صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا پاسخ قران به متقاضیان معجزه منطقی است؟؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا پاسخ قران به متقاضیان معجزه منطقی است؟؟!




    با درود. در ایات 109 و110 انعام مشرکان از پیامبر اسلام تقاضای معجزه میکنند و قران در جواب این تقاضا میگوید معجزه از جانب خداست نه محمد !! وشما نمیفهمید!!و اگر معجزه بیاید ایمان نمی اورند! و ما بر دل و چشم اینان مهر زده ایم تا ایمان نیاورند چون اول بار ایمان نیاوردند!!!! ایا این پاسخ منطقیست؟؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 4
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۲۳ در ساعت ۰۰:۱۹

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    بله دوست عزیز این پاسخ کاملا منطقی و بسیار هم جامع می باشد و شما باید با دقت به معنی و تفسیر این آیات نگاه کنید.
    در ابتدا ترجمه هر دو آیه رو عرض میکنم:

    109- با نهايت اصرار سوگند به خدا ياد كردند كه اگر نشانه‏ اى (معجزه‏اى) براى آنها بيايد حتما به آن ايمان می ‏آورند بگو معجزات از ناحيه خدا است (و در اختيار من نيست كه به ميل شما معجزه بياورم) و شما نمی دانيد كه آنها پس از آمدن معجزات (باز) ايمان نمی ‏آورند!.

    110- و ما دلها و چشم هاى آنها را واژگونه می ‏سازيم چرا كه در آغاز به آن ايمان نياوردند و آنان را در حال طغيان و سركشى به حال خود وامی گذاريم تا سرگردان شوند.

    تفسير نمونه، ج‏5، ص: 397


    ایا پاسخ قران به متقاضیان معجزه منطقی است؟؟!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما در مورد توضیح این آیات باید عرض کنم صحنه‏ هاى مختلف برخورد پيامبر ص با آنها گواه اين حقيقت است كه اين دسته در جستجوى حق نبودند بلكه هدفشان اين بود كه با بهانه‏ جويی ها مردم را سرگرم ساخته و بذر شك و ترديد در دلها بپاشند.
    در آيه بعد علت لجاجت آنها چنين توضيح داده شده است كه آنها بر اثر اصرار در كج روى و تعصب هاى جاهلانه و عدم تسليم در مقابل حق، درك و ديد سالم را از دست داده ‏اند، و گيج و گمراه در سرگردانى به سر می ‏برند، و چنين می گويد:
    " ما دلها و چشم هاى آنها را وارونه و دگرگون می ‏نمائيم، آن چنان كه در آغاز و ابتداى دعوت ايمان نياوردند" (وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ).
    در اينجا نيز اين كار به خدا نسبت داده شده است نظير چيزى كه در آيات قبل گذشت، و اين در حقيقت عكس العمل و نتيجه اعمال خود آنها است، و نسبت دادن آن به خدا به عنوان اين است كه او علت العلل و سرچشمه جهان هستى است، و هر خاصيتى در هر چيز است به اراده او است، و به تعبير ديگر خداوند در لجاجت و كجروى و تعصب هاى كوركورانه اين اثر را آفريده است كه تدريجا درك و ديد انسان را از كار می ‏اندازد.
    و در پايان آيه مى‏فرمايد:" ما آنها را در حال طغيان و سركشى به حال خود وامی گذاريم تا سرگردان شوند" (وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ) «1».
    خداوند همه ما را از گرفتار شدن در چنين سرگردانى كه زائيده اعمال بی ‏رويه خود ما است حفظ كند، و درك و ديد كاملى به ما مرحمت نمايد كه چهره حقيقت را آن چنان كه هست بنگريم.

    منبع:
    تفسير نمونه، ج‏5، ص: 400

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۱۲/۲۳ در ساعت ۱۲:۲۷
    ایا پاسخ قران به متقاضیان معجزه منطقی است؟؟!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود.
    اما در مورد توضیح این آیات باید عرض کنم صحنه‏ هاى مختلف برخورد پيامبر ص با آنها گواه اين حقيقت است كه اين دسته در جستجوى حق نبودند بلكه هدفشان اين بود كه با بهانه‏ جويی ها مردم را سرگرم ساخته و بذر شك و ترديد در دلها بپاشند.
    زمانی میتوان به انها تهمت بهانه جویی زد که قبلا محمد برای انها معجزاتی اورده باشد !! محمد کی مشرکان را جمع کرد و برای انها معجزه ای اورد که انها ایمان نیاورده باشند ؟؟ تنها ادعایی که داشت این بود که قران وحی است وچون نمیتوانید مثل ان بیاورید پس ایمان اورید!!! بهترین کار این بود که اول با انها اتمام حجت میکرد و افرادی را به عنوان شاهد بین خود وانها میگرفت و معجزه میکرد این کار چندین فایده داشت:1- حداقل اگر یک نفر از اینها هم ایمان میاورد ایا یک نفر مومن شود ارزشی نداشت!!؟؟ 2- اگر هیچکدامشان هم ایمان نمی اوردند شاهدان میدیدند و به هر شکل مردم دیگر از این معجزات با خبر میشدند حداقل در سرزمین عربستان یک نفر هم ایمان میاورد یک نفر بود!! 3- لا اقلش این بود که همان مومنین به اسلام هم ایمانی قوی نداشتند ایمانشان قوی میشد!!
    در اينجا نيز اين كار به خدا نسبت داده شده است نظير چيزى كه در آيات قبل گذشت، و اين در حقيقت عكس العمل و نتيجه اعمال خود آنها است، و نسبت دادن آن به خدا به عنوان اين است كه او علت العلل و سرچشمه جهان هستى است، و هر خاصيتى در هر چيز است به اراده او است، و به تعبير ديگر خداوند در لجاجت و كجروى و تعصب هاى كوركورانه اين اثر را آفريده است كه تدريجا درك و ديد انسان را از كار می ‏اندازد.
    و در پايان آيه مى‏فرمايد:" ما آنها را در حال طغيان و سركشى به حال خود وامی گذاريم تا سرگردان شوند" (وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ) «1».
    خب اگر اینها بقولا قرار است معجزه نبینند تا در گمراهی خود بمانند و خدا خواسته که ایمان نیاورند پس چرا بعدها همین افراد را مثل ابوسفیان ووو مجبور به ایمان کردند؟؟؟!!
    خداوند همه ما را از گرفتار شدن در چنين سرگردانى كه زائيده اعمال بی ‏رويه خود ما است حفظ كند، و درك و ديد كاملى به ما مرحمت نمايد كه چهره حقيقت را آن چنان كه هست بنگريم.
    خداوند راستین چنین کناد!
    بله دوست عزیز این پاسخ کاملا منطقی و بسیار هم جامع می باشد و شما باید با دقت به معنی و تفسیر این آیات نگاه کنید.
    وهمچنین!

  9. تشکرها 3


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آقای پاسحگو بحث فقط سر این یه آیه نیست بلکه در مورد این همه آیه است:

    1.آیات 32 و33 انفال و50یونس و8هودکه دلالت می کند که افراد گنه کار از پیامبر می خواستندکه عذاب الهی برای اثبات راستگوئی(اعجاز)نازل گردد،و در رسیدن آن شتاب می ورزیدند ولی اجابت نشد.
    2.آیات 90 تا93 سوره اسراءکه شأن نزول آن چنین می باشد:مشرکان مکه از پیامبر اسلام معجزه هایی به شرح زیر خواستند و گفتند ماهرگز
    ایمان نمی آوریم مگر اینکه:
    الف. از اين سرزمين چشمه پر آبى براى ما خارج كنى.
    ب. يا اينكه باغى از درختان خرما و انگور در اختيار تو باشد كه جويبارها و نهرها در لابلاى درختانش به جريان اندازى.
    ج. يا آسمان را آن چنان كه مى‏پندارى قطعه قطعه بر سر ما فرود آرى.
    د. يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما رو در رو بياورى.
    هـ.. يا به آسمان بالا روى! ولى هرگز تنها به آسمان بالا رفتنت ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه نامه‏اى همراه خود براى ما بياورى كه آن را بخوانيم.
    پیامبر اکرم(طبق دستور خدا) در جواب این افراد فرمودند: سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلاَّ بَشَراً رَسُولا(پروردگار من منزه است و من جز بشری پیام آور نیستم.
    3.آیه20 سوره یونس و آیه 7سوره رعد و 37 انعام (مضمونا این آیات شبیه هم هستند) مبنی بر اینکه خدا می گوید:می گویید چرا بر او معجزه ای نازل نشد،بگو غیب (معجزه)مخصوص خداست ،در انتظار باشید من نیز مانند شما از انتظار می کشم.
    در این آیات به وضوح می بینیم پیامبر درخواست مشرکان را برای آوردن معجزه اجابت نمی کند؛شما هر جوابی به این آیات دادید من در جواب سوال شما از کارهای خارق العاده سای بابا و... می دهم
    آیت الله مصباح در آموزش عقاید در پاسخ به این اشکال می گویند:
    پاسخ اينست كه اينگونه آيات، مربوط به درخواستهايى است كه بعد از اتمام حجت و اثبات نبوت آن حضرت از هر سه راه (قرائن صدق، بشارات پيامبران پيشين، و ارائه معجزه) و از سر لجاج و عناد يا اغراض ديگرى غير از كشف حقيقت انجام مى‌گرفت و حكمت الهى، اقتضاء اجابت چنين درخواستهايى را نداشت.
    توضيح آنكه: هدف از ارائه معجزات كه امرى استثنائى در نظام حاكم بر اين جهان است و گاهى بعنوان اجابت درخواست مردم (مانند ناقه حضرت صالح (عليه السلام)) و گاهى بطور ابتدايى (مانند حضرت عيسى (عليه السلام)) انجام مى‌گرفت شناساندن پيامبران خدا و اتمام حجت بر مردم بود نه الزام بر پذيرفتن دعوت انبياء (عليهم السلام) و تسليم و انقياد جبرى در برابر ايشان، و نه فراهم كردن وسيله‌اى براى سرگرمى و بر هم زدن نظام اسباب و مسبّبات عادى. و چنان هدفى اقتضاء پاسخ مثبت به هر درخواستى را ندارد بلكه اجابت بعضى از آنها خلاف حكمت و نقض غرض مى‌باشد مانند درخواستهايى كه مربوط به كارهايى بود كه راه گزينش را مسدود مى‌ساخت و مردم را براى پذيرفتن دعوت انبياء (عليهم السلام) تحت فشار قرار مى‌داد يا درخواستهايى كه از سر عناد و لجاج و يا با انگيزه هاى ديگرى غير از حقيقت جويى، انجام مى‌گرفت. زيرا از سويى، ارائه معجزات، به ابتذال كشيده مى‌شد و مردم بعنوان سرگرمى به تماشاىِ آنها روى مى‌آورند، يا براى تأمين منافع شخصى، گرد پيامبران اجتماع مى‌كردند؛ و از سوى ديگر، باب امتحان و آزمايش و گزينش آزاد، مسدود مى‌شد و مردم از روى كراهت و تحت تأثير عامل فشار، پيروى انبياء (عليهم السلام) را مى‌پذيرفتند و اين هر دو، برخلاف حكمت و هدف از ارائه معجزات بود. اما در غير اين موارد و در جايى كه حكمت الهى، اقتضاء مى‌كرد درخواستهاى ايشان را مى‌پذيرفتند چنانكه معجزات فراوانى از پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) نيز ظاهر گشت كه بسيارى از آنها با نقل با متواتر، ثابت شده است و در رأس آنها معجزه جاودانى آن حضرت يعنى قرآن كريم قرار دارد .
    پاسخ ما به ایشان:

    1. شما برای اثبات این سخن خود باید اثبات کنید تمام افرادی که از پیامبر معجزه خواستند و پیامبر اجابت نکردند(و هم چنین افرادی که این در خواست و عدم اجابت پیامبر را شنیده اند) برایشان اتمام حجت صورت پذیرفته بود و حتی یک نفر هم نبود که برایش اتمام حجت صورت نپذیرفته باشد (مثلا تحدی قران را نشنیده باشد یا شق القمر را ندیده باشد یا به دلایل عقلی ای اعجاز قران و... را قبول نداشته باشد).
    2.شما چگونه اثبات می کنید که دلیل عدم اجابت در خواست درخواست کنندگان معجزه اتمام حجت برای آنها بوده است احتمال دارد که به دلیل عدم توانایی بر معجزه پیامبر این درخواست را اجابت نکردند .
    3.باز بر فرض قبول اینکه اتمام حجت قبلا صورت پذیرفته بود احتمال دارد که این افراد برای یقین بیشتر در خواست معجزه کرده باشند نه برای سرگرمی و شما باید در هر مورد اثبات کنید که درخواست کنندگان برای یقین بیشتر درخواست نکرده اند تا مدعایتان اثبات شود.
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  11. تشکرها 3


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    زمانی میتوان به انها تهمت بهانه جویی زد که قبلا محمد برای انها معجزاتی اورده باشد !! محمد کی مشرکان را جمع کرد و برای انها معجزه ای اورد که انها ایمان نیاورده باشند ؟؟ تنها ادعایی که داشت این بود که قران وحی است وچون نمیتوانید مثل ان بیاورید پس ایمان اورید!!! بهترین کار این بود که اول با انها اتمام حجت میکرد و افرادی را به عنوان شاهد بین خود وانها میگرفت و معجزه میکرد این کار چندین فایده داشت:1- حداقل اگر یک نفر از اینها هم ایمان میاورد ایا یک نفر مومن شود ارزشی نداشت!!؟؟ 2- اگر هیچکدامشان هم ایمان نمی اوردند شاهدان میدیدند و به هر شکل مردم دیگر از این معجزات با خبر میشدند حداقل در سرزمین عربستان یک نفر هم ایمان میاورد یک نفر بود!! 3- لا اقلش این بود که همان مومنین به اسلام هم ایمانی قوی نداشتند ایمانشان قوی میشد!!

    با سلام و عرض ادب
    دوست عزیز

    اولا قرآن پیش بینی های دقیقی دارد چون امت هاي گذشته كه آنها هم شرايطي كاملاً مشابه داشتند نيز چنين پيشنهادهاي بهانه جويانه اي را كردند، ولي باز هم ايمان نياوردند.
    سپس در ادامة آيه قرآن كريم، روي يك نمونه روشن از اين مسأله انگشت گذاشته و مي فرمايد: « ما به قوم ثمود ناقه داديم كه روشنگر بود.»(1) همان شتري كه به فرمان خدا از كوه سر برآورد، چرا كه تقاضاي چنين معجزهاي را كرده بودند، معجزهاي روشن و روشنگر! ولي با اين حال آنها ايمان نياوردند: «فظلموا بها. به آن ناقه ستم كردند» و او را به قتل رساندند لذا در ادامه مي فرمايد: اصول برنامه ما اين نيست كه هر كسي معجزه اي پيشنهاد كند، پيامبر تسليم او گردد.پس خدا بهتر می داند که طالبان معجزه همانند گذشتگان هستند.

    ثانیا خود قرآن بهترین معجزه است و حجت با این معجزه بر همگان تمام است که در آن عصر هم اینچنین اعجازی بهترین شاهد بر نبوت بود و دلیل هم مسلمان شده عده زیادی با همین قرآن.

    در ضمن ضميمه كردن اين معجزه با معجزات محسوس مادي براي افراد عادي و تودة مردم نهايت اهميت را داشته . به خصوص اين كه قرآن مرتبا از اين گونه معجزات در مورد ساير پيامبران خبر ميدهد و بدون شك اين سبب مي شود كه مردم درخواست چنان معجزاتي از پيامبر اكرم(ص) بكنند و بگويند تو چگونه ادعّا ميكني كه برترين و آخرين پيامبران الهي هستي و نميتواني كوچكترين معجزات آنها را انجام دهي؟ مسلماً در برابر اين سؤال، پاسخ قانع كنندهاي جز اين وجود نداشت كه پيامبر اسلام(ص) نمونه اي از معجزات پيامبران سلف را ارائه دهد.
    تواريخ متواتر اسلامي نيز مي گويد، پيامبر اسلام(ص) چنين معجزاتي را ارائه داده است. در آيات متعددي از قرآن به نمونه هايي از اين معجزات مانند پيشگويي هاي مختلف نسبت به حوادث آينده و با كمك فرشتگان به ارتش اسلام براي براندازي دشمنان و خارق عادت ديگري كه مخصوصاً در جنگ هاي اسلام به وقوع پيوست برخورد مي كنيم كه به برخي از آيات اشاره مي کنم:
    1. قرآن كريم در مذمت و نكوهش كافران ميفرمايد: وَإِذَا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِينٌ(3) هنگامي كه به آنها تذكر داده شود پذيرا نمي شوند و هنگامي كه معجزه اي را ببينند، مسخره ميكنند و ميگويند: اين تنها سحر آشكاري است.
    تعبير به «راوا آية» در آية فوق بخوبي نشان مي دهد كه آنها معجزه يا معجزاتي را از پيامبر(ص) مشاهده كردند و به جاي اينكه به او ايمان بياورند ( عكس العمل بسيار منفي نشان دادند) به «استهزاء» و سُخريّه پرداختند.
    2. از آن به عنوان «سحر آشكار»‌ ياد كردند. مسلم است كه آيات قرآن شنيدني است نه ديدني، بنابراين واژة «آيه» در اينجا نمي تواند ناظر به آيات قرآن باشد. اضافه بر اين تعبير به «سحر آشكار» نيز كاملا با معجزات و خارق عادات تناسب دارد و اصولاً اين كه پيامبر اسلام(ص) را ساحر خواندند(4) و به طور گسترده روي اين مسأله تبليغ كردند، نشان ميدهد كه خارق عادات و معجزاتي از او ديده بودند.
    از همة‌ اينها گذشته، چگونه ممكن است، پيغمبر اكرم(ص) در كتاب آسماني خود اين همه معجزات حسي از پيامبران ديگر مانندمسأله «يد بيضاء» و «عصاي موسي» و معجزات نه گانه اي كه از او صادر شد(5): و يا معجزات متعددي كه از حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ مانند «احياي مردگان» و شفاي «كور مادرزاد» و «بيماران غير قابل علاج» و مانند آن و هم چنين معجزات ابراهيم و صالح و يوسف و سليمان و داوود ـ عليهالسلام ـ كه همگي در قرآن آمده است،‌ نقل كند، ولي خودش هيچگونه معجزه حسي نياورد. چگونه ميتواند مردم را قانع كند كه همة انبياء معجزات حسي داشتند و من ندارم و در عين حال نبوت من برترين نبوتها و آيين من بهترين آيينها است.

    ادامه دارد...

    ایا پاسخ قران به متقاضیان معجزه منطقی است؟؟!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0




    3. در آية‌نخست از سورة اسراء خداوند متعال دربارة پيامبر(ص) مي فرمايد: سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَي بِعَبْدِهِ لَيْلا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَي الْمَسْجِدِ الأقْصَي الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ پاك و منزه است خدايي كه بندهاش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد اقصي كه گردا گردش را پر بركت ساختيم، برد تا آيات خود را به او نشان دهيم او شنوا و بينا است.
    بدون شك رفتن از مسجد الحرام «به مسجد اقصي» و از آن فراتر رفتن به آسمانها،‌ مخصوصاً در شرايط آن زمان يك امر خارقالعاده بوده است، ولي تا مردم چنين جرياني را مشاهده نكنند، نميتواند جنبة اعجاز داشته باشد و در طريق اثبات دعوي پيامبر قرار گيرد.
    ولي روايات اسلامي نشان ميدهد كه مردم در جريان اين امر قرار گرفتند از طريق اخباري كه پيامبر(ص) از كاروان يا كاروان هايي كه در مسير راه مكه و شام بودند، گزارش داد.(6)
    4. در سورة مائده ميفرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَي اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(7) «اي كساني كه ايمان آوردهايد، نعمتي را كه خدا به شما بخشيده ياد كنيد آن زمان كه جمعي (از دشمنان) قصد داشتند دست خود را به سوي شما دراز كنند (و به شما ضربه زنند) اما خداوند دست آنها را كوتاه كرد.»
    در بعضي روايات آمده آيه شريفه اشارة سربسته به توطئه «يهود بني نضير» است كه درصدد كشتن پيامبر اسلام(ص) بر آمده بودند. هنگامي كه پيامبر(ص) با گروهي از ياران به سراغ آنها رفتند تا دربارة قراردادي كه نسبت به ديدة مقتولين داشتند صحبت كنند آنها گفتند مانعي ندارد بنشينيد و غذا ميل كنيد تا مقصود شما انجام گردد و در اين حال قصد داشتند حمله غافلگيرانه كنند و پيامبر و يارانش را از بين ببرند خداوند پيامبر(ص) را آگاه فرمود و او هم يارانش را با خبر ساخت و با سرعت برگشتند و اين يكي ديگر از معجزات آن حضرت بود.
    5. يكي ديگر از معجزات آن حضرت كه قرآن دست روي آن گذارده، داستان «شقّ القمر» است كه دربارة آن مي فرمايد: اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّوَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ(8) قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت و هر گاه نشانه (و معجزهاي) را ببينند، رويگردان شده، ميگويند اين سحري است مستمر، آنها (آيات خدا را) تكذيب كردند و از هواي نفسشان پيروي نمودند و هر چيزي را قرار گاهي است.
    مشهور و معروف ميان مسلمانان اين است كه آيه شريفه اشاره به شكافته شدن ماه به عنوان يك معجزه در زمان رسول اكرم(ص) دارد. از جمله آن كه مرحوم «طبرسي» نيز «در مجمع البيان» حديث انشقاق ماه را از گروه زيادي از صحابه پيامبر و گروهي از مفسران نقل ميكند كه مطابق روايات مشهور، مشركان نزد پيامبر اكرم(ص) آمدند و گفتند: «اگر راست ميگويي و تو پيامبر هستي ماه را براي ما دو پاره كن» فرمود: «اگر اين كار را بكنم ايمان ميآوريد؟» گفتند: آري و آن شب چهاردهم ماه بود پيامبر از پيشگاه خداوند تقاضا كرد آن چه را خواسته بودند به او بدهد ناگهان ماه به دو پاره تقسيم شد و رسول خدا(ص) آنها را يكيك صدا ميزد و ميفرمود ببينيد و چيزي نگذشت كه دو قطعة ماه به فرمان خدا به هم پيوست و دوباره به صورت اول برگشت. و معجزات بسيار ديگري كه به منظور اختصار از آنها صرفنظر ميكنيم.
    1. اسرا:59.
    2. صافات:15-13.
    3. قصص:48، قمر:2.
    4. نمل:12.
    5. طبرسي، مجمع البيان، بي جا، ‌ انتشارات ناصر خسرو، ج 6، ص 395.
    6. مائده:11.
    7. قمر:3-1.

    ایا پاسخ قران به متقاضیان معجزه منطقی است؟؟!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    خب اگر اینها بقولا قرار است معجزه نبینند تا در گمراهی خود بمانند و خدا خواسته که ایمان نیاورند پس چرا بعدها همین افراد را مثل ابوسفیان ووو مجبور به ایمان کردند؟؟؟!!
    با توضیحات بالا فکر کنم جواب این پرسش هم مشخص شده باشد.
    اما در مورد هدایت و گمراهی خدا بندگان رو که ناظر به آیه بعدی هست بحث مفصلی دیگر است که البته بحث آن هم بارها شده است که لینک این بحث ها رو در اختیار شما قرار میدم و خودتون مطالعه کنید.

    هر که را بخواهیم هدایت می کنیم !!

    آيا يضل من يشاء و يهدي من يشاء با عدل خدا سازگاره ؟
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۱:۰۸
    ایا پاسخ قران به متقاضیان معجزه منطقی است؟؟!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    1. شما برای اثبات این سخن خود باید اثبات کنید تمام افرادی که از پیامبر معجزه خواستند و پیامبر اجابت نکردند(و هم چنین افرادی که این در خواست و عدم اجابت پیامبر را شنیده اند) برایشان اتمام حجت صورت پذیرفته بود و حتی یک نفر هم نبود که برایش اتمام حجت صورت نپذیرفته باشد (مثلا تحدی قران را نشنیده باشد یا شق القمر را ندیده باشد یا به دلایل عقلی ای اعجاز قران و... را قبول نداشته باشد). 2.شما چگونه اثبات می کنید که دلیل عدم اجابت در خواست درخواست کنندگان معجزه اتمام حجت برای آنها بوده است احتمال دارد که به دلیل عدم توانایی بر معجزه پیامبر این درخواست را اجابت نکردند . 3.باز بر فرض قبول اینکه اتمام حجت قبلا صورت پذیرفته بود احتمال دارد که این افراد برای یقین بیشتر در خواست معجزه کرده باشند نه برای سرگرمی و شما باید در هر مورد اثبات کنید که درخواست کنندگان برای یقین بیشتر درخواست نکرده اند تا مدعایتان اثبات شود.
    سلام بزرگوار
    با توضیحات بالا جواب هر سه سوال شما هم داده شده است با دقت مطالعه بفرمایید.

    ایا پاسخ قران به متقاضیان معجزه منطقی است؟؟!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى‏ وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قُبُلاً ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ (111 انعام) (و حتّى) اگر فرشتگان را بر آنها نازل مى‏كرديم، و مردگان با آنان سخن مى‏گفتند، و همه چيز را در برابر آنها جمع مى‏نموديم، هرگز ايمان نمى‏آوردند مگر آنكه خدا بخواهد! ولى بيشتر آنها نمى‏دانند!

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ✿^؟؟^✿بیت المال را جــدی بگیرید!✿^؟؟^✿
    توسط neginsabz در انجمن اخلاق
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۱۲, ۱۴:۰۸
  2. جمع بندی قیامت چه زمانی رخ می دهد؟؟!!
    توسط taslim در انجمن قیامت
    پاسخ: 41
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۰۸:۱۹
  3. سجده به غیرخدا حرام نیست؟؟(سجده برادران به یوسف)
    توسط منتقد کوچولو در انجمن آیات الاحکام
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۷:۵۱
  4. در خدا باوری و دین داری عقل مقدم است یا ایمان؟؟
    توسط paul در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۲۲:۰۷
  5. چرا افضل اعمال ؟؟
    توسط حکمتی فرد در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۰۴, ۱۱:۰۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود