جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا عدم پذیرش حق از سوی کفار، با بعثت انبیا منافات دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آیا عدم پذیرش حق از سوی کفار، با بعثت انبیا منافات دارد؟




    سوره بقره:
    آیه 5 سوره بقره می گوید کافران را یکسان است بترسانی یا نترسانی ایمان نخواهند آورد ودر ادامه این آیه میگوید قهرخدا بر دلها و گوشها و چشمهای آنها مهر نهاده تا فهم حقایق الهی را نکنند و ایشان را در قیامت عذابی سخت خواهد بود.
    طبق این آیه ظهور پیامبران کاری بیهوده و عبث می باشد حال با این مهری که خود خدا بر فهمشان زده معلوم نیست به چه جرمی باید به جهنم بروند در آیه 9 همین سوره گفته شده دلهای آنها مریض است پس خدا بر مرض ایشان بیفزاید. چرا این خدای مهربان به جای اینکه مریض خودش را خوب کند او را مریض تر می کند. ؟؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۶:۰۴
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    سوره بقره:
    آیه 5 سوره بقره می گوید کافران را یکسان است بترسانی یا نترسانی ایمان نخواهند آورد ودر ادامه این آیه میگوید قهرخدا بر دلها و گوشها و چشمهای آنها مهر نهاده تا فهم حقایق الهی را نکنند و ایشان را در قیامت عذابی سخت خواهد بود.
    طبق این آیه ظهور پیامبران کاری بیهوده و عبث می باشد حال با این مهری که خود خدا بر فهمشان زده معلوم نیست به چه جرمی باید به جهنم بروند در آیه 9 همین سوره گفته شده دلهای آنها مریض است پس خدا بر مرض ایشان بیفزاید. چرا این خدای مهربان به جای اینکه مریض خودش را خوب کند او را مریض تر می کند. ؟؟
    سلام به شما پرسشگر گرامی
    در این پست چند پرسش و مطلب با یکدیگر ترکیب شده است و برای روشن شدن پاسخ، لازم است به طور مجزا بررسی شوند:

    1- منظور از مهر زدن بر قلب و دل کفار چیست؟

    2- آیا با مهر زدن بر قلب کسی، او را در گمراه بودن مجبور کرده و به قول پرسشگر محترم «دل مریض کافر را مریض تر نموده»؟

    3- آیه 6 سوره مبارکه بقره که می فرماید: «انذار و عدم انذار کفار تفاوتی نمی کند زیرا ایمان نمی آورند» و نیز آیاتی که دال بر مهر زدن خداوند بر دلهای کفار است، آیا این مطالب با اصل بعثت پیامبران تنافی دارد؟

    در ادامه این مطالب و پرسشها را به صورت اجمال، بررسی می کنیم:

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۵:۱۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    پرسش 1:
    منظور از مهر زدن بر قلب و دل کفار چیست؟

    پاسخ:

    در آيات بسيارى از آيات قرآن براى بيان سلب حس تشخيص و عدم درک واقعى از افراد، به "ختم" و در مواردی هم به "طبع" و" رين" تعبیر شده است؛ چند نمونه:

    خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلى‏ أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ (بقره/7)
    خداوند بر دلهاى آنان، و بر شنوايى ايشان مُهر نهاده و بر ديدگانشان پرده ‏اى است و آنان را عذابى بزرگ است‏

    بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَليلاً (نساء/155)
    بلكه خدا به خاطر كفرشان بر دلهايشان مُهر زده‏

    كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ (مطففین/14)
    نه چنين است، بلكه آنچه مرتكب مى ‏شدند زنگار بر دلهايشان بسته است

    وجه تسمیه ختم و مهر زدن:
    اين معنى از آنجا گرفته شده است كه در ميان مردم رسم بر اين بوده هنگامى كه اشيايى را در كيسه‏ ها يا ظرف هاى مخصوصى قرار مى‏دادند، و يا نامه ‏هاى مهمى را در پاكت مى‏گذاردند، براى آنكه كسى سر آن را نگشايد و دست به آن نزند آن را مى‏بستند و گره مى‏كردند و بر گره مهر مى‏نهادند. امروز نيز معمول است اسناد رسمى املاك را به همين منظور با ريسمان مخصوصى بسته و روى آن قطعه سربى قرار مى‏دهند و روى سرب مهر مى‏زنند، تا اگر از صفحات آن چيزى كم و زياد كنند معلوم شود. در تاريخ شواهد فراوانى ديده مى‏شود كه رؤساى حكومتها، كيسه‏هاى زر را به مهر خويش مختوم مى‏ساختند و براى افراد مورد نظر مى‏فرستادند، اين براى آن بوده كه هيچگونه تصرفى در آن نشود تا بدست طرف برسد، زيرا تصرف در آن بدون شكستن مهر ممكن نبود. امروز نيز معمول است كيسه‏هاى پستى را لاك و مهر مى‏كنند.

    در لغت عرب براى اين معنى كلمه "ختم" به كار مى‏رود؛ اين تعبير درباره افراد بى‏ايمان لجوجى است كه بر اثر گناهان بسيار در برابر عوامل هدايت نفوذناپذير شده‏اند، و لجاجت و عناد در برابر مردان حق در دل آنان چنان رسوخ كرده كه درست همانند همان بسته و كيسه سر به مهر هستند كه ديگر هيچگونه تصرفى در آن نمى‏ توان كرد، و به اصطلاح قلب آنها لاک و مهر شده است.

    وجه تسمیه طبع:
    "طبع" نيز در لغت به همين معنى آمده است و "طابع" يعنى چيزى كه با آن مهر مى‏ كنند.

    وجه تسمیه رین:
    "رين" به معنى زنگار يا غبار يا لايه كثيفى است كه بر اشياء گرانقيمت مى‏ نشيند. اين تعبير در قرآن نيز براى كسانى كه بر اثر خيره‏ سرى و گناه زياد قلبشان نفوذناپذير شده به كار رفته است، مانند آیه 14 سوره مطففين که نقل شد.

    با توجه به این معانی روشن شد که «ختم» و «طبع» و «ران» که در آیات قرآن آمده به معنای از دست رفتن قدرت تشخیص و عدم نفوذ نور ایمان و هدایت در قلب است؛ یعنی قلبی که به چنین درجه ای برسد دیگر امیدی به هدایتش نیست!

    در حدیثی نورانی از امام باقر علیه السلام این معنا خوب بیان شده؛ حضرت می فرمایند:
    ما من عبد مؤمن الا و فى قلبه نكتة بيضاء فاذا اذنب ذنبا خرج فى تلك النكتة نكتة سوداء فان تاب ذهب ذلك السواد، و ان تمادى فى الذنوب زاد ذلك السواد حتى يغطى البياض، فاذا غطى البياض لم يرجع صاحبه الى خير ابدا، و هو قول اللَّه عز و جل كَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ:

    هيچ بنده مؤمنى نيست مگر اينكه در قلب او يك نقطه (وسيع) سفيد و درخشنده ‏اى است. هنگامى كه گناهى از او سر زند، در ميان آن منطقه سفيد نقطه سياهى پيدا مى‏ شود که اگر توبه كند آن سياهى بر طرف مى ‏گردد و اگر به گناهان ادامه دهد بر آن سياهى افزوده مى‏شود تا اینکه تمام سفيدى را می پوشاند و هنگامى كه سفيدى پوشانده شد، ديگر صاحب چنين دلى هرگز به خير و سعادت باز نمى‏ گردد، و اين معنى گفتار خدا است كه مى‏گويد: كَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ. (با استفاده از: تفسير نمونه، ج‏1، ص: 85 به بعد)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۱/۱۹ در ساعت ۲۲:۲۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    پرسش 2:
    آیا خداوند با مهر زدن بر قلب کافر، او را در گمراه بودن مجبور کرده و به قول پرسشگر محترم «دل مریض کافر را مریض تر نموده»؟

    پاسخ:
    پاسخ اين سؤال را خود قرآن داده است و آن اينكه: اصرار و لجاجت آنها در برابر حق و ظلم و ستم موجب می شود كه پرده‏ اى بر تشخيص و درک صحیح آنها بيفتد! در سوره نساء آيه 155 مى‏ خوانيم:

    بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ
    خداوند بواسطه كفرشان، مهر بر دلهاشان نهاده!

    و در سوره مؤمن آيه 35 مى‏ خوانيم:

    كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ
    اينگونه خداوند مهر مى ‏نهد بر هر قلب متكبر ستمكار!

    و در سوره جاثيه آيه 23 چنين آمده است:

    أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً
    آيا مشاهده كردى كسى را كه هواى نفس را خداى خود قرار داده؟ و لذا گمراه شده، و خدا مهر بر گوش و قلبش نهاده و پرده بر چشمش افكنده است

    ملاحظه مى‏ فرمایید كه در این آیات کریمه، سلب حس تشخيص و از كار افتادن ابزار شناخت در آدمى، معلول عللى شمرده شده است: كفر، تكبر، ستم، پيروى هوس هاى سركش، لجاجت و سرسختى در برابر حق.

    پس در واقع «مهر نهادن بر قلب»، عكس العمل و بازتاب اعمال خود انسان است نه چيز ديگر و اين يک امر طبيعى است كه اگر انسان به كار خلاف و غلطى ادامه دهد، تدريجا با آن انس مى‏گيرد، نخست يك "حالت" در او بدل می شود، سپس با تکرار بیشتر "عادتش" مى‏شود، با استمرار بیشتر آن عمل، در وجود او "ملكه" مى‏گردد و جزء بافت جان انسان مى‏شود و گاه كارش به جايى مى‏رسد كه باز گشت بر او ممكن نيست! و چون خود او آگاهانه در اين مسیر قدم نهاده و این راه را با اختیار خود انتخاب كرده است لذا مسئول تمام عواقب آن (که از جمله مهر خوردن قلب سیاهش است) بر عهده خود او مى ‏باشد؛ و اگر مى ‏بينيم مهر زدن و ختم کردن به خدای متعال نسبت داده شده، به خاطر آنست كه خداوند اين خاصيت را در اينگونه اعمال نهاده است.*

    عكس اين مطلب نيز در قوانين آفرينش كاملا مشهود است، يعنى كسى كه پاكى و تقوا، درستى و راستى را پيشه كند، خداوند حس تشخيص او را قوی تر ميسازد و درک و ديد و روشن ‏بينى خاصى به او مى ‏بخشد، چنان كه در سوره انفال آيه 29 مى ‏خوانيم:

    يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً
    اى مؤمنان اگر تقوا پيشه كنيد خداوند فرقان يعنى وسيله تشخيص حق از باطل را به شما عطا مى‏كند

    خداوند همه گونه اسباب هدایت را برای آدمی فراهم نمود: رسول باطنی (عقل) و رسول ظاهری (پیامبران)؛ وعده ی همه گونه حمایت و هدایت به کسانی که در مسیر حق قدم بردارند هم داده:

    وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين‏ (عنکبوت/69)
    و كسانى كه در راه ما كوشيده ‏اند، به يقين راههاى خود را بر آنان مى‏نماييم و در حقيقت، خدا با نيكوكاران است

    با این حال، عده ای هستند که این صدها چراغ را نمی بینند و در بیراهه قدم نهاده اند و به مطامع اندک و زودگذر دنیا دل بسته اند و با اختیار و انتخاب خود به حق پشت کرده اند! سنت حق تعالی هم اینست که در هدایت کسی اجبار و اکراهی اعمال نمی کند و انسان را در انتخاب راه آزاد گذاشته است:

    إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (دهر/3)
    ما راه را بدو نموديم يا سپاسگزار خواهد بود و يا ناسپاسگزار


    ------------------------
    * با استفاده از: (تفسير نمونه، ج‏1، ص 83 به بعد)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۱/۱۹ در ساعت ۲۲:۴۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    پرسش 3:
    آیه 6 سوره مبارکه بقره که می فرماید: «انذار و عدم انذار کفار تفاوتی نمی کند زیرا ایمان نمی آورند» و نیز آیاتی که دال بر مهر زدن خداوند بر دلهای کفار است، آیا این مطالب با اصل بعثت پیامبران تنافی دارد؟

    پاسخ:

    هدف بعثت پیامبران انذار و تبشیر عمومی مردم و تعلیم و تربیت جامعه و دعوت به توحید و بندگی خدای تعالاست:

    وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحي‏ إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ (انبيا/25)
    ما پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه: «معبودى جز من نيست پس تنها مرا پرستش كنيد.»

    كَما أَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (بقره/151)
    رسولى از خودتان در ميان شما فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را پاك كند و به شما، كتاب و حكمت بياموزد و آنچه را نمى‏دانستيد، به شما ياد دهد

    وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ (ابراهيم/5)
    ما موسى را با آيات خود فرستاديم (و دستور داديم قومت را از ظلمات به نور بيرون آر

    ممکن است یک پیامبر به صورت شبانه روزی و طی سالهای بسیار تلاش نماید اما تعداد افرادی که به او ایمان می آورند بسیار اندک باشد مانند نوح نبی (علیه السلام) که طی 950 سال* تبلیغ شبانه روزی**، بنابر نقلی تنها حدود 80 نفر به او ایمان آوردند***. نیز ممکن است تبلیغ 23 ساله پیامبری دیگر مانند نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) از نظر تعداد ایمان آورندگان بسیار بیشتر باشد و در زمان حیات مبارکش هزاران نفر بدو ایمان آورند.

    پس وظیفه ای که خدای تبارک و تعالی بر عهده پیامبران گذاشته، همانا تعلیم و تربیت جامعه و دعوت آنها به توحید و بندگی خدای تعالاست، اما اینکه نتیجه چه می شود از اختیار آن نبی خارج است.

    در آیه 6 سوره مبارکه بقره خدای سبحان از برخی کفار که غرق لجاجت و سرسختی بوده و به هیچ صراطی مستقیم نیستند و حاضرند پنبه در گوششان کنند اما صدای حق را نشنوند، یاد می کند و می فرماید:

    إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (بقره/6)
    كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمى‏كند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى ايمان نخواهند آورد

    ادامه...


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۱/۱۹ در ساعت ۲۲:۴۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    ادامه پست قبلی...




    اینگونه افراد به خاطر سرسختی و لجاجتی که در عدم پذیرش حق دارند، قدرت تشخیص حق از باطل را از خود سلب کرده اند و زرق باطل را بر نور حق ترجیح داده اند. سنت خدای تعالی هم اینست که همه را در انتخاب راه آزاد گذاشته و هیچ کس را در انتخابش مجبور نمی کند:

    إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (دهر/3)
    ما راه را بدو نموديم يا سپاسگزار خواهد بود و يا ناسپاسگزار

    و هر کس راه حق را برگزیند او را بیناتر می نماید:

    يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً (انفال/29)
    اى مؤمنان اگر تقوا پيشه كنيد خداوند فرقان يعنى وسيله تشخيص حق از باطل را به شما عطا مى‏ كند

    و هر کس راه باطل را اختیار نماید، وسایل پیمایش بیراهه اش را در اختیارش قرار می دهد:

    مَنْ كانَ يُريدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُريدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ... كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً (اسراء/18تا20)
    آن كس كه (تنها) زندگى زودگذر (دنيا) را مى ‏طلبد، آن مقدار از آن را كه بخواهيم- و به هر كس اراده كنيم- مى ‏دهيم سپس دوزخ را براى او قرار خواهيم داد... هر يك از اين دو گروه را از عطاى پروردگارت، بهره و كمک مى‏دهيم و عطاى پروردگارت هرگز (از كسى) منع نشده است

    پس توصیف این دسته از کفار به عدم پذیرش حق، با وظیفه عمومی انبیا هیچگونه تضاد و تنافی ندارد و ایشان به وظیفه خود که رساندن ندای حق به گوش همگان است عمل می کنند تا عذری برای کسی باقی نماند:

    رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزيزاً حَكيماً (نساء/165)
    پيامبرانى كه بشارت ‏دهنده و بي م‏دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود) و خداوند، توانا و حكيم است.

    وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً (اسراء/15)
    و ما هرگز (قومى را) مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبرى مبعوث كرده باشيم (تا وظايفشان را بيان كند)



    -------------------------
    * وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسينَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ (عنکبوت/14) و ما نوح را بسوى قومش فرستاديم و او را در ميان آنان هزار سال مگر پنجاه سال، درنگ كرد اما سرانجام طوفان و سيلاب آنان را فراگرفت در حالى كه ظالم بودند

    ** قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمي‏ لَيْلاً وَ نَهاراً (نوح/5) (نوح) گفت: «پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (بسوى تو) دعوت كردم...

    *** تفسير نمونه، ج‏25، ص 93.

    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود