صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه عبادت در حال خستگی با (لا اکراه فی الدین) سازگار است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چگونه عبادت در حال خستگی با (لا اکراه فی الدین) سازگار است؟




    با سلام
    عید مبارک

    سوال :آنچه مهم است دل پاک است، چگونه عبادت در حال خستگی با (لا اکراه فی الدین) سازگار است؟

    تشکر


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۹:۳۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ»

    در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است‏. (بقره، 256)



    با سلام و درود

    این آیه ناظر به ایمان قلبی و افکار و اعتقادات، و ناظر به تقابل ایمان و کفر است؛ و ناظر به فروعات و احکام دینی نیست.

    دين يك امر قلبى و باطنى است و زور و تهديد در آن راهى ندارد و انسان بايد با عقل و درك خود و با توجه به دلائل و حجتها، دينى را باور كند. و این آیه می فرماید کسی را مجبور به پذیرش دین نکنید.

    از شأن نزول آيه استفاده مى‏شود که بعضى از ناآگاهان از پيامبر اسلام(ص) مى‏خواستند كه ایشان مانند حكام جبار، با زور و فشار اقدام به تغيير عقيده مردم (هر چند در ظاهر) كند، آيه فوق نازل و صريحا به آنها پاسخ داد كه دين و آيين، چيزى نيست كه با اكراه و اجبار تبليغ گردد، به خصوص اين كه در پرتو دلائل روشن و معجزات آشكار، راه حق از باطل آشكار شده و نيازى به اين امور نيست. (تفسير نمونه، ج‏2، ص 279)

    اگر چه در مفهوم تکلیف، کلفَت و سختی و مشقت نهفته است ولی این آیه ناظر به آن مقام نیست، و مقام و مرتبه مقدم تر از آن یعنی اصل پذیرش دین را اشاره دارد.

    لذا این آیه اصلا در صدد آن نیست که بگوید هر وظیفه دینی و عبادتی که انجامش برای شما سختی و یا مشقتی دارد و یا علاقه و میلی به انجام آن ندارید را می توانید انجام ندهید ـ ولو وظیفه و تکلیف واجب و الزامی باشد.


    توجه داشته باشید که هر کس چیزی ـ اعم از قانون یک کشور و یا یک آیین ـ را قبول کرده و می پذیرد، طبعا به رعایت قوانین آن هم ملتزم می شود ولو برای او سختی و یا محدودیت هایی داشته باشد، به عنوان مثال اگر کسی تابعیت کشوری را می پذیرد، خیلی طبیعی است که باید در چارچوب قوانین حاکم بر آن کشور عمل نموده و از قوانین آن کشور تخطی ننماید.

    در اصل پذیرش دین و آیین الهی هم اجبار و اکراه نیست ولی کسی که قبول می کند مسلمان و پیرو آیین الهی باشد، طبعا بایستی به دستورات و احکام آن نیز عمل کند.


    بنابر این، این آیه ناظر به حوزه اعتقادات و قبول دینداری است، نه ناظر به فروعات و اعمال دینی؛ لذا ناسازگاری و تعارضی نیست.



    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۷:۲۵

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط جستجوگر اینترنتی نمایش پست

    آنچه مهم است دل پاک است، چگونه عبادت در حال خستگی با (لا اکراه فی الدین) سازگار است؟





    منظور از دل پاک چیست؟
    خستگی دل چیست که یک دل پاک از عبادت ملال دارد و از آن احساس خستگی می کند؟

    حضرت زینب (س) شب عاشورا در نهایت فشار و سختی بود، اما دلش از عبادت خسته نبود و همان شب نشسته نماز شبش را خواند.

    یعنی خستگی جسمانی چه ربطی به خستگی دل دارد؟

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    66
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست
    «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ»

    در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است‏. (بقره، 256)



    با سلام و درود

    این آیه ناظر به ایمان قلبی و افکار و اعتقادات، و ناظر به تقابل ایمان و کفر است؛ و ناظر به فروعات و احکام دینی نیست.
    دين يك امر قلبى و باطنى است و زور و تهديد در آن راهى ندارد و انسان بايد با عقل و درك خود و با توجه به دلائل و حجتها، دينى را باور كند. و این آیه می فرماید کسی را مجبور به پذیرش دین نکنید.

    از شأن نزول آيه استفاده مى‏شود که بعضى از ناآگاهان از پيامبر اسلام(ص) مى‏خواستند كه ایشان مانند حكام جبار، با زور و فشار اقدام به تغيير عقيده مردم (هر چند در ظاهر) كند، آيه فوق نازل و صريحا به آنها پاسخ داد كه دين و آيين، چيزى نيست كه با اكراه و اجبار تبليغ گردد، به خصوص اين كه در پرتو دلائل روشن و معجزات آشكار، راه حق از باطل آشكار شده و نيازى به اين امور نيست. (تفسير نمونه، ج‏2، ص 279)

    اگر چه در مفهوم تکلیف، کلفَت و سختی و مشقت نهفته است ولی این آیه ناظر به آن مقام نیست، و مقام و مرتبه مقدم تر از آن یعنی اصل پذیرش دین را اشاره دارد.

    لذا این آیه اصلا در صدد آن نیست که بگوید هر وظیفه دینی و عبادتی که انجامش برای شما سختی و یا مشقتی دارد و یا علاقه و میلی به انجام آن ندارید را می توانید انجام ندهید ـ ولو وظیفه و تکلیف واجب و الزامی باشد.


    توجه داشته باشید که هر کس چیزی ـ اعم از قانون یک کشور و یا یک آیین ـ را قبول کرده و می پذیرد، طبعا به رعایت قوانین آن هم ملتزم می شود ولو برای او سختی و یا محدودیت هایی داشته باشد، به عنوان مثال اگر کسی تابعیت کشوری را می پذیرد، خیلی طبیعی است که باید در چارچوب قوانین حاکم بر آن کشور عمل نموده و از قوانین آن کشور تخطی ننماید.

    در اصل پذیرش دین و آیین الهی هم اجبار و اکراه نیست ولی کسی که قبول می کند مسلمان و پیرو آیین الهی باشد، طبعا بایستی به دستورات و احکام آن نیز عمل کند.


    بنابر این، این آیه ناظر به حوزه اعتقادات و قبول دینداری است، نه ناظر به فروعات و اعمال دینی؛ لذا ناسازگاری و تعارضی نیست.

    پس یه سوال !
    چرا گفته میشه در قبول دین اجباری نیست در حالی که یک مسلمان بدون این که کافر شده باشه اگر به یکی از دینهای دیگه گرایش پیدا کنه مرتد محسوب میشه و مرتکب گناه میشه ؟
    چرا یک بچه مسلمان باید همونی که به دنیا اومده باقی بمونه ؟


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3



    با سلام
    خیلی از افراد تا یک ایرادی ازشون گرفته میشه زود این حرفو میزنن که اسلام گفته لا اکراه فی الدین، یه حرفی رو که میخوان بزنن اول تحقیق نمی کنن.( البته نظرم در مورد این دوست عزیزمون نیست)
    قران میگه در دین داشتن، اجباری نیست نه اینکه کسی که مسلمون هست این حرفو بزنه.
    ما وقتی میخوایم یه جایی استخدام بشیم اول باید ها و نباید هاشو قبول می کنیم، بعد استخدام میشیم، در مورد دین هم همینطور .
    :salavat10:

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مرضیه سرودلیر نمایش پست
    پس یه سوال !
    چرا گفته میشه در قبول دین اجباری نیست در حالی که یک مسلمان بدون این که کافر شده باشه اگر به یکی از دینهای دیگه گرایش پیدا کنه مرتد محسوب میشه و مرتکب گناه میشه ؟
    چرا یک بچه مسلمان باید همونی که به دنیا اومده باقی بمونه ؟

    با سلام و درود

    در این زمینه چند مطلب عرض می شود:

    1. اسلام کاملترین و آخرین دین الهی است و لذا نسبت به سایر ادیان شرافت و برتری دارد. کسی هم که متولد می شود اگر یکی از پدر یا مادرش مسلمان باشند این شرافت به فرزند هم داده می شود و او نیز مسلمان است. هم چنین این دوران تولد تا بلوغ، یک امتیاز و فرصتی است برای او تا با کاملترین دین الهی آشنا و با آداب و تعالیم آن تربیت و بزرگ شود.

    این شخص پس از رسیدن به رشد و بلوغ بایستی به دنبال یقین و علم برود و اعتقاداتش را از این طریق ثابت کند. اگر به روش صحیح دنبال این کار برود قطعا صحت آنها برایش ثابت می شود.


    2. اصل ورود به دین اجباری نیست «لا إِكْراهَ فِي الدِّين‏»، ولی اگر كسی وارد دین اسلام شد، خروج او می تواند به این آسانی نباشد. حکمت آن همان است كه قرآن در باب جهاد نیز فرموده است.
    اصل جهاد ـ مگر در موارد خاص ـ واجب نیست، ولی پس از شركت در جهاد فرار از آن حرام است. قرآن در این زمینه می فرماید: "يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَار وَ مَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيزا إِلىَ‏ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَ مَأْوَئهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ المصِير» (انفال، 15ـ16)

    اساسا همه جوامع به نوعی برای خروج از آن چه آن را تمام هویت خود می دانند سخت می گیرند، مثلا امروزه ملیت معیار هویت مهمی برای جوامع است. تابعیت یك شخص نسبت به یك ملیت اجباری نیست، ولی اگر كسی پس از قبول تابعیت آن را انكار كرد و تابعیت دیگری را پذیرفت، مورد نفرت آحاد آن ملت واقع می شود، و گاه برای آن مجازات هم وضع می كنند. علت آن هم این است كه تغییر تابعیت به نوعی توهین به ملیت سابق و موجب تضعیف روحیه ملی است.
    بر همین اساس، اسلام هم در مورد هویت خود با احتیاط عمل می كند و نسبت به هتك آن سخت گیر است.


    3. ارتداد از سر لجاج با دین و جامعه دینی، بعد از آن که حجت برحقانیت آن در نزد او تمام شده است، نوعی توطئه برای تحقیر و تضعیف دین محسوب می شود، و طبیعی است که مجازات سنگین داشته باشد. توهین به دین و تضعیف عمدی آن، از نظر اعتقادات اسلامی از توهین و تضعیف هر حقیقت دیگری سخت تراست، چرا که دین از همه چیز والاتر است.

    عدم توجه به جایگاه اعتقادات دینی در هندسه سعادت بشری، از تفاوت های عمده نگاه دینی و نگاه غیر دینی است. بعضی متفکران امروز، دین را در حد خواستهای فردی و امیال و سلائق پایین آورده اند و می گویند چه فرقی می کند کسی مسلمان باشد یا بودائی، یا از این خارج شود و به آن داخل گردد؟!

    یهود روش ایمان و ارتداد را به عنوان ابزاری برای تضعیف دین اسلام به كار می گرفتند. خداوند می فرماید: «وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذي أُنْزِلَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون‏» (آل عمران، 72)


    4. از زاویه دیگر، باید بدانیم که توهین به دین را نباید تنها به نگاه ارتداد هم دید. توهین به مقدسات در هیچ دین و آیینی پذیرفته نیست، و به سبب اهمیت اعتقادات معنوی طبیعی است که مجازات بسیار سختی داشته باشد.

    قبح توهین به مقدسات دینی، حتی شامل صورتی هم می شود که عدم اعتقاد شخص از سر لجاج با حق نباشد. حتی در اسلام، مقرر است که به بتان توهین نکنید که در این صورت آنها هم به خدای شما توهین خواهند کرد.


    حاصل کلام:

    ارزش دین و اعتقادات دینی مسئله بسیار با اهمیتی است، و لذا لجاج با حقائق دینی قبیح، و بالاتر از آن توهین به دین از قبح بسیار بالایی برخوردار است. مسئله ارتداد از روی لجاج، به قبح اول، و مسئله اعلام آن و ترویج آن به قبح دوم مبتلا است.

    وقتی عملی قبیح است، وضع مجازات بر آن هم طبیعی است.

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    294 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی1390 نمایش پست
    منظور از دل پاک چیست؟
    خستگی دل چیست که یک دل پاک از عبادت ملال دارد و از آن احساس خستگی می کند؟

    حضرت زینب (س) شب عاشورا در نهایت فشار و سختی بود، اما دلش از عبادت خسته نبود و همان شب نشسته نماز شبش را خواند.

    یعنی خستگی جسمانی چه ربطی به خستگی دل دارد؟
    السلام علیکم
    منظورازدل پاک دلی است که همانندتن پاک دارای دستگاه گوارش سالم است به موقع طلب آب وغذا می کند وانسان بدون دلیل وبرهان واستدلال باگرسنگی وتشنگی خودآشناست درنتیجه به موقع جهت ارتزاق اقدام می کندوباهمه مشغولیت های خودغافل ازاین حقیقت نمی باشدامانکته اینجاست آنچه موردنیازجسم است ماده وجسمانی است .
    دل پاک هم مثل تن ازگرسنگی وتشنگی خودآگاه است وازانسان پاک غذا ورزق طلب می کندبااین تفاوت که غذای جسم مادی بودوغذای دل هم معنوی است پس اگرجسم خستگی داردباخوردن غذاهای لذیذتوان می گیرد دل هم چنین است درحالیکه دل بارزق معنوی شادابترکه شدجسم هم شادابتر وقبراقتر می شود.امادربحث دقیق این مطلب برای پاک کردن دل آلوده وقتی انسان می خواهدبا رزق معنوی ارتزاق کندبخاطرآلودگیف، معده درد واستفراغ و دل پیچه می گیردهمانند غذای لذیذی که برای معده ناسالم گوارانیست پس ادعای دل سالم وپاک داشتن راحت است اما بدست آوردن دل سالم گاهی مشگل می نمایدالتماس دعا

  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    102
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 14 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم
    با تشکر از مطلب فوق من این را فهمیدم که باید نیاز روح و دل انسان در حدی رسیده باشد که غلبه بر نیازهای جسمانی پیدا کرده باشد تا نیاز تن انسان را نیندازد و شوق به برآورده کرده آنها داشته باشد .

  15. تشکرها 2


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    78
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دین اسلام مخالف عبادت در موقع خستگی است و روایات ائمه اطهار میگوید که در موقع نشاط عبادات مستحبی رو انجام بدهید و در موقعی که حال ندارید این کارو نکنید بحث لا اکراه فی الدین تا اونجایی که من اطلاع دارم در مورد انتخاب دین است به این معنی است که کسی بالاجبار نباید مسلمون بشه


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند در سوره بقره آیه 256 است كه می فرماید: «لَا إِكْرَاهَ فىِ الدِّینِ قَد تَّبَینَ‏َ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىّ‏ِ؛ در دین هیچ اجباری نیست، و راه از بیراهه بخوبی آشکار شده است.» اما حقیقت آن است كه بسیاری از افراد در تفسیر این آیه دچار اشتباه می شوند.

    در حقیقت این آیه نه تنها بیان می دارد که نباید در دین اجبار باشد، بلکه بالاتر از آن می گوید اجبار در دین شدنی نیست. این بیان بسیار دقیق است؛ زیرا اصولاً دین و اعتقاد به عنوان یک امر درونی و قلبی ، قابلیت اجبار کردن یا اجباری شدن را ندارد؛ پس به این معنا نیست که در دین و دین داری هیچ نوع اجباری وجود ندارد و یا می شد در دین اجبار باشد اما خدا آن را برداشته؛ دین و اعتقاد مربوط به قلب و درون انسان است و حوزه قلب و دل انسان اصلاً اجبار بردار نیست.

  18. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود