جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سوال از سوره مبارکه مائده

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چند سوال از سوره مبارکه مائده




    با عرض سلام و خسته نباشید
    ü در آیه 2 سوره مبارکه مائده که گفته شده "و لا الشهر الحرام"، با توجه به مفرد بودن کلمه "شهر"، چرا در تفسیر (تفسیر المیزان ج 5، ص 264)، ماه­های حرام گفته شده و نه ماه حرام؟ با توجه به این که در این آیه منظور از شعائر، مناسک و اعمال حج است چرا نمی­توان گفت کلمه شهر، فقط به ماه ذی الحجه بر می­گردد؟
    ü در تفسیر المیزان (ج 5، ص 271) در آیه 3 سوره مبارکه مائده در مورد "ذلکم فسق" آمده: "ذلِكُمْ فِسْقٌ" احتمال دارد كلمه "ذلكم" اشاره باشد به همه كارهايى كه قبلا ذكر شده بود، و احتمال دارد اسم اشاره ذلك اشاره باشد به دو تاى اخير چون جمله: "إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ" فاصله شده بين آن دو، و بقيه و احتمال هم دارد كه تنها اشاره به آخرى باشد، و بعيد نيست معتدل‏تر از همه وجه ميانى باشد. اگر "ذلکم" به دو تای آخر بر می­گردد، چرا به جای آن، "ذلکما" که دلالت بر دوئیت دارد، نیامده است؟
    ü در آیه 5 سوره مبارکه مائده چرا برای "طیبات" به جای فعل مفرد مونث (اُحِلَّت)، فعل به صورت مفرد مذکر (اُحِلَّ) آمده است؟
    ü در آیه 12 سوره مبارکه مائده "وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنىِ إِسرَْءِيلَ وَ بَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنىَ‏ْ عَشرََ نَقِيبًا وَ قَالَ اللَّهُ إِنىّ‏ِ مَعَكُمْ لَئنِ‏ْ أَقَمْتُمُ الصَّلَوةَ وَ ءَاتَيْتُمُ الزَّكَوةَ وَ ءَامَنتُم بِرُسُلىِ وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَناً ..."، در قسمت اول از خداوند به صورت غایب ذکر شده (أَخَذَ اللَّهُ)، در ادامه با ضمیر متکلم (بَعَثْنَا) و سپس دوباره به صورت غایب (وَ قَالَ اللَّهُ). این چرخش ها چه دلایل تفسیری یا غیره دارد؟
    ممنون
    اللهم عجل لولیک الفرج


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1



    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۹:۳۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    با سلام و درود



    1. «يَأَيّها الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تحلُّواْ شَعَئرِ اللَّهِ وَ لَا الشهرَ الحرَامَ» (مائده، 2)


    گرچه برخی آن را اختصاص به ماه ذی الحجه دانسته اند، ولی مشهور مفسران آن را اشاره به همه ماههای حرام دانسته اند زیرا جهت الف و لام "الشهر" است که برای عموم و استغراق است. در ثانی این برداشت با عموم آیه سازگارتر است کما این که مراد از شعائر، فقط مناسک حج نیست بلکه عمومیت دارد.



    2. «ذَالِكُمْ فِسْق‏» (مائده، 3)


    اگر چه "ذلک" اسم اشاره مفرد است و علی القاعده بايد به مفرد برگردد ولى اشاره مفرد نسبت به مجموعه‏اى كه به منزله واحدى فرض شده‏اند اشكالى ندارد. لذا در این آیه برگشت آن به فقره آخر و یا به مجموع موارد ذکر شده اشکالی ندارد و صحیح است.


    اما در مورد بیان علامه طباطبایی، وجهی نیافتم، و چه بسا امثال همین موردی که شما ذکر کرده اید، باعث شده تا ایشان بطور قطعی این قول را انتخاب نکرده و با تعبیر "بعید نیست" بیاوند.



    3. «أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَات‏» (مائده، 5)


    وقتی بین فعل و فاعل مونث، فاصله بیفتد فعل می تواند به هر دو صورت مذکر یا مؤنث بیاید، مگر استثنای به "إلا"، که در آن صورت هم هر دو وجه صحیح است ولی مونث آمدن بهتر است.



    4. «...أَخَذَ اللَّهُ...بَعَثْنَا ...» (مائده، 12)


    با این که زیاد جستجو کردم ولی در خصوص این آیه مطلب خاصی در تفاسیر نیافتم. اما در کل، در این رابطه می توان چنین گفـت:


    در فن فصاحت و بلاغت در علم معانی، اصلی است که از آن به "اصل التفات" تعبیر می
    کنند. مقصود از التفات این است که متکلم در یک سیاق واحد که دارد سخن می گوید، از این حالتهای سه ضمیر، یعنی حالت ضمیر غیاب یا خطاب یا تکلم، از یکی به دیگری التفات پیدا می کند.
    التفات، به علت یک سلسله نکات است که در
    علم "معانی بیان" توضیح داده اند که به چه علل و جهاتی گوینده سیاق سخن خودش را تغییر می دهد.

    به عنوان مثال و بطور اشاره می توان گفت:


    در التفات از خطاب به غائب، نوعی اشعار به غرابت و اعراض و دوری است. البته می تواند برای تکریم و احترام گذاشتن هم باشد؛ لذا بستگی به مورد آن دارد.


    التفات از غائب به خطاب، نوعی اشعار به شايستگى بيشتر، مخاطب است.


    در این آیه می تواند اشعار به این باشد که همان خدایی که از شما میثاق گرفته است، من هستم که برای شما از بین خود شما، دوازده سرپرست انتخاب کردم.


    نکته دیگری هم که می تواند مورد توجه باشد، این است که انتخاب شدن 12 نقیب و سرپرست از بین خودشان که آنها را می شناسند و دیده اند، برای بنی اسرائیل ملموس تر و بیشتر قابل فهم و درک است تا گرفتن میثاق و پیمان الهی. لذا در اسناد انتخاب آنها به خداوند، نزدیکی بیشتری وجود دارد.









    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۹:۰۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  4. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود