صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر امامت در زمين نبود چه مى شد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما اگر امامت در زمين نبود چه مى شد ؟




    امامت ، استمرار خط نبوت است . خداوند متعال که نوع بشر را براى پيمودن راه کمال و سعادت آفريده همان گونه که بايد براى ارائه طريق و رسيدن به مطلوب ، پيامبرانى را که متکى به نيروى وحى ، و داراى مقام عصمت هستند مبعوث کند ، لازم است براى تداوم اين راه ، بعد از رحلت پيامبران ، جانشينان معصومى را براى آنان قرار دهد که جامعه انسانى را در مسأله ارائه طريق و هدايت به سوى مقصد کمک کند

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب ممکن نیست!




    سلام.

    اگر امامت در زمين نبود چه مى شد ؟


    چنین چیزی ممکن نیست! خالی بودن زمین از حجت و امام بر خلاف هدایتگری خدا و حکمت الهیست. اگر حجت خدا در بین خلق نباشد، بشر غیرمعصوم به سرعت به گمراهی کشیده میشود چنانکه کسانی که از راه انبیاء و اولیاء فاصله گرفتند، همگی به گمراهی افتادند و هر کدام از یک سوی بام به زمین افتادند!

    به امید ظهور


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حالا كه هست، قدرش رو نمي دونيم و با گناه دل صاحب عصر رو خون مي كنيم؛ اگر امامت نبود، ديگه چه بلايي سر ما مي اومد؟
    فرياد علي(ع) پس از 1400 سال هنوز مي آيد.

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما کمک امام به تشخیص بهتر




    نقل قول نوشته اصلی توسط reza4603 نمایش پست
    حالا كه هست، قدرش رو نمي دونيم و با گناه دل صاحب عصر رو خون مي كنيم؛ اگر امامت نبود، ديگه چه بلايي سر ما مي اومد؟
    بنام خدا
    یکی از مسائلی که انسان با آن روبروست اینه عقل انسان که به تنهایی قادر نیست همه عوامل و اسباب پیشرفت را تشخیص دهد .لذا انبیائ وامام معصوم به عنوان جانشینان خداوند در بین مردم این عدم قدرت عقل
    را جبران کرده وبه انسان ها کمک مب کند تا راه را از بیراهه تشخیص داده تا بتواند مسیر درست را انتخاب کند.



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اثبات ضرورت امامت




    ختم نبوت بدون نصب امام معصوم ، خلاف حكمت الهى است و كامل بودن دين جهانى و جاودانى اسلام ، منوط بــه اين است كه بعد از پيامبر اكرم (ص) جانشينان شايسته اى براى او تعيين گردند به گونه اى كه به جز مقام نبوت و رسالت ، داراى همه مناصب الهى وى باشند.

    اين مطلب را مى توان از آيات كريمه قرآن و روايات فراوانى كه شيعه و سنى در تفسير آنها نقل كرده اند استفاده كرد :
    از جمله ، در آيه سوم از سوره مائده مى فرمايد : «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً»
    اين آيه كه به اتفاق مفسرين در حج الوداع و تنها چند ماه قبل از رحلت پيامبر اكرم (ص) نازل شد بــعــد از اشـاره بــه نااميدى كــفــار از آسـيب پذيرى اسلام ، «اليوم يئس الذين كفر وامن دينكم ...» تاكيد مى كند كه امروز دين شما را كامل و نعمتم را بر شما تمام كرده. و بــا تــوجـــه بـه روايات فراوانى كه در شان نزول اين آيه ها وارد شده كاملاً روشن مى شود كه اين «اكمال و اتمام» كه توأم با نوميد شدن كفار از آسيب پـذيرى اسلام بوده با نصب جانشين براى پيامبر اكرم (ص) از طرف خداى متعال تحقق يافته است. زيرا دشمنان اسلام ، انتظار داشتند كه بعد از وفات رسول خدا (ص) ـ مخصوصاً با توجه به اينكه فرزند ذكورى نداشتند ـ اسلام بدون سرپرست بماند و در معرض ضعف و زوال قــرار گـيـرد ، ولــى بــا نصب جانشين براى وى دين اسلام به نصاب كمال و نعمت الهى به سرحد تمام رسيد و اميد كافران بر باد رفت. (1)
    و كيفيت آن ، چنين بود كه پيامبر اكرم (ص) هنگام بازگشت از حج الوداع همه حجاج را در محل غدير خم جمع كــردنــد و ضـمـن ايــراد خــطـبــه مفصلى ، از ايشان (از جمعیت) سوال كردند : «الست اولى بكم من انفسكم ؟» (2) آيا من از طرف خدا متعال بر شما ولايت ندارم ؟
    همگى يكصدا جواب مثبت دادند ، آنگاه زير بغل على (ع) را گرفته او را در برابر مردم بلند كردند و فرمودند : «من كنت مولاه فعلى مولاه» و بدين ترتيب ، ولايت الهى را براى آن حضرت اعلام فرمودند.
    سپس همه حضار با آن حضرت بيعت كردند و از جمله ، خليفه دوم ضمن بيعت با امير موئمنان على (ع) به عنوان تهنيت گفت :
    «بخ بخ لك يا على اصحبت مولاى و مولى كل مؤمن و مومن» (3)
    و در اين روز بود كه اين آيه شريفه ، نازل شد : «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً» و پـيامبر اكرم (ص) تكبير گفتند و فرمودند : «تمام نبوتى و تمام دين الله ولاي على بعدى»
    و در روايتى كــــــــه بعضى از بزرگان اهل سنت (حموينى) نيز نقل كرده اند آمده است كه ابوبكر و عمر از جا برخــاستند و از رســول خـــدا (ص) پرسيدند كه آيا اين ولايت مخصوص على است ؟
    حضرت فرمود : مخصوص على و اوصيائ من تا روز قيامت است.
    پرسيدند : اوصيائ شما چه كسانى هستند ؟
    فرمودند : «على اخى و وزيرى و وارثى و وصيى و خليفتى فى امتى و ولى كل موئمن من بعدى , ثــم ابنى الحسن , ثــم النى الحسين , ثــم تسع من ولد ابنى الحسين واحداً بعد واحد , القرآن معهم و هم مع القرآن, لايفارقونه و لا يفارفهم حتى يردوا على الحوض» (4)
    بر حسب آنچه از روايات متعدد ، استفاده مى شود پيامبر اكرم (ص) قبلاً مأمور شده بودند كه امامت امــيــر مــومنان (ع) را رسماً اعــلام كـنند ولى بيم داشتند كه مبادا مردم ، اين كار را حمل بر نظر شخصى آن حضرت كنند و از پذيرفتن آن سرباز زنند. از اين روى در پـى فرصت مناسبى بودند كه زمينه اين كار فراهم شود تا اينكه اين آيه شريفه نازل شد :
    «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس» (5) و ضـمـن تــاكيد بـــر لــزوم تبليغ ايـن پيام الهى ـ كه همسنگ با همه پيام هاى ديگر است و نرساندن آن به منزله ترك تبليغ كل رسالت الهى مى باشد ـ بــه آن حـضـرت مــژده داد كــــه خداى متعال تو را از پيامد هاى آن ، مصون خواهد داشت. با نزول اين آيه ، پيامبر اكرم (ص) دريافتند كه زمان مناسب، فرا رسيده و تاخـير بيش از اين روا نيست. از اين روى در غدير خم به انجام اين وظيفه, مبادرت ورزيدند. (6)
    البته آنچه اختصاص به اين روز داشت اعلام رسمى و گرفتن بيعت از مردم بود وگرنه رسول خدا (ص) در طول دوران رسالتشان بــارهـــا و بــــــه صورت هاى گوناگون ، جانشينى اميرمومنان على (ع) را گوشزد كرده بودند و در همان سال هاى آغازين بعثت ، هنگامى كه آيه :
    «و انذر عشيرتك الاقربين» (7) نازل شد در حضور همه خويشاوندان فرمودند : نخستين كسى كـــه دعـوت مرا بپذيرد جانشين من خواهد بود و به اتفاق فريقين، نخستين كسى كه پاسخ مثبت داد على بن ابى طالب (ع) بود. (8)
    و نيز هنگامى كه آيه : «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامرمنكم» (9) نازل شد و اطاعت كسانى كه به عنوان "اولواالامر" به طور مطلق، واجب كرد و اطاعت ايشان را همسنگ اطاعت پيغمبر اكرم (ص) قرار داد ، جابربن عبدالله انصارى از آن حضرت پرسيد :
    اين اولواالامر كه اطاعتشان مقرون به اطاعت شما شده چه كسانى هستند ؟
    فرمود : «هم خلفائى يا جابر و أئم المسلمين من بعدى ، اولهم على بن ائبى طالب ثم الحسن ثم الحسين ثــم على بن الحسين ثــم محمد بن على المعروف فى التوار بالباقر ـ ستدر كه يا جابر فاذا القيته فاقراه منى السلام ـ ثم الصادق جعفر بن محمد ثم موسى بن جعفر ثــم عـلى بن موسى ثم محمد بن على ثم على بن محمد ثم الحسن بن على ثم سميى و كنيى حج الله فى ارضه و بقيته فـى عـبـاده ابن الحسن بن على ...» (10)
    و طبق پيشگويى پيامبر اكرم (ص) جــابــر تا زمان امامت حضرت باقر (ع) زنده ماند و سلام رسول خدا (ص) را بــــه ايشان ابلاغ كرد.
    در حديث ديگرى از ابوبصير نقل شده كه گفت : درباره آيه اولواالامر از امام صادق (ع) سوال كردم.
    فرمود : در شأن على بن ابى طالب و حسن و حسين نازل شده است.
    عرض كردم : مردم مى گويند چرا قرآن كريم، على و اهل بيتش (ع) را بنام معرفى نكرده است ؟
    فـرمود : به ايشان بگوى : آيه نماز كه نازل شد اسمى از سه ركعت و چهار ركعت نبرد و اين رسول خدا (ص) بود كه آن را براى مردم تفسير كرد ، همچنين آيات زكات و حج و ... ، اين آيه را هم مى بايست پيامبر اكرم (ص) براى مردم تفسير كند و او چنين فــرمــود : «من كنت مولاه فعلى مولاه» ؛ و نيز فرمود : «اوصيكم بكتاب الله و اهل بيتى فانى سالت الله عزوجل ائن يفرق بينهما حتى يورد هما على الحوض فاعطانى ذلك»
    «يعنى شما را سفارش مى كنم به ملازمت كتاب خدا و اهل بيتم ، همانا از خداى عزوجل درخواست كردم كه ميان قرآن و اهل بيتم ، جــدايى نيندازد تا در حوض كوثر ايشان را بر من وارد سازد و خداى متعال درخواست مرا اجابت كرد.»
    و نيز فرمود : «لا تعلموهم فانهم ائعلم منكم، انهم لن يخرجوكمو من باب هدى و لن يدخلوكم فى باب ضلال» (11)
    یعنى : در مقام تعليم ايشان بر نياييد كه ايشان از شما داناترند. هــمــانــا هــرگز شما را از باب هدايت ، خارج نمى كنند و درباب ضلالت ، وارد نمى سازند. و همچنين بارها ـ و از جمله در آخرين روزهاى حياتش ـ فرمود :
    «انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و اهل بيتى انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض» (12)
    و نيز فرمود : «ائلا ان مثل ائهل بيتى فيكم مثل سفين نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق» (13) و نيز بارها خطاب به على بن ابى طالب (ع) فرمود : «انت ولى كل موئمن بعدى» (14) و نيز ده ها حديث ديگرى كه مجال اشاره به آنها نيست. (15)
    پاورقی :

    1- براى توضيح بيشتر پيرامون دلالت اين آيه به تفسير الميزان مراجعه كنيد.
    2- اشاره به آيه (6) از سوره احزاب «النبى ائولى بالموئمنين من انفسهم»
    3- براى اثبات قطعى بودن سند و دلالت اين حديث ، رجوع كنيد به عبقات الانوار و الغدير
    4- ر.ك. غاية المرام , باب 58, حديث 4 به نقل از فرائد حموينى
    5- سوره مائده آيه 67 ، براى توضيح بيشتر پيرامون دلالت اين آيه ، به تفسير الميزان مراجعه كنيد.
    6- اين موضوع را بزرگان اهل سنت از هفت نفر از اصحاب رسول خدا (ص) نقل كرده اند : زيد بن ارقم ، ابوسعيد خدرى ، ابن عباس ، جــابــرين عبدالله انصارى ، برائ بن عازب ، ابوهريره و ابن مسعود ؛ ر.ك: الغدير : ج /1
    7- سوره شعرا ، آيه 214
    8- ر.ك : عبقات الانوار ، الغدير ، المراجعات (مراجعه 20)
    9- ر.ك. : سوره نسا آيه /59
    10- غاالمرام (ط قديم) ص 267, ج 10, و اثبات الهدا : ج 3, ص 123 و ينابيع المود : ص 494
    11- ر.ك : غاالمرام (ط قديم) ص 265, ج 3
    12- اين حديث نيز از روايات متواتر است كه بزرگان اهل سنت از جمله ترمذى و نسائى و صاحب مستدرك بـــه طـرق متعدد از رسول خـدا (ص) نقل كرده اند.
    13- ر.ك : مستدرك حاكم , ج 3, ص 151
    14- ر.ك : مستدرك حاكم : ج 3, ص 134, و ص 111, صواعق ابن حجر, ص 103, مسند ابن حنبل, ج 1, ص 331, و ج 4, ص 438 و ...
    15- ر.ك : كمال الدين و تمام النعمه از مرحوم صدوق و بحارالانوار مجلسى

    آموزش عقايد, ج 2, ص 187 ـ 182

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    ضرورت نبوت وامامت (از آنجايي كه انسان در جهان بيني الهي هدفدار است و رسيدن بدان هدف ضروريست) اجتناب ناپذيراست. در غير اين صورت مستلزم نفي حكمت و شعور و مبدأ و آفريدگار جهان ميباشد.

    ضرورت نبوت همان ضرورت راهنمايي انسانها بسوي هدف آفرينش است و انبياء مشعلداران راه تكامل و هدايتند برغم برخورداري انسان از عقل و انديشه و دانش.

    زيرا بشر بخاطر محدوديت علمي و تأثير پذيري از عوامل محيطي ناتوان از شناخت نيازهاي پيچيده جان و روان ناشناخته خويش است بگونهاي كه ناتوان از رسيدن به بايستهها و نبايستههاي هماهنگ با فطرت خود و مقررات هستي ميباشد.

    آن هم بطور مستقل و در حال حاضر اما در طول زمان نيز ميليونها انسان كه قدم بر كرة خاكي نهانده و مردهاند علم را پاسخگوي نيازمنديهاي خود نيافتهاند و پس از اين نيز به حكم بيانتهايي اسرار هستي باز چنين خواهد ماند.

    و امامت استمرار حركت انبياء در هدايت نگري و اجراي مقررات ديني و شكوفاسازي حكومت ديني ميباشد. كه پس از اكمال دين و تتيم آيين همواره نياز به مربي و راهنماي معصوم از خطا تا هميشه زندگي انسانها باقي ميماند و نياز به در اختيار داشتن الگويي كامل هرگز منتفي نميشود.
    براي اطلاع بيشتر به كتابهاي ذيل مراجعه كنيد:
    نبوت، استاد شهيد مطهري.
    آموزش عقايد، استاد مصباح.
    فلسفه وحي و نبوت،
    ویرایش توسط شهيدان : ۱۳۸۷/۰۴/۰۸ در ساعت ۱۸:۰۷
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,758
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    اگر اجازه بدید ما ادامه همین بحث شما یک سوالی برای من و آقا امید پیش اومده. با هم بحث کنیم. (به نظرم اومد به این موضوع مربوط میشه دیگه نخواستم موضوع جدید ایجاد کنم)

    این لینک بحث قبلی ما هست:

    http://askquran.ir/showpost.php?p=58020&postcount=133
    ممنون
    طیب
    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,758
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نوشته شد توسط آقا امید
    -------------------

    با سلام

    کد HTML:
     بنده احساسم در اون بحث این بود که در بعضی از جملات شما کنایه و نیش هست که شاید به خاطر بحث پی در پی با جناب آقای منطق در اون تاپیک چنین حسی را من داشتم. اگر دقت کنید من پست اول شما را دقت و حوصله تمام جواب دادم. در هر صورت سوء تفاهمی بین من و شما پیش امد. من چاکر شما هم هستم. اما جناب آقای منطق نه هنوز! شما همین آخرین پست ایشون را نگاه کن.

    اول بگم من این دوستان عزیز رو نمیشناسم و سعی می کنم هیچ وقت وارد بحث این عزیزان نشم

    چون به نظر من این روش هیچ وقت نتیجه ای نداره تنها نتیجه اش اعصاب خورد کردن

    که البته با نتیجه گیری متوجه خواهید شد که این بحثها هیچ گاه به منزل نمی رسه چون هر گروه دلایلی برای خودشون دارند که از نظر خودشون کاملا حجت هست و عین سند ولی گروه مخالف اکثر اوقات (هر چند شایسته نیست) به سادگی به این دلایل حتی می خنده و همیشه پوزخندی و نیش خندی اول برای اون داره

    از اینها بگذره همه اعضای سایت رو دوست داریم و کوچیک همشون هم هستیم بخصوص شما که لطف می کنید و وقت می ذارید

    کد HTML:
     سیاست جزوی از دین هست ولی سیاست زدگی نه! راجب هر کدام از مسائل دینی با آرامش ساعتها حاضرم بحث کنیم تا ان شاء الله بجایی برسیم اما سیاست نه.


    فقط به نکته ای توجه بفرمائید اصلا به سیاست کار ندارم و وارد بحث سیاسی نمیشم


    ما هر چه داریم و هر انچه به ما رسیده ار علمای دین هست چه تفسیر و چه معنا و چه سندیت حدیث و روایت و چه سنت و چه............. ایا اینطور نیست؟

    ما چیزی از زمان رسول الله برایمان باقی نمانده ( بجز چند دست خط محدود و منسوب به بزرگان )

    پس هر انچه ما بدان استناد می کنیم رسیده شده از ان زمان و رد شده از فیلتر این علمای دین هست

    حالا یک گروه شیعه با علمای خود و گروه دیگر سنی با علمای خود هر کدوم بنا به دلایلی بعضی اسناد رو دارای سندیت می دونن و بعضی رو رد می کنن

    ما چه کنیم با این مشکل که این چیزی که این اقایان عالم به ما گفتند درست هست یا نه

    اونجا هم دروغ درش راه یافته ؟ و ایا اگر ثابت شد که چند تا اینها دروغ گو هستند ایا شما هم می توانید به تفاسیر اینها از قران اعتماد کنید که حتی تفاسیر گروها بعضا با هم بسیار متفاوته ( که حتی بعضی اوقات در معنای تحت لفظی هم به مشکل بر می خورند )

    اگر به شما گفتند پیغمبر فرموده که این ایه این طور معنی میشود و گروه مخالف بگه نه پیغمبر هیچی نگفته پس فلان طور معنی می شود

    ایا شما می توانید بگوئید مثلا فلان گروه دروغ نمی گو.ید( حتی از روی مصلحت و ارادت زیاد درگیر کلمه دروغ نشوید چون گاهی قصد از روی عشق و ارادت هست و فرد این کار رو بد نمی دونه و یک جور غیرت نسبت به بزرگان خودش قلمداد میکنه ) مسلما دیگه با دیدن این جور چیزها لااقل باید کمی با احتیاط بر خورد کنید و بدونید که اینها دلایل خوبی نیستند

    شاید بگید نه بابا تو حوزه علومی هست که مو رو از ماست میکشه این جوریا هم نیست که بابا

    در جواب همین یک نمونه برای رد حرف شما کفایت میکنه

    میگم چه معلوم که اونها هم مثل ایشون نبودند ؟اگه منطقی باشید قاعدتا جوابی ندارید چون ما نمونه های زنده و حاضرش رو که میبینیم نشون دهنده های خوبی نیستند چه رسد به اونها که ندیدیم بقول معروف چرا از اینها که زنده ا ند بگذریم که حالا برسیم به اونها که ندیدیم و فقط شنیدیم

    برای همین می گم اصلا شما دو طرف هیچ وقت به نتیجه نمیرسید چون هر چی شما بگی اونها تو این 1400 سال جواب براش اماده کردند و هر چی اونها بگن شما جواب براش دارید

    (نمونه این جور تفاسیر علمای بزرگ رو شما می تونید درفتوای مراجع عربستان ببینید که طبق تفسیر قران ایشون قائل هستند زمین صافه و اگر کسی بگه زمین کرویه مرتد و حکمش هم که معلومه

    ببینید چقدر کوته فکری و چقدر اختلاف اونهم با توجه به تفسیر یا بهتر بگم با توجه به تعبیر قران

    لطفا نخندید ممکنه یک عده ای هم دارند یک جائی به ما میخندند

    نمونه های از این دست بسیار زیاد چه در اونها چه در اینجا فکر میکنم شما از من مطلع تر باشید

    تفاسیری بسیار متفاوت از قران یا احادیث که هر دوی انهاهم ممکنه با علم مغایرت داشته باشه

    چرا ؟ بدلیل علمای متفاوت )

    پس تا اینجا مشخص میشه به حرف هیچکدوم اعتباری نیست


    ایا این رو قبول دارید ؟

    نکته ای دیگه ای که توجهتون رو بهش جلب می کنم اینه که حساب سیاست نیست

    اگه قرار به این بود که سیاست عذری باشه برای علما فکر کنم همه بااتفاق قبول داریم که امیر المومنین خیلی می تونست از عمر و عاص و این جور افراد سیاست باز تر باشه ولی دین دست ایشون رو بسته بود

    چطور میشه که شما این چیزا ها رو مذارید پای سیاست و از دین دورش می کنیئ مگر دین از سیاست جداست ؟

    ( البته به اعتقاد بنده بله دین از سیاست جداست و اینها هر دو را خراب کررند )

    حساب حساب دینه و دین این بهونه ها رو ور نمی داره و اجازه نمی ده به اسم دین و به کام سیاست شما بعضی مسایل رو بندازید گردن دین تازه اگه دروغ برای من و شما ( البته شما رو هم مثل خودم ادم معمولی فرض کردم )بد هست برای بزرگان فاجعه اس

    البته قسمتیش به دروغ مربوط میشه و بقیه اونها سطح سواد پائین رو می رسونه

    و تازه ایشون به اعتراف تقریبا همه علما از نوابغ تشیع هستند حالا شما حساب بقیه رو بکنید

    و اینجاست که به حرف ملا صدرا می رسیم که تقلید رو در اسلام رد میکنن ولی خب کسانی که این مخالف منافعشون هست حکم به تکفیرش میدند و ......



    کد HTML:
     شما ممکن است که از کارهایی که سیاستمداران انجام داده اند خسته شده باشید ولی این دلیل نمیشود که قرآن باطل است. من خودم به شخصه اگر تمام علمای بزرگ هم کافر (نعوذ بالله) بشوند باز هم نمی بینم دلیل اینکه قرآن باطل باشد.
    من هیچگاه نگفتم قران باطل هست فقط بر سر معجزه بودنش بحث کردیم

    ولی بر اینکه باز هم اشاره می کنم دلایل و استدلا لات ما اغلب از این علما هست نه از علوم دانشگاهی و قابل استناد ازمایش شدنی و تکرار شدنی

    پس اگه به اینها خدشه وارد شود به همه دلایل برای هر مقوله ای از جمله قران عصمت و امامت و نبوت خدشه وارد می شود و اعتبار همه زیر سوال می رود

    هر چه اینان بفرمایند ما تصدیق می کنیم هر چه را رد کنند رد می کنیم


    کد HTML:
      راجب تاثیر محیط بر دینداری ما هم میتونید یک تاپیک جداگانه باز کنید. حتی اگر محیط اجبار اور بود (که نیست) نمی فهمم که چرا شما میگویید بنابرین قرآن باطل است.
    والا من هیچ جا نگفتم به فلان دلیل قران باطل است هنوز بحث تموم نشده خیلی دوست دارم با هم به نتیجه برسیم

    تاثیر محیط بر افراد چه بر دین چه هر مساله دیگری غیر قابل انکار است و یه موضوع اثبات شده ( البته قبلا هم اشاره شد که استثنا ها مد نظر نیستند مورد نظر تحقیقات علمی است و امار و دلایل قابل ثبت و تکرار )

    در مورد تاپیک نظر خاصی ندارم اگر صلاح می دونید و نیاز به بحث بیشتر تاپیک باز کنیم ولی اگه بحث اصلی بر سر قران هست که نیازی به این بحث نیست


    ببخشید اگر طولانی شد

    از معایب محیطهای مجازی عدم دیدن و حس طرف مقابل هست برای همین معمولا سوئ تفاهمات زیادی پیش میاد برای همین مجبور شدم توضیحات رو مفصل تر کنم تا خدا نخواسته موردی پیش نیاید

    و اگر موردی هم بود بنده و عفو کنید و تذکر دهید

    موفق باشید
    ویرایش توسط طیب : ۱۳۸۷/۰۷/۲۶ در ساعت ۰۸:۲۸
    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,758
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام امید جان

    احتمالا حدس زده باشید جواب من را اما با هم ان شاء الله در این مورد کاملا بحث میکنیم.

    طیب
    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ



  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط طیب نمایش پست
    سلام امید جان

    احتمالا حدس زده باشید جواب من را اما با هم ان شاء الله در این مورد کاملا بحث میکنیم.

    طیب
    با سلام

    واقعیت این هست که حدسی در مورد جواب نمی تونم بزنم

    البته اون پست نتیجه گیری متفاوتی داشت که با این بحث متفاوته

    چند پست دوستان عزیز رو مروری کردم البته قصد اینکه در مورد اونها نظر بدهم رو ندارم برای همین زیاد روشون ریز نشدم

    فقط یک چیز معمولا این جوابها رو تا حالا چندین بار شنیدم و معمولا هم گوینده با تاکید کامل که اینها عین ضروریات هست و ما فقط قصدمون روشنگری هست و اینها دلیل محکم

    دلایلی رو ارایه میکنه که در اونها هم به نوعی لزوم قبول از طرف هر عقل سلیمی رو در بر داره و اگه کسی قبول نکنه دیگه باید به یه چیزهائیش شک کرد

    از جمله موارد اختلاف همین مورد عصمت و امامت هست

    که اکثر اعراب اینو قبول ندارند و بطور اخص مهد اسلام اصلا قایل به عصمت و امامت نیستند

    یک سوال اگر قران نیاز به کسی داشت تا همیشه انرا تعبیر و تفسیر کنه (البته این هم جای بحث داره که معجزه ای که نیاز به یک راهنمای دائمی داره اصلا می تونه معجزه باشه ) و تا اخر باید برای ان امامان در کنارش باشند

    ایا نقص اینکه می فرمائید معجزه اخر کتاب اومد چون عقل کامل شده بو د نمی باشد

    یعنی اگر عقل کامل شده پس چه نیازی به امامان همراه

    و اگر عقل کامل نشده و نیاز به کسی هست که همیشه همراه معجزه باشه پس چه منت لطفا روال قبل ادامه پیدا می کرد و هی پیامبر می اومد و معجزات با اون شرایط که قبلا بحث کردیم رو می اورد و بی درد سر و معجزه بودنش هم مثل روز روشن

    اگه نیاز همیشگی به وجود حجت در زمین بود دیگه چرا امام و با این خصوصیات که شیعه برای ان قایل می شود خب همان روال ارایه پیامبر 124 هزار تا تا حالا فرستاده بود بعد هم چند تائی می فرستادند این چه بدعتیست که فقط فقط در شیعه پدید اومده ؟

    و اگه به هر دلیلی رسیدید به امام

    می پرسم کو کجا هستند امام عصر

    و حتما می خواهید برسید به ولایت فقیه در زمان غیبت

    از شما می پرسم امام خمینی با این گفته ها پرچم داره ولایت فقیه هست


    یک پیشنهاد می کنم و ان اینکه نه من به این سوال جواب می دهم نه شما

    گفته و کردار این بزرگ وار رو می بریم برای چند دانش اموز یا هر گروه متفاوتی که سواد خواندن و نوشتن داشته باشند ( البته بجز روحانیون عزیز چون ایشان معمولا تمام گفته های بزرگواران رو از حذف دارند و ممکن است به لحاظ عشق و ارادت حتی این گفته رو تائید هم بکنند و هزار و یک جور براش هم دلیل بیارند ) بصورت تست اتفاقی و از اونها می پرسیم کسی چنین گفته و چنان کرده ایا به نظر شما این فرد لیاقت و شایستگی رهبری یک دین را دارد یا نه ایا میشود به گفته ای این فرد که محل اختلاف بین دو دین هست اعتنا کرد یا نه



    اگه گفت اره من دربست مخلص شما هم هستم

    ولی اگه گفت نه

    من می گم اینکه پرچم دار ولایت فقیه بود این طور از اب در امد حساب بقیه روشنه

    ایا شما قبول می فرمائید؟

    ممنون

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود