صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)




    قال الله تعالی سببحانه

    وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیاهُ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا
    إِمَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا
    فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِیمًا

    و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید!
    هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسند،
    کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن!
    و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو!


    وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیانِی صَغِیرًا

    و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آر!
    و بگو: «پروردگارا! همان‌گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند،
    مشمول رحمتشان قرار ده!»


    سوره مبارکه اسرا - آیات 23 و 24


    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)


    اندک دوست بدار..ولی طولانی!!!

    مرا نگاه کن. همان طور عاشقانه که در کودکی تو را می نگریستم. به چشم های غبارآلوده ام بنگر. صدای لرزانم را بشنو. به خمیدگی ام توجه کن. به اصرار ورزیدنم برای آمدنت گوش بسپار.

    من همان زن زیبایی هستم که در کودکی تو را از خاک آلودگی نجات داده ام. پاهایت را به دقت می شستم و چشمانت را به دور شدن. هرگز عادت نداده ام.

    من دست های مهربان تو را می خواهم. مرا به یا داری؟
    نگاه های مظطرب مرا می شناسی؟
    در هنگام دویدنت قلبم را که تندتند برایت می تپید را به خاطر داری؟


    دیر گاهی است که تنهایم. چشم به در و منتظر. کودکم به دیدارم بیا من همیشه در لحظه شماری به سر می برم.
    نگرانی ام این است که شاید فردا صبحگاهی دیرهنگام برای دیدار ما باشد!


    مرا اندک دوست بدار ولی طولانی
    فرزندم . شاید از یاد برده ای مرا کجا گذاشته ای؟ این جا خانه سالمندان است.

    می خواهم دیگران را از دور برایت توصیف کنم.
    انسان هایی که با تمام وجود عشق بازی را آموخته اند.

    مدیرانی که یادداشت های مهربانی می نویسند. پزشکانی که با صبوری مرهم می گذارند.
    پرستارانی که مرا می شویند. آب می دهند. غذا می دهند. نگاه می کنند.
    حتی جای خالی تو را پر می کنند.

    سرپرستاری که هم چنان بی دریغ و عمیق مهربانی می کند.

    بیمارانی که جمله “”مرا به خانه می بری”" را در روز به تعداد نفس هایم تکرار می کنند.
    نمی دانم فردا چگونه روزی است ولی امیدوارم فرصتی باشد تا تو را به سینه بفشارم.




    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)


    خانه سالمندان یا فراموش خانه

    نگاهش بر آینه خیره مانده بود گویی که گم شده داشت و در پی آن می گشت. دستی به آینه کشید و ترجیح داد به جای آنکه آه بکشد و یا چیزی بگوید، نگاهش را از آینه بدزدد، او دیگر نه تنها در باور مردم، بلکه در چهرهٌ بی روی آینه هم پیر وسالخورده شده بود.

    رها شده بود تا روزهای آخر را با خودش تنها باشد. می خواست کمی تحمل کند. کلمه ها را یکی یکی و شمرده از کتاب روزگار رفته برچیده بود و تازه می فهمید که آدمی چندان فرصت درازی هم برای گذشتن و رهیدن از فهم دیروز نداشته است.

    یادش آمد همیشه به فرزندانش می گفت قصه بلند و تکراری زندگی همواره ادامه دارد و آنان که امروز در مسندکاری هستند در چرخش روزگار، روزی دیگر باید این مسند را به دیگری واگذارند و حالا خود او در جایی ایستاده بوده که قله بلند تجربه را به نظاره نشسته بود.

    ترس حقیری از پیری در درونش ریخته می شد. حالا که پیر و سالخورده بود، حتی آیینه دوران کودکی اش هم بر لبخندی که از شادی بر لبانش نشسته بود خط می کشید که هیهات!…

    در سرایی که بدون هیچ شک و گمانی باید پیر باشی و فرسوده تا بتوانی برای ورود مجوز داشته باشی، آدم هایی به سر می برند که هنوز درد از پریشانی رگهایشان بیرون نجسته است.

    گیسوان سفید، صورت چروک، دستان لرزان، پشت خمیده و نگاه خسته، تابلوی تکراری تمام چهره هایی است که هرچند دقیقه یک بار، یک تیک عصبی بازوانشان را به لرزه می اندازد و یادگاری تمام سال های سرشار از حس زندگی و کار آنهاست. این چهره حالا در گوشه و کنار آسایشگاه سالمندان، دایم تکرار می شود.

    در آسایشگاه سالمندان، با آنکه آفتاب بر سپیده صبح ایستاده است و تصاویر، همه تکراری است، تنها کافی است گوشت را به دیوار نازک زندگی هر کدام بچسبانی تا صداهای متفاوت هریک را بشنوی. همان صداهای بم و نرمین اندیشه سالخورده هایی که صبورانه، گذشت سالیانی را که به سرعت از کنارشان گذشته است، به نظاره نشسته اند.

    گویا کارکرد اصلی و در نظر گرفته شده برای این فضا با توجه به امکاناتی که در آن تعبیه شده، همه و همه برای به وجود آوردن مکانی است تا سالمندان خسته از صدها گونه بی پناهی و سالیان کهنه و قدیمی پر از تجربه، روزهای آخر را با خود تنها باشند.



    ادامه دارد ........

    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953





    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)

    ربابه، پیرزنی است که اصرار دارد هر شنونده ای را تماشاگر شصت سال اجرای نمایشنامه زندگی اش کند، اصرار دارد هر شنونده ای و هر تازه واردی با تمام لحظاتی که در آنها زندگی کرده است، همگام شود.

    دست آدمی را می گیرد ویکسر می برد به تمام سال هایی که در آنها به دنبال چیزی دویده است، از شیشه های ذره بینی عینکش پیداست که تو را هم به سختی می بیند، می گوید، من با پای سرنوشت به این آسایشگاه آمده ام.

    نگاهش غمگین است. از نگاه هایی سخن می گوید که سال هاست غریبگی او را در دوران ناگزیر پیری به نظاره نشسته اند. می گوید:

    اصلاً نفهمیدم عمرم کجا رفت.

    2 فرزند دارم که دارند زندگی خودشان را می کنند.

    کسی را ندارم. فقط اینکه اینجا هستم راضی ام و اینکه فرزندانم به خوبی زندگی می کنند و موفق هستند، راضی تر. گویا دیگر هیچ چیز دیگری از این زندگی نمی خواسته است.

    آن وقت آرام زمزمه می کنی که چقدر صبور است این زن که دق نمی کند.


    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)


    داستان زندگی محبوبه، نه فقط داستان زندگی من یا تو یا کسانی است که بی اشاره مسیر زندگی را می پیمایند، بلکه داستان زندگی همه آدم هایی است که وقتی پیر می شوند،انگار تکه های خردشده دلشان را در گذشته جوانی بر جای گذاشته اند و سعی می کنند لحظه های گذشته را با چنان دقت و ظرافتی بیان کنند که شاید دلیل دل شکستگی شان را بیابند.

    لابه لای صحبت هایش، گریه می کند و مسیر اشکهایش را به گوشه راست چشمانش می کشاند. آرام سخن می گوید و به پسرش افتخار می کند که پزشک است و زندگی موفقی دارد. اما اصلاً نمی گوید که پسرش حتی یکبار هم برای دیدنش به آسایشگاه نیامده است. تنهایی است که در کلامش موج می زند.


    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۲/۱۶ در ساعت ۰۲:۵۲


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)


    در خانه سالمندان، هر دری به سمت دنیایی جدا از کوچه های

    پر از هیاهوی کودکی و جوانی باز می شود.

    تنها پیری است و دیوارهای بلند و کوتاه،

    قاب پنجره های کوچکی را که رو به باغچه حیاط گشوده شده اند

    و دل هایی که برای عشقی که امروز خاطره است ترانه می خوانند.

    برای سالمندانی که از سرباربودن وحشت دارند،

    برای سالمندانی که چشم انتظار کسی هستند که بیاید و تصویر جوانی شان را به یادشان بیاورد

    و برای همه سالمندانی که روزهای آخر خود را در خانه سالمندان سپری می کنند،

    زندگی با وجود تمام سختی ها و بدون توجه به نقش بازیگرانش همچنان ادامه دارد

    تا شب خاکستری از راه برسد، تموج زرد و نارنجی غروب

    در یک استحاله آرام، چه بنفش می زند.

    آن سوتر، در سرای سالمندان نبض زندگی همچنان می زند

    و لحظه های خوب و بد را با سماجت تمام بر چهره بازیگران و میهمانانش حک می کند.

    و در ذهن من اما ؛ اين سوال غوغا مي كند كه چه بلائي برسرما آمده ؟؟؟

    شما چه فكر مي كنيد ؟؟؟؟؟


    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    (** میدونی آخر بی معرفتی و ناسپاسی کجاست؟ نمیدونی؟! پس این مطلب رو بخون **)



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    294 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سالمند یعنی چشمان تر بسوی در یاتاج کرامت برسروخانواده رامحور؟!


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا
    نقل قول نوشته اصلی توسط هديه فاطمي نمایش پست
    قال الله تعالی سببحانه وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیاهُ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا إِمَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِیمًا و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو! وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیانِی صَغِیرًا و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‌گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده!» سوره مبارکه اسرا - آیات 23 و 24
    فردی در مورد آیات سوره اسرا پیرامون حقوق پدر و مادر از حضرت امام جعفر صادق(ع) پرسید و آن حضرت در پاسخ گفت که مراد از آن آیات این است که نگذاری مجبور شوند نیازهای خود را از تو طلب کنند بلکه خود در تامین نیازهای آنان پیشقدم باشی و در مصاحبت و معاشرت آنان روشی پسندیده داشته باشی و جز به محبت به آنان ننگری و آنان را حتی به صدای بلند نیازاری.
    در کلام الله مجید اهمیت احترام به والدین تا بدانجاست که خداوند پس از عبادت خود نسبت به انجام این مهم تاکید کرده است. درروایت است که مردی نزد رسول خدا حضرت محمد بن عبدالله (ص) رسید و به ایشان عرض کرد: پدر و مادرم به سن پیری رسیده اند و نیاز فراوان به دستگیری و مراقبت دارند و من درباره آنان همان رفتاری را دارم که آنان در زمان کودکی در حق من داشتند و با کوشش فراوان تمام احتیاجات آنان را برطرف می سازم. با این وجود، با چنین رفتاری حق آنان را ادا نموده ام؟ رسول خدا فرمود: هنوز نه.
    پیشوایان بزرگ اسلام به اجمال و به تفصیل نیز پیرامون رعایت حقوق سالمندان سفارش نموده‌اند و به نرم خویی و تواضع و فروتنی در این خصوص فراخوانده‌اند و چه بسیار بیم داده‌اند که مبادا مورد نفرین و عاق و‌الدین قرار گیرید که عذابی سخت دردناک به دنبال خواهد داشت.
    آنچه شایان ذکر است اینکه بیشترین توصیه‌های پیشوایان دین پیرامون حفظ حریم و رعایت شان والدین است ،چنانکه این حق حتی پس از مرگ والدین نیز برگردن فرزند است که از جانب پدر ومادر صدقه دهد، نماز بخواند، حج بگزارد، روزه بگیرد و...
    ضرورت رسیدگی و نگهداری از والدین در ایام سالخوردگی چنان است که هنگامی که مردی به حضور پیامبر اسلام(ص) شرفیاب شد و عرض کرد که پدر و مادر پیری دارم که به من انس گرفته اند و از رفتن او به جهاد کراهت دارند، پیامبر اسلام(ص) حق را به جانب پدر و مادر سالمند داد و فرمود که: «ملازم پدر و مادرت باش که مانوس بودن یک شبانه‌روز با آنها از جهاد یکسال بهتر است
    علاوه بر سفارش‌های پیامبر اعظم(ص) و ائمه اطهار(ع) درباره خوش‌رفتاری با والدین، تکریم سالمندان نیز در روایات و احادیث دیگری مورد اشاره قرار گرفته است. در کتاب اصول کافی بابی تحت عنوان «احترام سالخوردگان» گشوده شده است که نشانگر منزلت آنان از دیدگاه دین اسلام است. در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام آمده است: «و امام جعفر بن محمد صادق(ع) می‌فرماید: «از ما نیست کسی که بزرگسال ما را احترام نکند.» و یا «سالمندان خود را بزرگ دارید

    یا علی
    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا

    در فرهنگ پویا و غنی کشورمان از دیر باز، سالمندان در جامعه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند و در کلیه آثار پیشینیان که به ما رسیده است این واقعیت خودنمایی می‌کند تا بدانجا که سرپیچیدن از امر سالمندان و پیران خردمند در این آثار نتیجه خودسری و خیره سری و خامی بیان شده و طریق سعادت تنها در سایه بهره‌گرفتن از تجارب و پند سالمندان دنیا دیده و روزگار آزموده نمایان شده است. در آثار گرانبهای ادب پارسی که آیینه اخلاق و نمودار وجدان زمانه‌ای است که شاعر در آن می‌زیسته است رعایت حقوق و احترام سالمندان به عنوان یک اصل اساسی گوشزد شده است، و حتی بالاتر از این مرتبه با تفکر از کارافتادگی و ضد ارزشی، به شدت مقابله شده است و جامعه را به استفاده و بهره‌گیری از دانسته‌ها و آموزه‌های سالمندان فرهیخته دعوت نموده است. در این آثار دوری و نافرمانی از سخن سالمندان فرزانه، ثمره‌ای جز گمراهی و عقوبت تلخ و نافرجام در پی ندارد. و لذا «پیر» مراد غایت آرزو و آمال جوانان است و جوانان در کسوت «مرید» می کوشند تا از چشمه دانش و اندوخته‌های پیران کامیاب شوند وره به منزل مقصود ببرند. چنین نگرشی علاوه بر انتقال خردسالخوردگان، موجب استحکام بنیان خانواده در جامعه و طراوت و نشاط اجتماع است. در این مجال نگاهی خواهیم داشت به این مفهوم در گستره بیکران ادب پارسی و نگاه سبز حکیمان و سخنورانی که کلام و پیام آنان چراغ راه مردم این دیار بوده است؛
    سعدی:
    ز تدبیر پیر کهن بر مگرد
    که کارآزموده بود سالخورد

    فرخی:
    همچو زلف نیکوان خردساله تاب خورد
    همچو عهد دوستان سالخورده استوار

    حافظ:
    دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر
    کای نورچشم من به جز از کشته ندروی

    نظامی:
    کهن کاران سخن پاکیزه گفتند
    سخن بگذار، مروارید سفتند

    فردوسی:
    توانا بود هر که دانا بود
    ز دانش دل پیر، برنا بود

    اسدی:
    سپهبد برآمد بر آن تیغ کوه
    بشد نزد آن پیر دانش پژوه

    ناصرخسرو:
    کسی کو پی رهبر و پیر گردد
    ره راست اوراست از خلق یکسر

    خاقانی شروانی:
    من مرید دم پیران خراسانم از آنک
    شهسواران را جولان به خراسان یابم

    سوزنی سمرقندی:
    هیچ خصمی را این شغل نیاموزد خصم
    هیچ صوفی را این کار نفرماید پیر


    یا علی
    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    102
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 14 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سالمند یعنی نمادی از مبدأ من یعنی دفتری از محبت که اکنون نیازمند و چشم انتظار برگه های محبت ماست یعنی محبتی بیدریغ و بدون دیدن چشمها و من با برگه های محبتم در کمین نگاه و دیدن چشمها سالمند یعنی همه وجود من یعنی راه رسیدن و امتحان الهی پس دادن من؛ که چه زیباست اگر خانه دل جارو زنم و ببینم که فقط او میبیند که من چگونه میخواهم در نهایت عجزم سپاسگذار محبت او باشم که من لم یشکر المخلوق لم یشکرالخالق که همه اینها را از تنها استادم آموختم که وجودش را سپاسگذار نتوانم بود.
    ویرایش توسط امیدوار : ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ در ساعت ۱۷:۰۳ دلیل: تصحیح


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. +++کوچولو،مامانتو با بستنی عوض میکنی؟+++
    توسط hamid66 در انجمن عرفان ناب
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۱۳, ۱۱:۵۹
  2. رجعت با جسم مثالی یا واقعی؟
    توسط پر سوال در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۸/۱۴, ۱۶:۳۴
  3. دشمن و آخوند حکومتی؟
    توسط 5231 در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 32
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۲۲, ۲۲:۴۷
  4. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۰۳, ۱۹:۳۲
  5. خلیج فارس یا خلیج ع/ر/ب/ی؟
    توسط لوتي در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 35
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۴/۲۲, ۱۳:۵۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود