جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قدرت خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قدرت خدا




    سلام و خدا قوت

    جاى گفتگو نيست كه خدا بر همه چيز قادر و تواناست و جمله «اِنَّ اللهَ عَلى كُلِّ شَىء قَدير; خداوند بر همه چيز قادر و تواناست» نقش خاطر هر فرد خدا پرست مى باشد، با اين حال موضوعاتى به فكر مى رسد كه خرد باور نمى كند كه خداوند بر آفريدن آنها قادر و توانا باشد; در اين صورت چگونه ما به قدرت گسترده وى اعتراف كنيم و او را بر خلقت همه چيز قادر و توانا بدانيم؟ اينك چند نمونه: 1- آيا خدا مى تواند موجودى مانند خود بسازد؟ اگر بتواند در اين صورت وجود شريك براى خداوند محال نخواهد بود و اگر نتواند، در اين فرض بر همه چيز قادر نخواهد بود. 2- آيا خداوند مى تواند جهان عظيم هستى را مثلا در تخم مرغى (به طورى كه نه جهان كوچك گردد و نه مساحت تخم مرغ بزرگ شود) جاى دهد؟ اگر بگوييد نمى تواند، چگونه او را بر همه چيز قادر مى دانيد و اگر بگوييد مى تواند، عقل و خرد سالم هرگز باور نمى كند كه اين جهان هستى با تمام كهكشان ها و سحابى ها در يك موجود بسيار كوچكى جاى گيرند. 3- آيا خدا مى تواند موجودى را خلق كند كه نتواند آن را نابود سازد و يا حركت دهد؟ هر دو صورت مانند قبلى ها خالى از محذور و اشكال نيست، زيرا هرگاه بگوييم نمى تواند، پس چگونه او را بر همه چيز قادر مى دانيم و هرگاه بگوييم مى تواند، باز عموم قدرت او را انكار كرده ايم; زيرا هرگاه خدا قادر بر آفريدن جسمى باشد كه نتواند آن را نابود سازد و يا حركت دهد، چگونه او بر همه چيز قادر است در صورتى كه نمى تواند جسمى را كه آفريده، حركت دهد و يا نابود سازد؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۰۶ در ساعت ۲۳:۲۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    دوست بزرگوار وقتي گفته مي شود خداوند قادر است بدين معني نيست كه بر «لاشيء» نيز قدرت داشته باشد اگر در آيه شريفه اي كه مطرح فرموديد دقت بفرماييد خداوند فرمود : « ان الله علي كل شي قدير» بنابراين قدرت بر محالات كه «لا شي» هستند تعلق نمي گيرد . توضيح اينكه :

    محال يا محال عقلي است و يا محال عادي ؛ محال عقلي خود بر دو قسم است يا ذاتي است يا غير ذاتي . محال ذاتي مانند اجتماع نقيضين «با حفظ شرايط هشتگانه» مانند اين كه يك چيز در آنِ واحد هم سياه باشد هم سفيد .

    غير ذاتي مانند کارى که وجود آن سرانجام منتهى به یک محال عقلى مى شود مانند جا دادن جهان هستي درون تخم مرغ ! جا دادن جهان درون تخم مرغ محال عقلي است يعني اين كار ذاتا محال نيست اما مستلزم محال ذاتي مي شود كه بازگشت محال عقلي به اجتماع نقيضين مي باشد و اينكه اجتماع و ارتفاع دو نقیض ــ با شرایط هشتگانه آن ــ محال است ، بدیهی ترین قضایا و ریشه تمام علوم است. به نحوی که انکار آن مساوی با انکار همه چیز است.
    محال عادي هم امری است كه وقوع آن با نظر به قوانین شناخته شده طبیعت ناممكن است لیكن تحقق آن نه ذاتاً ممتنع است و نه مستلزم محال ذاتی است بنابراين اين گونه پیشنهادها در درون خود تضادّى را پرورش مى دهد؛ یعنى خود پیشنهاد غلط است و در حقیقت مفهومش این است که انسان چیزى را بخواهد و نخواهد .


    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    كارهایی كه انسان با آن برخورد می‌كند برای آن چند فرض تصور می‌شود:

    1- كارهایی كه انجام آن برای بشر با شرایط كنونی ممكن است مانند ساختن ماشین و هواپیما و...

    2- كارهایی كه با شرایط كنونی بشر انجام آن امكانی ندارد، ولی ممكن است با گذشت زمان و فراهم آوردن شرایط مخصوص انجام آن ممكن شود؛ مانند زندگی در كرامت آسمانی.

    3- كارهایی كه با وسایل عادی و طبیعی به هیچ وجه ممكن نیست ولی با علل ماوراء‌ طبیعی امكان پذیر است؛ مانند گلستان شدن آتش، اژدها شدن عصا، بیرون آمدن شتر از دل كوه و زنده شدن مرده یا مرغان گلی كه برای پیامبران الهی با اتكاء به نیروی قابل انجام است.

    4- كارهایی كه به هیچ وجه امكان وقوع ندارد نه با علل طبیعی و نه با علل ماوراء طبیعی مانند اجتماع دو چیز نقیض، بودن و نبودن یك چیز در یك زمان و با شرایط و نسبت‌هاب مساوی، پنج شدن حاصل ضرب 2 در 2 و...این قسم برخلاف سه قسم اول محال ذاتی است با توجه به این كارها معلوم می‌شود كه قدرت هر چه هم زیاد باشد و یا مانند قدرت خدا بی پایان باشد بالاخره به كاری تعلق می‌گیرد كه انجام آن محال ذاتی نباشد، یعنی از سه قسم اول باشد نه چهارم بنابراین در قسم چهارم كار قابلیت انجام شدن ندارد و قصور و نارسایی در آفریننده و انجام دهنده نیست بلكه در آن كار است. پس در یك كلمه می‌توان گفت همه آنها چون محال ذاتی هستند انجام آن ممكن نیست و قدرت به آن تعلق نمی‌گیرد و اصولاً نه پاسخ مثبت از این پرسش‌ها صحیح است و نه پاسخ منفی زیرا لازمه پرسش‌ اول این است كه آن موجود هم مخلوق باشد و هم نباشد، اگر بخواهد مانند خدا باشد باید مخلوق نباشد در صورتی كه اگر خدا او را خلق كند مخلوق خواهد بود لازمه پرسش دوم این است كه تخم مرغ در یك زمان هم كوچك باشد و هم بزرگ و جهان خلقت در یك زمان بزرگ باشد و هم كوچك زیرا باید تخم مرغ از این جهان بزرگتر باشد تا جهان در آن جا بگیرد با اینكه فرض كردیم تخم مرغ باید به همان كوچكی باقی بماند پس به مراتب باید از جهان كوچكتر باشد پس هم باید كوچك باشد هم بزرگ و لازمه چنین فرضی اجتماع در چیز نقیض است.

    لازمه پرسش سوم هم عجز خداوند نیست بلكه لازمه‌اش این است كه آن موجود هم ممكن الوجود و مخلوق باشد كه فناپذیری و قابل نیستی بودن را در پی خواهد داشت. از طرفی چون قابل فنا و نیستی نیست پس ممكن نیست پس باز این امر مستلزم اجتماع نقیض و محال است.
    « استاد جعفر سبحاني، شناخت صفات خدا، تهران، كتابخانه صدر، 25-31»

    نتيجه اينكه :

    عدم تعلق قدرت خداوند به محالات ذاتی و وقوعی، در واقع هیچ گونه محدودیتی برای قدرت الهی به شمار نمی‌آیند زیرا این امور اصولا قابلیت ایجاد ندارندو لذا مادون مرتبه‌ای قرار دارند كه قدرت به آن تعلق می‌پذیرد. پس فاعلیت خداوند تام است اما قابل كه محالات ذاتی و وقوعی‌اند قابلیت پذیرش فعل (یعنی ایجاد شدن) را ندارند . « سعيدي مهر محمد، آموزش كلام اسلامي» (قسمتي از پاسخ به نقل از سايت دانشگاه امام باقر ع )



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    254
    تشکر:
    1
    حضور
    5 روز 9 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند قادر است "وهو علی کل شی قدیر" آری به این باور رسیدم در هر بار که این آیه را خوانده ام لبریز از احساس قدرت مهربانت شدم میدانم مرا فاتح قله هایم میکنی که تو خود مشتاق تری از من به قهرمانی وسر افرازیم در هر دو دنیا
    زندگی به وسعت پرواز بلند است اما...


    مسئله این است، چقدر
    کبوتر باشیم...



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود