جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا در صدر اسلام نیز ادعای افسانه بودن قرآن وجود داشته است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آیا در صدر اسلام نیز ادعای افسانه بودن قرآن وجود داشته است ؟




    ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه قرآن آنقدر زیبا و آهنگین سروده شده بود که در زمان محمد همگان تحت تاثیر آن قرار میگرفتند نیز ادعای پوچ و خالی از واقعیت است، در واقع خود قرآن این حرف را رد میکند ، در سوره سوره انفال آیه 31 آمده است،


    الانفال آیه 31
    وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَـذَا إِنْ هَـذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ.

    چون آيات ما بر آنها خوانده شد ، گفتند : شنيديم و اگر بخواهيم همانند، آن می گوييم ، اين چيزی جز افسانه های پيشينيان نيست.

    و علی دشتی در کتاب بيست و سه سال در پانویس برگ 83 ام مینویسد، این جمله را نضر بن حارث گفته است که در جنگ بدر اسیر شد و پیغمبر امر کرد به خاطر همین اعتراض و بیان این مطلب علی بن ابی طالب اورا گردن بزند. این آیه نشان میدهد خود اعراب آن دوران هم همین حرف امروز مارا به پیامبر اسلام میزدند و پیامبر هم عکس العمل کاملا مشابهی با آنچه اسلامگرایان بیابانی با مخالفان خود میکنند انجام داده است. اگر قرآن آنقدر که مسلمانان ادعا میکنند در ادبیات عرب درخشان بود هرگز اعراب آن دوران که با سازنده این آیات روبرو میشدند آنقدر جنگ و ستیز نمیکردند. این درحالی است که افرادی مانند نضر بن حارث نه تنها قرآن را از لحاظ ادبی و معنوی ضعیف میدانستند و خوب میدانستند که اینها تنها داستانهای اساطیری سامی است بلکه در مقابل آن داستانهای ایرانی را مطرح میکردند و در رقابت با قرآن از آنها سود میجسته است، این واقعیت در کتابهای تاریخی از جمله سیره ابن هشام اینگونه آورده شده است:

    سیرت رسول الله جلد دوم صفحه 583

    و از جمله اسیران (جنگ بدر) که گرفته بودند، دو تن در راه صحابه ایشان را بکشتند و باقی به مدینه آوردند. و از آن دو تن یکی نضر بن الحارث بود که همیشه سید (پیامبر)، علیه السلام، رنجاندی و معارضه نمودی با وی در قرآن، در مقابل قصص انبیا، علیه السلام، قصه رستم و اسفندیار و ملوک عجم با قریش گفتی و حکایت کردی. چون به وادی صفراء رسیدند، سید علیه السلام بفرمود تا وی را بکشتند. و گویند که هم مرتضی علی، کرم الله وجهه، او را بکشت. و این عقبه خبیثی بود از خبیثان اهل شرک و پیوسته در مکه سید علیه السلام را رنجانیدی و در حق مسلمانان خبثها کردی. و چون سید علیه السلام، بفرمود تا وی را بکشند، گفت: یا محمد عیال و فرزندان من به کی باز میگذاری؟ سید علیه السلام جواب داد، به آتش دوزخ.

    از این ماجرای تلخ گذشته در چند جای دیگر قرآن نیز این عکس العمل مردم نسبت به قرآن آورده شده است، و این نشان میدهد که اعراب آن دوران خوب میدانستند قرآن جز افسانه نیست، اما مسلمانان امروز این را نمیفهمند.



    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۱۸ در ساعت ۱۹:۵۷
    موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛
    «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش.
    بی زحمت یکی جواب سوالای منو بده

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0






    با سلام و درود


    چند نکته در این زمینه بیان می شود:



    1. برخی مانند کافران آن زمان، ادعایی مطرح می کنند که قدرت اثبات آن را ندارند.


    کافران آن زمان هم نسبت اساطیر بودن و ... به قرآن دادند و ادعا می کردند که می توانند مثل آن را بیاورند ولی هیچگاه نتوانستند ادعای خود را ثابت کنند. لذا این ادعایی باطل بوده که خود آن ها بیش از دیگران بر بیهوده و گزاف بودن آن واقف بودند، زیرا اگر می توانستند مثل قرآن بیاورند چرا چنین نکردند؟! آنها که از هیچ کاری برای دشمنی با اسلام و مسلمانان دریغ نکردند پس چرا ادعای خود، را اثبات نکردند؟



    2. مطلبی دیگر این که، این ادعا که خود قرآن ادعای خود را نقض می کند نیز از همان مطالب بی پایه و اساس است که در اثر فهم ناصحیح از قرآن، پیش می آید.



    3. شما چگونه ادعای واهی برخی افراد کافر ـ مانند نضر بن حارث ـ را می بینید و نتیجه می گیرید که پس قرآن الهی نیست، در حالی که هیچگاه کافران و آن مدعیان دروغین نتوانستند ادعای واهی خود را ثابت کنند.

    اما در مقابل، ایمان آوردن و پذیرش این همه مسلمان در مکه و مدینه را نادیده می گیرید و فهم آنان را غلط می دانید.


    نضر بن حارث در مسافرت های تجاری که داشت از جمله مسافرت به ایران، داستان رستم و اسفندیار را آموخت و گمان کرد داستانهای قرآن نیز از همین موارد است، لذا آن را خرید و در حجاز برای مردم بازگو می کرد و می گفت من هم مانند محمد (ص) حرف بزنم و قصه بگویم.


    اين در حالى بود كه حكيم عرب، وليد بن مغيره، با اين كه خود مسلمان نشده بود وقتى آيات قرآن را از پيامبر شنيد بر خود لرزيد، او در قضاوتى كه درباره قرآن كرد گفت:

    "و إنّ له لحلاوة و إنّ عليه لطلاوة و إنّ اعلاه مثمر و ان اسفله لمغدق و انه يعلو و ما يعلى عليه"، همانا قرآن، شرينى و زيبايى خاصى دارد و بالاى آن بار و بر مى‏دهد و پايين آن پربركت است و آن سخن برترى است و چيزى از آن برتر نيست.



    4. نمی توان قرآن را غلط برداشت کرد و سپس همان برداشت غلط و اشتباه را به قرآن نسبت داد.


    این آیه شریفه اشاره به ادعای واهی برخی کفار دارد، نه این که خودش بخواهد ثابت کند که می توان مثل قرآن آورد. این برداشت شما اصلا معقول و منطقی به نظر نمی رسد زیرا هیچ گوینده اید این گونه که شما برداشت می کنید سخن نمی گوید.




    توجه داشته باشید که از زمان نزول قرآن تا کنون کسی نتوانسته مانند قرآن بیاورد. این به اعتراف کارشناسان و متخصصان ادبیات عرب است.


    ثانیا خداوند که می فرماید نمی توانید مثل قرآن بیاورید، إخبار است یعنی توان آوردن مثل آن را ندارید.


    و این مطلب پس از 14 قرن ثابت شده است و بعد از این نیز چنین است.









    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مشرکان و کافر در مقابل قرآن ادعاهای بسیاری کردند. و ادعاها منحصر به افسانه خواندن قرآن نبود

    وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ هذا سِحْرٌ مُبينٌ (7 احقاف) و چون آيات روشن ما برايشان تلاوت مى‏شود آنها كه كافر به حق شدند با اينكه حق به سويشان آمد مى‏گويند اين سحرى است آشكار


    وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغي‏ لَهُ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبينٌ (69 یس) و ما پيغمبر را شعر نياموخته‏ايم و شعر گفتن شان او و سزاوار او نيست آنچه بدو آموختيم جز پند و قرآنى هويدا نمى‏باشد


    همین ادعاهای مختلف نشان دهنده نوعی حیرانی و سرگشتگی کفار و مشرکین بود که نمی دانستند چگونه قرآن را تکذیب کنند و هر لحظه ادعای متفاوتی مطرح می کردند! آنها در صدد بیان حقیقت نبودند و الا تنها یک سخن باید بیان می کردند! و این باطل و دروغ است که می تواند به صدها شکل مطرح شود و تفاوت ادعاهای کفار نشانه دروغگویی و لجاجت آن هاست.



    درباره معارضه قرآن با داستان و افسانه نیز باید گفت این نیز یک نوع معارضه است! اما معارضه با مثل قرآن نیست. قرآن کتاب هدایت است و داستان هایی که در مقابل قرآن بود، جنبه هدایت گری نداشت بلکه تنها برای سرگرمی بود! پس این معارضه، معارضه ای نیست که به تحدی قرآن مربوط باشد.


    در بخش نیز جناب رضوانه به دروغگویی پرداخته اند از همان سنخ دروغگویی هایی که این قدر تکرارش می کنند تا همه باور کنند! قرآن سالهای سال جواب مشرکان و کفار را تنها با منطق داد و همین رویه تا آخر پا برجا بود و شمشیر تنها برای کسانی بود که به مثابه دندان پوسیده راه درمان نداشتند تا منطق در برابر آنها مطرح باشد:

    زندگی پیامبر خدا (ص) را می توانیم به سه بخش تقسیم کنیم.بخش اول 40 سال قبل از رسالت است که همه ایشان را به نیکی می شناسند. و ایشان مورد اعتماد همگان هستند. بخش دوم 13 سالی است که ایشان در مکه مستقر هستند و به توحید دعوت می کنند. در این بخش است که دشمنی ها علیه ایشان، پر رنگ می شود. و همه گونه آزار و اذیت علیه ایشان، انجام می شود. اما تنها اقدام پیامبر (ص) علیه دشمنان سکوت و در نهایت هجرت است. بخش سوم 10 سالی است که ایشان در مدینه مستقر شده اند. و تمام جنگ های صدر اسلام در این دوره اتفاق می افتد. به راستی چرا در این دوره جنگ هایی رخ می دهد؟ در حالی که پیامبر (ص) قبلا در مقابل انواع اذیت ها، تحمل می کردند؟ تغییر شرایط چه بود که سبب شد، جنگ هایی رخ بدهد؟ آیا دستیابی پیامبر(ص) به قدرت عامل آن بوده، یا اینکه آزار دشمن به مرحله ای رسیده بود که چاره ای جز وارد شدن در جنگ نبوده است؟ در ذیل دو شاهد برای این تحلیل می آوریم که رویه و اخلاق پیامبر(ص) هیچ تغییری نکرده بود. اما آزار دشمن به حدی رسیده بود که سکوت در مقابل آن خلاف عقلانیت بود. شاهد اول که بسیار روشن است، فتح مکه بدون خون ریزی است در حالی که پیامبر(ص) در اوج اقتدار قرار دارد. اما شاهد دوم: نامه ابوجهل به پیامبر خدا (ص) 29 روز قبل از جنگ بدر اى محمّد، افكار و اندیشه‏هاى نادرست و پریشانت، شهر مكّه را برایت تنگ نمود و تو را به سوى یثرب روانه ساخت، و پیوسته آن افكار، و تجاوز از حدود، تو را به سمت فساد و هلاكت سوق داده و مردم یثرب را به بیابان فناء و هلاكت كشانده و در آتش سوزان خواهد سوزاند و جز این نمى‏بینم كه عاقبت، مردان قریش براى نابودى و محو آثار و دفع زیان و گرفتاریت با هم متّحد شده بر تو مى‏شورند، و تو همراه اطرافیان نادانت كه فریب حرفهایت را خورده‏اند با آنان روبرو خواهى شد، و یارانت از ترس مرگ خود و أهل و عیال و فقر و بیچارگى‏ پس از هلاكت ناگزیر به تو كافر شده و دشمنى مى‏كنند، زیرا باور دارند كه دشمنانتپس از شكست تو و ورود جابرانه به شهرشان دیگر بین دوست و دشمنت تفاوتى قائل نبوده و همه را از لب تیغ بگذرانند، و خانواده و اموالشان را- همچون أهل و عیال و اموال تو- به اسارت و غنیمت خواهند برد. در مقام اتمام حجّت مى‏گویم كه با این بیان واضح دیگر جاى هیچ بهانه‏اى نمى‏ماند.و این نامه هنگامى به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله ابلاغ شد كه آن حضرت در بیرون شهر مدینه با جماعت مسلمین و یهود اجتماع كرده بودند، و حامل نامه این گونه مأموریّت داشت كه در حین ترساندن أهل ایمان، جماعت كافر و مشرك را به شورش بر علیه پیامبر تحریك كند.احتجاج-ترجمه جعفرىج‏1ص68
    ویرایش توسط علی1390 : ۱۳۹۱/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۵:۰۳

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    ادعای افسانه بودن قرآن




    پرسش:
    آیا در صدر اسلام نیز ادعای افسانه بودن قرآن وجود داشته است؟ با توجه به آیه (انفال/31) معلوم می شود که اعراب آن دوران خوب می دانستند قرآن افسانه است، اما مسلمانان امروز این را نمی فهمند.


    پاسخ:
    «وَ إِذَا تُتْلىَ‏ عَلَيْهِمْ ءَايَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَاذَا إِنْ هَاذَا إِلَّا أَسَطِيرُ الْأَوَّلِين‏»؛ و هنگامى كه آيات ما بر آن ها خوانده مى‏ شود، مى‏ گويند: «شنيديم (چيز مهمّى نيست) ما هم اگر بخواهيم مثل آن را مى‏ گوييم اينها همان افسانه‏ هاى پيشينيان است!» (ولى دروغ مى‏ گويند، و هرگز مثل آن را نمى ‏آورند).(1)
    کافران و مخالفان قرآن در هر زمان ادعاهایی علیه قرآن مطرح می کردند و به همین بهانه ها حقانیت قرآن را انکار می کردند. البته هیچ وقت نتوانستند

    ادعاهای خود را ثابت کنند زیرا ادعاهای آنان چیزی جز بهانه جویی و مخالفت و دشمنی متعصبانه با قرآن و پیامبر نبوده است.
    ولی حقیقت آن است که قرآن به عنوان بزرگترین معجزه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با شيواترين سبک و رساترين بيان و استوارترين محتوا، بر عرب آن زمان عرضه شد، در حالى كه يگانه مهارت عرب آن دوره در زبان و بيان آنان بوده و به ‏خوبى تشخيص دادند كه اين سخن نمى ‏تواند ساخته بشر باشد كه اين‏ گونه آنان را از هم‏ آوردى ناتوان سازد. البته اين بلنداى شيوه قرآنى ـ چه از لحاظ نظم و چه از لحاظ محتوا ـ هم‏چنان پابرجا است.

    جالب توجه این که برخی از سران قریش و افراد سرشناس و تیزهوش عرب که دشمنی آشکاری با پیامبر داشته اند، به بزرگی و عظمت قرآن، شهادت داده و اعتراف نموده اند. به قول معروف «و الفضل ما شهدت به الأعداء»؛ بزرگى همان بس كه دشمنان بر آن گواه شوند.

    در ادامه به مواردی از اعترافات بزرگان و مدعیان ادبیات عرب، در صدر اسلام در مواجه با قرآن، اشاره می شود:
    «وليد بن مغيره مخزومى» كه سخن‏ورى نيرومند و از سران بلندپايه و سرشناس عرب به شمار مى‏ رفت درباره قرآن چنين مى‏ گويد: «يا عجبا لما يقول ابن أبي كبشة، فو اللّه ما هو بِشِعر و لا بِسِحر و لا بهَذي جنون و إنّ قولَه لمن كلام اللّه ...» یعنی آن‏ چه فرزند ابن ابى كبشه [جد مادری پیامبر این نام را داشت و مشرکان پیامبر را با آن نام می خواندند] مى ‏سرايد، به خدا سوگند! نه شعر است و نه سحر و نه گزاف‏ گويى بى خردان، بى‏گمان گفته او سخن خداست ...».
    هم چنین او موقعى كه از كنار پيامبر مى ‏گذشت و آياتى چند از سوره مؤمن را كه پیامبر در نماز تلاوت مى ‏فرمود شنيد، گفت: «و اللّه لقد سمعت من محمد آنفا كلاما ما هو من كلام الإنس و لا من كلام الجنّ، و اللّه إنّ له لحلاوة، و إنّ عليه لطلاوة، و إنّ أعلاه لمثمر، و إنّ أسفله لمغدق. و إنّه يعلو و ما يعلى علیه» یعنی به خدا سوگند! چندى پيش از محمّد (صلى اللّه عليه و آله) سخنى شنيدم كه نه به سخن آدميان مى ‏مانست، و نه به سخن پريان. به خدا سوگند! سخن او شيرينى ويژه‏ اى و رويه زيبايى دارد. هم‏ چون درختى برومند و سر برافراشته، كه بلنداى آن پر ثمر و اثر بخش، و پايه آن استوار است و ريشه مستحكم و گسترده دارد. همانا بر ديگر سخنان برترى خواهد يافت و سخنى ديگر بر آن برتر نخواهد گرديد.(2)

    هم چنین «نضر بن حارث بن كلده» از سران قريش و تيزهوشان عرب شناخته مى ‏شد كه با پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله) دشمنى آشكار داشت؛ در چاره ‏انديشى درباره پيامبر (صلى اللّه عليه و آله) با سران قريش چنين گويد: «به خدا سوگند! پيش‏ آمدى برايتان رخ داده كه تاكنون چاره ‏اى براى آن نيانديشيده ‏ايد.
    محمد در ميان شما جوانى بود آراسته، مورد پسند همگان، در سخن راست‏ گوترين و در امانت ‏دارى بزرگوارترين شما بود. تا هنگامى كه موى‏ هاى سفيد در دو طرف گونه ‏اش هويدا گشت و آورد آن‏ چه را كه آورد، آن ‏گاه گفتيد: ساحر است. نه به خدا سوگند! هرگز به ساحرى نمى ‏ماند. گفتيد: كاهن است. نه به خدا سوگند! هرگز سخن او به سخن كاهنان نمى ‏خورد. گفتيد: شاعر است. نه به خدا سوگند! هرگز سخن او بر اوزان شعرى استوار نيست. گفتيد: ديوانه است. نه به خدا سوگند! هرگز رفتار او به ديوانگان نمى‏ ماند. پس خود دانيد و درست بيانديشيد، كه رخ‏ داد بزرگى پيش آمد كرده كه نبايد آن را ساده گرفت».(3)

    چند نکته:
    1. امروزه نیز برخی مانند کافران آن زمان، ادعایی مطرح می کنند که قدرت اثبات آن را ندارند.
    کافران آن زمان هم نسبت اساطیر بودن و ... به قرآن دادند و ادعا می کردند که می توانند مثل آن را بیاورند ولی هیچ گاه نتوانستند ادعای خود را ثابت کنند. لذا این ادعایی باطل بوده که خود آن ها بیش از دیگران بر بیهوده و گزاف بودن آن واقف بودند، زیرا اگر می توانستند مثل قرآن بیاورند چرا چنین نکردند؟! آن ها که از هیچ کاری برای دشمنی با اسلام و مسلمانان دریغ نکردند پس چرا ادعای خود، را اثبات نکردند؟
    2. نمی توان قرآن را غلط برداشت کرد و سپس همان برداشت غلط و اشتباه را به قرآن نسبت داد.
    این آیه شریفه (انفال/ 31) اشاره به ادعای واهی برخی کفار دارد، نه این که خودش بخواهد ثابت کند که می توان مثل قرآن آورد. چنین برداشتی اصلا معقول و منطقی به نظر نمی رسد زیرا هیچ گوینده ای این گونه که شما برداشت می کنید سخن نمی گوید.
    توجه داشته باشید که از زمان نزول قرآن تاکنون کسی نتوانسته مانند قرآن بیاورد. این به اعتراف کارشناسان و متخصصان ادبیات عرب است.
    ثانیا خداوند می فرماید نمی توانید مثل قرآن بیاورید، این إخبار (خبر غیبی) است یعنی توان آوردن مثل آن را ندارید.
    و این مطلب پس از 14 قرن ثابت شده است و بعد از این نیز چنین است.

    _________
    (1) انفال/ 31.
    (2) الإتقان فی علوم القرآن، ج ‏2، ص 240؛ التمهيد فی علوم القرآن، ج ‏4، ص 192.
    (3) التمهيد فی علوم القرآن، ج ‏4، ص 197 و 198.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود