صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ╫►♥◄╫ گوشه ای از کرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام ╫►♥◄╫

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ╫►♥◄╫ گوشه ای از کرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام ╫►♥◄╫




    ╫►♥◄╫ گوشه ای از کرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام ╫►♥◄╫



    گوشه‌ای از کرامات حضرت زهرا علیها السلام

    کرامت عبارت است از «انجام کار خارق العاده با قدرت غیر عادی و بدون ادعای نبوت و یا امامت.» (1)

    به عقیده اکثریت علمای مذاهب اسلامی - جز گروه اندکی از معتزلی‌ها - صدور کرامت از اولیای خداوند و به دست آنها ممکن است. به قول دانشمندان «ادل دلیل علی امکان الشیی وقوعه; بالاترین دلیل بر امکان چیزی، وقوع و انجام آن چیز است.»

    در تاریخ نمونه‌های زیادی از کرامات اولیای خداوند نقل شده است. مثل: سرگذشت حضرت مریم علیها السلام و جریان ولادت فرزندش حضرت عیسی علیه السلام و نزول میوه‌های بهشتی در محراب عبادت برای او و نیز داستان عاصف بن برخیا و انتقال تخت ملکه صبا از یمن به فلسطین در یک چشم به هم زدن و داستان‌هایی که شیعه و سنی درباره کرامات حضرت علی علیه السلام نقل کرده اند (2).

    در این مقاله بر آنیم تا گوشه ای از کرامتهای حضرت زهراعلیها السلام را بیان کنیم.



    ╫►♥◄╫ گوشه ای از کرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام ╫►♥◄╫



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    169
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هرگز از انجام عمل خیر دریغ نمی‌کردند


    روزی پیرمردی فقیر و گرسنه، نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و درخواست کمک کرد. پیامبر فرمود: اکنون چیزی ندارم ولی «راهنمای خیر چون انجام دهنده آن است»، پس او را به منزل حضرت فاطمه (س) راهنمایی کرد. پیرمرد به سمت خانه حضرت زهرا (س) رفت و از ایشان کمک خواست. حضرت زهرا (س) فرمود: ما نیز اکنون در خانه چیزی نداریم. اما گردن ‏بندی را که دختر حمزة بن عبدالمطّلب به او هدیه کرده بود از گردن باز کرد و به پیرمرد فقیر داد. مرد فقیر، گردن ‏بند را گرفت و به مسجد آمد.
    پیامبر (ص) هنوز در میان اصحاب نشسته بود كه پیرمرد عرض کرد: ای پیامبرخدا (ص)، فاطمه (س) این گردن بند را به من احسان نمود تا آن را بفروشم و به مصرف نیازمندی خودم برسانم. پیامبر (ص) گریست. عمّار یاسر با اجازه پیامبر (ص) گردن بند را از پیرمرد خرید. عمار پس از خرید گردن بند، گردن بند را به غلام خود داد و گفت: این را به رسول خدا (ص) تقدیم کن، خودت را هم به او بخشیدم. پیامبر (ص) نیز غلام و گردن بند را به حضرت فاطمه بخشید. غلام نزد فاطمه (س) آمد و آن حضرت گردن بند را گرفت و به غلام فرمود: من تو را در راه خدا آزاد کردم. غلام خندید. حضرت فاطمه (س) راز این خنده‌ را پرسید. غلام پاسخ داد: ای دختر پیامبر (ص) برکت این گردن بند مرا به شادی آورد، چون گرسنه‌ای را سیر کرد، برهنه‌ای را پوشاند، فقیری را غنی نمود، پیاده‌ای را سوار نمود، بنده‌ای را آزاد کرد و عاقبت هم به سوی صاحب خود بازگشت.



    حضرت فاطمه زهرا (س) می‌فرمایند: کسی که عبادت‌های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ، بهترین مصلحت او را به سویش فرو خواهد فرستاد. (بحار الانوار، ج 70 - ص 249)
    رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ

    رَحْمَةً اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهَّابْ...


    (اللّهم عجّل لولیّک الفرج)

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    169
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    0



    كرامت در حال روزه ‏داری




    امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بیمار شده بودند. حضرت زهرا (س) و خاندان ایشان به توصیه پیامبر برای شفای حسنین (ع) سه روز، روزه نذر کردند. در روز اول هنگام افطار، فقیری رسید و در خواست غذا کرد. حضرت زهرا (س) افطار خود و خانواده خود را به فقیر دادند. روز دوم در هنگام افطار، یتیمی نزد خانه ایشان آمد و درخواست کمک کرد. حضرت زهرا (س) بار دیگر افطار خود و خانواده خود را به یتیم دادند. روز سوم در هنگام افطار اسیری نزد ایشان آمد و درخواست غذا کرد و این بار هم حضرت زهرا (س) افطار خود و خانواده خود را به اسیر دادند. اینجا بود که آیه شریفه نازل شد « وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا، إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا» (سوره انسان آیات 8 و 9)؛ طعام را با آنکه خود بدان نیازمندند، به فقیر و یتیم و اسیر می‌دهند و (زبان حالشان این است که) برای خشنودی خدا به شما طعام می‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمی‌خواهیم.
    رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ

    رَحْمَةً اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهَّابْ...


    (اللّهم عجّل لولیّک الفرج)

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    169
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا (س)


    ╫►♥◄╫ گوشه ای از کرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام ╫►♥◄╫
    حضرت فاطمه علیهاالسلام در پیشگاه خدا آن چنان معزز بود که بارها مورد عنایت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل می‏شد که اینک به برخى از آنها اشاره می کنیم:
    پیامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى وى را از پاى درآورده بود، او براى پاره نانى به اتاقهاى هریک از زنانش مراجعه کرد، ولى آنان نیز طعامى نداشتند. سرانجام به خانه‏ ى دخترش فاطمه علیهاالسلام سرکشید، تا در آن خانه‏ ى امید به مقصود رسد، ولى فاطمه علیهاالسلام و بچه‏ هایش گرسنه بودند و تکه‏ نانى در آنجا نیز به دست نیامد.
    هنوز چند دقیقه بیش نبود که رسول گرامى اسلام منزل دخترش را ترک کرده بود که مختصر طعامى از سوى یکى از همسایه‏ ها به آن بانو رسید. فاطمه علیهاالسلام با خود گفت: سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه می مانم، ولى این تکه نان و گوشت را به پدرم می خورانم، و لذا یکى از حسنین را به دنبال پدر فرستاد و او را دوباره به خانه‏ اش دعوت کرد.
    فاطمه اهدایى همسایه را که دو تکه نان و مختصر گوشتى بود، در یک ظرف سرپوشیده قرار داده بود، چون پدرش دوباره به خانه او برگشت، سراغ طعام رفت و آن را در برابر دیدگان رسول خدا گذاشت، ولى ظرف پر از گوشت و نان بود، و فاطمه علیهاالسلام خود نیز از این مائده‏ ى آسمانى تعجب می ‏کرد و خیره خیره به آن تماشا می ‏نمود. رسول خدا خطاب به دخترش گفت: اى دختر گرامى! این طعام چگونه و از کجا رسید؟ فاطمه علیهاالسلام جواب داد:
    هو من عنداللَّه ان اللَّه یرزق من یشا بغیر حساب. فقال: الحمدللَّه الذى جعلک شبیهه بسیدة نسا بنى‏اسرائیل فانها کانت اذا رزقها اللَّه شیئا فسئلت عنه قالت: «هو من عنداللَّه ان اللَّه یرزق من یشاء بغیر حساب.»
    آن از برکات و الطاف الهى است، خداوند به هرکسى بخواهد بدون محدودیت عطا مى ‏کند.

    رسول خدا چون سخن دخترش را شنید فرمود: سپاس خدایى را که تو را همانند مریم سرور زنان بنى ‏اسرائیل قرار داده، زیرا او نیز هرگاه مورد عنایت الهى قرار مى‏ گرفت و خداوند برایش مائده مى ‏فرستاد، که جواب سؤال مى‏ گفت: این طعام از جانب خدا است، او به هرکسى بخواهد روزى بى‏ حساب مى ‏دهد.
    آنگاه رسول خدا على علیه‏ السلام را نیز به حضورش فراخواند و همگى از آن غذا خوردند و سیر شدند و زنان و اهل‏بیت پیامبر نیز دعوت شدند و خوردند، ولى غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود. حتى فاطمه علیهاالسلام براى همسایگان نیز از طعام آسمانى که از الطاف خفیه الهى سرچشمه گرفته بود ارسال داشت....
    موائد آسمانى براى فاطمه علیهاالسلام در یکى دوبار محدود نمى ‏گردد، او بارها از خداوند خویش درخواست طعام کرد و پروردگار عالم نیز بى‏ درنگ طعام بهشتى براى آن حضرت ارسال داشت از آن جمله: روزى امیرالمؤمنین على علیه‏السلام به شدت گرسنه بود و از فاطمه علیهاالسلام طعام خواست، ولى در خانه چیزى نبود. فاطمه علیهاالسلام گفت: یا على! در خانه طعامى نیست، من و بچه‏ هایت دو روز است که گرسنه ‏ایم و مختصر طعامى هم که بود، آن را به تو خوراندیم و خود در گرسنگى صبر کردیم.
    على علیه‏ السلام از شنیدن این سخن فوق ‏العاده ناراحت گشته و اشک در چشمانش حلقه زد و براى تهیه طعام زن و فرزندانش به بازار رفت و یک دینار قرض گرفت تا مشکل گرسنگى خانواده ‏اش را برطرف سازد، ولى نشد. چرا؟! چون یکى از دوستانش گرفتار بود و گرسنگى و گریه زن و بچه ‏ها او را در بیرون از خانه آواره کرده بود، او دنبال نان و پول بود، ولى چاره‏ اش بدون چاره....
    على از درد او آگاه شد و مانند همیشه ایثار کرد و دیگران را بر خود و خانواده‏ اش مقدم داشت و بدین وسیله یکى از دوستانش را که مقداد نام داشت خوشحال و خوش‏دل ساخت.
    على علیه‏ السلام دست خالى شد و نتوانست به خانه رود، رو به سوى مسجد کرد و مشغول عبادت شد از آن سو پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله مأمور گشت شب را در خانه‏ ى على بسر برد و لذا بعد از نماز مغرب و عشا دست على را گرفت و فرمود: على جان! امشب مرا به مهمانى خود مى ‏پذیرى؟ مولاى متقیان سکوت کرد، چرا که زمینه پذیرایى نداشت و فاطمه علیهاالسلام و حسنین گرسنه مانده بودند و پول تهیه نان و گوشت فراهم نبود، ولى پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله دوباره اظهار داشت: چرا جواب نمى ‏دهى؟ یا بگو: بلى، تا با تو آیم و یا بگو: نه، تا راه دیگر پیش گیرم. على علیه‏ السلام عرض کرد: یا رسول‏اللَّه! بفرمایید.
    رسول خدا دست على را گرفت، دست در دست او به خانه‏ ى فاطمه علیهاالسلام آمد و با هم به خانه وارد شده و با زهرا دیدار کردند، فاطمه علیهاالسلام در حال نماز و نیایش بود و خدا را مى‏ خواند، او صداى پدر را شنید و به سوى او آمد و خوش‏آمد گفت و سفره را باز کرده و غذاى مطبوع آورد، تا گرسنگان را سیر کند و چاره نیافته‏ ها را چاره ‏ساز باشد.
    على علیه ‏السلام به فاطمه علیهاالسلام خیره‏ خیره نگاه مى ‏کرد و با زبان بى ‏زبانى سؤال مى‏ نمود: یا فاطمه! این طعام از کجا؟
    پیش از آنکه فاطمه علیهاالسلام جواب گوید رسول خدا دست بر دوش على گذاشت و جواب داد: یا على! هذا جزا دینارک من عنداللَّه.
    این غذا پاداش آن دینارى است که به مقداد دادى.

    خداوند به شما جریان زکریا و مریم را تکرار کرد و از طعام‏هاى بهشتى مرحمت نمود...

    رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ

    رَحْمَةً اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهَّابْ...


    (اللّهم عجّل لولیّک الفرج)

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    169
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نام زهرا (علیها السلام) و نزول آب بهشتی

    امام صادق (علیه السلام) فرمود: از ام ایمن نقل شده، که در راه مکه به جحفه به عطش شدیدی دچار شدم تا آنجا که جانم به خطر افتاد، پس رو به آسمان نموده عرض کردم: ای پروردگار من، مرا دچار تشنگی نموده ای در حالی که من خادمه دختر پیغمبرت می باشم؟ آن گاه دیدم که سطلی از آب بهشتی ظاهر شد، از آن نوشیدم. قسم به خانم فاطمه زهرا (علیها السلام) که بعد از آن تا هفت سال گرسنگی و تشنگی بر من عارض نشد.

    رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ

    رَحْمَةً اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهَّابْ...


    (اللّهم عجّل لولیّک الفرج)

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    169
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بیرون آمدن دست های زهرا (علیها السلام) از کفن


    هنگامی که امام علی علیه السلام بدن زهرا (علیها السلام) را کفن کرد، وقتی که خواست بندهای کفن را ببندد فرزندان خود را صدا زد و فرمود: «هلموا تزودوا من امکم; بیایید از دیدار مادرتان توشه بگیرید.» حسن و حسین علیهما السلام فریاد زنان مادر را صدا می زدند، و می گفتند: وقتی که به حضور جدمان رسیدی سلام ما را به او برسان و به او بگو: بعد از تو در دنیا یتیم ماندیم. آه! آه! چگونه شعله غم دل از فراق پیامبر (صلی الله علیه وآله) و مادرمان خاموش گردد؟!
    امیر مؤمنان می فرماید: «انی اشهد الله انها قد حنت وانت ومدت یدیها وضمتهما الی صدرها ملیا; من خدا را گواه می گیرم که فاطمه ناله جان کاه کشید و دست های خود را باز کرد و فرزندانش را مدتی به سینه اش چسبانید.»
    ناگاه شنیدم هاتفی در آسمان ندا داد: «یا ابالحسن ارفعهما عنها فلقد ابکیا والله ملائکة السماء ...; ای علی! حسنین را از روی سینه مادرشان بردار، سوگند به خداوند، که فرشتگان آسمان را به گریه انداختند.
    »

    رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ

    رَحْمَةً اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهَّابْ...


    (اللّهم عجّل لولیّک الفرج)

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    41
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز...

    لطفا منبع مطالب و ادعاهای فوق را قرار دهید...

    کد PHP:
    فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا (س)
     
     
       
            
    حضرت  فاطمه علیهاالسلام در پیشگاه خدا آن چنان معزز بود که بارها مورد  عنایت خاص  آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل  می‏شد 

    روایت فوق بیشتر در مورد حضرت مریم (س) صدق میکند! حال آنکه سند قرآنی هم دارد!

    با تشکر
    از آنروز این خانه ویرانه شد
    که نان آورش مرد بیگانه شد

    چو ناکس به ده کدخدایی کند
    کشاورز باید گدایی کند
    به یزدان که گر ما خرد داشتیم
    کجا این سر انجام بد داشتیم

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    169
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منابع :


    1.فرائدالسمطین، ج 2، ص 51 و 52، ش 382- تجلیات ولایت، ج 2، ص 319- فضائل خمسه، ج 3 ص 178- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 339- جلاءالعیون شبر، ج 1، ص 136.

    2.محجة البیضاء، ج 4، ص 213

    3.بحار، ج 43، ص 59، و ج 41، ص 30 با اختصار.

    4.ذخائر العقبی، چاپ قدس، ص 45 - 47.


    فکر نمی کنم منابع بیشتر برای معرفی در این زمینه نیاز باشد...
    خودتون هم در این زمینه تحقیق بفرفایید بد نیست...


    رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ

    رَحْمَةً اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهَّابْ...


    (اللّهم عجّل لولیّک الفرج)

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ╫►♥◄╫ گوشه ای از کرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام ╫►♥◄╫


    1 - سخن گفتن با مادر در دوران جنینی

    در دوران بارداری خدیجه کبری، فاطمه علیهاالسلام از درون شکم مادر با وی سخن می گفت، به برخی روایات در این زمینه اشاره می کنیم:

    الف) از خدیجه علیها السلام نقل شده است: در زمانی که به فاطمه حامله شدم، وی در شکمم با من صحبت می کرد.

    «لما حملت بفاطمة کانت حملا خفیفا تکلمنی من باطنی; (3)
    زمانی که فاطمه را باردار بودم، حملی سبک بود و از باطنم با من سخن می گفت.»

    ب) دهلوی نقل می کند: «آن زمان که خدیجه به فاطمه حامله گردید، وی در درون شکم مادر، با وی سخن می گفت و خدیجه این مطلب را از رسول خدا پنهان می کرد. روزی رسول خدا بر خدیجه وارد شد، دید با کسی سخن می گوید، بدون این که شخصی نزد او باشد.

    فرمود: با چه کسی سخن می گفتی؟

    عرض کرد: با کسی که در شکم دارم.

    حضرت فرمود:«ابشری یا خدیجة هذه بنت جعلها الله ام احد عشر من خلفائی یخرجون بعدی وبعد ابیهم;
    بشارت تو را ای خدیجه، این [را که در شکم داری] دختری است که خداوند او را مادر یازده تن از جانشینان من قرار داده است; که ایشان پس از من و پدرشان [علی علیه السلام به عنوان امام] خارج می شوند.» (4)




    ╫►♥◄╫ گوشه ای از کرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام ╫►♥◄╫


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ╫►♥◄╫ گوشه ای از کرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام ╫►♥◄╫



    2 - آمدن حور العین و زنان بهشتی هنگام ولادت حضرت زهرا علیها السلام

    حضرت خدیجه علیهاالسلام به زنان قریش و بنی هاشم پیغام داد که زمان وضع حمل من نزدیک است، مرا در این امر یاری نمایید، ولی آنان پاسخ دادند: ای خدیجه! چون تو در ازدواجت از سخنان ما سرپیچی نمودی، و محمد یتیم را به همسری برگزیدی، ما نیز تو را یاری نمی کنیم. خدیجه از این جواب سخت غمگین و ناراحت شد، در این هنگام چهار زن، همانند زنان بنی هاشم وارد شدند، در حالی که خدیجه از دیدن آنان هراسان شده بود، یکی از آن چهار زن به خدیجه گفت: غمگین مباش، پروردگارت ما را برای یاری تو فرستاده است. ما خواهران و یاوران تو هستیم. من «ساره » هستم، این «آسیه دختر مزاحم » رفیق بهشتی تو است و این هم «مریم دختر عمران » است و این یکی «کلثوم خواهر موسی بن عمران » است، خدا ما را برای کمک به تو فرستاده است تا یاور و پرستار تو باشیم.

    یک نفر از آن چهار زن در سمت راست خدیجه، دومی در طرف چپ او، سومی در پیش رویش، و چهارمی در پشت سر او نشستند و فاطمه پاک و پاکیزه تولد یافت.

    پس از تولد آن حضرت، ده نفر حور العین، که در دست هر یک ظرفی بهشتی پر از آب کوثر و یک طشت بهشتی بود وارد شدند و حضرت فاطمه را با آب کوثر شستشو دادند و سپس در میان پارچه ای که از شیر سفیدتر، و از مشک و عنبر خوشبوتر بود پیچیدند. (5) »

    حضرت فاطمه علیها السلام در هنگام ولادتش حور العین و بانوان عالی مقام یاد شده را کاملا شناخت و با ذکر نام به تک تک آن ها سلام کرد. این کرامت نشان می دهد که ملاقات و آشنایی آن حضرت با آنان بی سابقه نبوده، و آن وجود مقدس قبلا عوالمی را طی کرده و در مسیر ملکوتی خویش، آن فرستادگان آسمانی را دیده و شناخته است (6).



    ╫►♥◄╫ گوشه ای از کرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام ╫►♥◄╫


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود