاده است و دیگر مسلمان زاده ، امکان ذاتی هدایت شدن هر دو نفر ، یکسان می باشد. چون عقل به هر دو فرمان می دهد که دین حقّ را از والدین خود نگیرید بلکه دنبال تحقیق باشید! پس اگر کافر زاده در مقام عمل تابع عقل خود نشد، مقصّر خود اوست. مسلمان زاده نیز اگر بدون تحقیق، اسلام والدین خود را پذیرفت، چنان اسلامی را معلوم نیست که بتواند با خود به آخرت منتقل نماید. چون ایمانی به آخرت راه می یابد که مستقرّ باشد نه ایمان مضطرب و مستودع(عاریتی). ملاک در هدایت حقیقی نیز عاقبت به خیری است نه ایمان ظاهری دنیوی.

    « نُعَيْمٍ الصَّحَّافِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع لِمَ يَكُونُ الرَّجُلُ عِنْدَ اللَّهِ مُؤْمِناً قَدْ ثَبَتَ لَهُ الْإِيمَانُ عِنْدَهُ ثُمَّ يَنْقُلُهُ اللَّهُ بَعْدُ مِنَ الْإِيمَانِ إِلَى الْكُفْرِ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ الْعَدْلُ إِنَّمَا دَعَا الْعِبَادَ إِلَى الْإِيمَانِ بِهِ لَا إِلَى الْكُفْرِ وَ لَا يَدْعُو أَحَداً إِلَى الْكُفْرِ بِهِ فَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ ثُمَّ ثَبَتَ لَهُ الْإِيمَانُ عِنْدَ اللَّهِ لَمْ يَنْقُلْهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَعْدَ ذَلِكَ مِنَ الْإِيمَانِ إِلَى الْكُفْرِ قُلْتُ لَهُ فَيَكُونُ الرَّجُلُ كَافِراً قَدْ ثَبَتَ لَهُ الْكُفْرُ عِنْدَ اللَّهِ ثُمَّ يَنْقُلُهُ اللَّهُ بَعْدَ ذَلِكَ مِنَ الْكُفْرِ إِلَى الْإِيمَانِ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ النَّاسَ كُلَّهُمْ عَلَى الْفِطْرَةِ الَّتِي فَطَرَهُمْ عَلَيْهَا لَا يَعْرِفُونَ إِيمَاناً بِشَرِيعَةٍ وَ لَا كُفْراً بِجُحُودٍ ثُمَّ بَعَثَ اللَّهُ الرُّسُلَ تَدْعُو الْعِبَادَ إِلَى الْإِيمَانِ بِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ يَهْدِهِ اللَّه‏.

    حسين بن نعيم صحاف گويد: به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم چرا شخصى در نزد خداوند مؤمن به حساب مى‏آيد ولى بعداً خداوند او را از ايمان به كفر منتقل مى‏كند، فرمود: خداوند عادل است، او بندگان خود را به ايمان دعوت كرد نه به كفر. خداوند متعال هيچ كس از بندگان خود را به طرف كفر دعوت نمى‏كند و نمى‏خواهد كسى به او كافر شود. اينک هر كس ايمان بياورد و در ايمان خود ثابت باشد، خداوند او را در ايمان خود ثابت مى‏كند و او را از ايمان به كفر منتقل نمى‏كند. راوی گويد: عرض كردم: مردى كافر است و كفر هم در دل او جاى گرفته، آيا خداوند او را از كفر به طرف ايمان انتقال مى‏دهد؟ امام فرمودند: خداوند همه را بر اساس فطرت خلق كرده، آنها نه شريعت و ايمانى مى‏دانند و نه كفرى از روى اعتقاد، خداوند پيامبران را مى‏فرستد و آنها را هدايت مى‏كند» (بحار الأنوار ،ج‏66،ص213)

    یعنی تک تک انسانها با فطرت آفریده شده اند؛ و از جمله امور فطری آن است که انسان بدون دلیل نباید اعتقادی را بپذیرد. لذا حتّی بچّه ها نیز در برابر امر و نهی بزرگترها دلیل می خواهند. از طرف دیگر خداوند متعال دین حقّ را فرستاده و این دین در جهان موجود است. پس هیچ عاقلی حقّ ندارد بدون دلیل چیزی را بپذیرد. چگونه است که همین کافرزاده ها در امور بی ارزش دنیایی دلیل می طلبند ولی برای اعتقادات اساسی دلیل نمی خواهند و بی دلیل تابع والدین و جامعه ی خود می شوند؟!!

    معصوم(ع) در تفسیر آیه ی 98 انعام « هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ » فرمودند: « قَالَ مَا كَانَ مِنَ الْإِيمَانِ الْمُسْتَقَرِّ فَمُسْتَقَرٌّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ أَبَداً وَ مَا كَانَ مُسْتَوْدَعاً سَلَبَهُ اللَّهُ قَبْلَ الْمَمَات‏ هر چه از ایمان، مستقرّ است ، مستقرّ است تا روز قیامت یا تا ابدیّت ؛ و آنچه عاریتی است ، خداوند آن را قبل از مرگ ، بازپس می گیرد» (بحار الأنوار، ج‏66،ص223)

    امیرمومنان(ع) فرمودند: « فَمِنَ الْإِيمَانِ مَا يَكُونُ ثَابِتاً مُسْتَقِرّاً فِي الْقُلُوبِ وَ مِنْهُ مَا يَكُونُ عَوَارِيَّ بَيْنَ الْقُلُوبِ وَ الصُّدُورِ إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ فَإِذَا كَانَتْ لَكُمْ بَرَاءَةٌ مِنْ أَحَدٍ فَقِفُوهُ حَتَّى يَحْضُرَهُ الْمَوْتُ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَقَعُ حَدُّ الْبَرَاءَة ايمان بر دو قسم است: يكى ايمانى كه در دل‏ها ثابت و برقرار است ، و ديگرى در ميان دل‏ها و سينه‏ها ناپايدار می باشد، تا سر آمدى كه تعيين شده است. پس اگر از كسى بيزاريد، او را به حال خود گذاريد تا مرگ او فرارسد، پس در آن هنگام وقت بيزارى جستن است.» (نهج البلاغة، خطبه189)

    یعنی اگر از کسی بیزارید و او هم ظاهراً مسلمان است، او را لعن نکنید تا مرگش فرا رسد. پس اگر با ایمان از دنیا رفت، حقّ لعن ندارید ؛ چون ایمانش مستقرّ بوده و اهل بهشت می باشد. امّا اگر ایمان خود را قبل از مرگ یا دم مرگ باخت، معلوم می شود که ایمان او عاریتی بوده.



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باتشکر از کارشناس محترم سایت

    به نظر من زیبای اندام یا زندگی در یک خانواده مرفه و خانه مججلل دلیل موهبت خداوند است نه دلیل بر عدل الهی
    ایکنه خداوند به انسال قدرت اشرف مخلوقات داده و اختیار تفکر دلیل نمی شه خود را لایق همه چیز عالم خلقت بدانند

    اینکه خداوند به یک جسم بی جان نفس و زندگانی می بخشد برابر است با هزار موهبت و عدل چه برسد به اینکه به انسان قدرت اختیار و تفکر بدهد....
    خدا را باید شاکر شد که بخاطر آفرینش مان با هر نوع نگرشی
    اگر قرار باشد فقر وزیبای و امثال اینها دلیل بر ناعدالتی خداوند مطمئنن تفاوت در زمان و مکان خلقت . نژادها .لحجه ها. رنگ پوستها و حتی نوع جنسیت مان دلیل بر ناعدالتی خداوند می شد در حالی که این همه تفاوت باعث قدرت لاینتهالی و نامحدود خداوند بزرگ می شود.
    عدالت خداوندی زمانی رنگ می بازد که گفته های بار تعالی راست نباشد و وعده ها حقیقت نگردد (صدق الله العلی و العظیم)
    کارهای نیک و نیت های پاک نادیده گرفته بشن و یا
    گناهکاران از خشم خداوند ایمن باشند


    ولی به یقین خداوند قادر تر از آن است که بخواهد برای هدایت بشر به کمال انسانی به او دروغ گفته باشد

    باتشکر

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط geologist نمایش پست
    سلام
    يك كودك در خانواده كفر به دنيا مياد و يكي در خانواده مسلمان بطور حتم آنكه در خانواده مسلمان به دنيا آمده راحت تر ايمان مي آورد
    همچنين كسي كه در خانواده ثروتمند متولد ميشود زندگي بهتري نسبت به كودكي كه در خانواده فقير به دنيا آمده دارد
    اين موارد چگونه با عدل الهي سازگار است؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3
    سلام دوست عزیز

    انسان ها با هم ازدواج می کنند و در از ازدواج ها انسان های دیگری متولد میشن

    این یک فرآیندی است که از روزی که انسان خلق شد تکرار شده

    و ا لحاظ علمی هم تمام مراحل آن قابل درک و فهم است

    به نظر بنده به عدل الهی ربطی ندارد
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    20
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام به همه دوستان از جناب کارشناس سوالی داشتم! من در این رابطه حرفهایی شنیدم که میخواستم ببینم درسته یا نه! و دقیقشو واسم توضیح بدبد!
    من شنیدم قبل از این عالم . عالمی وجود داشته به نام "عالم ذر" ور در آنجا خداوند با ذرات تمام انسانهایی که قرار است به این دنیا بیایند قبلا اتمام حجت کرده و هر انسانی که ولایت امیرالمونین علی ابن ابی طالب را پذیرفته باشند را در این دنیا در خانواده شیعه به دنیا میاورد و این هیچ تنافری با عدل خدا ندارد که یکی در خانواده شیعه در قم به دنیا بیاید یا یکی در خانواده کافر در لاس وگاس! این تخسیر خود اون آدم بوده که در عالم ذر جای خود را در این دنیا تعیین کرده! آیا این مطالب صحت دارد؟ با تشکر
    هرکس که نداند و نداند که نداند
    در جهل مرکب ابدالدهر بماند


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسد. نمایش پست
    سلام به همه دوستان از جناب کارشناس سوالی داشتم! من در این رابطه حرفهایی شنیدم که میخواستم ببینم درسته یا نه! و دقیقشو واسم توضیح بدبد!
    من شنیدم قبل از این عالم . عالمی وجود داشته به نام "عالم ذر" ور در آنجا خداوند با ذرات تمام انسانهایی که قرار است به این دنیا بیایند قبلا اتمام حجت کرده و هر انسانی که ولایت امیرالمونین علی ابن ابی طالب را پذیرفته باشند را در این دنیا در خانواده شیعه به دنیا میاورد و این هیچ تنافری با عدل خدا ندارد که یکی در خانواده شیعه در قم به دنیا بیاید یا یکی در خانواده کافر در لاس وگاس! این تخسیر خود اون آدم بوده که در عالم ذر جای خود را در این دنیا تعیین کرده! آیا این مطالب صحت دارد؟ با تشکر
    سلام
    بعید میدونم
    تو عالم ذر فقط ظاهرا خدا از ما پرسیده من خدای شما هستم یا خیر که ماها تصدیق کردیم
    تو تفسیر آیه 172 سوره اعرافم همینه
    و بیشتر من ندیدم
    الهی العفو...

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آقای پاسخگو من که منکر اهمیت عقل و این که یکی از عوامل روی اوردن به ادیان مختلف عقل است اما به نظر من محیط خیلی مهمتر است یعنی اکثر افراد بنابر محیط عمل کرده و واقعا محیط روی انسان تاثیر فراوان دارد
    گسستن از یقینی که با شیر اندرون شده و از بیرون نیز این همه تکیه گاه و حامی دارد ،بسیار دشوار است. حق هم همین است که دشوار باشد.مگر آسان است که بفهمی که نمی فهمی؟!و بفهمی که نه تنها خودت ،بلکه پدرت،معلمت،روحانی ات ،نسل گذشته ات،جامعه ات و... همه و همه نادان بوده و نفهمیده اند؟! انصاف باید داد که مشکل است.

    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود