صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگون می توان حق را از باطل تشخیص داد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش چگون می توان حق را از باطل تشخیص داد ؟




    با سلام

    گاهی پیش میاد که انسان قادر نیست حالا به دلایل مختلف بر حسب ظاهر حق ,رو از باطل, تشخیص, بده .
    خیلی وقتا ممکنه مطلب یا کسی یا کاری از نظر ظاهر درست باشه ولی عمقشون باطل باشه و چه بسا بر حسب ظاهر دنبال باطل به ظاهر حق بریم و بعد از مدت کوتاه یا طولانی دچار خسران شده و تازه بفهمیم که اشتباه متوجه شدیم.

    1-چی کار کنیم که پیرو, باطل های به ظاهر حق نشیم؟

    2-حالا با توجه به ایات قران چگونه میشه تفاوت حق از باطل رو متوجه شد؟


    پاسخگوی قرآنی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۲۲ در ساعت ۰۷:۱۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    1- علم و آگاهی کافی نسبت به منابع اصیل شناخت در حوزه دین




    سلام به شما پرسشگر گرامی

    پرسشی خوب و البته اساسی مطرح فرمودید. اصلاح مرحله شناخت و دقت در انتخاب راه، یکی از مهمترین و اساسی ترین مراحل زندگی است؛ چه بسا شناخت صحیح و انتخاب دقیق و درست، مسیر زندگی انسان را تا پایان راه به سوی سعادت و کامیابی جهت دهی نماید، و از آن طرف هم چه بسا تشخیصی اشتباه و انتخاب بیراهه، عاقبتی نافرجام برای او به ارمغان آورد؛ با این توضیح اهمیت شناخت حق و باطل و انتخاب مسیر حق روشن می گردد.


    علم و آگاهی زير بنای اصلی شناخت و تشخيص امور است و بدون آن انسان گرفتار گمراهی و انحراف خواهد شد و هرگز مسیر حق را نخواهد یافت:

    وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً (نجم/28)
    آنها هرگز به اين سخن دانشى ندارند، تنها از گمان بى‏ پايه پيروى مى‏كنند با اينكه «گمان» هرگز انسان را از حقّ بى‏نياز نمى‏كند!

    نقطه آغازین تشخيص حق و باطل، کسب علم و دانش کافی از طریق منابع اصیل شناخت است؛ انسانی که از حق و باطل شناخت کافی و درستی نداشته باشد به بیراهه افراط و تفریط گرفتار خواهد شد و به فرمایش امیر بیان (علیه السلام): «لا تری الجاهل الا مفرطا او مفرّطا»، انسان نادان (که فاقد آگاهی و شناخت لازم حق و باطل است) را نمی بينی مگر اينکه در ميان افراط (زياده روی) یا تفريط (کند روی) سرگشته است. (نهج البلاغه،حکمت70).

    حرکت در مسير اعتدال و مصون ماندن از آفت زياده روی و کند روی، در گرو کسب علم و معرفت است. آگاهی به حق و باطل در حوزه علوم دينی، مرهون شناخت و آگاهی کامل نسبت به معارف اصیل اسلامی است و زمانی این معرفت مورد اعتماد خواهد بود که متکی و مستند به معتبرترین منابع شناخت دین
    (یعنی قرآن و سنت) باشد:

    ...فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً (نساء/59)
    ...و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است

    البته استفاده صحیح از این منابع اصیل هم نیازمند فراگیری علومی مقدماتی مانند منطق و صرف و نحو و ... است.
    اگر کسی چنین تخصصی ندارد، بایستی به کارشناسان متعهد و امین این فن مراجعه نموده و معالم دین خود را از آنان دریابد؛ چه در غير اين صورت، از خطر سقوط در ورطه خطا و گمراهی مصون نخواهد ماند.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۵:۲۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    2- آگاهی و شناخت کافی نسبت به مقتضيات زمان و شرايط موجود




    از معيارهای مهم شناخت حق و باطل، علم و آگاهی نسبت به احوال و مقتضيات زمان است که بدون توجه به آن نمی توان حق و باطل را در زمان خويش به صورت صحيح تشخيص داد .

    امام صادق عليه السلام فرمودند: «العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس»؛ کسی که به زمان خويش آگاه باشد، مورد هجوم اشتباهات قرار نمی گيرد. (بحار الانوار/ج 78/ص269).



    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۵:۰۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    3- معيار قرار دادن حق، و سنجش افراد بر اساس آن




    در جريان جنگ جمل مردى از صحابه امام على (ع) سخت گرفتار دودلى و ترديد شده بود، زيرا از يك طرف على (ع) را مى ديد و شخصيت هاى بزرگى كه همراه او شمشير مى زدند و از طرف ديگر عايشه همسر پیامبر (ص) و شخصيتهایى مانند طلحه و زبير که در ركاب او بودند.

    اين مرد در حيرتى عجيب افتاده بود و نمى دانست كدام يك از اين دو دسته بر حق اند لذا این تردید خود را به با حضرت در میان گذاشت!

    حضرت مطابق نقل استاد مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی (علیه السلام)* فرمود: «انك لملبوس عليك، ان الحق و الباطل لا يعرفان باقدار الرجال، اعرف الحق تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف اهله»؛ یعنی: تو سخت در اشتباهى! حق و باطل را با معيار شخصيت ها نمى توان شناخت؛ تو به جاى اينكه حق و باطل را معیار شناخت شخصيت ها قرار دهى، آنها را معیار شناخت حق و باطل قرار داده اى! پس نخست خود حق را بشناس، آنگاه پیروان حق را خواهى شناخت و خود باطل را نیز بشناس، آنگاه پیروان باطل را خواهى شناخت.

    در این سخن، امیر بیان (علیه السلام) شناخت حق و باطل و علم و آگاهی بدان ها را معیار سنجش حقانیت یا عدم حقانیت مدعیان آن دانسته اند.


    -----------------
    *ص 136؛ (نقل ها اندکی در لفظ تفاوت دارند).

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۵:۴۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    4- کنار گذاشتن تعصبات و پیشداوری ها




    قرآن کریم بارها بر این مطلب تاکید نموده که یکی از علل مهم انحراف اقوام گذشته، تعصبات قومی و پیروی بدون شناخت از عقاید آباء و اجداد بوده است و به شدت با این مطلب مبارزه کرده است:

    وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ (مائده/104)
    و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل كرده، و به سوى پيامبر بياييد!»، مى‏گويند: «آنچه از پدران خود يافته‏ايم، ما را بس است!» آيا اگر پدران آنها چيزى نمى‏دانستند، و هدايت نيافته بودند (باز از آنها پيروى مى‏كنند)؟!

    یکی از مسایلی که پیوسته پایبست شناخت صحیح امور و تشخیص حق از باطل می گردد، تعصبات قومی و قبیله ای و اصرار بر اثبات حقانیت آگاهی های گذشتگانی است که انسان به صورت طبیعی بدان ها علاقه وافر دارد. قرآن کریم با بیان اینکه یکی از عوامل انحراف برخی افراد همین تعصبات جاهلانه است، مردم را به تحلیل صحیح و عقلانی و برگزیدن نظر حق دعوت می کند:

    ...فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (زمر/17و18)
    ... پس بندگان مرا بشارت ده! همان كسانى كه سخنان را مى‏شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى‏كنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند

    به نظر می رسد توجه به اين چند محور اساسی، زمينه تشخيص حق از باطل را در بسياری از مسایل روشن می کند.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۵:۴۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    ممنون از پاسخ عالی شما
    اما تو این شرایط و مقتضیات زمانی پیدا کردن دانشی که حق رو از باطل تشخیص بده خیلی سخته به خاطر زیاد بودن اطلاعات و علم و هم چنین وقت اندک ما تو این دنیا و وجود سوالهای شبهه ناک وغیره ...و همون طور که خودتون هم گفتید که اگر شخص نمیتونه بره دنبال علم باید از دیگران پیروی کنه .
    حالا واقعاً درسته که ادم فکر و اندیشه خودشو تعطیل کنه و بره پیرو علم دیگران بشه اونم با توجه به نقصان بودن علم بشری ؟

    مثلاً من نوعی فلان فعل رو برحق میدونم چون پیرو شخصی هستم که همون فعل رو قبول داره ایا همچین پیروی، جاهلانه نیست و از منظر قران طرفداری از حق به صورت جاهلانه ،کار درستی هستش ؟
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۱/۲۴ در ساعت ۱۵:۰۴

  8. تشکرها 2


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    وقتی انسان در جایگاهی می ایستد که می خواهد تشخیص بدهد لازم دارد

    ابتدا پذیرای حقیقت و خوبی باشد به طور کامل حتی اگر به ضرر شما باشد

    صبر در پذیرفتن یعنی=> اجباری نیست اگر به شما می گویم 2 در 2 می شود 4 همان لحظه پذیرای آن باشید بهتر است سکوت کنید و بیشتر تفکر

    می دانید یکی از بزرگ ترین علت های صبر چیست؟ شما اگر چه با صبر ممکن است زمان با ارزش را از دست بدهید اما پذیرفتن یک بدی و عمل به آن و در آن راه رفتن خطرناک است زیرا انجام ندادن بدی راحت تر از بازگشت از آن بدی است ( اشاره به سخنی از علی: انجام ندادن گناه راحت تر از توبه از گناه است)


    تحقیق یکی دیگر از عوامل مهم است که شما را به سمت یاد گیری علوم مورد نیاز برای فهم درست آن موضوع هدایت می کند


    فکر کنم شما الان دیگه به مشکل نخورید
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  10. تشکرها 2


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-joon نمایش پست
    با سلام
    .
    حالا واقعاً درسته که ادم فکر و اندیشه خودشو تعطیل کنه و بره پیرو علم دیگران بشه اونم با توجه به نقصان بودن علم بشری ؟

    مثلاً من نوعی فلان فعل رو برحق میدونم چون پیرو شخصی هستم که همون فعل رو قبول داره ایا همچین پیروی، جاهلانه نیست و از منظر قران طرفداری از حق به صورت جاهلانه ،کار درستی هستش ؟
    این نوع عمل یعنی عمل بدون علم پایدار نمی باشد

    به آن علت می گویم که انسان ها در مقام امتحان اگر علم نداشته باشند شکست میخورند

    در پست قبلی خود گفتم صبر و تحقیق
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    دین ِ علم و آگاهی و بصیرت




    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-joon نمایش پست
    با سلام
    ممنون از پاسخ عالی شما
    اما تو این شرایط و مقتضیات زمانی پیدا کردن دانشی که حق رو از باطل تشخیص بده خیلی سخته به خاطر زیاد بودن اطلاعات و علم و هم چنین وقت اندک ما تو این دنیا و وجود سوالهای شبهه ناک وغیره ...و همون طور که خودتون هم گفتید که اگر شخص نمیتونه بره دنبال علم باید از دیگران پیروی کنه .
    حالا واقعاً درسته که ادم فکر و اندیشه خودشو تعطیل کنه و بره پیرو علم دیگران بشه اونم با توجه به نقصان بودن علم بشری ؟

    مثلاً من نوعی فلان فعل رو برحق میدونم چون پیرو شخصی هستم که همون فعل رو قبول داره ایا همچین پیروی، جاهلانه نیست و از منظر قران طرفداری از حق به صورت جاهلانه ،کار درستی هستش ؟
    سلام مجدد خدمت شما، مطلب شما را با ذکر آیات و روایاتی پاسخ می دهم؛ لطفا توجه فرمایید:

    خدای سبحان در قرآن کریم بارها و بارها ما را به تفکر و تدبر در نظام خلقت و عبرت از سرگذشت پیشینیان دعوت نموده:

    فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ (حشر/2)
    پس اى صاحبان بينش و بصيرت! عبرت گيريد

    الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ (آل عمران/191)
    آنان كه همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى ‏كنند، و پيوسته در آفرينش آسمان‏ ها و زمين مى ‏انديشند، [و از عمق قلب همراه با زبان مى‏گويند:] پروردگارا! اين [جهان با عظمت‏] را بيهوده نيافريدى، تو از هر عيب و نقصى منزّه و پاكى پس ما را از عذاب آتش نگاهدار

    فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (اعراف/176)
    پس اين داستان را [براى مردم‏] حكايت كن، شايد [نسبت به امور خويش‏] بينديشند

    و دین مبین اسلام را دین بصیرت و آگاهی معرفی کرده:

    قُلْ هذِهِ سَبيلي‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني‏ وَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ (یوسف/108)
    بگو: طريقه من و پيروانم همين است كه خلق را به خدا با بينايى و بصيرت دعوت كنيم، و خدا را از شرك و شريك منزه دانم و هرگز به خداى يكتا شرك نياورم

    از سوی دیگر، بارها فرموده از آنچه که بدان علم ندارید، پیروی نکنید:

    وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ... (اسراء/32)
    و از چيزى كه به آن علم ندارى پيروى مكن‏

    از پیروی گمان و پندار هم نهی نمود زیرا پندار و گمان، مسیر حق را نشان نمی دهد:

    إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ (یونس/36)
    گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏ نياز نمى ‏سازد (و به حق نمى ‏رساند)

    وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ (یونس/36)
    و بيشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاى بى ‏اساس)، پيروى نمى ‏كنند (در حالى كه) گمان، هرگز انسان را از حقّ بى ‏نياز نمى ‏سازد (و به حق نمى ‏رساند)!

    امام صادق (علیه السلام) هم فرمود:

    الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ إِلَّا بُعْداً ( الكافي ج : 1 ص : 43)
    كسي كه بدون آگاهي و بينش عمل می‏ كند، همانند كسي است كه از بيراهه می رود و تند روی او جز دوری از راه حاصلی برایش ندارد

    پس دین اسلام، دین بصیرت و آگاهی است و به تفکر و تدبر و کسب هر چه بیشتر علم و آگاهی در مسایل بنیادین اعتقادی دعوت نموده است، با این اوصاف وظیفه ما چیست؟

    پاسخ در پست بعدی...


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۱/۲۴ در ساعت ۲۲:۳۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    یا عالم باش و یا متعلم!




    از ظاهر آیات کریمه قرآن برمی آید که از یک منظر اجمالا راه نجات در دو چیز است: تعقل و تدبر صحیح و دریافت حق و یا شناخت هادیان به سوی خدا و پیروی از سخن آنها؛ (البته منظور این نیست که این دو راه کاملا جدا از یکدیگر است! خیر، این دو توأمان اند و اطاعت از ولی الهی از مسیر تعقل و تفکر می گذرد که آیاتش را در پست قبل عرض کردم، اما از باب اینکه بخواهیم تقسیم بندی انجام دهیم چنین می گوییم.) یک شاهد این مطلب که راه نجات در این دو چیز خلاصه می شود، پاسخی است که دوزخیان به مالک دوزخ می دهند!

    دوزخیان در پاسخ مالک دوزخ که با عتاب از آنها می پرسد: «آیا منذری از سوی حق تعالی به سوی شما نیامد؟»، جواب می دهند: «بله، منذر آمد اما نه به سخن او گوش فرا دادیم و نه خود در دریافت حق تعقل نمودیم و اگر چنین می کردیم از دوزخیان نبودیم»:

    تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِيَ فيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذيرٌ
    قالُوا بَلى‏ قَدْ جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ في‏ ضَلالٍ كَبيرٍ
    وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في‏ أَصْحابِ السَّعيرِ (ملک/8تا10)

    نزديك است (دوزخ) از شدّت غضب پاره پاره شود هر زمان كه گروهى در آن افكنده مى ‏شوند، نگهبانان دوزخ از آنها مى‏پرسند: «مگر بيم‏دهنده الهى به سراغ شما نيامد؟!»
    مى ‏گويند: «آرى، بيم‏دهنده به سراغ ما آمد، ولى ما او را تكذيب كرديم و گفتيم: خداوند هرگز چيزى نازل نكرده، و شما در گمراهى بزرگى هستيد!»
    و مى ‏گويند: «اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقّل مى‏كرديم، در ميان دوزخيان نبوديم!»

    طبق روایتی امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

    لَسْتُ أُحِبُّ أَنْ أَرَى الشَّابَّ مِنْكُمْ إِلَّا غَادِياً فِي حَالَيْنِ إِمَّا عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَرَّطَ فَإِنْ فَرَّطَ ضَيَّعَ فَإِنْ ضَيَّعَ أَثِمَ وَ إِنْ أَثِمَ سَكَنَ النَّارَ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ (بحارالأنوار ج : 1 ص : 170) ؛

    دوست ندارم يكي از شما جوانان را ببينم مگر اینکه هر بامداد (یعنی همیشه) در يكی از این دو حال باشد: يا عالم و دانا و يا متعلم و در حال يادگيری و دانش اندوزی؛ پس اگر بجا نياورد (یعنی نه عالم بود و نه متعلّم،) تقصير و كوتاهى كرده، و اگر كوتاهى نمود (وقتش را) تضييع و تباه ساخته، و اگر تضييع نمود گناه كرده، و اگر گناه كرد در آتش (دوزخ) ساكن می شود، سوگند به كسى كه محمّد را به حقّ و راستى مبعوث نمود

    بالاخره ما یا باید خود به دنبال فراگیری و تخصص دانش برویم و در این فن خبره شویم و یا به کارشناسان امین و متعهد این رشته مراجعه نماییم. اهل فن در بسیاری از مسایل کلی علوم دین اشتراک نظر دارند. اختلافات جزئی که لازمه اجتهاد و برداشتهای متفاوت و مبانی مختلف تحقیق است، در کلیت مطلب و اصل راه تغییر و تحریفی ایجاد نمی کند و از این جهت جای نگرانی نیست.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۱/۲۴ در ساعت ۲۲:۴۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود