جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا مبدا پیدایش تفکر، زمان است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد آیا مبدا پیدایش تفکر، زمان است؟




    به نظر من، مبدا پيدايش تفکر زمان هست نه زبان!( البته در محيط جبر گونه ي مکان مادي!)

    از اون جا که ما در چهار چوب زمان هستيم ، لاجرم خارج از اون ،جسم مادي نميتونه تحت هيچ چيزي، از خودش عمل و يا عکس العملي بروز بده.لذا من بر اين عقيده هستم که، زمان باعث شکل گرفتن فکر، در محيط شده .پس ما، از بدو شروع داراي تفکر بوديم و اين تفکر نشات گرفته از قبلِ جهانِ ماده بوده

    البته شايد اين شبهه پيش بياد که حرف هام تناقض داره ، اما من، براي اثبات اينکه کلمات ( اصالت اشون )از ابتدايِ بودن، بوده هستند! فرضيه رو براي خودم ساختم!

    ( کلمات شکلي هستند بر آن چه رخ داده بود و صرفا جهت اداي آنچه بوده نمايان مي شوند) در واقع اصالت کلمات براي من نقش کليدي رو ايفا مي کنن.

    اما
    يک نتيجه گيريِ ساده، از تفکر:

    پس با اين فرضيه ، زبان هم در همون ابتدا با ما بوده و لزوما خارج از اون نيست .بلکه آميخته با تفکرهست.

    آیا این نتیجه گیری درست است ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 2
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۲۵ در ساعت ۰۲:۲۳

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.ن نمایش پست
    به نظر من، مبدا پيدايش تفکر زمان هست نه زبان!( البته در محيط جبر گونه ي مکان مادي!)

    از اون جا که ما در چهار چوب زمان هستيم ، لاجرم خارج از اون ،جسم مادي نميتونه تحت هيچ چيزي، از خودش عمل و يا عکس العملي بروز بده.لذا من بر اين عقيده هستم که، زمان باعث شکل گرفتن فکر، در محيط شده .پس ما، از بدو شروع داراي تفکر بوديم و اين تفکر نشات گرفته از قبلِ جهانِ ماده بوده

    البته شايد اين شبهه پيش بياد که حرف هام تناقض داره ، اما من، براي اثبات اينکه کلمات ( اصالت اشون )از ابتدايِ بودن، بوده هستند! فرضيه رو براي خودم ساختم!

    ( کلمات شکلي هستند بر آن چه رخ داده بود و صرفا جهت اداي آنچه بوده نمايان مي شوند) در واقع اصالت کلمات براي من نقش کليدي رو ايفا مي کنن.

    اما
    يک نتيجه گيريِ ساده، از تفکر:

    پس با اين فرضيه ، زبان هم در همون ابتدا با ما بوده و لزوما خارج از اون نيست .بلکه آميخته با تفکرهست.

    آیا این نتیجه گیری درست است ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 2
    سلام بر شما
    مستدل کردن یک اندیشه مهمترین مرحله پایداری یک اندیشه است.

    شما باید از بین روشهای استدلال با کمک روش همگن استدلالهای مناسب با فرمایشتون ارائه بدید. یا اسدلالهای عقلی (عقل منطقی و فلسفی) یا استدلالهای تجربی؛ یا استدلالهای حسی.

    تفکر دارای تعریف مشخصی است و حقیقت تفکر مربوط به روح انسان است که هویتی غیر مادی دارد.

    اگر منظور شما از "زبان" نوع گویش است نه ابزار گویش خب تاریخ مطالب واضحی در مورد چگونگی پیدایش گویشها از انسانهای نخستین تا کنون دارد.

    در مورد زمان هم باید گفت زمان زاییده حرکت است و حرکت نتیجه تبدیل استعدادها و ظرفیتها به فعلیت است و این ویژگی عالم ماده است.

    اینها توضیحات اجمالی است انشاء الله مطالبتون رو مستدل کنید و یا منظورتون رو دقیقتر بیان بفرمایید.


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خب ....

    تفکر ، رو اول باید تعریف کرد

    اگه منظور از « تفکر » در حقیقت همون فرایندهای ذهنی باشه که ما ، با خودمون توی ذهنمون داریم ، خب ، این یه جور استدلالِ منطقی یا یه جور ، جستجویِ دیالکتیک برای کشفِ پاسخِ پرسش ها هست

    ما انسان ها ، مثلِ سایر موجودات ، در یک محیطِ مشخص و محدود زندگی میکنیم

    این محیط ، روی ما تأثیراتی رو میذاره و ما اون تأثیراتِ محیطی رو در ذهنِ خودمون پردازش میکنیم
    ما از طریقِ حسگرهای بدنمون ، (حواس 5گانه) میتونیم محیط رو حس کنیم
    هر اطلاعاتی رو که از محیط به دست میآریم ، آنالیز میکنیم
    و طبقه بندی میکنیم!
    و ثبت میکنیم

    این اطلاعاتِ ثبت شده ، با هم متفاوت هستند و حجمِ بسیار زیادی دارند (چون ما انسان هستیم ، نه باکتری!)

    بنابرین ، برای ایجادِ تفاوت ، و برای سهولت در طبقه بندی ، میتوان گفت که تمامیِ موجوداتِ زنده ، برای طبقه بندی و ثبت و بایگانی و پردازشِ اطلاعات ، در ذهنِ خودشون ، از یک زبانِ مفهومیِ ویژه ، استفاده میکنند

    پس ما ، در ذهنمون یک زبانِ مفهومی داریم ، که باهاش ، هر مفهومی که ممکنه از یک حسّ ناشی شده باشه رو با یه هویّتِ منحصر به فرد ، میشناسیم!!!

    درد ، برای ما یه کلمه نیست
    یه مفهومه

    بنابرین ، کوچکترین ابعادِ زبان ، از مفاهیمِ انتزاعی سرچشمه میگیره ، و ما ، بعداً سعی میکنیم برای مفاهیم ، یه کلمهء عمومی ، خلق کنیم تا بتونه برای همهء ما ، یک اطلاعاتِ مشخص رو تشریح کنه

    بنابرین

    شما در بعضی ، قبایل ، یا طائفه های انسان ها ، میبینید که گاهی ، یک انسان ، هیچ تصوّری از یک مفهومِ مشخص ، نداره

    مثلاً انسان های قطبی ، هیچ تصوّری از مفهومِ « درخت » ندارند!!!
    پس مشخصه که نباید کلمه ای هم برای اون داشته باشند

    و ...

    میدونیم که بسیاری از پرندگان و پستانداران و حتی حیواناتِ بسیار بدوی تر ، مثلِ خزندگان
    یا حتی آغازی ها
    یا درختان

    از ویژگی های ارتباطیِ خاصّ خودشون ، برای انتقالِ مفاهیمِ مشترک (زبان) استفاده میکنند

    زبانِ یک گیاه ، شاید از عطر و شهدِ اون ، ساتع بشه

    زبانِ یک خزنده ، از عرق و بوی اون

    زبانِ یک پرنده ، از چهچههء اون و صوتِ دلپذیری که تولید میکنه

    و یا حتی یک موجِ فراصوت! از یک جاندارِ آغازی!


    بنابرین ، میشه گفت که ، ارتباطِ ما ، با محیط ، و پردازشِ اطلاعات و طبقه بندیِ اونها ، در مغز (یا اندام های مشابه) میتونه ریشه ای ترین ، مبدأ برای آغازِ یک فرآیندِ زبانی مشترک بینِ موجوداتِ زنده در یک ردهء خاص ، باشه

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سنت نمایش پست
    خب ....

    تفکر ، رو اول باید تعریف کرد

    اگه منظور از « تفکر » در حقیقت همون فرایندهای ذهنی باشه که ما ، با خودمون توی ذهنمون داریم ، خب ، این یه جور استدلالِ منطقی یا یه جور ، جستجویِ دیالکتیک برای کشفِ پاسخِ پرسش ها هست

    ما انسان ها ، مثلِ سایر موجودات ، در یک محیطِ مشخص و محدود زندگی میکنیم

    این محیط ، روی ما تأثیراتی رو میذاره و ما اون تأثیراتِ محیطی رو در ذهنِ خودمون پردازش میکنیم
    ما از طریقِ حسگرهای بدنمون ، (حواس 5گانه) میتونیم محیط رو حس کنیم
    هر اطلاعاتی رو که از محیط به دست میآریم ، آنالیز میکنیم
    و طبقه بندی میکنیم!
    و ثبت میکنیم

    این اطلاعاتِ ثبت شده ، با هم متفاوت هستند و حجمِ بسیار زیادی دارند (چون ما انسان هستیم ، نه باکتری!)

    بنابرین ، برای ایجادِ تفاوت ، و برای سهولت در طبقه بندی ، میتوان گفت که تمامیِ موجوداتِ زنده ، برای طبقه بندی و ثبت و بایگانی و پردازشِ اطلاعات ، در ذهنِ خودشون ، از یک زبانِ مفهومیِ ویژه ، استفاده میکنند

    پس ما ، در ذهنمون یک زبانِ مفهومی داریم ، که باهاش ، هر مفهومی که ممکنه از یک حسّ ناشی شده باشه رو با یه هویّتِ منحصر به فرد ، میشناسیم!!!

    درد ، برای ما یه کلمه نیست
    یه مفهومه

    بنابرین ، کوچکترین ابعادِ زبان ، از مفاهیمِ انتزاعی سرچشمه میگیره ، و ما ، بعداً سعی میکنیم برای مفاهیم ، یه کلمهء عمومی ، خلق کنیم تا بتونه برای همهء ما ، یک اطلاعاتِ مشخص رو تشریح کنه

    بنابرین

    شما در بعضی ، قبایل ، یا طائفه های انسان ها ، میبینید که گاهی ، یک انسان ، هیچ تصوّری از یک مفهومِ مشخص ، نداره

    مثلاً انسان های قطبی ، هیچ تصوّری از مفهومِ « درخت » ندارند!!!
    پس مشخصه که نباید کلمه ای هم برای اون داشته باشند

    و ...

    میدونیم که بسیاری از پرندگان و پستانداران و حتی حیواناتِ بسیار بدوی تر ، مثلِ خزندگان
    یا حتی آغازی ها
    یا درختان

    از ویژگی های ارتباطیِ خاصّ خودشون ، برای انتقالِ مفاهیمِ مشترک (زبان) استفاده میکنند

    زبانِ یک گیاه ، شاید از عطر و شهدِ اون ، ساتع بشه

    زبانِ یک خزنده ، از عرق و بوی اون

    زبانِ یک پرنده ، از چهچههء اون و صوتِ دلپذیری که تولید میکنه

    و یا حتی یک موجِ فراصوت! از یک جاندارِ آغازی!


    بنابرین ، میشه گفت که ، ارتباطِ ما ، با محیط ، و پردازشِ اطلاعات و طبقه بندیِ اونها ، در مغز (یا اندام های مشابه) میتونه ریشه ای ترین ، مبدأ برای آغازِ یک فرآیندِ زبانی مشترک بینِ موجوداتِ زنده در یک ردهء خاص ، باشه
    سلام بر شما

    بحث بین تفکر که موضوعی شخصی است نباید با موضوع انتقال مفاهیم خلط شود.

    و همچنین نباید همه علوم را منحصر در علوم حسی کرد. مفاهیم عقلی و مفاهیمی مانند خشم و غضب و نفرت و مانند آن از اموری است که بین همه افراد انسان مشترک است. البته ممکن است به دلیل اختلاف گویشها ما گاهی برای اشاره به این مفهوم دچار مشکل بشویم ولی حقیقت اینها را هم انسانی درک میکند.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود