جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: راهنمایی بدون نیاز به راهنما و پیامبران

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    راهنمایی بدون نیاز به راهنما و پیامبران




    هو الباقی


    چرا خداوند بدون نیاز به راهنما انسانها رو راهنمایی نکرده ..با وجودی که خود خداوند میتوانست اینکار رو انجام دهد ..




    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 5
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۰۲ در ساعت ۰۱:۲۶

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    هدایت الهی و پست جمع بندی




    نقل قول نوشته اصلی توسط حکمتی فرد نمایش پست
    هو الباقی


    چرا خداوند بدون نیاز به راهنما انسانها رو راهنمایی نکرده ..با وجودی که خود خداوند میتوانست اینکار رو انجام دهد ..

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    ابتدا باید در نظر گرفت که خداوند برای هدایت انسان ها از دو طریق اقدام می کند . راه شناخته شده ی آن ارسال رسل و پیامبران است و راه دیگر عقل و فطرتی است که در وجود هر انسانی نهاده شده است .


    قال الامام الكاظم - عليه السّلام - : انَّ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَینِ، حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً، فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الاَْنْبِیاءُ وَ الاَْئِمَّةُ وَ أَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ.

    امام كاظم - عليه السّلام - فرمودند: همانا براي خداوند بر مردم دو حجت است، حجت ظاهري و حجت باطني، اما حجت ظاهري همان رسولان و انبياء و ائمه - عليهم السّلام - هستند و حجت باطني عقولشان مي باشد.(1)

    در مورد فطرت نیز در قرآن کریم ، خداوند می فرماید :


    فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ (ترجمه: پس حق گرایانه، به سوی این آیین روی آور،[با همان] فطرتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. تغییری در آفرینش خدا نیست. آیین پایدار همین است ولیکن بیشتر مردم نمی دانند.)(2)

    هر دوی این دو راه درونی (عقل ، فطرت) ، راه های هدایت انسان هستند که خداوند برای انسان ها قرار داده است . فلذا خداوند علاوه بر فرستادن پیامبران و هدایت با واسطه ، به صورت مستقیم نیز زمینه های هدایت را در وجود انسان قرار داده است . نکته ای که در این وجود دارد این است که این فطرت پاک و این عقل منور به نور الهی ، بر اثر عوامل مختلف کم نور می شود و طبیعتا به تنهایی نمی تواند موجب هدایت انسان ها شود ، اینجاست که خداوند برای هدایت انسان ها ، پیامبران را مبعوث می کند .


    موفق باشید






    1.«الکافي، ج 1، ص 16»

    2. روم . 30

    ویرایش توسط رئوف : ۱۳۹۱/۰۲/۱۴ در ساعت ۲۱:۵۴

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 5 نمایش پست
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    ابتدا باید در نظر گرفت که خداوند برای هدایت انسان ها از دو طریق اقدام می کند . راه شناخته شده ی آن ارسال رسل و پیامبران است و راه دیگر عقل و فطرتی است که در وجود هر انسانی نهاده شده است .


    قال الامام الكاظم - عليه السّلام - : انَّ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَینِ، حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً، فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الاَْنْبِیاءُ وَ الاَْئِمَّةُ وَ أَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ.

    امام كاظم - عليه السّلام - فرمودند: همانا براي خداوند بر مردم دو حجت است، حجت ظاهري و حجت باطني، اما حجت ظاهري همان رسولان و انبياء و ائمه - عليهم السّلام - هستند و حجت باطني عقولشان مي باشد.(1)

    در مورد فطرت نیز در قرآن کریم ، خداوند می فرماید :


    فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ (ترجمه: پس حق گرایانه، به سوی این آیین روی آور،[با همان] فطرتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. تغییری در آفرینش خدا نیست. آیین پایدار همین است ولیکن بیشتر مردم نمی دانند.)(2)

    هر دوی این دو راه درونی (عقل ، فطرت) ، راه های هدایت انسان هستند که خداوند برای انسان ها قرار داده است . فلذا خداوند علاوه بر فرستادن پیامبران و هدایت با واسطه ، به صورت مستقیم نیز زمینه های هدایت را در وجود انسان قرار داده است . نکته ای که در این وجود دارد این است که این فطرت پاک و این عقل منور به نور الهی ، بر اثر عوامل مختلف کم نور می شود و طبیعتا به تنهایی نمی تواند موجب هدایت انسان ها شود ، اینجاست که خداوند برای هدایت انسان ها ، پیامبران را مبعوث می کند .


    موفق باشید






    1.«الکافي، ج 1، ص 16»

    2. روم . 30

    سوال ایشان در حقیقت این است که چرا خدا فقط یکی از این دو راه را انتخاب نکرد یعنی چرا فقط با هدایت باطنی انسانها را هدایت نکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مانند هدایت نبی مکرم اسلام؟
    یا اینکه اصلا چرا فقط همین هدایت با فطرت و عقل که الاتن برای ما گذاشته برای هدایت ما کافی نباشد
    وچرا نگوییم کمالی که خدا برای خلقت ما در نظر گرفته است همین عمل به دستورات عقل است.
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  7. تشکرها 3


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عقل و هدایت




    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    سوال ایشان در حقیقت این است که چرا خدا فقط یکی از این دو راه را انتخاب نکرد یعنی چرا فقط با هدایت باطنی انسانها را هدایت نکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مانند هدایت نبی مکرم اسلام؟
    یا اینکه اصلا چرا فقط همین هدایت با فطرت و عقل که الاتن برای ما گذاشته برای هدایت ما کافی نباشد
    وچرا نگوییم کمالی که خدا برای خلقت ما در نظر گرفته است همین عمل به دستورات عقل است.
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    هدایت باطنی انسان ها (به تنهایی و به صورت مستقیم) نیازمند مقدماتی است که برای عموم مردم حاصل نمی شود . اینکه انسان به مرتبه ای از پاکی و طهارت برسد که مستقیما مخاطب وحی الهی واقع بشود ، برای اکثر انسان ها رخ نمی دهد. در این حالت اگر خداوند نخواهد که پیام های خود را از طریق پیامبری برای انسان ها بفرستد ، اساسا باید با قسمت عمده ی بشریت قطع رابطه کند و ارتباطی با آنها نداشته باشد به همین جهت وحی کردن بر پیامبران و موظف کردن آنها برای رساندن پیام به مردم ، ضروری است .

    در مورد عقل و فطرت نیز عرض شود که این دو بسیار مهم و اساسی هستند و اگر در درون انسان فطرت وجود نداشته باشد ، دعوت بیرونی را هم نخواهد پذیرفت . در واقع هدایت انسان از دو عامل بیرونی و درونی تشکیل شده است . اما اگر تنها به عامل درونی اکتفا می شد ، با توجه به اینکه بسیاری از انسان ها اعمال و کرداری دارند که با فطرت خود منافات دارد و یا اینکه خصوصیات بد انسان مانند هوای نفس مانع از توجه به ندای فطرت می شود ، انسان ها نیازمند آن هستند که هدایت گری از بیرون وجود داشته باشد که آنها را هدایت کند .
    در مورد عقل نیز روشن است که عقل به تنهایی ممکن است دچار لغزش های زیادی شود ، چنانچه امروزه بشر دارای تفکرات مختلف ، آراء متفاوت و بسیار متضاد است و همگی نیز با استناد به عقل چنین سخنانی را می گویند ، این مسئله نشان می دهد اتکاء به عقل تنها نمی تواند راه بی خطری باشد و باید هدایت گری آسمانی وجود داشته باشد که بشر را از خطاهای خود ، حفظ کند .

    موفق باشید


  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 5 نمایش پست


    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    هدایت باطنی انسان ها (به تنهایی و به صورت مستقیم) نیازمند مقدماتی است که برای عموم مردم حاصل نمی شود . اینکه انسان به مرتبه ای از پاکی و طهارت برسد که مستقیما مخاطب وحی الهی واقع بشود ، برای اکثر انسان ها رخ نمی دهد. در این حالت اگر خداوند نخواهد که پیام های خود را از طریق پیامبری برای انسان ها بفرستد ، اساسا باید با قسمت عمده ی بشریت قطع رابطه کند و ارتباطی با آنها نداشته باشد به همین جهت وحی کردن بر پیامبران و موظف کردن آنها برای رساندن پیام به مردم ، ضروری است .

    در مورد عقل و فطرت نیز عرض شود که این دو بسیار مهم و اساسی هستند و اگر در درون انسان فطرت وجود نداشته باشد ، دعوت بیرونی را هم نخواهد پذیرفت . در واقع هدایت انسان از دو عامل بیرونی و درونی تشکیل شده است . اما اگر تنها به عامل درونی اکتفا می شد ، با توجه به اینکه بسیاری از انسان ها اعمال و کرداری دارند که با فطرت خود منافات دارد و یا اینکه خصوصیات بد انسان مانند هوای نفس مانع از توجه به ندای فطرت می شود ، انسان ها نیازمند آن هستند که هدایت گری از بیرون وجود داشته باشد که آنها را هدایت کند .
    در مورد عقل نیز روشن است که عقل به تنهایی ممکن است دچار لغزش های زیادی شود ، چنانچه امروزه بشر دارای تفکرات مختلف ، آراء متفاوت و بسیار متضاد است و همگی نیز با استناد به عقل چنین سخنانی را می گویند ، این مسئله نشان می دهد اتکاء به عقل تنها نمی تواند راه بی خطری باشد و باید هدایت گری آسمانی وجود داشته باشد که بشر را از خطاهای خود ، حفظ کند .

    موفق باشید
    1.اولا باید اثبات شود هدایت باطنی نیاز به مقدماتی دارد
    و بر فرض قبول خدا می توانست آن ظرفیتی که لازم است را بدون عمل انسان برای او حاصل کند
    2.شما می گویید عقل کافی نیست چون دچار لغزش می شود
    اگر احتمال خطا را در عقل بدهید کاخ توحید و نبوت هم فرو می ریزد و اگر هم ندهید دیگری وجهی برای نیاز به نبی نمی ماند
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  11. تشکرها 3


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عقل




    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    1.اولا باید اثبات شود هدایت باطنی نیاز به مقدماتی دارد
    و بر فرض قبول خدا می توانست آن ظرفیتی که لازم است را بدون عمل انسان برای او حاصل کند
    2.شما می گویید عقل کافی نیست چون دچار لغزش می شود
    اگر احتمال خطا را در عقل بدهید کاخ توحید و نبوت هم فرو می ریزد و اگر هم ندهید دیگری وجهی برای نیاز به نبی نمی ماند
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    ظاهرا مشکلی فنی ایجاد شده بود و سوال شما به دست بنده نرسیده بود به همین جهت پاسخ بنده با تاخیر خدمت شما ارائه می شود.

    به هر حال ارتباط مستقیم با خداوند، نیازمند کمالات روحی است و این به معنای این است که نیازمند مقدماتی است. در مورد این که خداوند این ظرفیت را بدون عمل در انسان ها قرار دهد، باید عرض شود که کسب این کمال به طور معمول باید با گذراندن مراحلی باشد و نمی توان توقع داشت فردی بدون طی کردن این مقدمات، به چنین جایگاهی برسد.

    این چنین نیست که عقل یا همه چیز را درک کند (که در نتیجه به نبی نیاز نباشد) و یا اینکه هیچ چیز را درک نکند (در نتیجه تمام معلوماتش من جمله توحید و نبوت هم از بین برود)
    عقل تا حدودی می تواند معلوماتی از جهان هستی به ما بدهد ولی بی نیاز از وحی نیست. اساسا نگاه واقع بینانه به عقل آن است که نه آن را صورت مطلق رد کنیم و نه آنکه آن را به صورت مطلق تایید کنیم.

    موفق باشید


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راهنمایی بدون نیاز به راهنما و پیامبران

  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    سوال ایشان در حقیقت این است که چرا خدا فقط یکی از این دو راه را انتخاب نکرد یعنی چرا فقط با هدایت باطنی انسانها را هدایت نکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مانند هدایت نبی مکرم اسلام؟
    یا اینکه اصلا چرا فقط همین هدایت با فطرت و عقل که الاتن برای ما گذاشته برای هدایت ما کافی نباشد
    وچرا نگوییم کمالی که خدا برای خلقت ما در نظر گرفته است همین عمل به دستورات عقل است.
    دوست کانونی من جناب ahlobit
    با سلام و عرض ادب و احترام
    1. هدف از خلقت: انسان کامل است و آنهم مولای ما آقا رسول الله صلوةالله علیه و علی آله الطبین الطاهرین بوده است.
    2. به جز انبیای الهی تا کنون پروردگار با هیچ کسی از نظر وحی و عقل و فطرت مستقیماً ارتباط نداشته است ولی دین را توسط انبیای الوالعزم خود فرستاده و آنهم دینی مبتنی بر عقل و فطرت انسان است.
    3. گاهی بغی توسط شیطان به جای فطرت انسان می نشیند و اعمالی انسان انجام میدهد که کاملا فطری است ولی نتیجه اش چیز دیگری از آب در می آید.
    4. عقل و فطرت دو مو هبت الهی است برای شناخت و طی طریقی آسان جهت الیه راجعون است

    و نیز عقل از روی ثمراتش شناخته میشود:

    العقل ما عبد به الرحمن و اکتسبت به الجنان
    ببخشید وقتتان را گرفتم عزیزان
    سپاسگزار و متشکرم

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال:
    چرا خداوند بدون نیاز به راهنما انسانها رو راهنمایی نکرده ..با وجودی که خود خداوند میتوانست اینکار رو انجام دهد

    پاسخ:

    ابتدا باید در نظر گرفت که خداوند برای هدایت انسان ها از دو طریق اقدام می کند . راه شناخته شده ی آن ارسال رسل و پیامبران است و راه دیگر عقل و فطرتی است که در وجود هر انسانی نهاده شده است .

    قال الامام الكاظم - عليه السّلام - : انَّ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَینِ، حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً، فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الاَْنْبِیاءُ وَ الاَْئِمَّةُ وَ أَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ.
    امام كاظم - عليه السّلام - فرمودند: همانا براي خداوند بر مردم دو حجت است، حجت ظاهري و حجت باطني، اما حجت ظاهري همان رسولان و انبياء و ائمه - عليهم السّلام - هستند و حجت باطني عقولشان مي باشد.(1)

    در مورد فطرت نیز در قرآن کریم ، خداوند می فرماید :

    فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ (ترجمه: پس حق گرایانه، به سوی این آیین روی آور،[با همان] فطرتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. تغییری در آفرینش خدا نیست. آیین پایدار همین است ولیکن بیشتر مردم نمی دانند.)(2)

    هر دوی این دو راه درونی (عقل ، فطرت) ، راه های هدایت انسان هستند که خداوند برای انسان ها قرار داده است . فلذا خداوند علاوه بر فرستادن پیامبران و هدایت با واسطه ، به صورت مستقیم نیز زمینه های هدایت را در وجود انسان قرار داده است . نکته ای که در این وجود دارد این است که این فطرت پاک و این عقل منور به نور الهی ، بر اثر عوامل مختلف کم نور می شود و طبیعتا به تنهایی نمی تواند موجب هدایت انسان ها شود ، اینجاست که خداوند برای هدایت انسان ها ، پیامبران را مبعوث می کند .

    هدایت باطنی انسان ها (به تنهایی و به صورت مستقیم) نیازمند مقدماتی است که برای عموم مردم حاصل نمی شود . اینکه انسان به مرتبه ای از پاکی و طهارت برسد که مستقیما مخاطب وحی الهی واقع بشود ، برای اکثر انسان ها رخ نمی دهد. در این حالت اگر خداوند نخواهد که پیام های خود را از طریق پیامبری برای انسان ها بفرستد ، اساسا باید با قسمت عمده ی بشریت قطع رابطه کند و ارتباطی با آنها نداشته باشد به همین جهت وحی کردن بر پیامبران و موظف کردن آنها برای رساندن پیام به مردم ، ضروری است .

    در مورد عقل و فطرت نیز عرض شود که این دو بسیار مهم و اساسی هستند و اگر در درون انسان فطرت وجود نداشته باشد ، دعوت بیرونی را هم نخواهد پذیرفت . در واقع هدایت انسان از دو عامل بیرونی و درونی تشکیل شده است . اما اگر تنها به عامل درونی اکتفا می شد ، با توجه به اینکه بسیاری از انسان ها اعمال و کرداری دارند که با فطرت خود منافات دارد و یا اینکه خصوصیات بد انسان مانند هوای نفس مانع از توجه به ندای فطرت می شود ، انسان ها نیازمند آن هستند که هدایت گری از بیرون وجود داشته باشد که آنها را هدایت کند .
    در مورد عقل نیز روشن است که عقل به تنهایی ممکن است دچار لغزش های زیادی شود ، چنانچه امروزه بشر دارای تفکرات مختلف ، آراء متفاوت و بسیار متضاد است و همگی نیز با استناد به عقل چنین سخنانی را می گویند ، این مسئله نشان می دهد اتکاء به عقل تنها نمی تواند راه بی خطری باشد و باید هدایت گری آسمانی وجود داشته باشد که بشر را از خطاهای خود ، حفظ کند .
    به هر حال ارتباط مستقیم با خداوند، نیازمند کمالات روحی است و این به معنای این است که نیازمند مقدماتی است. در مورد این که خداوند این ظرفیت را بدون عمل در انسان ها قرار دهد، باید عرض شود که کسب این کمال به طور معمول باید با گذراندن مراحلی باشد و نمی توان توقع داشت فردی بدون طی کردن این مقدمات، به چنین جایگاهی برسد.

    این چنین نیست که عقل یا همه چیز را درک کند (که در نتیجه به نبی نیاز نباشد) و یا اینکه هیچ چیز را درک نکند (در نتیجه تمام معلوماتش من جمله توحید و نبوت هم از بین برود)
    عقل تا حدودی می تواند معلوماتی از جهان هستی به ما بدهد ولی بی نیاز از وحی نیست. اساسا نگاه واقع بینانه به عقل آن است که نه آن را صورت مطلق رد کنیم و نه آنکه آن را به صورت مطلق تایید کنیم.

    1.«الکافي، ج 1، ص 16»
    2. روم . 30



  16. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود