جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا علوم تجربی یقین آور است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا علوم تجربی یقین آور است؟




    به نام خداوند بخشنده و مهربان
    همانطور که می دانید منطق دانان مسلمان تجربیات را جز یقینیات می دانند.
    اما سوال من این است که چرا چنین می گویند؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    با توجه به اشکالات ذیل:
    به نظر بنده علوم تجربی هیچ دلیلی بر کلیتشان ندارند
    چون قانون باید کلی باشد
    و در صورت کلی نبودن اصلا قانون نیست
    حالا برویم سراغ کلیت در علوم تجربی:
    به نظر من علوم تجربی حاصل از استقرا ناقص در طبیعت است
    یعنی فیزیکدان می اید در ازمایشگاه چند نمونه از مثلا آب را بررسی کرده به یک نتیجه ای در باره آنها می رسد
    بعد آن نتیجه را درباره تمام آبهای دنیا تعمیم می دهد
    که این کار از چند جهت اشکال دارد:
    اولا آقای فیزیکدان تو تمام آب های دنیا را ندیدی شاید بر روی دیگر ابها این قانون بار نشود
    ثانیا از کجا معلوم همیشه طبیعت یکسان است شاید در گذشته چنین قانونی در عالم نبوده که مثلا یو مساوی ام جی اچ(u=mgh) و در قرون اخیر چنین اتفاقی افتاده و شاید در آینده هم این قانون در طبیعت از بین برود و در عالم حاکم نباشد(اشکال هیوم)



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۱۶ در ساعت ۱۱:۳۲
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    به نام خداوند بخشنده و مهربان
    همانطور که می دانید منطق دانان مسلمان تجربیات را جز یقینیات می دانند.
    اما سوال من این است که چرا چنین می گویند؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    با توجه به اشکالات ذیل:
    به نظر بنده علوم تجربی هیچ دلیلی بر کلیتشان ندارند
    چون قانون باید کلی باشد
    و در صورت کلی نبودن اصلا قانون نیست
    حالا برویم سراغ کلیت در علوم تجربی:
    به نظر من علوم تجربی حاصل از استقرا ناقص در طبیعت است
    یعنی فیزیکدان می اید در ازمایشگاه چند نمونه از مثلا آب را بررسی کرده به یک نتیجه ای در باره آنها می رسد
    بعد آن نتیجه را درباره تمام آبهای دنیا تعمیم می دهد
    که این کار از چند جهت اشکال دارد:
    اولا آقای فیزیکدان تو تمام آب های دنیا را ندیدی شاید بر روی دیگر ابها این قانون بار نشود
    ثانیا از کجا معلوم همیشه طبیعت یکسان است شاید در گذشته چنین قانونی در عالم نبوده که مثلا یو مساوی ام جی اچ(u=mgh) و در قرون اخیر چنین اتفاقی افتاده و شاید در آینده هم این قانون در طبیعت از بین برود و در عالم حاکم نباشد(اشکال هیوم)



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3


    با سلام و عرض ادب

    فرمايش حضرت عالي كه فرموديد « به نظر من علوم تجربی حاصل از استقرا ناقص در طبیعت است» مورد تأييد اگر كتب منطقي را ملاحظه بفرماييد در اين كتب نكته فوق تذكر داده شده است كه تجربيات حاصل از استقراء ناقص است «هذا الاستنتاج في التجربيات من نوع الاسقراء الناقص» (منطق مظفر ص 285)

    از نظر منطقيون استقراء تام مفيد يقين است اما استقراء ناقص مفيد يقين نمي باشد ؛ براي اينكه اين موضوع بيشتر تشريح شود در ابتدا استقراء را تعريف كرده و بعد به اقسام آن اشاره مي شود :

    استقراء : آن نوع از استدلال است كه در آن از مقدمات جزئي به نتايج كلي مي رسيم ، مثل اينكه افراد حيوانات مورد بررسي قرار دهيم و ببينيم كه براي زنده ماندن به اكسيژن نياز دارند آنگاه بر اساس مشاهدات خود يك حكم كلي بيان مي كنيم : « هر حيوان نياز به اكسيژن دارد»

    استقراء بر دو گونه مي باشد يا تام است و يا ناقص.

    استقراء تام: در استقراء تام محدوده تحقيق محدود است و تمام موارد بررسي ميشود مثل جمعيت يك روستا. آن است كه همه موارد يك موضوع را مورد بررسي و مشاهده قرار مي دهيم و حكم كلي را استنتاج نماييم ؛ نتيجه اين استقراء يقيني و قطعي است . مثل اينكه مي خواهيم بدانيم همه دانشجويان دانشگاه مسلمان نماز نافله شب را مي خوانند يا نه ! بنابراين همه دانشجويان آن دانشگاه را بررسي مي كنيم پس از مشاهده اينكه همه دانشجويان نماز نافله را مي خوانند نتيجه مورد نظر را به صورت حكم قطعي بيان مي كنيم :
    «همه دانشجويان اين دانشگاه نماز نافله را مي خوانند»

    استقراء ناقص: استقراء ناقص از اقسام سفسطه است . محدوده وسيع است و معمولا با وقت كم و شرايط محدود نميتوان استقرائي تام بدست داد .


    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    علامه مصباح يزدي در كتاب آموزش فلسفه در اين رابطه مي فرمايد:

    تلاش براي كشف مجهولي با استفاده از معلوم ديگر به سه صورت انجام مي‏گيرد:

    1 ـ سير از جزئي به جزئي ديگر. يعني دو موضوعي كه مشابه يكديگرند و حكم يكي از آنها معلوم است همان حكم را براي ديگري اثبات كنيم به استناد شباهتي كه ميان دو موضوع، وجود دارد. چنانكه اگر دو نفر شبيه هم باشند و يكي از ايشان باهوش باشد. بگوييم آن ديگري هم باهوش است. اين كار را به اصطلاح منطقي «تمثيل» و به اصطلاح فقهي «قياس» مي‏گويند؛ بديهي است كه صِرف مشابهت دو موضوع، موجب يقين به اشتراك حكم آنها نمي‏شود و از اين روي، تمثيل مفيد يقين نيست و ارزش علمي ندارد.

    2 ـ سير از جزئي به كلي. يعني با بررسي افراد يك ماهيّت و يافتن خاصيت مشتركي بين آنها حكم كنيم كه خاصيت مزبور براي آن ماهيت، ثابت و در همه‌ي افراد آن، تحقّق دارد. اين كار را در اصطلاح منطق «استقراء» مي‏نامند و آن‌را بر دو قسم، تقسيم مي‏كنند: استقراء تام، و استقراء ناقص.

    فرض استقراء تام در جايي است كه همه‌ي افراد موضوع، بررسي و خاصيت مشترك در همه‌ي آنها ديده شده باشد. و روشن است كه چنين كاري عملاً ميسّر نيست زيرا اگر همه‌ي افراد همزمانِ يك ماهيت هم قابل بررسي باشند هيچگاه نمي‏توان افراد گذشته و آينده‌ي آن‌را مورد تحقيق قرار داد و دست كم چنين احتمالي باقي خواهد ماند كه در گذشته يا آينده نيز افرادي براي اين ماهيت بوجود آمده باشد يا بوجود بيايد.

    استقراء ناقص اين است كه افراد بسياري از يك ماهيّت، مورد مشاهده قرار گيرد و خاصيت مشترِك بين آنها به همه‌ي افراد ماهيّت، نسبت داده شود. ولي چنين سير فكري، موجب يقين نخواهد شد زيرا همواره چنين احتمالي (هر قدر هم ضعيف باشد) وجود دارد كه بعضي از افرادي كه مورد بررسي قرار نگرفته‏اند داراي اين خاصيت نباشند.
    بنابراين، از استقراء هم نمي‏شود عملاً نتيجه‌ي يقيني و غير قابل ترديد گرفت.

    استدلال برای یک مسئله همیشه به صورت سیر از کلی به جزئی است نهایت این است که این سیر فکری گاهی با صراحت و روشنی انجام میگیرد مانند قیاس منطقی و گاهی بطور ضمنی مانند تمثیل و استقراء و گاهی مفید یقین است مانند قیاس برهانی و استقراء تام و گاهی یقینآور نیست مانند قیاسات جدلی و خطابی و تمثیل و استقراء ناقص. ﴿ صفحه 109﴾



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حالا به هر حال از نظر شما استقرا ناقص ظن اور است یا یقین اور؟
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    حالا به هر حال از نظر شما استقرا ناقص ظن اور است یا یقین اور؟

    با سلام و عرض ادب
    استقراء ناقص ظن آور است ؛ منطقيون استقرا، را به دو دسته تقسیم مي كنند: تام و ناقص. اگر استقرا، تام باشد مفید یقین است. چرا که تمام افراد یک کلّی به تفصیل مورد مشاهده قرارمی گیرند ولی حصول استقرا تام، مشکل و غالباً دست نیافتنی است. استقرا ناقص، گرچه مفید یقین نیست و حداکثر ظن آور است، ولی در علوم تجربی کارایی مناسبی دارد.
    منطق دانان متقدم معمولاً براین اعتقاد بوده اند که استقراءهای ناقص و حتی استقراءهای تام با تجربه تفاوت دارند. در تجربه با تکرار آزمایشات و مشاهدات، علت حکم کشف می شود. تجربه، نوعی استدلال و تفکر قیاسی است که به کمک مشاهدات مستقیم و تکرار آزمایشات تحقق می یابد. منتهی قیاس آن، خفی است. پس تجربه، قیاسی است خفی که با استقراء ناقص (آزمایشات و مشاهدات) قرین است. از این رو، علی رغم پندار پاره ای از منطق ستیزان معاصر، تجربه با استقرا تفاوت دارد و از نوع استقرا نیست.
    (مجله معرفت شماره 17 )
    براي مطالعه بيشتر در اين زمينه لطفا اين مجله را مطالعه بفرماييد .
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 3 نمایش پست
    براي مطالعه بيشتر در اين زمينه لطفا اين مجله را مطالعه بفرماييد .
    شماره 17 مجله معرفت را دیدم خبری از مقاله ای که شما می گفتی نبود:
    http://www.noormags.com/view/fa/magazinenumber/4840
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود