جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سنت هاي الهي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    سنت هاي الهي




    يكى از سنت هاى الهى، حوادث سخت و مشكلاتى هم چون مرض، يا ضرر مالى و جانى براى انسان است كه در زندگى فراوان براى انسان پيش مى آيد و خداوند به اين وسيله، بندگان خويش را آزمايش مى فرمايد ; بايد توجه داشت كه حوادث و مشكلات، سبب تكامل و ترقى انسان هستند ; افراد و امت ها بايد در كوره هاى سخت حوادث قرار گيرند و هم چون فولاد آب ديده شوند و افراد مؤمن و مقاوم از افراد ناشايست شناخته شوند. يكي ديگر از سنت هاي الهي سنت آزمايش است ; آزمايش از سنت هاى عام الهى است و مخصوص امت اسلام نيست، بلكه در همه امت هاى پيشين نيز جارى بوده، ليكن ابزار آزمايش متفاوت است. خداوند گروهى را با سختى ها و مشكلات امتحان فرموده، آن ها را دچار فقر، محروميت، مرض و... مى نمايد تا به اين وسيله، درجه صبر و استقامت آن ها را بيازمايد. در اين ميان، برخى به خوبى امتحان خود را پس مى هند و مصداق اين آيه شريفه مى شوند: «وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَىْء مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْص مِّنَ الاَْمْوَ لِ وَ الاَْنفُسِ وَ الثَّمَرَ تِ وَبَشِّرِ الصَّـبِرِينَ ; * الَّذِينَ إِذَآ أَصَـبَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّـآ إِلَيْهِ رَ جِعُونَ ;(بقره،156) و البته شما را به سختى ها چون ترس و گرسنگى و كمبود اموال و نفوس و آفات زراعت بيازماييم و بشارت ده به صابران ; آنان كه چون به حادثه سخت و ناگوارى دچار شوند صبر مى كنند و گويند ما به فرمان خدا آمده و به سوى او رجوع خواهيم كرد ; آن گروهند كه درود و رحمت خداوند بر آنان خواهد رسيد و آن ها هدايت يافتگان هستند.»
    سُنّت سوم، سنت يارى خداست كه در طول تاريخِ زندگى انسان، خداوند همواره مؤمنان و بندگان خاص خود را يارى فرموده است.
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    158
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    سنت املاء ، استدراج، امداد و تغيير




    املاء به معناى مهلت دادن تا مدت معين است و لذا سنت املاء شاخه اى از سنت «اجل دار بودن» يا «تأخير اجل تا رسيدن وقت آن» مى باشد، و منظور از آن مهلت دادن به امت هايى است كه قدر نعمت هدايت خود را نمى دانند تا بلكه هوشيار شوند و توبه كنند و يا اينكه عذاب مهين را براى خود فراهم كنند. «وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَيْرٌ لاَِّنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِين»(آل عمران،178) «وَأُمْلِى لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِين»(اعراف،183ـقلم،45). علامه طباطبائى مى فرمايد كه املاء از سنخ قضاى الهى است و مختص به ذات باريتعالى است و كسى با خدا در آن شريك نيست• و لذا در اغلب موارد قرآنى با صيغه متكلم وحده از آن تعبير آورده شده است.
    استدراج:
    استدراج از جهت لغوى يعنى بتدريج و پله پله كسى را پائين آوردن يا بالا بردن، و در اصطلاح به معناى اين است كه «رتبه كسى را به تدريج پايين بياورند تا جائى كه شقاوت و بدبختى اش به نهايت برسد و به ورطه هلاكت بيافتد»، اين كار با تجديد نعمتى بعد از نعمت ديگر صورت مى گيرد تا به وسيله التذاذ از نعمات، غفلت تشديد شود و سزاوار عذاب گردد. در سنت استدراج، نكته اصلى تجديد نعمت پس از نعمت ديگر مى باشد، و طبعاً اين امر مستلزم مهلت دادن نيز مى باشد اما اين حيثيت بالاصاله ملحوظ نظر نبوده است. «سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُون»(اعراف،182ـقلم،44 ). همچنين آيات (انعام، 44) و (اعراف، 95) از مصاديق سنت استدراج شمرده شده است. علامه طباطبائى مى فرمايد از آنجا كه استدراج، به روش رساندن نعمت بعد از نعمت است، و اين نعمتها به وسائطى از «ملائكه» و «امر» به انسان مى رسد، لذا از سنت استدراج به صيغه متكلم مع الغير تعبير آورده شده است.•
    امداد:
    معناى تحت اللفظى امداد «كشيدن» است، و از همين معنا، معناى «كمك كردن» اخذ شده است، ارتباط اين دو معنا به طرز زيبايى در تفسير الميزان، ذيل آيه 20 سوره اسراء، بيان شده است. امداد از سنن عام الهى است و شامل مؤمن و كافر، قبل و بعد از هدايت، مى شود. «كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاَءِ وَ هَـؤُلاَءِ مِنْ عَطَـآءِ رَبِّك...»(اسراء،20)، در اين آيه امداد و كمك خداوند شاملِ هر دو گروه انسان هاىِ دنياطلب و آخرت طلب، عنوان شده است.
    سنت استدراج و املاء از سنت هاى بعد از هدايت است و گرچه ممكن است در مواردى مصداق سنت استدراج و امداد يكى شود مانند «مَن كَانَ فِى الضَّلَــلَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَـنُ مَدًّا»(مريم،75) ولى به معناى يكسان بودن آنها نيست. خداوند به كافر روزى مى دهد و او حاصل تلاش هاى خود را در دنيا مى بيند و اين ربطى به استدراج ندارد.
    به علاوه، خداوند نسبت به مؤمنين، علاوه بر امداد عام كه تجلى صفت رحمانيت اوست، امداد خاصى دارد كه از آن به «توفيق» تعبير مى شود كه مجلاى صفت رحميت اوست.•
    سنت تغيير:
    سنت تغيير (كه تعبير دقيق تر آن سنت عدم تغيير مى باشد) از آيه «إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْم حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِم»(رعد،11) اخذ شده است. اين آيه مى گويد تغيير اوضاع و شئون اجتماعى هر قومى تغييرى روبنايى است كه از يك تغيير بنيادى سرچشمه گرفته است و آن تغييرى است كه در درون خود آن قوم بايد بوجود آمده باشد. تا زمانى كه تغييرى در حالت روحى عمومِ افراد ملت ايجاد نشود، اوضاع خارجى و نهادهاى اجتماعى حاكم بر ملت نيز تغيير نمى يابد.
    در موضوع سنت تغيير، بحث هاى متعددى مانند كيفيتِ استقلالِ جامعه از وجود افراد تشكيل دهنده آن، نقش اهداف در تغيير محتواى درونى ملتها، اهميت ارزش گرايى در سازندگى جامعه و... قابل طرح است كه هر يك به نوبه خود بحث مفصلى است.
    پاورقي ها:
    الميزان، ج 8 ، ص 347، ذيل آيه 183 سوره اعراف.
    ر.ك: امدادهاى غيبى در زندگى انسان، شهيد مطهرى.


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اصل وجود سنت هاي الهي
    آيات ذيل بيان گر اصل وجود سنت است و به مصداق وخصوصيات كاري ندارد:
    1. فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلا هرگز براى سنت خدا تبديلى نخواهى يافت ، و هرگز براى سنت الهى تغييرى نمى‏يابى .[2]
    2. أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ.آيا آنها رحمت پروردگارت را تقسيم مى‏كنند ؟ ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميان آنان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم تا يكديگر را تسخير و با هم تعاون كنند ، و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع آورى مى‏كنند بهتر است . [3]
    3. وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأََزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ ( همچنين ) بخاطر بياوريد هنگامى را كه پروردگارتان اعلام داشت كه اگر شكر گزارى كنيد ( نعمت خود را ) بر شما خواهم افزود و اگر كفران كنيد مجازاتم شديد است ! .[4]
    4. فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً .إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً.بيقين با (هر ) سختي آساني است. مسلما با (هر) سختي آساني است.[5]
    علامه طباطباي هم به سنت الهي در اين آيه توجه نموده و در ذيل اين آيه شريفه مي فرمايد :
    « و معلوم است كه اين عمل خداى تعالى مانند همه اعمالش بر طبق سنتى بوده كه در عالم به جريان انداخته ، و آن اين است كه هميشه بعد از هر دشوارى سهولتى پديد مى‏آورد ، و به همين جهت مطلب دو آيه قبل را تعليل كرده به اينكه اگر از تو وضع وزر كرديم ، و اگر نامت را بلند ساختيم ، براى اين بود كه سنت ما بر اين جارى شده كه بعد از عسر ، يسر بفرستيم ، و بنا بر اين احتمال لام در كلمه العسر لام جنس خواهد بود ، نه لام استغراق ، مى‏خواهد بفرمايد جنس عسر اين طور است كه به دنبالش يسر مى‏آيد ، نه تمامى فرد فرد عسرها».[6] بنا بر اين اصل وجود سنت هاي الهي در قرآن- واينكه تمام انسان يك قانون مشترك دارد -قطعي است . لذا قرآن مجيد بارها دعوت به مطالعه سنت‏هاي الهي، و سرگذشت ملت ها قبل نموده است.
    [2]. فاطر، 43 .

    [3]. زخرف 32

    [4]. ابراهيم 7.

    [5]. الشرح 5،6.

    [6]. ترجمة الميزان، مترجم محمد باقر موسوي همداني، ج 20 ص ، 533 ، دفتر انتشارات اسلامي ، چاپ پنجم.


    ویرایش توسط اخلاقي : ۱۳۸۷/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۹:۰۰

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ويژگي سنت هاي الهي
    سنت هاي الهي از ويژگي هايش اينست كه علاوه برشيوع و اطراد دگرگوني ندارد ، بلكه هميشگي وهمه جايي است، وهم چنين قابل تبديل وجايگزيني نيست ، كه بدل داشته باشد. آيات ذيل اين صفات را بيان ميكند:
    سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلاً. اين سنت خداوند در اقوام پيشين است و براى سنت الهى هيچگونه تغييرى نخواهى يافت .[7]
    ... فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً . هرگز براى سنت خدا تبديلى نخواهى يافت ، و هرگز براى سنت الهى تغييرى نمى‏يابى ![8]
    با دقت به ظاهر آيات و تحقيق كه عده از قرآن پژوهان انجام داده اند اصل سنت هاي كلي الهي امر قطعي است . اينك به نمونه هاي ديگر از سنت هاي الهي در جزء بيست يكم قرآن، اشاره ميكنم.

    بررسي سنت هاي الهي در جزء بيست يكم قرآن
    سنت استيصال
    أَ وَ لَمْ يَهْدِ لهَُمْ كَمْ أَهْلَكنَا مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْقُرُونِ يَمْشونَ فى مَسكِنِهِمْ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ أَ فَلا يَسمَعُونَ. آيا براى هدايت آنها همين كافى نيست كه افراد زيادى را كه در قرن پيش از آنان زندگى داشتند هلاك كرديم؟! اينها در مساكن (ويران شده) آنان راه مى‏روند؛ در اين آياتى است (از قدرت خداوند و مجازات دردناك مجرمان)؛ آيا نمى‏شنوند؟![9]

    سنت انتقام از مجرمين
    وَ مَنْ أَظلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِئَايَتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَض عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ. چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او يادآورى شده و او از آن اعراض كرده است؟! مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهيم گرفت! [10] در اين آيه شريفه خداوند، خبر انتقام ازمجرمين ميدهد.( به صورت قضيه منجزه).
    وَ لَقَدْ أَرْسلْنَا مِن قَبْلِك رُسلاً إِلى قَوْمِهِمْ فجَاءُوهُم بِالْبَيِّنَتِ فَانتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَ كانَ حَقاًّ عَلَيْنَا نَصرُ الْمُؤْمِنِينَ. و پيش از تو پيامبرانى را بسوى قومشان فرستاديم؛ آنها با دلايل روشن به سراغ قوم خود رفتند، ولى (هنگامى كه اندرزها سودى نداد) از مجرمان انتقام گرفتيم (و مؤمنان را يارى كرديم)؛ و يارى مؤمنان، همواره حقّى است بر عهده ما![11]
    سنت قطعي اجل مسمي
    وَ يَستَعْجِلُونَك بِالْعَذَابِ وَ لَوْ لا أَجَلٌ مُّسمًّى لجََّاءَهُمُ الْعَذَاب وَ لَيَأْتِيَنهُم بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشعُرُونَ . آنان با شتاب از تو عذاب را مى‏طلبند؛ و اگر موعد مقرّرى تعيين نشده بود، عذاب (الهى) به سراغ آنان مى‏آمد؛ و سرانجام اين عذاب بطور ناگهانى بر آنها نازل مى‏شود در حالى كه نمى‏دانند (و غافلند).[12] در اين آيه شريفه سخن از اين است كه سنت خداوند بر اين قرار گرفته است كه براي هر فرد وهم چنين براي هر قوم پايان مشخص است ، كه از آن عقب وجلو نمي افتد.

    سنت قطعي مرگ
    كلُّ نَفْسٍ ذَائقَةُ الْمَوْتِ ثمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ. هر انسانى مرگ را مى‏چشد، سپس شما را بسوى ما بازمى‏گردانند.[13] فرق بين سنت قبلي و آيه ي فعلي در اين است كه:
    درآيه قبل سخن از نوع اجل ومرگ بود ، اما در اين آيه به صورت كلي از اصل مرگ، خبر ميدهد.

    سنت مجاهدت وهدايت اهل حق(مشروط به تلاش)
    وَ الَّذِينَ جَهَدُوا فِينَا لَنهْدِيَنهُمْ سبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِين. و آنها كه در راه ما (با خلوص نيّت) جهاد كنند، قطعاً به راه‏هاى خود، هدايتشان خواهيم كرد؛ و خداوند با نيكوكاران است.[14] در اين آيه شريفه صدرش حكايت از يك سنت دارد كه گذشت اما در ذيل آن(إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِين) دو احتمال است:
    الف: ذيل آيه حكايت از ياري نيكو كاران دارد به صورت قضيه شرطيه وچيزي هم بايد در تقدير بگرييم.( إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِين ان كانوا محسنين) يعني سنت خداوند بر اين قرار گرفته است، كه با نيكوكاران باشد، ودر حقيقت ادامه مطلب قبل وتأكيد آن باشد.
    ب: احتمال است بگوييم ذيل آيه خودش مستقلا خبر از سنت، امداد ميدهد.

    سنت در تنگنا قرار دادن مجرمين ، به اميد بازگشت
    ظهَرَ الْفَسادُ فى الْبرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسبَت أَيْدِى النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْض الَّذِى عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
    قُلْ سِيرُوا فى الأَرْضِ فَانظرُوا كَيْف كانَ عَقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كانَ أَكثرُهُم مُّشرِكِينَ.
    فساد، در خشكى و دريا بخاطر كارهايى كه مردم انجام داده‏اند آشكار شده است؛ خدا مى‏خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شايد (بسوى حق)بازگردند!
    بگو: «در زمين سير كنيد و بنگريد عاقبت كسانى كه قبل از شما بودند چگونه بود؟ بيشتر آنها مشرك بودند![15]

    سنت اضلال ،مختص اهل باطل(مشروط)
    أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فى الأَرْضِ فَيَنظرُوا كَيْف كانَ عَقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كانُوا أَشدَّ مِنهُمْ قُوَّةً وَ أَثَارُوا الأَرْض وَ عَمَرُوهَا أَكثرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَ جَاءَتْهُمْ رُسلُهُم بِالْبَيِّنَتِ فَمَا كانَ اللَّهُ لِيَظلِمَهُمْ وَ لَكِن كانُوا أَنفُسهُمْ يَظلِمُونَ
    ثُمَّ كانَ عَقِبَةَ الَّذِينَ أَسئُوا السوأَى أَن كذَّبُوا بِئَايَتِ اللَّهِ وَ كانُوا بهَا يَستَهْزِءُونَ.
    آيا در زمين گردش نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه قبل از آنان بودند چگونه بود؟! آنها نيرومندتر از اينان بودند، و زمين را (براى زراعت و آبادى)بيش از اينان دگرگون ساختند و آباد كردند، و پيامبرانشان با دلايل روشن به سراغشان آمدند (امّا آنها انكار كردند و كيفر خود را ديدند)؛ خداوند هرگز به آنان ستم نكرد، آنها به خودشان ستم مى‏كردند![16]
    سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند!

    سنت امداد مؤمنين (مقيد ومشروط)
    يَأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسلْنَا عَلَيهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَّمْ تَرَوْهَا وَ كانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً.
    إِذْ جَاءُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسفَلَ مِنكُمْ وَ إِذْ زَاغَتِ الأَبْصرُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوب الْحَنَاجِرَ وَ تَظنُّونَ بِاللَّهِ الظنُونَا.
    هُنَالِك ابْتُلىَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزَالاً شدِيداً. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! نعمت خدا را بر خود به ياد آوريد در آن هنگام كه لشكرهايى (عظيم) به سراغ شما آمدند؛ ولى ما باد و طوفان سختى بر آنان فرستاديم و لشكريانى كه آنها را نمى‏ديديد (و به اين وسيله آنها را در هم شكستيم)؛ و خداوند هميشه به آنچه انجام مى‏دهيد بينا بوده است.
    (به خاطر بياوريد) زمانى را كه آنها از طرف بالا و پايين (شهر) بر شما وارد شدند (و مدينه را محاصره كردند) و زمانى را كه چشمها از شدّت وحشت خيره شده و جانها به لب رسيده بود، و گمانهاى گوناگون بدى به خدا مى‏برديد.
    آنجا بود كه مؤمنان آزمايش شدند و تكان سختى خوردند![17]. براي به دست آوردن سنت امداد اين چند آيه را بايد با هم مد نظر قرار دهيم، تا اين سنت را بدست آوريم .
    اما مقيد بودن اين سنت از ظاهر كلمه(هُنَالِك ابْتُلىَ الْمُؤْمِنُونَ) به دست مي آيد : يعني اين امداد مشروط به ايمان واطاعت از رهبري برحق است.

    جايگاه مباني تفسيري درفهم ، سنت هاي الهي
    نكته پاياني اينكه، مباني تفسيري در فهم و برداشت آيات در بردارنده سنت هاي الهي مؤثر است؛ مثلا اگر مبناي كسي مثل علامه طباطبائي در فهم قرآن تكيه برسياق باش، بايد اكثر آيات مذكوره را با سياق آيات كه در همان جاست تفسير نمود ونبايد آيه را تقطيع يا جداي از سائرآيات معني نمود؛ با اين مبنا بخشي از آيات كه گذشت دلالت بر سنت هاي الهي نخواهد كرد.
    اما با تحقيق و برداشت كه اين جانب از تفسير سياقي دارد عبارت از اين است كه ، يكي از شرايط تفسير سياقي اين است كه:
    تفسير به سياق نبايد محدود كننده مفاد آيات دال بر سنت هاي الهي باشد و لو اين كه آيه ي دال بر سنت الهي، در سياق سائر آيات قرار داشته باشد.

    [7]. اسرا ،77.

    [8]. فاطر، 43 .

    [9]. سجده،26

    [10].همان ،22

    [11]. روم ،47.

    [12]. عنكبوت،53

    [13].عنكبوت،57.

    [14]. همان ،69.

    [15]. روم،41 و42.

    [16].همان،9 و10.

    [17]. احزاب، 9 الي11.


    ویرایش توسط رحیل : ۱۳۹۴/۱۰/۲۴ در ساعت ۲۱:۳۱

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    بنام خدا
    سنت های الهی در پاداش و کیفر هر چند که در تبیین قرآنی به گونه ای است که پاداش و کیفر به جهاتی در آخرت و جهان و سرای دیگری تحقق خواهد یافت و این سرا ظرفیت اجرای مکافات و پاداش اعمال آن را ندارد و یا خدا نمی خواهد که امر مکافات و پاداش و کیفرها به این سرا آورده شود، ولی با آن که چنین است و ادله فراوانی را قرآن و یا پیامبر برای این تاخیر مکافات بیان می کند ، با این همه بخشی از پاداش ها و کیفرها ( مکافات ) در همین دنیا انجام خواهد شد.
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۹:۲۶

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    سنت های الهی در پاداش و کیفر هر چند که در تبیین قرآنی به گونه ای است که پاداش و کیفر به جهاتی در آخرت و جهان و سرای دیگری تحقق خواهد یافت و این سرا ظرفیت اجرای مکافات و پاداش اعمال آن را ندارد و یا خدا نمی خواهد که امر مکافات و پاداش و کیفرها به این سرا آورده شود، ولی با آن که چنین است و ادله فراوانی را قرآن و یا پیامبر برای این تاخیر مکافات بیان می کند ، با این همه بخشی از پاداش ها و کیفرها ( مکافات ) در همین دنیا انجام خواهد شد.
    بنام خدا
    البته تعبیر به مکافات به جهت آن که بیانگر همسانی میان عمل و عکس العمل و کنش و واکنش است ، واژه ای نارساست ؛ زیرا بسیاری از اعمال و کنش ها به گونه ای است که دنیا ظرفیت و امکان تکافو و همسانی را ندارد. کسی که جنایات بسیاری را مرتکب می شود و اعمال خلاف و بزه های زیادی را انجام می دهد با کشتنش نمی توان مدعی مکافات او شد.

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    البته تعبیر به مکافات به جهت آن که بیانگر همسانی میان عمل و عکس العمل و کنش و واکنش است ، واژه ای نارساست ؛ زیرا بسیاری از اعمال و کنش ها به گونه ای است که دنیا ظرفیت و امکان تکافو و همسانی را ندارد. کسی که جنایات بسیاری را مرتکب می شود و اعمال خلاف و بزه های زیادی را انجام می دهد با کشتنش نمی توان مدعی مکافات او شد.
    بنام خدا
    قرآن تصریح دارد که رحمت و مهربانی خداوند بر خشم و غضب او پیشی گرفته است و این که نمی خواهد و اراده نکرده است تا در این دنیا که دنیا تکلیف است به مجازات بدکاران و پاداش دهی به نیکان بپردازد. در بیانی دیگر می فرماید: اگر بخواهیم مردمان را بر گناهانشان مجازات کنیم جنبده ای بر زمین نمی ماند. از سوی کافران و مشرکان را سرزنش می کند که چرا به عذاب خواهی و تعجیل آن روی آورده اند و از خدا و پیامبرش درخواست عذاب استعجالی در دنیا را دارند.


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99




    در تاپیک ذیل ، نکات مفیدی پیرامون سنت های الهی می توانید مطالعه کنید.

    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=3441





  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28

    گریه استدراجی




    به نام خدا

    نقل قول نوشته اصلی توسط manteqi نمایش پست
    استدراج از جهت لغوى يعنى بتدريج و پله پله كسى را پائين آوردن يا بالا بردن، و در اصطلاح به معناى اين است كه «رتبه كسى را به تدريج پايين بياورند تا جائى كه شقاوت و بدبختى اش به نهايت برسد و به ورطه هلاكت بيافتد»، اين كار با تجديد نعمتى بعد از نعمت ديگر صورت مى گيرد تا به وسيله التذاذ از نعمات، غفلت تشديد شود و سزاوار عذاب گردد. در سنت استدراج، نكته اصلى تجديد نعمت پس از نعمت ديگر مى باشد، و طبعاً اين امر مستلزم مهلت دادن نيز مى باشد اما اين حيثيت بالاصاله ملحوظ نظر نبوده است. «سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُون»(اعراف،182ـقلم،44 ). همچنين آيات (انعام، 44) و (اعراف، 95) از مصاديق سنت استدراج شمرده شده است. علامه طباطبائى مى فرمايد از آنجا كه استدراج، به روش رساندن نعمت بعد از نعمت است، و اين نعمتها به وسائطى از «ملائكه» و «امر» به انسان مى رسد، لذا از سنت استدراج به صيغه متكلم مع الغير تعبير آورده شده است.•


    استاد فاطمي نيا درباره سنت الهي استدراج فرمودند:
    با عنايت خداوند پي برده ام که گريه استدراجي هم داريم، يعني چه؟ استدراج اين است که خدا به انسان مهلت و نعمت مي دهد اما اين نعمت و مهلت يک نوع عقاب است؛ غفلت آور است.
    شخص گمان مي کند عزيز خداست، خيال مي کند مورد لطف و عنايت خداست و در نتيجه همان اعمال زشت و گناهانش را ادامه مي دهد؛ وقتي چشم هايش را باز مي کند مي گويند:
    «هذه جهنم التي کنتم توعدون»
    «اين همان دوزخي است که شما وعده داده شده اید»/سوره يس آيه ۶۳
    گاهي وقت ها نعمت استدراج است. نعمتي که انسان را از خدا غافل کند، نقمت و عقاب است... از جمله گريه استدراجي است. حال گريه به او مي دهند که فکر کند آدم خوبي است. بعضي افراد هستند که در مجالس و هيئت گريه مي کنند اما کارهايي از اين ها سر مي زند که سنگ را به گريه مي اندازد... البته اين کليت ندارد، نه اين که بگوييم هر گريه اي گريه استدراجي است، مي خواهيم بگوييم که اين نوع هم هست، بايد به خدا پناه برد.»

    یا علی(ع)

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الحمدالله در مقابل ما با دعا و سپس یهره بردن از بداء می توانیم از بدیهایمان توبه کرده

    و سرنوشت بدمان را به خوب تبدیل کنیم البته اگر غافل نباشیم .........

    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود