جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سامري چه كسي بود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سامري چه كسي بود؟




    خسته نباشید میخواستم بدونم که سامري چه كسي بود؟ ممنون میشم پاسخ بدید



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ در ساعت ۰۹:۴۷

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sokot_galbha نمایش پست
    خسته نباشید میخواستم بدونم که سامري چه كسي بود؟ ممنون میشم پاسخ بدید



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    سامری

    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    نقل‌های مختلفی در مورد شخصیت او وجود دارد، از جمله: سامری از بزرگان بنی اسرائیل بود؛ از قبیله‌ای به نام سامره که با خدا دشمنی کرد و راه نفاق را در پیش گرفت. سعید بن جبیر می‌گوید: اهل کرمان بود و عده‌ای گفته‌اند از اهالی باجرمی (1) و شغلش زرگری و نام وی میخا بوده است. ابن عباس از او به موسی فرزند ظفر نام برده که از منافقان بوده و به ظاهر خود را از طرفداران موسی قلمداد می‌کرد و در حقیقت گاو پرست بود.(2)

    درباره ايمان او نيز ـ كه آيا حقيقتاً به موسي (ع) ايمان آورده بود و يا ايمان او ظاهري بود و نفاق داشت ـ بحث و اختلاف است. اكثراً او را منافق دانسته كه تظاهر به ايمان مي‌كرد و گرنه در دل جزء همان گوساله پرستان بوده است. در مقابل برخي گفته‌اند وي از نيكان اصحاب موسي (ع) بود ولي در داستان رفتن حضرت موسي (ع) به كوه طور فريب شيطان را خورده و به دستياري او، آن گوساله را ساخته و بني‌اسراييل را به گوساله‌پرستي وا داشت.(3)

    اهمیت این داستان به اندازه اى است که قرآن در چهار سوره به آن اشاره کرده است، در سوره بقره آیه 51 و 54 و 92 و 93 و در سوره نساء آیه 153 و در سوره اعراف آیات 147و 148، و در سوره طه آیه 85 به بعد.

    در آيات 85 تا 89 سوره طه خداوند به زيبايي به ماجرا يسامري اشاره مي كند،كه تفسير آنرا خدمت شما عرض مي كنم:

    آیه 85 از سوره طه:
    " قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِن بَعْدِکَ وَأَضَلَّهُمُ السّامِرِیُّ : خداوند به موسی گفت : ما قوم تو را پس از آمدن تو آزمایش کردیم و سامری آنها را گمراه ساخت "

    حضرت موسی برای گرفتن تورات ، چهل روز در کوه طور ماند و به نزد مردم باز نگشت . در پایان این دوران ، خداوند به موسی خبر می دهد که در مدتی که تو اینجا بودی ، فردی به نام سامری ، زمینه انحراف مردم از خدا پرستی و توحید را فراهم ساخت . مردم نیز در این آزمون مردود شدند و به شرک و بت پرستی روی آوردند .

    البته زمینه های بازگشت به بت پرستی در بین مردم مصر وجود داشت ، لذا آنها هنگام عبور از رود نیل با دیدن قومی بت پرست ، تقاضای ساختن بت کردند . در عین حال ، غیبت چهل روزه حضرت موسی ، این فرصت را برای سامری بوجود آورد تا بت پرستی را در میان مردم رایج کند .
    با آن که حضرت موسی هنگام رفتن به کوه طور ، برادرش هارون را جانشین خود در میان مردم قرار داد ، اما مردم به سخنان و هشدارهای او توجهی ننمودند . حتی او را تهدید کردند تا دست از موعظه و ارشاد بردارد .


    آیه 86 از سوره طه:
    " فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفًا قالَ یا قَوْمِ أَلَمْ یَعِدْکُمْ رَبُّکُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطالَ

    عَلَیْکُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن یَحِلََّ عَلَیْکُمْ غَضَبٌ مِن رَبِّکُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدی
    : موسی درحالی که خشمگین و اندوهگین بود ، به سوی قوم خود بازگشت و به آنان گفت : ای قوم !مگر پروردگارتان ( درباره نزول تورات ) به شما وعده ای نیکو نداده بود ؟ آیا زمان آن وعده بر شما طولانی آمد یا آن که خواستید غضب خداوند بر شما فرود آید که وعده مرا تخلف کردید ؟ "

    حضرت موسی پیش از رفتن به کوه طور به مردم خبر داد که خداوند وعده داده است تورات را نازل کند و من برای گرفتن تورات به طور می روم . آن حضرت از مردم تعهد گرفت که در دوران غیبتش از هارون اطاعت کنند و سرپیچی نکنند . اما مردم از این وعده تخلف کردند و هارون را مورد بی اعتنایی قرار دادند . به همین خاطر ، حضرت موسی هنگام بازگشت از کوه طور ، به جای آنکه به دلیل نزول تورات ، شادمان و دلشاد باشد ، خشمگین و غضبناک بود .


    آیه 87 از سوره طه:
    " قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَکَ بِمَلْکِنا وَلَکِنَّا حُمِّلْنا أَوْزارًا مِن زینَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْناها فَکَذَلِکَ أَلْقَى

    السَّامِرِیُّ
    : گفتند : ما به اراده خویش با وعده تو مخالفت نکردیم ، بلکه ما را وادار کردند آنچه از زیور قوم فرعون با خود داشتیم در آتش افکنیم و سامری این چنین القاء کرد "

    بنی اسرائیل که از کرده خود پشیمان شدند ، در مقام عذر تراشی برآمدند . آنها گفتند : ما به اختیار خود و از روی علم و عمد چنین کاری را نکردیم ، بلکه چنان تحت تاثیر القائات سامری قرار گرفتیم که ناخواسته آنچه را او گفت انجام دادیم و زیور آلات و طلاجاتی که از فرعونیان به همراه داشتیم ، همه را در کوره مجسمه سازی سامری افکندیم . سامری نیز هر آنچه خود داشت در آن افکند و گوساله ای طلایی ساخت .


    آیات 88 و 89 از سوره طه:
    " فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلَهُکُمْ وَ إِلهُ مُوسى فَنَسِیَ " ، " أَفَلا یَرَوْنَ

    أَلَّا یَرْجِعُ إِلَیْهِمْ قَوْلًا وَ لایَمْلِکُ لَهُمْ ضَرًّا وَ لانَفْعًا
    : سامری ( از آن طلاها ) برای آنان مجسمه گوساله ای ساخت که صدایی همچون صدای گوساله از آن خارج می شد . آنگاه ( او و همکارانش ) گفتند : این خدای شما و خدای موسی است که آن را فراموش کرد " ، " آیا گوساله پرستان نمی بینند که این گوساله پاسخ آنها را نمی دهد و ضرر و نفعی برای آنها
    ندارد ؟ "
    سامری با همان زیور آلاتی که از مردم گرفته بود ، مجسمه ای طلایی به شکل گوساله ساخت و با ترفندهایی که به کار بست ، صدای گوساله از آن بر می خاست همین باعث توجه مردم به آن شد .
    تا آنجا که سامری ادعا کرد موسی نیز به جای کوه طور باید به سراغ این گوساله می آمد و از او فرمان می گرفت !
    خداوند در مقام توبیخ این رفتار ناشایست می فرماید : چطور آنها با شنیدن صدای گوساله ، دست از خدای واحد کشیدند ، اما ندیدند که هیچ کاری از او بر نمی آید و هیچ سود و زیانی به آنها نمی رساند . در حالی که یک معبود واقعی حداقل باید بتواند نیازهای بندگانش را برآورده سازد .

    درباره مجازات سامري در قرآن كريم آمده است:

    قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِى الْحَيَاةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَّن تُخْلَفَهُ وَانظُرْ إِلَى‏ إِلَهِكَ الَّذِى ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفاً لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِى الْيَمِ‏ّ نَسْفاً * إِنَّمَآ إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً(4)

    گفت: پس برو (دور شو)، پس همانا بهره ‏ى تو در دنيا اين است كه (به دردى مبتلا خواهى شد كه دائماً) مى ‏گويى: «به من دست نزنيد» و همانا براى تو (در آخرت) ميعادگاهى است‏كه هرگز از آن تخلّف نخواهد شد. و (اكنون) به سوى معبودت كه پيوسته آن‏را پرستش مى ‏كردى نگاه كن، ما حتماً آن را مى‏ سوزانيم (و) سپس خاكستر و ذرّات آن را به دريا خواهيم پاشيد.
    (اى قوم من!) همانا معبود شما «اللّه» است كه معبودى جز او نيست (و)علم او همه چيز را فرا گرفته است.

    در تفاسير مجمع‏ البيان و صافى حديثى آمده است كه حضرت موسى عليه السلام قصد داشت تا سامرى را به قتل برساند، امّا خداوند به او وحى فرمود كه چون سامرى مرد سخاوتمندى است از كشتن او صرف‏نظر نما، از اين روى موسى عليه السلام با جمله «فاذهب» او را از ميان قوم بنى اسرائيل طرد كرد.

    كلمه «لامساس» به معناى گرفتار شدن به بيمارى است كه به هيچ وجه احدى با او تماس نگيرد. سرانجام سامرى به يك بيمارى روانى گرفتار شد كه از مردم فرار مى ‏كرد وهركس به او نزديك مى ‏شد فرياد مى ‏زد: «لامساس» دور شو، دور شو.



    پي نوشتها:

    (1). باجرمی نام مکانی است نزدیک شهر نصیبین؛ عبد الله بن عبد العزیز، معجم، ص 220، عالم الکتب، بیروت، 1403 ق.

    (2) مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 13 ص 244، مؤسسة الوفاء ،بیروت ،1404 ق.

    (3). محلاتي، رسولي، سيد هاشم، قصص قرآن ـ تاريخ انبياء، تهران، علميه اسلاميه، چاپ ششم، 1417 هـ ق، ج 2، ص 133.

    (4). طه 97 و 98.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۴/۱۲ در ساعت ۰۶:۲۰

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود