صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا باید تقاضای قربانی بکند؟آن هم با شرایط ویژه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    چرا خدا باید تقاضای قربانی بکند؟آن هم با شرایط ویژه




    خدا در آیه 65 سوره بقره می گوید محققا" دانستید جماعتی از شما که حرمت روز شنبه را نگه نداشتند آنان را مسخ کردیم و گفتیم بوزینه شوید بوزینه شدن جزای کسی است که در روز شنبه به خاطر نیاز' به ماهیگیری پرداخته است مثل اینکه در روز شنبه حرمت تنبلی و گرسنگی کشیدن در زمانیکه وسایل تفریحی برای روزهای تعطیل به اندازهُ این دوران نبوده‌‌است' نزد خدا بیشتر از کسب معاش و بهره مندی از اوقات فراغت است آیه 66 تا 73 همه در رابطه با چگونگی گاو قربانی است که خداوند دستور ذبح آن را داده است.
    رنگ' پیری' جوانی' چاقی و یا لاغری این گاو برای خدا حائز اهمیت است. آیا خدا نمی توانست کشته را بدون در خواست یک قربانی زنده کند و آیا اگر این گاو زرد نبود. لاغر بود و پیر چه لطمه ای به قدرت خدا میزد. اصلأ چرا خدا باید تقاضای قربانی بکند.




    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۲۳ در ساعت ۰۰:۲۴
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان


    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    خدا در آیه 65 سوره بقره می گوید محققا" دانستید جماعتی از شما که حرمت روز شنبه را نگه نداشتند آنان را مسخ کردیم و گفتیم بوزینه شوید بوزینه شدن جزای کسی است که در روز شنبه به خاطر نیاز' به ماهیگیری پرداخته است مثل اینکه در روز شنبه حرمت تنبلی و گرسنگی کشیدن در زمانیکه وسایل تفریحی برای روزهای تعطیل به اندازهُ این دوران نبوده‌‌است' نزد خدا بیشتر از کسب معاش و بهره مندی از اوقات فراغت است آیه 66 تا 73 همه در رابطه با چگونگی گاو قربانی است که خداوند دستور ذبح آن را داده است.
    رنگ' پیری' جوانی' چاقی و یا لاغری این گاو برای خدا حائز اهمیت است. آیا خدا نمی توانست کشته را بدون در خواست یک قربانی زنده کند و آیا اگر این گاو زرد نبود. لاغر بود و پیر چه لطمه ای به قدرت خدا میزد. اصلأ چرا خدا باید تقاضای قربانی بکند.

    سلام بر شما
    نمیدانم این سوالات واقعا سوال خود شما است یا اینکه از جای دیگر نقل میکنید به هر حال دو بند مطلب فوق کمی به هم بی ربط هستند هر چند مربوط به یک ماجرا هستند به نظر من تلفیقی از دو سوال است.

    بررسی

    دو مقدمه

    1. در یک رویکرد منطقی باید جایگاه مباحث و اندیشه های به هم پیوسته مشخص باشد و اندیشه های پیشینی به صورت پیشینی و اندیشه های پسینی به صورت پسینی مورد توجه قرار بگیرند.

    مثلا در این ماجرایی که شما نقل کرده اید این سیر طی میشود :
    اول : اثبات وجود خداوند متعال و اوصاف او.
    دوم : اثبات نبوت پیامبر اسلام ص.
    سوم : اثبات الهی بودن و وحیانی بودن قرآن کریم به عنوان معجزه پیامبر اسلام.

    چهارم : حالا نوبت بررسی مفاد و مفهوم آیات قرآن کریم است.

    و این سیر از بالا به پایین است نه از پایین به بالا؛ مثلا با شک در نبوت یک پیامبر نمیتوان اصل وجود خداوند یا صفات او را زیر سوال برد.

    بر این اساس خداوند متعال در هر دستور و حکمی که در قران به تعدادی از آنها اشاره شده است قطعا غرض و حکتمی نهفته دارد و ما نمیتوانیم به دلیل عدم اطلاع از این غرض و حکمت اصل موضوع را زیر سوال ببریم.
    البته اگر کسی در وجود خدا یا در نبوت پیامبر یا در الهی بودن قران شک دارد میتواند در همان عرصه مطرح کند.

    2. در بحث رابطه بین انسان و خدا باید جایگاه خداوند متعال و جایگاه انسان را در نظر بگیریم. خداوند دارای علم و قدرت مطلق است در حالی که انسان موجودی محدود است و چنین انسانی با این وجود محدود هر گز نمیتواند در گستره علم نا محدود خداوند تکاپو کند و این موضوعی است که خود قران نیز به آن اشاره کرده است.
    يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُم. [1]

    و اما سوالات مطرح شده :
    از این نوشتار چند دسته سوال میتوان برداشت کرد :

    1. چرا خداوند در این ماجرا در خواست قربانی کرده است؟ آیا گاو در این ماجرا خصوصیتی داشته است؟ آیا خداوند بدون قربانی نمیتوانست مرده را زنده کند؟

    قبل از هرچیز باید بدانیم در این ماجرا اصلا صحبت از قربانی کردن نیست؛ (قربانی دارای معنا و مفهوم خاصی در ادبیات ادیان الهی است) بلکه در این ماجرا خداوند متعال به بنی اسرائیل دستور میدهد گاوی را ذبح کنند و بکشند.
    و اینکه طبق آنچه نسبت به این ماجرا گزارش شده استراه های عادی برای شناسایی قاتل وجود نداشته است و خود این قتل مشکوک باعث نزاعها و کشمکش هایی در بین یهود شده است.[2]

    در پاسخ به این بخش چند نکته را باید مورد توجه قرار بدهیم :

    در روایات و تفاسیر حکمتهای مختلفی برای این دستور بیان شده است.
    الف . در برخی روایات مطرح شده است که خداوند در پرتو این دستور میخواسته است از این رهگذر عنایت خود را شامل حال یکی از بندگانش کند. یعنی همان کسی که صاحب گاو بوده است چون بنی اسرائیل با بهای زیادی این گاو را از او خریدند.[3]
    ب. در برخی روایات تبیین اهمیت احترام به پدر (و مادر) مطرح شده است. [4]
    ج. در برخی روایات بیان اینکه بهانه گیری و زیر بار حق نرفتن انسان را به زحمت میاندازد.[5]
    د. بیان تعصب و عدم ایمان حقیقی یهود که در تعابر حکایت شده از ایشان در این آیات نیز مورد توجه قرار گرفته است.[6]

    ولی باید گفت هر چند همه این نکات و مطالب
    از این ماجرا قابل برداشت است و میتواند به عنوان حکمتهای هم عرض در این ماجرا مورد توجه قرار بگیرد و خود بیانگر الهی بودن ین آیات است. ولی شاید حقیقت ماجرا چیز دیگری باشد. که برخی از مفسیرین به آن تذکر داده اند؛ طبق آیات شریفه قرآن کریم و روایات؛ علاقه به گاو در دل و جان بنی اسرائیل ریشه دوانیده بود. از جمله شواهد این مسئله ماجرای سامری است.[7] و همچنین در جای دیگر قرآن به صراحت این موضوع را متذکر میشود :
    وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِم. و دلهاى آنها، بر اثر كفرشان، با محبت گوساله آميخته شد.[8]

    در مورد علت چنین محبتی مرحوم طالقانی چنین فرموده اند :

    بنى اسرائيل چون ساليان دراز محكوم مصريان بودند، مانند هر قوم محكوم و زبون ديگران، خواه نخواه اوهام و معتقدات مصريان بر آنها چيره شده بود. يكى از مقدسات مصريها گاو بود- گويا احترام و تقديس گاو در مصر مانند هند بيشتر در طبقه كشاورزان و دام‏داران شايع بود. چون بنى اسرائيل با اين طبقه كه اكثريت مردم آن سرزمين بودند آميزش داشتند تقديس و پرستش گاو بتدريج در آنها آن چنان سرايت كرد كه بيشتر آنان عقيده يگانه پرستى پدران خود را فراموش كردند- و چون تقديس گاو در ميان اين طبقات بوده (مانند گاو آپيس[8]). اين عقيده در تاريخ باندازه خدايان طبقات حاكمه مصر شهرت نيافته است. شايد پس از خروج از مصر و زندگى طولانى در بيابان و معاشرت با قبائل گاوپرست نيز در آنها مؤثر بوده. در هر جا و بهر طريق باشد، تقديس گاو و گوساله در نفوس آنان ريشه داشته و محبت آن قلوبشان را فراگرفته بود. چنان كه در همين سوره آيه 88 بآن اشاره مى‏كند: «وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ». بنا بر اين اتخاذ گوساله پس از چند روز غيبت موسى از جهت غفلت و پيش آمد ناگهانى يا اغفال نبوده بلكه منشأ آن علاقه و كشش باطنى آنها بچنين پرستشى بود.
    [10]
    در چنین شرایطی ربوبیت[11] [12] خداوند متعال اقتضا میکرد از هر شرایطی برای بیرون کردن این محبت بهره بگیرد.

    از آنجا که این موضوع قتل موضوعی مهم و امری عظیم در بین بنی اسرائیل بوده
    [13] و با توجه به شرایطی که به وجود آمده بود (طبق دسته ای از روایات یکی از خاندان معروف و مورد احترام بنی اسرائیل مورد تهمت قرار گرفته بود[14] ) توجه همه را به خود جلب کرده بود.
    پيش آمد قتلى كه همگى بنى اسرائيل را تكان داد و سر و صدايى راه انداخت گويا به موسى فرصتى داد كه اين دستور را با آنكه اجرائش بر يهود بسى سنگين بود اعلام نمايد، اعتراض و سؤالات گوناگون همه براى همين بود كه شايد انجامش متوقف شود.
    [15]

    در چنین شرایطی حضرت موسی ع به دستور خداوند تعال دست بکار شد و دستور به ذبح گاو داد. و این ماجرا بهانه ای شد تا بنی اسرائیل در ازمونی دیگر برای رسیدن به توحید ناب و بیرون کردن محبت به غیر خداوند آزموده شوند.


    بنى اسرائيل كه شعور درك توحيد خالص را نداشتند خواه نخواه ميبايد براى خود معبود محدود و محسوسى گزينند، و چون عصبيت قومى و تعليم پيمبران و نكوهش از خدايان ديگران مانع آنها از تقديس و عبادت خدايان ديگر ملل بود ناچار باين معبود بين المللى زيبا و زنده و زاينده و كارنده و مؤثر در زندگى روى آوردند.

    با توجه به اين حقيقت دستور اجتماع عمومى يهود براى كشتن گاو و بپا داشتن جشنى بعنوان گاوكشى (يا عيد خون) دستور مستقلى بوده: كه بايد همه گاوى را در ميان گذارند و در خريد و كشتنش شريك شوند و آن را ذبح كنند. اين گاوكشى براى قربانى يا قصابى نبوده بلكه تا با اين خاطره، تقديس و پرستش آن از خاطرها برود و اثر اين اجتماع عمومى در نفوس كوچك و بزرگ باقى بماند، اين روش پيمبران بزرگ و اولين قدم براى اصلاح و احياء نفوس است، چنان كه ابراهيم خليل اولين منادى آزادى و آخرين مكمّل راه سعادت خاتم انبياء (ص) چنين روز تاريخى و بت شكنى داشتند. موسى هم گوساله ساخته طلايى را خورد كرد و آتش زد و خاكسترش را به آب و باد داد. ولى صورت‏هاى اصلى آن هميشه در ميان آنها مى‏زيست و محبتش در دلهاى آنان جاى داشت و آثار پرستش و تقديس آن در اعمال و انحرافهاى آنان آشكار بود.[16]

    و این موضوعی است که در تفسیر مجمع البیان نیز مورد توجه قرار گرفته است :
    پرسش : چرا خداوند آنان را مأمور كشتن گاو از ميان حيوانات نمود و چه امتيازى براى گاو در اين جهت موجود بود؟

    پاسخ : زيرا كه آنان در زمان گذشته گاو پرست بودند و منظور اين بود كه با كشتن گاو عظمت و بزرگى آن كه در گذشته معتقد بودند از بين برود و آنچه در نفس آنان در باره صلاحيت گاو براى پرستش راه پيدا كرده بود زائل گردد.
    [17]

    و در روایت شریفی به طور ضمنی به این مطلب اشاره شده است :
    ... الَّذِينَ أَمَرَهُمُ السَّامِرِيُّ بِعِبَادَةِ الْعِجْلِ‏ كَانُوا خَمْسَةَ أَنْفُسٍ‏ وَ هُمُ الَّذِينَ ذَبَحُوا الْبَقَرَةَ الَّتِي أَمَرَ اللَّهُ بِذَبْحِهَا. [18] کسانی که به دستور سامره گوساله را عبادت کردند (آغازگر و مروج گوساله پرستی شدند) پنج نفر بودند و همانها مامور به کشتن گاوی که خدا دستور ذبحش را داده بود؛ شدند. ( اینکه خود همان افراد پیشگامان ذبح گاو شده اند اشعار به مطلب ذکر شده دارد).

    البته مرحوم طبرسی در مجمع البیان وجه دیگری نیز برای دستور به کشتن گاو بیان فرموده اند :
    قوم موسى قربانى را از بزرگترين راههاى نزديكى بخداوند ميدانستند و مركزى را براى اين كار تهيه كرده كه جز بندگان شايسته در آن وارد نميشد از اين رو پروردگار دستور داد: در اين مشكل بزرگ قبلًا راه تقرّبى پيدا كرده و قربانى كنند تا خداوند بى‏نياز نياز آنان را برآورده و دعايشان را بهدف اجابت برساند و علاوه از اين موضوع درس كلّى ياد گرفته و در تمام حوادث و مشكلات قبلًا وسيله تقربى بكار برند.
    [19]

    و در مورد اینکه چرا خداوند از این طریق؛ زنده شدن این مرده را رقم زد باید گفت :
    جهتش آزمایش بنی اسرائیل در اطاعت و نشان دادن چگونه زنده شدن مردگان به آنان در راستای ازدیاد ایمان ایشان بود. که در خود آیه شریفه نیز به ان اشاره شده است.
    فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى‏ وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون. سپس گفتيم: «قسمتى از گاو را به مقتول بزنيد! (تا زنده شود، و قاتل را معرفى كند.) خداوند اين گونه مردگان را زنده مى‏كند و آيات خود را به شما نشان مى‏دهد شايد انديشه كنيد![20]
    و اینکه فرمود بعضی از آن را به مرده بزنید برای این بود که بهانه بنی اسرائیل قطع شود. چون اگر بعد از طی شدن همه این مراحل هیچ رابطه ای بین ذبح گاو زنده شدن مرده برقرار نمی شد خود بهانه ای جدید دست بنی اسرائیل میداد و تمام آنچه موسی ع در پی تحقق ان بود تحت الشعاع قرار گرفته و به حاشیه رانده میشد.
    و همه اینها از آن جهت است که در تحقق پدیده های دنیایی علت های فاعلی در کنار علتهای قابلی با یکدیگر نقش ایفا میکنند و در این میان قابلیت قابلها فاعلیت فاعلها را تحت الشعاع قرار داده و جهت دهی میکند[21] . با اینکه خداوند متعال قادر مطلق است و برای زنده کردن مردگان و یا دیگر اعمال نیاز مند چنین مراحلی نیست ولی بحث نیازهای انسان و لزوم برطرف کردن این نیاز ها ایجاب می کند خداوند متعال فاعلیت و قدرت خود را از این مجاری خاص اعمال کند تا از این رهگذر نیاز های انسان (نیاز به هدایت و تذکر) نیز برآورده شود.

    مرحوم علامه طباطبایی این مطلب را چنین بیان فرموده اند :

    علاوه بر همه آن بى‏ادبيها، و مهم‏تر از همه آنها، اينكه گفتند: (إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا، جنس گاو برايمان مشتبه شده)، و نگفتند: (ان البقرة تشابهت علينا، آن گاو مخصوص كه بايد بوسيله زدن دم آن بكشته بنى اسرائيل او را زنده كنى، براى ما مشتبه شده)، كانه خواسته‏اند بگويند: همه گاوها كه خاصيت مرده زنده كردن ندارند، و اين خاصيت مال يك گاو مشخص است، كه اين مقدار بيان تو آن گاو را مشخص نكرد.
    و خلاصه تاثير نامبرده را از گاو دانسته‏اند، نه از خدا، با اينكه تاثير همه از خداى سبحان است، نه از گاو معين، و خداى تعالى هم نفرموده بود: كه گاو معينى را بكشيد، بلكه بطور مطلق فرموده بود: يك گاو بكشيد، و بنى اسرائيل ميتوانستند، از اين اطلاق كلام خدا استفاده نموده، يك گاو بكشند. [22]

    ==============================

    [1] مائده 101.
    [2] تفسير نمونه، ج‏1، ص: 302
    [3] تفسیر نور الثقلین ج1 ص 88.
    [4] تفسیر صافی ج1 ص 141. و بحار الانوار ج13 ص 260.
    [5] تفسیر نور الثقلین ج 1 ص 89.
    [6] می گویند پروردگارت و نمیگویند پروردگارمان. موسی ع را متهم به تمسخر دیگران میکنند. با تعبیر "بین ما هی" وانمود میکنند که کانه حرفهای پیشین خداوند بی ارزش است. ر.ک. تفسیر المیزان ج 1 ص 302 به بعد.
    [7] اعراف 148.
    [8] بقره 193.
    [9] گاو آپيس بنابر معتقدات مصر باستان، گاوي است كه بدون پدر به دنيا آمده، نور ماه مادرش را باردار كرده، و گاو آپيس به وجود آمده است.اين گاو به عقيده مصريان، مظهر دو خداي بزرگ «پتا» و « ازيريس» بود.


    [10] پرتوى از قرآن، ج‏1، ص: 192.

    [11] التوحيد في الربوبية هو الاعتقاد بأنّ الخير و الشرّ و تدبير الحياة و الكون كلّها بيد اللّه سبحانه‏. آیت الله سبحانی / الالهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل ج2 ص 64.
    [12] مطالعه بیشتر : http://www.askquran.ir/thread27345.html .

    [13]
    امام صادق ضمن روایتی فرمودند : و كان القتل في بنى إسرائيل عظيما جدا، فعظم ذلك على موسى... .تفسیر قمی ج1ص49 . تفسیر نور الثقلین ج1ص 88.
    [14] تفسیر نور الثقلین روایات ذیل ایه شریفه 67 بقره.
    [15]
    . پرتوى از قرآن، ج‏1، ص: 194
    [16]
    . همان.
    [17]
    ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 211
    [18] شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، جلد14، ص 121 مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.
    [19] ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 219
    [20]
    بقره 73.
    [21]
    مطالعه در این زمینه شروح نهایه الحکمه علامه طباطبایی / مرحله هشتم فصول ششم تا دهم.
    [22] ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 303.

    ------------------------

    ادامه بحث در پست شماره 18





    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۰:۲۰


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان




    سلام بر شما
    نمیدانم این سوالات واقعا سوال خود شما است یا اینکه از جای دیگر نقل میکنید به هر حال دو بند مطلب فوق کمی به هم بی ربط هستند هر چند مربوط به یک ماجرا هستند به نظر من تلفیقی از دو سوال است.
    .
    سلام خدمت شما
    یعنی چی واقعا سوال خود شماست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    عادت کردیم به پیش داروی هاااااااااااااا من نمیدونم این جمله چه مفهومی داره ؟! شاید از شگرد های پاسخگویی شما باشه که طرف رو از میدون به در کنین که طرف مقابل نشینه جوابتون رو تا آخر بخونه......
    ولی کلا پیش داوری خوب نیست

    از جملات بعدیتون هم سر در نیاوردم
    آخر سر دوتا مطلب بی ربط بودن یا واسه یه موضوع بودن؟ تکلیف ما رو روشن کنین

    ویرایش توسط رضوانه : ۱۳۹۰/۱۲/۲۳ در ساعت ۲۲:۴۲
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    [center]
    دو مقدمه

    1. در یک رویکرد منطقی باید جایگاه مباحث و اندیشه های به هم پیوسته مشخص باشد و اندیشه های پیشینی به صورت پیشینی و اندیشه های پسینی به صورت پسینی مورد توجه قرار بگیرند.

    مثلا در این ماجرایی که شما نقل کرده اید این سیر طی میشود :
    اول : اثبات وجود خداوند متعال و اوصاف او.
    دوم : اثبات نبوت پیامبر اسلام ص.
    سوم : اثبات الهی بودن و وحیانی بودن قرآن کریم به عنوان معجزه پیامبر اسلام.

    چهارم : حالا نوبت بررسی مفاد و مفهوم آیات قرآن کریم است.

    و این سیر از بالا به پایین است نه از پایین به بالا؛ مثلا با شک در نبوت یک پیامبر نمیتوان اصل وجود خداوند یا صفات او را زیر سوال برد.
    و ...........................
    [/color][/font]
    من نمیدونم این همه مقدمه چینی برای چی بود ....
    من جواب این سوالم رو توش پیدا نکردم اصلا :
    آیا صرف اینکه روز شنبه حرمت داشته می تونه دلیل باشه برای این که تبدیل به بوزینه بشن
    و بعدش هم این که خب چرا بخاطر یه سرگرمی و تفریح باید افراد تبدیل به بوزینه بشن

    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان




    سلام بر شما
    نمیدانم این سوالات واقعا سوال خود شما است یا اینکه از جای دیگر نقل میکنید به هر حال دو بند مطلب فوق کمی به هم بی ربط هستند هر چند مربوط به یک ماجرا هستند به نظر من تلفیقی از دو سوال است.
    و............
    ایا این برای خدا مشکل داشت که بدون قربانی مشخص کنه
    جواب این سئوال کجاست؟
    من نمیبینم یا نیست؟

    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    چرا خدا از قربانی استفاده کرد برای قضاوت
    یعنی هیچ راه دیگه نبود؟
    من جواب این سوالم رو هم پیدا نکردم

    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    تنها بخشی که من در جواب شما بخشیش رو دیدم جواب این سوال بود که حالا که به زور و بی دلیل مجبوریم بپذیریم قربانی رو اون هم بی دلیل ها!!
    چرا باید این همه شرط و شروط داشته باشه ؟
    من قانع نشدم متاسفانه!
    تنها دلیل اینه: خدا گاو رو انتخاب کرد . چرا؟ چون بنی اسرائیل گاو پرست بودن و گاو دوست داشتن!
    یعنی دیگه بعد از این انتخاب دیگه بنی اسرائیل تنبیه شدن و گاو پرست نموندن ؟همشون یگانه پرست شدن؟ خودمونیم عجب قوم سر به راهی بودن این بنی اسرائیل ها

    اقا اینا سوالای خودمه سوالای کسی دیگه نیست

    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  13. تشکرها 3


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    224
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    از انجا که در دوره نوجوانی و جوانی کلاس تفسیر قران میرفتم - تا انجا که خاطر من مانده - گروهی از بنی اسرائیل که از بستگان قاتل اصلی بودند تمایلی به فاش شدن حقیقت و معلوم شدن قاتل نداشتند لذا سعی میکردند با پرسیدن اینکه رنگ گوساله سن و جنسیت و عاری از عیب بودن گوساله - هم موضوع رسیدگی به قتل را به تاخیر و مشمول مرور زمان کنند و هم اینکه با یافت نشدن گوساله مدنظر موسی موضوع منتفی شود
    اما از نظر کتابمقدس چنین داستانی از قربانی گوساله حقیقت ندارد بلکه اعلام مشخصات گوساله قربانی که به لحاظ مناسک عبادی و کفاره گناهان قوم و افراد - انجام میشد باید بی عیب باشد یعنی دو دیدگاه
    اول اینکه جایگاه و بزرگی و حاکمیت و قدوسیت خدا در نوع هدیه ویزه باشد تا مردم بی جهت و با اندک سود و وسوسه مرتکب گناه نشوند
    دوم اینکه مشخصات و کامل و بی عیب بودن قربانی موعود و کفاره واقعی گناهان انسان را پیشگوئی کند یعنی عظمت و جایگاه عیسای مسیح خداوند که بر صلیب خونبهای گناهان همه بشریت شد
    ویرایش توسط paul : ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ در ساعت ۰۱:۲۶

  15. تشکرها 3


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    376
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منم با اقای پاول موافقم طبق گفته عهد قدیم بنی اسرائیل برای قربانی باید حیوان بی نقصی رو انتخاب می کردن که این نشونه ی اینه که خدا رو مقدس و بزرگ بدونن.
    و اما در مورد سوال بعدیتون واقعا" نمی دونم چرا خدا این کارو کرده و اونا رو به بوزینه تبدیل می کنه
    شاید یکی از دلیلاش این باشه که چون بنی اسرائیل لجباز بودن همونطور که تو عهدقدیم کتاب یهود گفته شده همیشه باعث خشم خدا میشدن .
    اما یادم نمیاد تو این کتاب گفته باشه که تبدیل به بوزینه شدن و اینو من تو قران خوندم

  17. تشکرها 2


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    376
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب پاسخگو مگه برای شما فرقی داره که این سوال از کی باشه؟فک نمی کنید این یه جور توهین و یا مانع شدن از پرسیدن سوالای دیگه در این مورد توسط ایشون باشه؟

  19. تشکرها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود