صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا انسان غیر از جسم داری روح هم هست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا انسان غیر از جسم داری روح هم هست؟




    چرا انسان روح دارد؟
    خواهشا فقط دلیل عقلی بیاورید!!!


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۱۶ در ساعت ۱۳:۵۲
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    چرا انسان روح دارد؟
    خواهشا فقط دلیل عقلی بیاورید!!!


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3

    با سلام و عرض ادب

    بر اساس يكي تقسيم بندي عالم هستي به مجرد و مادي تقسيم مي شود (طباطبایی محمد حسین ، نهایه الحکمه ، ترجمه شیروانی)، موجودات مادي هم خود دو قسم دارند برخي موجودات مادي صرف هستند (مانند سنگ ، آجر و ... ) و برخي موجودات داراي دو جنبه مادي و مجرد هستند مانند انسان كه علاوه بر اينكه مادي است جنبه ديگري به نام روح دارد كه داراي تجرد بوده و تهي از ماده و آثار ماده است . (آثار ماده مانند اينكه ماده ازلي نبوده و بعد از گذشت مدت زماني از بين مي رود)

    بر اين اساس انسان به كسي گفته مي شود كه دو جنبه مجرد و مادي داشته باشد و الا انسان همانند ساير جمادات جمادي بيش نبود و تفاوتي بين انسان و آن ها وجود نداشت ، اگر انسان بي روح بود غرضي براي آفرينش وجود نداشت چون هدف از آفرينش رسيدن انسان به كمال نهايي خود يعني قرب الهي است «في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِر» در جايگاهى كه همه قرب و نعمت و سرور و بقا است، قرب مالكى مقتدر (القمر آيه 55) اگر انسان صرف ماده مي بود اولا اطلاق انسان بر آن صحيح نبود ( چون انسان به چيزي گفته مي شود داراي قابليت انس با عالم مافوق است ) ثانيا با توجه به اينكه ماده فاني است غرضي براي خلقت حال نمي شد چون ماده فاني است و بعد از مرگ انسان بدن مادي فاني مي شود اما روح باقي است و بعد از مرگ به عالم برزخ و قيامت خواهد رفت و به لقاء الله خواهد پيوست .
    لذا زماني براي خلقت عالم هستي غرض عقلاني فرض مي شود كه خداوند سيحان موجودي ماندگار خلق بفرمايد تا در نهايت بعد از اينكه به كمال نهايي خود رسيد به قرب الهي نائل شود و هدف خلقت چيزي جز اين نيست .



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    0
    گالری
    0



    انسان يعني چه؟ آيا انسان همان حيوان ناطق است؟ آيا انسان روحي است که جسم به آن تعلق گرفته است؟ آيا انسان جسمي است که روح به آن تعلق گرفته است؟ آيا به هر موجودي به شکل و شمايل ما، انسان گفته مي‌شود؟ آيا هر کسي که شخصيت خاصي داشته باشد، انسان ناميده مي‌شود؟ انسان يعني چه؟ در بينش قرآن انسان يعني چه؟ در مکتب اهل بيت(ع) انسان يعني چه؟ فرض کنيد که شما و صدام در کنار هم قرار مي‌گيريد، کدام يکي انسان هستيد؟ آيا هر دوي شما انسان هستيد؟ آيا شما انسان هستيد و ايشان انسان نيست؟ و يا ماجرا به صورت ديگري است؟ بايد چه تعريفي براي انسان داشته باشيم؟ انسان چه مقدوراتي دارد، چه جنبه‌هايي و چه مقدوراتي دارد؟ خداوند چه ابعادي را در انسان قرار داده است؟ و به لحاظ هر بُعد، چه مقدوراتي براي انسان وجود دارد؟ و با توجه به اينها، انسان در دنيا بايد چکار کند؟

    ویرایش توسط سرباز ولایت : ۱۳۹۱/۰۱/۱۷ در ساعت ۰۵:۰۱
    اي واي! من هم عهد خودم را فراموش کردم، ما به دنيا به جستجوي اهل بيت(ع) آمده بوديم، ما به دنيا به نصرت اهل بيت(ع) آمده بوديم، ولي مشغول زندگي خودمان شديم


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    364
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    چرا انسان روح دارد؟
    خواهشا فقط دلیل عقلی بیاورید!!!


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3
    اعتقاد به روح، همون طور که از اسمش بر میاد، فقط اعتقاده و درش عقلانیتی یافت نمیشه.
    کلا مسایلی که انسان اون ها رو قبول داره اما دلیلی برای پذیرش یا رد اون ها پیدا نمیکنه رو اعتقاد میگن.

    شما اصل سوالتون مشکل داره. وقتی در مورد یک مسیله، عقلانی سوال می پرسید، باید قبلش مطمین باشید که آیا اصلا عقلانیت در اون مسیله راه داره یا نه.

    در کل قصد ندارم وجود روح رو رد کنم. فقط میگم با عقل نمیشه در موردش قضاوت کرد.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سرباز ولایت نمایش پست
    انسان يعني چه؟ آيا انسان همان حيوان ناطق است؟

    با سلام و عرض ادب

    مسائلي كه حضرت عالي مطرح فرموديد ، اگر بخواهيم به صورت تشريحي بدان پاسخ بدهيم كتاب حجيمي خواهد شد ، در اين مجال به اختصار به موارد مطروحه پرداخته مي شود و در نهايت به مطالعه كتب معتبر در اين زمينه توصيه مي شود .

    در فرهنگ قرآن كريم انسان موجودي دو بعدي است كه جمع اين دو ، موجودي به نام انسان را تشكيل مي دهند بعد مادي و بعد معنوي ، بعد مادي انسان همان بدن مادي اوست كه راه مي رود غذا مي خورد مي بيند و ... اما بعد معنوي انسان همان روح و به عبارتي نفس اوست كه بدن مادي را اداره مي كند ، به تعبير برخي خود انساني «من» اساس و اصل انسان است كه اگر نفس نباشد بدن مادي بي جان بوده و همانند جمادات قادر به انجام هيچ گونه حركت و فعاليتي نيست .

    در حقیقت روح انسان، آنچه بیش تر محققان قایل شده اند آن است که: انسان مرکب از روح و بدن است. و این دو جوهر، دو حقیقتند که میان ایشان با تمام آشنایى، نهایت بیگانگى است زیرا خلقت یکى از طینت ملایکه و عالم عِلوى است، {«وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً» از تو دربارة «روح» سؤال مي‌كنند، بگو: روح از فرمان پروردگار من است، و جز اندكي از دانش به شما داده نشده است؟ (سورة اسراء، آية 85)در روايت مي‌خوانيم «هي من الملكوت» روح از عالم ملكوت و از قدرت خداوند است» (نورالثقلين، ج 3، ص 215، به نقل از تفسير نمونه ج 12 ص 235)} و دیگرى از خاک که محض ظلمت و مرکز عالم سُفلى (عالم ماده) است. هر یک داراى اثر و عملى است که در دیگرى نیست آثار و افعال بدن دیدن، شنیدن، پوشیدن، گفتن، خوابیدن، لمس کردن و مانند این ها است. نمى توان صفاتى چون: شجاع، جواد، عالم و مؤمن را در بدن به کار برد. حتى افعال جزئى حسى که از بدن و اعضاى او صادر مى شود مثل دیدن و شنیدن، همه کار روح است و بدن و اعضا براى آن ها ابزار و وسیله هستند، چنان که مى گویید: من دیدم به چشم و شنیدم به گوش و گفتم به زبان.
    پس «من» عبارت از «روح» است که همان «ذات» فرد است، و این افعال، کارهاى اوست، و اعضا و قواى در بدن، همگى آلات و وسایل اویند، مانند نوشتن که قلم مى نویسد و در واقع نویسنده دیگرى است. (به اقتباس از انسان شناسي در قرآن آيت الله مصباح يزدي)

    فرموديد آيا انسان همان حيوان ناطق است ؟

    انسان،حیوان نیست و یا انسان،حیوان‏ ناطق،حیوان ابزار ساز،حیوان متفکر و نظایر آن نیست،بلکه انسان،انسان است. انسان موجود یا مخلوقی است با ویژگیهای‏ خاص خود که این ویژگیهای خاص در قرآن‏ مجید ترسیم و تصویر شده است. (در پست هاي آينده ويژگي هاي انسان را مطرح خواهيم كرد)

    انسان شناسي بعد هاي مختلفي دارد مانند انسان شناسي در بعد فلسفي ، عرفاني ، ديني و .. در بعد منطقي تعريفي كه منطق ارائه مي كند تعريف به « الانسان حيوان ناطق» است انسان حيواني است كه داراي قوه نطق (يعني تفكر و تعقل» مي باشد اما از ابعاد ديگري نيز مي توان انسان را تعريف كرد كه در اين مجال فرصتي براي پرداختن به انسان شناسي در اين مجال وجود ندارد لذا از حضرت عالي درخواست مي شود جهت مطالعه بيشتر در اين زمينه به كتاب انشان شناسي آيت الله مصباح يزدي مراجعه بفرماييد .

    تعريف انسان در پست هاي بعدي از منظر قرآن و روايات ارائه خواهد شد .


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۱/۰۱/۱۸ در ساعت ۱۶:۴۵
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سرباز ولایت نمایش پست
    آيا انسان روحي است که جسم به آن تعلق گرفته است؟ آيا انسان جسمي است که روح به آن تعلق گرفته است؟

    براساس آيات قرآن كريم خلقت جسم انسان بر روح وي تقدم دارد، بعد از اينكه مراحل تكميل جسم به پايان رسيد روح بدان تعلق مي گيرد:

    «ثم انشأناه خلقا آخر» قرآن كريم مي فرمايد «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ» آن گاه نطفه را علقه و علقه را مضغه (چيزى شبيه به گوشت جويده) كرديم و سپس آن مضغه را استخوان كرديم پس بر آن استخوانها گوشتى پوشانديم پس از آن خلقتى ديگرش كرديم پس آفرين بر خدا كه بهترين آفرينندگان است . (مومنون 14)

    ورَسولاً اِلى بَنِى اِسرءيلَ اَنّى قَد جِئتُكُم بِـايَة مِن رَبِّكُم اَنّى اَخلُقُ لَكُم مِنَ الطّينِ كَهَيـَةِ الطَّيرِ فَاَنفُخُ فيهِ فَيَكونُ طَيرًا بِاِذنِ اللّهِ... . در حالى كه فرستاده‏اى است به سوى بنى اسرائيل، و به اين پيام كه من به سوى شما آمدم با معجزه‏اى از ناحيه پروردگارتان، و آن اين است كه از گل برايتان چيزى به شكل مرغ مى‏سازم، سپس در آن مى‏دمم بلادرنگ و به اذن خدا مرغى مى‏شود (آل عمران 49)

    واِذ تَخلُقُ مِنَ الطّينِ كَهَيـَةِ الطَّيرِ بِاِذنى فَتَنفُخُ فيها فَتَكونُ طَيرًا بِاِذنى... . زمانى كه مجسمه‏اى از گل به صورت مرغى ميساختى و در آن مى‏دميدى و به اذن من طير مى‏شد و به پرواز در مى‏آمد ( مائده 110)

    فَاِذا سَوَّيتُهُ ونَفَختُ فيهِ مِن رُوحى فَقَعوا لَهُ سـجِدين. پس چون كار او را به پايان رسانيدم و از روح خود در او دميدم بايد كه برايش بسجده افتيد (حجر 29)

    ثُمَّ سَوّهُ ونَفَخَ فيهِ مِن رُوحِهِ وجَعَلَ لَكُمُ السَّمعَ والاَبصـرَ والاَفـِدَةَ قَليلاً ما تَشكُرون. آن گاه وى را پرداخت، و از روح خويش در او بدميد، و براى شما گوش و ديدگان و دلها آفريد، اما شما چه كم سپاس مى‏داريد .(سجده 9)

    با توجه به آياتي كه ذكر گرديد خداوند در ابتدا خلقت جسماني انسان را تكميل كرده و در مرحله به جسم تكميل شده از روح خود مي دمد .



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۱/۰۱/۱۷ در ساعت ۱۶:۱۳
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چرا انسان غیر از جسم داری روح هم هست؟

    یک دلیل ساده سیر روح انسان در خواب به جاهای مختلف

    دلیل دیگر انسان بعد از موت جسم را دارد و آنچه ندارد همان روح است که از جسم جدا شده است

    درمورد بعضی مسائل در دین اسلام مطلقا باید ایمان آورد مثل عالم غیب و فرشتگان و امام زمان عج و

    حضرت خضر نبی ع مسئله عروج پیامبر در شب معراج و ........

    که بطور مثال شب معراج و معاد انیشتن را به فکر برده و آن را از نظر علمی ثابت می کند


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    375
    تشکر:
    1
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    218
    آپلود
    7
    گالری
    259



    چرا انسان غیر از جسم داری روح هم هست؟
    مـــــا از قدیــــم طــــایفه ای سینــه خستــه ایــم
    مـــــا بچـــه هــــای مــادر پهلــــو شکســــته ایــم
    امــــــروز اگـــــر سیـــنـــه و زنـــجـــیــــر می زنیم
    فردا به عــشــــق فــاطـــمه شمــشیر می زنیم
    مـــا را پیــــامـبــر ، قبیـله سـلـمــان خطـاب کرد
    روی غــرور و غـــیـرت مــا هـــــم حــســــاب کرد
    ازمـــا بــتـــــرس! طــایــفـــه ای پــــر اراده ایـــــم
    ما مثل کوه پشت سر سید علـــی ایستاده ایم


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    187
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط yanoor نمایش پست
    چرا انسان غیر از جسم داری روح هم هست؟

    یک دلیل ساده سیر روح انسان در خواب به جاهای مختلف

    دلیل دیگر انسان بعد از موت جسم را دارد و آنچه ندارد همان روح است که از جسم جدا شده است

    درمورد بعضی مسائل در دین اسلام مطلقا باید ایمان آورد مثل عالم غیب و فرشتگان و امام زمان عج و

    حضرت خضر نبی ع مسئله عروج پیامبر در شب معراج و ........

    که بطور مثال شب معراج و معاد انیشتن را به فکر برده و آن را از نظر علمی ثابت می کند
    البته اگر روانشناسی فروید در مورد خواب را خوانده باشید و پیشرفتهای علم فیزیک نوین رو دنبال کرده باشید میدانستید که خواب ربطی به پرواز روح ندارد بلکه یک عملیات بازیابی داده در ناخودآگاه مغز است.

    چطور انیشتن معاد را به صورت علمی ثابت کرد؟
    ویرایش توسط spinoza : ۱۳۹۱/۰۱/۱۸ در ساعت ۱۱:۵۰
    سقراط:«دانم که ندانم»
    ابن سینا:«تا بدآنجا رسید دانش من که دانم همی که نادانم»
    خیام:«هفتاد دو سال عمر کردم شب و روز.......معلومم شد که هیچ معلوم نشد»
    راسل:«ما با پیشرفت دانش بشری تنها به این میتوانیم یقین کنیم که ندانسته های ما بیشتر از دانسته های ماست»
    ویتگنشتاین:«آنچه را که نمی دانیم میباید در موردش سکوت کنیم»


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سرباز ولایت نمایش پست
    انسان يعني چه؟ در بينش قرآن انسان يعني چه؟ در مکتب اهل بيت(ع) انسان يعني چه؟

    با سلام مجدد خدت شما

    همانطور كه در پست پيشين خدمت شما عرض كرديم انسان موجودي دو بعدي ، يعني انسان تنها جسم ظاهري و بدن مادي وي نيست بلكه انسان به شخصيتي گفته مي شود كه داراي دو بعد مادي و معنوي است ، انسان در قران كريم با ده ها صفت تعريف و توصيف شده است كه جهت شناختن انسان لازم است اين آيات را مرور كرده و در آن تدبر و تفكر داشته باشيم .

    از نظر قرآن انسان موجودى است برگزيده از طرف خداوند، خليفه و جانشين او در زمين، نيمه ملكوتى و نيمه مادى، داراى فطرتى خدا آشنا، آزاد، مستقل، امانتدار خدا و مسئول خويشتن و جهان، مسلط بر طبيعت و زمين و آسمان، ملهَم به خير و شر، وجودش از ضعف و ناتوانى آغاز مى‏شود و به سوى قوّت و كمال سير مى‏كند و بالا مى‏رود اما جز در بارگاه الهى و جز با ياد او آرام نمى‏گيرد، ظرفيت علمى و عملى‏اش نامحدود است، از شرافت و كرامتى ذاتى برخوردار است، احياناً انگيزه‏هايش هيچ‏گونه رنگ مادى و طبيعى ندارد، حق بهره‏گيرى مشروع از نعمتهاى خدا به او داده شده است ولى در برابر خداى خودش وظيفه‏دار است.

    انسان،حیوان نیست و یا انسان،حیوان‏ ناطق،حیوان ابزار ساز،حیوان متفکر و نظایر آن نیست،بلکه انسان،انسان است. انسان موجود یا مخلوقی است با ویژگیهای‏ خاص خود که این ویژگیهای خاص در قرآن‏ مجید ترسیم و تصویر شده است.در قرآن‏ کریم،محور بحث،انسان است و اساسا قرآن،کتاب انسان‏سازی است.در پاسخ به‏ این سؤالها که انسان در جهان بینی اسلامی‏ چیست و کیست ؟باید گفت که انسان،مخلوق ویژه ‏ای‏ است با خصوصیات زیر:

    1-خداوند تبارک و تعالی،انسان را از خاک آفریده است(انعام،2)
    2-خداوند تبارک و تعالی،همهء انسانها را از یک نفس واحد آفریده است.(اعراف، 189).
    3-خداوند تبارک و تعالی،انسان را خلیفه و جانشین خود در روی زمین قرار داده‏ است(یونس،14).
    4-خداوند تبارک و تعالی از روح خود بر انسان دمیده است(ص،71).
    5-خداوند تبارک و تعالی،آنچه را که‏ در آسمانها و زمین است،در تسخیر انسان‏ قرار داده است(جاثیه،13).
    6-خداوند تبارک و تعالی،انسان را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری بخشیده و گرامی داشته است(اسراء،70).
    7-خداوند تبارک و تعالی،همهء موجودات زمین را برای انسان خلق کرده‏ است(بقره،29).
    8-خداوند تبارک و تعالی،از نهان و آشکار انسان باخبر است(انعام،3).
    9-خداوند تبارک و تعالی،انسان را با ابتلا به خیروشر مورد آزمایش قرار می‏دهد (انبیاء،35)
    10-خداوند تبارک و تعالی،مراقب‏ اعمال انسان است(نساء،1).
    11-نفس هر انسانی،مدیون اعمالی‏ است که انجام داده است(مدثر،38).
    12-خداوند تبارک و تعالی،جن و انسان را نیافریده است،مگر برای عبادت‏ کردن خداوند(ذاریات،56).
    13-آنچه نزد انسان است،نابود می‏شود و آنچه نزد خداوند است،باقی‏ می‏ماند(نحل،96).
    14-خداوند تبارک و تعالی،از انسان‏ بیش از وسع و توان او انتظار ندارد و تکلیف‏ نمی‏کند(اعراف،42).


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۱/۰۱/۲۱ در ساعت ۲۲:۱۶
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود