جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا کشتار افرادی که اشعارشان فصیح تر از قرآن بود واقعیت دارد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    ایا کشتار افرادی که اشعارشان فصیح تر از قرآن بود واقعیت دارد ؟




    وقتی پیامبر ادعا کرد که هیچ کس نمیتواند مانند قرآن آیه ای بیاورد.....
    اعراب زیادی در آن زمان که اوج دوران شعر و شاعری عربستان بود اشعاری در رد حرفهای محمد میسرودند و ادعا میکردند که آیه ها و سوره هایی زیباتر از سوره ها و آیه های محمد آورده اند و محمد بسیار با آنان به دشمنی بر میخواست و حتی چند تن از آنان را بطور کاملا ناجوانمردانه ترور کرد. بعنوان مثال در تاریخ نام اسما بنت مروان زن شاعری هست که اشعار پیامبر را هجو میکرد و پیامبر بر سر خود میکوبید که چه کسی از شما مومنان مرا از دست این زن نجات میدهد؟ تا اینکه وی را ناجوانمردانه کشتند و یا کعب بن اشرف که مرد دانشمندی بود و پیامبر وی را نیز ترور کرد
    نقل هایی نیز وجود دارد بر اینکه ستون سنگی ای که حاجی ها در ایام حج آنرا رجم میکنند خود قبر شاعریست که به دستور محمد کشته شد، محمد دشمنی بسیاری با شاعران و دانایان عرب ورزید.
    تنفر محمد از شاعران تا حدی است که در قرآن سوره ای به نام شعرا وجود دارد که در تمام این سوره از پیامبرانی که با قوم خود صحبت میکردند و قومشان حرفشان را گوش نمیدادند و بلایی که خداوند سرشان می آورد مانند باران، سیل و... حرف زده میشود تا مومنان زمان محمد را که با شنیدن حرفهای شاعران به شک افتاده بودند بترساند که مبادا محمد را رها کنید و به دنبال شاعران بروید، این تنفر و هراس از شاعران تا جایی است که در پایان این سوره در آیات 224 تا 227 محمد از زبان الله میگوید،

    وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ؛ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ؛وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
    و گمراهان از پی شاعران میروند، آیا ندیده ای که شاعران در هر وادی گسترده اند؟ و چیزهایی میگویند که خود عمل نمیکنند؟

    بنابر این آوردن سوره مثل قرآن و حتی بهتر از قرآن از همان روزهای اول اسلام کار بسیار راحتی بود و خیلی ها این کار را انجام دادند اما خوب مسلمانان آنها را با شدت تمام نابود کردند و ناجوانمردانه کشتند. در ایران نیز ابن مقطع یکی از دانشمندان ایران کتابی در رد قرآن نوشت و یا رازی امکان وجود وحی را رد کرد و مسلمانان با خشونت و توحش تمام (مثل همیشه) با آنها روبرو شدند. عده بسیاری را گمان بر این است که کتاب الفصول و الغایات ابوالعلاء معری به قصد رقابت و هجو قرآن نوشته شده است و این کار را واقعا خوب انجام داده است.



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۲۰ در ساعت ۰۹:۴۶
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    وقتی پیامبر ادعا کرد که هیچ کس نمیتواند مانند قرآن آیه ای بیاورد.....
    اعراب زیادی در آن زمان که اوج دوران شعر و شاعری عربستان بود اشعاری در رد حرفهای محمد میسرودند و ادعا میکردند که آیه ها و سوره هایی زیباتر از سوره ها و آیه های محمد آورده اند و محمد بسیار با آنان به دشمنی بر میخواست و حتی چند تن از آنان را بطور کاملا ناجوانمردانه ترور کرد. بعنوان مثال در تاریخ نام اسما بنت مروان زن شاعری هست که اشعار پیامبر را هجو میکرد و پیامبر بر سر خود میکوبید که چه کسی از شما مومنان مرا از دست این زن نجات میدهد؟ تا اینکه وی را ناجوانمردانه کشتند و یا کعب بن اشرف که مرد دانشمندی بود و پیامبر وی را نیز ترور کرد
    نقل هایی نیز وجود دارد بر اینکه ستون سنگی ای که حاجی ها در ایام حج آنرا رجم میکنند خود قبر شاعریست که به دستور محمد کشته شد، محمد دشمنی بسیاری با شاعران و دانایان عرب ورزید.
    تنفر محمد از شاعران تا حدی است که در قرآن سوره ای به نام شعرا وجود دارد که در تمام این سوره از پیامبرانی که با قوم خود صحبت میکردند و قومشان حرفشان را گوش نمیدادند و بلایی که خداوند سرشان می آورد مانند باران، سیل و... حرف زده میشود تا مومنان زمان محمد را که با شنیدن حرفهای شاعران به شک افتاده بودند بترساند که مبادا محمد را رها کنید و به دنبال شاعران بروید، این تنفر و هراس از شاعران تا جایی است که در پایان این سوره در آیات 224 تا 227 محمد از زبان الله میگوید،

    وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ؛ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ؛وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
    و گمراهان از پی شاعران میروند، آیا ندیده ای که شاعران در هر وادی گسترده اند؟ و چیزهایی میگویند که خود عمل نمیکنند؟

    بنابر این آوردن سوره مثل قرآن و حتی بهتر از قرآن از همان روزهای اول اسلام کار بسیار راحتی بود و خیلی ها این کار را انجام دادند اما خوب مسلمانان آنها را با شدت تمام نابود کردند و ناجوانمردانه کشتند. در ایران نیز ابن مقطع یکی از دانشمندان ایران کتابی در رد قرآن نوشت و یا رازی امکان وجود وحی را رد کرد و مسلمانان با خشونت و توحش تمام (مثل همیشه) با آنها روبرو شدند. عده بسیاری را گمان بر این است که کتاب الفصول و الغایات ابوالعلاء معری به قصد رقابت و هجو قرآن نوشته شده است و این کار را واقعا خوب انجام داده است.



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1



    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار
    ضمن قدرداني از حس حقيقت جويي شما كه بدنبال يافتن حقايق و واقعيت ها هستيد،مطالبي پيرامون اين شبهه بي پايه و اساس خدمت شما عرض مي كنم،اما قبل از بيان چرايي قتل برخي از افراد شاعر در زمان پيامبر خدا حضرت محمد(صلي الله عليه و آله)،بيان چند نكته لازم به نظر مي رسد:

    الف- اين مطلبي كه بيان كرده ايد،داراي حداقل هاي نقل يك واقعه تاريخي كه ارائه سند و مدرك است،نيست،و همين عدم ذكر هيچ سند و مدركي،اين مطالب را از اعتبار خواهد انداخت.
    ب- اينكه در اين متن،محل ستون هاي جمرات محل دفن شاعري معرفي شده است،علاوه بر اينكه سخن بي مدركي است،كه بنده ولو بعنوان يك شبهه هم جايي نديده ام، مشكل ديگري كه دارد عدم ذكر نام و رسم آن شاعري است كه به ادعاي نويسنده مطالب، توسط حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) كشته شده و در منطقه منا دفن شده است. همچنين تا جايي كه تاريخ قطعي نقل مي كند پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) تا زماني كه در مكه بودند،قدرتي نداشتند و هميشه تحت فشار و كنترل بوده است،و بعد از هجرت به مدينه بودند كه قدرتي بدست آوردند.

    ج- نويسنده اينگونه ادعا مي كند كه همانند آوردن قرآن كاري بسيار آسان بوده است بگونه اي كه عده زيادي توانسته بودند همانند قرآن را بياورند.در اين رابطه بايد عرض كنم اولاً قرآن مجيد تنها با اسلوب لفظي خود تحدي نمي كند بلكه با جهات معنوي خود نيز مانند جهات لفظي تحدي و دعوي اعجاز مي نمايد، (1) لذا صرف آوردن عباراتي فصيح و بليغ بمعناي آوردن همانند قرآن نيست،بلكه اگر كسي بخواهد حتي يك سوره از قرآن را بياورد بايد نكات عديده ‏اي لااقل در آن جمع باشد.
    1- از بعد فصاحت و بلاغتي در حد قرآن برخوردار باشد.
    2- در عين حال محتواي آن عالي و هم طراز با قرآن باشد.
    3- در بين مطالب آن هماهنگي بوده و تناقض وجود نداشته باشد. تازه به نظر مي‏رسد كه قرآن مجيد در مقام تحدّي از بعضي جهات صرف نظركرده است؛ يعني، درس ناخواندگي نبي اكرم(ص) را ناديده فرض كرده و خطاب به همه كس ـ اعم از درس خوانده و ناخوانده ـ مي‏فرمايد كه نظير قرآن را بياوريد.

    ثانياً تا كنون كسي نتوانسته است همانندي براي قرآن بياورد و مطمئناً اگر تا كنون كسي مي توانست چنين كار را انجام دهد،دشمناني كه تمام تلاش خود را بكار برده و مي برند تا به دين اسلام ضربه وارد كنند،آنچنان روي آن تبليغ مي كردند كه تمام موجودات عالم از آن مطلع مي شدند. البته كساني به اين فكرافتاده اند كه به معارضه با قرآن برخيزند كه تاريخ نام آن ها را ضبط كرده است , ازجمله مسيلمه كذاب كه مي خواست به اين عبارات با سورهء فيل معارضه كند: الفيل و ما ادريك ما الفيل , له ذنب و بيل و خرطومٌ طويل ; كه اينان نتيجه اي جز رسوايي نگرفته اند.(2)

    د : در مورد آياتي كه از سوره شعراء شاهد مثال آورده شده است،بايد عرض كنم:

    خداوند در اين آيات در واقع به يكي از اتهامات مشركين به پيامبر(صلي الله عليه و آله) كه شاعر ناميدن آن حضرت بوده است،پاسخ مي دهد. خداوند در اين آيات به بهترين بيان سه نشانه براى اين گروه از شعراء بيان کرده است :

    نخست اينکه پيروان آنها گروه گمراهانند، و با الگوهاى پندارى و خيالى از واقعيتها مى گريزند.

    ديگر آنکه آنها مردمى بى هدفند و خط فکرى آنها به زودى دگرگون مى شود، و تحت تاثير هيجانها به آسانى تغيير مى پذيرند.

    سوم اينکه آنها سخنانى مى گويند که به آن عمل نمى کنند، حتى در آنجا که واقعيتى را بيان مى دارند خود مرد عمل نيستند.
    اما هيچيک از اين اوصاف سه گانه بر پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) تطبيق نمى کند، او درست نقطه مقابل اين حرفها است .

    متأسفانه طراح شبهه بي اساس مورد بحث ما،به آيات بعدي اشاره اي نمي كند،كه البته اين روش غالب طراحان شبهه است، ولى از آنجا که در ميان شاعران افراد پاک و هدفدارى پيدا مى شوند که اهل عمل و حقيقتند، و دعوت کننده به راستى و پاکى (هر چند از اين قماش شاعران در آن محيط کمتر يافت مى شد) قرآن براى اينکه حق اين هنرمندان با ايمان و تلاشگران صادق ، ضايع نگردد، با يک استثناء صف آنها را از ديگران جدا کرده ، مى گويد: مگر کسانى که ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند (الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات ).
    شاعرانى که هدف آنها تنها شعر نيست ، بلکه در شعر، هدفهاى الهى انسانى مى جويند، شاعرانى که غرق در اشعار نمى شوند و غافل از خدا، بلکه خدا را بسيار ياد مى کنند و اشعارشان مردم را به ياد خدا وا مى دارد (و ذکروا الله کثيرا).
    و به هنگامى که مورد ستم قرار مى گيرند، از اين ذوق خويش ، براى دفاع از خويشتن و مؤ منان به پا مى خيزند (و انتصروا من بعد ما ظلموا).(3)
    و اگر به هجو و ذم گروهى با اشعارشان مى پردازند، به خاطر اين است که از حق در برابر حمله و هجوم شعرى آنان دفاع مى کنند.
    و به اين ترتيب چهار صفت براى اين شاعران با هدف بيان کرده : ايمان ، عمل صالح بسيار به ياد خدا بودن و در برابر ستمها بپا خواستن و از نيروى شعر براى دفع آن کمک گرفتن است .(4)

    بنابراين اينگونه نيست كه همه شاعران با هر نوع شعري كه مي سرايند،مورد توبيخ و تنفر خدا و پيامبرش باشند.


    پي نوشتها:
    (1). ر.ك 1-طباطبايي ، محمد حسين ، قرآن در اسلام ص 118، انتشارات دارالكتب الاسلاميه 2- علامه خويي ، ترجمه البيان ، بخش اعجاز قرآن 3- علامه طباطبايي ترجمه الميزان ج 1 ص 71 4- سيوطي ، ترجمه الاتقان ج 1 ص 372 .
    (2). الميزان،ج1ص85.
    (3). شعراء،آيه 227.
    (4). تفسير نمونه،آيت الله مكارم شيرازي،ذيل آيات 224 - 227 سوره شعراء.

    در پست بعدي با بهره مندي از منابع تاريخي به چرايي و چگونگي افراد شاعري كه در زمان پيامبر(صلي الله عليه وآله) كشته شدند را عرض خواهم كرد.


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    وقتی پیامبر ادعا کرد که هیچ کس نمیتواند مانند قرآن آیه ای بیاورد.....
    اعراب زیادی در آن زمان که اوج دوران شعر و شاعری عربستان بود اشعاری در رد حرفهای محمد میسرودند و ادعا میکردند که آیه ها و سوره هایی زیباتر از سوره ها و آیه های محمد آورده اند و محمد بسیار با آنان به دشمنی بر میخواست و حتی چند تن از آنان را بطور کاملا ناجوانمردانه ترور کرد. بعنوان مثال در تاریخ نام اسما بنت مروان زن شاعری هست که اشعار پیامبر را هجو میکرد و پیامبر بر سر خود میکوبید که چه کسی از شما مومنان مرا از دست این زن نجات میدهد؟ تا اینکه وی را ناجوانمردانه کشتند و یا کعب بن اشرف که مرد دانشمندی بود و پیامبر وی را نیز ترور کرد
    نقل هایی نیز وجود دارد بر اینکه ستون سنگی ای که حاجی ها در ایام حج آنرا رجم میکنند خود قبر شاعریست که به دستور محمد کشته شد، محمد دشمنی بسیاری با شاعران و دانایان عرب ورزید.
    تنفر محمد از شاعران تا حدی است که در قرآن سوره ای به نام شعرا وجود دارد که در تمام این سوره از پیامبرانی که با قوم خود صحبت میکردند و قومشان حرفشان را گوش نمیدادند و بلایی که خداوند سرشان می آورد مانند باران، سیل و... حرف زده میشود تا مومنان زمان محمد را که با شنیدن حرفهای شاعران به شک افتاده بودند بترساند که مبادا محمد را رها کنید و به دنبال شاعران بروید، این تنفر و هراس از شاعران تا جایی است که در پایان این سوره در آیات 224 تا 227 محمد از زبان الله میگوید،

    وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ؛ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ؛وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
    و گمراهان از پی شاعران میروند، آیا ندیده ای که شاعران در هر وادی گسترده اند؟ و چیزهایی میگویند که خود عمل نمیکنند؟

    بنابر این آوردن سوره مثل قرآن و حتی بهتر از قرآن از همان روزهای اول اسلام کار بسیار راحتی بود و خیلی ها این کار را انجام دادند اما خوب مسلمانان آنها را با شدت تمام نابود کردند و ناجوانمردانه کشتند. در ایران نیز ابن مقطع یکی از دانشمندان ایران کتابی در رد قرآن نوشت و یا رازی امکان وجود وحی را رد کرد و مسلمانان با خشونت و توحش تمام (مثل همیشه) با آنها روبرو شدند. عده بسیاری را گمان بر این است که کتاب الفصول و الغایات ابوالعلاء معری به قصد رقابت و هجو قرآن نوشته شده است و این کار را واقعا خوب انجام داده است.



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    اما در رابطه با كشته شدن افرادي همچون كعب بن اشرف و اصماء بنت مروان،بايد عرض كنم:
    مطالعه دقيق گزارشات تاريخي اين واقعيت را مشخص مي كند كه افراد نام برده شده (كعب بن اشرف، اسمائ بنت مروان) بعنوان معارضه با قرآن و آوردن مانند قرآن شعر نمي گفتند،بلكه در قالب شعر به هجو و توهين و بدگويي پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) و اهانت به مسلمانان بويژه زنان مسلمان و همچنين تحريك دشمنان بر عليه مسلمانان مي پرداختند.حال آنكه آنها بر خلاف مفاد پيمان نامه اي كه پيامبر خدا(صلي الله عليه و اله) بعد از ورود به مدينه با تمامي ساكنين مدينه اعم از مسلمين و غير مسلمانان بسته بودند،عمل كرده بودند.
    در کتب تاريخ و سیره آمده است که« یهودیان قبیله بنی قریظه و بنی نضیر و بنی قینقاع نزد پیامبر آمدند و عهدنامه ای نوشتند مبنی بر انکه اگر بر ضد مسلمین خصمانه یا مسلحانه اقدام کنند خونشان هدر است و اموالشان مصادره میشود .»(1)
    بعلاوه در قانون اساسی مدینه یا «عهد موادعه » قید شده بود که :« یهود بر کیش خود و مسلمانان بر کیش خویش اند ، در این حکم هم پیمانان یهود و خودشان برابرند مگر کسیکه ستم کند و گناه (خیانت) ورزد که در اینصورت کسی جز خود را به هلاکت نخواهد افکند ..»(2)
    با بررسي دليل برخورد مسلمانان با اين افراد مشخص خواهد شد كه اين افراد طبق مفاد آن پيمان نامه محکوم به مرگ بودند.
    كعب بن اشرف:

    كعب بن اشرف ، یهودی مالداری بود که بعد از جنگ جنگ بدر به مکه رفت تا مشرکان را با اشعار خود بر ضد پیامبر اسلام بشوراند و کینه ها را در دلهایشان بجوش اورد! ابن اسحاق و طبری درباره او نوشته اند . « مردم را بر ضد پیامبر به جنگ تشویق میکرد و شعرها می سرود»(3)

    كعب بن اشرف یهودی منافقی بود که در برابر بت های مشرکان سجده کرد تا آنها باورکنند آیینشان برتر از اسلام است تا به جنگ پیامبر بشتابند . او به مشرکان وعده داد که اگر به مدینه حمله کنند آنها را یاری کند.« کعب بن اشرف بسوی مشرکان و کفار قریش رهسپار شد و آنانرا بر ضد پیامبر برانگیخت و سفارش نمود که وارد جنگ با او شوند و بدانها گفت ما (یهودیان) با شما هستیم»(4)

    واقدی و دیگران می نویسند چون ابونائله نزد کعب بن اشرف آمد و گفت من و دوستانم مي خواهيم مقداري خرما از تو بخریم و کالایی نزدت گرو بگذاریم ، کعب پاسخ داد : « فماذا ترهنونی ابناءکم و نسائکم؟ یعنی : چه چیزی را نزد من گرو میگذارید آیا پسران و زنانتان را گرو میدهید؟!»
    ابونائله گفت : « زنانمان را به تو سپاریم با آنکه از همه اهل یثرب خوشگذرانتری و بیش از همه بخود عطر میزنی؟» (5)

    این مرد ناپاک پس از آنکه مشرکان مکه را به جنگ با پیامبر تحرض کرد به مدینه بازگشت و بجای سکوت به سرودن شعر روی آورد آنهم سرودن شعر درباره زنان مسلمین !
    ابن اسحاق مینویسد « کعب بن اشرف به مدینه بازگشت و درباره زنان مسلمین اشعار عاشقانه میسرود! و با این کار مردم مسلمان را آزار میداد»(6)
    تاریخ طبری و دیگر آثار نمونه ای از اشعار زشت و عاشقانه کعب درباره «ام الفضل بنت حارثه»را آورده اند که میتوانید به جلد 2 تاریخ طبری زیر این عنوان رجوع کنید.

    جابر بن عبدالله انصاری درباره کعب ابن اشرف گوید : « با پیامبر پیمان بسته بود که نه کسی را بر ضد پیامبر یاری دهد و نه خود به جنگ پیامبر اید»(7)

    با توجه به اينگونه اقدامات كعب بن اشرف بود كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرمودند: « من لنا من ابن اشرف؟..: کیست که دربرابر کعب بن اشرف از ما دفاع کند ؟ او آشکارا به دشمنی و هجو مسلمانان پرداخته و بسوی قریش رفته آنانرا به جنگ با ما گرد آورد و خداوند مرا از اینکار آگاه کرد سپس در ناپاکترین راهی که از قریش انتظار داشت گام نهاد بدین معنی که قرار گذاشت پیشقدم شده بهمراه آنان به پیکار با ماروی آورد . آنگاه پیامبر آیاتی را در باره گرایش کعب و یارانش به بت های مشرکان بر مسلمانان خواند»(8).

    سرانجام محمد بن مسلمه،كه برادر رضاعي كعب بود،اعلام آمادگي كرد كه شر كعب را از سر مسلمانان كم كند و اينكار را هم انجام داد.و از آنجايي كه زشتي اقدامات كعب براي خود يهويدان هم مشخص بود،دوباره پيمان نامه اي با پيامبر(صلي الله عليه و آله) نوشتند.(9)
    بنابراين كشتن كعب بن اشرف به هيچوجه به صرف شاعر بودن او و اينكه توانسته باشد بهتر از قرآن را بياورد نبوده است و مطالبي كه طراح شبهه مطرح كرده است،بي اساس بوده و با واقعيتهاي تاريخي سازگاري ندارد.

    پي نوشتها:
    (1). سیره نبویه اثر زینی دحلان ج 1 ص 157 ؛ اعلام الوری اثر طبرسی ص 69.
    (2). سیره ابن هشام ج 1 ص 501 ؛ابن کثیر ج 2 ص 322.
    (3). سیره ابن هشام ج 2 ص 51 ؛تاریخ طبری ج 2 ص 488.
    (4). الصارم المسلول علي شتم الرسول، چاپ قاهره صفحه 76.
    (5). ابن هشام ج 2 ص 55.
    (6). ابن هشام ج2 ص 54.
    (7). الصارم المسلول علی شتم الرسول ص 77.
    (8). همان.
    (9). المغازی ج 1 ص 192.


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عصماء بنت مروان(عصماء امّ منذر) فاسقه بني خَطَمه

    «عصماء» دختر «مروان» همسر «یزید بن زید خطمی» زن فاسقي از قبيله بني خطمه بود.وي زنی بود شاعر و زبان آور، در هجو اسلام و مسلمانان شعر می‏گفت، رسول خدا و أنصار را آزار می‏رساند و دشنام می‏داد و دشمنان رسول خدا را در اشعار خود بر ضد مسلمین تحریک می‏کرد(1).برخی از اشعار تند او و هم پاسخی را که «حسان» به او داده است، ابن اسحاق نقل می‏کند.
    رسول خدا روزی گفت: کسی نیست داد مرا از دختر «مروان» بگیرد؟ «عمیر بن عدی خطمی» که تنها مسلمان از قبيله بني خطمه بود(2)، شنید و شبانه بر آن زن تاخت و او را کشت و بامداد نزد رسول خدا آمد و گفت: ای رسول خدا من «عصماء» را کشتم.رسول خدا گفت: خدا و رسولش را یاری کردی.
    «عمیر» گفت: مرا از این کار زیانی نخواهد رسید؟ رسول خدا گفت: «لا ینتطح فیها عنزان» و این سخن مثلی شد که اول بار از رسول خدا شنیده شد، یعنی: «در این باره دو بز با هم شاخ به شاخ نخواهند شد» (3) .
    «عمیر» نزد «بنی خطمه» که از کشته شدن «عصماء» سخت برآشفته بودند، بازگشت در حالي كه فرزندان عصماء مشغول دفن او بودند و هيچكدام از آنها متعرض عمير بن عدي نشدند.(4)
    ابن سعد می‏نویسد که: در روز کشته شدن دختر «مروان» مردانی از «بنی خطمه» به دین اسلام در آمدند (5) .

    بنابراين كشته شدن اين زن هم بخاطر شاعر بودنش و يا اينكه چون مانند قرآن يا بهتر از آن را آورده بود،نبوده است،بلكه بخاطر اقداماتي كه بر ضد اسلام و مسلمين انجام مي داده است،محكوم به مرگ شده بود.وگرنه در همان زمان هم در ميان مسلمانان افرادي بودند كه شعر مي گفتند ماند حسان بن ثابت،كه اتفاقاً با سرودن شعر در مقابل اينگونه افراد مي ايستاد و از اسلام و مسلمين دفاع مي كرده است.

    پی ‏نوشت‏ها:

    1 ـ طبقات الكبري، ج 2، ص 27 .

    2 ـ اعلام الوري،ج1ص185.

    3- کنایه از این که اتفاقی است ساده، سبب بروز اختلاف و خونخواهی نخواهد شد.

    4 ـ اعلام الوري،همان.

    5- سیرة النبی، ج 4، ص 313.طبقات، ج 2، ص .27
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۲/۲۱ در ساعت ۰۰:۱۷


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست

    متأسفانه طراح شبهه بي اساس مورد بحث ما،به آيات بعدي اشاره اي نمي كند،كه البته اين روش غالب طراحان شبهه است، ولى از آنجا که در ميان شاعران افراد پاک و هدفدارى پيدا مى شوند که اهل عمل و حقيقتند، و دعوت کننده به راستى و پاکى (هر چند از اين قماش شاعران در آن محيط کمتر يافت مى شد) قرآن براى اينکه حق اين هنرمندان با ايمان و تلاشگران صادق ، ضايع نگردد، با يک استثناء صف آنها را از ديگران جدا کرده ، مى گويد: مگر کسانى که ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند (الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات ).
    شاعرانى که هدف آنها تنها شعر نيست ، بلکه در شعر، هدفهاى الهى انسانى مى جويند، شاعرانى که غرق در اشعار نمى شوند و غافل از خدا، بلکه خدا را بسيار ياد مى کنند و اشعارشان مردم را به ياد خدا وا مى دارد (و ذکروا الله کثيرا).
    و به هنگامى که مورد ستم قرار مى گيرند، از اين ذوق خويش ، براى دفاع از خويشتن و مؤ منان به پا مى خيزند (و انتصروا من بعد ما ظلموا).(3)
    و اگر به هجو و ذم گروهى با اشعارشان مى پردازند، به خاطر اين است که از حق در برابر حمله و هجوم شعرى آنان دفاع مى کنند.
    و به اين ترتيب چهار صفت براى اين شاعران با هدف بيان کرده : ايمان ، عمل صالح بسيار به ياد خدا بودن و در برابر ستمها بپا خواستن و از نيروى شعر براى دفع آن کمک گرفتن است .(4)

    بنابراين اينگونه نيست كه همه شاعران با هر نوع شعري كه مي سرايند،مورد توبيخ و تنفر خدا و پيامبرش باشند.
    عملاً آنحضرت با این گفتار قیاس به نفس کرده اند و سعی کرده اند که بگویند شاعر هم می خواین باید مثل حاجیت باشه !


    همه چیز عرب حول شعر وشاعری بوده و هست ، بندگان خدا چیز دیگری نداشته اند !

    همه چیز ایشان شعر بوده است خواه با نیت خیر ؛ خواه در وصف شتر و زن وشمشیر

    اشعار پیامبر با نگاهی آسمانی و در جهت اعتلای عرب در مقابل اشعاربا هدف کوچک دیگر



    ویرایش توسط خالد بن ولید : ۱۳۹۱/۰۲/۲۱ در ساعت ۰۶:۲۴

  8. تشکرها 3


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کشتار شعراء توسط پیامبر(ص)

    جمع بندی:

    پرسش:

    آیا در زمان پیامبر(ص) کسانی توانسته بودند مانند قرآن بیاورند؟آیا این واقعیت دارد که ستون سنگی ای که حاجی ها در ایام حج آنرا رجم میکنند خود قبر شاعریست که به دستور پیامبر اسلام(ص) کشته شده است و بخاطر مذمت شعراء خداوند سوره ای به این نام نازل کرده است؟بعنوان مثال در پایان این سوره در آیات 224 تا 227 میگوید:

    وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ؛ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ؛وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
    و گمراهان از پی شاعران میروند، آیا ندیده ای که شاعران در هر وادی گسترده اند؟ و چیزهایی میگویند که خود عمل نمیکنند؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب
    ضمن قدرداني از حس حقيقت جويي شما كه بدنبال يافتن حقايق و واقعيت ها هستيد،مطالبي پيرامون اين شبهه بي پايه و اساس خدمت شما عرض مي كنم،اما قبل از بيان چرايي قتل برخي از افراد شاعر در زمان پيامبر خدا حضرت محمد(صلي الله عليه و آله)،بيان چند نكته لازم به نظر مي رسد:

    الف- اين مطلبي كه بيان كرده ايد، حداقل هاي نقل يك واقعه تاريخي كه ارائه سند و مدرك است،دارا نيست،و همين عدم ذكر هيچ سند و مدركي،اين مطالب را از اعتبار خواهد انداخت.
    ب- اينكه در اين متن،محل ستون هاي جمرات محل دفن شاعري معرفي شده است،علاوه بر اينكه سخن بي مدركي است،كه بنده ولو بعنوان يك شبهه هم جايي نديده ام، مشكل ديگري كه دارد عدم ذكر نام و رسم آن شاعري است كه به ادعاي نويسنده مطالب، توسط حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) كشته شده و در منطقه منا دفن شده است. همچنين تا جايي كه تاريخ قطعي نقل مي كند پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) تا زماني كه در مكه بودند،قدرتي نداشتند و هميشه تحت فشار و كنترل بوده است،و بعد از هجرت به مدينه بودند كه قدرتي بدست آوردند.

    ج- نويسنده اينگونه ادعا مي كند كه آوردن مانند قرآن كاري بسيار آسان بوده است بگونه اي كه عده زيادي توانسته بودند همانند قرآن را بياورند.در اين رابطه بايد عرض كنم اولاً قرآن مجيد تنها با اسلوب لفظي خود تحدي نمي كند بلكه با جهات معنوي خود نيز مانند جهات لفظي تحدي و دعوي اعجاز مي نمايد، (1) لذا صرف آوردن عباراتي فصيح و بليغ بمعناي آوردن همانند قرآن نيست،بلكه اگر كسي بخواهد حتي يك سوره از قرآن را بياورد بايد نكات عديده ‏اي لااقل در آن جمع باشد.
    1- از بعد فصاحت و بلاغتي در حد قرآن برخوردار باشد.
    2- در عين حال محتواي آن عالي و هم طراز با قرآن باشد.
    3- در بين مطالب آن هماهنگي بوده و تناقض وجود نداشته باشد. تازه به نظر مي‏رسد كه قرآن مجيد در مقام تحدّي از بعضي جهات صرف نظركرده است؛ يعني، درس ناخواندگي نبي اكرم(ص) را ناديده فرض كرده و خطاب به همه كس ـ اعم از درس خوانده و ناخوانده ـ مي‏فرمايد كه نظير قرآن را بياوريد.

    ثانياً تا كنون كسي نتوانسته است همانندي براي قرآن بياورد و مطمئناً اگر تا كنون كسي مي توانست چنين كاری را انجام دهد،دشمناني كه تمام تلاش خود را بكار برده و مي برند تا به دين اسلام ضربه وارد كنند،آنچنان روي آن تبليغ مي كردند كه تمام موجودات عالم از آن مطلع مي شدند. البته كساني به اين فكرافتاده اند كه به معارضه با قرآن برخيزند كه تاريخ نام آن ها را ضبط كرده است , ازجمله مسيلمه كذاب كه مي خواست به اين عبارات با سوره فيل معارضه كند: الفيل و ما ادريك ما الفيل , له ذنب و بيل و خرطومٌ طويل ; كه اينان نتيجه اي جز رسوايي نگرفته اند.(2)

    د : در مورد آياتي كه از سوره شعراء شاهد مثال آورده شده است،بايد عرض كنم:

    خداوند در اين آيات در واقع به يكي از اتهامات مشركين به پيامبر(صلي الله عليه و آله) كه شاعر ناميدن آن حضرت بوده است،پاسخ مي دهد. خداوند در اين آيات به بهترين بيان سه نشانه براى اين گروه از شعراء بيان کرده است :

    نخست اينکه پيروان آنها گروه گمراهانند، و با الگوهاى پندارى و خيالى از واقعيتها مى گريزند.

    ديگر آنکه آنها مردمى بى هدفند و خط فکرى آنها به زودى دگرگون مى شود، و تحت تاثير هيجانها به آسانى تغيير مى پذيرند.

    سوم اينکه آنها سخنانى مى گويند که به آن عمل نمى کنند، حتى در آنجا که واقعيتى را بيان مى دارند خود مرد عمل نيستند.
    اما هيچيک از اين اوصاف سه گانه بر پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) تطبيق نمى کند، او درست نقطه مقابل اين حرفها است .

    متأسفانه طراح این شبهه بي اساس ،به آيات بعدي اشاره اي نمي كند،كه البته اين روش غالب طراحان شبهه است، ولى از آنجا که در ميان شاعران افراد پاک و هدفدارى پيدا مى شوند که اهل عمل و حقيقتند، و دعوت کننده به راستى و پاکى (هر چند از اين قماش شاعران در آن محيط کمتر يافت مى شد) قرآن براى اينکه حق اين هنرمندان با ايمان و تلاشگران صادق ، ضايع نگردد، با يک استثناء صف آنها را از ديگران جدا کرده ، مى گويد: مگر کسانى که ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند (الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات ).
    شاعرانى که هدف آنها تنها شعر نيست ، بلکه در شعر، هدفهاى الهى انسانى مى جويند، شاعرانى که غرق در اشعار نمى شوند و غافل از خدا، بلکه خدا را بسيار ياد مى کنند و اشعارشان مردم را به ياد خدا وا مى دارد (و ذکروا الله کثيرا).
    و به هنگامى که مورد ستم قرار مى گيرند، از اين ذوق خويش ، براى دفاع از خويشتن و مؤ منان به پا مى خيزند (و انتصروا من بعد ما ظلموا).(3)
    و اگر به هجو و ذم گروهى با اشعارشان مى پردازند، به خاطر اين است که از حق در برابر حمله و هجوم شعرى آنان دفاع مى کنند.
    و به اين ترتيب چهار صفت براى اين شاعران با هدف بيان کرده : ايمان ، عمل صالح بسيار به ياد خدا بودن و در برابر ستمها بپا خواستن و از نيروى شعر براى دفع آن کمک گرفتن است .(4)

    بنابراين اينگونه نيست كه همه شاعران با هر نوع شعري كه مي سرايند،مورد توبيخ و تنفر خدا و پيامبرش باشند.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسش:

    آیا پیامبر(ص) افرادی همچون کعب بن اشرف و اسماء بنت مروان که اشعارشان فصیح تر از قرآن بود و توانسته بودند بهتر از قرآن را بیاورند، را می کشت؟

    پاسخ:

    در رابطه با كشته شدن افرادي همچون كعب بن اشرف و اصماء بنت مروان،بايد عرض كنم:
    مطالعه دقيق گزارشات تاريخي اين واقعيت را مشخص مي كند كه افراد نام برده شده (كعب بن اشرف، اصماء بنت مروان) بعنوان معارضه با قرآن و آوردن مانند قرآن شعر نمي گفتند،بلكه در قالب شعر به هجو و توهين و بدگويي پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) و اهانت به مسلمانان بويژه زنان مسلمان و همچنين تحريك دشمنان بر عليه مسلمانان مي پرداختند.حال آنكه آنها بر خلاف مفاد پيمان نامه اي كه پيامبر خدا(صلي الله عليه و اله) بعد از ورود به مدينه با تمامي ساكنين مدينه اعم از مسلمين و غير مسلمانان بسته بودند،عمل كرده بودند.
    در کتب تاريخ و سیره آمده است که« یهودیان قبیله بنی قریظه و بنی نضیر و بنی قینقاع نزد پیامبر آمدند و عهدنامه ای نوشتند مبنی بر آنکه اگر بر ضد مسلمین خصمانه یا مسلحانه اقدام کنند خونشان هدر است و اموالشان مصادره میشود .»(5)
    بعلاوه در قانون اساسی مدینه یا «عهد موادعه » قید شده بود که :« یهود بر کیش خود و مسلمانان بر کیش خویش اند ، در این حکم هم پیمانان یهود و خودشان برابرند مگر کسیکه ستم کند و گناه (خیانت) ورزد که در اینصورت کسی جز خود را به هلاکت نخواهد افکند ..»(6)
    با بررسي دليل برخورد مسلمانان با اين افراد مشخص خواهد شد كه اين افراد طبق مفاد آن پيمان نامه محکوم به مرگ بودند.
    كعب بن اشرف:

    كعب بن اشرف ، یهودی مالداری بود که بعد از جنگ بدر به مکه رفت تا مشرکان را با اشعار خود بر ضد پیامبر اسلام بشوراند و کینه ها را در دلهایشان بجوش آورد! ابن اسحاق و طبری درباره او نوشته اند . « مردم را بر ضد پیامبر به جنگ تشویق میکرد و شعرها می سرود»(7)

    كعب بن اشرف یهودی منافقی بود که در برابر بت های مشرکان سجده کرد تا آنها باورکنند آیینشان برتر از اسلام است تا به جنگ پیامبر بشتابند . او به مشرکان وعده داد که اگر به مدینه حمله کنند آنها را یاری کند.« کعب بن اشرف بسوی مشرکان و کفار قریش رهسپار شد و آنانرا بر ضد پیامبر برانگیخت و سفارش نمود که وارد جنگ با او شوند و بدانها گفت ما (یهودیان) با شما هستیم»(8)

    واقدی و دیگران می نویسند چون ابونائله نزد کعب بن اشرف آمد و گفت من و دوستانم مي خواهيم مقداري خرما از تو بخریم و کالایی نزدت گرو بگذاریم ، کعب پاسخ داد : « فماذا ترهنونی ابناءکم و نسائکم؟ یعنی : چه چیزی را نزد من گرو میگذارید آیا پسران و زنانتان را گرو میدهید؟!»
    ابونائله گفت : « زنانمان را به تو سپاریم با آنکه از همه اهل یثرب خوشگذرانتری و بیش از همه بخود عطر میزنی؟» (9)

    این مرد ناپاک پس از آنکه مشرکان مکه را به جنگ با پیامبر تحریض کرد به مدینه بازگشت و بجای سکوت به سرودن شعر روی آورد آنهم سرودن شعر درباره زنان مسلمین !
    ابن اسحاق مینویسد « کعب بن اشرف به مدینه بازگشت و درباره زنان مسلمین اشعار عاشقانه میسرود! و با این کار مردم مسلمان را آزار میداد»(10)
    تاریخ طبری و دیگر آثار نمونه ای از اشعار زشت و عاشقانه کعب درباره «ام الفضل بنت حارثه»را آورده اند که میتوانید به جلد 2 تاریخ طبری زیر این عنوان رجوع کنید.

    جابر بن عبدالله انصاری درباره کعب ابن اشرف گوید : « با پیامبر پیمان بسته بود که نه کسی را بر ضد پیامبر یاری دهد و نه خود به جنگ پیامبر اید»(11)

    با توجه به اينگونه اقدامات كعب بن اشرف بود كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرمودند: « من لنا من ابن اشرف؟..: کیست که دربرابر کعب بن اشرف از ما دفاع کند ؟ او آشکارا به دشمنی و هجو مسلمانان پرداخته و بسوی قریش رفته آنانرا به جنگ با ما گرد آورد و خداوند مرا از اینکار آگاه کرد سپس در ناپاکترین راهی که از قریش انتظار داشت گام نهاد بدین معنی که قرار گذاشت پیشقدم شده بهمراه آنان به پیکار با ما روی آورد . آنگاه پیامبر آیاتی را در باره گرایش کعب و یارانش به بت های مشرکان بر مسلمانان خواند»(12).

    سرانجام محمد بن مسلمه،كه برادر رضاعي كعب بود،اعلام آمادگي كرد كه شر كعب را از سر مسلمانان كم كند و اينكار را هم انجام داد.و از آنجايي كه زشتي اقدامات كعب براي خود يهودیان هم مشخص بود،دوباره پيمان نامه اي با پيامبر(صلي الله عليه و آله) نوشتند.(13)
    بنابراين كشتن كعب بن اشرف به هيچوجه به صرف شاعر بودن او و اينكه توانسته باشد بهتر از قرآن را بياورد نبوده است و مطالبي كه طراح شبهه مطرح كرده است،بي اساس بوده و با واقعيتهاي تاريخي سازگاري ندارد.

    عصماء بنت مروان(عصماء امّ منذر) فاسقه بني خَطَمه

    «عصماء» دختر «مروان» همسر «یزید بن زید خطمی» زن فاسقي از قبيله بني خطمه بود.وي زنی بود شاعر و زبان آور، در هجو اسلام و مسلمانان شعر می‏گفت، رسول خدا و أنصار را آزار می‏رساند و دشنام می‏داد و دشمنان رسول خدا را در اشعار خود بر ضد مسلمین تحریک می‏کرد(14).برخی از اشعار تند او و هم پاسخی را که «حسان» به او داده است، ابن اسحاق نقل می‏کند.
    رسول خدا روزی گفت: کسی نیست داد مرا از دختر «مروان» بگیرد؟ «عمیر بن عدی خطمی» که تنها مسلمان از قبيله بني خطمه بود(15)، شنید و شبانه بر آن زن تاخت و او را کشت و بامداد نزد رسول خدا آمد و گفت: ای رسول خدا من «عصماء» را کشتم.رسول خدا گفت: خدا و رسولش را یاری کردی.
    «عمیر» گفت: مرا از این کار زیانی نخواهد رسید؟ رسول خدا گفت: «لا ینتطح فیها عنزان» و این سخن مثلی شد که اول بار از رسول خدا شنیده شد، یعنی: «در این باره دو بز با هم شاخ به شاخ نخواهند شد» (16) .
    «عمیر» نزد «بنی خطمه» که از کشته شدن «عصماء» سخت برآشفته بودند، بازگشت در حالي كه فرزندان عصماء مشغول دفن او بودند و هيچكدام از آنها متعرض عمير بن عدي نشدند.(17)
    ابن سعد می‏نویسد که: در روز کشته شدن دختر «مروان» مردانی از «بنی خطمه» به دین اسلام در آمدند (18) .
    بنابراين كشته شدن اين زن هم بخاطر شاعر بودنش و يا اينكه چون مانند قرآن يا بهتر از آن را آورده بود،نبوده است،بلكه بخاطر اقداماتي كه بر ضد اسلام و مسلمين انجام مي داده است،محكوم به مرگ شده بود و گرنه در همان زمان هم در ميان مسلمانان افرادي بودند كه شعر مي گفتند ماند حسان بن ثابت،كه اتفاقاً با سرودن شعر در مقابل اينگونه افراد مي ايستاد و از اسلام و مسلمين دفاع مي كرده است.
    پي نوشتها:
    (1). ر.ك -طباطبايي ، محمد حسين ، قرآن در اسلام ص 118، انتشارات دارالكتب الاسلاميه .- علامه خويي ، ترجمه البيان ، بخش اعجاز قرآن . - علامه طباطبايي ترجمه الميزان ج 1 ص 71 . - سيوطي ، ترجمه الاتقان ج 1 ص 372 .
    (2). الميزان،ج1ص85.
    (3). شعراء،آيه 227.
    (4). تفسير نمونه،آيت الله مكارم شيرازي،ذيل آيات 224 - 227 سوره شعراء.
    (5). سیره نبویه اثر زینی دحلان ج 1 ص 157 ؛ اعلام الوری اثر طبرسی ص 69.
    (6). سیره ابن هشام ج 1 ص 501 ؛ابن کثیر ج 2 ص 322.
    (7). سیره ابن هشام ج 2 ص 51 ؛تاریخ طبری ج 2 ص 488.
    (8). الصارم المسلول علي شتم الرسول، چاپ قاهره صفحه 76.
    (9). ابن هشام ج 2 ص 55.
    (10). ابن هشام ج2 ص 54.
    (11). الصارم المسلول علی شتم الرسول ص 77.
    (12). همان.
    (13). المغازی ج 1 ص 192.
    (14). طبقات الكبري، ج 2، ص 27 .
    (15). اعلام الوري،ج1ص185.
    (16). کنایه از این که اتفاقی است ساده، سبب بروز اختلاف و خونخواهی نخواهد شد.
    (17). اعلام الوري،همان.
    (18). سیرة النبی، ج 4، ص 313.طبقات، ج 2، ص .27

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

  12. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود