صفحه 3 از 5 نخست 12345 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    747
    مورد تشکر
    1,096 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    73



    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر
    گویا ایشان در مصاحبه مورد بررسی خود دقت کافی مبذول نداشته‏اند، زیرا در آنجا چند بار به وضوح تکرار داده شده است که تأؤیل کننده کلام خواوند را بر تأویل خود حمل نمی‏کند و آنچه را بعنوان تأؤیل اظهار می‏دارد به قرآن نسبت نمی‏دهد، بلکه مطالبی را در حالات خاصی در برخورد با آیات برای ایشان منکشف شده است بازگو می‏کند، نه اینکه بگوید قرآن کریم چنین معنی می‏شود.
    در صفحه 15 در بیانی از مقدمه تأویلات کاشانی آمده است:«و اگر کسی ظواهر را حفظ بکند، حد محدود آنها را رعایت کند، و به آن عامل باشد، حالاتی به او دست می‏دهد، ما آن حالات را در این تأویلات جمع کردیم».
    در صفحه 12 آمده است:«احیانا اگر چیزی و رای ظاهر و باطن قرآن برداشت کرده‏اند آن را به حساب قرآن نیاورده‏اند.»

    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر


    .

    بدرود کانون


  2. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    747
    مورد تشکر
    1,096 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    73



    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر
    و اینکه نویسنده محترم فرموده‏اند:«هیچ قرینه‏ای در کلام بر آن نیست»اگر هیچ قرینه‏ای بر معنائی نباشد که کسی نمی‏تواند آن معنی را برداشت کند، لابد قرینه و تشابهی میان دو موضوع هست که تأویل کننده از معنی ظاهری آیه به مطلب دیگری منتقل می‏شود.وجوهی نیز که در مصاحبه مذکور در صفحه 16 و 17 آمده است این معنی را به روشنی توضیح داده است.البته قرینه با قرائنی هست، لیکن همگان و در همه حال توجه به آن نمی‏کنند.
    نویسنده در دنباله استدلال(در صفحه 172) فرموده‏اند:«شریعتی که آمده است تا به خلق صراط مستقیم را نشان دهد...چگونه دینداران را به آسانی اجازه می‏دهد که کلامش را به هر گونه بخواهند معنی کنند و به هر شکل خواستند از آن استفاده نمایند».
    با توضیحاتی که هم اکنون داده شده جواب این سئوال روشن است، و البته به کسی اجازه داده نشده است تا کتاب اللّه را هر گونه که بخواهد معنی کند و یا حتی هر مطلبی را که دلش خواست و بی‏هیچ مناسبتی از آیه‏ای برداشت کند و کسی نیز این کار را نمی‏کند.


    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر



    .
    بدرود کانون


  3. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    747
    مورد تشکر
    1,096 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    73



    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر
    با توضیحاتی که گذشت ناتمام بودن این سخن که«تأویل قرآن کریم فقط مخصوص خداوند و رسول او و اهل بیتش علیهم السلام می‏باشد و بر دیگران حرام است»روشن می‏گردد.واضح است که هر کسی در حد توان خود برداشتهایی و رای معنای ظاهر و ترجمه تحت الفظی کلمات از قرآن کریم می‏کند که البته آنها را معنی آیات قرآن نمی‏داند، و اصولا یکی از وجوه تدبر در قرآن کریم نیز همین است، و الا اگر غرض از تدبر همان فهم لغات و ظاهر آیات بود که سخن با توضیح مختصری بر هر واژه به پایان می‏آمد و اینهمه بدر ازا نمی‏کشید و قرآن کتاب لا یتناهی نمی‏شد.
    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر




    .
    بدرود کانون


  4. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    747
    مورد تشکر
    1,096 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    73



    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر
    قرآن کریم که جای خود دارد، از خواندن کتابی نظیر گلستان سعدی نیز هر خواننده به مطالبی و رای مفاهیم واژه‏ای منتقل می‏شود که البته آنها را معنی کلمات سعدی نمی‏داند، و هرگز نیز کسی بر او خرده نمی‏گیرد که چرا این مطلب یا این حکمت با خواندن فلان شعر یا حکایت به ذهن او متبادر شد.
    توضیح این مطلب لازم است که فرق آشکاری میان برداشت معصوم و غیرمعصوم از آیات قرآنی هست که همان معصوم بودن و حجت بودن برداشت معصوم، و غیرمعصوم بودن و غیرحجت بودن تأویل غیرمعصوم است.سخنی که از معصوم صادر می‏شود بی‏تردید پذیرفته است و بر همگان حجت است، لیکن سخن غیرمعصوم چون متکی بر عصمت نیست باید مورد بررسی و سنجش با میزان وحی و عقل قررا گیرد، تا صحت و سقم آن روشن شود.
    ولی فرق است میان اینکه بگوییم کسی حق حرف‏زدن یا فکر کردن ندارد، و اینکه بگوییم حرف یا فکر او مقام عصمت را ندارد و برای دیگران حجت نمی‏باشد.

    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر




    .
    بدرود کانون


  5. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    747
    مورد تشکر
    1,096 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    73




    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر
    نویسنده محترم در بخش دیگر تحت عنوان نظری به مصاحبه، چهار فراز از متن مصاحبه را نقل کرده و سخنانی را درباره آنها فرموده‏اند که در اینجا به بررسی آن سخنان می‏پردازیم.
    1-از مصاحبه نقل شده است:«تأویل حدی ندارد...البته تأویلها را باید با ام الکتاب سنجید... و خطوط کلی را خود قرآن و عترت ارائه می‏دهد...»ایشان در این‏باره فرموده‏اند:
    «اولا...تأویل قرآن تنها به اهل بیت پیامبر اختصاص دارد»ناتمام بودن این سخن بحد کافی بیان شد و نیزای به تکرار نیست.
    فرموده‏اند:«ثانیا اگر از این هم تنزل شود لااقل لازم است تأویلاتی که بر آیات قرآنی صورت می‏گیرد از مرز محکمات کتاب و سنت تجاوز ننموده و در نقطه مقابل آنها قرار نگیرد»اولا از سخنی که کسی آن را حق یافته است نباید تنازل شود.ثانیا آ چه را لازم دیده‏اند همان سخنی است که مکرر در مصاحبه مورد تأکید قرار گرفته و حتی در همین فراز نقل شده نیز آمده است، و دیگر اظهار آن لزوم نداشته است.
    فرموده‏اند:«ثالثا بر فرض پذیرش تأویل به نحو مخالف و مقابل با محکمات حداقل مرتبه که در تأویل قرآن مراعاتش لازم است این است که حریم ضرورات دینی حفظ شده و از پایمال شدن آنها خودداری شود»اولا مطلبی را که مخالف و مقابل محکمات قرآن باشد هرگز نمی‏توان بهیچ عنوانی-اعم از تفسیر و یا تأویل- پذیرفت، وانگهی در صورت پذیرش چنین مطلبی چگونه حفظ حریم ضرورات دینی قابل فرض است؟مگر چیزی ضروری‏تر از محکمات قرآن در دین وجود دارد که سخنی مقابل و مخالف با آنها را بپذیریم و بگوییم لازم است حریم ضرورات دینی حفظ شود؟!

    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر




    .

    بدرود کانون


  6. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    747
    مورد تشکر
    1,096 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    73



    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر
    فرموده‏اند:«نمی‏توان تأویلهایی راکه در آنها هیچ حد و مرزی رعایت نشده و اصول مسلمات دینی با ابراز تأؤیل مورد ب اعتنایی و بلکه مورد استهزاء قرار گرفته توجیه نمود».
    البته چنین است، لیکن باید دقت شود که آنچه در مصاحبه آمده که«تاویل حدی ندارد...غیر از این است که بگوییم هیچ حد و مرزی در آن رعایت نمی‏شود.یعنی در عدد محدود نیست و می‏توان برداشتهای بسیاری از یک آیه داشت، نه اینکه هیچ تناسب و قاعده‏ای در این برداشتها لازم نیست، زیرا در همان فراز نقل شده آمده است: «باید با ام الکتاب سنجید، ...خطوط کلی آن را خود قرآن و عترت ارائه می‏دهد»اگر بنا بود حد و مرزی رعایت نشود که سنجش معنی نداشت و خطوط کلی نمی‏خواست.
    2-از مصاحبه نقل شده است:«این بزرگان حریم ظاهر را هم حفظ می‏کردند».
    درباره این سخن نوشته‏اند:«اگر مراد این باشد منزلت آن را احترام می‏گذاشتند، باید گفته شود که این سخن در مورد بسیاری از آنان صادق نیست، زیرا که خود آنان می‏گویند:
    «ما زقرآن مغز را برداشتیم
    پوست را پشت خران بگذاشتیم».


    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر



    .

    بدرود کانون


  7. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    747
    مورد تشکر
    1,096 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    73



    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر
    در مورد این شعر چون گوینده معرفی نشده است ما نیز سر بی‏صاحب نمی‏تراشیم و پی توجیه آن نمی‏رویم.و اما آنچه به بسیاری از عرفا نسبت داده‏اند که به ظواهر قرآن احترام نمی‏گذارند، باید توجه می‏نمودند که«اعراف الحق تعرف اهله» آنکه احترام به ظواهر قرآن نمی‏گذارد عارف نیست.نه اینکه عرفا به ظاهر قرآن احترامی نمی‏گذارند.
    باز فرموده‏اند:«و اگر مراد این است که آنان گر چه به ظاهر هم اعتقاد نداشته باشند، ولی هیچگاه آن را رد ننموده و در آن تصرفی‏ نمی‏کنند.در این صورت گفته می‏شود:این سخنی است که اولا خود آنان برخلاف آن تصریح می‏کنند.آنجا که عارف نامدار محیی الدین عربی در فصوص الحکم در فص موسوی بعد از آن که فرعون را از عذاب اخروی نجات یافته می‏پندارد می‏گوید:هذا هو الظاهر الذی ورد به القرآن».
    اولا هرگز کسی که به ظاهر قرآن اعتقاد نداشته باشد عارف به حساب نمی‏آید


    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر



    .

    بدرود کانون


  8. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    747
    مورد تشکر
    1,096 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    73



    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر
    و اما در سخنی که محیی الدین با نظر به چند آیه در سوره یونس گفته است‏«هذا هو الظاهر...» اگر ایشان در سخنان او دقت می‏کردند، در می‏یافتند نتیجه‏ای که او از ظاهر آن آیات گرفته خلاف ظاهر نیست.
    در سوره یونس(آیه 90)چنین آمده است.«و جاوزنا ببنی اسرائیل البحر فاتبعهم فرعون و جنوده بغیا و عدوا حتی اذا ادرکه الغرق قال آمنت انه لا اله الا الذی آمنت به بنو اسرائیل و انا من المسلمین».و در آیه 95-96 از همین سوره می‏فرماید:«ان الذین حقت علیهم کلمت ربک لا یؤمنون و لو جاءتهم کل آیة حتی یروا العذاب الالیم».
    محیی الدین اظهار می‏کند(فص موسوی ص 211):آیه 90 صراحت دارد که فرعون پیش از مرگ ایمان آورد.و در این حالت یقین به در رسیدن مرگ نیز نداشت چون جلوی چشمان خود دید که بنی اسرائیل دراثر ایمانشان از میان آب سالم بیرون رفتند.در دو آیه بعدی می‏فرماید: آنانکه کلمه پروردگارت بر ایشان تحقق یافته است ایمان نمی‏آورند و لو همه نشانه‏ها بر ایشان آورده شود تا عذاب دردناک را ببینند.
    پس فرعون که پیش از رؤیت عذاب الیم(که به چشیدن عذاب آخرت تفسیر می‏کند)ایمان آورد، از شمار این گروه بیرون است و این ظاهر معنایی است که قرآن بر آن نازل شده است.


    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر

    بدرود کانون

  9. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    747
    مورد تشکر
    1,096 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    73



    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر
    حال اگر نویسنده محترم باز بفرمایند محیی الدین در اینجا ظاهر قرآن را رد می‏کند دیگر قضاوت با خوانندگان خواهد بود.
    این نکته را نیز باید متذکر شویم که نظر محیی الدین در اینجا تاویل آیه نیست و صرفا یک نظر تفسیر ظاهری است که با توجه به آیات یاد شده اظهار کرده است و می‏توان مورد پذیرش و یا رد پژوهندگان قرار گیرد.
    3-در این قسمت و همچنین در دنبال قسمت (2)نویسنده محترم سئوالاتی را مطرح کرده و یا ایراداتی گرفته‏اند و فرموده‏اند با توجه به تأویلاتی که نقل خواهند کرد روشن می‏شود، ما نیز جواب را به همان بخش موکول می‏کنیم.
    4-ازمصاحبه نقل شده است ص 173:«برای نمونه شما به روایات باب طینت که نگاه کنید می‏بینید گاهی بعضی مسائل تأویلی رخ نشان می‏دهد».
    درباره این فراز نوشته‏اند:اگر مراد از این کلام این است که تأویلاتی که ائمه علیهم السلام از آیات قرآنی داشته‏اند برای ارائه خطوط کلی تأویل قرآن بوده و دیگران را نیز این گونه تأویلات روا باشد گفته می‏شود اولا در این روایات هیچگونه ظهوری در ارائه خطوط کلی برای تأویل قرآن وجود ندارد»

    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر




    .
    بدرود کانون

  10. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    747
    مورد تشکر
    1,096 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    73



    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر
    گویا فراموش کرده‏اند که در صفحه 170 مقاله خود فرموده‏اند که ائمه چگونه استفاده کردن ازقرآن را به مردم می‏آموزند.وقتی امام علیه السلام برداشت خاصی را از آیه‏ای می‏فرمایند و به مردم ارائه می‏دهند که غیر از روش تفسیر معمولی است آیا این آموزش چگونگی استفاده از قرآن نیست و با دقت در همین استفاده‏های غیرمعمولی از آیات -که در تعدادی از احادیث معصومین شده است- خطوط کلی تأویل بدست نمی‏آید.مگر علم اصول فقه را با استفاده از آیات و احادیث وارده در احکام فقهی بنا ننهاده‏اند.اگر این مطالب ارائه خطوط کلی نیست، خوب است بیان فرمایند تا این خطوط کلی را چگونه می‏توان ارائه داد؟
    باز فرموده‏اند(ص 173):«این سخن با حصر تأویل در معصومین علیهم السلام منافات دارد» ناتمام بودن این مطلب پیشتر ذکر شد.
    در بخش بعد نویسنده محترم به ذکر تأویلاتی چند از عرفا پرداخته‏اند تا تأییدی بر فرمایشاتشان آورده باشند و نشان دهند که آنچه در مورد تأویلات عرفا فرمودند درست است.
    ما نیز این بخش را بررسی می‏کنیم و چنانچه مطلبی لازم به تذکر بود متذکر می‏گردیم.
    پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیرپاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر




    .
    بدرود کانون

صفحه 3 از 5 نخست 12345 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود