صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ماجرای عبدالله بن ابی سرح چه بود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    39 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش ماجرای عبدالله بن ابی سرح چه بود؟




    با سلام خدمت دوستان عزيز

    به تازگی شبهه ای در باب تاريخ قرآن برای من پيش اومده و اون هم داستان مرتد شدن کاتب وحی عبدالله بن ابی سرح هست.

    از دوستان عزيز می خوام که بنده رو راهنمايی بکنن و بگن آيا اين موضوع واقعيت داره یا نه؟

    و اگر نه، چرا؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۰۷ در ساعت ۱۳:۱۹

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط rthenamvar نمایش پست
    با سلام خدمت دوستان عزيز:gol:

    به تازگی شبهه ای در باب تاريخ قرآن برای من پيش اومده و اون هم داستان مرتد شدن کاتب وحی عبدالله بن ابی سرح هست.:gig:

    از دوستان عزيز می خوام که بنده رو راهنمايی بکنن و بگن آيا اين موضوع واقعيت داره یا نه؟

    و اگر نه، چرا؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    در رابطه با عبدالله بن ابی سرح باید عرض کنم:

    عبداللّه برادرِ رضاعي عثمان بود که پيش از فتحِ مکه اسلام آورده و به مدينه هجرت کرده بود. و او جزو نويسندگان پيامبر خدا(ص) بود، امّا پس از مدتي مُرتَدّ شد و به مکه بازگشت و به قريش مي گفت: محمّد مطيع اراده و خواسته من بود و مي گفت در آيه قرآن بنويس عزيزٌ حکيمٌ مي گفتم بنويسم عليمٌ حکيمٌ؟ او جواب مي داد که مانعي ندارد هر دو خوب است. پس، خداوند اين آيه را درباره او نازل کرد:
    «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ افْتَرَي عَلَي اللَّهِ کذِباً أَوْ قَالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يوحَ إِلَيهِ شَيْ ءٌ وَمَنْ قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَوْ تَرَي إِذْ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِکه بَاسِطُوا أَيدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنفُسَکمْ الْيوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا کنتُمْ تَقُولُونَ عَلَي اللَّهِ غَيرَ الْحَقِّ وَکنتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَکبِرُونَ»(انعام : 93)

    آيا ستمگرتر از آن کس که دروغي بر خدا بسته است کيست؟ يا آن کس که گفته است به من وحي شده، در صورتي که بر او وحي نشده، يا که گفته است که من نيز مانند آنچه خدا نازل کرده نازل مي کنم اگر ببيني که ستمکاران به سختي هاي مرگ گرفتار آمده اند و فرشتگان دست هاي خود را گشوده اند که: جان هاي خود برآريد، امروز، به گناه آنچه درباره خدا به ناحق مي گفتيد و از آيات وي گردنکشي مي کرديد، سزايتان عذابي خوارکننده است[1].

    چون مکه به دست مسلمانان فتح شد، رسول خدا(ص) براي اهل مکه فرمان عفو عمومي صادر کرد، ولي دستور داد که عبداللّه را بکشند گرچه به پيراهن کعبه چسبيده باشد. عبداللّه بر جان خود ترسيد و به عثمان پناه برد. عثمان او را پنهان کرد تا اين که او را به خدمت پيامبر خدا آورد و برايش از آن حضرت امان خواست. رسول خدا(ص) دير زماني خاموش ماند و سربلند نکرد، تا آنکه سرانجام موافقت کرد. چون عثمان بازگشت، حضرت رسول(ص) روي به حاضران کرد و فرمود: از آن جهت خاموش ماندم تا مگر يک تن از شما برخيزد و سر از تنش جدا سازد. در پاسخ گفتند: ايما و اشاره اي در اين زمينه به ما مي فرمودي. رسول خدا(ص) فرمود: شايسته نيست که پيامبر به گوشه چشم ايما و اشاره کند.

    عثمان، چون به خلافت نشست، چنين شخص معلوم الحالي را، به سبب برادري با خود، در سال 25 هجري به حکومتِ مصر برگزيد و عمر و عاص، عامل آنجا، را عزل کرد.
    عبداللّه، قسمت هايي از افريقا را فتح کرد و عثمان خُمسِ غنائمِ آن جنگ را به او بخشيد[2] .



    پی نوشتها:
    [1] - رجوع شود به تفسیر آبه در تفسیر الطبری

    [2] -الاستیعاب ، ج 2 ص 367- 370، الاصباه ، ج 2 ص 309-310،اسد الغابه ، ج 3 ص 173 -174، انساب الاشراف ، ج 5 ص 49 ، المستدرک علی ا لصحیحین ، ج 3 ص 100،


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در مورد نحوه و علت ارتداد عبد الله بن ابی سرح، سه گونه روایت وارد شده است:

    الف. در بعضی روایات چنین آمده است: ”‌پیامبر (صلی الله علیه و آله ) آیات سوره تین را بر وی املا کرد و او می نوشت. تا رسید به آیه ”‌‌ ثم انشأناه خلقا آخر”‌‌. ابن ابی سرح از نحوه بیان خداوند در مورد خلقت انسان به شگفت آمد و گفت: ”‌فتبارک الله احسن الخالقین”‌‌. پیامبر (صلی الله علیه و آله ) فرمود: بنویس ”‌فتبارک الله احسن الخالقین”‌‌ و همین امر باعث شد که در دل ابن ابی سرح وسوسه ای ایجاد شود و به خود گفت اگر حقیقتاً این وحی است، پس بر من هم وحی می شود. اگر دروغ است پس پیامبر (صلی الله علیه و آله ) (العیاذ بالله) دروغ می گوید و به همین جهت مرتد شد و به مکه گریخت”‌‌.[1]

    ب. در بعضی از روایات دیگر آمده که ابن ابی سرح در نوشتن وحی تغییراتی می داد و همین امر باعث باشد که پیامبر (صلی الله علیه و آله ) او را از مقام کتابت وحی عزل نماید و او مرتد شد و به مکه گریخت.[2]

    ج. فیض کاشانی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند: عبدالله بن سعد بن ابی سرح برادر رضاعی (شیری) عثمان خط زیبایی داشت، هر وقت بر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) وحی نازل می شد او را فرا می خواند و وحی را بر او می خواند و او می نوشت، اما او به جای ”‌سمیع بصیر”‌‌، ”‌سمیع علیم”‌‌ و به جای”‌بما تعلمون خبیر”‌‌، ”‌بما تعملون بصیر”‌‌ می نوشت، و ”‌یا”‌‌ را عوض ”‌تا”‌‌ و ”‌تا”‌‌ را عوض ”‌یا”‌‌ کتابت می کرد، با این حال حضرت می فرمود ”‌هو واحد؛ فرقی نمی کند اینها یکی است”‌‌. عاقبت این شخص مرتد شد و به مکه گریخت و به قریش گفت: به خدا قسم، محمد نمی داند چه می گوید؛ من هم قادرم مثل او بگویم و به مانند او آیه نازل کنم.[3]


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این روایات چون در مورد نحوه ارتداد اختلاف دارند، دقیقا نمی توان به آنها استناد نمود. نقل اول دلالتی بر تحریف و تغییر ندارد؛ زیرا منافاتی ندارد که آنچه در دل ابی سرح گذشته است همان وحی الهی باشد که قبل از آن بر قلب پیامبر (صلی الله علیه و آله ) نازل گشته است، و نقل دوم هم مبهم و مجمل است.

    در توضیح اینکه نمی توان به این روایت اعتماد کرد باید گفت که: با رجوع به تاریخ و نحوه کتابت قرآن می بینیم که اولین کاتب وحی علی علیه السلام است که همه جا ملازم پیغمبر اکرم بودند و اگر آیه ای نازل می شد ایشان در کتابت آن به دستور پیامبر اکرم اقدام می فرمودند و علاوه بر ایشان پیامبر اکرم دو کاتب دیگر هم داشتند به نام ابی بن کعب و زید بن ثابت که مورد اعتماد پیامبر اکرم بودند .

    عبد الله ابی سرح نه تنها مورد اعتماد پیامبر (صلی الله علیه و آله ) نبود بلکه مورد نفرت و انزجار حضرت هم بود به خاطر شیطنت ها و بد طینتی هایی که در امر کتابت وحی انجام می داد .

    رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد او فرمود : هر که عبد الله بن سعد را بیابد –اگر چه بر پرده کعبه چنگ زده باشد باید او را بکشد. (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با چنین دستوری عبدالله بن ابی سرح را مهدورالدم اعلام کرد). (بحارالانوار ج 19ص 10)

    مرحوم صدوق در مورد روایت سوم درباره این کلام از رسول خدا (صلی الله علیه و آله )؛ "هو واحد"‌‌ می نویسد: ”‌یعنی، چه تغییر بدهی و چه تغییر ندهی آنچه من املا می کنم نوشته می شود نه آنچه را که تو تغییر می دهی”‌‌.[4]این توجیه در واقع مطابق آیاتی از قرآن است که می فرماید: قرآن قابل تغییر و تحریف نیست، و نیز آیاتی که بیان می داشت پیامبر (صلی الله علیه و آله ) در مقام دریافت، نگه داری و ابلاغ وحی معصوم اند و اشتباه نمی کنند.


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر هم توجیه مرحوم صدوق را قبول نکنیم و از نظر سند هم صحیح باشد این گونه روایات چون مخالف صریح آیات قرآن هستند قابلیت استناد را ندارند و بر اساس دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله ) اکرم و ائمه (علیه السلام) این گونه روایات را نباید قبول کرد.

    نکته ای مهم که باید یادآوری کرد این است که عده ای از دشمنان اسلام و مستشرقان عنود با استناد به این ماجرا در صدد هستند که با دست آویزی به روایات مجعول که به ائمه علیهم السلام و محدثان بزرگ نسبت می دهند . این نتیجه را بگیرند که قرآن تحریف شده است . در صورتی که قرآن به دست کاتبان امین و مورد اعتماد پیامبر اکرم نوشته شده است که با وجود نسخه های دیگر از قرآن کریم در آن زمان قصد شوم اینان عقیم مانده است و قرآن طبق وعده خدواند متعال تا ابد مصون از تحریف خواهد ماند .

    همانگونه که اشاره شد عبدالله بن ابی سرح بعد از ارتداد به مکه گریخت و پیامبر (صلی الله علیه و آله ) در زمان فتح مکه هم به جهت شفاعت عثمان (خلیفه سوم) او را اعدام نکرد و او بعدها فرماندار عثمان در مصر شد.[5]

    لازم به ذکر است با دقت در این روایت به دست می آید، این روایت بیش از آن که بر تحریف قرآن دلالت کند بر عدم تحریف دلالت دارد؛ چراکه قائلین به عدم تحریف قرآن، تلاش های مخالفان را برای تحریف نفی نمی کنند، بلکه عدم توفیق آنها را در این تلاش ها نفی می کنند.

    دلیلش آن است که ؛

    اولاً: حفظ و صیانت قرآن از جانب الهی است.

    ثانیاً: پیامبر محافظ و نگهبان قرآن از دست برد تحریف و تغییر بود. این کوشش ها از طرف ابن ابی سرح مصداقی از مصادیق آن تلاش های شکست خورده و توطئه های باطلی است که پیامبر متصدی مبارزه با آنها بوده است و حضرت این توطئه ها را در نطفه خفه کرد. در حقیقت کسی که با دقت و تعمق به این روایت نگاه کند به روشنی می فهمد که این روایت بر عدم تحریف قرآن دلالت دارد، نه بر تحریف.


    پی نوشت ها :

    [1] بحارالانوار، ج 22، ص 34.

    [2] تفسیر عیاشی، ج1، ص 369.

    [3] فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج 2، ص 140 ذیل آیه 93، انعام، تهران، مکتبه الاسلامیه.

    [4] صدوق، معانی الاخبار، به نقل از بحار الانوار، ج 92، باب 3، ص 35.

    [5] بحارالانوار، ج 17، ص178.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۳/۰۵ در ساعت ۱۹:۰۸


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    39 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشکر بسيار از شما پاسخگوی عزيز.

    بنده فقط متوجه نشدم که چگونه هر کسی در اين روایات تفکر کند، به عدم تحريف قرآن پی خواهد برد و نه تحريف قرآن...؟

    ممنونم

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط rthenamvar نمایش پست
    با تشکر بسيار از شما پاسخگوی عزيز.

    بنده فقط متوجه نشدم که چگونه هر کسی در اين روایات تفکر کند، به عدم تحريف قرآن پی خواهد برد و نه تحريف قرآن...؟

    ممنونم
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    قبل از هر چيز بابت تأخير بوجود آمده در پاسخگويي به سوال شما،پوزش مي طلبم.

    دليل اينكه تفكر در ماجراي مربوط به ارتداد عبدالله بن ابي سرح و روايات مربوط به آن سبب مي شود تا به عدم تحريف قرآن پي ببريم،اين است كه با مطالعه دقيق اين ماجرا و برخورد تند و جدي و همراه با قاطعيت پيامبر(ص) با او و همچنين حساسيت آن حضرت در درست و كامل نوشته شدن قرآن و همچنين وجود كاتبان ديگري همچون امام علي(عليه السلام)،و اينكه نقشه هاي چنين شخصي در تغيير قرآن ناكام مانده است،عدم تحريف قرآن را به اثبات مي رساند،و نكته ديگر اينكه اين روايات و گزارشات فقط قصد و تلاش ابن ابي سرح را براي تحريف قرآن بيان كرده و همچنين عدم موفقيت او در اين قصد پليد را بيان مي كنند.


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    39 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشکر بسيار از شما پاسخگوی عزيز

  12. تشکرها 2


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ج. فیض کاشانی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند: عبدالله بن سعد بن ابی سرح برادر رضاعی (شیری) عثمان خط زیبایی داشت، هر وقت بر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) وحی نازل می شد او را فرا می خواند و وحی را بر او می خواند و او می نوشت، اما او به جای ”‌سمیع بصیر”‌‌، ”‌سمیع علیم”‌‌ و به جای”‌بما تعلمون خبیر”‌‌، ”‌بما تعملون بصیر”‌‌ می نوشت، و ”‌یا”‌‌ را عوض ”‌تا”‌‌ و ”‌تا”‌‌ را عوض ”‌یا”‌‌ کتابت می کرد، با این حال حضرت می فرمود ”‌هو واحد؛ فرقی نمی کند اینها یکی است”‌‌. عاقبت این شخص مرتد شد و به مکه گریخت و به قریش گفت: به خدا قسم، محمد نمی داند چه می گوید؛ من هم قادرم مثل او بگویم و به مانند او آیه نازل کنم.[5]
    این حدیث سندش محکمه؟
    ا الف. در بعضی روایات چنین آمده است: ”‌پیامبر (صلی الله علیه و آله ) آیات سوره تین را بر وی املا کرد و او می نوشت. تا رسید به آیه ”‌‌ ثم انشأناه خلقا آخر”‌‌. ابن ابی سرح از نحوه بیان خداوند در مورد خلقت انسان به شگفت آمد و گفت: ”‌فتبارک الله احسن الخالقین”‌‌. پیامبر (صلی الله علیه و آله ) فرمود: بنویس ”‌فتبارک الله احسن الخالقین”‌‌ و همین امر باعث شد که در دل ابن ابی سرح وسوسه ای ایجاد شود و به خود گفت اگر حقیقتاً این وحی است، پس بر من هم وحی می شود. اگر دروغ است پس پیامبر (صلی الله علیه و آله ) (العیاذ بالله) دروغ می گوید و به همین جهت مرتد شد و به مکه گریخت”‌‌.[3]
    لطفا راویان وسندیت این روایتها رو بفرمایید.
    ب. در بعضی از روایات دیگر آمده که ابن ابی سرح در نوشتن وحی تغییراتی می داد و همین امر باعث باشد که پیامبر (صلی الله علیه و آله ) او را از مقام کتابت وحی عزل نماید و او مرتد شد و به مکه گریخت.[4]
    این روایتها از کدام معصومه یا معصومینه و سندیت احادیثش.

  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    این حدیث سندش محکمه؟ لطفا راویان وسندیت این روایتها رو بفرمایید. این روایتها از کدام معصومه یا معصومینه و سندیت احادیثش.

    جناب
    talleb، همانگونه كه در بحث «آيا منابع نقلي حديث قابل اعتبار مي باشند؟» بيان كردم كه براي تشخيص روايات درست از نادرست چندين راه وجود دارد،سند روايت،مطابقت با قرآن و همچنين مطابقت با عقل قطعي،اين روايات درست بر طبق قرآن كريم مي باشند كه تصريح به حفظ و صيانت قرآن كريم توسط خداوند متعال دارند،همچنين هيچ منافاتي با عقل قطعي هم ندارد.

    براي اطمينان حضرتعالي - البته با توجه به شناختي كه از شما در مباحث ديگر دارم،بعيد مي دانم كه دانستن سند اين روايات و نام معصوميني كه اين روايات از آنها نقل شده است برايتان مهم باشد- متن اين روايات را به همراه سلسله سند روايات ارائه مي نمايم:

    - أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ‏ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْ‏ءٌ قَالَ نَزَلَتْ فِي ابْنِ أَبِي سَرْحٍ الَّذِي كَانَ عُثْمَانُ اسْتَعْمَلَهُ عَلَى مِصْرَ وَ هُوَ مِمَّنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَوْمَ فَتْحِ مَكَّةَ هَدَرَ دَمَهُ وَ كَانَ يَكْتُبُ لِرَسُولِ اللَّهِ ص فَإِذَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ كَتَبَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ فَيَقُولُ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص دَعْهَا فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ وَ كَانَ ابْنُ أَبِي سَرْحٍ يَقُولُ لِلْمُنَافِقِينَ إِنِّي لَأَقُولُ مِنْ نَفْسِي مِثْلَ مَا يَجِي‏ءُ بِهِ فَمَا يُغَيِّرُ عَلَيَّ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهِ الَّذِي أَنْزَلَ {الكافي ج : 8 ص : 201}.

    - قال علي بن ابراهيم حدثني أبي عن صفوان عن ابن مسكان عن أبي بصير عن أبي عبد الله الصادق (ع) قال إن عبد الله بن سعد بن أبي سرح أخا عثمان بن عفان من الرضاعة قدم المدينة و أسلم و كان له خط حسن و كان إذا نزل الوحي على رسول الله (ص) دعاه فكتب ما يمليه عليه رسول الله( ص) من الوحي و كان إذا قال له رسول الله (ص) سميع بصير يكتب سميع عليم و إذا قال و الله بما تعملون خبير يكتب بصير و يفرق بين التاء و الياء و كان رسول الله (ص) يقول هو واحد، فارتد كافرا و رجع إلى مكة و قال لقريش و الله ما يدري محمد ما يقول أنا أقول مثل ما يقول فلا ينكر علي ذلك فأنا أنزل مثل ما أنزل الله فأنزل الله على‏ نبيه (ص) في ذلك « وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً... إلخ» فلما فتح رسول الله (ص) مكة أمر رسول الله ص بقتله، فجاء به عثمان قد أخذ بيده و رسول الله (ص) في المسجد فقال يا رسول الله اعف عنه فسكت رسول الله (ص) ثم أعاد ، فقال هو لك، فلما مر قال رسول الله لأصحابه أ لم أقل من رآه فليقتله، فقال رجل كانت عيني إليك يا رسول الله أن تشير إلي فأقتله، فقال رسول الله (ص) إن الأنبياء لا يقتلون بالإشارة{ بحارالانوار،ج89،ص35 و تفسيرالقمي ج : 1 ص : 211}.

    علاوه بر منابع روايي،در منابع متعدد تاريخي هم به ماجراي عبدالله بن ابي سرح اشاره شده است،كه برخي از اين منابع عبارتند از:

    - أسدالغابة،ج‏3،ص:155

    - أنساب‏ الأشراف،ج‏11،ص:20 و ،ج‏1،ص:358

    - المعارف،متن،ص:300

    - المنتظم،ج‏5،ص:144

    - البدايةوالنهاية،ج‏5،ص:350

    بنابراين ماجراي ارتداد عبدالله بن ابي سرح از موضوعات مسلم و قطعي تاريخي مي باشد،لذا چون اين موضوع از متواترات تاريخي است، ضعف سندي برخي از روايات مشكلي ايجاد نخواهد كرد.

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۳/۰۳ در ساعت ۱۶:۵۶

  16. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود