جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گرایش ذاتی انسان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    گرایش ذاتی انسان




    انسان ذاتا به خوبی گرایش داره یا بدی؟؟خوبی از دید خودش یا دیگران یعنی آیا اگر مثلا به خوبی گرایش داره اونو از دید خود میسنجه یا از دید دیگران و عموم؟؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۸:۲۳

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت ذات انسان




    نقل قول نوشته اصلی توسط engage نمایش پست
    انسان ذاتا به خوبی گرایش داره یا بدی؟؟

    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1
    با سلام
    پاسخ به قسمت اول سوال شما:
    خداوند متعال انسان را با سرشتی پاک آفرید اما به او اختیار داد تا بدی یا خوبی را انتخاب کند و در قرآن کریم فرمود:فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ .(1)ترجمه:روى خود را متوجه آئين خالص پروردگار كن اين فطرتى است كه خداوند انسان ها را بر آن آفريده دگرگونى در آفرينش خدا نيست اين است دين و آئين محكم و استوار ولى اكثر مردم نمى‏ دانند.حضرت آیت الله مکارم -دامت برکاته-در تفسیر این آیه نوشته اند: در این آیه سخن از توحيد فطرى است يعنى همان مساله را از طريق درون و مشاهده باطنى و درك ضرورى و جدايى تعقيب مى‏ كند.مى ‏فرمايد:" روى خود را متوجه آئين پاك و خالص پروردگار كن"! (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً).چرا كه" اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش خدا نيست" (فطرة اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ)." اين است دين و آئين محكم و استوار" (ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ)." ولى اكثر مردم نمى ‏دانند" (وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ)." وجه" به معنى" صورت" است، و در اينجا منظور صورت باطنى و روى دل مى ‏باشد، بنا بر اين منظور تنها توجه با صورت نيست، بلكه توجه با تمام وجود است، زيرا وجه و صورت مهمترين عضو بدن و سنبل آن است." اقم" از ماده" اقامه" به معنى صاف و مستقيم كردن و بر پا داشتن است.و" حنيف" از ماده" حنف" (بر وزن كنف) به معنى تمايل از باطل به سوى حق و از كجى به راستى است، به عكس" جنف" (بر همين وزن) به معنى تمايل از راستى به گمراهى است.بنا بر اين دين حنيف يعنى دينى كه از تمام كجي ها و از انحرافات و خرافات و گمراهي ها به سوى راستى و درستى متمايل شده است.مجموع اين جمله چنين معنى مى ‏دهد كه توجه خود را دائما به سوى آئينى داشته باش كه از هر گونه اعوجاج و كجى خالى است، همان آئين اسلام و همان آئين پاك و خالص خدا است .آيه فوق تاكيد مى ‏كند كه دين حنيف و خالص خالى از هر گونه شرك دينى است كه خداوند در سرشت همه انسانها آفريده است سرشتى است جاودانى و تغيير ناپذير هر چند بسيارى از مردم توجه به اين واقعيت نداشته باشند.(1)
    ---------------------------------------------------------------------------------------------
    (1) تفسير نمونه، ج‏16، ص: 418
    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۱/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۹:۲۳
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت




    با سلام
    ایشان در ادامه می نویسند:آيه فوق بيانگر چند حقيقت است:
    1- نه تنها خداشناسى، بلكه دين و آئين بطور كلى، و در تمام ابعاد، يك امر فطرى است، و بايد هم چنين باشد، زيرا مطالعات توحيدى به ما مى ‏گويد ميان دستگاه" تكوين" و" تشريع" هماهنگى لازم است، آنچه در شرع وارد شده حتما ريشه ‏اى در فطرت دارد و آنچه در تكوين و نهاد آدمى است مكملى براى قوانين شرع خواهد بود.
    به تعبير ديگر:" تكوين" و" تشريع" دو بازوى نيرومندند كه به صورت هماهنگ در تمام زمينه ‏ها عمل مى‏ كنند، ممكن نيست در شرع دعوتى باشد كه ريشه آن در اعماق فطرت آدمى نباشد، و ممكن نيست چيزى در اعماق وجود انسان باشد و شرع با آن مخالفت كند.بدون شك شرع براى رهبرى فطرت حدود و قيود و شرائطى تعيين مى ‏كند تا در مسيرهاى انحرافى نيفتد، ولى هرگز با اصل خواسته فطرى مبارزه نمى‏كند بلكه از طريق مشروع آن را هدايت خواهد كرد، و گرنه در ميان تشريع و تكوين تضادى پيدا خواهد شد كه با اساس توحيد سازگار نيست.به عبارت روشنتر خدا هرگز كارهاى ضد و نقيض نمى ‏كند كه فرمان‏ تكوينيش بگويد انجام ده، و فرمان تشريعيش بگويد انجام نده!.2- دين به صورت خالص و پاك از هر گونه آلودگى در درون جان آدمى وجود دارد، و انحرافات يك امر عارضى است، بنا بر اين وظيفه پيامبران اين است كه اين امور عارضى را زايل كنند و به فطرت اصلى انسان امكان شكوفايى دهند.3- جمله لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ و بعد از آن جمله ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ تاكيدهاى ديگرى بر مساله فطرى بودن دين و مذهب و عدم امكان تغيير اين فطرت الهى است هر چند بسيارى از مردم بر اثر عدم رشد كافى قادر به درك اين واقعيت نباشند.
    توجه به اين نكته نيز لازم است كه" فطرت" در اصل از ماده" فطر" (بر وزن بذر) به معنى شكافتن چيزى از طول است، و در اينگونه موارد به معنى خلقت به كار مى‏ رود، گويى به هنگام آفرينش موجودات، پرده عدم شكافته مى ‏شود و آنها آشكار مى ‏گردند.به هر حال از نخستين روزى كه انسان قدم به عالم هستى مى ‏گذارد اين نور الهى در درون جان او شعله ‏ور است.(1)
    --------------------------------------------------------------------------------
    (1)
    تفسير نمونه، ج‏16، ص: 419
    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۱/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۹:۲۴
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود