صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙




    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
    تاریخ پخش ::
    1368/3/4

    بحث اين جلسه‌ي ما در باره‌ي اين است كه افرادي گوشه گيري مي‌كنند، بحث انزوا و گوشه گيري است. خيلي مسئله‌ي مهم و مفيد و مبتلابهي است در همه قشر آدم‌هايي هستند كه گوشه گيري مي‌كنند. در مدرسه بعضي از بچه‌ها با خون گرمي و داد و بي داد بازي مي‌كنند و بعضي بچه‌ها انگار داغ ديده‌اند و مي‌روند يك گوشه‌اي عبوس و ناراحت مي‌ايستند، . بعضي‌ها شادند و بعضي‌ها گرفته. در مدرسه بين محصلين همه نوعي داريم.
    در دانشگاه آدم‌هايي داريم گوشه گير و منزوي، از جامعه مي‌ترسند و خودشان را كنار مي‌كشند. بعضي خودشان را از مسجد كنار مي‌كشند، بعضي مي‌آيند مسجد ولي خودشان را از سياست كنار مي‌كشند، حالت انزوا وگوشه گيري و بريدگي در بعضي‌ها وجود دارد.
    در مسئولين سياسي، افرادي هستند كه يك زمان خيلي ميدان دارند، بعد كه يك جايي موفق نمي‌شوند، مي‌روند و در خانه مي‌نشينند. پس حالت بريدگي، گوشه گيري، انزوا، قهر كردن، يك مسئله‌اي است كه در زن و مرد، كوچك و بزرگ، عام و خاص وجود دارد.

    بحث امروز ما اين است: انزوا و گوشه گيري

    در اين زمينه اسلام چه گفته است؟ مي‌خواهيم ريشه‌هاي اين مسئله را مقداري بررسي كنيم. نكاتي را كه در اين زمينه يادداشت كردم مي‌گويم.
    اول: چطور آدم گوشه گير مي‌شود؟ و چطور مي‌شود اين گونه افراد را نجات داد؟ موارد انزوا چيست؟ عوامل انزوا چيست؟

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1368/3/4





    پس1 - عوامل 2 - موارد 3 - انتقاد از آن و در نهايت نجات از آن مورد بررسي است.

    عوامل گوشه گيري چند چيز است؛

    1- خفقان و فشار: گاهي انسان احساس مي‌كند كه خفقان است و فشار وجود دارد. مثلاً چهار بار حرف مي‌زند، مي‌بيند دهنش را مي‌گيرند، مي‌گويد: ما كه ديگر تا آخر عمرمان هيچ به هيچ كس نمي‌گوييم. ما چهار جا حرف زديم، گوش به حرفمان ندادند. و دست‌هاي سياسي گاهي اين كار را براي كشورهاي ضعيف مي‌كنند. يعني چهار نفر كه حرف مي‌زنند، اين‌ها را مي‌كوبند تا ديگر ديگران جرأت حرف زدن نداشته باشند و بعد پايشان را كنار بكشند. وقتي هم پايشان را كنار بكشند، ميدان آزاد مي‌شود و آن‌ها هر كاري دلشان بخواهد مي‌كنند. گاهي وقت‌ها خفقان و فشار اين كار را مي‌كند.
    حديث داريم از پيامبر پيغمبر اسلام(ص) كه به ابن مسعود فرمود: مي‌داني چرا در مسيحي‌ها رهبان پيدا شد؟ رهبان كساني بودند كه مي‌رفتند در كوهستان‌ها لابه لاي كوه‌ها و در غارها مشغول عبادت مي‌شدند و كار به هيچ كار اجتماعي نداشتند.

    حضرت رسول(ص) فرمود: مي‌داني اين‌ها چرا در جامعه پيدا شدند؟ گفتند: نه. فرمود: به خاطر اين كه بعد از حضرت عيسي(ع) يك مشت ستمگر حاكم شدند، هركس حرف زد خفه‌اش كردند، اين‌ها ديگر بريدند و گفتند ديگر نمي‌شود حرف زد. حالا كه هر كس حرف مي‌زند خفه‌اش مي‌كنند، ما ديگر حرف نمي‌زنيم! پس چه كنيم؟ جامعه فاسد بود، حرف هم نمي‌شد زد، گفتند ما مي‌رويم سرمان را مي‌اندازيم پايين و مشغول عبادت مي‌شويم. (بحار جلد 65 صفحه --)

    مي فرمايد: گاهي عواملي كه باعث مي‌شود مردم زده مي‌شدند و مي‌بريدند و در هيچ كاري دخالت نمي‌كردند اين است كه سركوب مي‌شدند. خفقان و سركوبي باعث انزوا و گوشه گيري است.

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙

    ویرایش توسط ریحانه : ۱۳۹۱/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۹:۴۶

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1368/3/4






    2 - مصيبت: افرادي هستند كه خيلي اهل رفت و آمد و دخالت و نظارت و. . . هستند و در جامعه خيلي شنگول هستند. داغ كه مي‌بينند، داغ كمر اين‌ها را مي‌شكند و مي‌روند در خانه مي‌نشينند و ديگر حرف نمي‌زنند، اصلاً ديگر مي‌برند.

    عثمان بن مظعون يكي از ياران پيغمبر بود ايشان خيلي اهل آمد و شد بود. بعد يك بچه داشت، بچه‌اش از دينا رفت و از غصه‌ي بچه‌اش رفت خانه و ديگر بيرون نيامد. پيامبر احضارش كرد و گفت: چرا ديگر نمي‌آيي در جامعه؟ چرا منزوي شدي و گوشه گيري مي‌كني؟ گفت: آقا، داغ ديده‌ام! كمرم شكسته، روحم آسيب ديده است. فرمود: آيا نمي‌خواهي از اجرها و الطاف الهي در قيامت برخوردار باشي؟ گفت: چرا. گفت: خوب اين گوشه گيري مورد رضايت اسلام نيست.

    پس ببينيد گاهي افراد، اجتماعي هستند، يك ضربه‌ي روحي مي‌بينند، مي‌برند.

    عثمان بن مظعون داغ ديد، بريد، در خانه نشست. پيامبر او را احضار كرد، فرمود: كارت كار غلطي است، داغ ديدي، باز هم بيا در جامعه. نبايد انسان‌هاي مصيبت زده پايشان را كنار بكشند.

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1368/3/4





    3 - شكست سياسي: گاهي افرادي شكست سياسي مي‌خورند، مثلاً در انتخابات رأي نمي‌آورند. روحاني شده مردم دورش جمع نمي‌شوند. عالم است و مردم دورش جمع نمي‌شوند. سياسي است به او رأي ندادند. كسي كه جامعه قدرش را ندارد، اين هم منزوي مي‌شود.

    اين را هم بايد از اميرالمؤمنين ياد بگيريم كه ايشان بزرگ ترين شكست‌ها را در زمان خودش خورد. مسأله غدير خم، آخر در غدير خم جمعيت 10هزار نفر 20 هزار نفر 30 هزار نفر نبود. چند نظريه هست كه در غدير خم جمعيت چند نفر بود. يك نظر اين است كه جمعيت غدير خم به اندازه‌ي تعداد انبيا است. جمعيت انبيا را همه حفظ هستند. 124هزار پيامبر داريم. 124 هزار جمعيت طبق يك نقل در غدير خم حضور داشتند، كه رسول اكرم(ص) علي بن ابيطالب را دربرابر124 هزار نفر معين كرد. در عين حال همين كه پيامبر از دنيا رفت، رفتند سراغ كس ديگر.

    در حقيقت بايد بزرگ ترين ضربه به اميرالمؤمنين وارد مي‌شد. اما حضرت علي(ع) يك لحظه هم قهر نكرد. در همه‌ي جلسات مشورت كه دعوت مي‌شد، حاضر مي‌شد. هركجا از او سؤال مي‌كردند، جواب مي‌داد. سؤال‌ها را جواب مي‌داد، مشورت‌ها را حاضر مي‌شد، حمايت مي‌كرد. در جبهه نبرد حتي امام حسن(ع) و امام حسين(ع) را مي‌گفت كه برويد شركت كنيد. شكستند علي را ولي علي(ع) قهر نكرد.


    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1368/3/4





    4- شكست اقتصادي: گاهي افراد شكست اقتصادي مي‌خورند. كاميون دار است. كاميون چپه مي‌شود، كشتي‌اش غرق مي‌شود، پاساژش مي‌سوزد، جنسش تلف مي‌شود، ورشكست مي‌شود. البته ورشكستگي دو رقم است. بعضي‌ها به ناحق، بعضي‌ها به حق.

    افرادي هستند خونه‌هاي چند ميليوني مي‌سازند، عياشي مي‌كنند، پول كم مي‌آورند، خوب آن بايد پس گردنيش را بخورد. اما افرادي هستند، آدم‌هاي خوبي هستند وليكن مغازه‌اش آتش گرفته، ماشينش سوخته، آدم خوبي است، ولي موشك افتاده در خانه‌اش، بالاخره آدم‌هاي خوبي هستند كه يك دفعه هست و نيستشان از بين مي‌رود و شكست مي‌خورند.

    اسلام در قرآن به ما سفارش فرموده: هر كه شكست خورد، زكات كه مي‌گيرند، هنگامي كه ماليات اسلامي تقسيم مي‌شود. يكي از بخش مصرف ماليات اسلامي اين است كه بدهيد به ورشكسته‌ها تا اين‌ها را از انزوا و گوشه گيري بيرون بياوريد.

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1368/3/4





    5- شهرت طلبي: بعضي‌ها هم كنار مي‌روند كنار، تا بگويند فلاني كجاست؟ دلش مي‌خواهد بيايد در جامعه، ولي مي‌بيند كه اگر بيايد در جامعه كم جلب توجه مي‌كند. اصلاً شهرت طلب است. نمي‌آيد در مجلس عروسي تا بگويند فلاني چرا نيامده؟ يعني كنار مي‌كشد تا بيش‌تر سر زبان‌ها بيفتد. اصلاً روحشان، روح شهرت طلبي است. مثلاً همه كانادا مي‌خورند او مي‌گويد: من كوكا مي‌خورم. خدا مي‌داند، اصلاً نمي‌داند كه كوكا چيست؟ هيچ نمي‌داند كوكا از چيست يا كانادا از چيست.

    اگر همه چاي بخورند، او آب جوش مي‌خورد تا آب جوش مي‌آورند مي‌گويد: براي من لطفاً چاي بياوريد. اصلاً مرضي دارد به نام امتيازطلبي دلش مي‌خواهد مطرح شود. و گاهي وقت‌ها مطرح شدن او به اين صورت است كه ساكت بنشيند و كنار بكشد تا بگويند: ترو خدا بيا، و اين‌ها همه هست.

    گاهي هم كلك‌ها شيطاني است. گاهي وقت‌ها، وقتي آدم وارد مجلس مي‌شود، پايين مي‌نشيند مخصوصاً تا همه بگويند: بفرما بالا. پس آن كس كه مي‌رود بالا مريض است و آن كس كه پايين مي‌نشيند مريض است. خوشا به حال كسي كه وقتي وارد مي‌شود هر جا كه جا هست، بنشيند.
    البته اين را كه مي‌گويم براي همه نيست. نه اينكه هر كه بالا مي‌نشيند مريض است، پايين مي‌نشيند مريض است.

    اگر در فكرش باشد كه چون مهم هستم بالا بنشينم، يا اينكه پايين بنشينم تا مردم از اين جا مرا ببرند بالا، هر دو مريض است. ماشين شيك هم سوار شويم ممكن است مريض باشيم. ماشين ساده هم سوار شويم ممكن است مريض باشيم. شيطان در هر دو سمت سرمايه گذاري مي‌كند. پس افرادي كنار مي‌كشند تا بگويند فلاني كجاست؟

    عرض كنم به حضور شما كه افرادي در جلسه ما هستند كه قدرت برخورد ندارد. نمي‌تواند كه اگر كسي شعر خواند او هم بخواند، يك مثل كسي زد او هم مثل بزند، يك پول كسي داد، او هم بدهد.

    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙



  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1368/3/4






    من خودم يك وقتي اين كار را كردم. در استخر مسابقه‌ي شنا گذاشتم، وسط راه ديدم نمي‌كشم، ايستادم كنار و گفتم: فايده‌ي امشب چيست؟

    گربه مي‌دود گوشت پيدا كند، گوشت پيدا نمي‌كند و مي‌گويد: گوشت بو مي‌دهد. بنابراين او تلاض كرده ولي نرسيده منزوي شده است. گاهي فقر است، چرا گوشه گيري مي‌كند؟ فقير است در خانه نشسته چون پول ندارد. گاهي توقع نابجا دارد، مي‌گويد: برو دنبال كارت ما 4 دفعه آمديم طرح داديم به طرحمان توجهي نشد. ما ديگرنيستيم. آدم‌هايي هستند اين طوري هستند مي‌گويند تا پيشنهاد كردم قبول كنيد. اگر يك پيشنهاد كند، آدم قبول نكند، ديگر اظهار نظر نمي‌كند. افرادي هستند گوشه گير، به خاطر اين كه لوس هستند. خيال مي‌كنند همين كه حرفي زدند، طرحي دادند، بايد طرح آن‌ها مورد توجه قرار گيرد و رأي آن‌ها قبول سود.

    مثلاً در جلسه‌ي خبرگان گاهي وقت‌ها مي‌بيني افراد درجه‌ي يك رأي مي‌دهند ولي قابل قبول نمي‌شود.

    گاهي هم يكي از عوامل گوشه گيري حياي نابجا است، خجالتي است. گاهي هم كتك مي‌خورد، تنبيه مي‌شود، ديگر براي هميشه چون دو سيلي خورده، مي‌برد و كنار مي‌كشد.

    حديث داريم «الْمُؤْمِنُ مِرْآةُ الْمُؤْمِنِ»(تحف ‏العقول، ص‏171) مؤمن آينه‌ي مؤمن است، اين يعني چه؟ يعني اگر آيينه را بشكني و خورده‌اش را برداري باز نگاهش كني، مي‌گويي مثلاً اين جا سياه است. يعني تكه تكه‌اش كني باز از هدفش دست بر نمي‌دارد.

    مؤمن آينه‌ي مؤمن است، معناي زيادي دارد. يك وقتي در تلويزيون گفتم، يكي از معنايش اين است كه اگر هر بلايي سر آيينه بياوريم باز به ما مي‌گويد: اين جايش سياه است. قطعه قطعه شود، شكسته شود، بزرگ شود، كوچك شود و. . . باز دست از هدفش بر نمي‌دارد.


    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1368/3/4





    6- تبعيض: يكي از عوامل انزوا تبعيض است و اين خيلي مهم است. مثلاً به كسي مي‌گوييم: آقا شما بياييد داخل اين كار! مي‌گويد: برو بابا، حوصله داري، همه‌اش پارتي بازي است، به او مي‌دهند و به ما نمي‌دهند. مردم وقتي تبعيض مي‌بينند، مي‌برند و ديگر در صحنه حاضر نمي‌شوند.

    خوب، شما مي‌دانيد كه اگر در جلسه كسي سيگار بكشد، ما او را از جلسه بلند مي‌كنيم. الحمد لله مي‌دانيد سيگار ممنوع است، چون كشيدن سيگار در مسجد غلط است، چون هواي مسجد مال همه است و اگر دو نفرآمدند مسجد را دودي كردندحق همه را از بين برده‌اند.

    بعضي جاها انزوا خوب است: در قرآن داريم اگر يك جايي گناه مي‌شود و تو نشسته‌اي و نمي‌تواني جلويش را بگيري، بلند شو و برو. شما نشستي و مي‌بيني نمي‌تواني جلوي گناه را بگيري بلند شو برو.

    مثلاً جلسه‌ي شراب است آدم بايد خودش را كنار بكشد «بَلَغَ مَا بَلَغ» ممكن است كه در اين جلسه خيلي افراد حضور داشته باشند. هر كه مي‌خواهد باشد. اگر صدتا رئيس جمهور هم دعوت شدند، جلسه‌ي سرنوشت سازي است و اگر ما در اين جلسه شركت نكنيم آبروي ايران مي‌ريزد. آبروي ايران بريزد يا نريزد. در جلسه‌ي شراب به هيچ وجه نبايد شركت كرد. گاهي هم جلسه‌اي هست كه آدم بايد خودش را كنار بكشد بايد منزوي باشد بايد بلند شود و مجلس را ترك كند.

    گاهي مي‌بيند در اين منطقه باشد گرفتار مي‌شود، بايد هجرت كند. از اين مدرسه هجرت كند. از اين محله هجرت كند. از اين بازار هجرت كند.

    از اين كارخانه و كارگاه هجرت كند. از اين اداره هجرت كند. اگر انسان ديد دور و بري هايش وضعش طوري است كه اگر اين جا باشد، گرفتار مي‌شود، از اين جا بايد سريعاً هجرت كند. در قرآن هم داريم كه از اصحاب كهف تعريف مي‌كند. يك سوره داريم در قرآن به نام سوره‌ي كهف است. ماجراي سوره‌ي كهف اين است: «كهف» يعني غار.

    در يك شهر كه همه‌ي مردم مشرك بودند، چند خدا پرست بودند. اين خداپرست‌ها گفتند كه چون همه مشركند ما رفتيم. هجرت كردند و گوشه گرفتند، انزوا كردند از مردم جدا شدند.


    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1368/3/4





    گاهي آدم بايد جداشود، يك خورده فكر كند ببيند كجاست؟ پيغمبر ما گاهي وقت‌ها از مردم جدا مي‌شد. چند روز مي‌رفت درمسجد معتكف مي‌شد و فكر مي‌كرد كه چقدر عمر كرده، كجاي عمرش است؟ چه كرده؟ چون جاهايي داريم كه انزوا خوب است. هنگام فرار از گناه انزوا خوب است.

    زمان شاه بود. يك ساواكي مرد. در يكي از شهرهاي ايران رفتند درخانه‌ي آخوندي به اين آقاي عزيز گفتند: آقا شما بيا فاتحه‌ي اين آقاي ساواكي برو منبر. گفت: خيلي خوب مي‌آيم. آن‌ها رفتند يك جلسه‌اي درست كردند براي اين مرد ساواكي، ولي اين آقاي عزيز نرفت. بعد اين‌ها خيلي ناراحت شدند. گفتند: چرا نيامدي؟ گفت: براي اين كه ساواكي بود. گفتند: چرا گفتي مي‌آيم؟ گفتم مي‌آيم كه شما خاطرتان جمع شود و سراغ يك آخوند ديگر نرويد. به هر حال مي‌خواستم سيلي به شما بزنم. اگر مي‌گفتم نمي‌آيم شما مي‌رفتيد و يك كس ديگر را شكار مي‌كرديد. (ضربه زدن است) گاهي ضربه زدن بد نيست. اگر ديديد جلسه‌ي لهو و لعب است، جلسه‌ي گناه است، بايد بلند شويد برويد، بايد چراغ را خاموش كنيد. اگر در اين جلسه گناه مي‌شود و آدم نمي‌تواند، مي‌تواند برق را خاموش كند.

    جلسه را تاريك كند تا از هم بپاشد. مكان فاسد است، قفل بزند. خودش بلند شود و برود. برق خاموش كند، قفل بزند. اگر قدرت دارد بعد از طي مراحلي به كتك كاري هم مي‌رسد. آدم بايد كتك هم بزند. اين طور نيست بايد يك وقتي، يك چيزي را خراب كرد. اگر لانه‌ي فساد است و هر چه مي‌گويد: نكن كسي گوش نمي‌دهد. بايد لانه را خراب كرد. ما بهتر از مسجد نداريم كه، پيغمبر مسجد را آتش زد. منافقين يك مسجد ساخته بودند و در آن توطئه مي‌كردند. پيامبر مسجد را خراب كرد و آتش زد و زمين آن را زباله دان كرد. ما بهتر از مسجد نداريم ولي اگر در مسجد هم گناه مي‌شود بايد مسجد را از ريشه در آورد. تا چه رسد به كاباره و خداي نكرده محل فساد و. . . اجمالاً، براي فكر كردن انزوا خوب است. در شلوغي آدم نمي‌تواند فكر كند. پس انزوا براي نهي از منكر، براي فكر، براي عبادت، خوب است.

    پيامبر ما گاهي منزوي مي‌شد. قبل از بعثتش در كنار مكه(خدا قسمتتان كند) غاري است به نام غار حرا، در آن غارمي رفت و عبادت مي‌كرد. بعد از آن كه پيامبر شد و كار اجتماعي و سياسي و نظامي و اقتصادي و مديريت و تربيت وهمه‌ي مشكلات را داشت. در عين حال چند روز مي‌رفت مسجد و بيرون نمي‌آمد و فقط عبادت مي‌كرد.


    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  17. تشکر


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در تاریخ 1368/3/4





    انزوا به چند دليل خوب:

    انزوا براي عقيل، آدمي كه مي‌خواهد درس بخواند نمي‌تواند كه فيلم ببيند. هم آموزش و پرورش بايد توجه كند و هم صدا و سيما. گاهي وقت‌ها بچه‌ها امتحان دارند در تلويزيون هم يك فيلم قشنگ گذاشته است. اين بچه هم مي‌خواهد درس بخواند، فردا نمره‌ي خوب بياورد و هم مي‌خواهد فيلم را ببيند. يك خورده مي‌خواند، يك خورده فيلم مي‌بيند.

    خوب كسي كه نمي‌خواهد از ديدن فيلم دل بكند. خوب فردا نيم ميليون تجديدي به يازده ميليون اضافه مي‌شود. نيم ميليون تجديدي به مملكت اضافه مي‌شود، به خاطر اين كه اين فيلم در يك زمان بدي پخش شد. وقت امتحان‌ها نبايد فيلم‌هاي حساس پخش شود. و بچه‌ها بايد بدانند فيلم را نبينند، سقوط نمي‌كنند. ولي با سواد نباشند، سقوط مي‌كنند. بي سوادي سقوط است. تجديد شدن آبرو ريزي است، اما حالا فيلم را نديدي هيچ طوري نمي‌شود.

    يك كسي گفت: ما كه روزنامه نمي‌خوانيم. گفتند: چرا؟ گفت: 40 روز مكه بودم و نخواندم روزنامه برگشتم ديدم كه هيچ طوري نشد. حالا به عوض روزنامه چند تا كتاب مفيد مي‌خوانم، حالا بگذريم از اين كه در روزنامه‌ها، مقاله‌هاي مفيدي هم هست.

    مقاله‌هاي مفيد حسابش جداست. اما حالا اخبار را نفهمد مثلاً در فلان شهر چه كسي چه كار كرده است، خطر ندارد، ولي اگر بچه مدرسه‌اي رفوزه شود اين آبروريزي است. ضعف پدر و مادر است عمرش را تلف كرده، اسراف كرده، بنا براين هيچ مانعي ندارد. انسان زماني كه امتحان دارد، پيچ تلويزيون را خاموش مي‌كند و پدر اگر مي‌بيند نمي‌تواند، تلويزيون را بگذارد در كارتون و بگذارد در اتاق ديگر درش را قفل كند.

    بابا 10 روز در خانه ما تلويزيون نباشد، اما 4 تا بچه هايم تجديد نشوند، يك بچه در يك سال چند هزار ساعت وقت معلم را گرفته، چند هزار ساعت عمر خودش را و چند هزار تومان پول پدر و مادرش را، عمرش را، جوانيش را، آموزش و پرورش را. . . ميليون‌ها تومان و ميليون‌ها ساعت خرج مي‌شود. بنابراين بايد مواظب باشيم، گاهي وقت‌ها آدم بايد منزوي باشد. از خانه، از اتاق، از ديدن فيلم و از خواندن بعضي مجله‌ها جدا شود. اجمالاً جدايي و گوشه گيري براي تحصيل، شركت دركنكور، عبادت فردي، فرار از گناه، درستي است.


    ˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙انزوا و گوشه گيري از دید قرآن˙·٠ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ٠·˙


  19. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود