جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خداوند قابل روئیت است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آیا خداوند قابل روئیت است ؟




    آیه53 سوره بقره می گوید (و یاد کنیدموقعی را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم شما از جهالت گوساله پرست شدید و به نفس خود ستم کردید. اکنون به سوی خدا بازگردید و به کیفر جهالت خود به کشتن یکدیگر تیغ برکشید. این به پیشگاه خدا بهترین کفاره عمل شماست آنگاه از شما در گذشت و توبه شما را پذیرفت که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است. ) دقت کنید کفاره جهالت را که گفته شده بهترین کفاره هست چه عمل انسانی است. کشیدن تیغ بر یکدیگر آیه 54 سوره بقره می گوید ( به یاد آرید وقتی که گفتید ای موسی ما به تو ایمان نمی آوریم مگر آنکه خدا را آشکارا ببینیم پس صاعقه ای سوزان بر شما فرود آمد و آن را به چشم خود مشا هده کردید) چگونه خدای نادیدنی که گفته شده در قیامت هم نمی توان خدا را دید برای قوم بنی اسرائیل دیدنی می شود و جسمیت می یابد. خدایی که تغییر پذیر باشد نمی تواند خدا باشد شما مسلمان ها با داشتن چنین آیه ای چگونه می توانید با این گفته مسیحیان که عیسی پسر خداست به مخالفت بر خیزید.



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۲۰ در ساعت ۱۴:۴۶
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با سلام و عرض ادب

    با توجه به اينكه فرمايشات حضرت عالي شامل دو پرسش مي باشد ، هر يك را به طور مستقل پاسخ مي دهيم ، در ابتدا پرسشتان اين بود كه چرا خداوند كفاره جهالت (گوساله پرستي) را كشتن يكديگر قرار دارد ؟

    در پاسخ عرض مي شود :

    اولا: با توجه به معناي كلمه بارئ در آيه شريفه پاسخ اين سوال روشن خواهد شد :
    (وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ).

    " بارى" به معنى خالق است و در اصل به معنى جدا كردن چيزى از چيز ديگر مى‏باشد، چون آفريدگار مخلوقات خود را از مواد اصلى و نيز از يكديگر جدا مى‏كند، اشاره به اينكه دستور اين توبه شديد را همان كسى مى‏دهد كه آفريننده شما است.

    كانه فرموده: (اين توبه شما كه يكديگر كشى باشد، هر چند سخت‏ترين اوامر خدا است، اما خدايى كه شما را باين نابود كردن امر كرده، همان كسى است كه شما را هستى داده، از عدم در آورده، آن روز خير شما را در هستى دادن بشما ديد، و لذا ايجادتان كرد، امروز خيرتان را در اين مى‏بيند، كه يكدگر را بكشيد، و چگونه خيرخواه شما نيست؟ با اينكه شما را آفريد؟
    ثانيا: شك نيست كه پرستش گوساله سامرى، كار كوچكى نبود، ملتى كه بعد از مشاهده آن همه آيات خدا و معجزات پيامبر بزرگشان موسى ع همه را فراموش كنند و با يك غيبت كوتاه پيامبرشان به كلى اصل اساسى توحيد و آئين خدا را زير پا گذارده بت‏پرست شوند.

    اگر اين موضوع براى هميشه از مغز آنها ريشه كن نشود وضع خطرناكى به وجود خواهد آمد، و بعد از هر فرصتى مخصوصا بعد از مرگ موسى ع، ممكن است تمام آيات دعوت او از ميان برود، و سرنوشت آئين او به كلى به خطر افتد در اينجا بايد شدت عمل به خرج داده شود، و هرگز تنها با پشيمانى و اجراى صيغه توبه بر زبان نبايد قناعت گردد، لذا فرمان شديدى از طرف خداوند، صادر شد كه در تمام طول تاريخ پيامبران مثل و مانند ندارد، و آن اينكه ضمن دستور توبه و بازگشت به توحيد، فرمان اعدام دستجمعى گروه كثيرى از گنهكاران بدست خودشان صادر شد.
    اين فرمان به نحو خاصى مى‏بايست اجرا شود، يعنى خود آنها بايد شمشير به دست گيرند و اقدام به قتل يكديگر كنند كه هم كشته‏شدنش عذاب است و هم كشتن دوستان و آشنايان.
    طبق نقل بعضى از روايات موسى دستور داد در يك شب تاريك تمام كسانى كه گوساله‏ پرستى كرده بودند غسل كنند و كفن بپوشند و صف كشيده شمشير در ميان يكديگر نهند!.

    ممكن است چنين تصور شود كه اين توبه چرا با اين خشونت انجام گيرد؟
    آيا ممكن نبود خداوند توبه آنها را بدون اين خونريزى قبول فرمايد؟.

    پاسخ به اين سؤال از سخنان بالا روشن مى‏شود، زيرا مساله انحراف از اصل توحيد و گرايش به بت پرستى مساله ساده‏اى نبود كه به اين آسانى قابل گذشت باشد، آنهم بعد از مشاهده آن همه معجزات روشن و نعمتهاى بزرگ خدا.

    در حقيقت همه اصول اديان آسمانى را مى‏توان در توحيد و يگانه پرستى خلاصه كرد، تزلزل اين اصل معادل است با از ميان رفتن تمام مبانى دين، اگر مساله گوساله‏پرستى ساده تلقى مى‏شد، شايد سنتى براى آيندگان مى‏گشت، بخصوص اينكه بنى اسرائيل به شهادت تاريخ مردمى پر لجاجت و بهانه جو بودند، لذا بايد چنان گوشمالى به آنها داده شود كه خاطره آن در تمام قرون و اعصار باقى بماند و كسى هرگز بعد از آن به فكر بت پرستى نيفتد، و شايد جمله ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ (اين كشتار نزد خالقتان براى شما بهتر است) اشاره به همين معنى باشد.

    با اقتباس از تفسير نمونه و تفسير الميزان ذيل آيه شريفه



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    آیه 54 سوره بقره می گوید ( به یاد آرید وقتی که گفتید ای موسی ما به تو ایمان نمی آوریم مگر آنکه خدا را آشکارا ببینیم پس صاعقه ای سوزان بر شما فرود آمد و آن را به چشم خود مشا هده کردید) چگونه خدای نادیدنی که گفته شده در قیامت هم نمی توان خدا را دید برای قوم بنی اسرائیل دیدنی می شود و جسمیت می یابد. خدایی که تغییر پذیر باشد نمی تواند خدا باشد شما مسلمان ها با داشتن چنین آیه ای چگونه می توانید با این گفته مسیحیان که عیسی پسر خداست به مخالفت بر خیزید.



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3


    با سلام مجدد

    همانگونه كه حضرت عالي در پرسش خودد اشاره كرديد خداوند سبحان منزه از جسم و ماده بوده و به تعبير فلاسفه مجرد بلكه مافوق مجرد است لذا ذات الهي با هيچ چشمي قابل ديدن نيست ، چيزي كه مجرد است و ماده ندارد محال است با چشم ظاهري ديده شود ؛ آيه شريفه سوره بقره نيز ناظر به اين مطلب نيست كه خداوند را مي توان مشاهده كرد ! دقت در معناي دقيق آيه نشان مي دهد كه برداشت حضرت عالي از آيه شريفه اشتباه بوده و حضرت عالي دچار اشتباه فاحشي در معني آيه شده ايد .

    «وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ». به خاطر بياوريد هنگامى را كه گفتيد اى موسى ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه خدا را آشكارا با چشم خود ببينيم‏ سپس در همين حال صاعقه شما را گرفت در حالى كه نگاه مى‏ كرديد.

    به اصطلاح ادبيات عرب جمله «و انتم تنظرون» عطف است بر جمل ما قبل خود يعني «فاخذتكم الصاعقه» لذا معني آيه اينگونه مي شود : در همين حال صاعقه شما را گرفت و شما با ديدن صاعقه بهت زده شديد.

    به عبارت ديگر ضمير مستتر در «تنظرون» به صاعقه بر مي گردد نه به «الله» لذا منظور ديدن صاعقه است نه الله .

    توضيح مختصر آيه براي ايضاح بيشتر :

    بني اسرائيل صريحا به موسى گفتند: تا خدا را بالعيان و با همين چشم نبينيم هرگز ايمان نخواهيم آورد!.

    در اينجا چاره‏اى جز اين نبود كه يكى از مخلوقات خدا كه آنها تاب مشاهده آن را ندارند ببينند، و بدانند چشم ظاهر ناتوانتر از اين است كه حتى بسيارى از مخلوقات خدا را ببيند، تا چه رسد به ذات پاك پروردگار: صاعقه‏اى فرود آمد و بر كوه خورد، برق خيره‏كننده و صداى رعب‏انگيز و زلزله‏اى كه همراه داشت آن چنان همه را در وحشت فرو برد كه بى‏جان به روى زمين افتادند.

    چنان كه قرآن در دنبال جمله فوق مى‏گويد:" سپس در همين حال صاعقه شما را گرفت در حالى كه نگاه مى‏كرديد" (فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ).

    براي مطالعه بيشتر مي توانيد ذيل همين آيه به تفسير الميزان و نمونه مراجعه بفرماييد .


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۱/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۶:۲۲
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود