جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا مراسم حج مسلمانان با مراسم حج در دوران جاهلیت تفاوتی دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آیا مراسم حج مسلمانان با مراسم حج در دوران جاهلیت تفاوتی دارد؟




    باید گفت که تمام مناسک حج و عمره واحرام و لثم و لمس حجرالاسود وسعی بین صفا و مروه و وقفه در عرفات و رمی جمره همگی در دوره جاهلیت متداول بوده و تنها بعضی تعد یلات در حج اسلامی نسبت به دوره جاهلیت روی داده که از ان جمله می توان بموارد ذیل اشاره کرد:

    1-
    اعراب قبل از اسلام هنگام طواف "لبیک یا لات"."لبیک یا عزی" می گفتند و هر قومی بت خود را صدا می کرد. در اسلام "اللهم" جای بت ها را گرفت و ان عبارت بدین شکل تعدیل شد:"لبیک اللهم لبیک"

    2-
    اعراب گاهی لخت به طواف کعبه می پرداختند.اسلام ان را منع کرد و پوشیدن لباس دوخته نشده را مقرر فرمود.

    3-
    اعراب از خوردن گوشت قربانی اکراه داشت.حضرت محمد آن را مجاز ساخت.

    4-
    مشهور است که مسلمانان پس از فتح مکه و بر انداختن بت های قریش از سعی بین صفا و مروه اکراه داشتند زیرا قبل از اسلام بر این دو کوه دو بت سنگی وجود داشت که حاجیان و زائران دوره جاهلیت سعی بین صفا و مروه را برای نزدیک شدن به انها و دست کشیدن و بوسیدن آنها کسب تبرک می کردند.ولی حضرت محمد نه تنها بین صفا و مروه را مجاز کرد بلکه در (سوره بقره. آیه 158) ان را از شعائر الله قرار داد.
    چه جوابی دارید؟؟؟؟؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۱۷ در ساعت ۰۲:۲۷
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با سلام و عرض ادب

    حج به همین شکل که امروز برگزار می شود و در قالب و بافت و مناسک متداول و مرسوم آن، از پیشینه ای کهن و طولانی برخوردار است، قدمتی که به سال های قبل از خلقت آدم علیه السلام می رسد؛ چنانکه به شهادت روایتی از امام صادق علیه السلام ، سابقه حج، به سه هزار سال پیش از آدم می رسد.

    امام صادق علیه السلام می فرماید: جبرئیل به آدم علیه السلام فرمود:

    «هَنِیئاً لَکَ یَا آدَمُ لَقَدْ طُفْتُ بِهَذَا الْبَیْتِ قَبْلَکَ ثَلاثَةَ آلافِ سَنَةٍ»(علل الشرایع، ابو جعفر محمد بن ابن بابویه قمی (صدوق)، چاپ دوم، دار احیاء لتراث العربی، بیروت، 1966، ص 407)

    «گوارا باد بر تو ای آدم! بخشوده شدی، من این خانه را سه هزار سال پیش از تو طواف کردم.»

    لذا نخستین حاجی از اهل آسمان، جبرئیل و از اهل زمین آدم بوده است و از امام باقر علیه السلام نیز روایت است که: «وَ إِنَّ آدَمَ لَفِی حَرَمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ».(الفروع من الکافی، ابو جعفر بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی، ج4، چاپ سوم، دار صعب بیروت، 1410، ص 214)
    بعد از آدم علیه السلام نوبت به حج پیامبران دیگر می رسد که همگی حج گزار بوده اند. در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام ، خداوند به ایشان فرمان داد به اتفاق همسرش به مکه بیاید و خانه را تجدید بنا کرده، اعلام حج عمومی نماید. ابراهیم نیز چنین کرد.
    پس از ابراهیم نیز سنت حج پیوسته رایج بوده و تقدیس، تکریم و زیارت بیت امتداد داشته است.

    پس از زمان ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام ، در دوره جاهلی نیز حجّ خانه، با اختلاط به مراسم جاهلی امتداد داشت و مردمان از اطراف و اکناف جهان؛ به ویژه از جزیرة العرب به زیارت و حجّ خانه خدا می رفتند و حجاج بیگانه در آن ایام، احترام و اطعام می شدند، هر چند در واقع حج دوره جاهلی با آمیزه ای از بت پرستی همراه بوده است.

    هشام کلبی در کتاب الأصنام خود این مطلب را به زیبایی بیان می کند که:

    «در میان اهل جاهلیت بازمانده هایی از رسوم عصر ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام بر جای بود که از آن پیروی می کردند؛ مانند تعظیم و طواف کعبه و حج و عمره و وقوف در عرفه و مزدلفه و قربانی شتران و تهلیل و تلبیه در حج و عمره، البته با افزودن اموری که از آن نبود.»( الأصنام، ابو منذر هشام بن محمد کلبی، ترجمه محمد رضا جلالی نائینی، نشر نو، تهران، 1363،ص9)

    اسلام با برخوردی زیبا مواردی را که پسندیده بود، پذیرفته و برخی از موارد را تصحیح کرده و مواردی را نیز نپذیرفته است.


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۱/۰۱/۱۸ در ساعت ۰۰:۰۵
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    اعمالي كه حضرت عالي اشاره كرديد بدين صورت بود:

    الف: حج جاهلیان با تلبیه همراه بوده است، لیکن در این مورد هم با آمیزه ای از شرک و در تلبیه شان این شرک کاملاً پدیدار است؛ بدین صورت که عالمان هر قبیله به هنگام طواف بر گِرد بت خود گشته و تلبیه را ادا می کردند و آنگاه هر قبیله نزد بت خود می رفت و بر آن نماز می خواند.( اخبار مکه، ابو الولید ازرعی، ج 1، تحقیق رشدی صالح، چاپ سوم، دار الاندلس للطباعة و النشر، بیروت، 1969، ص 195)

    با توجه به این مطلب به نظر می رسد که تلبیه هریک از آنها برحسب قوم و قبیله شان متفاوت بوده و در متون تاریخی برای هر کدام از قبایل، تلبیه مخصوصی ذکر گردیده است.
    «لَبَّیْکَ ، اَللَّهُمَّ لَبَّیْکَ ، لَبَّیْکَ لا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ اِلاّ شَرِیکٌ هُوَ لَکَ تَمْلِکُهُ وَ ما مَلَکَ» .( الاصنام، ص 7)

    ب: همانطور كه حضرت عالي نيز اشاره فرموديد يكي دیگر از عادات جاهليت این بود که کعبه را برهنه طواف می کردند؛ زیرا می ترسیدند لباس هایشان آلوده باشد و نیز بر هرکس که نخستین بار به طواف کعبه می آمد، الزام کرده بودند که در لباس اهل حرم؛ طواف کنند و اگر لباس نیافت، برهنه طواف کند.( السیرة النبویه، ج1، ص199)

    قرآن طواف برهنه را در هر صورتی منع کرد و بر قریش و دیگران لباس را واجب اعلام نمود. گروهی از مفسّران در تفسیر آیه 31 اعراف گفته اند: این آیه در ارتباط با افرادی نازل شده است که کعبه را برهنه طواف می کردند: یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ...» .( اعراف : 31)

    ج: اعراب در زمان جاهليت قرباني هم داشتند اما این سنت هم آغشته به شرک بوده؛ زیرا آن ها قربانی هایشان را نزد بت ها و اصنام انجام می دادند و در هنگام حج به یاد آن ها بودند.( المفصل، ج 6، ص 196)

    در این مورد هم قرآن کریم ضمن تأکید بر مسأله ذبح، موارد ناپسند آن را اصلاح کرده است.
    وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَکُمْ مِنْ شَعائِرِ اللّه ِ لَکُمْ فِیها خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّه ِ عَلَیْها صَوافَّ... .( حج : 36)

    شتران فربه را از شعائر حج مقرر کردیم که در آن قربانی، شما را خیر و صلاح است. پس هنگام ذبح آن شتران تا بر پا ایستاده نام خدا را یاد کنید.»
    «بُدْن» عبارت است از شتران چاق و یا گاوی که چون در راه خدا قربانی می شود، از شعائر شمرده شده است.( المیزان، ج 6، ص 141) مراد از بردن نام خدا، یاد کردن خدا به هنگام ذبح و نحر شتر است. و این مطلب توصیه ای به مشرکین است که گوسفند و شتر خود را در راه بت ها قربانی می ساختند.( همان، ج 4، ص 376)

    د: در دوره جاهلی نیز سعی میان صفا و مروه یکی از مناسک حج بوده است که هفت بار سعی را انجام می دادند، با این تفاوت که میان دو صنم «اساف» و «نائله» انجام می گرفت و حالت اصلی خود را از دست داده بود. داستان عبرت آموز آن را ازرقی به نقل از محمد بن اسحاق اینگونه نقل کرده است:

    چون جُرهمیان در منطقه حرم طغیان و سرکشی کردند، مردی از ایشان با زنی وارد کعبه شد و با او در آمیخت و آن دو به صورت سنگ مسخ شدند. نام مرد اساف پسر بغاء بود و نام زن نائله دختر ذئب. آن دو مجسمه را از کعبه بیرون آوردند، یکی را در کوه صفا و دیگری را در کوه مروه نهادند و منظور اصلی، آن بود که مردم عبرت بگیرند و از چنان کارهایی خودداری کنند و ببینند بر سر آن دو چه آمده است! این وضعیت ادامه داشت تا اینکه اندک اندک هر کس به صفا و مروه می رفت، به آن دو مجسمه دست می کشید و این دو مجسمه رفته رفته به صورت دو بت در آمدند و مورد پرستش واقع شدند. تا آنکه روز فتح مکه پیامبر صلی الله علیه و آله آن را همراه با بت های دیگر شکست.( اخبار مکه، ج1 ص122 ـ 123)

    پس از بعثت، برخی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله گمان می کردند با وجود بت ها روی کوه صفا و مروه، موحّدان باید سعی را ترک کنند، لیکن خداوند با فرستادن وحی، به آنان آموخت که حضور خود را در سعی حفظ نموده، رفته رفته زمینه را برای نابودی بت و بت پرستی فراهم سازند:

    إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه ِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اللّه َ شاکِرٌ عَلِیمٌ .( بقره : 158)

    «سعی صفا و مروه از شعائر دین است. پس هرکس که حج خانه کند یا اعمال مخصوص عمره به جای آورد، باکی بر او نیست که سعی صفا و مروه را نیز به جای آورد و هرکس به راه خیر و نیکی بشتابد، خدا پاداش وی را خواهد داد که او به همه امور خلق عالِم است.»
    وقتی این آیه نازل شد، این شبهه را که «با بودن بت ها دیگر نباید میان صفا و مروه سعی کرد» از بین برد و نیز به اهمیت صفا و مروه اشاره نموده و آن را از شعار دین خدا برشمرد. پس به همین دلیل، سعی صفا و مروه از ارکان حج است و اگر عمداً ترک شود حج باطل است.

    برگرفته از سايت حوزه :

    http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=40103&MagazineNumber ID=4839
    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۱/۰۱/۱۸ در ساعت ۰۰:۰۵
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    آیا قبل از اسلام، حاجیان، برهنه طواف می‌کردند؟

    آیا مراسم حج مسلمانان با مراسم حج در دوران جاهلیت تفاوتی دارد؟ آیا این مطلب حقیقت دارد که پیش از اسلام، حاجیان، برهنه طواف می‌کردند؟

    یکی از عادات زشت جاهلیت در مراسم حج، طواف در حال برهنگى بود. آنان معتقد بودند که تأمین لباس احرام در اختیار قریش قرار دارد و اگر کسى جامه احرام تهیه نمی‌کرد، می‌بایست برهنه طواف کند و طواف را به سبب لباس و پارچه‌اى که از خارج حرم باشد، باطل می‌دانستند.
    امام صادق علیه السلام در این زمینه می‌فرماید:
    «از سنت‌های جاهلیت در مراسم حج این بود که اگر کسی با لباس خودش طواف خانه خدا می‌کرد، بعد از طواف، نگه‌داشتن آن لباس برای او حلال نبود و باید آن‌را صدقه می‌داد.
    به همین دلیل کسانی که به مکه می‌رسیدند از لباس خویش استفاده نکرده، بلکه لباسی را عاریه می‌گرفتند و با آن طواف می‌کردند و سپس آن‌را بر می‌گرداندند و کسی که لباس عاریه نمی‌یافت لباسی را کرایه می‌کرد و اگر لباس عاریه و کرایه نمی‌یافت و یک لباس بیشتر نداشت در حال برهنگی طواف می‌نمود.
    بر اساس همین باور، زن عرب جوان و زیبایی به مکه آمد و به دنبال لباسی برای عاریه یا کرایه گشت و نیافت و یک لباس هم بیشتر نداشت.
    به او گفتند: اگر در لباست طواف نمایی لازم است آن‌را صدقه بدهی.
    آن زن گفت: چگونه آن‌را صدقه دهم در حالی‌که غیر از این، لباس دیگری ندارم؟!
    به همین دلیل در حضور مردم، برهنه طواف نمود».[1]
    سیوطی نیز نقل می‌کند: «رسم مردم جاهلی چنین بوده که برهنه طواف خانه کعبه می‌کردند، و می‌گفتند: در لباسى که در آن معصیت خداوند کرده‌ایم طواف نمی‌کنیم. حتى نقل کرده‌اند؛ زنی بیابان‌نشین به مکه آمد و همه لباس‌هایش را از تن در آورد و در حالی‌که دستش را جلوی خویش به عنوان پوشش گرفته بود طواف نمود و این شعر را می‌سرود:
    امروز بعضى از آن(عورتم) و یا تمامش، ظاهر می‌شود و نگاه به آنچه ظاهر شود را بر دیگران روا نمی‌دارم! تا این‌که آیه شریفه «یا بَنی‏ آدَم‏ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ...»[2] در این‌باره نازل شد(و به این رسم جاهلی پایان داد).[3]


    [1]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق، مصحح، موسوی جزائری، سید طیب،‏ ج 1، ص 281، دار الکتاب، قم، چاپ سوم، 1404ق.
    [2]. «اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید!». أعراف، 31.
    [3]. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج 3، ص 78، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، 1404ق.
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود