جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا پیامبر مرتکب گناه شده بود ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آیا پیامبر مرتکب گناه شده بود ؟




    اگر پیامبر اکرم (ص) معصوم است و گناه نمی‌کند، چرا در سوره فتح – آیه 2، بیان شده است که خداوند گناهان گذشته و آینده تو را می‌بخشد.


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۱۹ در ساعت ۱۲:۴۲


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً
    لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً (فتح/1و2)
    ما براى تو پيروزى آشكارى فراهم ساختيم!
    تا خداوند گناهان گذشته و آينده ‏اى را كه به تو نسبت مى ‏دادند ببخشد (و حقّانيت تو را ثابت نموده) و نعمتش را بر تو تمام كند و به راه راست هدايتت فرمايد

    سلام به رضوانه گرامی،

    در آیات فوق فتح، به عنوان علت و سبب مغفرت گناه پیامبر بیان شده است. خداوند مى‏ فرماید: ما این فتح را نصیب تو کردیم تا گناهت بخشیده شود، لذا برای برخی این سؤال مطرح شده است که که چه ربطى بین فتح و پیروزى بر مشرکین مکه و مغفرت گناه پیامبراست؟ آیا این که خداوند فتح و پیروزى را نصیب پیامبر اکرم کند مى ‏تواند علت و سبب آمرزش گناه او باشد؟ این چه گناهى است که فتح و پیروزى موجب مغفرت آن است؟

    پاسخ این است که نه «ذنب» در این آیه به معناى ارتکاب حرام و مخالفت با امر خداوند است و نه «مغفرت» به معناى بخشیدن عقاب از مستحق آن مى‏ باشد، زیرا غفرانِ ذنب متقدم و متأخر پیامبر، به دلیل فتح مکه دانسته شده است و حال آن که، بین اعطاى پیروزى از یک سو، و بخشش گناهان شرعى از سوی دیگر، هیچ ارتباطی وجود ندارد، بنابراین این دو کلمه (یعنی ذنب و مغفرت) در معناى معروف و اصطلاحی خود بکار نرفته اند بلکه در لغوى خود به کار رفته اند؛ معناى لغوى ذنب، عبارت است از «هر کارى که داراى پیامدها و دنباله ‏هاى ناگوار دارد» و مغفرت هم به معناى «بر هر چیزى پوشش نهادن» است.

    دعوت پیامبر به اسلام و مبارزه با کفر و بت‏ پرستى و اعتقادات و آداب و رسوم مشرکین، پیش از هجرت و ادامه آن پس از هجرت در جنگ‏ ها و غزوه ‏ها از دید مشرکین مکه، گناه محسوب مى ‏شد و تا وقتى مشرکین داراى قدرت بودند، رسول اکرم از عواقب و پیامدهاى ناگوار این گناهى که مشرکین براى او بر مى ‏شمردند در امان نبود، اما با فتح مکه و شکسته شدن قدرت و شوکت مشرکین و تسلط پیامبر بر آنان، این گناه پوشانده شد و آثار و عواقب آن از پیامبر اکرم مرتفع گردید.

    بنابراین، فتح و پیروزى سبب و علت براى مغفرت ذنب پیامبر بود. (یعنى سبب پوشیده شدن و مرتفع شدن آثار و عواقب سوئى که از ناحیه مشرکین بر عمل پیامبر اکرم قبل و بعد از هجرت، مترتب مى ‏شد)، بنابراین، آیه فوق هیچ دلالتى بر ارتکاب گناه و مخالفت با امر مولوى خداوند ندارد.

    نظر علامه طباطبایی در المیزان، در پست بعدی خواهد آمد.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۶/۱۵ در ساعت ۱۵:۱۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    علامه طباطبایی در المیزان ذیل آیه شریفه می نویسد:

    لام در كلمه "ليغفر" به طورى كه از ظاهر عبارت بر مى ‏آيد، لام تعليل است و ظاهرش اين است كه غرض از اين "فتح مبين" عبارت است از "آمرزش تو نسبت به گناهان گذشته و آينده ات"، و ما مى‏ دانيم كه هيچ رابطه‏ اى بين فتح مذكور با آمرزش گناهان نيست و هيچ معناى معقولى براى تعليل آن فتح با مغفرت به ذهن نمى‏ رسد! پس چه بايد كرد و چطور آيه را معنا كنيم؟

    اين مطلب خود بهترين شاهد است بر اينكه مراد از كلمه "ذنب" در آيه شريفه، گناه به معناى معروف كلمه (يعنى مخالفت تكليف مولوى الهى) نيست و نيز مراد از "مغفرت" معناى معروفش (یعنی ترک عذاب در مقابل مخالفت با تکلیف مولوی) نيست.

    كلمه "ذنب" در لغت آن طور كه از موارد استعمال آن استفاده مى‏ شود، عبارت است از عملى كه آثار و تبعات بدى دارد؛ حال هر چه باشد و "مغفرت" هم در لغت عبارت است از پرده افكندن بر روى هر چيز؛ ...[خلاصه اینکه] "ذنب" در لغت یعنی هر عملى كه آثار شوم داشته باشد و "مغفرت" هم یعنی پوشاندن هر چيز.

    حال كه معناى لغوى و عرفى اين دو كلمه روشن شد مى‏ گوييم: قيام رسول خدا و نهضتش عليه كفر و بت پرستی، قبل از هجرت و ادامه ‏اش تا بعد از هجرت و جنگهايى كه بعد از هجرت با كفار مشرک به راه انداخت، عملى بود که تبعات بدی برای ایشان داشت و مصداقى بود براى كلمه "ذنب" ؛ یعنی عملى بود حادثه آفرين و مساله ساز.

    كفار قريش تازمانی كه شوكت و نيروى خود را محفوظ داشتند، هرگز ایشان را مشمول مغفرت خود قرار نمى ‏دادند، یعنی از آن تبعات قیام حضرت چشم پوشی نمی کردند و از ايجاد دردسر براى آن جناب كوتاهى نمى ‏كردند و هرگز زوال مليت و انهدام سنت و طريقه خود و نيز خون ‏هايى كه از بزرگانشان ريخته شده بود را از ياد نمى‏ بردند و تا از راه انتقام و محو اسم و رسم پيامبر، كينه‏ هاى درونى خود را تسكين نمى‏ دادند، دست بردار نبودند!

    خداى سبحان با فتح مكه و يا فتح حديبيه كه آن نيز منتهى به فتح مكه شد، شوكت و نيروى قريش را از آنان گرفت و در نتيجه گناهانی كه رسول خدا (ص) در نظر مشركين داشت پوشانيد و آن جناب را از شر قريش ايمنى داد.

    پس مراد از كلمه "ذنب" (و خدا داناتر است)، تبعات بد و آثار خطرناكى است كه دعوت آن جناب از ناحيه كفار و مشركين به بار مى ‏آورد و اين آثار از نظر لغت ذنب نامیده می شود؛ ذنبى كه از نظر كفار وى را در برابر آن مستحق عقوبت مى‏ ساخت! هم چنان كه موسى (ع) در جريان كشتن آن جوان قبطى خود را گناه كار قبطيان معرفى نموده و گفت:

    وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ (شعراء/14)
    و آنان (به اعتقاد خودشان) بر گردن من گناهى دارند مى‏ ترسم مرا بكشند

    اين معناى «ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ» است یعنی گناهانى كه قبل از هجرت كرده بود، و اما «ما تَأَخَّرَ» عبارت است از خونهايى كه بعد از هجرت از صناديد قريش ريخت، و مغفرت خدا نسبت به گناهان آن جناب عبارت است از پوشاندن آنها و ابطال عقوبت‏هايى كه به دنبال دارد و آن به اين صورت بود كه شوكت و قدرت قريش را از آنان گرفت. مؤيد اين معنا، ادامه آیه است که فرمود: "وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ ... وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً" (و نعمتش را بر تو تمام كند و به راه راست هدايتت فرمايد و پيروزى شكست ‏ناپذيرى نصيب تو كند) است.*



    -----------------------------------------------------------
    * الميزان في تفسير القرآن، ج‏18، ص: 253و254
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۱۲/۲۱ در ساعت ۱۲:۴۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود