صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چندتا سوال ساده در مورد روخوانی

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,427
    مورد تشکر
    8,666 پست
    حضور
    54 روز 21 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط edrak نمایش پست
    مدّ و غنه
    کلمه «غنّة» به دو صورت مطرح شده است:

    1- در باب صفات، به عنوان صفت ویژه ی «ن – م».
    2- در احکام «ن» و «م» ساکنه، به عنوان حکم غنّه در مواردی خاص.
    تفاوتشان در این است که «صفت غنّه» به صورت همیشگی و در حالات اعم از سکون و حرکت در «ن – م» وجود دارد . اما «حکم غنّه» تحت شرایطی خاص پیش می آید و به میزان 2 حرکت نیز امتداد می یابد.
    تعریف
    غنّة
    « غنّة صوتی است که از خیشوم (فضای بینی) خارج می شود»
    موارد «حکم غنّة»
    1- نون و میم مشدّد
    2- ادغام «ن» در «یمون»
    3- اقلاب نون ساکن
    4- کلیه ی اخفاءات
    میزان
    غنّة
    میزان کشش «حکم غنّة» ، به اندازه زمان کشش 2 حرکت است.
    شرح بیشتر موارد
    غنّة
    *هرگاه به «ن – م» مشدّد رسیدید اعم از تشدید دائمی در یک کلمه یا حاصل از ادغام متماثلین بین دو کلمه باید صدای حروف مذکور را به اندازه دو حرکت امتداد دهد و در این میزان ، هیچ تفاوتی بین مشدّد میان کلام و مشدّد هنگام وقف وجود ندارد.
    مانند : یُمَنّیهِم - فَطَرَهُنّفِی الیَمّ جَنّاتِ النَّعیمِ وَ لا جانّ اُمَّتُکُم سَمّاعُونَ اُمَمٍ مِمَّن مَعَکَ - وَالاَصَمّ
    *در چهارمین مورد عبارت «کلیهی اخفاءات» ، طبعاً شامل اخفاء نون ساکنه نزد 15 حرف مابقی و اخفاء میم ساکنه ، نزد «ب» می شود.
    * در مورد کشش غنّه ، مقصود از 2 حرکت آن است که غنّه به اندازه کشش یک حرف مد امتداد یابد.
    به عنوان مثال در «اَنتَ»و «مِن شَیءٍ» غنّه را باید به اندازه کشش بخش «ما» در «اَماتَ» یا «فی» در «لَفی شَکٍّ» ادا کنیم.
    مراتب کیفیت
    غنّة
    واژه کیفیت در برابر کمیت قرار دارد. منظور از کمیت ، همان میزان دو حرکت است که در تمامی موارد حکمِ غنّه ، ثابت و بدون تغییر است. اما مقصود از کیفیت غنّه ، درجه ی قوت و ضعف آن است.
    مراتب کیفیت
    غنّة «ن» (از حداقل به حداکثر):
    1- نون متحرکه مانند تُنَزِّلُ

    2- نون ساکنه ی مُظهَر مانند مِنهُم

    3- نون ساکنه ی مخفی مانند اَنفُسَهُم

    4- نون مدغم در «و
    ی» مانند مِن والٍ مَن یَشری
    5- نون مشدّد مانند فَطَرَهُنَّ


    مراتب کیفیت
    غنّة «م» (از حداقل به حداکثر):
    1-
    میم متحرکه مانند عَمِلُوا
    2-
    میم ساکنه مظهر مانند فی غَمرَةٍ
    3-میم ساکنه مخفی مانند هُم بارِزُونَ

    4- میم مشدّد مانند اُمَمٍ مِمَّن مَعَکَ

    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۰۹:۵۶
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,427
    مورد تشکر
    8,666 پست
    حضور
    54 روز 21 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    13

    جمع بندی




    پرسش:
    1- موارد زیر را با مثال قابل فهم در جمله قرآنی توضیح بدهید؟ چگونه و با چه قواعدی باید در آیات شناسایی کرد؟
    1. قلقله
    2. قله
    3. اقلاق
    4. اخفاء
    5. ادغام
    6. اظهار
    7. ابدال
    8. مد متصل
    9. مد منفصل
    2- درباره موارد زیر هم اگر توانستید توضیح دهید که چی هستند و چه کاربردی دارند و چگونه شناسایی می شوند؟
    استعلاء و استفاء تفخیم ترفیق، مدّ و غنه.


    پاسخ:
    1. قلقله:
    قلقله در لغت، به معناي «اضطراب، جُنبش» می باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «آزاد نمودن صدای حرف در هنگام سكون.»
    حروف قلقله
    حروف قلقله عبارتنداز «ب ـ ج ـ د ـ ط ـ ق» كه در عبارت «قُطْبُ جَدّ» گرد آمده‌اند.
    در حالت سكون (اعم از اينكه ذاتی باشد يا عارضی)، صدای حرف كاملا متوقّف می گردد و تنها راه تلفّظ، آزاد نمودن صدای آنها است.
    صدای ايجاد شده بيشتر ميل به فتحه دارد.
    قلقله‌ای كه در آخر كلمه و هنگام وقف پديد آيد، آشكارتر از موردی است كه در وسط كلمه باشد و چنانچه مشدّد نيز باشد قلقله از حالت قبل هم آشكارتر می باشد و بايد در قلقلة غير مشدّد دقت نمود كه به صورت مشدّد تلفّظ نشود.
    مثال های قرآنی:

    (ق): خَلَقْنا ـ نَقْتَبِسْ ـ فَواقٍ (فَواقْ) ـ اَلْحَريقِ (اَلْحَريقْ) بِالحَقَّ (بِالْحَقّْ) ـ تَنْشَقُّ (تَنْشَقّْ).
    (ط): يَطْمَعُ ـ وَلا تُشْطِطْ ـ لُوطٍ (لُوطْ) ـ مُحيطٌ (مُحيطْ).
    (ب): يُبْصِرُونَ ـ اِبْراهيمَ ـ وَاكْتُبْ ـ مُريبٍ (مُريبْ) ـ تَبَّ (تَبّْ) ـ اَلْجُبِّ (الْجُبّْ).
    (ج): تَجْري ـ مُجْرِمُونَ ـ فَاخْرُجْ ـ بَهيجٍ (بَهيجْ) ـ وَالْحِجِّ (وَالْحَجّْ) ـ حآدَّ (حآدّْ).
    (د): لِيُدْحِضُوا ـ اَرَدْنا ـ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ـ لَكَنُودٌ ـ (لَكَنُودْ) نُمِدُّ (نُمِدّْ) ـ نَعٌدُّ (نَعُدّْ).

    2. اقلاب يا قلب:
    در اين جا مراد تبديل نون ساكنه و تنوين به حرف «ميم ساكنه» است و آن هم در صورتی است كه نون ساكنه و تنوين پيش از حرف «باء» واقع گردند با توجّه به اين نكته كه ميم ساكنه ايجاد شده در نزد باء «اخفاء» می شود كه با غُنّه همراه است، مانند:
    اَنْبِئْهُمْ ـ سَميعاً بَصيراً ـ مِنْ بَعْدِهِمْ ـ واقعٌ بِهِمْ

    نحوه علامت‌گذاری مورد فوق در قرآن ها
    در بعضی از قرآن ها برای راهنمايی قاری قرآن، نون ساكن را بدون علامت سكون و در عوض ميم كوچكی روي آن قرار داده‌اند و در مورد تنوين (كه علامت آن تكرار شكل حركت می باشد) يك شكل آن را كه نماينده نون ساكن است حذف، و در عوض ميم كوچكی در كنار شكل باقيمانده قرار داده‌اند، مانند:
    اَنْبِئْهُمْ ـ سَميعاً بَصيراً ـ مِنْ بَعْدِهِمْ ـ واقعٌ بِهِمْ.

    3. اِذْلاق:
    مصدر باب اِفعال است و به معنی تندی و تیزی و روانی زبان می‌باشد. شش حرف از حروف الفبا دارای این صفت هستند كه عبارتند از: (ل ـ ن ـ ز ـ ف ـ ب ـ م) و جهت سهولت یادگیری و به خاطر سپردن، آنها را در كلمات زیر جمع كرده‌اند: فَرَّ مِنْ لُبٍّ (از عقل فرار كرد).
    این حروف را كه به تندی و سرعت اداء می‌شوند حروف مُذْلِقَه می‌گویند. به اعتبار آن كه سه حرف اول (لِثوی) از كنار و تیزی سر زبان و سه حرف آخر (شفهی) از كنار لب ها خارج می‌شوند.
    اظهار نون ساكنه و تنوين در مجاورت بيست و هشت حرف زبان عرب، چهار حكم پيدا می كند كه عبارتند از: اظهار، ادغام، اقلاب، اخفاء.

    4. اظهار:
    يعنی آشكار نمودن. اگر نون ساكنه و تنوين به حروف حلقی برسد، به طور عادی و واضح تلفّظ می شود و نبايد روی آن مكث نمود.
    حرف حلقی شش بود ای با وفا *** همزه، هاء و عين و حاء و غين و خاء
    مانند:
    (همزه): يَنْاَوْنَ؛ مَنْ امَنَ؛ رَسُولٌ اَمينٌ.
    (هاء): مِنْهُمْ؛ اِنْ هُوَ؛ قَوْمٍ هادٍ.
    (عين): اََنْعَمْتَ مِنْ عِلْمٍ سَميعٌ عَليمٌ.
    (حاء): وَانْحَرْ؛ مِنْ حَكيمٍ؛ عَليماً حَليماً.
    (غين): فَسَيُنْغِضُونَ؛ يِكُنْ غَنِيَّاً؛ اِلهٍ غَيْرِهِ.
    (خاء): وَ الْمُنْخَنِقَةُ؛ مِنْ خَيْرٍ؛ قَوْمٌ خَصِمُونَ.

    5. ادغام:
    نون ساكنه و تنوين در شش حرف (يرملون) ادغام می شود و اين ادغام در دو حرف (راء و لام)، بدون غُنّه و در چهار حرف بقيّه (يَنْمُو) با غُنّه است.
    غُنّه: صوتی است كه از خيشوم (فضای بينی) خارج می شود.
    دو حرف «ميم» و «نون» دارای اين حالت هستند، به ويژه چنانچه مشدّد باشند و نيز در هنگام ادغام با غُنّه و اخفاءِ اين دو حرف، غُنّه به ميزان دو حركت ادامه دارد، مانند:
    (راء): مَنْ رَحِمَ؛ غَفُورٌ رَحيمٌ.
    (لام): مِنْ لَدُنْ؛ رِزْقاً لَكُمْ.
    (ميم): مَنْ مَعِيَ؛ فَتْحاً مُبيناً.
    (نون): اِنْ نَشَاْ؛ حِطَّةٌ نَغْفِرْ.
    (واو): مِنْ وَلَدٍ؛ اُمَّةً واحِدَةً.
    (ياء): مَنْ يَقُولُ؛ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ.

    _ نكته:
    در كلمات (قِنْوان ـ صِنْوان ـ دُنْيا ـ بُنْيان) به سبب آن كه نون ساكنه و حروف يرملون (واو، ياء) در يك كلمه قرار گرفته‌اند، ادغام انجام نمی شود.

    _ نحوه علامت‌گذاری موارد فوق در قرآن ها
    در بعضی از قرآن ها برای راهنمايی قاری قرآن، نون ساكن را بدون علامت سكون و علامت تنوين را به طور نامساوی روی هم قرار داده‌اند (ــًـٍـٌـ) و روی چهار حرف (ر، ل، م، ن) كه ادغام به صورت كامل در آنها انجام گرفته علامت تشديد ولی دو حرف (و، ی) را كه ادغام به صورت ناقص
    [با اين كه نون ساكنه و تنوين در «واو، ياء» ادغام شده ولي غُنّة نون از ميان نرفته و واو و ياء‌ مشدّد، ذاتاً بدون غُنّه می باشند، مانند: اَوَّلْ ـ حَيٌّ.] در آن دو انجام می گيرد بدون علامت تشديد نوشته‌اند، مانند:
    مَن رَّحِمَ ـ رِزْقاً لَّكُمْ ـ مَن مَّعِيَ ـ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ ـ مِن وَلَدٍ اُمَّةً واحِدَةٌ ـ مَن يَقُولُ ـ يَوْمِئذٍ يَصَّدَّعُونَ ـ وَ اِن يَرَوْ.

    6. اخفاء:
    به معنای «پوشاندن» حالتی است كه ميان اظهار و ادغام همراه با غُنّه به نحوی كه تشديد ايجاد نشود.
    نون ساكنه و تنوين در نزد پانزده حرف باقيمانده «اخفاء» می شوند.
    در هنگام شروع اخفاء، زبان بدون اين كه به محلّ ادای نون برسد، حرف بعدی به محلّ تلفّظ خود نزديك شده، در اين حال، صورت به صورت غُنّه دو حركت ادامه پيدا كرده و آن گاه حرف ما بقی به سهولت و آسانی تلفّظ می گردد.
    لازم به يادآوري است كه كيفيّت اخفاء بستگی به نوع حرف مابقی دارد بدين معنی كه اگر حرف ما بقی از حروف استعلاء باشد، اخفاء نون ساكنه و تنوين درشت و پُر حجم و چنانچه از حروف استفال باشد، اخفاء‌ رقيق و نازك است.

    از مطالب فوق روشن می شود كه اخفاء نون ساكنه و تنوين در نزد هر يك از اين حروف با ديگری تفاوت دارد .
    (ت): اَنْتُمْ؛ مَنْ تابَ؛ جَنّاتٍ تَجْري.
    (ث): وَ الْاُنْثي؛ اَنْ ثَبَّتْناكَ؛ خَيْرٌ ثَواباً.
    (ج): اَنْجَيْتَنا؛ اِنْ جَعَلَ؛ خَلْقٍ جِديدٍ.
    (د): اَنْجَيْتَنا؛ اِنْ جَعَلَ؛ كَاْساً دِهاقاً.
    (ذ): فَاَنْذَرْتُكُمْ؛ مِنْ ذَهَبٍ؛ في يَوْمٍ ذي مَسْغَبَةٍ.
    (ز): اَنْزَلَ؛ فَاِنْ زَلَلتُمْ؛ نَفْساً زَكِيَّةً.
    (س): فَاَنْسيهُمْ؛ وَ لَئِنْ سَاَلْتَهُمْ؛ فَوْجٌ سَاَلَهُمْ.
    (ش): يَنْشُرْ؛ اِنْ شآءَ؛ رُكْنٍ شديدٍ.
    (ص): فَانْصُرْنا؛ وَ لَمَنْ صَبَرَ؛ قَوْماً صالِحينَ.
    (ض): مَنْضُورٍ؛ مَنْ ضَلَّ؛ عَذاباً ضِعْفاً.
    (ط): قِنْطاراً؛ اِنْ طَلَّقَكُنَّ؛ كَلِمَةٍ طَيِّبَةٍ.
    (ظ): يَنْظُرُونَ؛ مِنْ ظَهيرٍ؛ قَوْمٍ ظَلَمُوا.
    (ف): اَنْفُسَهُمْ؛ كُنْ فَيَكُونُ؛ خالِداً فيها.
    (ق): تَنْقِمُونَ؛ مِنْ قَبْلُ؛ سَميعٌ قَريبٌ.
    (ك): اَلْمُنْكَرِ؛ مَنْ كانَ؛ عُلُوّاً كَبيراً.

    _ نحوه علامت‌گذاری موارد فوق در قرآن ها:
    در بعضی از قرآن ها برای راهنمايی قاری قرآن، همانند مورد «ادغام ناقص» علامت‌گذاری شده، بدين ترتيب كه علامت سكون، روی نون ساكن گذاشته نشده و علامت تنوين را به طور نامساوی روی هم قرار داده‌اند و حرف بعدی را بدون علامت تشديد نوشته‌اند، مانند:
    ما كُنتُمْ بِهِ ـ مِن سُندُسٍ ـ مُنظَرينَ ـ وَ انشَقَّ ـ اَنذَرَهُمْ - مِن صَلْصالٍ كَالْفَخّارِ ـ خالِداً فيها ـ قَوْمٍ ظَلَمُوا.

    وقف بر آخر کلمات ، به دو روش صورت می گیرد :
    1- اِبدال؛ 2- اِسکان
    _ وقف ابدال: ابدال، یعنی « تبدیل کردن – دگرگون نمودن»
    در این نوع وقف، حرف آخر کلمه به هنگام وقف، به حرف دیگری تبدیل می شود.

    وقف ابدال دو مورد دارد :
    1- وقتی آخر کلمه، تاء گرد (ة) قرار دارد، این نوع تاء، در وقف به «هاء ساکنه» تبدیل می گردد.
    مثل «رَحْمَة‌ ـ رَحْمَه‌»
    2- در کلماتی که به تنوین نصب ( _َ_ ) ختم شده اند، این تنوین در وقف تبدیل به الف مدّی می شود.
    مثل «حساباً = حساب'ا»؛ «غفوراً= غفور'ا»؛ «کریماً = کریم'ا»
    «مدّ» در لغت به معناي «زيادت، افزون» می باشد و در تجويد عبارت است از : «امتداد صوت در حروف مدّی بيش از مقدار طبيعی.»

    براي مدّ، «حروف مدّ» و «سبب مدّ» لازم است.
    حروف مدّ: عبارت است از «الف ساكن ما قبل مفتوح، ياء ساكن ماقبل مكسور، واو ساكن ماقبل مضموم.»
    سبب مدّ: عبارت است از «همزه» و «سكون». تشديد هم به خاطر آن كه يك حرف ساكن در آن نهفته است، سبب مدّ به حساب می آيد.
    مدّی كه سبب آن «همزه» باشد بر دو قسم است: «مدّ متّصل» و «مدّ منفصل.»

    مدّ متّصل: آن است كه «حرف مدّ» و «همزه»در «يك كلمه» باشد و مقدار مدّ آن از «چهار تا شش حركت» می باشد، مانند:
    يشاءُ ، سيئَتْ ، سُوءُ.

    مدّ منفصل: آن است كه «حرف مدّ» در آخر كلمه و «همزه» در ابتداي كلمه بعد قرار گيرد و مقدار مدّ آن از «دو تا پنج حركت» می باشد، مانند:
    رَبَّنا إِنَّنا، وَ هُزّي إِلَيْكِ، تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ.

    در قواعد تجويدی اصطلاح استعلاء و استفال داريم كه به توضيح هر يك می پردازيم :
    الف) استعلاء‌:
    استعلاء در لغت، به معنای «برتری طلبی، ميل به بلندی» می باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «ميل ريشه زبان به طرف سقف دهان در هنگام تلفّظ حرف».
    در اثر اين صفت، حرف حالت پر حجم و درشتی به خود می گيرد.
    _ حروف استعلاء:
    حروف استعلاء عبارتند از «خ ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ غ ـ ق»
    در هنگام ادای چهار حرف (ص ـ ض ـ ط ـ ظ) قسمتی از سطح زبان، سقف دهان را می پوشاند و در نتيجه اين حروف درشت‌تر و غليظ‌تر از سه حرف ديگر تلفّظ می شوند.

    ب) استفال:
    استفال در لغت، به معناي «پايين آمدن، پست شدن» می باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «پايين آمدن سطح زبان از كام بالا»، در اثر اين صفت حرف نازك و كم حجم تلفّظ می شود.
    _ حروف استفال:
    به جز هفت حرف استعلاء، بقيّة حروف دارای صفت استفال می باشند.

    7. تفخيم:
    تفخيم در لغت، (مترادف كلمة «تسمين») به معنای «تعظيم و بزرگداشت» می باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «درشت و غليظ اداء كردن حرف به طوری كه دهان از صدای آن پر شود.»

    8. ترقيق:
    ترقيق در لغت، (ضد تفخيم) به معنای «رقيق كردن و از غلظت چيزی كاستن» می باشد، و در اصطلاح، عبارت است «نازك و رقيق اداء كردن حرف».
    موارد تفخيم و ترقيق
    همه حروف استعلاء بدون استثناء تفخيم می گردند و اين حالت در چهار حرف «ص ـ ض ـ ط ـ ظ» قوی تر است.
    لازم به ياد سپاری است كه تفخيم در حرف مفتوح، بيشتر و در حرف مضموم و ساكن، متوسط و در حرف مكسور اندك می باشد.
    همه حروف استفال ترقيق می شوند بجز دو حرف «ر ـ ل» كه در برخی موارد تفخيم می گردند، احكام هر يك بيان خواهد شد.
    لازم به ياد سپاری است كه الف مدّی تابع حرف ماقبل است و چنانچه حرفی تفخيم شود، الف مدّی بعد از آن نيز تفخيم و در غير اين صورت ترقيق می گردد.

    _ تغليظ و ترقيق حرف لام:
    اصل در تلفّظ «لام» ترقيق است و تغليظ [تغليظ همان تفخيم است كه در مورد «لام» به كار می رود.] آن تنها در لفظ جلاله «الله» می باشد، به شرط آنكه ما قبل آن، حرف مفتوح يا مضموم قرار گيرد.
    اگر ما قبل لفظ «الله» حرف مكسور باشد، ترقيق می گردد.

    _ تفخيم حرف راء:
    حرف «راء» در شرايط ذيل «تفخيم» می شود.
    1ـ راء مفتوحه يا مضمومه، مانند:
    رَحيمُ ـ فَرَضَ ـ قُدِرَ ـ اَرادَ ـ رُزِقَ ـ حُرُماتِ ـ تَذَرُ ـ رُوحُ.

    2ـ راء ساكنه كه ماقبل آن مفتوح يا مضموم باشد، مانند:
    مَرْعی ـ نَهَرٍ (نَهَرْ) ـ اُرْسِلَ ـ فَاهْجُرْ ـ حُمُرٌ ( حُمُرْ).

    3ـ راء ساكنة ما قبل ساكن كه قبل از آن مفتوح يا مضموم باشد (در هنگام وقف پيش می آيد)، مانند:
    وَ الْفَجْرِ (وَ الْفَجْرْ) ـ وَ الْعَصْرِ (وَ الْعَصْرْ) ـ عُسْرٍ (عَسْرْ) - لِفي خُسْرٍ (لَفي خُسْر) - فِي الْغارِ (فِي‌الْغارْ) ـ شَكُورٌ (شَكُورْ).

    _ چند نكته:
    1ـ راء ساكنه كه ما قبل آن، ياء ساكنه باشد ترقيق می شود (درهنگام وقف پيش می آيد)، مانند:
    خَيْرَ (خَيْرْ) ـ سَيْرَ (سَيْرْ) ـ غَيْرِ (غَيْرْ).

    2 ـ در كلمات «يَسْرِ ـ اَسْرِ ـ نُذُرِ» كه در اصل «يَسْری ـ نُذُری» بوده است، در هنگام وقف ترقيق حرف راء بهتر است.

    _ترقيق حرف راء:
    حرف «راء» در شرايط ذيل «ترقيق» می شود.
    1 ـ راء مكسوره، مانند:
    رِزْقًا ـ ريحٌ ـ حَرِّقُوهُ ـ اَنْذِرِالنّاسَ ـ نُذُرِ.

    2 ـ راء ساكنه كه ما قبل آن مكسور باشد، مانند:
    مِرْيَةٍ ـ اُحْصِرْتُمْ ـ عَسِرٌ(عَسِرْ) ـ قُدِرَ(قُدِرْ).

    3 ـ راء ساكنه ماقبل ساكن كه ما قبل آن مكسور باشد (درهنگام وقف پيش می آيد)، مانند:
    سِحْرٌ(سِحْرْ) ـ ذِكْرٌ (ذِكْرْ) ـ خَبيرٌ (خبيرْ)

    _ چند نكته:
    1 ـ راء ساكنه‌ای كه بعد از همزه وصل قرار می گيرد، تفخيم می شود، مانند:
    اِرْجِعُونِ ـ لِمَنِ ارْتَضي ـ اِرْحَمْ ـ اِنِ ارْتَبْتُمْ.

    2 ـ راء ساكنه‌ای كه قبل از حروف استعلاء واقع شود (در صورتی كه در يك كلمه باشند)، مانند:
    قِرْطاسٍ ـ مِرْصادًا ـ فِرْقَةٍ ـ لَبِالْمِرْصادِ ـ اِرْصادًا.

    کلمه «غنّة» به دو صورت مطرح شده است:
    1- در باب صفات، به عنوان صفت ویژه «ن – م».
    2- در احکام «ن» و «م» ساکنه، به عنوان حکم غنّه در مواردی خاص.
    تفاوتشان در این است که «صفت غنّه» به صورت همیشگی و در حالات اعم از سکون و حرکت در «ن – م» وجود دارد . اما «حکم غنّه» تحت شرایطی خاص پیش می آید و به میزان 2 حرکت نیز امتداد می یابد.

    _ تعریف غنّه:
    « غنّة صوتی است که از خیشوم (فضای بینی) خارج می شود»
    موارد «حکم غنّه»
    1- نون و میم مشدّد.
    2- ادغام «ن» در «یمون».
    3- اقلاب نون ساکن.
    4- کلیه اخفاءات.

    _میزان غنّه:
    میزان کشش «حکم غنّه» ، به اندازه زمان کشش 2 حرکت است.

    _ شرح بیشتر موارد غنّه:
    *هرگاه به «ن – م» مشدّد رسیدید اعم از تشدید دائمی در یک کلمه یا حاصل از ادغام متماثلین بین دو کلمه باید صدای حروف مذکور را به اندازه دو حرکت امتداد دهد و در این میزان ، هیچ تفاوتی بین مشدّد میان کلام و مشدّد هنگام وقف وجود ندارد.
    مانند : یُمَنّیهِم - فَطَرَهُنّ – فِی الیَمّ – جَنّاتِ النَّعیمِ – وَ لا جانّ – اُمَّتُکُم – سَمّاعُونَ – اُمَمٍ مِمَّن مَعَکَ - وَالاَصَمّ.

    *در چهارمین مورد عبارت «کلیه اخفاءات»، طبعاً شامل اخفاء نون ساکنه نزد 15 حرف مابقی و اخفاء میم ساکنه ، نزد «ب» می شود.
    * در مورد کشش غنّه، مقصود از 2 حرکت آن است که غنّه به اندازه کشش یک حرف مد امتداد یابد.
    به عنوان مثال در «اَنتَ» و «مِن شَیءٍ» غنّه را باید به اندازه کشش بخش «ما» در «اَماتَ» یا «فی» در «لَفی شَکٍّ» ادا کنیم.

    _ مراتب کیفیت غنّه:
    واژه کیفیت در برابر کمیّت قرار دارد. منظور از کمیّت، همان میزان دو حرکت است که در تمامی موارد حکمِ غنّه ، ثابت و بدون تغییر است. اما مقصود از کیفیت غنّه ، درجه قوت و ضعف آن است.

    مراتب کیفیت غنّة «ن» (از حداقل به حداکثر):
    1- نون متحرکه مانند «تُنَزِّلُ».
    2- نون ساکنه مُظهَر مانند «مِنهُم».
    3- نون ساکنه مخفی مانند «اَنفُسَهُم».
    4- نون مدغم در «و – ی» «مانند مِن والٍ – مَن یَشری».
    5- نون مشدّد مانند «فَطَرَهُنَّ».

    مراتب کیفیت غنّة «م» (از حداقل به حداکثر):
    1- میم متحرکه مانند «عَمِلُوا».
    2- میم ساکنه مظهر مانند «فی غَمرَةٍ».
    3- میم ساکنه مخفی مانند «هُم بارِزُونَ».
    4- میم مشدّد مانند «اُمَمٍ مِمَّن مَعَکَ».

    کلید واژه ها: غنه، مد،اقلاب، ادغام، احکام تجوید

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۵/۱۲ در ساعت ۰۳:۰۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  3. تشکر


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود