جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دین و آیین حضرت آدم (ع) چه بوده است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    146
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 7 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دین و آیین حضرت آدم (ع) چه بوده است ؟




    با سلام و احترام

    دین و آیین حضرت آدم ع چه بوده است ؟

    التماس دعا


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۲۵ در ساعت ۰۲:۳۰
    براي كشف اقيانوسهاي جديد
    بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛ اين جهان، جهان تغيير است نه تقدير



  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ودود نمایش پست
    با سلام و احترام

    دین و آیین حضرت آدم ع چه بوده است ؟

    التماس دعا


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    با عرض سلام و ادب

    در پاسخ به این سوال باید عرض کنم:

    در جاى خود ثابت شده است كه دين از امور فطرى انسانها است. يعنى انسان فطرتاً طالب دين است بنابراين با پيدايش انسان دين نيز وجود داشته است.

    مشكلي كه راجع به برخي از پيامبران مانند آدم (ع)و نوح(ع) وجود دارد این است كه ما اطلاعات مكتوب و تاريخي چنداني از كيفيت وحي و كتاب نازل بر آنها نداریم.

    ضمنا انسان ابتدايى خصوصاً در زمان حضرت آدم و چند نسل بعدى، چون بر اساس فطرت سالمى كه داشتند زندگى مى ‏كرده‏ اند اختلافات زيادى با هم نداشتند. ولي با گسترش نسل انسان و ظهور و بروز اختلافات و تضاد و نزاع ضرورت دين در قالب شريعت و قانون امرى اجتناب‏ ناپذير بود. بنابراين اولين پيامبرى كه شريعت آورد و داراى قانون تدوين شده بود حضرت نوح(ع) است. چنانكه خداوند در سوره نساء آيه 163 به اين امر اشاره فرموده است.

    اما اين بدان معنا نيست كه قبل از حضرت نوح هيچ تكليف و برنامه‏ اى براى انسانها نبوده است. قطعاً حضرت آدم و نسل‏هاى او تا زمان حضرت نوح (ع) از وحي برخوردار بوده و نيز تكاليفى داشته ‏اند و به خدا و معاد نيز معتقد بوده ‏اند. آنها نيز مورد امر و نهى خداوند متعال بوده و در مقابل از ثواب و عقاب نيز برخوردار مى ‏شده ‏اند. اما در مورد كم و كيف برنامه هاي ديني و عبادت حضرت آدم (ع) و پس از او اطلاعات دقيقي در دست نداريم.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۲/۳۱ در ساعت ۲۱:۳۳


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    146
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 7 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست
    ضمنا انسان ابتدايى خصوصاً در زمان حضرت آدم و چند نسل بعدى، چون بر اساس فطرت سالمى كه داشتند زندگى مى ‏كرده‏ اند اختلافات زيادى با هم نداشتند

    ممنون بابت پاسخ شما

    ولی اگر فطرت انسانها پاک و سالم بوده ، چرا قابیل حضرت هابیل رو به قتل رسوند

    اگر میشه بفرمائید حضرت آدم از چه شریعتی تبعیت می کرده

    ممنون و التماس دعا
    براي كشف اقيانوسهاي جديد
    بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛ اين جهان، جهان تغيير است نه تقدير



  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ودود نمایش پست
    ممنون بابت پاسخ شما

    ولی اگر فطرت انسانها پاک و سالم بوده ، چرا قابیل حضرت هابیل رو به قتل رسوند

    اگر میشه بفرمائید حضرت آدم از چه شریعتی تبعیت می کرده

    ممنون و التماس دعا
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    در پاسخ به سوالات شما مطالبي عرض مي كنم،اميدوارم كه مفيد واقع گردد:

    طبق آية شريفة «فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون» و برخي روايات شريفه به صراحت از وجود نوعي فطرت الهي در انسان خبر مي‌دهد، يعني انسان با نوعي از جبلّت و سرشت و طبيعت آفريده شده كه براي پذيرش دين آمادگي دارد و انبياء در دعوت انسانها به توحيد و پرستش خداوند با موجوداتي بي‌تفاوت رو به رو نبوده‌اند؛ بلكه در ذات و سرشت همة انسانها، يك نوع شناخت و بينش نسبت به خدا و پرستش آن و توحيد بوده كه يك تمايل و كشش خاص قلبي را به سوي خدا و توحيد و دين به همراه داشته است.

    امام صادق ـ عليه السّلام ـ در توضيح اين جمله پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه فرمود: «كلُّ مولودٍ يولدُ علي الفطرة»؛(2) هر نوزادي بر فطرت توحيد زاده مي‌شود. فرمود: مقصود پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آن است كه هر نوزادي با اين فطرت و آگاهي كه خداوند خالق و آفريننده اوست متولد مي‌شود.


    اما اينكه پس چرا بسياري از انسانها از جمله قابيل،دست به اينهمه گناه و جنايت مي زنند،بايد گفت:

    مظاهر حيات مادي و مشاهده اسباب و مسببات در زندگي توأم با هوي و هوس‌هاي شيطاني، تار نسيان بر فطرت خداشناسي و خداجويي انسان تنيده و تبلور و جلاي آن را كمتر مي‌سازد و آن را دچار ضمول و ركود مي‌كند و لازمة فطري بودن امري، اين نيست كه در همة افراد به طور مداوم و بي‌وقفه ظهور و بروز كند.

    خداوند در آیاتی به این پرسش پاسخ داده و زمینه ها، علل و عوامل این گرایش خلاف را تبیین کرده است. از آیات قرآنی به دست می آید که انسان ها در یک فرآیندی بنا به علل و اسبابی چون گناه و غفلت، اندک اندک قدرت تشخیص حق از باطل، زیبا از زشت و خوب از بد را از دست می دهند و پس از مهر شدن قلب ها، بد و باطل و زشت را محبوب و مطلوب خویش قرار می دهند.

    از مجموعه آموزه های قرآنی این معنا به دست می آید که دو عامل درونی و بیرونی در این گرایش نقش بسیار مهم و اساسی را ایفا می کند. مهم ترین عامل بیرونی، وسوسه های ابلیس و دعوت های شیطانی است که آدمی را به سوی سقوط می خواند.خداوند متعال م يفرمايد:

    كَمَثَلِ الشَّيطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ :
    کار آنها همچون شيطان است که به انسان گفت: «کافر شو (تا مشکلات تو را حل کنم)!» اما هنگامي که کافر شد گفت: «من از تو بيزارم، من از خداوندي که پروردگار عالميان است بيم دارم!»

    فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَينِ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ(3)
    سرانجام کارشان اين شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن مي‌مانند؛ و اين است کيفر ستمکاران!

    و اصلی ترین یار و یاور ابلیس و شیاطین در این امر، ستون پنجم ابلیس، یعنی هواهای نفسانی است که آدمی را به سوی زیاده خواهی دعوت می کند. این عامل درونی به سبب روحیه و رویه زیاده خواهی و افراط گرایی، اجازه نمی دهد تا به همان مقدار مورد نیاز بسنده شود، بلکه با تجاوزگری به حقوق دیگر ابعاد درونی بشر، او را به سمت زشتی اصلی یعنی ظلم می کشاند که سرچشمه گرایش به همه پلشتی هاست.

    حقیقت فطرت هر چند تبدیل و دگرگون نمی شود، اما دستخوش شدت و ضعف می گردد؛ به این معنی که آموزش، پرورش، محیط و ... اگر در راستای فطرت خدادادی باشند، موجب شکوفایی و تقویت فطرت اند، اما اگر در برابر آن باشند، فطرت سلیم را معیوب، سست و بی اثر می کنند: «وَلا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ»؛(4) «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّاها فَاَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَکّیها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّیها».(5)

    بنابراين شخصي مانند قابيل هر چند داراي فطرتي پاك و سالم بوده است،ولي در اثر حسادت پا روي اين فطرت گذاشته،و بر خلاف فطرت پاكش دست به جنايتي بزرگ زد.

    در مورد اينكه حضرت آدم از چه شريعتي پيروي مي كرد،بايد عرض كنم:

    حضرت نوح(ع) اولین پیامبر اولوالعزم و از بزرگان انبیاء است که خداوند او را بر تمامى بشر مبعوث کرده و با کتاب و شریعت فرستاده است و کتاب او اولین کتاب آسمانى است که مشتمل بر شرایع الهى است و نیز شریعت او اولین شریعت است،لذا در زمان حضرت آدم شريعتي نبوده است تا آن حضرت از آن پيروي كند،البته آن حضرت خود پيامبري الهي بوده است كه از راه وحي با خداوند ارتباط داشته است.

    پي نوشتها:

    (1)سوره روم،آيه30.

    (2)كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ج 2، ص 13.

    (3) حشر، آیه ۱۶ و ۱۷.

    (4)سوره ص،آيه26: «از هوای نفس پیروی نکن؛ زیرا تو را از راه خدا منحرف می کند.»

    (5). سوره شمس،آِة6 ـ 10: «قسم به نفس که [خدا] آن را نیکو آفرید، سپس راه خیر و شر را به آن الهام کرد، هر کسی آن را پاکیزه کرد، رستگار شد و هر کس آن را پلید کرد، زیانکار شد.»

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي:

    دين و آيين حضرت آدم

    پرسش:

    دین و آیین حضرت آدم (ع) چه بوده است ؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب

    در پاسخ به این سوال باید عرض کنم:

    در جاى خود ثابت شده است كه دين از امور فطرى انسانها است. يعنى انسان فطرتاً طالب دين است بنابراين با پيدايش انسان دين نيز وجود داشته است.

    مشكلي كه راجع به برخي از پيامبران مانند آدم (ع)و نوح(ع) وجود دارد این است كه ما اطلاعات مكتوب و تاريخي چنداني از كيفيت وحي و كتاب نازل بر آنها نداریم.

    ضمنا انسان ابتدايى خصوصاً در زمان حضرت آدم و چند نسل بعدى، چون بر اساس فطرت سالمى كه داشتند زندگى مى ‏كرده‏ اند اختلافات زيادى با هم نداشتند. ولي با گسترش نسل انسان و ظهور و بروز اختلافات و تضاد و نزاع ضرورت دين در قالب شريعت و قانون امرى اجتناب‏ ناپذير بود. بنابراين اولين پيامبرى كه شريعت آورد و داراى قانون تدوين شده بود حضرت نوح(ع) است. چنانكه خداوند در سوره نساء آيه 163 به اين امر اشاره فرموده است.

    اما اين بدان معنا نيست كه قبل از حضرت نوح هيچ تكليف و برنامه‏ اى براى انسانها نبوده است. قطعاً حضرت آدم و نسل‏هاى او تا زمان حضرت نوح (ع) از وحي برخوردار بوده و نيز تكاليفى داشته ‏اند و به خدا و معاد نيز معتقد بوده ‏اند. آنها نيز مورد امر و نهى خداوند متعال بوده و در مقابل از ثواب و عقاب نيز برخوردار مى ‏شده ‏اند. اما در مورد كم و كيف برنامه هاي ديني و عبادت حضرت آدم (ع) و پس از او اطلاعات دقيقي در دست نداريم.

    پرسش:


    اگر فطرت انسانها پاک و سالم است ، چرا قابیل برادرش هابیل را به قتل رساند؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب

    در پاسخ به سوالات شما مطالبي عرض مي كنم،اميدوارم كه مفيد واقع گردد:

    طبق آية شريفة «فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون» و برخي روايات شريفه به صراحت از وجود نوعي فطرت الهي در انسان خبر مي‌دهد، يعني انسان با نوعي از جبلّت و سرشت و طبيعت آفريده شده كه براي پذيرش دين آمادگي دارد و انبياء در دعوت انسانها به توحيد و پرستش خداوند با موجوداتي بي‌تفاوت رو به رو نبوده‌اند؛ بلكه در ذات و سرشت همة انسانها، يك نوع شناخت و بينش نسبت به خدا و پرستش آن و توحيد بوده كه يك تمايل و كشش خاص قلبي را به سوي خدا و توحيد و دين به همراه داشته است.

    امام صادق ـ عليه السّلام ـ در توضيح اين جمله پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه فرمود: «كلُّ مولودٍ يولدُ علي الفطرة»؛(2) هر نوزادي بر فطرت توحيد زاده مي‌شود. فرمود: مقصود پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آن است كه هر نوزادي با اين فطرت و آگاهي كه خداوند خالق و آفريننده اوست متولد مي‌شود.


    اما اينكه پس چرا بسياري از انسانها از جمله قابيل،دست به اين همه گناه و جنايت مي زنند،بايد گفت:

    مظاهر حيات مادي و مشاهده اسباب و مسببات در زندگي توأم با هوي و هوس‌هاي شيطاني، تار نسيان بر فطرت خداشناسي و خداجويي انسان تنيده و تبلور و جلاي آن را كمتر مي‌سازد و آن را دچار ضمول و ركود مي‌كند و لازمة فطري بودن امري، اين نيست كه در همة افراد به طور مداوم و بي‌وقفه ظهور و بروز كند.

    خداوند در آیاتی به این پرسش پاسخ داده و زمینه ها، علل و عوامل این گرایش خلاف را تبیین کرده است. از آیات قرآنی به دست می آید که انسان ها در یک فرآیندی بنا به علل و اسبابی چون گناه و غفلت، اندک اندک قدرت تشخیص حق از باطل، زیبا از زشت و خوب از بد را از دست می دهند و پس از مهر شدن قلب ها، بد و باطل و زشت را محبوب و مطلوب خویش قرار می دهند.

    از مجموعه آموزه های قرآنی این معنا به دست می آید که دو عامل درونی و بیرونی در این گرایش نقش بسیار مهم و اساسی را ایفا می کند. مهم ترین عامل بیرونی، وسوسه های ابلیس و دعوت های شیطانی است که آدمی را به سوی سقوط می خواند.خداوند متعال م يفرمايد:

    كَمَثَلِ الشَّيطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ :
    کار آنها همچون شيطان است که به انسان گفت: «کافر شو (تا مشکلات تو را حل کنم)!» اما هنگامي که کافر شد گفت: «من از تو بيزارم، من از خداوندي که پروردگار عالميان است بيم دارم!»

    فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَينِ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ(3)
    سرانجام کارشان اين شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن مي‌مانند؛ و اين است کيفر ستمکاران!

    و اصلی ترین یار و یاور ابلیس و شیاطین در این امر، ستون پنجم ابلیس، یعنی هواهای نفسانی است که آدمی را به سوی زیاده خواهی دعوت می کند. این عامل درونی به سبب روحیه و رویه زیاده خواهی و افراط گرایی، اجازه نمی دهد تا به همان مقدار مورد نیاز بسنده شود، بلکه با تجاوزگری به حقوق دیگر ابعاد درونی بشر، او را به سمت زشتی اصلی یعنی ظلم می کشاند که سرچشمه گرایش به همه پلشتی هاست.

    حقیقت فطرت هر چند تبدیل و دگرگون نمی شود، اما دستخوش شدت و ضعف می گردد؛ به این معنی که آموزش، پرورش، محیط و ... اگر در راستای فطرت خدادادی باشند، موجب شکوفایی و تقویت فطرت اند، اما اگر در برابر آن باشند، فطرت سلیم را معیوب، سست و بی اثر می کنند: «وَلا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ»؛(4) «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّاها فَاَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَکّیها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّیها».(5)

    بنابراين شخصي مانند قابيل هر چند داراي فطرتي پاك و سالم بوده است،ولي در اثر حسادت پا روي اين فطرت گذاشته،و بر خلاف فطرت پاكش دست به جنايتي بزرگ زد.

    پي نوشتها:

    (1)سوره روم،آيه30.

    (2)كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ج 2، ص 13.

    (3) حشر، آیه ۱۶ و ۱۷.

    (4)سوره ص،آيه26: «از هوای نفس پیروی نکن؛ زیرا تو را از راه خدا منحرف می کند.»

    (5). سوره شمس،آِة6 ـ 10: «قسم به نفس که [خدا] آن را نیکو آفرید، سپس راه خیر و شر را به آن الهام کرد، هر کسی آن را پاکیزه کرد، رستگار شد و هر کس آن را پلید کرد، زیانکار شد.»

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۳/۰۳ در ساعت ۱۷:۳۷

  10. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 20
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۰۲, ۱۸:۰۰
  2. √ (●̪•)...در ســـوگ پـیـامبــر خاتم النبیین (ص)
    توسط *عرفانی* در انجمن ویژه نامه های قرآنی
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۰۲
  3. ♠♠♠♠♠--- زیباییهای عاشورا ----♠♠♠♠♠
    توسط کنیز فاطمه(سلام الله علیها) در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۲۶, ۱۴:۴۱
  4. *** آیین های محرم در شهرهای ایران ***
    توسط ابدیت در انجمن حکومت ها ، اقوام و ملل و سنت های در قرآن
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۲۴, ۱۸:۳۸
  5. حرمیین عسکریین بازگشایی شد+عکس
    توسط iranproud در انجمن تصاویر دیدنی
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۲/۰۱, ۰۸:۲۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود