صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از نظر قران ازادی اندیشه و ازادی عمل چه معنایی دارد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعوت از نظر قران ازادی اندیشه و ازادی عمل چه معنایی دارد ؟




    با سلام


    مگه نه اینکه تو دین ما به ازادی بیان و اندیشه بها داده میشه ؟!!!پس چرا بین حرفمون تا عملمون زمین تا اسمون فرق هست !!!!


    ازادی اندیشه چیست ؟ ازادی عمل چیست ؟

    از نظر قران ازادی اندیشه معنایی دارد ؟ ازادی عمل چی ؟

    با تشکر


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 5
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ در ساعت ۱۸:۴۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آزادی




    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-joon نمایش پست
    با سلام


    مگه نه اینکه تو دین ما به ازادی بیان و اندیشه بها داده میشه ؟!!!پس چرا بین حرفمون تا عملمون زمین تا اسمون فرق هست !!!!


    ازادی اندیشه چیست ؟ ازادی عمل چیست ؟

    از نظر قران ازادی اندیشه معنایی دارد ؟ ازادی عمل چی ؟

    با تشکر


    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    در پاسخ به سوال شما چند مطلب عرض می شود :

    - در مورد آزادی اندیشه می توان گفت که اینکه افراد در تفکرات ، باور ها و اعتقاداتشان مجبور به پیروی از شخص یا گروه خاصی نباشند ، را می توان آزادی اندیشه دانست . در این باره از آیات قرآن هم می توان تاییداتی را بیان کرد به طور مثال در مورد آیه لا اکراه فی الدین ، می توان چنین برداشتی داشت که در حیطه اندیشه ، هرکسی آزاد است تا تحقیق کند و اصولا باور ، امری اجباری نیست . (البته این نکته هم مهم است که در تحقیق واقعا در پی حقیقت باشیم)
    در مورد آزادی عمل نیز باید عرض شود که هر فردی آزاد است تا در جامعه هر عملی که مایل است را انجام دهد اما در اینجا چند نکته وجود دارد . آزادی این فرد نباید آزادی دیگران را محدود کند . فلذا اگر او بخواهد کاری انجام دهد که حق دیگری را ضایع کند ، مجاز نخواهد بود . آزادی او همچنین نباید قوانین مورد قبول جامعه را نیز نقض کند این قوانین اعم از قوانین رسمی کشور و قوانین دینی است . با توجه به شرایط فوق ، افراد در جامعه آزادی عمل نیز دارند . و می توانند به فعالیت های مورد علاقه خویش بپردازند . فلذا به نظر تناقضی وجود ندارد .


    موفق باشید

    ویرایش توسط رئوف : ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ در ساعت ۲۱:۵۳


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اصلا کلا تو کشور واسه خیلی ها آزادی اندیشه و عمل یچی کاملا جدا از اونچه که هست معنا شده
    کاش یکـــــــی بگویدم حضرت مهدی(ع) آمده
    کاش یکـــــــی بگویدم حضرت مهدی(ع) آمده
    ترسم اجل بیاید و . رَوَم ندیده روی تو
    خودآگهی که دل شده. دخیل زلف و موی تو

    بیا و رو نشان بده . بر این دل عاشق من




  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 5 نمایش پست

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    در پاسخ به سوال شما چند مطلب عرض می شود :


    - در مورد آزادی اندیشه می توان گفت که اینکه افراد در تفکرات ، باور ها و اعتقاداتشان مجبور به پیروی از شخص یا گروه خاصی نباشند ، را می توان آزادی اندیشه دانست . در این باره از آیات قرآن هم می توان تاییداتی را بیان کرد به طور مثال در مورد آیه لا اکراه فی الدین ، می توان چنین برداشتی داشت که در حیطه اندیشه ، هرکسی آزاد است تا تحقیق کند و اصولا باور ، امری اجباری نیست . (البته این نکته هم مهم است که در تحقیق واقعا در پی حقیقت باشیم)

    در مورد آزادی عمل نیز باید عرض شود که هر فردی آزاد است تا در جامعه هر عملی که مایل است را انجام دهد اما در اینجا چند نکته وجود دارد . آزادی این فرد نباید آزادی دیگران را محدود کند . فلذا اگر او بخواهد کاری انجام دهد که حق دیگری را ضایع کند ، مجاز نخواهد بود . آزادی او همچنین نباید قوانین مورد قبول جامعه را نیز نقض کند این قوانین اعم از قوانین رسمی کشور و قوانین دینی است . با توجه به شرایط فوق ، افراد در جامعه آزادی عمل نیز دارند . و می توانند به فعالیت های مورد علاقه خویش بپردازند . فلذا به نظر تناقضی وجود ندارد .


    موفق باشید

    که عشق آسان نمود اول ، ولی افتاد مشکل ها !!

    جناب پاسخگو

    1. قوانین رسمی کشور ، در همه ی کشورهای پیشرفته ی دنیا بر اساس منافع تمام مردم آن کشور تنظیم می شود و در آن از یکسو نگری و توجه یک جانبه به مصالح باورمندان یک آیین خاص خبری نیست . در حالی که قوانین دینی ( در کلیه ی ادیان ) با نگاه حفظ و تامین مصالح باورمندان به همان دین تبیین شده و نگاهی کلیت گرا و همه گیر و با شمول آحاد مردم نیست . بر این پایه ، قاب گرفتن تفکر آحاد مردم با قوانین دینی ، در واقع تحدید آزادی های ایشان برای تفکر و انتخاب بین شیوه های مختلف است . در واقع به مردم گفته ایم شما آزادید دنیا را ببینید و هر کشور را که خواستید انتخاب کنید اما حق ندارید از این شهر بیرون بروید !

    2. وقتی یک جمله ی کلی می گوییم مانند این : " در حیطه اندیشه ، هرکسی آزاد است تا تحقیق کند و اصولا باور ، امری اجباری نیست " و بعدش حرف مشکوکی می زنیم مانند این " البته این نکته هم مهم است که در تحقیق واقعا در پی حقیقت باشیم " آن وقت است که باب سوء استفاده ها باز می شود . چطور ؟ این طور :

    - هر کسی حرفی زد که به مذاق جمع خوش نیامد ، او را به چیزهای مختلف متهم کرده و خیلی راحت خواهند گفت حرف هایت نشان می دهد که تو به دنبال حقیقت نیستی !
    - برای تشخیص این که کی به دنبال حقیقت هست و کی نیست ، راه برای انواع تفتیش ها و فضولی ها باز خواهد شد .
    - و نهایتا این که افرادی که دگر اندیش هستند ، ترجیح خواهند داد برای متهم نشدن به " به دنبال حقیقت نبودن " ، زبان در کام بکشند .

    موفق باشید


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پیروی از حقیقت




    نقل قول نوشته اصلی توسط ceramic نمایش پست
    که عشق آسان نمود اول ، ولی افتاد مشکل ها !!

    جناب پاسخگو

    1. قوانین رسمی کشور ، در همه ی کشورهای پیشرفته ی دنیا بر اساس منافع تمام مردم آن کشور تنظیم می شود و در آن از یکسو نگری و توجه یک جانبه به مصالح باورمندان یک آیین خاص خبری نیست . در حالی که قوانین دینی ( در کلیه ی ادیان ) با نگاه حفظ و تامین مصالح باورمندان به همان دین تبیین شده و نگاهی کلیت گرا و همه گیر و با شمول آحاد مردم نیست . بر این پایه ، قاب گرفتن تفکر آحاد مردم با قوانین دینی ، در واقع تحدید آزادی های ایشان برای تفکر و انتخاب بین شیوه های مختلف است . در واقع به مردم گفته ایم شما آزادید دنیا را ببینید و هر کشور را که خواستید انتخاب کنید اما حق ندارید از این شهر بیرون بروید !

    2. وقتی یک جمله ی کلی می گوییم مانند این : " در حیطه اندیشه ، هرکسی آزاد است تا تحقیق کند و اصولا باور ، امری اجباری نیست " و بعدش حرف مشکوکی می زنیم مانند این " البته این نکته هم مهم است که در تحقیق واقعا در پی حقیقت باشیم " آن وقت است که باب سوء استفاده ها باز می شود . چطور ؟ این طور :

    - هر کسی حرفی زد که به مذاق جمع خوش نیامد ، او را به چیزهای مختلف متهم کرده و خیلی راحت خواهند گفت حرف هایت نشان می دهد که تو به دنبال حقیقت نیستی !
    - برای تشخیص این که کی به دنبال حقیقت هست و کی نیست ، راه برای انواع تفتیش ها و فضولی ها باز خواهد شد .
    - و نهایتا این که افرادی که دگر اندیش هستند ، ترجیح خواهند داد برای متهم نشدن به " به دنبال حقیقت نبودن " ، زبان در کام بکشند .

    موفق باشید


    با سلام خدمت شما دوست گرامی


    1. اگر مردم کشوری صلاح خود را در این دیدند که که قوانین دینی داشته باشند و به قانون اساسی ای رای دادند که در آن اسلام به عنوان دین رسمی مشخص شده و قوانین آن بر اساس اصول اسلام بنا شده باشد ، آیا باز هم می توان بین قوانین دینی و قوانین جامعه ، فاصله انداخت و آنها را دو حقیقت مجزا دانست ؟
    در کشور ما مردم قانون دینی را انتخاب کرده اند و این انتخاب کاملا آزاد بوده است .

    نکته دیگر اینکه قانون دینی (بنده در مورد دین اسلام سخن می گویم نه ادیان دیگر) بر ضد آزادی و خواست مردم و یا پیروان ادیان دیگر نیست . اتفاقا در اسلام حقوق اقلیت ها هم رعایت شده است به طوریکه امروزه در جامعه ما کسی حق ندارد به حریم خصوصی اقلیت ها تعرض و تفتیش کند ولی آنها ملزم اند که در مراکز عمومی قوانین جامعه را که اکثریت به آن رای داده اند ، پیروی کنند .

    2. در مورد مطلب دومتان هم عرض شود که :

    - حسن ظن داشته باشید .
    - بنده آن تعبیر را در مورد معنای آیه مذکور بیان کردم و به نحو کلی عرض نکردم . به عبارت دیگر ، بنده هم موافقم که نباید گروهی به گروه دیگر اتهام "عدم جستجوی واقعی حقیقت " بزند . اما نکته ای که بنده می خواهم بیان کنم این است که تلاش هایی در نزد خداوند مقبول خواهد بود که واقعا در پی حقیقت باشند . به عبارت دیگر از آنجایی که هرکس به نفس خویش آگاه است ، می داند که آیا در مقابل حقیقت ، تسلیم و پیرو هست یا خیر و این امر درونی است و بنده نمی خواهم زمینه ای را فراهم کنم تا عده ای ، عده ای را به عدم پیروی از حقیقت متهم کنند .

    موفق باشید



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 5 نمایش پست
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    در پاسخ به سوال شما چند مطلب عرض می شود :

    - در مورد آزادی اندیشه می توان گفت که اینکه افراد در تفکرات ، باور ها و اعتقاداتشان مجبور به پیروی از شخص یا گروه خاصی نباشند ، را می توان آزادی اندیشه دانست . در این باره از آیات قرآن هم می توان تاییداتی را بیان کرد به طور مثال در مورد آیه لا اکراه فی الدین ، می توان چنین برداشتی داشت که در حیطه اندیشه ، هرکسی آزاد است تا تحقیق کند و اصولا باور ، امری اجباری نیست . (البته این نکته هم مهم است که در تحقیق واقعا در پی حقیقت باشیم)
    در مورد آزادی عمل نیز باید عرض شود که هر فردی آزاد است تا در جامعه هر عملی که مایل است را انجام دهد اما در اینجا چند نکته وجود دارد . آزادی این فرد نباید آزادی دیگران را محدود کند . فلذا اگر او بخواهد کاری انجام دهد که حق دیگری را ضایع کند ، مجاز نخواهد بود . آزادی او همچنین نباید قوانین مورد قبول جامعه را نیز نقض کند این قوانین اعم از قوانین رسمی کشور و قوانین دینی است . با توجه به شرایط فوق ، افراد در جامعه آزادی عمل نیز دارند . و می توانند به فعالیت های مورد علاقه خویش بپردازند . فلذا به نظر تناقضی وجود ندارد .

    موفق باشید
    با سلام
    پس ما هیچ ازادی اندیشه ای نداریم
    اول: وقتی تو خانواده ای به دنیا میایم ناخواسته عقاید و امیال و ایده الهای خانواده روی ما تاثیر میذاره ...حتی کسی هم خیلی روشنفکر باشه باز روی افکار ارثی خودش حداقل تعصباتی داره

    دوم : برای داشتن اندیشه ای ازاد حتمن لوازمی احتیاج هست .مثلن کسیکه در یک اجتماع زندگی میکنه مجبور به رعایت قوانین هستش اما زندگی اجتماعی جدای از محاسنی هم که داره معایبی هم به همراه داره من جمله از دست دادن یه زندگی ازاد


    سوم :اعتقاد به وجود معاد و زندگی اخروی باعث میشه یک نوع ترس و خوف داشته باشیم که تحت تاثیر این ترس اجبار به وجود میاد ،برای داشتن اندیشه ای اجباری
    مثل بعضی از انسانها که ترس از ندیده ها و ناشناخته ها احتیاط میکنند

    داشتن اجبار و اختیار کاملن نسبی واخرش هم به این ختم میشه که ما اختیار داریم اما حق انتخاب نداریم
    ازادی که همراه با انتخاب نباشه فکر نمیکنم معنایی داشته باشه
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۲/۱۳ در ساعت ۱۶:۳۸

  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 5 نمایش پست


    با سلام خدمت شما دوست گرامی


    1. اگر مردم کشوری صلاح خود را در این دیدند که که قوانین دینی داشته باشند و به قانون اساسی ای رای دادند که در آن اسلام به عنوان دین رسمی مشخص شده و قوانین آن بر اساس اصول اسلام بنا شده باشد ، آیا باز هم می توان بین قوانین دینی و قوانین جامعه ، فاصله انداخت و آنها را دو حقیقت مجزا دانست ؟

    در کشور ما مردم قانون دینی را انتخاب کرده اند و این انتخاب کاملا آزاد بوده است .

    نکته دیگر اینکه قانون دینی (بنده در مورد دین اسلام سخن می گویم نه ادیان دیگر) بر ضد آزادی و خواست مردم و یا پیروان ادیان دیگر نیست . اتفاقا در اسلام حقوق اقلیت ها هم رعایت شده است به طوریکه امروزه در جامعه ما کسی حق ندارد به حریم خصوصی اقلیت ها تعرض و تفتیش کند ولی آنها ملزم اند که در مراکز عمومی قوانین جامعه را که اکثریت به آن رای داده اند ، پیروی کنند .


    2. در مورد مطلب دومتان هم عرض شود که :


    - حسن ظن داشته باشید .

    - بنده آن تعبیر را در مورد معنای آیه مذکور بیان کردم و به نحو کلی عرض نکردم . به عبارت دیگر ، بنده هم موافقم که نباید گروهی به گروه دیگر اتهام "عدم جستجوی واقعی حقیقت " بزند . اما نکته ای که بنده می خواهم بیان کنم این است که تلاش هایی در نزد خداوند مقبول خواهد بود که واقعا در پی حقیقت باشند . به عبارت دیگر از آنجایی که هرکس به نفس خویش آگاه است ، می داند که آیا در مقابل حقیقت ، تسلیم و پیرو هست یا خیر و این امر درونی است و بنده نمی خواهم زمینه ای را فراهم کنم تا عده ای ، عده ای را به عدم پیروی از حقیقت متهم کنند .

    موفق باشید

    بسیار خوب ،

    اگر همان مردم بعد از سی سال از کاری که کرده بودند پشیمان شده باشند چه ؟ آیا زیر بار یک رفراندوم جدید می روید ؟ اگر این بار عموم مردم به جمهوری اسلامی رای ندادند چه ؟ آیا می پذیرید که قوانین بر مبنای چیز دیگری تدوین شود ؟ یا این که نه ، آقایان می روند سر منبر می گویند اکثریت یعنی چه ؟ مردم که این چیزها را نمی فهمند !!! ( حضرت آقای مصباح )

    به عبارت ساده تر ، هر جا که رای مردم به نظر ما موافق باشد ، آن را می پذیریم و روی چشممان می گذاریم ؛ و هر جا نبود ، اصلا مردم کی هستن که نظر بدهند ؟ اسلام کی گفته تابع اکثریت باشید ؟ اسلام دین خدا و قرآن سخن خداست ، اکثریت و اقلیت هم بر نمی دارد !!

    کدام حقوق اقلیت ها ؟ این که اجازه داشته باشند به کنیسه و کلیسا و معبد بروند ؟ این را هم اجازه نمی دادید که می شد شوروی ! تازه در شوروی هم مسجد و کلیسا و کنیسه بود ! اما بسیاری از اقلیت ها از استخدام در مراکز دولتی محرومند ، خیلی ها هم رسما و در قوانین محروم نیستند اما معلوم است اداره ای که در گزینشش از سه تکه یا دو تکه بودن کفن میت سئوال می کند و سر ظهر کارمندانش با دست های خیس ِ آبچکان و دمپایی های بسیار زیبا دو ساعت از وقت کار را برای نماز و ناهار تعطیل می کنند ، کدام دیوانه ای می آید کسی را استخدام کند که اگر دست خیسش به شما بخورد باید خودتان را آب بکشید !!!

    - حسن ظن می خواهیم داشته باشیم ، اما با چشم های خودمان در این مملکت چیزهایی دیده ایم که دیگر حسن ظن مان کور شده است . اول انقلاب هم از همین حرف ها بود ... که نباید چنین شود و نباید چنان شود و جالب این که در همان موقع داشت چنین و چنان می شد ! زمینه اش را هم روحانیت از اول انقلاب مهیا کرد . کاری کردید ( شخص شما را عرض نمی کنم ، دستگاه روحانیت را می گویم ) که آش آنقدر شور شد که رهبر ناچار شد فرمان بدهد که بابا مردم را به به بهانه های واهی بی آبرو نکنید . جالب این که از فرمان همو نیز سرپیچی می کردند . این همه تجسس و بهانه تراشی در زندگی خصوصی مردم به اسم گزینش و فلان و بهمان ، آن همه بگیر و ببند و کتک زدن مردم در کمیته ها برای اعتراف به گناه در محیط خصوصی شان ( تا یقه کنند و باج بگیرند و بهانه پبدا کنند برای ... به زن ها و دخترهایی که مثلا به خاطر بدحجابی دستگیر شده بودند و ... ) ، برای شما کافی نیست که از تاریخ معاصر که خودتان هم در آن زیسته اید درس بگیرید و متوجه شوید که جملات فساد آور ، باغ و بستان به عمل نمی آورد ؟

    وقتی متفکر ، تئوری ای می دهد که قابل اجرا نیست ، یک عده آدم مریض هم از آن تئوری به نحو احسن سوء استفاده می کنند برای درآوردن پدر مردم


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط raz72 نمایش پست
    اصلا کلا تو کشور واسه خیلی ها آزادی اندیشه و عمل یچی کاملا جدا از اونچه که هست معنا شده

    میشه توضیح بدید که چی معنا شده قربان ؟

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قدرت انتخاب




    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-joon نمایش پست
    با سلام
    پس ما هیچ ازادی اندیشه ای نداریم
    اول: وقتی تو خانواده ای به دنیا میایم ناخواسته عقاید و امیال و ایده الهای خانواده روی ما تاثیر میذاره ...حتی کسی هم خیلی روشنفکر باشه باز روی افکار ارثی خودش حداقل تعصباتی داره

    دوم : برای داشتن اندیشه ای ازاد حتمن لوازمی احتیاج هست .مثلن کسیکه در یک اجتماع زندگی میکنه مجبور به رعایت قوانین هستش اما زندگی اجتماعی جدای از محاسنی هم که داره معایبی هم به همراه داره من جمله از دست دادن یه زندگی ازاد


    سوم :اعتقاد به وجود معاد و زندگی اخروی باعث میشه یک نوع ترس و خوف داشته باشیم که تحت تاثیر این ترس اجبار به وجود میاد ،برای داشتن اندیشه ای اجباری
    مثل بعضی از انسانها که ترس از ندیده ها و ناشناخته ها احتیاط میکنند

    داشتن اجبار و اختیار کاملن نسبی واخرش هم به این ختم میشه که ما اختیار داریم اما حق انتخاب نداریم
    ازادی که همراه با انتخاب نباشه فکر نمیکنم معنایی داشته باشه


    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    دو مطلب :

    - تاثیر محیط ، وراثت و امور دیگر بر فرد قابل انکار نیست اما مطلب مهم این است که این امور هیچگاه به حدی نمی رسد که موجب جبر شود . نمونه فراوانی می توانید بیابید که فردی از خانواده ای کاملا بی دین ، به دین روی آورده است یا برعکس . یا افرادی از طبقات پایین جامعه توانسته اند خود را به طبقات بالاتر برسانند و یا برعکس . فلذا اختیار انسان همیشه به شرط تلاش ، محفوظ است .

    - در مورد ترس و خوف از عذاب ، این سخن صحیح است که احتمال وقوع خطر یکی از عواملی است که انسان ها در تصمیم گیری خود در نظر می گیرند و در شوون مختلف زندگی عادی نیز موارد زیادی در این زمینه وجود دارد .

    در مورد معاد اگر فردی ، اعتقاد ندارد که نباید ترسی هم داشته باشد و اگر هم اعتقاد دارد باید طبق اعتقاد خود از اموری که موجب عذاب او می شود ، پیشگیری کند .

    مجموعا ما آزادی داریم و حق انتخاب نیز داریم . البته متاسفانه فضای بحث در حال چندپاره شدن است زیرا گاهی سوال اعتقادی مطرح می شود و گاهی هم جنبه ی سیاسی مورد سوال است که دو موضوع مجزا هستند .
    در مورد اعتقادات ما هم آزادی و هم قدرت انتخاب داریم .

    موفق باشید


  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چند مطلب




    نقل قول نوشته اصلی توسط ceramic نمایش پست
    بسیار خوب ،

    اگر همان مردم بعد از سی سال از کاری که کرده بودند پشیمان شده باشند چه ؟ آیا زیر بار یک رفراندوم جدید می روید ؟ اگر این بار عموم مردم به جمهوری اسلامی رای ندادند چه ؟ آیا می پذیرید که قوانین بر مبنای چیز دیگری تدوین شود ؟ یا این که نه ، آقایان می روند سر منبر می گویند اکثریت یعنی چه ؟ مردم که این چیزها را نمی فهمند !!! ( حضرت آقای مصباح )

    به عبارت ساده تر ، هر جا که رای مردم به نظر ما موافق باشد ، آن را می پذیریم و روی چشممان می گذاریم ؛ و هر جا نبود ، اصلا مردم کی هستن که نظر بدهند ؟ اسلام کی گفته تابع اکثریت باشید ؟ اسلام دین خدا و قرآن سخن خداست ، اکثریت و اقلیت هم بر نمی دارد !!

    کدام حقوق اقلیت ها ؟ این که اجازه داشته باشند به کنیسه و کلیسا و معبد بروند ؟ این را هم اجازه نمی دادید که می شد شوروی ! تازه در شوروی هم مسجد و کلیسا و کنیسه بود ! اما بسیاری از اقلیت ها از استخدام در مراکز دولتی محرومند ، خیلی ها هم رسما و در قوانین محروم نیستند اما معلوم است اداره ای که در گزینشش از سه تکه یا دو تکه بودن کفن میت سئوال می کند و سر ظهر کارمندانش با دست های خیس ِ آبچکان و دمپایی های بسیار زیبا دو ساعت از وقت کار را برای نماز و ناهار تعطیل می کنند ، کدام دیوانه ای می آید کسی را استخدام کند که اگر دست خیسش به شما بخورد باید خودتان را آب بکشید !!!

    - حسن ظن می خواهیم داشته باشیم ، اما با چشم های خودمان در این مملکت چیزهایی دیده ایم که دیگر حسن ظن مان کور شده است . اول انقلاب هم از همین حرف ها بود ... که نباید چنین شود و نباید چنان شود و جالب این که در همان موقع داشت چنین و چنان می شد ! زمینه اش را هم روحانیت از اول انقلاب مهیا کرد . کاری کردید ( شخص شما را عرض نمی کنم ، دستگاه روحانیت را می گویم ) که آش آنقدر شور شد که رهبر ناچار شد فرمان بدهد که بابا مردم را به به بهانه های واهی بی آبرو نکنید . جالب این که از فرمان همو نیز سرپیچی می کردند . این همه تجسس و بهانه تراشی در زندگی خصوصی مردم به اسم گزینش و فلان و بهمان ، آن همه بگیر و ببند و کتک زدن مردم در کمیته ها برای اعتراف به گناه در محیط خصوصی شان ( تا یقه کنند و باج بگیرند و بهانه پبدا کنند برای ... به زن ها و دخترهایی که مثلا به خاطر بدحجابی دستگیر شده بودند و ... ) ، برای شما کافی نیست که از تاریخ معاصر که خودتان هم در آن زیسته اید درس بگیرید و متوجه شوید که جملات فساد آور ، باغ و بستان به عمل نمی آورد ؟

    وقتی متفکر ، تئوری ای می دهد که قابل اجرا نیست ، یک عده آدم مریض هم از آن تئوری به نحو احسن سوء استفاده می کنند برای درآوردن پدر مردم

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    چند مطلب :

    - اولا سوال شما از حیطه اعتقادی به سیاسی تغییر کرده است و قاعدتا بنده نباید وارد این موضوع بشوم ولی استثناءا این کار را انجام میدهم

    - نیازی به رفراندم نیست زیرا هر انتخاباتی که بر گزار می شود در واقع نوعی رفراندم است و اکثریت قاطع مردم در انتخابات شرکت می کنند علاوه به رای به کاندید مورد نظر ، به اصل نظام و قانون اساسی آن نیز رای می دهند . فلذا بعد از انقلاب بیش از 30 رفراندم برگزار شده و در همه آنها مردم بیشترین حضور و تایید را به این نظام داشته اند .

    - در مورد حکومت دینی و اینکه نسبت میان جمهوریت و اسلامیت چگونه است ، چند نظریه وجود دارد و نظریه آیت الله مصباح یکی از آنها است و طبیعتا بررسی نظریه ایشان (که خارج از بحث ماست) نیازمند استناد دقیق است نه اینکه شما چیزی را بنویسد و همین طور بدون ارائه آدرس اسناد بدهید و بر اساس این ادعای بدون دلیل خود ادعاهای دیگری نیز مطرح کند .

    - در مورد اقلیت های دینی نیز عرض کنم که این اقلیت ها برنامه های خود را دارند و طبق حقوق قانونی خود از مزایای در جامعه برخوردارند .

    - بسیاری از مطالبی که بیان کرده اید ادعاهای بدون دلیل است و برخی حتی اتهام های بدون دلیل است که فضای بحث را از حالت علمی به حالت ژورنالیستی تغییر می دهد . امری که باید به شدت از آن پرهیز کرد .
    - نکته ی پایانی اینکه بنده مدعی نیستم که ما هیچ مشکلی در جامعه نداریم اتفاقا در عرصه های مختلف اموری باید اصلاح بشوند که به نظر بسیار اساسی نیز هستند ولی اینها دلیل نمی شود که مزایا و محاسن کل مجموعه را ندیده بگیریم .

    موفق باشید



صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود