جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا ما باید عبادت کنیم و کسی یا چیزی را بپرستیم‌؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    چرا ما باید عبادت کنیم و کسی یا چیزی را بپرستیم‌؟




    چرا ما باید عبادت کنیم و کسی یا چیزی را بپرستیم‌؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۲۰ در ساعت ۱۴:۵۳
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت پرستش




    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    چرا ما باید عبادت کنیم و کسی یا چیزی را بپرستیم‌؟
    :gig:


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1

    با سلام ظاهر سوال شما اعتقادی است . چون بحث اثبات وجود خداوند به اعتقادات مربوط می شود اما اگر از منظر دیگری به سوال شما بنگریم شاید در مباحث عرفانی مورد گفتگو باشد.بنده سوال شما را تاحدودی تغییر می دهم . آیا پرستش و عبادت از نیاز های بشر است؟انسان از دو بخش روح و جسم تشکیل شده است ، روح آدمی هم مانند جسم نیاز هایی دارد و از جمله این نیاز ها نیاز به ارتباط با موجودی برتر است هر چند در اینکه مصداق این موجود برتر کیست یا چیست اشتباهات زیادی رخ می دهد اما اصل ارتباط با موجود برتر به علت ضعف های زیاد انسان همیشه به عنوان یک نیاز اساسی در بشر بوده و خواهد بود اما آنچه انسان را به پرستش آن موجود برتر وادار می کند یک حس درونی است که در قرآن کریم ،فطرت نامیده شده است، فطرتی که در همه انسان ها از بدو تولد وجود دارد و تا لحظه مرگ از بین نمیرود هرچند برخی از مردم آن را بپوشانند!

    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت پرستش




    با سلام به تفسیر آیه فطرت دقت کنید.
    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (30)الروم .
    ترجمه: روى خود را متوجه آئين خالص پروردگار كن اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده دگرگونى در آفرينش خدا نيست اين است دين و آئين محكم و استوار ولى اكثر مردم نمى ‏دانند.
    تفسیر: بحث سخن از توحيد فطرى است يعنى همان مساله را از طريق درون و مشاهده باطنى و درك ضرورى و جدايى تعقيب مى ‏كند.
    مى‏ فرمايد:" روى خود را متوجه آئين پاك و خالص پروردگار كن"! (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً).چرا كه" اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش خدا نيست" (فطرة اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ)." اين است دين و آئين محكم و استوار" (ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ).
    " ولى اكثر مردم نمى ‏دانند" (وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ).آيه فوق بيانگر چند حقيقت است:
    1-نه تنها خداشناسى، بلكه دين و آئين بطور كلى، و در تمام ابعاد، يك امر فطرى است، و بايد هم چنين باشد، زيرا مطالعات توحيدى به ما مى‏گويد ميان دستگاه" تكوين" و" تشريع" هماهنگى لازم است، آنچه در شرع وارد شده حتما ريشه‏اى در فطرت دارد و آنچه در تكوين و نهاد آدمى است مكملى براى قوانين شرع خواهد بود.به تعبير ديگر:" تكوين" و" تشريع" دو بازوى نيرومندند كه به صورت هماهنگ در تمام زمينه‏ ها عمل مى‏ كنند، ممكن نيست در شرع دعوتى باشد كه ريشه آن در اعماق فطرت آدمى نباشد، و ممكن نيست چيزى در اعماق وجود انسان باشد و شرع با آن مخالفت كند.بدون شك شرع براى رهبرى فطرت حدود و قيود و شرائطى تعيين مى‏كند تا در مسيرهاى انحرافى نيفتد، ولى هرگز با اصل خواسته فطرى مبارزه نمى ‏كند بلكه از طريق مشروع آن را هدايت خواهد كرد، و گرنه در ميان تشريع و تكوين تضادى پيدا خواهد شد كه با اساس توحيد سازگار نيست.به عبارت روشنتر خدا هرگز كارهاى ضد و نقيض نمى ‏كند كه فرمان‏ تكوينيش بگويد انجام ده، و فرمان تشريعيش بگويد انجام نده!.
    2- دين به صورت خالص و پاك از هر گونه آلودگى در درون جان آدمى وجود دارد، و انحرافات يك امر عارضى است، بنا بر اين وظيفه پيامبران اين است كه اين امور عارضى را زايل كنند و به فطرت اصلى انسان امكان شكوفايى دهند.
    3- جمله لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ و بعد از آن جمله ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ تاكيدهاى ديگرى بر مساله فطرى بودن دين و مذهب و عدم امكان تغيير اين فطرت الهى است هر چند بسيارى از مردم بر اثر عدم رشد كافى قادر به درك اين واقعيت نباشند.
    توجه به اين نكته نيز لازم است كه" فطرت" در اصل از ماده" فطر" (بر وزن بذر) به معنى شكافتن چيزى از طول است، و در اينگونه موارد به معنى خلقت به كار مى‏ رود، گويى به هنگام آفرينش موجودات، پرده عدم شكافته مى ‏شود و آنها آشكار مى ‏گردند.به هر حال از نخستين روزى كه انسان قدم به عالم هستى مى ‏گذارد اين نور الهى در درون جان او شعله ‏ور است.روايات متعددى كه در تفسير اين آيه آمده آنچه را در بالا گفتيم تاييد مى‏ كند .(1)
    __________________________________________________
    (1)تفسير نمونه، ج‏16، ص: 419

    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود