صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شیطان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شیطان




    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    از قديم الايام ، افسانه شيطان ، همواره انسانها را در دنيايى از وحشت و ابهام فرو برده بود و هم چنان ادامه دارد.
    مى گويند: بچه هاى بازى گوش و نافرمان و زيرك شيطان اند، افراد منحرف را شيطان اغوا كرده ، هر كار بد فرجامى از وسوسه هاى شيطان است و در هر كار بدشگونى شيطان دست دارد.
    مى گويند: شيطان در همه جا هست ، اعوان و انصارش در همه جا وجود دارند، او با همه مردم كار دارد، در برابر همه قد علم مى كند، هر انسانى را به بهانه اى فريب مى دهد و دام هاى گوناگون در اختيار دارد.
    شيطان در ذهن بچه ها عامل وحشت و ترس و وسيله اى براى رام كردن و ترسانيدن آنان است . قصه نويسان ، براى سرگرمى كودكان از شيطان يك موجود خيالى ساخته و از نخستين سال هاى زندگى ، يك شبح وحشتناك و يك قدرت اسرارآميز در ذهنشان مى آفرينند.
    مى گويند: براى بزرگ سالان ، شيطان عامل فريب و گناه است ، انسان را به معصيت وا مى دارد، تمايلات نفسانى را بيدار مى كند، موجب سقوط و لغزش انسان مى شود، خواسته ها نامشروع را پديد مى آورد، باعث تجاوز و تعدى مى گردد، شهوات ويران گر را تحريك مى كند، خشم و غضب را شعله ور مى سازد، مصيبت و رنج مى آفريند، آدمى را به تباهى و فساد مى كشاند، لجاجت و خودسرى را رونق مى دهد.
    و نيز: تمامى اين صفات از شيطان و كار او است ، انسان از روى ندامت با فريادى بلند مى گويد: نفرين بر شيطان ، لعنت خدا و ملائكه بر او باد، اين شيوه از زمان حضرت آدم عليه السلام معمول بوده كه شيطان را مسئول هر كارى و عصيانى مى دانسته اند.
    در تعريف او گفته اند: شيطان ، قدرتى است نابكار و بسيار بدكردار، نيرو و روحى است پليد و سركش و طغيان گر؛ حقيقت مطلب اين است كه شيطان ، اسم خاص نيست تا بر موجودى معين و مشخص دلالت كند و وجود مستقلى ندارد، اسمى است بى نشان ؛ مانند سيمرغ كه وجود خارجى ندارد و هيچ نام و نشانى براى او نيست ، اغلب جاها كه نام شيطان برده مى شود مراد همان ابليس است كه از دستورهاى خداوند سرپيچى و تكبر كرد.
    شيطان و طرف دارانش در طول تاريخ در مقابل نيكان و نيك سيرتان قرار داشته اند و خواهند داشت ، مثنوى در پى اين معنا بوده كه گفت :
    دو علم بر ساخت اسپيد و سياه

    آن يكى آدم ديگر ابليس راه

    در ميان آن دو لشگر گاه رفت

    چالش و پيكار آنچه رفت رفت

    هم چنان دور دوم هابيل شد

    ضد نور پاك او قابيل شد

    هم چنان اين دو علم از عدل و جور

    تا به نمرود آمد اندر دور دور

    ضد ابراهيم گشت و خصم او

    و آن دو لشكر كين گزار و جنگجو

    چون درازى جنگ آمد ناخوشش

    فيصل آن هر دو آمد آتشش

    پس حكم كرد آتشى را ونكر

    تا شود حل مشكل آن دو نفر

    دور دور و قرن قرن اين فريق

    تا به فرعون و به موساى شفيق

    سال ها اندر ميانشان حرب بود

    چون زحد رفت و ملولى مى فزود

    آب دريا را حكم سازيد حق

    تا كه ماند كى برد زين دو سبق

    هم چنان تا دور و طور مصطفى

    با ابوجهل آن سپهدار جفا

    هم نكر سازيد از قوم ثمود

    صيحه اى كه جانشان را در ربود

    هم نكر سازيد بهر قوم عاد

    زود خيز تيز رو يعنى كه باد

    هم نكر سازيد بر قارون زكين

    در حليمى اين زمين پوشيد كين

    تا حليمى زمين شد جمله قهر

    برد قارون را و گنجش را به قعر(1)

    كلمه شيطان در قرآن هفتاد بار به صورت مفرد و هيجده بار به صورت جمع به كار رفته است كه روى هم 88 مرتبه مى شود.

    شيطان اولين كسى كه .....

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    شيطان : نخستين كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پيش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از اين قراراند:
    - اولين كسى كه قياس نمود و خود را از حضرت آدم عليه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .(2)
    - اولين كسى كه در پيشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(3)
    - اولين كسى كه كه معصيت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.
    - اولين كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از اين درخت نخوريد، چون درخت جاويد است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شريك مى شود.(4)
    - اولين كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصيحت مى كنم .(5)
    - اولين كسى كه نماز خواند و يك ركعت آن چهار هزار سال طول كشيد.(6)
    - اولين كسى كه منبر رفت و براى ملائكه سخنرانى و صحبت كرد.
    - اولين كسى كه كه به خدا مشرك شد.
    - اولين كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم عليه السلام از درخت نهى شده خورد.(7)
    - اولين كسى كه از خوشحالى سرود خواند و آن هنگامى بود كه آدم به زمين آمد.
    - اولين كسى كه نوحه خواند و گريست ؛ چون او را به زمين فرستادند، به ياد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گريه كرد.
    - اولين كسى كه لواط كرد(8) چون زمانى كه به ميان قوم لوط آمد خود را در اختيار آنان قرار داد تا با او لواط كنند.
    - اولين كسى كه دستور ساختن منجنيق را داد تا حضرت ابراهيم عليه السلام را با آن در آتش اندازند.
    - اولين كسى كه دستور ساختن حمام را در زمان حضرت سيلمان عليه السلام داد تا نظافت كنند.
    - اولين كسى كه ساختن نوره را در زمان حضرت سليمان داد، براى اين كه موهاى اضافى پاى بلقيس پادشاه سبا را از زمين ببرند.(9)
    - اولين كسى كه دستور ساختن شيشه را داد تا حضرت سليمان عليه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقيس را آزمايش كند.(10)
    - اولين كسى كه دستور ساختن صابون را داد تا مردم بدن و لباس خود را بشويند.
    - اولين كسى كه دستور ساختن آسياب را داد تا مردم گندم هاى خود را آرد كنند.
    - اولين كسى كه با ابوبكر بيعت كرد تا مردم را منحرف كند و از مسير حق برگرداند.(11)
    - اولين كسى كه خدا را در آسمان ها پرستيد.
    - اولين كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
    - اولين كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.
    - اولين كسى كه شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق كرد.(12)
    - اولين كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم ياد داد.(13)
    - اولين كسى كه ساز درست كرد و خود، آن را نواخت .
    - اولين كسى كه براى زيبايى ، زلف گذاشت .(14)
    - اولين كسى كه براى مخالفت با پيامبران ريش خود را تراشيد.
    - اولين كسى كه براى مست شدن مردم ، شراب درست كرد.
    - اولين كسى كه ساختن آلات لهو و لعب و موسيقى را به قابيل آموخت .
    - اولين كسى كه وقتى وارد جهنم مى شود، خطبه مى خواند.
    - اولين كسى كه مكر و حيله و خدعه نمود.
    - اولين كسى كه نقاشى كرد و چهره كشيد.(15)
    - اولين كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(16)
    - اولين كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.
    - اولين كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود(17) و از ناراحتى فرياد كشيد.
    - اولين كسى كه به خدا كفر ورزيد.(18)
    - اولين كسى كه گريه دروغى نمود.(19)
    - اولين كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.
    - اولين كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(20)
    - اولين كسى كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل او را لعنت كردند.
    - اولين كسى كه از ترس ملائكه فرار كرد و خود را مخفى نمود.
    - اولين كسى كه دستور مساحقه داد. امام باقر عليه السلام فرمود: ((وقتى خواسته ابليس در قوم لوط عملى شد، خود را به صورت زن در آورد و سراغ زنان آمد و گفت : آيا مردان شما با هم لواط مى كنند؟ در جواب گفتند: آرى . دستور داد شما نيز با هم مساحقه كنيد)).(21)

    معنى شيطان

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    شيطان دو معنى دارد: يكى اصطلاحى ، و آن همان معنايى است كه بر سر زبان مردم است . وقتى كلمه شيطان گفته مى شود، ذهن مردم متوجه آن ملعونى مى شود كه رو در روى خدا ايستاد و نافرمانى كرد و در برابر آدم عليه السلام سجده نكرد.
    ديگرى معنى لغوى آن است ، شيطان از ((شطش )) و ((شاطن )) گرفته شده و هر دو به معنى پليد، خبيث ، پست و موجودى سركش ، متمرد و نافرمان به كار برده مى شود. به عبارت ديگر، به هر چيز مرموز، موذى و آزار دهنده گفته مى شود. هم چنين به معنى منحرف و منحرف كنند، ياغى و طاغى ، شرير و شرارت كننده ، دور بودن و دور شدن از حق و حقيقت ، دور شدن از رحمت و مغفرت الهى ، بدخوى و سخت دل ، بدجنس و بد ذات و ناپاك ، هلاك شده و هلاك شونده آمده است . اين معانى و صفات در انسان باشد يا در جن ، در چهار پايان باشد يا وحوش ، خزندگان و غيره همه اين ها از معانى و مصاديق شيطان است .
    و فرد شاخص آن ، همان معنا و مفهوم اصطلاحى آن است كه در ميان مردم معروف و مشهور است و آن ابليس و لشگريان و اعوان و انصار و ياوران او است . همان كسى كه باعث بدبختى خود و آدم عليه السلام ، باعث بيرون شدن خود و آدم عليه السلام از بهشت شد.

    به ميكرب هم شيطان مى گويند

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روايات فراوانى داريم كه به موجودات ريز و زيان بخش (ميكرب ها) هم شيطان گفته مى شود. از آن دسته است :
    1. امير المومنين عليه السلام فرمودند: از قسمت سوراخ شده و طرف دست گيره و قسمت شكسته كوزه و ظروف ديگر آب نخوريد؛ زيرا شيطان روى دست گيره و قسمت سوراخ شده ظروف لانه مى كند.(22)
    2. نيز از امام صادق عليه السلام نقل شده كه ايشان فرمودند: از طرف دست گيره و قسمت شكسته كوزه آب نخوريد كه شيطان هم از آن جا آب مى آشامد.(23)
    3. از قول پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى خوانيم كه فرمودند: موهاى شارب (سبيل ) خود را بلند مگذاريد؛ زيرا شيطان ، آن را جاى امن براى زندگى خويش قرار مى دهد، و در آن جا مخفى و پنهان مى گردد.(24)
    بعضى ها (سبيل )هاى خود را كوتاه نمى كنند، به طورى كه وقت غذا خوردن و آشاميدن آب ، با غذا تماس پيدا مى كنند و آلوده مى گردند و در اثر نفى كشيدن هم ، موها مرطوب شده و جاى مناسبى براى رشد ميكربها مى شوند؛ آن گاه هنگام غذا خوردن ميكروب همراه غذا بلعيده شده و مرض هايى ايجاد مى كنند.
    4. نيز فرمودند: دستمال آلوده به گوشت را در خانه نگذاريد كه جايگاه شيطان است .(25) و همين ميكرب ها بودند كه حضرت ايوب عليه السلام را احاطه كرده و او را به فزع آوردند به طورى كه با خدا مناجات كرد و گفت : خدايا! شيطان با بدن من تماس گرفته و مرا عذاب مى دهد.(26) مى توان گفت شيطان در روايات فوق و قول ايوب عليه السلام همان ميكرب است .

    خلقت شيطان

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    خداوند سه گونه موجود عاقل و با شعور آفريده : يك نوع در آسمان ها هستند كه همان فرشتگان اند و از نور به وجود آمده اند كه شهوت جنسى و خور و خواب و شهوات ديگر ندارند؛ گناه از آنان سر نمى زند، تسليم محض ‍ پروردگار مى باشند و يك لحظه نافرمانى او را نمى كنند، خلقت آنها جلوتر از جن و انس بوده .
    نوع ديگر؛ انسان است كه خداوند متعال او را با دو دست قدرت خود پديد آورد و ملائكه بر او سجده كردند و استاد آنان شد، هم عقل و هم شهوت در وجودش گذاشت ، و از خاك و آب به وجود آمده است .(27)
    نوع سوم ؛ نژاد جن است كه خداوند ايشان را از آتش بى دود(و باد) پديد آورد، و مثل انسان عقل و شهوت به آنها داده شده است . خلقت جن قبل از خلقت آدم و هم زمان با خلقت نسانس بوده است . خداوند درباره خلقت آنان چنين فرموده :
    والجان خلقناه من قبل من نار السموم
    ((ما طايفه جن را قبل از انسان از آتش گرم و سوزان - و شعله ور بدون دود - آفريديم )).(28)
    همان طور كه خداوند، نخست آدم عليه السلام را خلق نمود و همسرش ‍ ((حوا)) را بعد از او از جنس خودش آفريد، پدر جن ها هم كه ((مارج )) نام داشت از آتش و سپس همسرش ((مارجه )) را نيز از او خلق نمود. ((مارج و مارجه )) با هم ازدواج كردند ((جان )) متولد شد و فرزندان ((جان )) دو طايفه شدند، يك طايفه ، همان جن ها كه در ميان آنان ، هم مؤمن پيدا مى شود و هم كافر؛ طايفه دوم ؛ شياطين شدند كه پدر بزرگشان ((ابليس )) مى باشد. ابليس يكى از فرزندان جان است .
    نام ها و صفات شيطان
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    براى شيطان اسامى و صفات متعددى ذكر شده و آنها از اين قرارند:
    1. ابليس ؛ اين كلمه اى است مفرد و داراى دو جمع (اباليس و بالسه ) از ماده بلى و ابلاس گرفته شده . معناى آن نااميدى ، ماءيوس شدن از رحمت خدا؛ تحير و سرگردانى ، حزنى كه از شدت ياس پيدا مى شود؛ اندوه گين و سر در گريبان كردن ، آمده ابليس ، كلمه عربى و اسم خاص است و معروف شده براى همان كسى كه آدم را فريب داد و باعث بيرون شدن او و همسرش از بهشت گرديد. و الان با تمام قدرت ، خود و لشگريانش در كمين انسان هاى بى ايمان و سست عنصر، بلكه در كمين همه انسان ها بوده مگر بندگان مخلص ، كه از آنان ماءيوس است .(29)
    ابليس ، موجودى است حقيقى و زنده ، با شعور، مكلف ، نامرئى و فريب كار؛ همان كه از امر خدا سرپيچى نمود و هم اكنون هم مردم را اغوا مى كند و بر انجام گناه و خلاف تشويق مى نمايد.
    چهره ابليس ، چهره تكبر و عصيان ، نخوت و تمرد، خودخواهى و خود محورى و مظهر غرور و خود برتر بينى است .
    لفظ ابليس ، به صورت مفرد، يازده بار در قرآن آمده كه جز دو مورد بقيه مربوط به خلقت آدم عليه السلام است . از جمله :
    ((همانا شما آدميان را بيافريديم و سپس شكل داديم و پس از آن به فرشتگان امر كرديم تا بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز ابليس ، كه از سجده كنندگان نبود.)) (30)
    ((فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز ابليس ، كه سرپيچى و تكبر نمود و از كافران گرديد.))(31)
    ((چون فرمان سجده بر آدم رسيد، همگى اطاعت كردند جز ابليس ، كه از سجده بر آدم امتناع ورزيد. خداوند فرمود:اى ابليس ! چه شد تو را كه با ديگران بر آدم سجده نكردى .))(32)
    ((ابليس گمان باطل خود را به صورت صدق و حقيقت ، در نظر مردم جلوه داد تا جز گروه اندكى از اهل ايمان ، همه او را تصديق كردند و پيرو او شدند))(33)
    ((كافران و معبودان آنها (همگى ) به رو، در آتش جهنم در آيند و با تمام سپاه و لشگريان ابليس به دوزخ وارد گردند))؛ زيرا آنان پيروان او هستند.(34)
    و نيز در نهج البلاغه يازده مرتبه كلمه ابليس آمده است 35)

    چه تلبيس ابليس منظور شد

    ملائك پس سجده ماءمور شد

    يكايك بدين سجده اقرار كرد

    جز ابليس كز سجده انكار كرد

    به خود گفت من ز آتشم او ز خاك

    گر از سجده روى از تو تابم چه باك

    تكبر به سويش چه آورد روى

    بشد طوقى از لعنتش در گلوى

    2. وسواس ؛ به معناى چيز وسوسه گر، وسوسه كننده ، كلامى كه در باطن انسان مى گذرد از درون خود انسان بجوشد يا شيطان و يا از كس ديگرى - كه از بيرون عامل آن شود وسواس گويند. وسواس در اصل صداى آهسته است كه از به هم خوردن زينت آلات بر مى خيزد و به هر صداى آهسته اى هم گفته مى شود. معناى ديگر آن افكار بد و نامطلوب و مضرى است كه به ذهن انسان خطور مى كند. يا با صداى آهسته به سوى چيزى دعوت كردن و مخفيانه در قلى كسى نفوذ نمودن هم وسوسه نام دارد. كلمه و ماده وسواس ‍ در قرآن پنج بار استعمال شده :
    ((من شر الوسواس الخناس ، الذى يوسوس فى صدور الناس )) (36)
    ((فوسوس لهما الشيطان )) (37)
    ((فوسوس اليه الشيطان )) (38)
    ((و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما يوسوس به نفسه )) (39)
    3. خناس ؛ به معناى كنار رفتن ، عقب گردكردن و پنهان شدن است ؛ چون هنگامى كه انسان به ياد خدا بيفتد و نام او را ببرد، شيطان عقب گرد مى كند. پنهان و مخفى مى شود. اين واژه نيز به چند اعتبار معناى خاصى پيدا مى كند؛ مثلا رجوع كردن و برگشتن به اين اعتبار كه انسان وقتى از خدا غافل شد و او را فراموش كرد، شيطان براى وسوسه و اغوا نمودن بر مى گردد. پنهان كارى ، از اين رو كه انسان وجود وسوسه را كمتر حس مى كند، و همه جا هست ، با ظاهرى مى آيد و خود را در لعابى از حق ، در پوسته اى از راست در لباس عبادت و گمراهى در پوشش هدايت ، جلوه گر مى شود.

    دشمنى دارى چنين در سر خويش

    مانع عقل است و خصم جان و كيش

    يك نفس حمله كند چون سوسمار

    پس به سوراخى گريزد در فرار

    در دل او سوراخ ‌ها دارد كنون

    سر زهر سوراخ مى آرد برون

    كه خدا آن ديو را خناس خواند

    كو سر آن خار پشتك را بماند

    مى نهان گردد سر آن خارپشت

    دم به دم از بيم صياد درشت

    تا چو فرصت يافت سر آرد برون

    زين چنين مكرى شود مارش زبون (40)

    4. رجيم ؛ به معناى سنگسار كردن ، سنگ زدن ؛ سنگ زده شده ؛ از روى گمان سخن گفتن ؛ رانده شده از خيرات و رحمت خدا و جمع فرشتگان آسمان ؛ زده شده با سنگ هاى شهابى است و وقتى مى خواهد به آسمان عروج كند ملائكه او را با سنگ هاى شهابى مى زنند و بر مى گردانند.
    حضرت عبدالعظيم فرمود: از امام هادى عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: ((رجيم )) يعنى رانده شده از مواضع خير، هيچ مؤمنى را به ياد نمى آورد مگر آن كه بر او لعن نمايد. در علم خدا گذشته است : هنگامى كه حضرت مهدى (عج ) قيام كند مؤمنى نيست مگر آن كه شيطان را سنگ مى زند.
    از امام صادق عليه السلام مى پرسند: چرا شيطان ((رجيم )) ناميده شده ؟ حضرت فرمود: براى آن كه او رجم و سنگسار مى شود. عرض كردند: آيا به سبب رجم و سنگسار، او از بين مى رود و يا اعضا و جوارحش شكسته و قطع مى شود؟ آن حضرت فرمودند: خير، بلكه از بين نمى رود؛ زيرا در علم خدا گذشته كه شيطان در زمان قيام حضرت قائم رجم و سنگسار مى شود.(41)
    5. عزازيل ؛ اين كلمه لغت ((عبرى )) است و به معنى عزيز شده ؛ كسى كه در ميان ملائكه عزيز و با احترام بوده ، كسى كه عزت و توانايى ظاهرى داشته باشد. شيطان را از اين دو عزازيل گفته اند كه در ميان ملائكه عزيز و با احترام و در عبادت خدا كوشا و سخت مقاوم بوده است .

    تكبر عزازيل را خوار كرد

    به زندان لعنت گرفتار كرد

    و نيز عزازيل ، نام بزى است كه كفاره گناهان را بر او مى گذارند و در وادى باير و بى آب و علف رها مى كنند تا كفاره گناهان قوم را به جايى نامعلوم ببرد.(42)
    6. حارث ؛ در حديث طولانى از امير المومنين عليه السلام نقل شده كه : از آن حضرت سؤال شد: اسم ابليس در ميان ملائكه آسمان چه بوده ؟ آن حضرت فرمود: حارث .(43) و نيز در حديث صافى از امام رضا عليه السلام نقل شده : نام او حارث بوده ولى ابليس ناميده شد، زيرا از رحمت خدا ماءيوس گرديد.
    7. صاغر؛ يكى از صفات شيطان است . به معناى پست و ذليل ، ذليل بودن به واسطه رفتن عزت و حكومت و استقلال ، از بين رفتن حيثيت و مقام و حقير و زبون بودن و.....
    بعد از آن كه شيطان انسان را سجده نكرد و در مقابل خدا تكبر نمود، خداوند خطاب به او كرد و فرمود:
    فاخرج انك من الصاغرين .
    ((از بهشت خارج شو؛ زيرا تو از افراد ذليل و زبون و درمانده و پستى )).(44)
    به خاطر سجده نكردن از مقام عزت و بلندى به زير افتادى و سرنگون شدى ، نه اين كه سود نبردى ، بلكه ضرر و زيان هم كردى .
    8 و9. مذئوم و مدموره ؛(45) يعنى ذليلا نه و با خوارى رانده شده ؛ راندن به قهر و غلبه ؛ طرد كردن از رحمت ، معيوب شده ، ننگ عار و تمام اين ها درباره شيطان صادق است ، چون او را با خفت و خوارى و با قهر و غلبه از بهشت بيرون كردند.
    10. مذموم ؛ سرزنش شده ؛ زيرا خداوند بعد از آن كه شيطان سجده نكرد او را سرزنش كرده و خطاب نمود: چرا سجده نكردى ؟ آيا كافر شدى يا از بلند مرتبه گان بودى ؟(46)
    11. غوى ؛ يعنى راه هلاكت را در پيش گرفتن ؛ نوميدى از رحمت خدا؛ گمراه شدن و گمراه كردن ؛ كارى جاهلانه كه از اعتقاد نادرست و فاسد سرچشمه گرفته و جهل و نادانى كه ناشى از غفلت باشد؛ از مقصد بازماندن و به مقصد نرسيدن .
    چون شيطان در آغاز خودش گمراه شد و بعدا حضرت آدم عليه السلام و اولاد او را گمراه نمود، و آن اعتقاد فاسد و نادرست خود را ظاهر كرد، از مقصد خودش باز ماند و از رحمت خدا نااميد شد.
    12. عفريت ؛ يعنى قوى ، پرزور، زيرك ، گردش كش ، و خبيث ؛ اگر جن خبيث باشد همان را شيطان مى گويند و يا اگر با داشتن خباثت و شرارت نيروى زيادى هم داشته باشد عفريت ناميده مى شود. همان طور كه در داستان حضرت سليمان عليه السلام آمده ، وقتى كه حضرت فرمود: چه كسى تخت بلقيس را براى من مى آورد؟ عفريتى از جن گفت : من مى آورم ،(47) معلوم مى شود كه به اسم اعظم واقف بوده است ؛ زيرا مى خواست در يك مدت كمى تخت را كه صدها كيلومتر از آن جا دور بود بياورد.
    13 و 14. مارد و مريد؛ كه معنى هر دو تقريبا يكى است و به معنى شيطان سركش و متمرد؛ ظالم و عصيان گر، بى شخصيت اعم از انسان و جن و شيطان ؛ عارى از خير و نيكى و بركت و فايده و (شيطان مارد و شيطانا مريدا) در قرآن به همين معنى آمده است .(48)
    15. شيصبان ؛ مرحوم علامه مجلسى مى گويد: يكى از نامهاى شيطان شيصبان است و به بنى عباس هم بنوشيصبان مى گويند؛ زيرا شيطان در نطفه بعضى از آنها رسوخ كرده بود.(49)
    16. ابومره 17. ابوخلاف ، 18. ابولبين ، 19.ابيض ؛ كه او مردم را به خشم مى آورد.
    20. وهار؛ به خواب مؤمنان مى آيد و آنان را اذيت مى كند.(50)
    21. ابولبينى ؛ يكى از دختران ابليس ((لبينى )) است و لقبى براى ابليس ‍ است .
    22 و 23. نائل ، و ابوالجان است .(51)

    ازدواج شيطان

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    راجع به ازدواج ابليس كه چه موقع بوده ، و با چه كسى ازدواج نموده و همسر او چگونه پيدا شده و دختر چه كسى است ؟ دو قول نقل شده :
    مجمع البحرين در لغت شيطان مى نويسد: وقتى خداوند متعال ، اراده كرد كه براى ابليس همسر و نسلى قرار دهد غضب را بر وى مستولى ساخت و از غضب او تكه آتشى پيدا شد، از آن آتش براى او همسرى آفريد.(52)
    در نقل ديگرى آمده : ابليس - كه اسم اولى او عزازيل است - از همان اوان جوانى ، در ميان قوم خود مشغول عبادت و بندگى خداوند بود تا بزرگ شد و موقع ازدواج او رسيد. وقتى تصميم به ازدواج گرفت ، با دختر ((روحا)) به اسم ((لهبا)) كه آن هم از طايفه جن بود، ازدواج نمود. بعد از آن كه ايشان با هم ازدواج كردند، فرزندان زيادى از آن ملعون به وجود آمد كه از شمارش ‍ به طورى كه زمين از آنها پر شد. همه آنها مشغول عبادت شدن و مدتى طولانى ، خدا را ستايش نمودند. در ميان ايشان عبادت و بندگى خود ابليس ‍ از همه آنان بيشتر بود. از همين جهت ، بعد از آن كه خداوند اختلاف و خون ريزى را در ميان طايفه جن و نسناس (طايفه اى به جاى انسان فعلى بودند) ديد، هر دو طايفه را هلاك كرد، و از ميان آن طايفه فقط ابليس را نگاه داشت . بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند. آن ملعون هم ، در آسمان اول مدتى در ميان ملائكه ، خدا را عبادت كرد بعد به آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم پيش رفت و با ملائكه هر آسمان خدا را ستايش كرد تا وقتى كه خداوند آدم عليه السلام را خلق فرمود، و دستور سجده داد او هم سرپيچى كرد و رانده شد.(53)
    پس زن و فرزندان او هم جزء هلاك شدگان هستند. او بدون زن و فرزند به آسمان رفته و آن جا هم كه احتياج به زن نداشت ، بعد از بيرون آمدن از بهشت هم ، زنى براى او به وجود نيامد.

    *** پاورقى ***
    1- مثنوى مولانا، دفتر ششم ، ص 119.
    2- اعراف (7)، آيه 12.
    3- تفسير قمى ، ص 32، بحار، ج 60، ص 274؛ الميزان ، ج 8، ص 59.
    4- طه (20)، آيه 20.
    5- اعراف (7)، آيه 21.
    6- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه .
    7- تفسير عياشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.
    8- علل الشرايع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306.
    9- بحار، ج 14، ص 112.
    10- سوره نمل ، آيه 44.
    11- كتاب سليم بن قيس .
    12- كتاب ابليس ، ص 164 و 165.
    13- بقره (2)، آيه 102.
    14- كتاب ابليس ، ص 164 و 165.
    15- مكاسب ، شيخ انصارى ، مكاسب محرمه .
    16- در المنثور، ج 1، ص 51؛ خصال ، ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60، ص 222 و 281.
    17- ص (38)، آيه 78.
    18- ص (38)، آيه 74.
    19- تفسير عياشى ، ج 1، ص 40؛ خصال ؛ ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60؛ ص 199، 219.
    20- مائده (5)، آيه 89.
    21- كافى ، ج 5، ص 544؛ بحار، ج 60، ص 278.
    22- كافى ، ج 6، باب اطمعه و اشربه ، ص 385؛ بحار، ج 2، ص 171؛ جامع احاديث ، ج 24، ص ‍ 125.
    23- كافى ، ج 6، ص 385، باب اطعمه و اشربه ، جامع احاديث ، ص 126.
    24- كافى ، باب اطعمه و اشربه .
    25- كافى ، باب اطعمه و اشربه .
    26- ص (38)، آيه 41.
    27- مفصل بحث را در كتاب انسان از خاك تا خاك يا از خدا به سوى خدا مطرح كردم مراجعه شود.
    28- حجر(15) آيه 27.
    29- مقابيس اللغه ، مفردات راغب ، لغت بلس .
    30- اعراف (7)، آيه 11.
    31- بقره (2)، آيه 34.
    32- حجر(15)، آيه 32.
    33- سبا(34)، آيه 20.
    34- شعراء(26)، آيه 92.
    35- الكاشف ، 49.
    36- الناس (114) آيات 4 و 5.
    37-اعراف (7) آيه 19.
    38- طه (20) آيه 119.
    39- ق (50) آيه 16.
    40- مثنوى ، دفتر سوم ، 589.
    41- واژه قرآن ، ص 70، اين بحث به طور مفصل در باب مهلت شيطان تا چه موقع است ذكر شده مراجع شود.
    42- مجله نور علم ، دوره پنجم ، شماره چهارم و پنجم ، ص 78.
    43- عيون الاخبار، ص .
    44- اعراف (7) آيه 12.
    45- اعراف (7) آيه 17.
    46- ص (38) آيه 74.
    47- نمل (27) آيه 38.
    48- صافات (37) آيه 6؛ و نساء (4) آيه 116.
    49- كسان ديگرى كه شيطان در نطفه آنان تصرف كرده ، در بخش خودش خواهد آمد. به آن جا رجوع شود.
    50- بعضى از اسامى شياطين در بحث كابينه شيطان بيان شده به آن جا رجوع شود.
    51- قصص الانبياء، ابن كثير، ج 1، ص 41؛ كشف الاسرار، ج 1، ص 145؛ معانى الاخبار، ص 138؛ بحار الانوار، ج 60، ص 195.
    52- مجمع البحرين قديمى صفحه 48.
    53- اقتباس از تفسير برهان جلد 2 ذيل آيات سوره حجر مربوط به آدم

    ویرایش توسط ناصح : ۱۳۸۷/۰۵/۰۸ در ساعت ۰۵:۱۸
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا
    طبق آيات قرآن ، شيطان دشمن قسم خورده انسان است . مهم ترين راهِ در امان ماندن از چنين دشمنى ، شناختن او است . شيطان ، موجودى است كه ما را مى بيند و ما او را نمى بينيم . كار او فقط وسوسه كردن و زينت دادن به گناهان است . ما براى درامان ماندن از او بايد به كسى پناه ببريم كه شيطان را مى بيند; ولى شيطان او را نمى بيند كه همانا خداوند قاهر بيناست ; لذا خود قرآن مى فرمايد: «و إمّا ينزغنّك من الشيطـن نزغ فاستعذبالله إنّه سميع عليم ; (اعراف ،200) اگر از شيطان وسوسه اى به تو رسد ، به خدا پناه بر; زيرا او شنواى داناست . نكته مهم اين است كه خداوند مى فرمايد: پناه ببر ، نه اينكه بگو پناه مى برم ; مثل اينكه وقتى آژير خطر مى زنند; فوراً بايد به پناه گاه رفت و اگر با زبان بگويد خدايا به تو پناه مى برم ; ولى عملا كارى انجام ندهد فايده اى ندارد . چطور وقتى شيپور خطر را به صدا درمى آورند انسان مى لرزد و مضطرب مى شود ؟ وقتى شيطان وسوسه مى كند نيز انسان مى ترسد و بايد به پناه گاه برود . شيطان اول وسوسه مى كند . بعد به دام مى اندازد . بعد سوارى مى گيرد .



  4. تشکرها 4


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    محبوظ ماندن از شر شیطان




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا

    طبق آيات قرآن ، شيطان دشمن قسم خورده انسان است . مهم ترين راهِ در امان ماندن از چنين دشمنى ، شناختن او است . شيطان ، موجودى است كه ما را مى بيند و ما او را نمى بينيم . كار او فقط وسوسه كردن و زينت دادن به گناهان است . ما براى درامان ماندن از او بايد به كسى پناه ببريم كه شيطان را مى بيند; ولى شيطان او را نمى بيند كه همانا خداوند قاهر بيناست ; لذا خود قرآن مى فرمايد: «و إمّا ينزغنّك من الشيطـن نزغ فاستعذبالله إنّه سميع عليم ; (اعراف ،200) اگر از شيطان وسوسه اى به تو رسد ، به خدا پناه بر; زيرا او شنواى داناست . نكته مهم اين است كه خداوند مى فرمايد: پناه ببر ، نه اينكه بگو پناه مى برم ; مثل اينكه وقتى آژير خطر مى زنند; فوراً بايد به پناه گاه رفت و اگر با زبان بگويد خدايا به تو پناه مى برم ; ولى عملا كارى انجام ندهد فايده اى ندارد . چطور وقتى شيپور خطر را به صدا درمى آورند انسان مى لرزد و مضطرب مى شود ؟ وقتى شيطان وسوسه مى كند نيز انسان مى ترسد و بايد به پناه گاه برود . شيطان اول وسوسه مى كند . بعد به دام مى اندازد . بعد سوارى مى گيرد .

    بنام خدا
    بهترين راه براى محفوظ ماندن اين است كه از همان مرحله اول به خداوند پناه ببريم .
    امّا چگونه بايد پناه برد ؟ در مرحله اول بايد مطيع محض دستورهاى خداوند باشيم و در مرحله دوم دل را به خدا بسپاريم . شيطان مى خواهد دلى را كه جايگاه خداست ، از انسان بگيرد; اما به تعبير قرآن ، وقتى وسوسه اى از جانب شيطان به اهل تقوا برسد ، خدا را به ياد مى آورند و بينا مى شوند . (اعراف ، 201)

  6. تشکرها 5


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مشارکت شيطان




    از امير المومنين علي (ع) روايت شده که رسولخدا (ص) فرموده : خدا حرام کرده است بهشت را بر هر فحاش بي آبرو و کم شرمي که باک ندارد از آنچه درباره کسي بگويد يا درباره اش بگويند زيرا اگر بازرسي از حالش بکني يا از راه زنا است يا از راه شرکت شيطان اصحاب عرض کردند : اي رسولخدا (ص) آيا در ميان مردم شرکت شيطان هم است( از راه اولاد ) ؟ فرمودند : بله آيا گفتار خداي عزوجل را نخوانده اي که ( به شيطان فرمود : ) ( و شرکت کن با ايشان در مالها و فرزندان ) سوره اسراء آيه 64 .



    اصول کافي جلد 4 صفحه 14

    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

    بسم الله الرحمن الرحيم


    وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ



    (سوره مباركه زخرف - آيه 62)



    و مبادا شيطان شما را از راه به در برد زيرا او براى شما دشمنى آشكار است.

    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
    بسم الله الرحمن الرحيم


    يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ


    (سوره مباركه اعراف-آيه27)


    اي فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد، چه اينكه او و همكارانش شما را مي‏بينند و شما آنها را نمي‏بينيد (اما بدانيد) ما شياطين را اولياي كساني قرار داديم كه ايمان نمي‏آورند.


    پناه مي بريم به خدا از اينكه دل ما منزلگاه شيطان باشد.

    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    به نظر من خدا خواست که شیطان باشد

    یقین دارم خلق شیطان برای انسان یک نعمت است و شکر این نعمت واجب بر ما

    هر چه از دوست رسد نیکوست...
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ
    يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ
    لو سلك الناس وادیا شعبا لسلكت وادی رجل عبد الله وحده خالصا
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت . امام هادی ع

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    میدونی ! من از آتش و تو ای آدم از خاک . به تو هرگز سجده نخواهم کرد، کما اینکه میدونم که خشم خدا شامل من و دوزخ خانه من است. انتقام خواهم گرفت از تو و فرزندانت.
    چند وقت پیش جوونی که ادعای گناهکار بودن رو داشت به سراغ من اومد و گفت بیا مسابقه ای بزاریم تا ببینیم به مدت یک هفته منه آدم بیشتر گناه میکنم یا توی شیطون بیشتر گمراه میکنی؟!
    جوون رفت و همه جور گناه کرد،میگم همه جور یعنی همه جوووووووووووووووووووووووو ووووووووووووووووووووووووو وور.
    پجوون اومد گفت:نتیجه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    جوون بهم گفت:تو که هنوز اینجایی شیطون .کاری نکردی که؟
    گفتم: من نگاه حرام یه پسر رو به یه دختر جلب کردم و اونا تا تهش رفتن و این شد که یه حروم زاده مثل تو به وجود اومد و اومد دنیا که زحمت منو حسابی کم کرد ...
    ویرایش توسط ...آدمک... : ۱۳۹۰/۱۲/۱۷ در ساعت ۱۶:۴۸
    آدمکی که می خواهد دیگر آدم شود ...
    ... دعا کنین برام آی آدما ...


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    557
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 17 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    34



    برای فرار از مسئولیت انسان بودن
    یکی از شیطنت آمیزترین ابدعات بشر ابداع شیطان بوده و هست
    شما در پر وبال دادن این ابداع چه کرده اید؟
    پیروز و موفق باشید
    جان نباشد جز خبر در آزمون
    هر که را افزون خبر جانش فزون

صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود