جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیه 5 و 6 سوره بقره

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آیه 5 و 6 سوره بقره




    آیه 5 سوره بقره می گوید کافران را یکسان است بترسانی یا نترسانی ایمان نخواهند آورد ودر ادامه این آیه میگوید قهرخدا بر دلها و گوشها و چشمهای آنها مهر نهاده تا فهم حقایق الهی را نکنند و ایشان را در قیامت عذابی سخت خواهد بود.
    طبق این آیه ظهور پیامبران کاری بیهوده و عبث می باشد حال با این مهری که خود خدا بر فهمشان زده معلوم نیست به چه جرمی باید به جهنم بروند در آیه 9 همین سوره گفته شده دلهای آنها مریض است پس خدا بر مرض ایشان بیفزاید. چرا این خدای مهربان به جای اینکه مریض خودش را خوب کند او را مریض تر می کند.


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۰۵ در ساعت ۱۵:۱۲
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیات مورد نظر:


    «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ ءَ أَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ خَتَمَ اللَّهُ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىَ‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلىَ أَبْصَرِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»

    كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمى‏كند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى ايمان نخواهند آورد. خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده و بر چشمهايشان پرده‏اى افكنده شده و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست. (بقره، 6 و 7)



    «فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمُ بِمَا كاَنُواْ يَكْذِبُونَ»

    در دلهاى آنان يك نوع بيمارى است خداوند بر بيمارى آنان افزوده و به خاطر دروغهايى كه ميگفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست. (بقره، 10)



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود


    این گونه نیست که کافران از ابتدا کافر خلق شده باشند.


    خداوند از همان ابتدای آفرینش و خلقت انسان، در نهاد او فطرتی پاک و سالم قرار داده است: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها» (روم، 30)


    کافران بر اثر اصرار و لجاجتی که در برابر حق داشته و به جهت ادامه ظلم و كفرشان بوده که به این سرانجام رسیده اند. به این آیات توجه نمایید:

    «بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ»، خداوند بواسطه كفرشان، مهر بر دلهاشان نهاده. (نساء، 155)

    «كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ»، اينگونه خداوند مهر مى‏نهد بر هر قلب متكبر ستمكار! (مؤمن، 35)

    «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً»، آيا مشاهده كردى كسى را كه هواى نفس را خداى خود قرار داده؟ و لذا گمراه شده، و خدا مهر بر گوش و قلبش نهاده و پرده بر چشمش افكنده است. (جاثيه، 23)



    توجه به این روایت، مطلب را روشنتر می کند:

    عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ فِي قَلْبِهِ نُكْتَةٌ بَيْضَاءُ فَإِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً خَرَجَ فِي النُّكْتَةِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ ذَهَبَ ذَلِكَ السَّوَادُ وَ إِنْ تَمَادَى فِي الذُّنُوبِ زَادَ ذَلِكَ السَّوَادُ حَتَّى يُغَطِّيَ الْبَيَاضَ فَإِذَا غَطَّى الْبَيَاضَ لَمْ يَرْجِعْ صَاحِبُهُ إِلَى خَيْرٍ أَبَداً وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «كَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُون‏».

    امام باقر علیه السلام می فرمایند: هيچ بنده مؤمنى نيست مگر اينكه در قلب او يك نقطه (وسيع) سفيد و درخشنده‏اى است هنگامى كه گناهى از او سر زند در ميان آن منطقه سفيد، نقطه سياهى پيدا مى‏شود، اگر توبه كند آن سياهى بر طرف مى‏گردد و اگر به گناهان ادامه دهد بر سياهى افزوده مى‏شود، تا تمام سفيدى را بپوشاند، و هنگامى كه سفيدى پوشانده شد ديگر صاحب چنين دلى هرگز به خير و سعادت باز نمى‏گردد، و اين معنى گفتار خدا است كه مى‏گويد:«كَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ» (كافي، ج ‏2، ص 273)


    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۱۶ در ساعت ۲۰:۲۹

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چند نکته:


    1. كفر، مانند ايمان صفتى است كه قابل شدت و ضعف است، و مراتبى مختلف، و آثارى متفاوت دارد، همان طور كه ايمان اين طور است. کافران در ابتدا با سوء انتخاب و با کفر و نافرمانی، سبب گمراهی و ضلالتهای بعدی را برای خود فراهم کردند.


    2. «خَتَمَ اللَّهُ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىَ‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلىَ أَبْصَرِهِمْ غِشَاوَةٌ»
    در اين جمله، خداوند ابتدا مهر بر دلها زدن را به خودش نسبت داده، ولى پرده بر گوش و چشم داشتن را به خود كفار نسبت داده، و فرموده: خدا مهر بر دلهاشان زده، و بر گوشها و چشمهايشان پرده است.

    اين اختلاف در تعبير مى‏فهماند كه يك مرتبه از كفر از ناحيه خودشان بوده، و آن اين مقدار بوده كه زير بار حق نمى‏رفته‏اند، و يك مرتبه شديدترى را خدا به عنوان مجازات بر دلهاشان افكنده است. (ترجمه الميزان، ج ‏1، ص 83)


    3. یک مرحله از ضلالت و گمراهی در فرد کافر و گنهکار آن است که ابتدا فرد گنهکار را به گناه وادار می کند، و مرحله دیگر از ضلالت و گمراهی آن است که به دنبال گناهان و نافرمانی های او و به عنوان مجازات این کارهایش، او به آن مبتلا می شود؛ و این غیر از آن ضلالت ابتدایی او است. (ر.ک: ترجمه الميزان، ج ‏1، ص 141)



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنابر این:


    ابتدای به کفر، و انتخاب کفر و نافرمانی، از طرف خود کافران است.

    کافران با لجاجت بر کفر خویش، زمینه گمراهی و ضلالت بیشتر خود را فراهم می کنند.

    فرو رفتن بیش از حد در ضلالت و گمراهی، و تصمیم بر نپذیرفتن حق و حقیقت (بستن چشم و گوش بر روی حق)، آثار آن را به دنبال دارد یعنی بسته شدن گوش و چشم بر روی حقایق.

    وقتی کسی از حد گذشت و زمینه هدایت را در خود از بین برد، قابلیت هدایت را در خود نابود کرده، لذا دیگر هدایت هم نمی شود و بیش از پیش به سوی ضلالت و گمراهی می رود، به گونه ای که دیگر حرف حق پیامبران را نمی شنود و آیات و نشانه های الهی را نمی بیند و ندایی از فطرتش به او نمی رسد.

    خلاصه:
    کفر ابتدایی به انتخاب خودشان بوده
    لجاجت و اصرار بر کفر و تصمیم بر نپذیرفتن حق، موجب گمراهی بیشتر شده
    آثار و مجازات این مراحل متعدد کفر و نافرمانی، از بین رفتن قابلیت هدایت در آنها بوده

    لذا ارسال رسل و فرستادن کتب آسمانی و ...، برای دوری از همین کفر ابتدای و نیز برای بیداری و بازگشت از آن بوده که کافران، به این پیامها و پیامرسانها توجهی نکرده و آنها را انکار می نمودند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست
    با سلام و درود


    این گونه نیست که کافران از ابتدا کافر خلق شده باشند.


    پس این که قرآن میگوید همه امت واحده هستند یعنی چی؟
    اگر همه کافر نبودن پس پیامبر میخواستن چیکار؟

    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    پس این که قرآن میگوید همه امت واحده هستند یعنی چی؟
    اگر همه کافر نبودن پس پیامبر میخواستن چیکار؟

    «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ»؛ مردم (در آغاز) يك دسته بودند (و تضادى در ميان آنها وجود نداشت. به تدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايى در ميان آنها پيدا شد، در اين حال) خداوند، پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسمانى، كه به سوى حق دعوت مى‏كرد، با آنها نازل نمود تا در ميان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داورى كند. (بقره، 213)



    مردم قبل از نوح(ع) امت واحده ای بودن یعنی بر فطرت خدایی و در سایه رهبری عقل و غرائز بشری زندگی می کردند.


    و در آن روز تضادى در ميان آنها وجود نداشت، زندگى بشر ساده بود، فطرتها دست نخورده، و انگيزه‏هاى هوى و هوس و اختلاف و كشمكش در ميان آنها ناچيز بود، خدا را طبق فرمان فطرت مى‏پرستيدند و وظايف ساده خود را در پيشگاه او انجام مى‏دادند كه احتمالا فاصله ميان زمان آدم و نوح را پر مى‏كرد.



    پس از آن بود که با تشکیل اجتماعات، اختلافها و تضادها (از نظر ايمان و عقيده و چه از نظر عمل و تعيين حق و حقوق) به وجود آمد و بشر نیازمند قوانين و تعليمات انبياء و هدايتهاى آنها شد و خداوند پیامبران و شریعت ها را برای هدایت آنها فرستاد.


    لذا امت واحده بودن به معنای این که همه یک دست کافر بودند، نیست.



    مطلب دیگر این که، خداوند می فرماید همه انسانها را بر اساس و پایه فطرتی پاک و نهادی سالم آفریده :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»؛
    پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده (روم، 30)

    لذا انسانها در ابتدای آفرینش دارای فطرتی سلیم و پاک هستند و شکوفا شدن و سالم ماندن این فطرت، نیازمند به راهنما و هدایت کننده است که خداوند در این راستا پیامبران و کتب آسمانی را برای هدایت انسان فرستاده است.



    لذا فرستاده شدن پیامبران به معنای کافر بودن همه مردم نبوده است. به این روایات توجه نمایید:


    از حضرت باقر علیه السلام نقل شده كه فرمودند: "مردم پيش از نوح عليه السلام امت واحده بودند در فطرت خدايى، نه هدايت ‏يافتگان بودند و نه گمراهان، پس خداوند برای آنان پیامبران را فرستاد."
    (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏2، ص 543)

    به امام صادق گفته شد: مردم در آن موقع بر طريق هدايت يا در راه حيرت و سرگردانى بودند؟ فرمودند: نه مؤمن و نه كافر و نه مشرك بودند؛ بلكه حيران بودند.
    (تفسير نور الثقلين، ج ‏1، ص 208)




    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کافران و مهر بر دل و گوش و چشم




    جمع بندی و نتیجه گیری


    پرسش:
    در آیه 5 و 6 سوره بقره آمده که کارفان را بترسانی یا نترسانی، ایمان نخواهند آورد. قهر خدا بر دلها و گوشها و چشم های آنها مهر نهاده است.
    طبق این آیه، ارسال پیامبران، کاری بیهوده است؟ به چه جرمی از همان ابتدا بر فهم اینها مهر زده شده و سپس باید عذاب بشوند؟
    اگر آنها مریض هستند چرا خداوند که مهربان است، بر مریضی های آنها می افزاید؟

    این که قرآن می گوید همه امت واحده هستند یعنی چی؟ اگر همه کافر نبودند پس برای چه پیامبر می خواستند؟

    پاسخ:
    آیات مورد نظر:

    «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ ءَ أَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ خَتَمَ اللَّهُ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىَ‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلىَ أَبْصَرِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»
    كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمى‏ كند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى ايمان نخواهند آورد. خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده و بر چشمهايشان پرده‏ اى افكنده شده و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست. (1)

    «فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمُ بِمَا كاَنُواْ يَكْذِبُونَ»
    در دلهاى آنان يك نوع بيمارى است خداوند بر بيمارى آنان افزوده و به خاطر دروغ هايى كه مي گفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست. (2)

    با سلام و درود
    این گونه نیست که کافران از ابتدا کافر خلق شده باشند.
    خداوند از همان ابتدای آفرینش و خلقت انسان، در نهاد او فطرتی پاک و سالم قرار داده است: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها» (3)
    کافران بر اثر اصرار و لجاجتی که در برابر حق داشته و به جهت ادامه ظلم و كفرشان بوده که به این سرانجام رسیده اند. به این آیات توجه نمایید:
    «بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ»، خداوند بواسطه كفرشان، مهر بر دلهاشان نهاده. (4)
    «كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ»، اينگونه خداوند مهر مى‏ نهد بر هر قلب متكبر ستمكار! (5)

    «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً»، آيا مشاهده كردى كسى را كه هواى نفس را خداى خود قرار داده؟ و لذا گمراه شده، و خدا مهر بر گوش و قلبش نهاده و پرده بر چشمش افكنده است. (6)
    توجه به این روایت، مطلب را روشنتر می کند:
    امام باقر علیه السلام می فرمایند: هيچ بنده مؤمنى نيست مگر اينكه در قلب او يك نقطه (وسيع) سفيد و درخشنده‏ اى است هنگامى كه گناهى از او سر زند در ميان آن منطقه سفيد، نقطه سياهى پيدا مى‏ شود، اگر توبه كند آن سياهى بر طرف مى ‏گردد و اگر به گناهان ادامه دهد بر سياهى افزوده مى‏ شود، تا تمام سفيدى را بپوشاند، و هنگامى كه سفيدى پوشانده شد ديگر صاحب چنين دلى هرگز به خير و سعادت باز نمى ‏گردد، و اين معنى گفتار خدا است كه مى‏ گويد:«كَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ» (7)
    چند نکته:
    1. كفر، مانند ايمان صفتى است كه قابل شدت و ضعف است، و مراتبى مختلف، و آثارى متفاوت دارد، همان طور كه ايمان اين طور است. کافران در ابتدا با سوء انتخاب و با کفر و نافرمانی، سبب گمراهی و ضلالتهای بعدی را برای خود فراهم کردند.
    2. «خَتَمَ اللَّهُ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىَ‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلىَ أَبْصَرِهِمْ غِشَاوَةٌ»
    در اين جمله، خداوند ابتدا مهر بر دلها زدن را به خودش نسبت داده، ولى پرده بر گوش و چشم داشتن را به خود كفار نسبت داده، و فرموده: خدا مهر بر دلهاشان زده، و بر گوشها و چشمهايشان پرده است.
    اين اختلاف در تعبير مى‏ فهماند كه يك مرتبه از كفر از ناحيه خودشان بوده، و آن اين مقدار بوده كه زير بار حق نمى‏ رفته‏ اند، و يك مرتبه شديدترى را خدا به عنوان مجازات بر دلهاشان افكنده است. (8)
    3. یک مرحله از ضلالت و گمراهی در فرد کافر و گنهکار آن است که ابتدا فرد گنهکار را به گناه وادار می کند، و مرحله دیگر از ضلالت و گمراهی آن است که به دنبال گناهان و نافرمانی های او و به عنوان مجازات این کارهایش، او به آن مبتلا می شود؛ و این غیر از آن ضلالت ابتدایی او است. (9)
    بنابر این:
    ابتدای به کفر، و انتخاب کفر و نافرمانی، از طرف خود کافران است.
    کافران با لجاجت بر کفر خویش، زمینه گمراهی و ضلالت بیشتر خود را فراهم می کنند.
    فرو رفتن بیش از حد در ضلالت و گمراهی، و تصمیم بر نپذیرفتن حق و حقیقت (بستن چشم و گوش بر روی حق)، آثار آن را به دنبال دارد یعنی بسته شدن گوش و چشم بر روی حقایق.
    وقتی کسی از حد گذشت و زمینه هدایت را در خود از بین برد، قابلیت هدایت را در خود نابود کرده، لذا دیگر هدایت هم نمی شود و بیش از پیش به سوی ضلالت و گمراهی می رود، به گونه ای که دیگر حرف حق پیامبران را نمی شنود و آیات و نشانه های الهی را نمی بیند و ندایی از فطرتش به او نمی رسد.
    خلاصه:
    کفر ابتدایی به انتخاب خودشان بوده
    لجاجت و اصرار بر کفر و تصمیم بر نپذیرفتن حق، موجب گمراهی بیشتر شده
    آثار و مجازات این مراحل متعدد کفر و نافرمانی، از بین رفتن قابلیت هدایت در آنها بوده

    لذا ارسال رسل و فرستادن کتب آسمانی و ...، برای دوری از همین کفر ابتدای و نیز برای بیداری و بازگشت از آن بوده که کافران، به این پیامها و پیامرسانها توجهی نکرده و آنها را انکار می نمودند.

    مطلب دیگر (امت واحده)
    «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ»؛ مردم (در آغاز) يك دسته بودند (و تضادى در ميان آنها وجود نداشت. به تدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايى در ميان آنها پيدا شد، در اين حال) خداوند، پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسمانى، كه به سوى حق دعوت مى‏ كرد، با آنها نازل نمود تا در ميان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داورى كند. (10)

    مردم قبل از نوح(ع) امت واحده ای بودن یعنی بر فطرت خدایی و در سایه رهبری عقل و غرائز بشری زندگی می کردند.
    و در آن روز تضادى در ميان آنها وجود نداشت، زندگى بشر ساده بود، فطرتها دست نخورده، و انگيزه ‏هاى هوى و هوس و اختلاف و كشمكش در ميان آنها ناچيز بود، خدا را طبق فرمان فطرت مى‏ پرستيدند و وظايف ساده خود را در پيشگاه او انجام مى‏ دادند كه احتمالا فاصله ميان زمان آدم و نوح را پر مى‏ كرد.
    پس از آن بود که با تشکیل اجتماعات، اختلافها و تضادها (از نظر ايمان و عقيده و چه از نظر عمل و تعيين حق و حقوق) به وجود آمد و بشر نیازمند قوانين و تعليمات انبياء و هدايتهاى آنها شد و خداوند پیامبران و شریعت ها را برای هدایت آنها فرستاد.
    لذا امت واحده بودن به معنای این که همه یک دست کافر بودند، نیست.
    مطلب دیگر این که، خداوند می فرماید همه انسانها را بر اساس و پایه فطرتی پاک و نهادی سالم آفریده :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»؛ پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده. (11)
    لذا انسانها در ابتدای آفرینش دارای فطرتی سلیم و پاک هستند و شکوفا شدن و سالم ماندن این فطرت، نیازمند به راهنما و هدایت کننده است که خداوند در این راستا پیامبران و کتب آسمانی را برای هدایت انسان فرستاده است.
    لذا فرستاده شدن پیامبران به معنای کافر بودن همه مردم نبوده است. به این روایات توجه نمایید:
    از حضرت باقر علیه السلام نقل شده كه فرمودند: "مردم پيش از نوح عليه السلام امت واحده بودند در فطرت خدايى، نه هدايت ‏يافتگان بودند و نه گمراهان، پس خداوند برای آنان پیامبران را فرستاد." (12)
    به امام صادق گفته شد: مردم در آن موقع بر طريق هدايت يا در راه حيرت و سرگردانى بودند؟ فرمودند: نه مؤمن و نه كافر و نه مشرك بودند؛ بلكه حيران بودند. (13)

    ___________

    1. بقره، 6 و 7.
    2. بقره، 10.
    3. روم، 30.
    4. نساء، 155.
    5. مؤمن، 35.
    6. جاثيه، 23.
    7. كافي، ج ‏2، ص 273.
    8. ترجمه الميزان، ج ‏1، ص 83.
    9. ر.ک: ترجمه الميزان، ج ‏1، ص 141.
    10. بقره، 213.
    11. روم، 30.
    12. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏2، ص 543.
    13. تفسير نور الثقلين، ج ‏1، ص 208.



    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۴/۰۶/۱۶ در ساعت ۱۳:۳۶

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  16. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود