صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙




    سخنرانی حجت الاسلام قرائتی در تاریخ ::1/12/1364

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙

    در آستانه عيد قرار داريم و موضوع بحث در اين ايام توجه به محرومين است. يك هفته در مورد عيادت صحبت كرديم. دو هفته قبل درباره‌ي امداد و كمك رساني بحث كرديم. اين هفته درباره‌ي قرض الحسنه، عيادت بيماران، امداد به محرومين، وام دادن به كساني كه احتياج دارند و مسائل اجتماعي، اخلاقي، اقتصادي صحبت مي‌کنيم و بايد همه‌ي ما به اين مسائل توجه كنيم. بحث جالبي است و تقريباً همه جا قرض الحسنه هست.

    هم در بانك‌ها قرض الحسنه هست كه شما در بانك‌ها هستيد و شما برادران ديوان محاسبات از آن اطلاع داريد. ما در شهرهاي كوچك حدود دو هزار صندوق قرض الحسنه داريم و در جاهايي كه صندوق نيست، مثل روستاها و مزرعه‌ها نان به هم قرض مي‌دهند، گندم به هم قرض مي‌دهند، در دانشگاه‌ها گاهي دانشجويان صد تومان به هم قرض مي‌دهند. قرض الحسنه يك چيز عمومي است. ازدبيرستان و راهنمايي شروع مي‌شود تا به دانشجو، روستا، مزرعه، شهر، بانك، شهرهاي كوچك، بزرگ و استان‌ها مي‌رسد.

    بنابراين يك بحثي است كه اخلاقي، اجتماعي و اقتصادي است. قرآن هم در اين جهت بسيار مايه گذاشته است. خدا علامه مجلسي را رحمت كند، ديشب در جلد 103 بحارالانوار حديث هايش را مي‌خواندم، درمورد قرض الحسنه بحث مفصلي را در مرآت العقول دارد. من مقداري از يادداشت هايم را خدمت شما مي‌گويم، بحث جالبي براي عموم است.

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙

    ویرایش توسط ریحانه : ۱۳۹۱/۰۱/۰۵ در ساعت ۱۸:۵۸

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/12/1





    اول اين كه بحث اين جلسه‌ي ما پنج تا شاخه دارد:

    1- قرض دادن
    2- قرض گرفتن
    3- قرض دهنده چه كار كند؟
    4- قرض گيرنده چه كار كند؟
    5 - چه طوري قرض بدهم.

    اول در مورد قرض دادن: در مورد قرض دادن چند حديث مي‌خوانم


    قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): «مَنِ احْتَاجَ إِلَيْهِ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فِي قَرْضٍ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَلَمْ يَفْعَلْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ رِيحَ الْجَنَّةِ»(من‏ لايحضره ‏الفقيه، ج‏4، ص‏15) اگر برادر ديني‌ات به پول نياز داشت و تو هم مي‌تواني به او پول بدهي، اگر ندهي «حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ رِيحَ الْجَنَّةِ» خداوند بوي بهشت را بر شما حرام مي‌كند.

    اگر داري بدهي، گفت: بده! چرا ندادي؟ نظير اين حديث را در مورد مسكن داريم. اگر يك كسي اتاق خالي دارد و دانشجوي عزيزي كه مي‌تواند با دو سه سال درس خواندن پزشك و مهندس بشود، دردي را دوا كند و ما ديگر نيازي به دكترخارجي نداشته باشيم، طبقه‌ي بالاي خانه‌اش هم خالي است، فعلاً هم پسرش تا چهار سال ديگر نمي‌خواهد زن بگيرد، خوب اتاق خالي‌اش را به آن دانشجو بدهد تا بنشيند.


    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/12/1





    حالا بعضي‌ها دليل دارند و مي‌گويند: دختر بزرگ دارم و نمي‌توانم به جوان بدهم. اما شما که گير اين حرف‌ها را نداري، طبقه خالي هست، دانشجو هم دنبال جا مي‌گردد، وظيفه داري به او جا بدهي. حديث داريم اگر كسي به اتاق خالي نياز دارد و طرف دارد و نمي‌دهد خدا روز قيامت به فرشته‌ها مي‌گويد: شاهد باشيد من در روز قيامت به اين جا نمي‌دهم، چون او به محروم جا نداد، اگر اتاق داريد بدهيد. وقتي آدم يك ساختمان مي‌سازد، دلش مي‌خواهد سر در ساختمان يك جمله‌ي خيلي جالب باشد.

    بهترين جاها بهشت است، سر در بهشت اين نوشته است: «مَكْتُوبٌ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ»(كافى، ج‏4، ص‏33) اگر وام بدهي هجده تا ثواب دارد، اگر ببخشي دو تا ثواب دارد، چرا؟ چون كساني كه بخشش را مي‌گيرند، ممکن است گدايي عادت آنها شده باشد، حتي اگر زياد نيازي هم نداشته باشند. فقرايي داريم كه وضعشان خوب است، اما گدايي عادت آنها شده است. شغلشان گدايي است. اما كسي كه مي‌ايد وام بگيرد معلوم است كه درمانده است. ثواب قرض دادن از ثواب بخشيدن بيش‌تر است. و اين جمله پلاكارد در سر در بهشت است.


    قرآن مي‌فرمايد: «لا خَيْرَ في‏ كَثيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاس»(نساء/114) كارهاي نجوا خوب نيست كه دو نفر صحبت مي‌كنند و سومي را كنار مي‌زنند. چند جا نجوا خوب است. يك جا تنگ گوشي خوب اين است كه دو نفر تنگ گوشي صحبت كنند كه براي كساني وام درست كنند. خوب نيست آدم اين را علني بگويد. اگر مي‌خواهيد به شخصي پول بدهيد، در نجوا بگوييد.


    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/12/1





    پس نجوا بد است جز در چند مورد که يکي از آن «إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ» امام صادق ذيل تفسير مي‌فرمايد، معروف چيست؟ معروف اين است كه قرض الحسنه بدهي. براي قرض الحسنه و تهيه وام، عيب ندارد كه با نجوا حرف بزني. قرض دادن خيلي كار مهمي است، هجده تا ثواب دارد. پلاكارد در بهشت است. اگر كسي بتواند قرض بدهد و ندهد، بوي بهشت نصيب او نمي‌شود. اين مال قرض دادن است.

    قرض گرفتن: درباره‌ي قرض گرفتن چهار حديث بخوانم. اول اين كه قرض نگيريم، اگر دم در صندوق‌هاي قرض الحسنه و بانك‌ها بايستيم، و از افراد بپرسيم که: آقا شما وام مي‌خواهي براي چه؟ يکي مي‌گويد: واللّه مي‌خواهم طبقه‌ي دوم خانه‌ام را بسازم(خوب نساز) مي‌خواهم روكاري كنم(خوب روكاري نكن) با آجر ساختي، كاهگل هم كردي بس است. مي‌خواهم خانه‌ام راتمام كنم(خوب نكن) مي‌خواهم مدل ماشينم را عوض كنم(خوب نكن) بسياري از قرض‌هايي كه مي‌كنيم بي خودي است. چه مانعي دارد؟ خانه‌ي هركس مي‌روي سه رقم ميوه جلويت مي‌گذارند، اكثر خانه‌ها اينطوري است. اكثر خانه‌ها هم مي‌گويند: قرض داريم. يك سيب بس است. يك پرتقال بس است.

    چرا دو رقم ميوه مي‌گذاري؟ هيچ مانعي ندارد كه يك دانشجو با دمپايي دانشگاه برود و به دانشجوها بگويد: دانشجويان توجه، توجه! من با دمپايي به دانشگاه مي‌آيم ولي اجازه نمي‌دهم كه پدرم از صندوق‌ها وام قرض بگيرد. خيال مي‌كنيم به يك مقداري از وام‌هايي كه مي‌گيريم نياز داريم، طوري نمي‌شود. نداشتن عيب نيست، بي پولي عيب نيست. علي بن ابيطالب بي پول بود. ما در كل صد و بيست و چهار هزار پيغمبر، فقط سه پيغمبر پول دار داشتيم.


    همه‌ي آنها بي پول بودند. بي پولي عيب نيست. سعي كنيم وام نگيريم، اما اگر لازم شد وام بگيريم، حديث داريم كسي كه قرض مي‌گيرد: «كُلُّ ذَنْبٍ يُكَفِّرُهُ الْقَتْلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا الدَّيْنَ لَا كَفَّارَةَ لَهُ إِلَّا أَدَاؤُهُ أَوْ يَقْضِيَ صَاحِبُهُ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي لَهُ الْحَقُّ»(كافى، ج‏5، 94) اگر كسي در جبهه شهيد شود، خدا همه‌ي گناهانش را مي‌بخشد، جز اينكه اگر بدهكار باشد و وام گرفته باشد، وام و بدهكاري مردم را بايد داد. مشغول نماز هستم تا ميروم بگويم: «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»(فاتحه/4) بدهكار مي‌آيد، مي‌گويد: فوري پول من را بده.

    اگر مي‌تواني در جيبت است، سرنماز بده. اگر نمي‌تواني بايد نمازت را بشكني، بروي قرضت را بپردازي، بعد برگردي نمازت را از اول بخواني. وام را بايد داد.

    اين كه مي‌گويند: خدا شهيد را مي‌بخشد، بله! خدا شهيد را مي‌بخشد چون از اهل بهشت است اما بدهي سر جاي خود هست. بايد قرض گرفتن از روي حساب باشد و اينكه بايد پرداخت شود.



    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/12/1





    قَالَ عَلِيٌّ(ع): «إِيَّاكُمْ وَ الدَّيْنَ فَإِنَّهُ هَمٌّ بِاللَّيْلِ وَ ذُلٌّ بِالنَّهَارِ»(من ‏لا يحضره ‏الفقيه، ج‏3، ص‏182) سعي كنيد وام نگيريد.

    كار توليدي خوب است، سعي كنيد وام بگيريد. چرا؟ «فَإِنَّهُ هَمٌّ بِاللَّيْلِ وَ ذُلٌّ بِالنَّهَارِ» «إِيَّاكُمْ وَ الدَّيْنَ فَإِنَّهُ»: به درستي كه وام، «هَمٌّ بِاللَّيْلِ»: يعني شب كه مي‌خوابي و هم و غم تو را مي‌گيرد، و نگران هستي و روز كه مي‌شود ذليل هستي «وَ ذُلٌّ بِالنَّهَارِ» با وام گرفتن شب آدم در هم وغم است. در روز هم ذليل است، يعني گردنش پايين است، فقط شما در وقت اضطرار وام مي‌گيري براي اين كه قالي بخري(خوب زيلو بخر) سفره‌ي ساده طوري نيست. چقدر جوان‌هاي ما وام مي‌گيرند، وقتي عروس مي‌گيرند، بوق نزنند، اين همه آدم عروسي كرد، بوق نزد طوري هم نشد. وام نگيريد.


    «لَا تَزَالُ نَفْسُ الْمُؤْمِنِ مُعَلَّقَةً مَا كَانَ عَلَيْهِ دَيْنٌ»(علل‏ الشرائع، ج‏2، ص‏528) «لَا تَزَالُ»: دائماً روح مؤمن آويزان است. آدمي كه وام مي‌گيرد آويزان است. يعني احساس مي‌كند وابسته است. امام صادق(ع) فرمود: «خَفِّفُوا الدَّيْنَ فَإِنَّ فِي خِفَّةِ الدَّيْنِ زِيَادَةَ الْعُمُرِ»(أمالى طوسى، ص‏667) كم وام بگيريد. «خفت»: اگر بدهي شما كم باشد عمر شما زياد است. يعني ديگر نگران هم و غم، معلقه و آويزان بودن نيستي. «ذل»: غصه خوردن شب، خوار بودن روز، احساس آويزاني، همه اين‌ها عمرت را كم مي‌كند.


    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/12/1





    حضرت علي گوشت فروشي را ديد، رفت كه از او گوشت بخرد، ديد در جيبش پول نيست. (آخر بعضي وقتها آدم فراموش مي‌كند كه در جيبش پول بگذارد). من يك وقت در زمان طاغوت، وقتي به تهران مي‌آمدم، لباس نو مي‌پوشيدم. قبايم را عوض كرده بودم، پول در جيبم نبود.

    وسط راه قم و تهران آمدند كه پول بگيرند ديدم من قبايم را عوض كردم و در آن پول نگذاشتم. به راننده گفتم: آقا من را پياده كن. گفت: چرا؟ گفتم: براي اين كه من قبايم را درآوردم و فراموش كرده‌ام كه در آن پول بگذارم. حالا آمدند پول بگيرند من يادم افتاد كه پول ندارم. گفت: حالا عيب ندارد شما مهمان من باش. گفتم: من وارد تهران هم بشوم پول ندارم. يا همين جا پياده‌ام كن، يا پول كرايه ماشينم را بده. گفت: باشد. پول تاكسي را گرفتم و سر جايم نشستم. حضرت علي رفت كه گوشت بخرد ديد پول در جيبش نيست. قصاب گفت: بيا چرا نگرفتي؟ حضرت گفت: يادم آمد پول در جيبم نيست. خواهش مي‌كنم، گوشت بگير، فردا پولش را بياور.

    حضرت گفت: عوض اين كه به شما بگويم فردا پول مي‌دهم، به شكمم مي‌گويم: فردا به تو گوشت مي‌دهم. آخر اين درست نيست كه آدم پهلوي شكمش اين قدر رودربايستي كند، كه گردنش را جلوي مردم خم كند. وام نگيريد، تا مي‌شود وام نگيريد. اين هم براي وام گرفتن كه خدمتتان عرض كردم.


    شخصي از دنيا رفت به پيغمبر گفتند: بيا نماز بخوان. تا حضرت آمد نماز بخواند، فرمود: بدهي دارد؟ گفتند: بله. گفت: من نماز نمي‌خوانم. ببينيد بدهي‌اش را چه كسي مي‌دهد؟ اول روشن شود چه كسي بدهي‌اش را مي‌دهد بعد من نماز بخوانم. البته اين حديثي نيست كه اگر كسي بدهكار است، بر مرده‌ي او نماز نخوانيد. اما از اين حديث مي‌توان فهميد كه پيغمبر چقدر به بدهي حساس است و چقدر اسلام حساس است. هر گناهي كه آدم بكند اما در جبهه شهيد شود، خدا او را مي‌بخشد، اما بدهي را نمي‌بخشد.


    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/12/1





    قرض دهنده: برادراني كه در بانك، صندوق قرض الحسنه، محاسبات، كساني كه دست اندركار بده بستان، هستيد اين بحث را گوش كنيد. اول اين كه آقايي كه قرض مي‌دهد اگر ندارد(البته اين مال قرض‌هاي شخصي است. يك قسمت قرض براي صندوق است. اگر همه‌ي مردم از پول‌هاي بانك‌ها و صندوق‌ها بردارند بعد بگويند: نداريم.

    «المفلس في امان اللّه» اقتصاد فلج مي‌شود. اگر پول براي مردم است يا خودت بايد بدهي، يا ضامنت بايد آن را بدهد، او حسابش جداست. اما فرد به فرد يك چيز ديگري است.) من به شما پنج تومان قرض دادم، قرآن مي‌فرمايد: «وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَيْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»(بقره/280) اگر بدهكار عسرت دارد و در مضيقه و فشار است «فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَيْسَرَةٍ» صبر كنيد تا پول دار شود. اگر كسي به شما وام قرض الحسنه نداد حق ندارم شما را زندان كنم. البته اگر يك وقت قرض كردي رفتي عياشي كردي، اسراف و تبذير و ولخرجي كردي، آن حسابش جداست. اما اگر براي يك كار لازم و ضروري قرض كردي، بعد هم بي پول شدي من نمي‌توانم چون شما بي پول شدي، شما را زندان كنم.

    بد نيست براي قرض دهنده‌ها چند تا حديث بخوانم. شخصي به نام ابن ابي عمير كه از اصحاب عالي امام صادق(ع) است.

    آن قدر عالي است كه هر حديثي كه ايشان گفت، ديگر وارسي نكنيد که حديثش قوي است يا ضعيف است. گرچه نگويد: از چه كسي است؟ اگر از دو لب ايشان بيرون بيايد صحيح است. آن قدر اين مرد بزرگوار است. ايشان مرد بزازي بود كه مالش تلف شد و مفلس شد و در خانه نشست، ده هزار تومان از كسي مي‌خواست، بدهكار خانه‌اش را فروخت و در خانه‌ي ايشان آمد. آمد در را باز كرد. آقا شما ده هزار تومان از ما مي‌خواستي اين هم ده هزار تومان شما. اين مرد بزرگوار، بزاز، راوي حديث، پرسيد: ده هزار درهم را از كجا آورده‌اي؟ به شما ارث رسيده است؟ گفت: نه. پس از كجا آوردي؟ گفت: خانه‌ام را فروختم. چون ديدم بدهكار هستم خانه‌ام را فروختم تا بدهكاري‌ام را بدهم. ابن ابي عمير گفت: به خدا قسم به يك درهم آن نياز ندارم.

    اما امام صادق(ع) مولايم فرمودند: اجازه ندهيد بدهكار به خاطر بدهي خانه‌اش را بفروشد. يك درهم آن را مي‌خواهم، اما چون خانه‌ات را فروختي از تو نمي‌گيرم. اينها تربيت شدگان مكتب امام صادق(ع) هستند، نبايد بستانكار به بدهكار فشار بياورد.



    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/12/1




    بد نيست يك قصه برايتان بگويم. بدهكار و بستانكار، قرض داده بودند. ديني بود، كسي از كسي طلب داشت، مي‌گفت: طلب مرا بده. بدهكار گفت: فردا طلبت را مي‌دهم. گفت: همين الان بايد بدهي. بدهكار گفت: خوب صد تومانش را بگير، صد تومانش باقي مانده‌اش را هم فردا مي‌دهم، گفت: نه دويست تومانش را بايد با هم بدهي.

    بدهكار بلند شد و خانه‌ي امام صادق آمد و گفت: خدا با اين اعصابت پدرت را بيامرزد. يكي از طرفداران و شيعيان شما از من طلب دارد، پدر ما را درآورد. بدهكار شكايت بستانكار را به امام صادق كرد. همينطور كه امام صادق نشسته بود گوش مي‌داد، بستانكار آمد وگفت: سلام عليكم، به ايشان چه كردي؟ گفت: آقا كاري نكردم. از او طلب دارم، مي‌گويد: برو فردا بيا. من هم نمي‌روم فردا بيايم. حرف مرد يكي است، بايد بگيريم، الان هم بگيرم، بايد تا يك قران آخرش را هم بگيرم. امام صادق ديد اين آدم پر رويي است، گفت: آقا، حقم را مي‌خواهم. امام گفت: حقت است اما حق را هم نمي‌شود اينطوري گرفت. فرمود: قرآن خواندي؟ گفت: بله قرآن خواندم.


    فرمود اين آيه چيست؟ «و يخافون سوءالحساب» مردان مؤمن از بد حسابي خدا مي‌ترسند، مگر خدا بد حساب است؟ فرمود: ديگر تفسيرش را نمي‌دانم. گفت: بله كساني كه در دنيا از مردم بستانكار هستند(قرض دهنده) كساني كه مثل شما سخت مي‌گيرند، خدا هم در روز قيامت به اين‌ها سخت مي‌گيرد. شما اگر خيلي مي‌خواهي سخت گيري كني درجواني‌ات سخت گيري كن. من چهار سال است مقيم تهران شدم. حساب كردم در اين چهار سال كه بعد از انقلاب به تهران آمدم، حدود 2400 ساعت جواني‌ام در ماشين گذشته است. بعد حساب كردم چند ساعت برابر اين است كه بنده مي‌توانم كتاب مطالعه كنم. يك خورده روي دقيقه‌هاي عمرت فكر كن.


    دقيقه‌هايي كه ما پاي فيلم مرادبرقي نشستيم، چند برابر دقيقه‌هايي است كه آمريكا صرف ساختن آپولو كرد؟ 4 ساعت جوانيت مي‌رود باكت نيست اما در اين يك قران، دو زار باك داري؟ اگر كيسه‌ات سوراخ باشد و در آن پول بريزي، از كيسه‌ات مي‌ريزد و تو حتما آن را مي‌دوزي، اما عمرت سوراخ شده و تو عين خيالت نيست. از عمر خودت غافل هستي، در عمرت سخت گيري كن ولي با مردم سخت گيري نكن. قرض دهنده نمي‌تواند بدهكار را زندان كند. كساني كه در دنيا سخت بگيرند، خدا هم به آن‌ها سخت مي‌گيرد. البته در مال خودت سخت گيري نكن و در مال بيت المال سخت گيري كن. نگو حالا خودكار اداره است عيب ندارد، نخير عيب دارد.

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/12/1





    اميرالمؤمنين از بيت المال جنس آورده بودند، يك بچه‌ي كوچك يك چيزي دندان گرفت، اميرالمؤمنين تا آن را ديد، دويد تا بگيرد. بچه كه ديد اميرالمؤمنين مي‌دود آن هم دويد. اميرالمؤمنين رئيس حكومت اسلامي دنبال بچه مي‌دود. ‏ زشت است تو رئيس حكومتي هستي، دنبال بچه مي‌دوي؟ چه كار مي‌كني، زشت است. فرمود: آخر مال بيت المال دستش است. گفتند: براي بيت المال هم باشد، يك دانه سيب كه به بچه مي‌رسد. فرمود: مي‌رسد ولي آخر از همه به او مي‌رسد. اين اول از همه برداشت. در بيت المال تا مي‌توانيد سخت بگيريد، اما در مال شخصي سخت نگيريد.

    حديث داريم روز قيامت افرادي با صورت‌هاي نوراني در آسايش مطلق هستند. مي‌پرسند آيا اين‌ها پيغمبر هستند؟ آيا اين هاشهدا هستند؟ نه پس چرا اين‌ها اين قدر صورت هايشان نوراني است؟ حضرت فرمود: «هَؤُلَاءِ قَوْمٌ» اين‌ها كساني هستند كه به برادر ديني خود وام و قرض مي‌دهند. مي‌گويند: اين پنج تومان باشد هر وقت داشتي آن را بپرداز. يك كاري مي‌كنند كه هم و غم و ذل و معلقه نداشته باشي.

    پيغمبر فرمود: اگر كسي به كسي قرض بدهد و بگويد: هر وقت داشتي بده. فرشته‌ها به او صلوات مي‌فرستند، اين براي قرض دهنده است.

    «من أقرض ملهوفاً» اگر كسي به يك آدم مستضعف پول بدهد، بعد هم اذيتش نكند، بگويد: هر طور كه مي‌خواهي بدهي، خدا همه‌ي گناهانش را مي‌بخشد. حديث داريم: اگر كسي وام بدهد وآسان بگيرد روز قيامت از پل صراط راحت رد مي‌شود. قرض دهنده‌ها سعي كنيد طرف را تحقير نكنيد. خوب مي‌خواهي چه كني؟ مي‌خواهي داماد بشوي(به تو چه) پول كه مال تو نيست، شما بگو ضامنت چه كسي است، مي‌خواهي چه كني؟ به تو ربطي ندارد. چنين پز مي‌دهد، ژست مي‌گيرد، آقا وام مي‌دهيد. اينطوري وام بدهيد. خوب احوال شما چطور است. تو بي پولي، بنده هم بي پول هستم.


    منتها تو ايستادي، من نشسته‌ام. يك وقت خيال نكني شما بدبخت هستي، نه بنده هم قرض كردم. حالا تو هم يك دفعه قرض كن. ان شاءاللّه مبارك است. وقتي مي‌خواهد برود از پشت ميز بيرون بيا، دو سه قدم بزن، چون كسي كه مي‌ايد قرض بگيرد خوار مي‌شود، اما شما بايد خواري‌اش را با بدرقه از بين ببري.



    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1364/12/1





    يك آدم‌هايي عقده‌اي هستند. ما يك وقت يك جايي رفتيم ديديم يك كسي روي دماغش يك كلاه گذاشته است، يك چوب هم دست گرفته و در مستراح نشسته چند آفتابه هم دستش است. هركس كه مي‌ايد برود چوب را بلند مي‌كند، مي‌گويد: آن آفتابه را بردار.

    مي‌گويد: آن يكي را بردار. ما هرچه نگاه كرديم آفتابه‌ها يك شكل است، اما مي‌گويد: آن يكي آفتابه را بردار. ما گفتيم: اين چه دردي دارد؟ فهميديم كه اين مي‌خواسته رئيس بشود نتوانسته است، ولي بالاخره در اين جا رئيس شده است. آقاجان اگر به يك كسي وام مي‌دهيد خوارش نكنيد. حالا اگر مي‌بيني پر از عرق شده است، تحويلش بگير.

    يكي پيش پيغمبر آمد، شروع به لرزيدن كرد. يك مرتبه حضرت فرمود: چه شده من هم مثل تو شدم. آقاي قرائتي خيلي دلم مي‌خواهد شما را ببينم، نه آقا ما هم مثل شما هستيم، بنده را مي‌شناسي، بنده از ترس پشه در پشه بند مي‌روم. آقا مگر ما چه كسي هستيم كه از ديدن من خوشحال شدي. هيچ كس، بعدش هم هيچ كس، حالا هم هيچ كس.

    آقايي كه وام مي‌دهي مواظب باش كسي كه مي‌ايد وام بگيرد، او را كوچك نكني. من سراغ دارم صندوق قرض الحسنه‌اي كه كسي به آن جا رفت و صحبت كرد جوابش را ندادند. گفت: آقا چرا جواب ندادي؟ گفت: سلام نكردي. من رفتم گفتم: آقا به تو چه كه سلام نكرد.

    البته حديث داريم هركس وارد شد سلام كند ولي حالا اگر كسي سلام نكرد تو چرا اينطوري برخورد مي‌كني؟ تحقير نكنيد، منت هم نگذاريد، اين هم براي قرض دهنده بود.

    اما بيايم سراغ قرض گيرنده: «السُّرَّاقُ ثَلَاثَةٌ مَانِعُ الزَّكَاةِ وَ مُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّسَاءِ وَ كَذَلِكَ مَنِ اسْتَدَانَ دَيْناً وَ لَمْ يَنْوِ قَضَاءَهُ»(تهذيب‏ الأحكام، ج‏10، ص‏153)

    امام صادق فرمود: سه رقم دزد داريم، (يك رقم آن را مردم مي‌دانند كه همان دزدهاي معمولي هستند.) اما سه رقم دزد داريم:



    1- «مَانِعُ الزَّكَاةِ» كسي كه زكات مالش را ندهد، دزد است.
    2 - «مُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّسَاءِ» كسي كه مهر زنش را ندهد دزد است.
    3- «وَ كَذَلِكَ مَنِ اسْتَدَانَ دَيْناً» كسي كه وام بگيرد، نيت پرداخت نداشته باشد، دزد است.

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙قرض الحسنه در قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود