جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا پیامبر(ص) با حضرت خدیجه ازدواج کرد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    چرا پیامبر(ص) با حضرت خدیجه ازدواج کرد ؟




    ایا یکی از ملاک های ازدواج پیامبر (ص) با حضرت خدیجه (س) موقعیت اقتصادی ایشان بود؟ ایا این ملاک برای ازدواج با حضرت خدیجه (س) دستور خداوند بود یعنی ایا خداوند به رسولش دستور داد تا با خدیجه (س) ازدواج کن چون موقعیت خوب مالی دارد؟
    لطفا جواب مفصلی در این باره دهید تا بنده از عدم حب به مال در وجود پیامبر (ص) اطمینان حاصل کنم



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۲۰ در ساعت ۱۴:۵۷
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    ایا یکی از ملاک های ازدواج پیامبر (ص) با حضرت خدیجه (س) موقعیت اقتصادی ایشان بود؟ ایا این ملاک برای ازدواج با حضرت خدیجه (س) دستور خداوند بود یعنی ایا خداوند به رسولش دستور داد تا با خدیجه (س) ازدواج کن چون موقعیت خوب مالی دارد؟
    لطفا جواب مفصلی در این باره دهید تا بنده از عدم حب به مال در وجود پیامبر (ص) اطمینان حاصل کنم



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    مطالعه دقيق ماجراي ازدواج پيامبر اسلام(ص) با حضرت خديجه(س) اين واقعيت را به اثبات مي رساند كه اين ازدواج به هيچوجه با انگيزه ها يمادي و اقتصادي همراه نبوده است،بلكه ريشه در امور معنوي داشته است،كه در ادامه به برخي از شواهد اين امر اشاره خواهيم كرد،اما بهترين دليل بر اين مدعا اين است كه پيشنهاد اين ازدواج از سوي حضرت خديجه(س)مطرح شده است،بانويي كه يكي از بزرگترين ثروتمندان سرزمين حجاز بوده و بسياري از بزرگان و اشراف و ثروتمندان حجاز از او خواستگاري كرده بودند،ولي ايشان به همه آنها جواب منفي داده بود،ولي خودش به جواني پيشنهاد ازدواج مي دهد كه از مال دنيا چيزي نداشته است.


    آیت الله جعفرسبحانی در کتاب فرازهایی از تاریخ اسلام،[1]به چهار نمونه از این شواهد اشاره می کنند که به طور خلاصه بیان می کنیم:

    1- چنانکه می دانید پیامبر (ص) پیش از ازدواج با خدیجه، زمام تجارت وی را بر عهده داشت. غلام خدیجه به نام میسره، در سفر تجاری همراه پیامبر بود. پس از بازگشت کاروان، میسره آنچه را در سفر دیده بود برای خدیجه تعریف کرد، از جمله اینکه: محمد (ص) بر سر موضوعی با تاجری اختلاف پیدا کرد. آن مرد به او گفت: به لات و عزّی سوگند بخور تا سخن ترا بپذیرم. محمد (ص) در پاسخ گفت: پست ترین و مبغوض ترین موجودات پیش من، همان لات و عزی است که تو آنها را می پرستی[2]و نیز این جریان را که در نزدیک "بصری" (شهر شام)، محمد (ص) زیر سایه درختی نشسته بود، در این حال چشم راهبی که در صومعه نشسته بود به محمد امین (ص) افتاد. وی از من نام او را سوال کرد و من پاسخ دادم، آنگاه وی گفت: این مرد که زیر سایه این درخت نشسته است، همان پیامبریست که در تورات و انجیل درباره او بشارتهای فراوانی خوانده ام.[3]خدیجه با شنیدن این کرامت، شوق مفرطی که سرچشمه آن علاقه به معصومیت محمد «ص» بود، در خود احساس کرد و بی اختیار گفت: میسره! کافی است، علاقه مرا به محمد دو چندان کردی.... سپس آنچه را از میسره شنیده بود برای ورقه بن نوفل نقل کرد و ورقه به او گفت: صاحب این کرامات، پیامبر عربی است.[4]

    2- روزی خدیجه در خانه خود نشسته بود و یکی از دانشمندان یهود نیز در آن محفل بود، اتفاقاً محمد (ص) از کنار منزل آنها گذشت و چشم آن دانشمند به او افتاد، آن دانشمند فوراً از خدیجه خواست که از محمد (ص) تقاضا کند چند دقیقه در این مجلس شرکت کند. پیامبر (ص) تقاضای دانای یهود مبنی بر نشان دادن علایم نبوت در بدن خود را پذیرفت.... پس از آنکه دانای یهود از وجود علایم نبوت در محمد (ص) خبر داد خدیجه پرسید: از کجا می گویی که او حائز چنین مقامی می شود؟ پاسخ داد: من علائم پیامبر آخر الزمان را در تورات خوانده ام و از نشانه های او این است که پدر و مادر او می میرند و جد و عموی وی از او حمایت می کنند و از قریش زنی را انتخاب می کند که سیده قریش است. آنگاه افزود: خوشا به حال کسی که افتخار همسری او را به دست آورد.

    3- ورقه بن نوفل که عموی خدیجه و از دانایان عرب بود، مکرر می گفت: «مردی از میان قریش برای هدایت مردم از طرف خدا برانگیخته می شود و یکی از ثروتمندترین زنان قریش را می گیرد» و چون خدیجه ثروتمندترین زن قریش بود، گاه و بیگاه به خدیجه می گفت: «روزی فرا می رسد که تو با شریفترین مرد روی زمین وصلت کنی.»

    4- خدیجه شبی در خواب دید که خورشید بالای مکه چرخ خورد و کم کم پائین آمد و در خانه او فرود آمد. ورقه خواب وی را چنین تعبیر کرد که: «با مرد بزرگی ازدواج خواهی کرد که شهرت او عالم گیر خواهد شد.»

    از طرف دیگر باید توجه داشت که پیامبر اکرم (ص) نیز گر چه از ثروت محروم بود، اما اولا از خاندان معروف قریش بود و ثانیا به راستگویی، امانتداری و اخلاق پسندیده شهرت داشت. چنانکه ابوطالب در مجلس عقد، برادر زاده خود را چنین معرفی کرد: «برادر زاده من، محمد بن عبدالله (ص)، با هر مردی از قریش موازنه و مقایسه شود، بر او برتری دارد و گر چه از هر گونه ثروتی محروم است، اما ثروت سایه ای است رفتنی و اصل و نسب چیزی است ماندنی.»[5]

    همه این امور نشان می دهد این ازدواج ریشه در جهات معنوی داشته است و به هیچ وجه انگیزه مادی در آن دخالت نداشته است.

    منابعي كه به پيشنهاد خديجه براي ازدواج با پيامبر(ص)تصريح كرده اند:

    - أسدالغابة،ج‏1،ص:23.

    - الإصابة،ج‏8،ص:99.

    - البدايةوالنهاية،ج‏2،ص:294.

    - البدءوالتاريخ،ج‏4،ص:138.

    - تاريخ‏ الإسلام،ج‏1،ص:64.

    - تاريخ ‏الطبري،ج‏2،ص:281

    - دلائل ‏النبوة،ج‏2،ص:67


    با توجه به اينكه منابع متعدد تاريخي با صراحت اين واقعيت را بيان كرده اند كه خود خانم خديجه(س) پيشنهاد دهنده ازدواج بوده است،بنابراين وجود هر نوع انگيزه اقتصادي در اين ازدواج منتفي مي باشد.


    پی نوشتها:
    1- ص 82- 85
    2- طبقات کبری، ج 1، ص 130.
    3- بحار/ 16/ 18.
    4- سیره ابن هشام، ج 1، ص 76.
    5- مناقب، ج 1، ص 30. بحار، ج 16، ص 16.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۱/۲۰ در ساعت ۲۳:۰۰


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود