جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: افسردگي چيست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0

    مطلب افسردگي چيست؟




    افسردگي چيست؟

    افسردگي بيماري بسيار شايع عصر ماست. و در تمامي جهان روندي فزاينده دارد. اين در حالي است كه حدود نيمي از مبتلايان به افسردگي يا از بيماري خود بي خبرند يا بيماري آنها چيزي ديگر تشخيص داده شده است.
    افسردگي يك بيماري اختصاصي نيست بلكه در تماما سنين و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر مي شود. افسردگي بيماري ساده اي نيست بلكه انواع گوناگون دارد به طوري كه در بعضي افراد به صورت هايي ظاهر مي شود كه ما عموماً آنها را افسردگي نمي شناسيم. افسردگي پس از آنكه درمان شد غالباً باز مي گردد.
    افسردگي مسائل گوناگوني به همراه دارد. غيراز مسائل پزشكي و اندوه كه بسيار شايع است، فرد مبتلا به افسردگي خود را در كارها مورد تبعيض و از نظر اجتماعي مطرود و حتي منفور خانواده خودش مي بيند. گاهي انزواي همراه افسردگي، بيماراني را كه وضعي درمان پذير دارند به دوري از مردم يا به سوي مرگ سوق مي دهد. درباره افسردگي خبرهاي خوشي نيز وجود دارد:بيشتر انواع افسردگي قابل درمان اند.
    Depression كه غالباً افسردگي باليني، اختلالات خلق و خوي يا اختلالات عاطفي ناميده مي شود، بيمار را دچار آشفتگي انديشه، آشفتگي عاطفي، تغيير رفتار و بيماري هاي جسماني مي كند.
    افسردگي باليني، از ديدگاه عملكردهاي اجتماعي بيش از ديگر بيماري هاي مزمن، بيمار را ناتوان مي كند. افسردگي كبير بيش از بيماري هاي مزمن ششي، التهاب مفصل و ديابت ، ناتوان كننده است. افسردگي يك نشانگان (Syndrom) يعني مجموعه اي از علامات مرضي(Symptoms) مختلف است.

    املاك هاي تشخيص افسردگي عبارت اند از:
    1- افسرده بودن خلق و خوي در بيشتر روزها، تقريباً هر روز.
    2- كاهش آشكار علاقه يا ميل به هر نوع فعاليت در زندگي.
    3- كاهش يا افزايش قابل توجه وزن بر اثر كاهش يا افزايش اشتهاي غذا خوردن.
    4- بي خوابي يا پرخوابي در غالب شب ها.
    5- افزايش يا كاهش اعمال رواني حركتي يا فعاليت هاي ذهني.
    6- خستگي يا كاهش انرژي.
    7- احساس بي ارزشي يا گناهكار بودن.
    8- كاهش توان انديشيدن يا تمركز ذهن و تصميم گيري.
    9- انديشيدن به مرگ ( نه ترسيدن از آن) و به خودكشي، بدون داشتن طرحي براي آن ، يا اقدام به خودكشي با طرحي از پيش ريخته.
    داشتن حداقل پنج علامت ياد شده براي ابتلا به افسردگي كبير كافي است. ولي علامات مرضي يك و دو بايد جزء آن علامت باشند. افسردگي نمي تواند واكنش معمولي مرگ يك عزيز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگي تمام علامات مرضي اين بيماري را ندارند و شدت علامات مرضي در افراد مختلف متفاوت است.

    انواع افسردگي
    افسردگي اقسام گوناگون دارد، شايع ترين آن افسردگي كبير است كه فرد مبتلا به آن گاهي شاد و خوشدل و موقتاً فعال مي شود. نوعي از افسردگي كبير به افسردگي ماليخوليايي موسوم است كه بيمار هيچ گاه از چيزي دلخوش نمي شود در حدود 15 درصد مبتلايان به افسردگي كبير دچار افسردگي اوهام اند كه معمولاً با خلق و خوي اندوهگين همراه است. مثلاً خود را گناهكار و غير قابل بخشش تصور مي كنند. در حدود 15 در صد مبتلايان به افسردگي كبير نيز دچار روان پريشي مي شوند.
    نوع ديگري از افسردگي وجود دارد به نام "افسردگي غيرمعمول" كه بر خلاف اسمش شايع است. علامات مرضي آن عكس علامات مرضي افسردگي معمولي است كه مبتلايان كم مي خوابند و كم مي خورند. مبتلايان به افسردگي غير معمول زياد مي خوابند و زياد مي خورند و به سرعت اضافه وزن پيدا مي كنند. به قول يكي از متخصصان برجسته بيماري افسردگي ( دونالد كلاين)، افسردگي غير معمول، "مزمن" است نه" دوره اي" ؛ از بلوغ آغاز مي شود و بيماران نسبت به همه امور كم توجه اند.
    نوع ديگرافسردگي، روان رنجوري است كه عموماً حدود دو سال طول مي كشد و علامات مرضي آن خفيف تر از افسردگي كبير است ولي همواره احساس ناراحتي مي كنند.
    شيوع افسردگي در قرن بيستم به خصوص بعد از دو جنگ جهاني بيشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزايش استرس و كاهش اشتغال گفته اند ؛ علت ديگر افزايش افسردگي تغييرات اساسي اجتماعي است. گروهي از روان شناسان بر اين باورند كه جامعه كنوني، كانوني ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بيش از اندازه به رضايت خاطر و شكست هاي شخصي وابسته كرده است.
    آنچه گفته شد جنبه نظري دارد ولي بعضي از پژوهشگران درباره جنبه علمي علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش هاي آنها، تلويزيون " منشاء عمده افسردگي است"Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكي پنسيلوانيا كشف كرده است كه " ارتباط تنگانگي بين دسترسي مداوم كودكان به تلويزيون و افسردگي كبير در 24 سالگي وجود دارد."Kottl مي نويسد:
    " اثرات اجتماعي برنامه هاي چند ساعته تلويزيوني، بايد از دلايل شروع زودرس افسردگي كبير در نوجوانان به حساب آيد، هزاران ساعت تماشاي تلويزيون، كودكان ما را در معرض خشونت هاي ابلهانه مكرر قرار مي دهد و آنها را هر چه بيشتر از تماس هاي اجتماعي با همسالان و خانواده دور مي كند."
    افسردگي كبير بيشتر در دهه هاي سوم و چهارم زندگي ظاهر مي گردد و در غالب افراد بين شش ماه تا يك سال، حتي بدون درمان رفع مي شود ؛ ولي اگر درمان شود بعد از چند هفته از بين مي رود. بازگشت افسردگي در بيش از نيمي از افراد ظرف دو سال بعد از رويداد نخستين رخ مي دهد. خطر افسردگي با تعداد بازگشت ها افزايش مي يابد. بدين معني كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد مي رسد.

    عوامل زير خطر بازگشت افسردگي را افزايش مي دهند:
    اگر نخستين افسردگي پيش از بيست سالگي رخ داده باشد و سابقه خانوادگي موجود باشد؛
    اگرنخستين افسردگي شديد باشد و دير به درمان اقدام شده باشد؛
    اگر بيماري رواني ديگري نيز وجود داشته باشد؛
    اگر فرد نسبت به استرس ها يا ديگر عوامل اجتماعي آسيب پذيرتر باشد.
    اگر فرد از افسردگي قبلي كاملاً بهبود نيافته باشد؛
    اگر افسردگي در اواخر عمر رخ داده باشد.

    منبع :تبیان
    ویرایش توسط MOHAMMAD REZA : ۱۳۸۷/۰۳/۲۲ در ساعت ۱۸:۵۰

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0



    علت هاي افسردگي

    مكانيسم هاي دقيق ابتلا به افسردگي هنوز كشف نشده اند. با وجود اين چند عامل زيست شيميايي و رواني اجتماعي شناخته شده اند كه باعث افسردگي مي شوند. ساختار زيست شيميايي و ژنتيكي بعضي از مردان و زنان چنان است كه در محيط هاي داراي عوامل محيطي و اجتماعي يكسان ، آسيب پذيري بيشتر نسبت به افسردگي نشان مي دهند.
    علت هاي روان شناختي افسردگي گوناگون اند. استرس آغازگر افسردگي است. استرس هاي موجد افسردگي، رويدادهاي بزرگ ناخواسته زندگي اند؛ مثل مرگ يك عزيز، نه رويدادهاي جزيي مثل ترافيك شلوغ سرشب در شهر كه همواره با آن روبرو هستيم.
    استرس هاي زندگي را بر اساس شدت تاثير درجه بندي كرده اند. مقياس 37 درجه ايHolmes , Rahe مرگ همسر را 100، طلاق را 75 ، بيماري شخصي را 53 ، ازدواج را 50 ، آبستني را 39 ، تغيير مسئوليت كار را 29 ، موفقيت چشمگير را 28 ، تغيير اوضاع زندگي را 25 ، مشكل داشتن با كارفرما را 23 ، تغيير فعاليت اجتماعي را 18 ارزيابي كرده است.
    چنان كه در اين مقياس ديده مي شود استرس هاي خوشايند هم مي توانند از عوامل افسردگي باشند. ازدواج و آشتي بعد از جدايي، تنها عوامل استرس زا نيستند بلكه كسب موفقيت چشمگير، با آن كه بسيار خوشايند است، استرس زا است.
    روان شناسان بر اين باورند كه در نبود حمايت اجتماعي يا دوستان، گرايش به افسردگي تشديد مي شود؛ به سخن ديگر وجود دوستان متعدد ، فرد را از ابتلاي به افسردگي حفظ مي كند.
    بعضي از پژوهشگران بر اين باورند كه نشانگاهي به نام " اختلال افسرده ساز شخصيت" وجود دارد كه افراد مبتلا به آن همواره نسبت به خود و ديگران بدبين اند؛ جهان به نظر آنها بي رحم و بي پشتيبان است و خود بي ارزش اند و آينده نوميد كننده است. به خاطر داشتن اين ديد منفي به زندگي، مستعد ابتلاي به افسردگي اند.
    علت هاي افسردگي سالخوردگان بسيارند. تعدادي از بيماري هاي وابسته به سالخوردگي و دارو و درمان آنها، مثل داروهاي ضد فشار خون يا تسكين درد مفاصل، آغازگر افسردگي اند يا باعث تغييرخلق و خوي مي شوند.
    بسياري از استرس هاي بزرگ كه به افسردگي مي انجامند غالباً در سالخوردگي رخ مي دهند: مانند بيماري هاي مزمن و ناتواني هاي جسمي، گرفتاري هاي مالي، تغيير شيوه زندگي و بي هدفي در زندگي. گاهي مرداني كه در سراسر عمرخود فعاليت بسيار داشته اند در نتيجه ي ناتواني در تطبيق خود با زندگي بازنشستگي دچار افسردگي مي شوند. نكته جالب درباره افسردگي اين است كه دختران به دلايل بسيار كه با مقام زنان و وضع اجتماعي آنها در جامعه ما ارتباط دارد، نسبت به افسردگي آسيب پذيرترند. بعضي از بررسي ها نشان داده اند ، در حالي كه پسران از تغيير اوضاع بدني خود در سن بلوغ خرسند مي شوند، دختران غالباً از تغييرات جديدي كه در بدن آنها رخ مي دهد دچار ناآرامي مي گردند. بر سر اين كه دختران كمرو و خجالتي مستعد ابتلاي به افسردگي اند، اختلاف نظر وجود دارد. ولي اگر والدين آنها از نظر باليني افسرده باشند، اگر به عواطف آنها توجهي نشود و اگر به درستي تربيت نشوند، احتمال ابتلاي آنها به افسردگي زياد مي شود.

    درمان افسردگي
    براساس گزارش " انجمن روان پزشكان آمريكا" 85 در صد مبتلايان به افسردگي كبير تا حد زيادي درمان مي شوند. از اين گذشته تشخيص به موقع بيماري سبب كاهش ، مدت و شدت بيماري مي شود و با درمان مناسب مي توان از بازگشت بيماري پيشگيري كرد يا از شدت آن كاست.
    دو نوع درمان متداول براي افسردگي وجود دارد: روان درماني و دارو درماني، يعني استفاده از داروهاي ضد افسردگي. مسئله اين است كه غالباً افسردگي، غلط تشخيص داده مي شود و بيماران عموماً به چهار تا پنج پزشك يا روان پزشك مراجعه مي كنند تا يكي از آنها به درستي بيماري را تشخيص دهد و درمان كند. در بعضي موارد تشخيص درست داده مي شود ولي داروهاي آرامبخش و خواب آور دو برابر ميزان نياز و يا كمتر از مقدار مناسب تجويز مي گردد. از اين گذشته بسياري از بيماران گمان مي كنند دچار ضعف شده اند و به پزشك مراجعه نمي كنند. در حالات شديد فاقد انرژي و اميد به آينده اند.
    طول درمان به نوع آن و شدت افسردگي وابسته است. در آزمايش هاي باليني 50 تا 60 درصد بيماران ظرف چهار تا شش هفته و گاهي دو تا چهار هفته به درمان پاسخ مي دهند، درمان كامل بين چهار تا شش ماه انجام مي گيرد.
    روان درماني به عكس دارو درماني ظرف شش تا هشت هفته بهبود نشان مي دهد. ولي براي بهبود كامل تا دوازده هفته طول مي كشد. اگر روان درماني در اين مدت سود بخش نبود، دارو درماني بايد آغاز گردد.
    متخصصان، بستري كردن بيماران را در چهار حالت زير توصيه مي كنند:
    1- وقتي بيمار قصد خودكشي دارد؛
    2- وقتي بيمار چنان دلمرده است كه نمي تواند غذا بخورد؛
    3- وقتي بيمار نشانه هايي از روان پريشي دارد؛
    4- وقتي كه بيمار به بيماري خطرناك ديگري مثل ديابت مبتلا باشد.

    دارو درماني افسردگي :
    داروهاي ضد افسردگي موادي هستند كه از افسردگي جلوگيري مي كنند يا آن را تسكين مي دهند. اين داروها مغز افراد افسردهرا به توليد" مواد شيميايي عصبي" كه فاقد است ، وادار مي سازد.
    وقتي كسي احساس مي كند كه افسردگي پايان پذيرفته نبايد مصرف دارو را قطع كند ، بلكه بايد با نظارت پزشك تدريجاً به اين كار اقدام نمايد. از آنجا كه سالخوردگان عموماً داروهاي بيماري هاي ديگر را مصرف مي كنند ، پزشك و بيمار بايد در مورد ناسازگاري داروها با هم هوشيار باشند.
    روان درماني افسردگي:
    روان درماني افسردگي انواع گوناگون دارد ( متجاوز از 200 نوع ) كه اساس همه آنها " گفت و گو با بيمار" است.
    روش هاي روان درماني در دو گروه جاي مي گيرند:
    1) جهت دهنده به بينش بيمار درباره ي ريشه هاي بيماري يا افزايش آگاهي او از انگيزش ناخودآگاه خود؛
    2) "رفتار درماني شناختي" كه عمدتاً در تغيير رفتار بيمار و فرآيندهاي انديشه او متمركز است؛ حال آنكه رفتار درماني تلاش مي كند راه هاي تغيير رفتار را به بيمار بياموزد تا بر افسردگي غلبه كند.
    تلاش روان درماني، رفع تعارض هاي رواني بيماران و اصلاح رفتارهاي نادرست و شيوه هاي تفكري است كه به افسردگي انجاميده است. درمان جهت دهنده بينش بيمار به او امكان مي دهد بفهمد كه چرا افسرده شده است. حال آنكه رفتار درماني تلاش مي كند راه هاي تغيير رفتار را به بيمار بياموزد تا بر افسردگي غلبه كند.

    ديگر انواع درمان افسردگي:
    چند نوع درمان ديگر غير از دارو درماني و روان درماني افسردگي وجود دارند: درمان با ايجاد تشنج به وسيله الكتريسيته، نور درماني و درمان هاي جانشين، درمان با ايجاد تشنج به وسيله الكتريسيته براي بيماراني تجويز مي شود كه به اختلالات شديد خلق و خوي مبتلا هستند.
    نور درماني ، به وسيله نور فلوئورسان با شدت 1000 واحد ( لوكس ) انجام مي گردد. درمان هاي جانشين مثل ورزش منظم، در بيمار اعتماد به نفس ايجاد مي كند. از اين گذشته سبب افزايش تراز اندورفين در بدن مي شود.
    اندورفين به بخش هايي از مغز اثر مي كند كه دست اندركار ادراك درد و هيجان اند. ميزان اين ماده در افراد افسرده كمتر از معمول است.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود