جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شأن نزول آيه 1 از سوره تحريم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شأن نزول آيه 1 از سوره تحريم




    شأن نزول آيه 1 از سوره تحريم چيست؟

    بسم الله الرحمن الرحیم

    يَآ أَيُّهَا النَّبِىُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ




    کارشناس بجث : پاسخگوی قرآنی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۱۳ در ساعت ۱۷:۰۶

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    آن چه در مجموع (از روایات و تاریخ و نقل مفسران) به دست می آید این است كه دو تا از همسران پیامبر(ص) آن حضرت را تحت فشار قرار دادند به گونه ای كه حضرت برای جلب رضایت آنان چیزی را كه بر آن حضرت حلال بود، از آن پس بر خود حرام كردند.

    در این كه آن چیزی كه حضرت آن را بر خود حرام كردند چه بوده روایات متفاوتی هست كه هیچ كدام از قطعیت لازم برخوردار نیست.

    مثل آن كه حضرت رسول(ص) خوردن غذای حلالی را به خاطر رضایت برخی همسران خود بر خود حرام كرد؛ و یا این كه حضرتش(ص) مراوده و معاشرت با كنیز خود را به خاطر رضایت برخی همسران خود بر خود حرام كرد؛ و یا غیر آن.

    به علاوه كه آن حضرت مطلبی را به عنوان راز و سرّ برای یكی از همسران خود به نام "حفصه" نقل كردند و از او خواستند كه آن را با كسی در میان نگذارد، ولی او نافرمانی كرد و آن را با "عایشه" مطرح نمود، و سپس همه از آن خبردار شدند.

    در این جا بود كه آیات شریفه نازل شد و علاوه بر این كه به پیامبر عتاب نمود كه چرا چیزی را که بر تو حلال است حرام كردی (البته این عتاب در واقع با آن همسرانی بود كه پیامبر را تحت فشار قرار دادند)، و سپس خداوند با بیان تندی همسران پیامبر را مورد عتاب قرار داده و می فرماید: اگر آن ها توبه نكنند عذاب سختی در انتظار آن ها است.

    آن دو زن از همسران پیامبر(ص) كه در این آیات مورد نكوهش قرار گرفته اند، یكی "حفصه" دختر عمر، و دیگری "عایشه" دختر ابوبكر بوده اند.


    در ادامه به برخی از این شأن نزول ها اشاره می شود:
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۱۲/۱۵ در ساعت ۱۹:۳۸

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. تشکرها 3


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ»

    خلاصه آن چه به نظر نزديكتر مي آيد آن كه پيغمبر (ص) قرار داده بود هر روزى را بيتوته در حجره يكى از زوجات باشد، روزى كه روز حفصه دختر عمر بود و در حجره او تشريف برد حفصه اجازه گرفت كه من يك كارى دارم با پدرم بروم او را ملاقات كنم، حضرت اجازه داد رفت.

    حضرت ماريه قبطيه ـ که کنیز ایشان بود ـ را خواست و نزد او رفت چون حفصه آمد و فهميد اعتراض نمود كه امروز نوبت من بود. حضرت فرمود: ديگر نزد او نمي روم، و گفتند حضرت قسم ياد كرد كه بر خود حرام كردم و با حفصه قرار داد نمود كه بر ساير زوجات مخفی بدارد، حفصه به عايشه و ديگران گفت، و اين آيه نازل شد که براى چه حرام كردى آن چه را كه خدا براى تو حلال فرموده كه ماريه ملك يمين تو بود و بر تو حلال بود و در نوبت هم نبود مثل ازواج هر وقت اراده مي كردى مانعى نداشت. (1)


    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۳۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. تشکرها 3


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در تفسیر نمونه آمده: در شأن نزول آيات فوق روايات زيادى در كتب تفسير و حديث و تاريخ شيعه و اهل سنت نقل شده است كه ما از ميان آن ها آن چه مشهورتر و مناسبتر به نظر مى‏رسد انتخاب كرده‏ايم و آن اين كه:

    پيامبر(ص) گاه كه نزد "زينب بنت جحش" (يكى از همسرانش) مى‏رفت زينب او را نگاه مى‏داشت و از عسلى كه تهيه كرده بود خدمت پيامبر (ص) مى‏آورد، اين سخن به گوش "عايشه" رسيد، و بر او گران آمد.

    مى‏گويد: من با "حفصه" (يكى ديگر از همسران پيامبر) قرار گذاشتيم كه هر وقت پيامبر(ص) نزد يكى از ما آمد فورا بگوئيم آيا صمغ "مغافير" خورده‏اى؟! ("مغافير" صمغى بود كه يكى از درختان حجاز به نام "عرفط" (بر وزن هرمز) تراوش مى‏كرد و بوى نامناسبى داشت) و پيامبر(ص) مقيد بود كه هرگز بوى نامناسبى از دهان يا لباسش شنيده نشود بلكه به عكس اصرار داشت هميشه خوشبو و معطر باشد!

    به اين ترتيب روزى پيامبر(ص) نزد "حفصه" آمد، او اين سخن را به پيامبر(ص) گفت، حضرت فرمود: من "مغافير" نخورده‏ام، بلكه عسلى نزد زينب بنت جحش نوشيدم، و من سوگند ياد مى‏كنم كه ديگر از آن عسل ننوشم (نكند زنبور آن عسل روى گياه نامناسبى و احتمالا مغافير نشسته باشد)؛ ولى اين سخن را به كسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و بگويند چرا پيامبر غذاى حلالى را بر خود تحريم كرده؟ و يا از كار پيامبر در اين مورد و يا مشابه آن تبعيت كنند، و يا به گوش زينب برسد و او دل‏شكسته شود).

    ولى سرانجام او اين راز را افشا كرد، و بعدا معلوم شد اصل اين قضيه توطئه‏اى بوده است.

    پيامبر (ص) سخت ناراحت شد و آيات فوق نازل گشت و ماجرا را چنان پايان داد كه ديگر اين گونه كارها در درون خانه پيامبر (ص) تكرار نشود .

    در بعضى از روايات نيز آمده است كه پيامبر (ص) بعد از اين ماجرا يك ماه از همسران خود كناره‏گيرى كرد (" تفسير قرطبى" و تفسيرهاى ديگر ذيل آيات مورد بحث‏)؛ و حتى شايعه تصميم آن حضرت نسبت به طلاق آن ها منتشر شد، به طورى كه سخت به وحشت افتادند (2) و از كار خود پشيمان شدند. (3)


    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۳۶

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. تشکرها 3


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بعضى گفته‏ اند: كه رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) تقسيم كرد روزها را ميان زنهايش. پس چون نوبت حفصه شد گفت اى رسول خدا، من كارى نزد پدرم دارم به من اجازه بده بروم و پدرم را ديدار كنم پس اجازه به او داد؛ و چون رفت پيامبر فرستاد به سوى كنيزش ماريه قبطيه ـ كه پادشاه روم اهداء به آن حضرت نموده بود ـ و او را طلبيد در حجره حفصه و با او آميزش فرمود. پس حفصه آمد و ديد در بسته است نشست پشت در تا این که پیامبر بيرون آمد.
    پس حفصه گفت براى همين مرا اجازه دادى كه بروم و كنيزت را در خانه من آوردى و با او آميزش كنى در روزى كه نوبت من بود بر فراش و بستر من، آيا براى من احترامى و حقّى نديدى.
    پس پيغمبر فرمود: ساكت شو! آيا اين كنيز من نيست كه خدا بر من حلال كرده. پس آن بر من حرام باشد براى خشنودى تو. پس اين خبر را به هيچ يك از آنها نگو و اين در نزد تو امانت است.
    پس چون پيغمبر (ص) بيرون رفت. حفصه زد به ديوارى كه ميان حجره او و عايشه بود. و گفت آيا به تو مژده و بشارت ندهم كه پيغمبر (ص) ماريه را بر خود حرام كرد و خدا ما را از او راحت كرد، و آن چه ديده بود به عايشه گفت و آن دو تا هر دو با هم بر ساير زنان پيغمبر تظاهر و دشمنى داشتند.
    پس نازل شد بر آن حضرت «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ».

    پس (براى فاش كردن اين سرّ) حفصه را طلاق گفته و بيست و نه روز از ساير زنها كناره گيرى كرد، و در مشربه مادر ابراهيم ماريه قبطيّه (كه در مسجد قباء تا امروز باقيست) توقّف فرمود تا آيه تخيير نازل شد.


    و بعضى گفته ‏اند: كه پيغمبر (ص) در روزى كه نوبت عايشه بود با كنيزش ماريه ـ مادر ابراهيم ـ خلوت نمود. پس حفصه مطّلع شد و پيغمبر (ص) به او فرمود: اين را به عايشه نگو و ماريه را بر خود حرام كرد، و حفصه به عايشه گفت و تأكيد كرد كه كتمان نموده و فاش نكند.

    پس خداوند پيغمبرش را بر اين موضوع خبر داد: «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً»، مقصود از این آیه، حفصه است.(4)
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۵/۰۴/۲۹ در ساعت ۱۸:۱۳

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. تشکرها 3


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نکته:


    «لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ»

    خطابى است آميخته با عتاب، كه چرا آن حضرت پاره‏اى از حلال هاى خدا را بر خود حرام كرده، ولى تصريح نكرده كه آن چه حرام كرده چيست، و قصه چه بوده؟

    چيزى كه هست جمله «تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَاجِك‏»(آيا خشنودى همسرانت را مى‏خواهى؟) اشاره دارد بر اين كه آن چه آن جناب بر خود حرام كرده، عملى از اعمال حلال بوده، كه رسول خدا (ص) آن را انجام مى‏داده، و بعضى از همسرانش از آن عمل ناراضى بوده، آن جناب را در مضيقه قرار مى‏دادند و اذيت مى‏كرده‏اند، تا آن جناب ناگزير شده سوگند بخورد كه ديگر آن عمل را انجام ندهد. (5)


    ___________

    1. أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏13، ص 69.
    2. تفسير فى ظلال، جلد 8، صفحه 163.
    3. تفسير نمونه، ج‏24، ص 271.
    4. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏10، ص 471.
    5. ترجمه الميزان، ج‏19، ص 552.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۳۹

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  13. تشکرها 3


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1- لحن آیه 4 در حمایت خدا و جبرائیل و صالح مومنین و ملائک، لحن بسیار شدیدی است و متناسب با این شان نزول نیست.

    2- راوی این شان نزول خود عایشه است و با توجه به مقصر بودن عایشه در ماجرا، بعید نیست که سعی کرده باشد، مساله اصلی را کتمان کند.[3]

    3- کسی که در مطلب دقت کند، می یابد که این نوع شان نزول با ضمیر تثنیه بیان شده در آیه، تناسب چندانی ندارد. و این شان نزول بیشتر به حفصه باز می گردد و عایشه نقش چندانی در آن ندارد. و تعبیر راز نزد بعض ازواج (دو نفر) اصلا با اینکه مطلب در ابتدا فقط بین پیامبر(ص) و حفصه بوده، سازگار نیست.

    4- کثرت مطالب بیان شده در این وادی نشان می دهد که سعی کرده اند، با دروغ اصل قضیه را بپوشانند. علاوه بر اینکه همین اشخاص مقصر در این ماجرا، بعدا قدرت در دست داشتند. و از این قدرت در بیان نظرات خاص خود نیز استفاده کرده اند.

    5- روایاتی که صالح مومنین را به حضرت علی (ع) معنا می کند، با این بیان سازگار نیست.[4]

    6- آنچه در آیه آمده به این گونه است که ممکن است توطئه از سوی این همسران ادامه پیدا کند که در این صورت، خدا نصرت خود را اقامه می کند، اما شان نزولی که بیان شده، اصلا قابل ادامه دار شدن نیست.

    به هر حال بعضی از مطالبی که در شان نزول این آیات گفته شده است، چنان است که انگار بحث از مذمت پیامبر (ص) (نعوذبالله) در میان است. شاید از همین رو تفسیر نمونه این شان نزول را انتخاب کرده است. اما باید حداقل این علامت سوال را باقی نگاه داشت که ماجرا چه بوده است؟ ربط این ماجرا به بحث ولایت چیست که در بعضی از روایات بحث از حاکمیت پدر عایشه و حفصه (ابوبکر و عمر) گفته شده است.[5] یا ...؟

    [3]. نهج الحق و كشف الصدق ص 371 عَنْ عَائِشَةَ أَنَّ النَّبِیَّ ص كَانَ
    یَمْكُثُ عِنْدَ زَیْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ فَیَشْرَبُ عِنْدَهَا عَسَلا.
    [4]. مناقب الإمام علی علیه السلام-ترجمه مرعشى نجفى، ص 218. سعید از لیث از
    مجاهد در فرموده خداى متعال: «وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِینَ» گفت: صالح مؤمنان
    على بن ابى طالبست.
    [5]. تفسیر نور الثقلین، ج‏5، ص: 370.


    http://www.soalcity.ir/node/418

  15. تشکرها 2


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست های 2 -6 به عنوان پست جمع بندی محسوب می شوند

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    شأن نزول آيه 1 سوره تحريم چيست؟ «يَآ أَيُّهَا النَّبِىُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ»


    پاسخ:

    آن چه در مجموع (از روایات و تاریخ و نقل مفسران) به دست می آید این است كه دو تا از همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را تحت فشار قرار دادند به گونه ای كه حضرت برای جلب رضایت آنان چیزی را كه بر آن حضرت حلال بود، از آن پس بر خود حرام كردند.
    در این كه آن چیزی كه حضرت آن را بر خود حرام كردند چه بوده روایات متفاوتی هست كه هیچ كدام از قطعیت لازم برخوردار نیست.
    مثل آن كه حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) خوردن غذای حلالی را به خاطر رضایت برخی همسران خود بر خود حرام كرد؛ و یا این كه حضرتش(صلی الله علیه و آله) مراوده و معاشرت با كنیز خود را به خاطر رضایت برخی همسران خود بر خود حرام كرد؛ و یا غیر آن.
    به علاوه كه آن حضرت مطلبی را به عنوان راز و سرّ برای یكی از همسران خود به نام "حفصه" نقل كردند و از او خواستند كه آن را با كسی در میان نگذارد، ولی او نافرمانی كرد و آن را با "عایشه" مطرح نمود، و سپس همه از آن خبردار شدند.
    در این جا بود كه آیات شریفه نازل شد و علاوه بر این كه به پیامبر عتاب نمود كه چرا چیزی را که بر تو حلال است حرام كردی (البته این عتاب در واقع با آن همسرانی بود كه پیامبر را تحت فشار قرار دادند)، و سپس خداوند با بیان تندی همسران پیامبر را مورد عتاب قرار داده و می فرماید: اگر آن ها توبه نكنند عذاب سختی در انتظار آن ها است.
    آن دو زن از همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله) كه در این آیات مورد نكوهش قرار گرفته اند، یكی "حفصه" دختر عمر، و دیگری "عایشه" دختر ابوبكر بوده اند.
    در ادامه به برخی از این شأن نزول ها اشاره می شود:
    آن چه به نظر نزديكتر مي آيد آن كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) قرار داده بود هر روزى را بيتوته در حجره يكى از زوجات باشد، روزى كه روز حفصه دختر عمر بود و در حجره او تشريف برد حفصه اجازه گرفت كه من يك كارى دارم با پدرم بروم او را ملاقات كنم، حضرت اجازه داد رفت.
    حضرت ماريه قبطيه ـ که کنیز ایشان بود ـ را خواست و نزد او رفت چون حفصه آمد و فهميد اعتراض نمود كه امروز نوبت من بود. حضرت فرمود: ديگر نزد او نمي روم، و گفتند حضرت قسم ياد كرد كه بر خود حرام كردم و با حفصه قرار داد نمود كه بر ساير زوجات مخفی بدارد، حفصه به عايشه و ديگران گفت، و اين آيه نازل شد که براى چه حرام كردى آن چه را كه خدا براى تو حلال فرموده كه ماريه ملك يمين تو بود و بر تو حلال بود و در نوبت هم نبود مثل ازواج هر وقت اراده مي كردى مانعى نداشت.(1)
    در تفسیر نمونه آمده: در شأن نزول آيات فوق روايات زيادى در كتب تفسير و حديث و تاريخ شيعه و اهل سنت نقل شده است كه ما از ميان آن ها آن چه مشهورتر و مناسبتر به نظر مى ‏رسد انتخاب كرده‏ ايم و آن اين كه:
    پيامبر(صلی الله علیه و آله) گاه كه نزد "زينب بنت جحش" (يكى از همسرانش) مى‏رفت زينب او را نگاه مى‏ داشت و از عسلى كه تهيه كرده بود خدمت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏ آورد، اين سخن به گوش "عايشه" رسيد، و بر او گران آمد.
    مى ‏گويد: من با "حفصه" (يكى ديگر از همسران پيامبر) قرار گذاشتيم كه هر وقت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نزد يكى از ما آمد فورا بگوئيم آيا صمغ "مغافير" خورده‏ اى؟! ("مغافير" صمغى بود كه يكى از درختان حجاز به نام "عرفط" (بر وزن هرمز) تراوش مى‏ كرد و بوى نامناسبى داشت) و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مقيد بود كه هرگز بوى نامناسبى از دهان يا لباسش شنيده نشود بلكه به عكس اصرار داشت هميشه خوشبو و معطر باشد!
    به اين ترتيب روزى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نزد "حفصه" آمد، او اين سخن را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) گفت، حضرت فرمود: من "مغافير" نخورده ‏ام، بلكه عسلى نزد زينب بنت جحش نوشيدم، و من سوگند ياد مى‏كنم كه ديگر از آن عسل ننوشم (نكند زنبور آن عسل روى گياه نامناسبى و احتمالا مغافير نشسته باشد)؛ ولى اين سخن را به كسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و بگويند چرا پيامبر غذاى حلالى را بر خود تحريم كرده؟ و يا از كار پيامبر در اين مورد و يا مشابه آن تبعيت كنند، و يا به گوش زينب برسد و او دل‏شكسته شود).
    ولى سرانجام او اين راز را افشا كرد، و بعدا معلوم شد اصل اين قضيه توطئه ‏اى بوده است.
    پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخت ناراحت شد و آيات فوق نازل گشت و ماجرا را چنان پايان داد كه ديگر اين گونه كارها در درون خانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تكرار نشود.
    در بعضى از روايات نيز آمده است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بعد از اين ماجرا يك ماه از همسران خود كناره‏گيرى كرد ("تفسير قرطبى" و تفسيرهاى ديگر ذيل آيات مورد بحث‏)؛ و حتى شايعه تصميم آن حضرت نسبت به طلاق آن ها منتشر شد، به طورى كه سخت به وحشت افتادند(2) و از كار خود پشيمان شدند.(3)
    بعضى گفته‏ اند: كه رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) تقسيم كرد روزها را ميان زنهايش. پس چون نوبت حفصه شد گفت اى رسول خدا، من كارى نزد پدرم دارم به من اجازه بده بروم و پدرم را ديدار كنم پس اجازه به او داد؛ و چون رفت پيامبر فرستاد به سوى كنيزش ماريه قبطيه ـ كه پادشاه روم اهداء به آن حضرت نموده بود ـ و او را طلبيد در حجره حفصه و با او آميزش فرمود. پس حفصه آمد و ديد در بسته است نشست پشت در تا این که پیامبر بيرون آمد.
    پس حفصه گفت براى همين مرا اجازه دادى كه بروم و كنيزت را در خانه من آوردى و با او آميزش كنى در روزى كه نوبت من بود بر فراش و بستر من، آيا براى من احترامى و حقّى نديدى.
    پس پيغمبر فرمود: ساكت شو! آيا اين كنيز من نيست كه خدا بر من حلال كرده. پس آن بر من حرام باشد براى خشنودى تو. پس اين خبر را به هيچ يك از آنها نگو و اين در نزد تو امانت است.
    پس چون پيغمبر(صلی الله علیه و آله) بيرون رفت. حفصه زد به ديوارى كه ميان حجره او و عايشه بود. و گفت آيا به تو مژده و بشارت ندهم كه پيغمبر(صلی الله علیه و آله) ماريه را بر خود حرام كرد و خدا ما را از او راحت كرد، و آن چه ديده بود به عايشه گفت و آن دو تا هر دو با هم بر ساير زنان پيغمبر تظاهر و دشمنى داشتند. پس نازل شد بر آن حضرت «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ».
    پس (براى فاش كردن اين سرّ) حفصه را طلاق گفته و بيست و نه روز از ساير زنها كناره گيرى كرد، و در مشربه مادر ابراهيم ماريه قبطيّه (كه در مسجد قباء تا امروز باقيست) توقّف فرمود تا آيه تخيير نازل شد.
    و بعضى گفته ‏اند: كه پيغمبر(صلی الله علیه و آله) در روزى كه نوبت عايشه بود با كنيزش ماريه ـ مادر ابراهيم ـ خلوت نمود. پس حفصه مطّلع شد و پيغمبر(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: اين را به عايشه نگو و ماريه را بر خود حرام كرد، و حفصه به عايشه گفت و تأكيد كرد كه كتمان نموده و فاش نكند.
    پس خداوند پيغمبرش را بر اين موضوع خبر داد: «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً»، مقصود از این آیه، حفصه است.(4)
    نکته:
    خطاب در آیه «لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ» خطابى است آميخته با عتاب، كه چرا آن حضرت پاره‏ اى از حلال هاى خدا را بر خود حرام كرده، ولى تصريح نكرده كه آن چه حرام كرده چيست، و قصه چه بوده؟
    چيزى كه هست جمله «تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَاجِك‏»(آيا خشنودى همسرانت را مى‏ خواهى؟) اشاره دارد بر اين كه آن چه آن جناب بر خود حرام كرده، عملى از اعمال حلال بوده، كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن را انجام مى‏ داده، و بعضى از همسرانش از آن عمل ناراضى بوده، آن جناب را در مضيقه قرار مى ‏دادند و اذيت مى‏ كرده ‏اند، تا آن جناب ناگزير شده سوگند بخورد كه ديگر آن عمل را انجام ندهد.(5)


    ___________
    (1) أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏ 13، ص 69.
    (2) تفسير فى ظلال، ج 8، صفحه 163.
    (3) تفسير نمونه، ج‏ 24، ص 271.
    (4) مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏ 10، ص 471.
    (5) ترجمه الميزان، ج‏ 19، ص 552.



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود