صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چندتا سوال ساده در مورد روخوانی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چندتا سوال ساده در مورد روخوانی




    سلام و خسته نباشید.
    دوستان من شروع کردم به یادگیری قران.
    اما مواردی هست که متاسفانه بنده نمی دونم قواعدش رو.
    خواهشا دوستان وارد به موضوع یاری کنند.

    سوال:

    1- موارد زیر رو هر کدام رو با مثال قابل فهم در جمله قرانی توضیح بدهید؟
    چگونه و با چه قواعدی باید در ایات شناسایی کرد؟

    1. قلقله
    2. قله
    3. اقلاق
    4. اخفاء
    5. ادغام
    6. اظهار
    7. ابدال
    8. مد متصل
    9. مد منفصل

    2- درباره موارد زیر هم اگر توانستید توضیح دهید که چی هستند و چه کاربردی دارند و چگونه شناسایی می شوند؟

    استعلاء و استفاء تفخیم ترفیق، مدّ و غنه


    خیلی ممنوم. و اینکه کمکتون و یاریتون مورد قبول حضرت ولیعصر (عج) واقع گردد.


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرانی 3

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ در ساعت ۱۷:۴۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    به نام خدا
    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط edrak نمایش پست
    سلام و خسته نباشید. دوستان من شروع کردم به یادگیری قران. اما مواردی هست که متاسفانه بنده نمی دونم قواعدش رو. خواهشا دوستان وارد به موضوع یاری کنند. سوال: 1- موارد زیر رو هر کدام رو با مثال قابل فهم در جمله قرانی توضیح بدهید؟ چگونه و با چه قواعدی باید در ایات شناسایی کرد؟ 1. قلقله 2. قله 3. اقلاق 4. اخفاء 5. ادغام 6. اظهار 7. ابدال 8. مد متصل 9. مد منفصل
    كاربر گرامي بنده سعي مي كنم توضيحات لازم در خصوص موارد خواسته شده را عرض كنم اما براي آموزش صحيح و درست قواعد تجويد حتما بايد تحت نظر يك استاد باشيد و بصورت شفاهي قواعد را بشنويد و پياده نماييد حتي المقدور در يكي از كلاسهاي آموزش تجويد و روخواني شركت كنيد و يا سي دي هاي آموزشي آنرا تهيه بفرماييد .

    1. قلقله : قلقله در لغت، به معناي «اضطراب، جُنبش» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «آزاد نمودن صداي حرف در هنگام سكون».
    حروف قلقله
    حروف قلقله عبارتنداز «ب ـ ج ـ د ـ ط ـ ق» كه در عبارت «قُطْبُ جَدّ» گرد آمده‌اند.
    در حالت سكون (اعم از اينكه ذاتي باشد يا عارضي)، صداي حرف كاملا متوقّف مي‌گردد و تنها راه تلفّظ، آزاد نمودن صداي آنها است.
    صداي ايجاد شده بيشتر ميل به فتحه دارد.
    قلقله‌اي كه در آخر كلمه و هنگام وقف پديد آيد، آشكارتر از موردي است كه در وسط كلمه باشد و چنانچه مشدّد نيز باشد قلقله از حالت قبل هم آشكارتر مي‌باشد و بايد در قلقلة غير مشدّد دقت نمود كه به صورت مشدّد تلفّظ نشود.
    مثالهاي قرآني :

    (ق): خَلَقْنا ـ نَقْتَبِسْ ـ فَواقٍ (فَواقْ) ـ اَلْحَريقِ (اَلْحَريقْ) بِالحَقَّ (بِالْحَقّْ) ـ تَنْشَقُّ (تَنْشَقّْ).
    (ط): يَطْمَعُ ـ وَلا تُشْطِطْ ـ لُوطٍ (لُوطْ) ـ مُحيطٌ (مُحيطْ).
    (ب): يُبْصِرُونَ ـ اِبْراهيمَ ـ وَاكْتُبْ ـ مُريبٍ (مُريبْ) ـ تَبَّ (تَبّْ) ـ اَلْجُبِّ (الْجُبّْ).
    (ج): تَجْري ـ مُجْرِمُونَ ـ فَاخْرُجْ ـ بَهيجٍ (بَهيجْ) ـ وَالْحِجِّ (وَالْحَجّْ) ـ حآدَّ (حآدّْ).
    (د): لِيُدْحِضُوا ـ اَرَدْنا ـ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ـ لَكَنُودٌ ـ (لَكَنُودْ) نُمِدُّ (نُمِدّْ) ـ نَعٌدُّ (نَعُدّْ).


    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۰۹:۴۴
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط edrak نمایش پست
    2. قله 3. اقلاق
    در قواعد تجويد چيزي به نام قله يا اقلاق نداريم اما قلب و اقلاب يكي از قواعد تجويد است همچنين اصطلاحي بنام اِذْلاق هم وجود دارد :


    اقلاب يا قلب
    در اين جا مراد تبديل نون ساكنه و تنوين به حرف «ميم ساكنه» است و آن هم در صورتي است كه نون ساكنه و تنوين پيش از حرف «باء» واقع گردند با توجّه به اين نكته كه ميم ساكنة ايجاد شده در نزد باء «اخفاء» مي‌شود كه با غُنّه همراه است، مانند:
    اَنْبِئْهُمْ ـ سَميعاً بَصيراً ـ مِنْ بَعْدِهِمْ ـ واقعٌ بِهِمْ

    نحوة علامت‌گذاري مورد فوق در قرآنها
    در بعضي از قرآنها براي راهنمايي قاري قرآن، نون ساكن را بدون علامت سكون و در عوض ميم كوچكي روي آن قرار داده‌اند و در مورد تنوين (كه علامت آن تكرار شكل حركت مي‌باشد) يك شكل آن را كه نمايندة نون ساكن است حذف، و در عوض ميم كوچكي در كنار شكل باقيمانده قرار داده‌اند، مانند:
    اَنْبِئْهُمْ ـ سَميعاً بَصيراً ـ مِنْ بَعْدِهِمْ ـ واقعٌ بِهِمْ
    اِذْلاق
    مصدر باب اِفعال است و به معنی تندی و تیزی و روانی زبان می‌باشد. شش حرف از حروف الفبا دارای این صفت هستند كه عبارتند از: (ل ـ ن ـ ز ـ ف ـ ب ـ م) و جهت سهولت یادگیری و به خاطر سپردن، آنها را در كلمات زیر جمع كرده‌اند: فَرَّ مِنْ لُبٍّ (از عقل فرار كرد).
    این حروف را كه به تندی و سرعت اداء می‌شوند حروف مُذْلِقَه می‌گویند. به اعتبار آن كه سه حرف اول (لِثوی) از كنار و تیزی سر زبان و سه حرف آخر (شفهی) از كنار لبها خارج می‌شوند.

    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۰۹:۵۴
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط edrak نمایش پست
    4. اخفاء 5. ادغام 6. اظهار
    اظهار نون ساكنه و تنوين در مجاورت بيست و هشت حرف زبان عرب، چهار حكم پيدا مي‌كند كه عبارتند از: اظهار، ادغام، اقلاب، اخفاء
    اظهار: يعني آشكار نمودن. اگر نون ساكنه و تنوين به حروف حلقي برسد، به طور عادي و واضح تلفّظ مي‌شود و نبايد روي آن مكث نمود.
    حرف حلقي شش بود اي با وفا همزه، هاء و عين و حاء و غين و خاء
    مانند:
    (همزه): يَنْاَوْنَ مَنْ امَنَ رَسُولٌ اَمينٌ
    (هاء): مِنْهُمْ اِنْ هُوَ قَوْمٍ هادٍ
    (عين): اََنْعَمْتَ مِنْ عِلْمٍ سَميعٌ عَليمٌ
    (حاء): وَانْحَرْ مِنْ حَكيمٍ عَليماً حَليماً
    (غين): فَسَيُنْغِضُونَ يِكُنْ غَنِيَّاً اِلهٍ غَيْرِهِ
    (خاء): وَالْمُنْخَنِقَةُ مِنْ خَيْرٍ قَوْمٌ خَصِمُونَ


    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۰۴
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13




    ادغام: نون ساكنه و تنوين در شش حرف (يرملون) ادغام مي‌شود و اين ادغام در دو حرف (راء و لام)، بدون غُنّه و در چهار حرف بقيّه (يَنْمُو) با غُنّه است.
    غُنّه: صوتي است كه از خيشوم (فضاي بيني) خارج مي‌شود.
    دو حرف «ميم» و «نون» داراي اين حالت هستند، به ويژه چنانچه مشدّد باشند و نيز در هنگام ادغام با غُنّه و اخفاءِ اين دو حرف، غُنّه به ميزان دو حركت ادامه دارد، مانند:
    (راء): مَنْ رَحِمَ غَفُورٌ رَحيمٌ
    (لام): مِنْ لَدُنْ رِزْقاً لَكُمْ
    (ميم): مَنْ مَعِيَ فَتْحاً مُبيناً
    (نون): اِنْ نَشَاْ حِطَّةٌ نَغْفِرْ
    (واو): مِنْ وَلَدٍ اُمَّةً واحِدَةً
    (ياء): مَنْ يَقُولُ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ
    نكته:
    در كلمات (قِنْوان ـ صِنْوان ـ دُنْيا ـ بُنْيان) به سبب آن كه نون ساكنه و حروف يرملون (واو، ياء) در يك كلمه قرار گرفته‌اند، ادغام انجام نمي‌شود.

    نحوة علامت‌گذاري موارد فوق در قرآنها
    در بعضي از قرآنها براي راهنمايي قاري قرآن، نون ساكن را بدون علامت سكون و علامت تنوين را به طور نامساوي روي هم قرار داده‌اند (ــًـٍـٌـ) و روي چهار حرف (ر، ل، م، ن) كه ادغام به صورت كامل در آنها انجام گرفته علامت تشديد ولي دو حرف (و، ي) را كه ادغام به صورت ناقص[با اين كه نون ساكنه و تنوين در «واو، ياء» ادغام شده ولي غُنّة نون از ميان نرفته و واو و ياء‌مشدّد، ذاتاً بدون غُنّه مي‌باشند، مانند: اَوَّلْ ـ حَيٌّ.]در آن دو انجام مي‌گيرد بدون علامت تشديد نوشته‌اند، مانند:
    مَن رَّحِمَ ـ رِزْقاً لَّكُمْ ـ مَن مَّعِيَ ـ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ ـ مِن وَلَدٍ اُمَّةً واحِدَةٌ ـ مَن يَقُولُ ـ يَوْمِئذٍ يَصَّدَّعُونَ ـ وَاِن يَرَوْ

    اقلاب هم كه در پست قبلي توضيحاتش گذشت .
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۰۵
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    اخفاء: به معناي «پوشاندن» حالتي است كه ميان اظهار و ادغام همراه با غُنّه به نحوي كه تشديد ايجاد نشود.
    نون ساكنه و تنوين در نزد پانزده حرف باقيمانده «اخفاء» مي‌شوند.
    در هنگام شروع اخفاء، زبان بدون اين كه به محلّ اداي نون برسد، حرف بعدي به محلّ تلفّظ خود نزديك شده، در اين حال، صورت به صورت غُنّه دو حركت ادامه پيدا كرده و آن گاه حرف ما بقي به سهولت و آساني تلفّظ مي‌گردد.
    لازم به يادآوري است كه كيفيّت اخفاء بستگي به نوع حرف مابقي دارد بدين معني كه اگر حرف ما بقي از حروف استعلاء باشد، اخفاء نون ساكنه و تنوين درشت و پُر حجم و چنانچه از حروف استفال باشد، اخفاء‌ رقيق و نازك است.
    از مطالب فوق روشن مي‌شود كه اخفاء نون ساكنه و تنوين در نزد هر يك از اين حروف با ديگري تفاوت دارد .
    (ت): اَنْتُمْ مَنْ تابَ جَنّاتٍ تَجْري
    (ث): وَالْاُنْثي اَنْ ثَبَّتْناكَ خَيْرٌ ثَواباً
    (ج): اَنْجَيْتَنا اِنْ جَعَلَ خَلْقٍ جِديدٍ
    (د): اَنْجَيْتَنا اِنْ جَعَلَ كَاْساً دِهاقاً
    (ذ): فَاَنْذَرْتُكُمْ مِنْ ذَهَبٍ في يَوْمٍ ذي مَسْغَبَةٍ
    (ز): اَنْزَلَ فَاِنْ زَلَلتُمْ نَفْساً زَكِيَّةً
    (س): فَاَنْسيهُمْ وَلَئِنْ سَاَلْتَهُمْ فَوْجٌ سَاَلَهُمْ
    (ش): يَنْشُرْ اِنْ شآءَ رُكْنٍ شديدٍ
    (ص): فَانْصُرْنا وَلَمَنْ صَبَرَ قَوْماً صالِحينَ
    (ض): مَنْضُورٍ مَنْ ضَلَّ عَذاباً ضِعْفاً
    (ط): قِنْطاراً اِنْ طَلَّقَكُنَّ كَلِمَةٍ طَيِّبَةٍ
    (ظ): يَنْظُرُونَ مِنْ ظَهيرٍ قَوْمٍ ظَلَمُوا
    (ف): اَنْفُسَهُمْ كُنْ فَيَكُونُ خالِداً فيها
    (ق): تَنْقِمُونَ مِنْ قَبْلُ سَميعٌ قَريبٌ
    (ك): اَلْمُنْكَرِ مَنْ كانَ عُلُوّاً كَبيراً
    نحوة علامت‌گذاري مورد فوق در قرآنها
    در بعضي از قرآنها براي راهنمايي قاري قرآن، همانند مورد «ادغام ناقص» علامت‌گذاري شده، بدين ترتيب كه علامت سكون، روي نون ساكن گذاشته نشده و علامت تنوين را به طور نامساوي روي هم قرار داده‌اند و حرف بعدي را بدون علامت تشديد نوشته‌اند، مانند:
    ما كُنتُمْ بِهِ ـ مِن سُندُسٍ ـ مُنظَرينَ ـ وَانشَقَّ ـ اَنذَرَهُمْ مِن صَلْصالٍ كَالْفَخّارِ ـ خالِداً فيها ـ قَوْمٍ ظَلَمُوا



    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۱۵
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط edrak نمایش پست
    7. ابدال
    وقف بر آخر کلمات ، به دو روش صورت می گیرد :

    1- اِبدال 2- اِسکان

    وقف ابدال :
    ابدال، یعنی « تبدیل کردن – د گرگون نمودن»

    در این نوع وقف، حرف آخر کلمه به هنگام وقف، به حرف دیگري تبدیل می شود.

    وقف ابدال دو مورد دارد :

    1-وقتی آخر کلمه، تاء گرد ( ة ) قرار دارد، این نوع تاء ، در وقف به « هاء ساکنه » تبدیل می گردد.

    مثل «رَحْمَة‌ ـ رَحْمَه‌»

    2-در کلماتی که به تنوین نصب ( _َ_ ) ختم شده اند، این تنوین در وقف تبدیل به الف مدّی می شود.
    مثل
    «حساباً = حساب'ا»؛ «غفوراً= غفور'ا»؛ «کریماً = کریم'ا»

    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۲۳
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط edrak نمایش پست
    8. مد متصل 9. مد منفصل
    «مدّ» در لغت به معناي «زيادت، افزون» مي‌باشد و در تجويد عبارت است از : «امتداد صوت در حروف مدّي بيش از مقدار طبيعي».
    براي مدّ، «حروف مدّ» و «سبب مدّ» لازم است.
    حروف مدّ: عبارت است از «الف ساكن ما قبل مفتوح، ياء ساكن ماقبل مكسور، واو ساكن ماقبل مضموم».
    سبب مدّ: عبارت است از «همزه» و «سكون». تشديد هم به خاطرآن كه يك حرف ساكن در آن نهفته است، سبب مدّ به حساب مي‌آيد.

    مدّي كه سبب آن «همزه» باشد بر دو قسم است: «مدّ متّصل» و «مدّ منفصل».
    مدّ متّصل: آن است كه «حرف مدّ» و «همزه»در «يك كلمه» باشد و مقدار مدّ آن از «چهار تا شش حركت» مي‌باشد، مانند:
    يشاءُ ، سيئَتْ ، سُوءُ
    مدّ منفصل: آن است كه «حرف مدّ» در آخر كلمه و «همزه» در ابتداي كلمة بعد قرار گيرد و مقدار مدّ آن از «دو تا پنج حركت» مي‌باشد، مانند:
    رَبَّنا إِنَّنا، وَ هُزّي إِلَيْكِ، تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ




    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۲۷
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط edrak نمایش پست
    2- درباره موارد زیر هم اگر توانستید توضیح دهید که چی هستند و چه کاربردی دارند و چگونه شناسایی می شوند؟ استعلاء و استفاء
    در قواعد تجويدي اصطلاح استعلاء و استفال داريم كه به توضيح هريك مي پردازيم :
    استعلاء‌ در لغت، به معناي «برتري طلبي، ميل به بلندي» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «ميل ريشه زبان به طرف سقف دهان در هنگام تلفّظ حرف».
    در اثر اين صفت، حرف حالت پر حجم و درشتي به خود مي‌گيرد.
    حروف استعلاء
    حروف استعلاء عبارتند از «خ ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ غ ـ ق».
    در هنگام اداي چهار حرف ( ص ـ ض ـ ط ـ ظ) قسمتي از سطح زبان، سقف دهان را مي‌پوشاند و در نتيجه اين حروف درشت‌تر و غليظ‌تر از سه حرف ديگر تلفّظ مي‌شوند.

    استفال در لغت، به معناي «پايين آمدن، پست شدن» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «پايين آمدن سطح زبان از كام بالا»، در اثر اين صفت حرف نازك و كم حجم تلفّظ مي‌شود.
    حروف استفال
    به جز هفت حرف استعلاء، بقيّة حروف داراي صفت استفال مي‌باشند.


    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۳۶
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط edrak نمایش پست
    فخیم ترفیق
    معناي تفخيم
    تفخيم در لغت، (مترادف كلمة «تسمين») به معناي «تعظيم و بزرگداشت» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «درشت و غليظ اداء كردن حرف به طوري كه دهان از صداي آن پرشود».
    معناي ترقيق
    ترقيق در لغت، (ضد تفخيم) به معناي «رقيق كردن و از غلظت چيزي كاستن» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است «نازك و رقيق اداء كردن حرف».
    موارد تفخيم و ترقيق
    همة حروف استعلاء بدون استثناء تفخيم مي‌گردند و اين حالت در چهار حرف «ص ـ ض ـ ط ـ ظ» قوي‌تر است.
    لازم به يادسپاري است كه تفخيم در حرف مفتوح، بيشتر و در حرف مضموم و ساكن، متوسط و در حرف مكسور اندك مي‌باشد.
    همة حروف استفال ترقيق مي‌شوند بجز دو حرف «ر ـ ل» كه در برخي موارد تفخيم مي‌كردند، احكام هر يك بيان خواهد شد.
    لازم به يادسپاري است كه الف مدّي تابع حرف ماقبل است و چنانچه حرفي تفخيم شود، الف مدّي بعد از آن نيز تفخيم و در غير اين صورت ترقيق مي‌گردد.

    تغليظ و ترقيق حرف لام
    اصل در تلفّظ «لام» ترقيق است و تغليظ[تغليظ همان تفخيم است كه در مورد «لام» به كار مي‌رود.] آن تنها در لفظ جلاله «الله» مي‌باشد، به شرط آنكه ما قبل آن، حرف مفتوح يا مضموم قرار گيرد.
    اگر ما قبل لفظ «الله» حرف مكسور باشد، ترقيق مي‌گردد.

    تفخيم حرف راء
    حرف «راء» در شرايط ذيل «تفخيم» مي‌شود.
    1
    ـ راء مفتوحه يا مضمومه، مانند:
    رَحيمُ ـ فَرَضَ ـ قُدِرَ ـ اَرادَ ـ رُزِقَ ـ حُرُماتِ ـ تَذَرُ ـ رُوحُ
    2
    ـ راء ساكنه كه ماقبل آن مفتوح يا مضموم باشد، مانند:
    مَرْعي ـ نَهَرٍ (نَهَرْ) ـ اُرْسِلَ ـ فَاهْجُرْ ـ حُمُرٌ ( حُمُرْ)
    3
    ـ راء ساكنة ما قبل ساكن كه قبل از آن مفتوح يا مضموم باشد (در هنگام وقف پيش مي‌آيد)، مانند:
    وَالْفَجْرِ (وَالْفَجْرْ) ـ وَالْعَصْرِ (وَالْعَصْرْ) ـ عُسْرٍ(عَسْرْ) لِفي خُسْرٍ (لَفي خُسْر) فِي الْغارِ (فِي‌الْغارْ) ـ شَكُورٌ (شَكُورْ)
    چند نكته
    1
    ـ راء ساكنه كه ما قبل آن، ياء ساكنه باشد ترقيق مي‌شود (درهنگام وقف پيش مي‌آيد)، مانند:
    خَيْرَ (خَيْرْ) ـ سَيْرَ (سَيْرْ) ـ غَيْرِ (غَيْرْ)
    2
    ـ در كلمات «يَسْرِ ـ اَسْرِ ـ نُذُرِ» كه در اصل «يَسْري ـ نُذُري» بوده است، در هنگام وقف ترقيق حرف راء بهتر است.
    ترقيق حرف راء
    حرف «راء» در شرايط ذيل «ترقيق» مي‌شود.
    1
    ـ راء مكسوره، مانند:
    رِزْقًا ـ ريحٌ ـ حَرِّقُوهُ ـ اَنْذِرِالنّاسَ ـ نُذُرِ
    2
    ـ راء ساكنه كه ما قبل آن مكسور باشد، مانند:
    مِرْيَةٍ ـ اُحْصِرْتُمْ ـ عَسِرٌ(عَسِرْ) ـ قُدِرَ(قُدِرْ)
    3
    ـ راء ساكنة ماقبل ساكن كه ما قبل آن مكسور باشد (درهنگام وقف پيش مي‌آيد)، مانند:
    سِحْرٌ(سِحْرْ) ـ ذِكْرٌ (ذِكْرْ) ـ خَبيرٌ (خبيرْ)
    چند نكته
    3
    ـ راء ساكنه‌اي كه بعد از همزة وصل قرار مي‌گيرد، تفخيم مي‌شود، مانند:
    اِرْجِعُونِ ـ لِمَنِ ارْتَضي ـ اِرْحَمْ ـ اِنِ ارْتَبْتُمْ
    2
    ـ راء ساكنه‌اي كه قبل از حروف استعلاء واقع شود (در صورتي كه در يك كلمه باشند)، مانند:
    قِرْطاسٍ ـ مِرْصادًا ـ فِرْقَةٍ ـ لَبِالْمِرْصادِ ـ اِرْصادًا
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۳۹
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود