صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدا، انسان، شیطان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خدا، انسان، شیطان




    با سلام
    با توجه به اینکه در قرآن کریم از فرشتگان بعنوان مخلوقاتی که فقط خداوند را حمد و تسبیح میکنند یاد شده، چگونه شیطان که تا قبل از آفرینش انسان خود از فرشتگان تسبیح کننده خداوند بوده از مسیر خلقتی که خداوند برایش پیش بینی کرده و او را آفریده بوده منحرف میشود و از سجده به انسان سرباز میزند؟
    با تشکر


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 5
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۳:۰۵

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شیطان جز ملائکه نیست




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    با سلام
    با توجه به اینکه در قرآن کریم از فرشتگان بعنوان مخلوقاتی که فقط خداوند را حمد و تسبیح میکنند یاد شده، چگونه شیطان که تا قبل از آفرینش انسان خود از فرشتگان تسبیح کننده خداوند بوده از مسیر خلقتی که خداوند برایش پیش بینی کرده و او را آفریده بوده منحرف میشود و از سجده به انسان سرباز میزند؟
    با تشکر

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    دوست گرامی در مورد ملائکه الهی ، این سخن صحیح است که آنها گناه مرتکب نمی شوند و به حمد و سپاس الهی مشغول اند و البته هر کدام از آنها دارای وظایف مشخصی هستند . اما نکته ای که در این بین حایز اهمیت است اینکه شیطان اساسا فرشته نبوده است تا مشمول شرایط آنها شود . شیطان از گروه جنیان است . چنانچه در آیه 50 سوره ی کهف چنین می خوانیم :
    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا

    و [ياد كن‏] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «آدم را سجده كنيد،» پس [همه‏]- جز ابليس- سجده كردند، كه از [گروه‏] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد. آيا [با اين حال،] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گيريد، و حال آنكه آنها دشمن شمايند؟ و چه بد جانشينانى براى ستمگرانند.

    با توجه به مطالب فوق شیطان از گروه ملائکه نبوده است فلذا طبق اراده ی خود ، مرتکب عصیان و نافرمانی شده و از درگاه الهی رانده شده است .

    موفق باشید


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و تشکر
    1- من متاسفانه عربی را خوب نمیدانم اما برداشت خودم از این آیه شریفه این است که جنیان زیر مجموعه ای از ملائکه هستند در غیر این صورت خداوند نمی فرمود: ما به ملائکه گفتیم سجده کنید همه سجده کردند الا ابلیس. نمیدانم میتوانم منظورم را بیان کنم یا نه؟ چون اگر ابلیس ارتباطی با ملائکه نداشت دلیلی نداشت خداوند از او در ارتباط با ملائکه نام ببرد. در همین رابطه توجه شما را به ایه 34 سوره مبارکه بقره هم جلب میکنم که در آن اشاره ای به جن بودن شیطان نشده است ولی مجددا از او در جمع ملائک یاد شده.
    2- با توجه به اینکه خداوند به فرشتگان فرموده (مضمون) میخواهم جانشین (خلیفه) خود را در زمین انسان قرار بدهم، فرشتگان که تنها به حمد و سپاس الهی مشغولند (الف) از کجا به این نتیجه رسیده اند که انسان در زمین فساد میکند؟ آنها آینده انسان را چگونه قبل از سر پیچی شیطان از سجده به انسان پیش بینی کرده بودند؟ (ب) سوال کردن در مقوله حمد وسپاس نمیگنجد و از تفکر ناشی میشود و این یکی از خصوصیات انسانی است (ج) فرشتگان دارند از خداوند در مورد تصمیم و اراده الهی مبنی بر جانشینی انسان سوال میکنند که به نظر جسارتی بزرگ میاید و باز در مقوله حمد و سپاس نمیگنجد.

    با تشکر منتظر پاسخ شما هستم

  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شیطان و ملائکه




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    با سلام و تشکر
    1- من متاسفانه عربی را خوب نمیدانم اما برداشت خودم از این آیه شریفه این است که جنیان زیر مجموعه ای از ملائکه هستند در غیر این صورت خداوند نمی فرمود: ما به ملائکه گفتیم سجده کنید همه سجده کردند الا ابلیس. نمیدانم میتوانم منظورم را بیان کنم یا نه؟ چون اگر ابلیس ارتباطی با ملائکه نداشت دلیلی نداشت خداوند از او در ارتباط با ملائکه نام ببرد. در همین رابطه توجه شما را به ایه 34 سوره مبارکه بقره هم جلب میکنم که در آن اشاره ای به جن بودن شیطان نشده است ولی مجددا از او در جمع ملائک یاد شده.
    2- با توجه به اینکه خداوند به فرشتگان فرموده (مضمون) میخواهم جانشین (خلیفه) خود را در زمین انسان قرار بدهم، فرشتگان که تنها به حمد و سپاس الهی مشغولند (الف) از کجا به این نتیجه رسیده اند که انسان در زمین فساد میکند؟ آنها آینده انسان را چگونه قبل از سر پیچی شیطان از سجده به انسان پیش بینی کرده بودند؟ (ب) سوال کردن در مقوله حمد وسپاس نمیگنجد و از تفکر ناشی میشود و این یکی از خصوصیات انسانی است (ج) فرشتگان دارند از خداوند در مورد تصمیم و اراده الهی مبنی بر جانشینی انسان سوال میکنند که به نظر جسارتی بزرگ میاید و باز در مقوله حمد و سپاس نمیگنجد.

    با تشکر منتظر پاسخ شما هستم

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    شیطان و ابلیس اگر چه از جنس ملائکه نبود ولی به لحاظ مقامات در مرتبه مشترکی با آنان قرار داشت. حضرت امیر در خطبه 192 نهج البلاغه در این مورد می فرماید:
    و کان قد عبدالله ستة آلاف سنة، لایدری امن سنی الدنیا ام سنی الآخرة.
    شیطان شش هزار سال خداوند را عبادت کرد آن هم معلوم نیست از سالهای دنیا (365 روز) یا سالهای آخرت ( که هر روز آن برابر با پنجاه هزار سال دنیاست).
    خوب شیطان به واسطه این عبادات طولانی به مقامات عالی معنوی ترقی یافته بود که حتما جزء فرشتگان محسوب شده و احکام او با فرشتگان برابر شده بود. اما بعد از سرپیچی از فرمان خداوند رانده شد.
    اجنه گر چه مانند بشر از قدرت انتخاب و اختیار برخوردار هستند اما به لحاظ مرتبه از آدمی پائین تر هستند ابلیس با عبادات شش هزار ساله خود به صف فرشتگان پیوست ولی آدم (ع) محمود ملائکه قرار می گیرد و این بدان جهت است که ظرفیت وجودی و استعداد انسان بیش از این می باشد و در واقع شیطان و ملائکه ها مامور بودند که به انسان کامل سجده کنند، و اوست که استعداد وجودی خود را به فعلیت رسانده است و به مقام خلیفة اللهی نائل شده است[1].
    بعضی از دانشمندان از آیه 12 سوره اعراف (قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین، فرمود: چون تو را به سجده امر کردم چه چیزی تو را بازداشت از اینکه سجده کنی؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفریدی و او را از گِل آفریدی- ترجمه فولادوند) استنباط کرده اند که خداوند به شیطان یک دستور جداگانه ای برای سجده داده است اگر چه آن را به تفصیل بیان نکرده اند چون در این آیه به شیطان یادآوری می شود که چرا وقتی تو را فرمان دادم و امر به سجده کردم نپذیرفتی؟ (امرتک) معلوم می شود شیطان را نیز جداگانه امر فرموده است ولی قرآن در مقام حکایت، امر به ملائکه و شیطان را یکجا آورده است، و اگر یک دستور جداگانه به ابلیس داده نمی شد ابلیس در جواب می توانست بگوید بار خدایا تو به من امر نکردی بلکه امر تو خطاب به ملائکه بود و خودت می دانی که من از ملائکه نیستم بلکه از اجنه می باشم ولی شیطان این استدلال را نکرد و آنچیزی را گفت که در آیه 12 سوره اعراف آمده است و این تاییدی است که خداوند جدای ازفرشتگان شیطان را هم مامور به سجده کرده است[2].

    موفق باشید

    [1]برای مطالعه بیشتر می توانید به المیزان ج 8 ص 36 به بعد (عربی) و معادل فارسی آن مراجعه فرمائید.
    [2] ر.ک. اندیشه جاوید، آیت الله سبحانی، ج 2، مسئله 128

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و تشکر از اینکه حوصله میکنید و به سوالات من پاسخ میگویید.
    اشاره به خطبه 192 حضرت علی (ع) در نهج البلاغه داشتید. حضرت در خطبه اول خود وصف کاملی از فرشتگان را ارئه نموده اند. در این وصف هیچ اشاره ای به نافرمانی و خودسری فرشتگان نشده و برعکس فرشتگان مخلوقاتی عابد یا مامور به ماموریت های خاص معرفی شده اند که از حکم خود ذره ای عدول نمیکنند. ولی در خطبه 192 حضرت اشاره به این دارند که خداوند با آفرینش بشر فرشتگان خود را در معرض آزمونی قرار داده که متواضعین آنها را از مستکبرین آنها جدا کند. سوالاتی که در اینجا برای من ایجاد شده این است که
    1- اختلاف دو تعریف از فرشتگان در دو خطبه اول و 192 نهج البلاغه از کجا ناشی میشود؟
    2- در خطبه 192 در پارگراف (طلب العبره) که شما هم به آن اشاره فرموده اید حضرت شیطان را (فرشته) ای از بهشت بیرون رانده شده معرفی میفرمایند که خود باز تاکید بر فرشته بودن شیطان دارد.
    3- با توجه به مفاد خطبه 192 آیا این برداشت درست است که خداوند فرشتگان خود را با آفرینش انسان محک میزند؟(آنگاه فرشتگان مقرب درگاه خود را بدان دو خوی بیازمود...) و اگر درست است چرا فرشتگان با تعاریف خطبه اول باید دچار انحراف شوند و چرا خداوند باید انها را (آزمایش) کند تا متواضعین آنها را از مسکبرینشان جدا کند؟
    علاوه بر این پاسخ سوال دوم بنده در پست شماره 4 هم داده نشده که مجددا کل سوال را اینجا برای شما تکرار میکنم:
    (با توجه به اینکه خداوند به فرشتگان فرموده (مضمون) میخواهم جانشین (خلیفه) خود را در زمین انسان قرار بدهم، فرشتگان که تنها به حمد و سپاس الهی مشغولند (الف) از کجا به این نتیجه رسیده اند که انسان در زمین فساد میکند؟ آنها آینده انسان را چگونه قبل از سر پیچی شیطان از سجده به انسان پیش بینی کرده بودند؟ (ب) سوال کردن در مقوله حمد وسپاس نمیگنجد و از تفکر ناشی میشود و این یکی از خصوصیات انسانی است (ج) فرشتگان دارند از خداوند در مورد تصمیم و اراده الهی مبنی بر جانشینی انسان سوال میکنند که به نظر جسارتی بزرگ میاید و باز در مقوله حمد و سپاس نمیگنجد.)

    با تشکر و التماس دعا

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فرشتگان




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    با عرض سلام و تشکر از اینکه حوصله میکنید و به سوالات من پاسخ میگویید.
    اشاره به خطبه 192 حضرت علی (ع) در نهج البلاغه داشتید. حضرت در خطبه اول خود وصف کاملی از فرشتگان را ارئه نموده اند. در این وصف هیچ اشاره ای به نافرمانی و خودسری فرشتگان نشده و برعکس فرشتگان مخلوقاتی عابد یا مامور به ماموریت های خاص معرفی شده اند که از حکم خود ذره ای عدول نمیکنند. ولی در خطبه 192 حضرت اشاره به این دارند که خداوند با آفرینش بشر فرشتگان خود را در معرض آزمونی قرار داده که متواضعین آنها را از مستکبرین آنها جدا کند. سوالاتی که در اینجا برای من ایجاد شده این است که
    1- اختلاف دو تعریف از فرشتگان در دو خطبه اول و 192 نهج البلاغه از کجا ناشی میشود؟
    2- در خطبه 192 در پارگراف (طلب العبره) که شما هم به آن اشاره فرموده اید حضرت شیطان را (فرشته) ای از بهشت بیرون رانده شده معرفی میفرمایند که خود باز تاکید بر فرشته بودن شیطان دارد.
    3- با توجه به مفاد خطبه 192 آیا این برداشت درست است که خداوند فرشتگان خود را با آفرینش انسان محک میزند؟(آنگاه فرشتگان مقرب درگاه خود را بدان دو خوی بیازمود...) و اگر درست است چرا فرشتگان با تعاریف خطبه اول باید دچار انحراف شوند و چرا خداوند باید انها را (آزمایش) کند تا متواضعین آنها را از مسکبرینشان جدا کند؟
    علاوه بر این پاسخ سوال دوم بنده در پست شماره 4 هم داده نشده که مجددا کل سوال را اینجا برای شما تکرار میکنم:
    (با توجه به اینکه خداوند به فرشتگان فرموده (مضمون) میخواهم جانشین (خلیفه) خود را در زمین انسان قرار بدهم، فرشتگان که تنها به حمد و سپاس الهی مشغولند (الف) از کجا به این نتیجه رسیده اند که انسان در زمین فساد میکند؟ آنها آینده انسان را چگونه قبل از سر پیچی شیطان از سجده به انسان پیش بینی کرده بودند؟ (ب) سوال کردن در مقوله حمد وسپاس نمیگنجد و از تفکر ناشی میشود و این یکی از خصوصیات انسانی است (ج) فرشتگان دارند از خداوند در مورد تصمیم و اراده الهی مبنی بر جانشینی انسان سوال میکنند که به نظر جسارتی بزرگ میاید و باز در مقوله حمد و سپاس نمیگنجد.)

    با تشکر و التماس دعا

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    در مورد سوال اول شما عرض شود که در خطبه اول نهج البلاغه حضرت در مقام بیان کیفیت خلقت و جایگاه هر یک از موجودات است و اینکه در این بین فرشتگانی وجود دارند و هرکدام به امری موظف هستند . در این خطبه حضرت در مقام بیان کلیتی در مورد فرشتگان است اما در مورد خطبه 192 حضرت در مورد واقعه خلقت آدم (ص) و خلیفه قرار دادن او سخن می گویند و در پی بیان ویژگی های کلی ملائکه نیستند بلکه تنها به بیان حالت آنها در این واقعه خاص می پردازند . فلذا اینکه ملائکه مورد امتحان واقع می شوند با خطبه دوم مناسبت دارد نه با خطبه اول .

    در مورد سوال دوم متاسفانه بنده متن مورد نظر شما را نیافتم اگر برایتان مقدور باشد ، متن قسمتی که مورد نظرتان است را در همین جا ذکر کنید .

    در مورد سوال سوم باید عرض شود که این کار نوعی امتحان است و این امتحان منافاتی با اوصافی که در خطبه اول برای فرشتگان ذکر شده است ندارد . به بیان دیگر آنچه طبق اعتقادات شیعه از فرشتگان سر نمیزند ، معصیت و گناه است که فعلی عملی است اما اینکه در برابر مشیت الهی به چون و چرا بپردازند ، معصیت نیست و با ویژگی ملائکه منافات ندارد ، تنها چیزی که در این مورد می توان گفت این است که این چون و چرا کردن نوعی تکبر در برابر خداوند است و موجب می شود که بین خود فرشتگان نیز تفاوتی در سطحشان قائل شویم . و همچنین دلیلی دیگری که برای این آزمایش می توان بیان کرد این است که با توجه به اینکه خداوند مقام خلیفه اللهی را برای انسان در نظر گرفته بود و این تصمیم برای فرشتگان گران می آمد ، با این آزمایش مقدار ظرفیت و جایگاه آنها روشن می شد و جایی برای اعتراض آنها نسبت به جایگاهی اعطایی به انسان باقی نمی ماند .


    در مورد بقیه سوالات عرض شود :

    الف : در این زمینه چند احتمال وجود دارد . یک اینکه خداوند قبل از خلقت اطلاعاتی اجمالی در مورد انسان به فرشتگان داده است . احتمال دوم این است که با توجه به خصوصیاتی که انسان داراست مانند خشم ، اختیار ، هوای نفس و ... وقوع فساد قابل پیش بینی بوده است .

    ب : و ج : اینکه فرشتگان به حمد و سپاس الهی می پردازند به این معنا نیست که کار دیگری انجام نمی دهند . بلکه همان طور که در خطبه اول نهج البلاغه و برخی متون دیگر دینی اشاره شده است ، فرشتگان وظایف مشخصی دارند . مطلب بعدی اینکه آزمون و امتحان الهی در مورد فرشتگان همین مطلب بوده است که در برابر فرمان الهی چقدر مطیع خواهند بود . آنچه مشخص است آنها در عمل از فرمان الهی تخطی نمی کنند و سوال اینجاست که در مقام نظر نیز تابع محض بوده اند یا خیر و با یافتن پاسخ این سوال ، جایگاه هر فرشته ای مشخص می شود .

    موفق باشید


  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و تشکر
    در مورد سوال اول با عرض پوزش من قانع نشدم. در خطبه اول حضرت علی (ع) صراحتا از فرمانبرداری محض فرشتگان در سطوح و ماموریت های مشخص و متفاوت سخن میگویند و در خطبه 192 از نافرمانی و کبر گروهی از فرشتگان. تصور من این است که تناقضی در این دو تعریف وجود دارد.
    2- متن مربوط به عرایضم را از خطبه 192 در زیر میاورم:
    کلا ما کان ا... سبحانه لیدخل الجنه بشرا بامر اخرج به منها ملکا

    3- در مورد سوال سوم هم همانطور که شما اشاره به آن فرموده اید چون و چرا کردن فرشتگان تکبر آنها در مقابل خداوند را میرساند. عرض من این است که در خطبه اول فرشتگان مخلوقاتی متکبر معرفی نشده اند بلکه مخلوقاتی مطیع معرفی شده اند. چگونه مخلوقی مطیع سر به تکبر بر میدارد؟

    در رابطه با پاسخی که به آخرین سوال داده اید و دو احتمال را مطرح فرموده اید فکر میکنم نمیتوان پایه اعتقادات دینی را بر احتمال گذاشت. نگاه ما به دین مبین اسلام نگاه به مکتبی است کامل و جامع که با دلایل متقن با مسائل روز برخورد میکند. ممکن است برای سوالی (ما) جواب متقن نداشته باشیم، فکر میکنم این قابل قبول تر باشد تا سوال را با احتمال جواب دهیم.

    با تشکر فراوان، منتظر راهنمایی های شما هستم

  14. تشکرها 2


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خطبه 192




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    با عرض سلام و تشکر
    در مورد سوال اول با عرض پوزش من قانع نشدم. در خطبه اول حضرت علی (ع) صراحتا از فرمانبرداری محض فرشتگان در سطوح و ماموریت های مشخص و متفاوت سخن میگویند و در خطبه 192 از نافرمانی و کبر گروهی از فرشتگان. تصور من این است که تناقضی در این دو تعریف وجود دارد.
    2- متن مربوط به عرایضم را از خطبه 192 در زیر میاورم:
    کلا ما کان ا... سبحانه لیدخل الجنه بشرا بامر اخرج به منها ملکا

    3- در مورد سوال سوم هم همانطور که شما اشاره به آن فرموده اید چون و چرا کردن فرشتگان تکبر آنها در مقابل خداوند را میرساند. عرض من این است که در خطبه اول فرشتگان مخلوقاتی متکبر معرفی نشده اند بلکه مخلوقاتی مطیع معرفی شده اند. چگونه مخلوقی مطیع سر به تکبر بر میدارد؟

    در رابطه با پاسخی که به آخرین سوال داده اید و دو احتمال را مطرح فرموده اید فکر میکنم نمیتوان پایه اعتقادات دینی را بر احتمال گذاشت. نگاه ما به دین مبین اسلام نگاه به مکتبی است کامل و جامع که با دلایل متقن با مسائل روز برخورد میکند. ممکن است برای سوالی (ما) جواب متقن نداشته باشیم، فکر میکنم این قابل قبول تر باشد تا سوال را با احتمال جواب دهیم.

    با تشکر فراوان، منتظر راهنمایی های شما هستم

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    - در مورد مورد اول و سوم ، عرض شود که همان طور که قبلا عرض شد باید بین مقام عمل و مقام نظر تفاوت قائل شد . فرشتگان در مقام عمل تابع محض الهی هستند و بدون هیچ گونه تخطی ای اوامر الهی را انجام می دهند اما آنچه در خطبه 192 ذکر شده است تنها بحث گفتگو در مقام نظر است و همان طور که می دانیم در مقام عمل همه آن فرشتگان به انسان سجده کردند و از امر الهی تخطی نکردند و آن گفتگو و چون و چرا تنها در مقام نظر و سخن بود . فلذا تفاوت دو خطبه نیز معلوم می شود که در خطبه اول حضرت در مقام معرفی کلی ملائکه است که موجوداتی فرمانبردار هستند و در خطبه 192 به موردی خاص که اتفاق افتاده است و در آن مورد خاص ملائکه سوالی داشته اند که با امر الهی در مقام نظر متفاوت بوده است ، اشاره می کند . روشن است که در مقام معرفی کلی و اجمالی یک شی ، لازم نیست به موارد خاص و نادر (که چه بسا تنها یک بار هم اتفاق افتاده باشد) اشاره کرد .

    - در مورد سوال دوم هم باید عرض شود که در متن مذکور ، مراد از ملک کسی است که به مقام ملائک رسیده است نه اینکه خودش از فرشتگان باشد زیرا روشن است که فرشتگان مخالف امر الهی رفتار نمی کنند در حالیکه شیطان این کار را انجام داد . و نیز در قرآن صریحا بیان شده است که شیطان از اجنه می باشد . فلذا با توجه به همه ی مطالب فوق می توان فهمید که مراد از ملک ، مقام قرب ملائکه است که شیطان نیز به سبب عبادت های طولانی (همان طور که در جملات قبل در خطبه بیان شده است ) رسیده بود .

    - در مورد مطلب پایانی نیز عرض شود که دین اسلام دینی قطعی است ولی بنا به دلایل مختلفی که مهم ترین آنها علم محدود ماست ، ما همه معارف آن را به نحو قطعی نمی دانیم . برخی از معارف قطعی و روشن است و برخی را تنها به صورت احتمالی می توانیم بفهمیم .

    موفق باشید


  16. تشکرها 2


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و تشکر از پاسخ های شما
    در خطبه 192 حضرت علی (ع) موضوع به عنوان سوال فرشتگان از خداوند مطرح نشده و به عنوان جدا کردن فرشتگان متواضع و مستکبر طرح گردیده است. تا جایی که من میدانم صفت مستکبر از مصدر کبر میاید و در اینجا نوع کبر، کبر به خداوند است که از گناهان کبیره محسوب میگردد. به نظر میرسد این کبر را شما تنها (بحث و گفتگو در مقام نظر ) و (سوال خاص) میدانید و جمع بستن کلمه (مستکبر) را در این خطبه نهج البلاغه به صورت (مستکبرین) به یک بار اتفاق افتادن احتمال میدهید. به هر حال از راهنمایی های شما در این رابطه ممنون هستم و اجازه میخواهم اگر استدلال دیگری در این رابطه وجود ندارد بحث (یا به عبارتی سوالات من) را در محور های دیگر ادامه دهیم.

    سوال بعدی من از پاسخ حضرتعالی در پارگراف دوم (پاسخ به سوال دوم) منتج میشود:
    ما در روابط انسانی و در جوامع انسانی با پدیده هایی روبرو هستیم مانند فراموشی، عدم جامع نگری، ناتوانی در ارزیابی صحیح یک پدیده، سهل انگاری، مسامحه، غرض و امثال آن. این پدیده ها که همگی از ضعف انسانی ناشی میشوند در فعالیت های مختلف اجتماعی، سیاسی، علمی، اقتصادی و... منجر به شناخت غلط پیدا کردن از سایر اتسان ها میگرددبه گونه ای که در مقیاس زمینی خودمان، مثلا بعد از دو یا سه سال متوجه میشویم انتصاب فردی در فلان مسند یک شرکت اشتباه بوده است. برداشت بنده از جمله شما مبنی بر اینکه شیطان پس از شش هزار سال (یا حتی در مقیاسی فراتر مقیاس زمینی ما مثلا شش هزار میلیارد سال) عبادت موفق شده بود خود را در زمره ملائک مقرب خدا بگنجاند، وجود همان پدیده های ضعف انسانی را به صورت مشابه در درگاه خداوند تداعی میکند. سوال من این است با توجه به علم جامع خداوند بر احوال تمام مخلوقات چگونه شیطان به امر موفق شده بود؟

    با تشکر فراوان

  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سنت های الهی




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 0202 نمایش پست
    با عرض سلام و تشکر از پاسخ های شما

    سوال بعدی من از پاسخ حضرتعالی در پارگراف دوم (پاسخ به سوال دوم) منتج میشود:
    ما در روابط انسانی و در جوامع انسانی با پدیده هایی روبرو هستیم مانند فراموشی، عدم جامع نگری، ناتوانی در ارزیابی صحیح یک پدیده، سهل انگاری، مسامحه، غرض و امثال آن. این پدیده ها که همگی از ضعف انسانی ناشی میشوند در فعالیت های مختلف اجتماعی، سیاسی، علمی، اقتصادی و... منجر به شناخت غلط پیدا کردن از سایر اتسان ها میگرددبه گونه ای که در مقیاس زمینی خودمان، مثلا بعد از دو یا سه سال متوجه میشویم انتصاب فردی در فلان مسند یک شرکت اشتباه بوده است. برداشت بنده از جمله شما مبنی بر اینکه شیطان پس از شش هزار سال (یا حتی در مقیاسی فراتر مقیاس زمینی ما مثلا شش هزار میلیارد سال) عبادت موفق شده بود خود را در زمره ملائک مقرب خدا بگنجاند، وجود همان پدیده های ضعف انسانی را به صورت مشابه در درگاه خداوند تداعی میکند. سوال من این است با توجه به علم جامع خداوند بر احوال تمام مخلوقات چگونه شیطان به امر موفق شده بود؟

    با تشکر فراوان
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    اینکه شیطان به چنین جایگاهی دست یافته است به معنای این نیست که خداوند نباید او را به چنین جایگاهی رهنمون می ساخت . و پس از گذشت سالها متوجه اشتباه خود شده است.

    نکته در اینجاست که خداوند در جهان دارای قوانین و به تعبیر بهتر سنت هایی است که هرکس بر طبق این سنت ها عمل کند ، به نتیجه مورد نظر خواهد رسید . هرکس تلاش کند و خالصانه تهجد کند ، به مقامات بالا خواهد رسید . این به این معنا نیست که خداوند باید مانع شیطان می شد تا به مقامات بالا نرسد اتفاقا بر اساس سنت های الهی ، شیطان با تلاش خود به چنین مرتبه ای رسیده است . نکته ی دیگر اینکه به طور کلی نمی توان قصاص قبل از جنایت انجام داد و فردی را به خاطر اینکه در آینده مرتکب جرمی خواهد شد (جرمی که هنوز مرتکب نشده است) مورد محرومیت قرار داد . بلکه طبق سنت الهی هرکس عمل صالح کند ، تعالی یافته و هرکس عمل معصیت انجام دهد ، از مرتبه ای که هست ، سقوط خواهد کرد و اینها هردو سنت الهی اند و شیطان نیز بر اساس این سنت ها به مقام بالا رسید و سپس هم رانده شد .

    موفق باشید


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود