جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا محدث نوری معتقد به تحریف قران بوده ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آیا محدث نوری معتقد به تحریف قران بوده ؟




    با توجه به پیشینه ای که در ویکی پدیا درباره محدث قمی آمده است...
    آیا محدث نوری در کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الاربابقرآن معتقد بوده که قرآن تحریف شده است؟




    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    ویرایش توسط Moamma : ۱۳۹۲/۰۳/۰۲ در ساعت ۱۹:۱۴ دلیل: با عرض پوزش از بانو رضوانه ..نوشته ها بهم ریخته بود که مجبور شدم اصلاحش کنم.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    با توجه به پیشینه ای که در ویکی پدیا درباره محدث قمی آمده است...
    آیا محدث نوری در کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الاربابقرآن معتقد بوده که قرآن تحریف شده است؟




    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1


    محدث نوري و تحريف قرآن


    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار
    قبل از بيان مطالبي پيرامون اين كتاب و نظر مرحوم محدث نوري در مورد تحريف يا عدم قرآن،بايد عرض كنم:

    علماء شيعه با تأسي از اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ قرآن موجود را همان قرآن منزل مي‌دانند و با آيه: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[1] همانا ما قرآن را نازل كرديم و حافظ آن هم هستيم و آيات ديگر و روايات زياد استدلال نمودند قرآني هدايت‌گر بشر تا روز قيامت است كه تغيير و تبديل و نقصان در او راه پيدا نكند. و همه بدان اتفاق نظر و اجماع دارند.

    حاج شیخ میرزا حسین نوری معروف به محدث نوري، در تاريخ 1292 هـ ق دست به تأليف كتابي زدند كه ظاهراً يكي از ضروريات دين اسلام را (عدم تحريف قرآن است) خدشه‌دار نمودند و آن را در سال 1298 هـ ق منتشر نمود نام اين كتاب «فصل الخطاب في تحريف الكتاب» بود و موجبات واكنش علماء شيعه در مقابل اين كتاب و سوء استفاده دشمنان را فراهم نموده است.

    اما اينكه ايشان به چه انگيزه اي اين كتاب را تأليف نموده است،بايد گفت:

    مرحوم محدث نوري اهميت خاصي به روايت اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ مي‌داد تا جايي كه او را «اخباري مفرط» ناميده‌اند و از حديث ضعيف و مرسل و منقطع و مبهم استفاده مي‌كرد.

    پرسش‌هايي از طرف علماي هندوستان به دست محدث نوري رسيده كه چرا نام اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ در قرآن نيامده است؟ و ايشان با نوشتن اين كتاب، درصدد آن بودند كه اثبات كنند نام اهل بيت در قرآن آمده است ولي مخالفان، نام و فضايل ايشان را حذف نموده‌اند.

    او در فصل نهم كتاب فصل الخطاب مي‌گويد:

    «چگونه يك شخص با انصاف مي‌تواند احتمال دهد كه خداوند نام اوصياي خاتم پيامبران و دختر ايشان را در كتاب خود (كه سرآمد كتب پيشينيان است) نياورده باشد. و ايشان را براستي كه گرامي‌ترين امت‌ها هستند؛ نشناسانده باشد. در حالي كه اين كار در مقايسه با ديگر واجباتي كه به طور مكرر در قرآن آمده است از اهميت بيشتري برخوردار است.»[2]
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۲/۲۱ در ساعت ۱۹:۰۶


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    واكنش علماء

    زماني كه اين كتاب منتشر و به بازار آمد، احساسات علماي شيعه را برانگيخت تا جايي كه گروهی از محققان به نقد این کتاب پرداختند. برخی از آنان عبارتند از:

    1. فقیه محقق شیخ محمود فرزند مرحوم شیخ ابوالقاسم معروف به معرّب تهرانی(متوفای 1313ه‍) در نقد آن کتابی در 300 صفحه به نام «کشف‌الا‌رتیاب فی عدم تحریف الکتاب» نوشت و در آن‚ با دلایل روشن عدم تحریف قرآن را ثابت نمود‚ تا آن‌جا که مرحوم محدث نوری پس از مطالعه این کتاب‚ برخی از نظریات خود را تعدیل کرد.

    2. سید محمد حسین شهرستانی(متوفای 1315 ه) کتابی ارزشمند در نقد آن نوشت و آن را <حفظ‌الکتاب الشریف عن شبهةالقول بالتحریف> نامید.

    3. علا‌مه شیخ محمد جواد بلا‌غی(-1284 1351) مولف کتاب «آلاء‌‌الرحمن» در مقدمه کتاب خود نقدی روشن بر فصل‌الخطاب نوشته است.

    4. مرجع شهیر سیدابوالقاسم خویی(-1317 1411ه‍) در کتاب البیان فصلی به نام «صیانةالقرآن عن‌التحریف» دارد و در آن روایات دال بر تحریف را که شیخ نوری گردآوری کرده‚ به نحو احسن ارزیابی نموده است.

    بیشتر این روایات از سه کتاب اخذ شده است:

    1. کتاب قراءات نگارش احمدبن محمد سیّاری‚ از نویسندگان آل‌طاهر بود. او فردی ضعیف‌الحدیث‚ فاسدالمذهب‚ کثیرالا‌رسال معرفی شده است. (3)

    2. کتاب علی‌بن احمد کوفی(متوفی352 ه‍) که رجالیون‚ او را کذاب و باطل‌گرا معرفی کرده‌اند.
    نجاشی‚‌ رجال شناس شیعه در حق او می‌گوید: وی کوفی و از آل ابی‌طالب است و در آخر زندگی‚ راه غلو را پیش گرفت. مذهب او فاسد شد و کتاب‌های زیادی نوشت. اکثر آنها آکنده از خطا و اشتباه است. سپس می‌گوید: غالیان برای این مرد‚ منزلت عظیمی قائلند. (4)

    3. تفسیر علی‌بن ابراهیم قمی‚ این تفسیر هرچند به نام او معروف شده است‚ ولی همه آن تالیف او نیست. بخشی به قلم او و بخشی به قلم ابی‌الجارود است که شاگرد علی‌بن ابراهیم آن را ضمیمه ساخته است.
    شگفت اینجاست که راوی این کتاب که خود را شاگرد علی‌بن ابراهیم معرفی می‌کند و نامش ابوالفضل عباس‌بن محمدبن علوی است‚ ناشناخته است و در کتاب‌های رجال معرفی نشده است. از این جهت بر چنین تفسیری نمی‌توان اعتماد کرد. (5)

    هرچند محدث نوري و شاگردش آقابرزگ تهراني تلاش نمودند كه توجيهي درباره اين كتاب داشته باشند ولي نتوانسته‌اند قبح اين عمل را بكاهند. مرحوم محدث نوري در جواب اعتراض علامه معرب طهراني مي‌گويد: «منظور من از تحريف، غير از تحريفي است كه در كتب يهود و ديگران بوجود آمده است بلكه منظورم از تحريف در قرآن، فقط نقصان در قرآن است» در حالي كه اجماع علما به اين است كه در قرآن زياده و نقصان راه پيدا نكرده است.

    همچنين، محمدحسين كاشف الغطاء مرجع زمان خود، زماني كه كتاب فصل الخطاب را مطالعه كرد‌ (با وجود علاقه به مؤلف آن) حرمت طبع آن را صادر كرد.[6]

    متأسفانه كتاب فصل الخطاب كه بر اساس روايات ضعيف و استدلالات بي پايه نوشته شده، ضربه بزرگي در قرون اخير به شيعه زده است تا جايي كه وهابي‌ها، شيعه را به اتهام تحريف قرآن، مشرك و نجس مي‌دانند و از اين كتاب سوء ا ستفاده زيادي كرده‌اند.

    در پايان ذكر اين نكته هم مناسب به نظر مي رسد و آن اينكه:

    مرحوم محدث نوری در اواخر عمر از نوشتن این کتاب به شدت پشیمان شد. علامه آقا بزرگ تهرانی که خود از شاگران حاجی نوری بوده است می نویسد: استاد ما حاجی در اواخر عمر خویش می گفت: من در نام گذاری کتابم اشتباه کردم و سزاوار بود نام آن را "فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب" بگذارم، چرا که در آن ثابت می کنم قرآن شریف موجود بین دو جلد که در همه عالم منتشر شده است با تمامی سور و آیات و جملاتش وحی الهی است که هیچگونه تغییر یا تبدیل و زیاده و نقصان از هنگام جمع آوری آن تا به امروز در آن واقع نشده است. من در مواضع متعددی از کتاب به جهت جلوگیری از تیرهای سرزنش و ملامت دیگران در تصریح به عقیده خودم اهمال نمودم، بلکه از روی غفلت برخلاف عقیده خود سخن گفتم.(7)

    براي اثبات عدم تحريف قرآن و رد كتاب فصل الخطاب به كتابهايي كه در اين زمينه نوشته شده مراجعه كنيد:

    1. سلامه القرآن من التحريف، فتح الله نجارزادگان، تهران، پيام آزادي، ج1، تمام كتاب.

    2. صيانه القرآن من التحريف، محمدهادي معرفت، نشر اسلامي،‌ص100ـ93.

    پي نوشتها:
    1 . سوره حجر،‌آيه 9.
    2. فصل الخطاب، محدث نوري، چاپ سنگي، كتابخانه فرهنگ و معارف، ص184ـ183.
    3 . فهرست شیخ طوسی‚ ص 47‚ شماره 70; رجال نجاشی: 1 / 211‚ شماره 190
    4. رجال نجاشی /2 96 شماره 689
    5. در ارزیابی تفسیر قمی به کتاب کلیات فی علم‌الرجال -329 340 مراجعه فرمایید.
    6. مقدمه مستدرك، همان، ج1، ص51.
    7. الذریعه، ج 16، ص 231.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا مرحوم محدث نوری قائل به تحریف قرآن بود؟


    پاسخ:
    قبل از بيان مطالبی پيرامون اين كتاب و نظر مرحوم محدث نوري در مورد تحريف يا عدم قرآن، بايد عرض كنیم:

    علماء شيعه با تأسی از اهل بيت (عليهم السّلام) قرآن موجود را همان قرآن منزل می دانند و با آيه: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛ همانا ما قرآن را نازل كرديم و حافظ آن هم هستيم(1) و آيات ديگر و روايات زياد استدلال نمودند قرآنی هدايت‌گر بشر تا روز قيامت است كه تغيير و تبديل و نقصان در او راه پيدا نكند. و همه بدان اتفاق نظر و اجماع دارند.

    حاج شیخ میرزا حسین نوری معروف به محدث نوری، در تاريخ 1292 هـ ق دست به تأليف كتابی زدند كه ظاهراً يكی از ضروريات دين اسلام را (عدم تحريف قرآن است) خدشه‌دار نمودند و آن را در سال 1298 هـ ق منتشر نمود نام اين كتاب «فصل الخطاب فی تحريف الكتاب» بود و موجبات واكنش علماء شيعه در مقابل اين كتاب و سوء استفاده دشمنان را فراهم نموده است.

    اما اينكه ايشان به چه انگيزه ای اين كتاب را تأليف نموده است، بايد گفت: مرحوم محدث نوری اهميت خاصی به روايت اهل بيت (عليهم السّلام) می داد تا جايي كه او را «اخباری مفرط» ناميده‌اند و از حديث ضعيف و مرسل و منقطع و مبهم استفاده می كرد.

    پرسش‌هايی از طرف علمای هندوستان به دست محدث نوری رسيده كه چرا نام اهل بيت (عليهم السّلام) در قرآن نيامده است؟ و ايشان با نوشتن اين كتاب، در صدد آن بودند كه اثبات كنند نام اهل بيت در قرآن آمده است ولی مخالفان، نام و فضايل ايشان را حذف نموده‌اند.

    او در فصل نهم كتاب فصل الخطاب می گويد: «چگونه يك شخص با انصاف می تواند احتمال دهد كه خداوند نام اوصيای خاتم پيامبران و دختر ايشان را در كتاب خود (كه سرآمد كتب پيشينيان است) نياورده باشد. و ايشان را براستی كه گرامی ترين امت‌ها هستند؛ نشناسانده باشد. در حالي كه اين كار در مقايسه با ديگر واجباتی كه به طور مكرر در قرآن آمده است از اهميت بيشتری برخوردار است.»(2)

    _ واكنش علماء:
    زمانی كه اين كتاب منتشر و به بازار آمد، احساسات علمای شيعه را برانگيخت تا جايی كه گروهی از محققان به نقد این کتاب پرداختند. برخی از آنان عبارتند از:

    1. فقیه محقق شیخ محمود فرزند مرحوم شیخ ابوالقاسم معروف به معرّب تهرانی (متوفای 1313ه‍) در نقد آن کتابی در 300 صفحه به نام «کشف‌الا‌رتیاب فی عدم تحریف الکتاب» نوشت و در آن، با دلایل روشن عدم تحریف قرآن را ثابت نمود، تا آن‌جا که مرحوم محدث نوری پس از مطالعه این کتاب، برخی از نظریات خود را تعدیل کرد.

    2. سید محمد حسین شهرستانی (متوفای 1315 ه) کتابی ارزشمند در نقد آن نوشت و آن را «حفظ‌ الکتاب الشریف عن شبهة القول بالتحریف» نامید.

    3. علا‌مه شیخ محمد جواد بلا‌غی(1284 _ 1351) مولف کتاب «آلاء‌‌الرحمن» در مقدمه کتاب خود نقدی روشن بر فصل‌الخطاب نوشته است.

    4. مرجع شهیر سید ابوالقاسم خویی(1317 _ 1411ه‍) در کتاب البیان فصلی به نام «صیانةالقرآن عن‌التحریف» دارد و در آن روایات دال بر تحریف را که شیخ نوری گردآوری کرده، به نحو احسن ارزیابی نموده است.

    بیشتر این روایات از سه کتاب اخذ شده است:
    1. کتاب قراءات نگارش احمدبن محمد سیّاری، از نویسندگان آل‌طاهر بود. او فردی ضعیف‌الحدیث، فاسدالمذهب، کثیرالا‌رسال معرفی شده است.(3)

    2. کتاب علی‌بن احمد کوفی (متوفی352 ه‍) که رجالیون، او را کذّاب و باطل‌گرا معرفی کرده‌اند.
    نجاشی، رجال شناس شیعه در حق او می‌گوید: وی کوفی و از آل ابی‌طالب است و در آخر زندگی، راه غلو را پیش گرفت. مذهب او فاسد شد و کتاب‌های زیادی نوشت. اکثر آنها آکنده از خطا و اشتباه است. سپس می‌گوید: غالیان برای این مرد، منزلت عظیمی قائلند.(4)

    3. تفسیر علی‌ بن ابراهیم قمی، این تفسیر هرچند به نام او معروف شده است، ولی همه آن تالیف او نیست. بخشی به قلم او و بخشی به قلم ابی‌الجارود است که شاگرد علی‌بن ابراهیم آن را ضمیمه ساخته است.
    شگفت اینجاست که راوی این کتاب که خود را شاگرد علی‌بن ابراهیم معرفی می‌کند و نامش ابوالفضل عباس‌ بن محمد بن علوی است، ناشناخته است و در کتاب‌های رجال معرفی نشده است. از این جهت بر چنین تفسیری نمی‌توان اعتماد کرد.(5)

    هر چند محدث نوری و شاگردش آقا برزگ تهرانی تلاش نمودند كه توجيهی درباره اين كتاب داشته باشند ولی نتوانسته‌اند قبح اين عمل را بكاهند. مرحوم محدث نوری در جواب اعتراض علامه معرب طهرانی مي‌گويد: «منظور من از تحريف، غير از تحريفي است كه در كتب يهود و ديگران بوجود آمده است بلكه منظورم از تحريف در قرآن، فقط نقصان در قرآن است» در حالی كه اجماع علما به اين است كه در قرآن زياده و نقصان راه پيدا نكرده است.

    همچنين، محمدحسين كاشف الغطاء مرجع زمان خود، زمانی كه كتاب فصل الخطاب را مطالعه كرد‌ (با وجود علاقه به مؤلف آن) حرمت طبع آن را صادر كرد.(6)

    متأسفانه كتاب فصل الخطاب كه بر اساس روايات ضعيف و استدلالات بی پايه نوشته شده، ضربه بزرگی در قرون اخير به شيعه زده است تا جايی كه وهابی ها، شيعه را به اتهام تحريف قرآن، مشرك و نجس می دانند و از اين كتاب سوء استفاده زيادی كرده‌اند.

    در پايان ذكر اين نكته هم مناسب به نظر می رسد و آن اينكه:
    مرحوم محدث نوری در اواخر عمر از نوشتن این کتاب به شدت پشیمان شد. علامه آقا بزرگ تهرانی که خود از شاگران حاجی نوری بوده است می نویسد: استاد ما حاجی در اواخر عمر خویش می گفت: من در نام گذاری کتابم اشتباه کردم و سزاوار بود نام آن را "فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب" بگذارم، چرا که در آن ثابت می کنم قرآن شریف موجود بین دو جلد که در همه عالم منتشر شده است با تمامی سور و آیات و جملاتش وحی الهی است که هیچ گونه تغییر یا تبدیل و زیاده و نقصان از هنگام جمع آوری آن تا به امروز در آن واقع نشده است. من در مواضع متعددی از کتاب به جهت جلوگیری از تیرهای سرزنش و ملامت دیگران در تصریح به عقیده خودم اهمال نمودم، بلکه از روی غفلت بر خلاف عقیده خود سخن گفتم.(7)
    براي اثبات عدم تحريف قرآن و رد كتاب فصل الخطاب به كتاب هايی كه در اين زمينه نوشته شده مراجعه كنيد:

    1. سلامه القرآن من التحريف، فتح الله نجار زادگان، تهران، پيام آزادي، ج1، تمام كتاب.
    2. صيانه القرآن من التحريف، محمد هادی معرفت، نشر اسلامی،‌ ص100ـ93.

    ______
    (1) حجر/ 9.
    (2) فصل الخطاب، محدث نوري، چاپ سنگي، كتابخانه فرهنگ و معارف، ص184ـ183.
    (3) فهرست شیخ طوسی‚ ص 47‚ شماره 70; رجال نجاشی: 1 / 211‚ شماره 190.
    (4) رجال نجاشی /2 96 شماره 689.
    (5) در ارزیابی تفسیر قمی به کتاب کلیات فی علم‌الرجال -329 340 مراجعه فرمایید.
    (6) مقدمه مستدرك، همان، ج1، ص51.
    (7) الذریعه، ج 16، ص 231.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۹/۰۸ در ساعت ۲۰:۲۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود