صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شعر نوروز

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب شعر نوروز




    كلمه <عيد> را جشن، روز جشن و هر روزي كه در آن يادبود خوشي براي گروهي از مردم باشد معني كرده اند. اين كلمه با پسوندهايي چون <انه> و <گاه - گه> و اضافاتي مانند اضحي، روزه، صيام، وصال و فطر در آثار شاعران ايراني به يادگار مانده است. عيدانه؛ پول ياكالايي كه به سبب عيد دهند، عيدي، جامه نو كه روز عيد پوشند:

    بهل تا دست و پايت را ببوسم
    بده عيدانه كامروز است عيدم
    مولوي. ديوان كبير

    عيد اضحي؛ عيد گوسفندكشان در روز دهم ذيحجه:
    عيد اضحي با هزاران امن و دولت بر درت
    از در لطف خداي غيبدان آمد پديد
    مجير بيلقاني

    عيد رمضان؛ عيد فطر، عيد روزه، عيد صيام:
    ماه شعبان منه از دست قدح كاين خورشيد
    از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد
    حافظ شيرازي

    عيد روزه طايري شد پر ز رحمت ساخته
    كاشيانش برتر از گردون گردان يافتم
    شمس طبسي

    حافظ منشين بي مي و معشوق زماني
    كايام گل و ياسمن و عيد صيام است
    خواجه حافظ

    روز بس خرم و موسم ز همه خوبتر است
    عيد فطر است كه عالم همه پرزيب و فر است
    مجير بيلقاني

    عيدگاه، عيدگه؛ جايي كه نماز عيد و ديگر مراسم عيد را در آن برگزار كنند:
    گفتم كه رنجه شو به تماشاي عيدگاه
    كامروز عيد را رخ زيبات در خور است
    ظهير فاريابي

    مي رود هركس به طرف عيدگاه از كوي تو
    من ز كويت چون روم چون عيدگاهم كوي توست
    هلالي جغتايي

    ناگه در آن ميانه به خواجو رسيد و گفت
    كز عيدگه كنون كه رخ آري به خانگاه
    خواجوي كرماني

    عيد وصال؛ روز جشن و شادي، رسيدن به دوست و محبوب:
    امشب به راستي شب ما روز روشن است
    عيد وصال دوست علي رغم دشمن است
    سعدي

    عيدي نقد كردن؛ هديه نوروزي آماده كردن:
    نقد كن عيدي براي چون مني
    كفشي و دستاري و پيراهني
    گر دهيم اين هرچه گفتم ما حضر
    مي نخواهم هيچ تا عيد دگر
    عطار، مصيبت نامه

    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۱۲/۲۲ در ساعت ۱۱:۰۲


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    بهاریه منوچهری




    آمد نوروز هم از بامداد
    آمدنش فرخ و فرخنده باد
    باز جهان خرم و خوب ايستاد
    مرد زمستان و بهاران بزاد
    ز ابر سيه روي سمن بوي داد
    گيتي گرديد چو دار القرار
    روي گل سرخ بياراستند
    زلفك شمشاد بپيراستند
    كبكان بر كوه به تك خاستند
    بلبكان زير و ستا خواستند
    باز جهان خرم و خوش يافتيم
    زي سمن و سوسن بشتافتيم
    زلف پر يرو يان بر تافتيم
    دل ز غم هجران بشكافتيم
    خوبتر از بوقلمون يافتيم
    بوقلمونيها در نوبهار
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۸:۴۳


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    598
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کوچه های شسته از باران(ویزه ایام نوروز)





    کوچه های شسته از باران
    سلام ای سال نو
    ای وامدار لحظه های روشن فردا
    خداحافظ تو را ای کهنه سال ای خاطرات شاد ونازیبا
    سلام ای سبزی واب زلال وسایه های بید
    هلا ای افتاب پاک پر امید
    خداحافظ تو را یلداوشب های زمستانی
    سلامم بر تو ای سالی که می ایی
    طراوت پیشه پاک اهورایی بهار سبزورویایی
    چه سر مستم که می ایی
    درودم بر تو ای فصل شکفتن
    اشنای باطراوت
    مهربان میلاد باریدن
    خداوندا بگردان چون بهاران
    حال من را سوی ان حالی که میدانی
    به جان سرو زیبا سبز خواهم شد
    بسان قاصدک ها من رها ازغصه خواهم شد
    شمارا حوض ابی
    ابر بغض الوده
    ای زیبا کلام ناودان قصه گو
    من دوست میدارم
    سلام ای کوچه های شسته از باران
    کنون ای مهربانان یاد یاران یاد یاران
    خداحافظ ذغال روسیاه
    افکار سرماخورده محبوس
    گذر کردم سیاووش گونه پروازی فراز اتش وخرسند از پاکی
    خدایا کاسه تقدیر اوردم
    ونجوا گونه قاشق میزنم تا صبح
    عطا کن قسمت ن را تو بهروزی
    به قدر ظرف من نه
    قدر مهر چون تو معبودی
    کریما ,روزی ام را عاشقی فرما
    خدایا قطره اشکی عطایم کن
    ببارم گاه گاهی رو به درگاهی
    خدایا سال ها ولحظه های رفته ام رفتند
    مرا اینک تو سال ولحظه های باسعادت هدیه ام فرما
    به من ارامشی مهری عنایت کن
    یقینی مرحمت فرما
    بفهمم تا خدا
    یک یا خدا باقی ست
    وروحی تا به پرواز اورد این جسم خاکی را
    خدایا باور افسردگان را چون بهاران زندگانی ده
    وروح خستگان را هم خروشی
    جاودانی ده
    کویری قلب تنهایان به مهری ابیاری کن
    به کوی بی کسان یک مهربانی اشنایی ارتو راهی کن
    به یاد خاطراتش عاشقانه زندگی کردن تلافی کن
    بکوبان با سر انگشتان مهری , کوبه درهای غربت را
    بسوزان ریشه ای سرد نفرت را
    حبیبا ,سال نو را
    سال نورو عاشقی فرما
    بزرگا , رسم زندگی کردن نشانم ده
    وراه ورسم دل دادن , ستاندن پیش پایم نه
    به کامم لذت باهم نشستن, مهر ورزیدن عنایت کن
    فهیم ارزش هر لحظه ام گردان
    بدانم خنده در ایینه بس زیباست
    بفهمم بغض در ادینه , دست ماست
    بخوانم با قناری ها , خدا اینجاست
    بجویم من خدایم چون که حق زیباست
    عزیزا هفت سین عیدمان را
    سایه سار سبز سیمای سحرخیزان سرو اندیش ساعی مرحمت فرما
    خدایا باور تغییر را
    این کیمیا درس بهاران را
    در اعماق قلوب یخ زده
    گرم وشکوفا کن
    تو خار هر کدورت را
    به گلبرگ گذشتی بی اثر گردان
    چکاوک را تو یاری کن
    به اوازی دل همسایه مان را شاد گرداند
    شقایق را
    که دشت لخت وعریان پوشاند
    به خوشبختی نشان کوچه بن بست مارا ده
    نشان مردم این شهر را یاد بهار اور
    خدایا
    در طلوع سال نو
    اغاز راه سبز فرداها
    تو قلب هر مسافر را
    به نور معرفت
    اگه به رمز وراز زیبای سفر فرما
    بفهمان زندگی بی عشق نازیباست
    که قدر لحظه ها
    در لحظه ناپیداست

    (شعر از کیوان شاه بداغی)


    ---------------

    ساقیا امدن عید مبارک بادت

    ویرایش توسط صدای دیدار : ۱۳۸۷/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۸:۴۸



    و هیچ فکر نکرد مامیان پریشانی تلفظ درها
    برای خوردن یک سیب
    چقدر تنهاماندیم...






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    سعدی و نوروز




    مبارکتر شب و خرمترين روز

    مبارکتر شب و خرمترين روز
    به استقبالم آمد بخت پيروز
    دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
    که دوشم قدر بود امروز نوروز
    مهست اين يا ملک يا آدميزاد
    پري يا آفتاب عالم افروز
    ندانستي که ضدان در کمينند
    نکو کردي علي رغم بدآموز
    مرا با دوست اي دشمن وصالست
    تو را گر دل نخواهد ديده بردوز
    شبان دانم که از درد جدايي
    نياسودم ز فرياد جهان سوز
    گر آن شب‌هاي باوحشت نمي‌بود
    نمي‌دانست سعدي قدر اين روز
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۸:۲۸


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    بهاریه حافظ




    ز كوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
    از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
    چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت كن
    كه قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی
    ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
    كه زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
    به صحرا رو كه از دامن غبار غم بیفشانی
    به گلزار آی كز بلبل غزل گفتن بیاموزی
    چو امكان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
    مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی
    طریق كام بخشی چیست ترك كام خود كردن
    كلاه سروری آن است كز این ترك بردوزی
    سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی
    كه بیش از پنج روزی نیست حكم میر نوروزی
    ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست
    مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی
    می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌كند عیبش
    خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی
    جدا شد یار شیرینت كنون تنها نشین ای شمع
    كه حكم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی
    به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
    بیا ساقی كه جاهل را هنیتر می‌رسد روزی
    می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش
    كه بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی
    نه حافظ می‌كند تنها دعای خواجه تورانشاه
    ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی
    جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده
    جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۸:۳۱


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    بهاریه سعدی




    برخیز كه می‌رود زمستان
    بگشای در سرای بستان
    نارنج و بنفشه بر طبق نه
    منقل بگذار در شبستان
    وین پرده بگوی تا به یك بار
    زحمت ببرد ز پیش ایوان
    برخیز كه باد صبح نوروز
    در باغچه می‌كند گل افشان
    خاموشی بلبلان مشتاق
    در موسم گل ندارد امكان
    آواز دهل نهان نماند
    در زیر گلیم و عشق پنهان
    بوی گل بامداد نوروز
    و آواز خوش هزاردستان
    بس جامه فروختست و دستار
    بس خانه كه سوختست و دكان
    ما را سر دوست بر كنارست
    آنك سر دشمنان و سندان
    چشمی كه به دوست بركند دوست
    بر هم ننهد ز تیرباران
    سعدی چو به میوه می‌رسد دست
    سهلست جفای بوستانبان
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۸:۳۳


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    عید نوروز - امام خمینی (ره)




    باد نوروز وزيـــده است به كوه و صحرا
    جامه عيـــد بپـــوشنـــد، چه شاه و چه گدا
    بلبل باغ جنان را نبـــود راه به دوست
    نازم آن مطـــرب مجلـــس كـــه بود قبله نما
    صوفى و عارف ازين باديه دور افتـادند
    جــام مى گير ز مطــرب، كه رَوى سوى صفا
    همه در عيد به صحرا و گلستان بروند
    من ســرمست، ز ميخـــانه كنـــم رو به خدا
    عيد نوروز مبارك به غنــــى و درويش
    يــــــار دلـــــدار، ز بتخـــانــــه درى را بـــگشا
    گر مرا ره به در پير خــــــرابات دهى
    بــه سر و جان به سويش راه نوردم نه به پا
    سالها در صف اربــــــاب عمائم بودم
    تـــا بـــه دلـــدار رسيدم نـــكنم بـــــاز خــطا

    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۸:۳۹


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    بهاریه خاقانی




    آمد بهار و بخت كه عشرت فزا شود **از هر طرف هزار گل فتح وا شود
    گلشن شود نشیمن سلطان نوبهار **چون بهر شاه تخت مرصع بنا شود
    كان زر و جواهر بحر در و گهر **شد جمع تا نشیمن بحر سخا شود
    برگش زمرد است و گلش لعل آبدار **گلزار تخت شه كه بر آب بقا شود
    توران سزد به پادشهی كز سر پری **لعلی به صد هزار بدخشان بها شود
    شد وقت كز نسیم قدوم بهار ملك **در باغ تخت غنچه‌ی یاقوت وا شود
    عید قدم مبارك نوروز مژده داد **كامسال تازه از پی هم فتح‌ها شود
    عید مبارك است كزان پای بخت شاه **چون شاهدان ز خون عدو پرحنا شود
    خاقانی عید آمد و خاقان به یمن خود **هر كار كز خدای بخواهد روا شود
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۸:۴۱


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    بهاریه عطار




    ای بلبل خوشنوا فغان كن **عید است نوای عاشقان كن
    چون سبزه ز خاك سر برآورد **ترك دل و برگ بوستان كن
    بالشت ز سنبل و سمن ساز **وز برگ بنفشه سایبان كن
    چون لاله ز سر كله بینداز **سرخوش شو و دست در میان كن
    بردار سفینه‌ی غزل را **وز هر ورقی گلی نشان كن
    صد گوهر معنی ار توانی **در گوش حریف نكته‌دان كن
    وان دم كه رسی به شعر عطار **در مجلس عاشقان روان كن
    ما صوفی صفه‌ی صفاییم **بی خود ز خودیم و از خداییم
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۸:۴۶


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی
    به غلغل در سماع آیند هر مرغی به دستانی

    دم عیسیست پنداری نسیم باد نوروزی
    که خاک مرده بازآید در او روحی و ریحانی

    به جولان و خرامیدن درآمد سرو بستانی
    تو نیز ای سرو روحانی بکن یک بار جولانی

    به هر کویی پری رویی به چوگان می‌زند گویی
    تو خود گوی زنخ داری بساز از زلف چوگانی

    به چندین حیلت و حکمت که گوی از همگنان بردم
    به چوگانم نمی‌افتد چنین گوی زنخدانی

    بیار ای باغبان سروی به بالای دلارامم
    که باری من ندیدستم چنین گل در گلستانی

    تو آهوچشم نگذاری مرا از دست تا آن گه
    که همچون آهو از دستت نهم سر در بیابانی

    کمال حسن رویت را صفت کردن نمی‌دانم
    که حیران باز می‌مانم چه داند گفت حیرانی

    وصال توست اگر دل را مرادی هست و مطلوبی
    کنار توست اگر غم را کناری هست و پایانی

    طبیب از من به جان آمد که سعدی قصه کوته کن
    که دردت را نمی‌دانم برون از صبر درمانی

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۱۳:۴۸


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  12. تشکرها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود