صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟




    کتابی که همه دوران ها و زمان هارا شامل می شود و بعنوان معجزه ابدی و ازلی از ان یاد می شود.در ایات بسیاری بعنوان کارگزار حضرت محمد عمل می کند:

    آیات ۱ تا ۵ سوره حجرات درباره موضوع فوق حاکی است:
    (( ای کسانی که ایمان آورده اید، بر خدا و رسول تقدم مجویید و از خدا بترسید که خداوند شنوا و داناست... صدایتان را از صدای پیغمبر بلندتر نکنید و با او بلند صحبت نکنید، همچنانکه با یکدیگر بلند صحبت میکنید تا اعمال نیکتان باطل نشود و شما آن را نفهمید. کسانی که در حضور پیغمبر آرام صحبت میکنند، خدا در واقع قلوبشان را برای تقوا آزموده است و آمرزش و پاداش عظیم نصیب آنها کرده است. آنهایی که ترا از پشت خانه ات بصدای بلند میخوانند، اغلب افراد بیشعور و بی عقل هستند؛ و اگر آنها صبر میکردند تا خودت از خانه خارج شوی، برایشان بهتر بود و خداوند آمرزنده و مهربان است. ))
    آیه ۶۲ سوره نور:
    (( مومنان حقیقی آنهایی هستند که به خدا و رسولش ایمان کامل دارند و هرگاه در کاری که حضورشان نزد رسول لازم باشد، با او جمع شوند؛ تا اجازه نگیرند، از محضر رسول بیرون نمیروند؛ و ای پیغمبر آنان که از تو اجازه میگیرند، در واقع اهل ایمان به خدا و رسول هستند، پس چون از تو اجازه خواهند که بعضی مشاغل و امور خود را انجام دهند، به هرکس که میل داری اجازه بده و برای آنها از خدا طلب آمرزش کن که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. ))
    آیه ۶۳ سوره نور:
    (( هنگامی که میخواهید پیغمبر را صدا بزنید، او را مانند موقعی که یکدیگر را بین خودتان میخوانید، صدا نزنید... ))
    در آیه ۵۳ سوره احزاب، خداوند تشریفات چگونگی ورود به منزل پیغمبر، غذا خوردن سر سفره پیغمبر، آداب صحبت کردن با زنان پیغمبر را به مردم می آموزد و ازدواج با زنان پیغمبر را پس از مرگ او قدغن میکند.
    متن آیه ۵۳ سوره احزاب به شرح زیر است:
    (( ای کسانی که ایمان آورده اید، به خانه پیغمبر داخل نشوید مگر او اجازه دهد و بر سفره طعامش دعوت کند. در آن حال نیز نباید زودتر از وقت آمده و به ظروف غذا چشم انتظار گشائید، بلکه موقعی که دعوت شده اید بیایید و موقعی که غذا تناول کردید، زود پی کار خود بروید نه اینکه آنجا برای سرگرمی و صحبت باقی بمانید که این کار پیغمبر را آزار میدهد و او از شرم به شما چیزی نمیگوید، ولی خدا از اظهار واقعیت به شما شرم ندارد. و هرگاه از زنان رسول متاعی میطلبید، از پس پرده طلب کنید که حجاب برای پاکیزه نگهداشتن دلهای شما و آنها بهتر است و هرگز رسول خدا را نیازارید و پس از وفات او هیچگاه با همسرانش ازدواج نکنید که این کار گناهی بزرگ است. ))



    بیشتر از ۴ زن عقدی میتواند داشته باشد. (آیه ۵۰ سوره احزاب)
    محمد(ص) میتواند با خویشاوندانش که با وی مهاجرت کردند، ازدواج کند. (آیه ۵۰ سوره احزاب)
    میتواند هر زن مومنه ای که خود را بدون مهریه و شهود به او عرضه کند بعنوان همسر بپذیرد. (آیه ۵۰ سوره احزاب)
    از رعایت عدالت و شناختن حق تساوی برای زنان خود معاف است. (آیه ۵۱ سوره احزاب)
    نوبت همخوابگی با زنانش را بهر نحوی که صلاح بداند میتواند تنظیم و یا مقدم و موخر سازد. (آیه ۵۱ سوره احزاب)
    در زنبارگی نسبت به سایر مومنان برتری خواهد داشت. (آیه ۶ سوره احزاب)
    پس از مرگ وی، کسی حق ازدواج با زنانش را ندارد. (آیه ۵۳ سوره احزاب)
    زنان وی حق تقاضای نفقه بیشتر ندارند. (آیه ۵۱ سوره احزاب)
    زنان محمد نباید بر مردم ظاهر شوند و از پشت پرده باید با مردم صحبت کنند. (آیه ۵۳ سوره احزاب)
    از زینتهای متداول دوران جاهلیت باید خودداری کنند. (آیه ۳۳ سوره احزاب)
    از نوبتی که محمد برای همبستر شدن با آنها قائل میشود، باید راضی باشند. (آیه ۵۱ سوره احزاب)
    زنان پیغمبر در صورت ارتکاب اعمال ناشایست دوبرابر زنان عادی مجازات و در صورت اقدام به عمل شایسته، دوبرابر پاداش داده میشوند. (آیه ۳۰و۳۱سوره احزاب)



    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 4

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۰۵ در ساعت ۱۵:۱۹
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    در ابتدا بنده سوال رو مشخص کنم که منظور از نوشته بالا غیر عنوان تاپیک است و در واقع این نوشته سوالش این است که آیاتی که اختصاص به حضرت رسول دارد چگونه با ابدی بودن قرآن سازگاری دارد و اینکه چگونه آیات قرآن برای همه زمانها و افراد کاربرد دارد.لذا منظور نویسنده مقاله(حجت الله نیکویی)علت و حکمت این حکم های اختصاصی حضرت نمی باشد.رضوانه بزرگوار باید دقت بیشتری در فهم نوشته و مطرح کردن سوال داشته باشید.
    آیه ی ابتدایی سوره ی فرقان، آشکارا می رساند که هدف از نازل شدن قرآن بر پیامبر گرامی (صل الله علیه و آله وسلم) این است که قرآن یا خود پیامبر، نذیر و بیم رسان همه ی مردم از روز نزول قرآن تا روز قیامت باشد؛ " تَبَارَكَ الَّذِى نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلىَ عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعَلَمِینَ نَذِیرًا ؛ پرخیر و پاینده است آن [خدایى ] كه بر بنده ى خود [كتاب ] جدا كننده ى حق و باطل را نازل كرد تا براى جهانیان هشدار دهنده باشد."
    از این آیه به خوبی استفاده می شود که رسالت و انذار قرآن و پیامبر گرامی (صل الله علیه و آله وسلم) مربوط به همه ی زمانها و همه ی مردم است و اختصاص به زمان و مردمی معین ندارد، زیرا آیه به طور طلق و بدون قید و شرط می گوید: قرآن یا پیامبر را برای آن فرستادیم تا نذیر و بیم دهنده همه ی انسانها باشد، هرگز آن را به زمان و مکان خاصی محدود نساخته است.
    اما آیاتی که اختصاصی هستند در همین آیات نکات و پیام های زیادی می باشد که به نمونه هایی از آن در ادامه اشاره می کنیم.

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۱/۰۲/۲۷ در ساعت ۰۹:۰۴
    چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    آیات ۱ تا ۵ سوره حجرات درباره موضوع فوق حاکی است:
    (( ای کسانی که ایمان آورده اید، بر خدا و رسول تقدم مجویید و از خدا بترسید که خداوند شنوا و داناست... صدایتان را از صدای پیغمبر بلندتر نکنید و با او بلند صحبت نکنید، همچنانکه با یکدیگر بلند صحبت میکنید تا اعمال نیکتان باطل نشود و شما آن را نفهمید. کسانی که در حضور پیغمبر آرام صحبت میکنند، خدا در واقع قلوبشان را برای تقوا آزموده است و آمرزش و پاداش عظیم نصیب آنها کرده است. آنهایی که ترا از پشت خانه ات بصدای بلند میخوانند، اغلب افراد بیشعور و بی عقل هستند؛ و اگر آنها صبر میکردند تا خودت از خانه خارج شوی، برایشان بهتر بود و خداوند آمرزنده و مهربان است. ))
    آیه اول سوره مى خواهد انسان ها را همچون فرشته تربيت كند، زيرا قرآن درباره فرشتگان مى فرمايد: در سخن بر خدا سبقت نمى گيرند و تنها طبق دستور او عمل مى كنند. (لايَسبِقونَه بِالقَول و هم باَمرِه يَعمَلون)(4)
    كسى كه از خدا و پيامبر صلّى الله عليه وآله پيشى مى گيرد، در مديريّت نظام خلل وارد كرده و جامعه را به هرج و مرج مى كشاندو در حقيقت دستگاه و نظام قانون گذارى را بازيچه تمايلات خود قرار مى دهد.
    از دیگر پیام های این آیه:
    1 براى انجام گرفتن دستورات بايد ابتدا زمينه هاى روانى پذيرش را در مخاطب ايجاد كرد. جمله (يا ايها الّذين آمنوا) به مخاطب شخصيّت مى دهد ووابستگى او به خدا را كه زمينه انجام كار است، بيان مى كند.

    2 از آنجا كه فرمان پيش نيفتادن از خدا و رسول، فرمان ادب است، خود اين آيه نيز مخاطب را با ادب ويژه صدا مى زند. (يا ايها الذين آمنوا...)

    3 بعضى سليقه هاى شخصى، عادات و رسوم اجتماعى و بسيارى از مقرّرات و قوانين بشرى كه ريشه در قرآن و حديث ندارد و برخاسته از عقل و فطرت نيست، نوعى پيش افتادن از خدا و رسول است. (لا تقدّموا...)
    4 هرگونه حرام كردن نعمت هاى حلال خداوند و يا حلال كردن حرام ها، پيشى گرفتن از خدا و رسول است. (لاتقدّموا...)
    5 هرگونه بدعت، مبالغه، ستايش نابجا و انتقاد نابجا، پيشى گرفتن است. (لا تقدّموا...)
    6 سرچشمه فقه و رفتار ما بايد قرآن و سنّت پيامبر صلّى الله عليه وآله باشد. (لا تقدّموا بين يدى اللّه و رسوله)
    7 پيشى گرفتن از خدا و رسول، بى تقوايى است. (چون در اين آيه مىفرمايد: پيشى نگيريد و تقوى داشته باشيد) (لاتقدّموا... واتّقوا)
    8 هر آزادى، توسعه و پيشرفتى ارزش ندارد. (لاتقدّموآ...)

    9 براى انجام تكاليف، دو اهرم ايمان و تقوى لازم است. (در آيه هم كلمه «آمنوا» و هم كلمه «اتّقوا» مطرح شده است) (آمنوا... واتّقوا)
    10 از چيزهايى كه جمله را زيبا مى كند آن است كه امر و نهى در كنار هم باشد. (در آيه هم نهى آمده «لاتقدّموا» و هم امر آمده است «واتّقوا»)

    11 حكم رسول همان حكم خداست، بى احترامى به او بى احترامى به خداست و پيشى گرفتن از هر دو ممنوع است. (لا تقدّموا بين يدى اللّه و رسوله)
    12 التزام عملى بايد همراه با تقواى درونى باشد. (لاتقدّموا... واتّقوا اللّه)
    13 كسانى كه به خاطر سليقه ها و مسائل ديگر از خدا و رسولش پيشى مى گيرند، نه ايمان دارند و نه تقوا. (يا ايّها الذين آمنوا لاتقدّموا... و اتّقوا)

    14 تندروى يا كندروى هاى خود را توجيه نكنيم. (انّ اللّه سميع عليم)

    تفسیر سوره حجرات.قرائتی.ص 8.



    چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما آیه دوم:
    يََّاءَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاَ تَرْفَعُوَّاْ اءَصْوَ تَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِّ وَلاَ تَجْهَرُواْ لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ اءَن تَحْبَطَ اءَعْمَ لُكُمْ وَاءَنتُمْ لاَتَشْعُرُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد! صداهايتان را بالاتر از صداى پيامبر نبريد و همان گونه كه بعضى از شما نسبت به ديگرى بلند گفت وگو مى كنيد، با پيامبر اين گونه سخن مگوييد! مبادا (به خاطر اين صداى بلند كه برخاسته از بى ادبى شما است،) اعمال شما نادانسته نابود شود.

    فرياد زدن در برابر پيامبر صلّى الله عليه وآله از افراد مؤمن سبب تباهى اعمال است، امّا اگر كسانى حضرت را نشناخته اند، حساب جداگانه اى دارند. زيرا در توهين، علم و آگاهى و قصد اهانت شرط است. اگر ما از روزنامه اى براى كارهاى ساده اى استفاده كنيم و ندانيم كه در آن آيات مباركه قرآن است، چون نمى دانسته ايم و قصد اهانت هم نداشته ايم، توهين به حساب نمى آيد.* در جمله (ان تحبط اعمالكم و انتم لاتشعرون) اعمال شما نادانسته نابود مىشود، نكته اى است و آن اينكه آفات و آثار سوء (و به اصطلاح آثار وضعى)، وابسته به دانستن يا ندانستن ما نيست.

    آرى، اگر انسان شرابى بخورد مست مىشود، گرچه خيال كند آب است. اگر به سيم بدون عايقى دست بزنيم، دچار برق گرفتگى مىشويم، گرچه خيال كنيم برق ندارد. گناهانى سبب پيدايش قحطى، زلزله، كوتاه شدن عمر، ذلّت و خوارى مىشود، گرچه خود انسان از پيدايش اين آثار خبرى نداشته باشد. بنابراين بى ادبى نسبت به پيامبر، سبب تباهى عمل مىشود، گرچه خود انسان آن آثار منفى را نداند.
    نکات آموزنده آیه که ابدیست:

    1 براى آموزش ادب به مردم، خود ما نيز بايد آنان را مؤدّبانه صدا بزنيم. (در اين آيه خداوند مردم را با جمله «يا ايّها الّذين آمنوا» صدا زده است)
    2 رهبر امّت اسلامى از حقوق و مزاياى معنوى بالايى برخوردار است كه بايد مردم مراعات نمايند تا آنجا كه اگر در حال گفتگو است، صدايى بالاتر از صداى حضرت نباشد و اگر حضرت ساكت است و ما مشغول سخن گفتن با او هستيم، باز هم با صداى بلند حرف نزنيم. (لا تَرفعوا اصواتكم فوق صَوتِ النّبى)

    آرى، مقام نبوّت براى ما مسئوليّت آور است.
    3 سفارش به احترام بزرگان، از زبان ديگرى زيبا است. (در اين آيه، پيامبر نمى فرمايد: بلندتر از من سخن نگوييد، اين خداوند است كه سفارش مى كند كه بلندتر از پيامبر صحبت نكنيد) (لا تَرفعوا اصواتكم)

    4 مقام و موقعيّت افراد در عمل آنان اثر دارد. (جسارت از مؤمن نسبت به شخص رسول اللّه، حساب ويژه اى دارد) (ياايّها الذين آمنوا... ان تَحبط اعمالكم)
    5 گاهى انسان ندانسته تيشه به ريشه خود مى زند. (ان تَحبط اعمالكم و انتم لا تشعرون)

    در تمام دنيا و عقائد مختلف، به بزرگان خود احترام خاصّى مىگذارند. شهرها، خيابان ها، دانشگاه ها، فرودگاه ها، مدارس، مؤسسات را به نام آنان نامگذارى مىكنند. در اسلام نيز افراد، ساعات ومكان ها وحتّى برخى گياهان و جمادات قداست دارند.ريشه قداست و كرامت همه آنها در اسلام، وابستگى به ذات مقدّس خداوند است و هر چه وابستگى آن به خدا بيشتر باشد، قداست آن هم بيشتر است و ما بايد احترام ويژه آنها را حفظ كنيم.
    رهبران الهى، تمام انبيا و جانشينان بر حقّ آن بزرگواران به خصوص حضرت محمّد صلّى الله عليه وآله و اهل بيت او، داراى مقام مخصوصى هستند كه در اين سوره (حجرات) پاره اى از آداب برخورد با حضرت بيان شده است: بر آنان پيشى نگيريم، بلندتر از آنان صحبت نكنيم و...

    چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیه سوم:
    إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ اءَصْوَتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللّهِ اءُوْلََّئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ اءَجْرٌ عَظِيمٌ

    همانا كسانى كه نزد پيامبر (به خاطر ادب و احترام) صداهايشان را پايين مى آورند، همانها كسانى هستند كه خداوند دلهايشان را براى تقوى آزمايش كرد. آمرزش و پاداش بزرگ مخصوص آنها است.
    قرآن در اين آيه مى فرمايد: خداوند دلهاى افراد مؤدّب را آزمايش مى كند و ناگفته پيداست كه آزمايش خداوند براى شناخت نيست، زيرا كه او همه چيز را مى داند، بلكه مراد از آزمايش آن است كه انسان در برابر مسائل، از خود استعداد و عكس العملى بروز دهد تا لايق دريافت پاداش الهى بشود.

    زيرا كيفر و پاداش خداوند بر اساس علم او نيست، بلكه بر اساس عملكرد انسان است. يعنى اگر خدا علم دارد كه فلان شخص در آينده خلاف خواهد كرد، او را كيفر نمى دهد، بلكه بايد از او خلافى سر زند تا كيفر ببيند.
    جالب آن كه انسان نيز بر اساس دانسته ها به كسى مُزد نمى دهد، يعنى اگر علم داريم كه اين خيّاط لباس ما را مىدوزد، به او مزد نمى دهيم، بلكه بايد براى ما لباس بدوزد تا مزدى به او بدهيم.
    بنابراين مراد از آزمايش وامتحان الهى در آيات و روايات، انجام وسر زدن عملى از انسان است تا پس از آن به كيفر يا پاداشى برسد. البتّه امتحان در اينجا مربوط به قلب است، زيرا چه بسيار افرادى رياكارانه اظهار ادب و تواضع مى كنند، ولى در درون متكبّرند.

    پاداش هاى الهى هميشه با صفات «كَريم»، «عَظيم»، «كَبير»، «غَير مَمنُون» (پيوسته)، «نِعمَ اَجر» (خوب)، مطرح شده است و اين به خاطر آن است كه پاداش هاى خداوند، از سرچشمه رحمت و لطف بى نهايت اوست.

    اما نکات آموزنده:

    1 هم خلافكار را توبيخ كنيم و هم درستكار را تشويق. در آيه قبل خلافكارانى كه در محضر پيامبر صلّى الله عليه وآله بلند صحبت مى كردند توبيخ شدند، اين آيه و آيات بعد، افراد مؤدّب را تشويق مىكند. (انّ الّذين يَغضّون... لهم مغفرة...) آرى، سرزنش وتشويق بايد در كنار هم باشد.

    2 ادب ظاهرى، نشانه تقواى درونى است. (الذين يغضّون... امتحن اللّه قلوبهم للتّقوى) (يعنى كسانى كه صداى خود را پايين مى آورند، دلهاى باتقوايى دارند)

    3 اكنون كه در محضر پيامبر صلّى الله عليه وآله نيستيم، باز مسئله ادب در زيارت مرقد حضرت و نسبت به جانشينان حضرت همچنان در جاى خود باقى است.
    4 ادب هاى مقطعى و لحظه اى نشان دهنده عمق تقوى نيست. (يَغضّون اصواتهم) (فعل مضارع و نشانه استمرار و عميق بودن است)
    5 در قرآن هرجا كلمه «مغفرت» و«اجر» آمده، اوّل سخن از مغفرت است. زيرا تا از گناه پاك نشويم، نمى توانيم الطاف الهى را دريافت كنيم. (لهم مغفرة و اجرعظيم)

    چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیه 4 و 5 :
    إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَآءِ الْحُجُرَتِ اءَكْثَرُهُمْلاَ يَعْقِلُونَ
    همانا كسانى كه از پشت حجره ها تو را مىخوانند، اكثرشان تعقّل نمى كنند.
    وَلَوْ اءَنَّهُمْ صَبَرُواْ حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ وَاللّهُغَفُورٌ رَّحِيمٌللّه
    و اگر آنان صبر كنند تا تو به سوى آنان خارج شوى، قطعاًبرايشان بهتر است و خداوند بخشنده مهربان است.

    گرچه مسئله صدا زدن پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله از پشت حجرات امروز ديگر مطرح نيست، ولى درس و قانونى كه از اين ماجرا به دست مى آيد، براى ما كارساز است. چنانكه در تفسير روح المعانى مى خوانيم كه ابن عباس به خانه استادش مى رفت، ولى درِ خانه را نمى زد تا خود استاد بيرون بيايد. از او پرسيدند: چرا در نمى زنى گفت: (و لو انّهم صَبَروا حتّى تَخرُجَ اليهم لَكان خَيراً لَهم) يعنى اگر مردم صبر كنند تا تو از خانه خارج شوى براى آنان بهتر است.مشاهده مى كنيم كه چگونه ابن عباس از آيه اى كه در شاءن پيامبر است، براى همه تاريخ درس مى گيرد!

    آرى، كسى نگويد امروز كه ابولهب نيست، جمله (تَبّت يَدا اَبى لهب...) چه معنايى دارد؟ زيرا آيه نام فردى را مى برد، ولى هدف تفكّرات و اعمال آن فرد است. ابولهب فردى كافر و كارشكن بود و اگر امروز مى گوييم: (تَبّت يَدا ابى لهب) يعنى بريده باد دست كسانى كه نسبت به مسلمين سوء قصد دارند و نسبت به رهبران الهى كارشكنى مى كنند!

    تعداد حجره هاى خانه پيامبر صلّى الله عليه وآله نه عدد كه از شاخه هاى خرما و بر درب هر يك پرده اى از موى بز بود و طول هر اتاق، ده ذراع (تقريباً پنج متر) و ارتفاع آن هفت تا هشت ذراع (تقربياً چهار متر) بود. اين اتاق ها در زمان وليدبن عبدالملك خراب و جزو مسجد قرار داده شد. روز خراب كردن، صداى گريه ها بلند شد و سعيدبن مسيب مى گفت: دوست داشتم اين حجره ها به حال خود باقى مى بود تا مردم جهان اين سادگى را ببينند و عبرت بگيرند!(تفسير روح المعانى از كتاب طبقات ابن سعد.)
    اما نکات این دو آیه:

    1 به شاءن افراد توجّه كنيم. (فرياد در كوچه، ايجاد فشار روانى، پيامبر را در رو درواسى قرار دادن و تحميل خواسته هاى خود بر آن حضرت، در شاءن آن بزرگوار نيست) (يُنادونك من وراءِ الحجرات)

    2 با يك حركت بى ادبانه نبايد مردم را بى عقل دانست.
    گروهى كه همواره پشت اتاق هاى پيامبر با فرياد خواهان خارج شدن حضرت بودند، بى عقلند. (ينادونك) (فعل مضارع نشانه استمرار است)
    3 حساب فرياد افرادى كه بر اساس عادت بلند سخن مىگويند، (نه بر اساس اهانت و تحقير)، از افراد بى ادب و مغرِض جداست. (اكثرهم لايعقلون) (مثلا گاهى والدين نام فرزند خود را ساده مىبرند، امّا قصد سوء ندارند، حساب آنان از كسانى كه براساس بى ادبى نام را ساده مىبرند جداست)
    4 فرياد در كوچه و بى ادبى نسبت به رهبر آسمانى، نشانه بى عقلى است. (ينادونك... لايعقلون)
    5 هركس عقلش بيشتر است، ادبش بيشتر است. (الّذين ينادونك... اكثرهم لايعقلون) حضرت على عليه السلام مى فرمايد: «لا عَقلَ لِمَن لا اءدبَ له» كسى كه ادب ندارد، در واقع عقل ندارد.(غررالحكم.)

    6 يكى از راههاى اصلاح و تربيت، انتقاد و توبيخ خلافكار است. (الّذين ينادونك... اكثرهم لايعقلون)
    7 آنجا كه عمل خلافى تكرار شد، توبيخ لازم است. (ينادونك... لايعقلون)
    8 به برنامه ها و اوقات فراغت ديگران احترام بگذاريم. پيامبر اسلام نيز به آرامش و استراحت و رسيدگى به خانواده نياز دارد و نبايد مردم هر لحظه مزاحم او شوند. (لو انّهم صبروا...) (مزاحمت و توقّع بى جا و ايجاد فشار و هيجان، ممنوع)
    9 صبر نشانه ادب است. (صبروا حتّى تخرج)
    10 در ملاقات مردم با رهبرى، اختيار و زمان نبدى به دست رهبر است. (حتّى تخرج اليهم)
    11 پيامبراكرم صلّى الله عليه وآله زمان هايى را براى ملاقات با مردم قرار داده بود و نيازى به فرياد از كوچه نبود. (حتّى تخرج اليهم)
    12 در برابر افراد بى ادب و بى خرد، از باب رحمت، گذشت و مهربانى وارد شويم و آنان را ماءيوس نكنيم. خداوند ضمن سرزنش كسانى كه با فرياد پيامبر را صدا مى زدند، صبر، مغفرت و رحمت خود را مطرح مى كند تا يكسره مايوس نشوند وفرصت تغيير رويّه داشته باشند. (لو انّهم صبروا... واللّه غفور رحيم)


    چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    آیه ۶۲ سوره نور:
    (( مومنان حقیقی آنهایی هستند که به خدا و رسولش ایمان کامل دارند و هرگاه در کاری که حضورشان نزد رسول لازم باشد، با او جمع شوند؛ تا اجازه نگیرند، از محضر رسول بیرون نمیروند؛ و ای پیغمبر آنان که از تو اجازه میگیرند، در واقع اهل ایمان به خدا و رسول هستند، پس چون از تو اجازه خواهند که بعضی مشاغل و امور خود را انجام دهند، به هرکس که میل داری اجازه بده و برای آنها از خدا طلب آمرزش کن که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. ))
    همین آیه پیام های زیادی دارد که فراگیر است و تنها مختص حضرت یا زمان خاص نمی شود.نمونه ای از این پیام ها عبارتند از:
    1 حضور در كنار رهبرى براى كمك و حل مشكلات، نشانه‏ى ايمان و ترك آن نشانه‏ نفاق يا ضعف ايمان است. «كانُوا مَعَهُ عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ»
    2 در مسائل تشكيلاتى، كه بر اساس همفكرى و مشورت، تصميم گرفته مى ‏شود، خودمحورى و خودمختارى ممنوع است. «عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا»
    3 در زندگى اجتماعى، وجود رهبر و پيروى از او لازم است. «عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا»
    4 ايمان بايد همراه با تسليم و اطاعت باشد. «لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ»
    5 اجازه گرفتن از رهبر، نشانه‏ ادب، تسليم، قانونمندى، عشق به رهبر و نظم و نظام است. (با توجّه به كل آيه)
    6 بايد نظام اجتماعى و كارهاى گروهى را ارج نهيم. «لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ»
    7 بعضى مسائل را بايد سربسته گفت. «لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ»
    8 رهبرى در اسلام، همراه با مصلحت ‏انديشى و رحمت است. «شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ»
    9 تصميم‏ گيرى نهايى با رهبر است. «لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ» (پيامبر در مسائل عمومى جامعه، بر مردم ولايت دارد).
    10 رهبر بايد در اعمال سياست‏ هاى خود انعطاف‏پذير و واقع‏بين باشد. «فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ»
    11 رهبران الهى، عذر پذير و مهربانند. «فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ»
    12 اذن پيامبر براى كارهاى شخصى، كار را حلال مى‏ كند ولى نفسِ رها كردن كارهاى عمومى در حضور رهبر، نياز به استغفار دارد. «فَأْذَنْ ... وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ»
    13 طرح مسائل شخصى در هنگام اشتغال به كارهاى عمومى، گرچه با اجازه باشد، زيبا نيست و بايد عذرخواهى كرد. «وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ» 14 استغفار و دعاى پيامبر (صلوات اللَّه عليه) مستجاب است. «وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»

    چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    آیه ۶۳ سوره نور:
    (( هنگامی که می خواهید پیغمبر را صدا بزنید، او را مانند موقعی که یکدیگر را بین خودتان میخوانید، صدا نزنید... ))
    1 رهبرى الهى، حريم دارد و داراى مقام و احترام است. هم نام او را با احترام ببريد و هم با تمام وجود تسليم او باشيد و فراخوانى او را مانند فراخوانى ديگران ندانيد. «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ» ...
    2 نافرمانى از رسول خدا (صلوات اللَّه عليه) نافرمانى از خداست. (اوّل آيه سخن از دعوت رسول است و آخر آيه، سخن از مخالفت خدا). «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ»
    3 ساده گرفتن پيام‏هاى رهبرى و بى ‏توجّهى به آنها، فتنه و عذاب به دنبال دارد.
    «فِتْنَةٌ أَوْ ... عَذابٌ أَلِيمٌ»
    4 مخالفت فرمان خدا، يا فتنه‏ دنيوى به دنبال دارد يا كيفر اخروى. «فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ»
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    در آیه ۵۳ سوره احزاب، خداوند تشریفات چگونگی ورود به منزل پیغمبر، غذا خوردن سر سفره پیغمبر، آداب صحبت کردن با زنان پیغمبر را به مردم می آموزد و ازدواج با زنان پیغمبر را پس از مرگ او قدغن میکند.
    متن آیه ۵۳ سوره احزاب به شرح زیر است:
    (( ای کسانی که ایمان آورده اید، به خانه پیغمبر داخل نشوید مگر او اجازه دهد و بر سفره طعامش دعوت کند. در آن حال نیز نباید زودتر از وقت آمده و به ظروف غذا چشم انتظار گشائید، بلکه موقعی که دعوت شده اید بیایید و موقعی که غذا تناول کردید، زود پی کار خود بروید نه اینکه آنجا برای سرگرمی و صحبت باقی بمانید که این کار پیغمبر را آزار میدهد و او از شرم به شما چیزی نمیگوید، ولی خدا از اظهار واقعیت به شما شرم ندارد. و هرگاه از زنان رسول متاعی میطلبید، از پس پرده طلب کنید که حجاب برای پاکیزه نگهداشتن دلهای شما و آنها بهتر است و هرگز رسول خدا را نیازارید و پس از وفات او هیچگاه با همسرانش ازدواج نکنید که این کار گناهی بزرگ است. ))
    اجازه گرفتن براى ورود به خانه ديگران، مخصوص خانه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله نيست، همان گونه كه در سوره‏ى نور مى‏خوانيم: «لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا» «نور، 27.» در اين آيه قسمت‏ هايى از آداب مهمانى مطرح شده، و در آيات ديگر بخش‏هاى ديگرى از آن آمده است:
    هنگام ورود، سلام كنيد. «فَسَلِّمُوا» «نور، 61.» اگر جواب ردّ دادند ناراحت نشويد و برگرديد. «إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا» «نور، 28.» نوع پذيرايى به خصوص اگر دعوت كرده ‏ايد، خوب باشد. «جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ» «هود، 69.» سفره را نزد مهمان ببريد، نه آنكه مهمان را به محل پذيرايى ببريد. «فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ» «ذاريات، 27.» در روايات نيز دهها نكته و دستور پيرامون آن وارد شده است.
    «اناه» به معناى وقت و ساعت است و «غَيْرَ ناظِرِينَ إِناهُ» يعنى مهمان زودتر از وقت پذيرايى نيايد تا منتظر غذا بماند.
    خانه پيامبر، اتاق‏ هاى متعدّد داشته و هر يك از همسران در اتاقى زندگى مى‏ كردند.
    «بُيُوتَ النَّبِيِّ» خطاب‏هايى كه در اين آيه درباره زنان پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله آمده است، در حقيقت مربوط به همه‏ زنان مسلمين است، به دليل «أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ» كه خداوند درباره‏ى هر زن و مردى پاكدلى را مى‏ خواهد.
    چون خطر سوء استفاده از همسران پيامبر، مهم‏تر از حقّ شخصى آنهاست، بايد بعد از پيامبر حقّ ازدواج با ديگران از آنان سلب شود. «وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ» امام باقر عليه السلام فرمود: اگر از مردم سؤال كنى كه پدرى همسرش را قبل از آميزش طلاق داده است آيا فرزندش را بگيرد؟ مى‏گويند: نه. سپس حضرت فرمود: احترام پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله از احترام پدر بيشتر است. «كافى، ج 5، ص 42.»

    چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پیام های جالبی که از همین آیه استخراج می شود برای عموم عبارتند از:
    1 ايمان، مستلزم رعايت ادب و آداب اجتماعى است. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا» ...
    2 حقّ آرامش در مسكن براى همگان محترم است، خصوصاً براى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله. «لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ»
    3 بهتر آن است كه مهمانى در منزل باشد. (نه در مهمانسرا و هتل) «بُيُوتَ النَّبِيِّ ... إِلى‏ طَعامٍ»
    4 صاحب خانه حقّ دارد به كسى اذن ورود ندهد. «إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ»
    5 اجازه براى ورود به خانه ديگران، به هر صورت كافى است و لازم نيست خود او شخصاً اجازه بدهد. ( «يُؤْذَنَ» به صورت مجهول آمده، يعنى اجازه صاحبخانه از هر طريقى حاصل شود.)
    6 پذيرايى از مهمان، از سيره‏ى پيامبر اكرم است. «إِلى‏ طَعامٍ ... دُعِيتُمْ»
    7 اصل مهمانى مهم است، نه نوع غذا. «إِلى‏ طَعامٍ ... دُعِيتُمْ»
    8 مهمان نبايد منتظر غذا باشد. «غَيْرَ ناظِرِينَ إِناهُ» (البتّه ميزبان نيز نبايد مهمان را معطّل كند، در مورد حضرت ابراهيم مى‏خوانيم: «فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ» ... «هود، 69.» ديرى نپاييد كه غذا را حاضر كرد.)
    9 دين جامع آن است كه هم براى مسايل جزيى همچون پذيرايى از مهمان و هم بزرگ‏ترين مسايل حكومتى برنامه داشته باشد. «يُؤْذَنَ لَكُمْ ... غَيْرَ ناظِرِينَ ... فَانْتَشِرُوا» ...
    10 بى دعوت به مهمانى نرويد. «إِذا دُعِيتُمْ»
    11 دعوت را رد نكنيد. «دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا»
    12 در اسلام، مردم عادّى مى ‏توانند به خانه اول شخصيّت دينى رفت و آمد كرده و حتّى مهمان شوند. «بُيُوتَ النَّبِيِّ ... دُعِيتُمْ»
    13 از آداب مهمانى آن است كه بعد از خوردن غذا خانه را ترك كنيد. «فَانْتَشِرُوا» و منزل ميزبان را محلّ گفت و شنود قرار ندهيد. «وَ لا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ»
    14 اذيّت كردن ميزبان ممنوع است. «يُؤْذِي النَّبِيَّ» (گرچه با بردن فرزندان و يا همراهان باشد. تحقير غذا و ناچيز شمردن آن نيز مصداق اذيّت ميزبان است.)
    15 پيامبر، از اتلاف وقت در گفتگوهاى بى‏مورد رنج مى ‏برد. «لا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ»
    16 رنجاندن لازم نيست ظاهرى و جسمى باشد، فشار اخلاقى و روحى نيز نوعى آزار دادن است. «ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي»
    17 صاحب خانه را در بن‏بست و رو دربايستى قرار ندهيد. «فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ»
    18 سكوتى كه بر اساس حيا و رودربايستى باشد، علامت رضايت نيست.
    «فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ»
    19 پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله شخص با حيايى بود. «فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ»
    20 داد و ستد زنان، با حفظ حجاب مانعى ندارد. «فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ»
    21 زنان پيامبر محصور نبوده و با بيرون از منزل در ارتباط بودند.( شايد امروزه كسانى باشند كه اگر يك ليوان آب از همسرشان بخواهى ناراحت مى‏ شوند كه چرا با خانم من سخن گفتيد، ولى قرآن مى‏ فرمايد: با حفظ حجاب از زنان پيامبر نيز مى‏توان چيزى درخواست نمود.)«فَسْئَلُوهُن مِنْ وَراءِ حِجابٍ»
    22 اگر به دليلى شخصى از روى حيا سكوت كرد، ديگران سكوت را بشكنند و حقّ را بيان كنند و بار خجالت را از دوش او بردارند. «وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ»
    23 در استدلال بر لزوم حجاب زن، دليلى بياوريد كه مورد اتّفاق همه باشد.«ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ»
    24 در نحوه‏ى ارتباط زنان و مردان، بايد محور كارها تقوا و پاكدلى باشد. «أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ»
    25 نگاه نامحرمان به يكديگر، در دل آنان تأثير گذار است. «فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ»
    زدست ديده و دل هر دو فرياد هر آنچه ديده بيند دل كند ياد
    26 حجاب به نفع زن و مرد هر دو است. «أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ»
    27 رابطه با نامحرم بدون حفظ حجاب، سبب رنجاندن رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله است.«وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ»
    28 آزار پيامبر از گناهان كبيره است. «كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيماً»

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۱/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۱:۲۷
    چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    بیشتر از ۴ زن عقدی میتواند داشته باشد. (آیه ۵۰ سوره احزاب)
    محمد(ص) میتواند با خویشاوندانش که با وی مهاجرت کردند، ازدواج کند. (آیه ۵۰ سوره احزاب)
    میتواند هر زن مومنه ای که خود را بدون مهریه و شهود به او عرضه کند بعنوان همسر بپذیرد. (آیه ۵۰ سوره احزاب)
    اینکه فلسفه وجودی این دستورات و حکمت آن چیست خود بحث مفصلی است که بارها بحث شده و پاسخ هم داده شده و در همین انجمن نیز پاسخ داده شده.اما درس هایی که از این آیه برای همه افراد در همه زمانها می باشد عبارتند از:
    1 تعيين حلال و حرام به دست خداست. «إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ» (حتّى پيامبر در مسايل فردى تابع قانون الهى است.)
    2 مهريه براى زن لازم و پرداخت آن از سوى مرد واجب است. «آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ»
    3 غرايز جنسى را جدّى بگيريد، حتّى كنيزان بايد كامياب باشند. «ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ»
    4 در ازدواج، رضايت طرفين شرط است. «وَهَبَتْ نَفْسَها ... أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها»
    5 اسلام براى شخص پيامبر، تكاليف و همچنين امتيازات خاص قرار داده است. «خالِصَةً لَكَ»
    6 تعيين زنانى كه مى ‏توان با آنان ازدواج كرد، از سوى خداوند است. «فَرَضْنا عَلَيْهِمْ فِي أَزْواجِهِمْ»
    7 خداوند دوست ندارد پيامبر در تنگنا قرار گيرد. «لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ»

    چرا در قرآن آیات زیادی اختصاص به زندگی خصوص حضرت محمد(ص) دارد؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود