صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرهنگ اموی را بیان فرمایید چه بود و اصلاحات علوی چگونه صورت گرفت؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2

    فرهنگ اموی را بیان فرمایید چه بود و اصلاحات علوی چگونه صورت گرفت؟




    فرهنگ اموی را بیان فرمایید چه بود؟
    و اصلاحات علوی چگونه صورت گرفت؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۳/۰۷ در ساعت ۱۸:۲۵

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید علی اصغر پازوکی نمایش پست
    فرهنگ اموی را بیان فرمایید چه بود؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    سوال شما ضمن اينكه بسيار كلي است،تا حدي مبهم هم مي باشد.با اين حال بنده سعي مي كنم،برخي از مسائلي را كه مي توان بعنوان سياست ها و اقدامات فرهنگي بني اميه نام برد،خدمت شما عرض مي كنم،اميدوارم كه مفيد واقع گردد.

    در اهميت فرهنگ مي توان گفت كه:«فرهنگ» روح حاکم بر زندگی افراد و جوامع انسانی است.«فرهنگ» عامل اصلی جهت گیری های سیاسی، اقتصادی، نظامی، هنری، علمی و اخلاقی ملت هاست.

    در رابطه با فرهنگ اموي و يا بتعبيري اقدامات و سياست هاي فرهنگي بني اميه ،تاريخ نشان مي دهد بني اميه با ورود به عرصه خلافت و تكيه بر اريكه قدرت، تغيير در احكام دين را سرلوحه برنامه هاي خود قرار دادند و در راستاي سياست «دين ستيزي» از هيچ كوششي براي گسترش بدعت ها در سطح جوامع اسلامي فروگذار نكردند. مهمترين سياست هاي فرهنگي امويان عبارتند از:

    1. بايكوت و كتمان شخصيت واقعي ائمه(ع)

    يكي از مهمترين سايستهاي فرهنگي امويان كتمان شخصيت واقعي ائمه(ع) بوده است.آنها سیاست حصر اقتصادی , فرهنگی و سیاسی و بایکوت خبری ائمه را در پیش گرفتند. از غصب فدک تا تحت نظر بودن ائمه در مدینه و سر انجام زندان و تبعید به پایتخت و نظارت دائمی در دوران ائمه آخر , همه و همه راه حل های حکومت هایی بود که به زور بر جایگاه خلافت پیامبر چنگ انداخته بودند و هماره از سوی جانشینان واقعی پیامبر احساس خطر می کردند .

    بایکوت خبری ائمه و جلوگیری از هر اقدامی که باعث شناخته شدن آنان و صلاحیت هایشان برای توده مردم می شد .يكي از مهمترين اقدامات فرهنگي امويان براي پيشبرد اهدافشان بوده است.

    ايجاد شكاف ميان اهل بيت عليهم السلام و مردم و بدبين نمودن آنان به اين خاندان پاك، سياستي بود كه بني اميه به شدت آن را دنبال مي كردند. معاويه نخستين كسي بود كه در راستاي تحقق اين سياست، علي عليه السلام را بر منبر دشنام داد و سپس با صدور بخشنامه اي به كارگزارانش، ضرورت لعن اميرمؤمنان عليه السلام در خطبه ها و منبرها و بدگويي از ايشان را مورد تأكيد قرار داد.(1)

    2. تخدير فكري و فرهنگي جامعه

    سياست فرهنگي بني اميه بر اين بود تا با مديريت آموزش ديني، ميزان آگاهي مردم را در حوزه معارف اسلامي محدود كنند و آن را در جهتي خاص و هماهنگ با حكومت خود، قرار دهند. از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: «ان بني اميه اطلقوا للناس تعليم الايمان و لم يطلقوا تعليم الشرك لكي اذا حملوهم عليه لم يعرفوه؛ (2) بني اميه مردم را در فراگيري ايمان آزاد گذاشتند اما به آنان اجازه ندادند شرك را ياد بگيرند تا اگر خواستند آنان را به شرك وادار كنند، متوجه نشوند».
    معنايي كه از حديث فهميده مي شود، آن است كه بني اميه هيچ مخالفتي با فراگيري لوازم و ظواهر ايمان مانند: نماز، رفتن به مسجد و غير اينها نداشتند و تنها نگراني و حساسيت آنان، آگاهي مردم از معناي شرك و اعمال منتهي به آن بود. اينكه مردم بدانند زنا، شرب خمر، اطاعت از ستمگر و يا قتل اولياي خدا هم شرك محسوب مي شود؛ به هيچ وجه با منافع حكومت بني اميه سازگار نبود، لذا مردم را در اين زمينه در جهل و بي خبري نگاه مي داشتند.

    3. تبعيد و ترور صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

    طبقه فرزانه و نخبه از صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله در حكومت اموي نه تنها داراي جايگاه و منزلت نبودند، بلكه امنيت جاني و آبرويي آنان مورد تهديد قرار مي گرفت . صحابه به علت اعتراض به بدعت ها و اقدامات خلاف شرع بني اميه، به سرعت ترور يا تبعيد مي شدند. امام حسين عليه السلام در پاسخي كوبنده و آتشين به نامه معاويه وضعيت پيش آمده را اين گونه به تصوير مي كشد:
    «الست قاتل حجر بن عدي اخي كنده و اصحابه الصالحين المطيعين العابدين كانوا ينكرون الظلم و يستعظمون المنكر و البدع و يؤثرون حكم الكتاب و لا يخافون في الله لومه لائم فقتلتهم ظلما و عدوانا ... او لست قاتل عمرو بن الحمق صاحب رسول الله، العبد الصالح الذي ابلته العباده فصفرت لونه و نحلت جسمه...؟؛ (3) آيا تو قاتل حجر بن عدي و ياران صالح، عابد و فرمانبردارش نيستي؟ آنان به ظلم اعتراض مي كردند، [خطر] بدعت ها و منكرات را بزرگ مي شمردند و حكم قرآن را بر همه چيز مقدم مي داشتند و [در اين را] از سرزنش هيچ كس باكي نداشتند. پس تو آنان را از روي ظلم و دشمني كشتي ...و آيا تو قاتل عمرو بن حمق، صحابي رسول خدا صلي الله عليه و آله نيستي؛ همان عبد صالحي كه رنگ رخسارش از عبادت، زرد و جسمش نحيف شده بود...؟».

    بي شك ادامه اين سياست، مي توانست ارتباط نسل جوان را با مسلمانان دلسوز و انقلابي معاصر با عصر نزول وحي، قطع كند و آنان را از تاريخ مبارزات پيامبر صلي الله عليه و آله و اصحاب او با سران كفر و نفاق بي اطلاع گرداند.

    4. ايجاد رعب و وحشت

    بني اميه هيچ گونه مخالفت و اعتراضي را برنمي تابيدند و آن را به شدت سركوب مي كردند. آنان براي آنكه هر گونه قيام و شورشي بر ضد حكومت را خيالي خام و واهي جلوه دهند، با شكنجه و كشتار بي رحمانه مردم- خصوصاً دوستداران اهل بيت عليهم السلام- فضايي مملو از اختناق، رعب و وحشت در جامعه به وجود مي آوردند. ما در اينجا به بيان يك نمونه بسنده مي كنيم:

    بسر بن ارطاه:
    او يكي از خواص مورد اعتماد و فرماندهان نظامي معاويه بود. «بسر» از جانب معاويه سه ماموريت مهم بر عهده داشت: ترس و وحشت در دل هاي مردم بيفكند، اموال مردم را به تاراج برد و پيروان علي عليه السلام را به قتل برساند. (4)

    4. ترويج امور غير ارزشي

    رواج فرهنگ کاخ نشینی و ظلم و بیداد بی حد و اندازه دولت و دولتمردان و تقویت تبعیض میان اعراب و دیگر اقوام و نژادها، از ديگر اقدامات فرهنگي امويان بوده است كه عملاً براي از بين بردن فرهنگ انسان ساز اسلام واقعي تلاش مي كرد.بگونه اي كه حمایت بی چون و چرا از سردمداران فرهنگ های دیگر و به کاخ کشاندن آنان و اجازه دادن به تدریس و آموزش و حتی دادن مجوز ورود به مسجد به آنان، عاملی مهم در برداشت های نادرست مردم از اسلام واقعي شد.

    مردم با توجه به گرایش نخبگان سیاسی جامعه که به عنوان خلیفه رسول الله(ص) فعالیت می کردند بر این باور شدند که فرهنگ های دیگر دارای برتری های ذاتی هستند و آن چه که می تواند تمدنی را ایجاد کند روش تمدنی دیگر فرهنگ ها به ویژه فرهنگ های کسرایی و قیصر است.

    این گونه است که تهاجم فرهنگی مدیریت شده از سوی امویان، هویت فرهنگی اسلام را در معرض تهدید و نابودی قرار داد.در واقع امويان درپی ایجاد نوگرایی دینی بودند از این رو به نهضت ترجمه آثار علمی ایران باستان و یونان روی آوردند تا با ورود مسائل جدید علمی ذهن علما را معطوف کرده و از نزدیکی آنها به منابع اصیل و اصلی علم یعنی ائمه (ع) ممانعت کنند. شرح شبهات علمی و درگیری ذهن مردم نیز دیگر حربه آنها برای تحقق این هدف بود.


    پي نوشتها:

    (1). الغدير، ج2، ص159، به نقل از العقد الفريد، ج2، ص300.

    (2). اصول كافي، ج2، ص215و216.

    (3). الاحتجاج، ج2، ص90.

    (4). الغدير،ج11، ص33، به نقل از الغارات، ص411.



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید علی اصغر پازوکی نمایش پست

    و اصلاحات علوی چگونه صورت گرفت؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    در رابطه با اقدامات اصلاحي امام علي(ع)،مطالبي خدمت شما عرض مي كنم،اميدوارم مفيد واقع گردد:

    امام علي(ع) بعد از رسيدن به خلافت، رسالت اصلي خود را اصلاح مي‏ دانست. دليل اين امر آن بود كه او فردي پابند به دين و سنت ‏بود.

    پس‌ از وفات‌ پیامبر(ص) تا زمانی‌ که‌ امام‌ علی(ع) زمام‌ حکومت‌ را به‌دست‌ گرفتند دو انحراف‌ اساسی‌ رخ‌ داد که‌ آن‌ حضرت‌ تمام‌ سعی‌ و تلاش‌ خود را بر اصلاح‌ این‌ دو انحراف، صرف‌ کردند. اول‌ انحراف‌ در بینشهای‌ اقتصادی‌ بود. در بینش‌ مسلمانان‌ به‌جای‌ آنکه‌ آخرت‌ اصل‌ و هدف‌ و دنیا فرع‌ و وسیله‌ باشد، مسئله‌ برعکس‌ شده‌ بود. مردم‌ به‌ دنیا روی‌ آورده‌ و آخرت‌ را فراموش‌ کرده‌ بودند. دنیا بیش‌ از آخرت‌ دلهای‌ آنها را تسخیر کرده‌ بود. مردم‌ در ترک‌ آخرت‌ و دوستی‌ دنیا یکدله‌ شده‌ بودند تا جایی‌ که‌ می‌پنداشتند که‌ تحصیل‌ رزق‌ بر آنها واجب‌ است‌ و به‌جای‌ آوردن‌ واجبات‌ از آنها ساقط‌ شده‌ است.

    حضرت‌ برای‌ مبارزه‌ با این‌ انحراف‌ دو روش‌ را در پیش‌ گرفتند؛ از سویی‌ با بیانات‌ تکان‌ دهنده‌ وسیله‌ بودن‌ دنیا و هدف‌ بودن‌ آخرت‌ را بارها و بارها به‌ مردم‌ گوشزد می‌نمودند و از سوی‌ دیگر با سیرة‌ عملی‌ و زُ‌هد بی‌بدیل‌ خود بی‌ارزشی‌ دنیا را به‌ مردم‌ نشان‌ می‌دادند.

    انحراف‌ دوم‌ انحراف‌ منش‌ها و رفتارهای‌ مردم‌ و کارگزاران‌ از الگوهایی‌ بود که‌ پیامبر(ص) آن‌ الگوهای‌ رفتاری‌ را در قالب‌ و دستورات‌ شریعت‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ اهداف‌ مورد نظر اسلام‌ به‌ویژه‌ تحقق‌ عدالت‌ اقتصادی‌ در جامعه، معرفی‌ کرده‌ بودند و در طی‌ حکومت‌ خود سعی‌ در تثبیت‌ و نهادینه‌ کردن‌ آن‌ الگوها نمودند. از سویی‌ انفاق‌ و صدقه‌ و وقف‌ در بین‌ مردم‌ کاهش‌ یافته‌ بود. تجمع‌ ثروت‌ و مال‌ اندوزی‌ جای‌ انفاق‌ مال‌ و رسیدگی‌ به‌ فقرأ و نیازمندان‌ جامعه‌ را گرفته‌ بود. و از سوی‌ دیگر خلفا و کارگزاران‌ نظام‌ اسلامی‌ در توزیع‌ فرصت‌ها و ثروتهایی‌ که‌ در اختیار داشتند تبعیض‌ قائل‌ می‌شدند و عدالت‌ را رعایت‌ نمی‌کردند.

    اصلاح اين انحرافات بسيار دشوار بوده و آن حضرت را رو در رو با بسياري از اشراف و متنفذان مي ‏كرد. يكي از مشكلات اخلاقي جامعه كه امام را سخت‏ به خود مشغول داشته بود، دنياگرايي، رفاه طلبي و فزون خواهي اعراب فاتح بود. اين امر چنان آنان را از خود بيخود كرده بود كه مي ‏توان گفت، جنگ جمل محصول آن بود كه امام حاضر نشد سهم طلحه و زبير را از بيت المال بيش از ديگران بدهد. در چنين شرايطي امام، مصمم شد تا در طي خطبه‏ هاي خود در اين باره به تفصيل سخن گفته و مردم را از دنياگرايي پرهيز دهد. به همين قياس، او طي نامه‏ هايي به عمال خويش آنان را از نشستن سر سفره‏ هاي رنگين كه در دوره عثمان بسيار طبيعي شده بود نهي مي ‏كرد. اگر كلمات امام درباره مذمت دنيا يك جا فراهم آيد كتابي مفصل خواهد شد - شماري از آن ها را زمخشري در ربيع الابرار ج 1، ص 41 به بعد آورده است -. نهج البلاغه مملو از اين قبيل كلمات بوده و اين حجم گسترده نشان مي ‏دهد كه امام در اين باره اصرار خاصي داشته است.

    در برخي از خطبه‏ ها امام به صراحت مردم مخاطب خود را به دليل دنياطلبي سرزنش مي كند: ياد مرگ از دل هاي شما رفته است و آرزوهاي فريبنده جاي آن را گرفته. دنيا بيش از آخرت مالكتان گرديده و اين جهان، آن جهان را از يادتان برده(1) امام تبيين دين را در راس اقدامات اصلاحي خود قرار داده و كوشيد تا با مطرح كردن سنت پيامبر(ص) و احياي اصول و فروع فراموش شده دين، جامعه را به سمت اصلاح هدايت كند.

    آن حضرت در شرح فعاليت هاي خود براي اصلاح جامعه مي‏ فرمايد: « آيا حكم قرآن را در ميان شما جاري نداشتم و دو فرزندم را - كه پس از من چراغ راه دينند - و خاندان پيامبر را كه گوهران گزينند براي شما نگذاشتم. رايت ايمان را ميان شما بر جا كردم و مرزهاي حلال و حرام را براي تان جدا. از عدل خود لباس عافيت ‏بر تن تان كردم و با گفتار خويش معروف را ميان شما گستردم و با خوي خود نشان دادم كه اخلاق گزيده چيست».(2)

    در بینش‌ آن‌ حضرت، جامعه‌ وقتی‌ اصلاح‌ می‌گردد که‌ حق‌ در آن‌ اقامه‌ شود و مردم، حقوق‌ یکدیگر را ادأ کنند و حاکمان، حق‌ مردم‌ را بدهد و مردم، حقوق‌ حاکم‌ را رعایت‌ کند و این‌ حقوق‌ نیز به‌وسیلة‌ خداوند متعال، تعیین‌ می‌گردد. شریعت‌ الهی‌ مشتمل‌ بر احکام‌ و قوانینی‌ است‌ که‌ بیانگر حقوق‌ مذکور است. پس‌ جامعه‌ وقتی‌ اصلاح‌ می‌گردد که‌ شریعت‌ الهی، محقق‌ شود. ایشان‌ در خطبة‌ 207 می‌فرماید که‌ حق‌ همواره‌ دو سویه‌ است. سپس‌ می‌فرمایند خداوند برای‌ مردم، حقوقی‌ نسبت‌ به‌ یکدیگر وضع‌ کرده‌ و بزرگترین‌ آن، حقوق‌ متقابلِ‌ مردم‌ و دولت‌ اسلامی‌ است.

    حضرت‌ برای‌ اصلاح‌ رفتارهای‌ مردم‌ از سویی‌ مردم‌ را با زبان‌ به‌ انفاقات‌ و صدقات‌ و اعمال‌ خیر تشویق‌ می‌نمود و از سوی‌ دیگر با عمل‌ خود مردم‌ را به‌ این‌ کارها فرا می‌خواندند. همچنین‌ برای‌ تحقق‌ عدالت‌ و توزیع‌ عادلانة‌ فرصت‌های‌ شغلی‌ و درآمدها و بیت‌المال، اقدامات‌ اصلاحی‌ حضرت‌ چنین‌ بود:

    ‌الف) عزل‌ کارگزاران‌ ناصالح‌ و انتخاب‌ عمال‌ صالح‌


    حضرت‌ پس‌ از بیعت، تصمیم‌ خود را بر تغییر کارگزاران‌ اعلام‌ کردند:
    «سوگند به‌ کسی‌ که‌ محمد را به‌ حق‌ فرستاده‌ است، در غربال‌ آزمایش‌ به‌ هم‌ درآمیخته‌ و غربال‌ می‌شوید تا صالح‌ از فاسد جدا گردد. یا همانند دانه‌هایی‌ که‌ در دیگ‌ می‌ریزند، تا چون‌ به‌ جوش‌ آید، زیر و زبر شوند. پس‌ پست‌ترین‌ شما بالاترین‌ شما شود و بالاترینتان‌ پست‌ترینتان‌ واپس‌ ماندگانتان‌ پیش‌ افتند و پیش‌ گرفتگانتان‌ واپس‌ رانده‌ شوند...»(3)

    ب) مراقبت‌ از کارگزاران‌ و تنبیه‌ خطاکار

    حضرت‌ امیر(ع) به‌ شدت‌ مراقب‌ اعمال‌ کارگزاران‌ خود بود و برای‌ این‌ کار جاسوسانی‌ را همچون‌ کعب‌بن‌ مالک‌ گمارده‌ بود.(4) همچنین‌ در عهدنامة‌ ایشان‌ به‌ مالک‌ اشتر آمده‌ است: «در اعمال‌ کارگزاران‌ خود کاوش‌ نمای‌ و جاسوسانی‌ از مردم‌ راستگوی‌ و وفادار به‌ خود بر آنان‌ برگمار. زیرا مراقبت‌ نهایی‌ تو در کارهایشان‌ آنان‌ را به‌ رعایت‌ امانت‌ و مدارا در حق‌ رعیت‌ وا می‌دارد. و بنگر تا یاران‌ کارگزارانت‌ تو را خیانت‌ نیالایند. هرگاه‌ یکی‌ از ایشان‌ دست‌ به‌ خیانت‌ گشود و اخبار جاسوسان‌ در نزد تو به‌ خیانت‌ او گرد آمد و همه‌ بدان‌ گواهی‌ دادند، همین‌ خبرها تو را بس‌ است. باید به‌ سبب‌ خیانتی‌ که‌ کرده‌ تنش‌ را به‌ تنبیه‌ بیازاری‌ و از کاری‌ که‌ کرده‌ است‌ بازخواست‌ نمایی. سپس‌ خوار و ذلیلش‌ سازی‌ و مهر خیانت‌ بر او زنی‌ و ننگ‌ را بر گردنش‌ آویزی.»(5)
    حضرت‌ امیر خود به‌ آنچه‌ به‌ مالک‌ سفارش‌ نمود عمل‌ می‌کرد. در تاریخ‌ موارد متعددی‌ نقل‌ شده‌ که‌ حضرت‌ از خطای‌ کارگزاران‌ خود با خبر گشته‌ و آنها را توبیخ‌ یا تنبیه‌ کردند. همچنین‌ نامه‌های‌ متعددی‌ در نهج‌البلاغه‌ وجود دارد که‌ در آنها حضرت‌ کارگزاران‌ خطاکار را توبیخ‌ کرده‌اند.(6)


    ‌ج) استرداد اموال‌ بیت‌المال

    حضرت‌ امیر(ع) دو روز پس‌ از بیعت‌ خطبه‌ای‌ خواندند و در آن‌ تصمیم‌ خود را برای‌ استرداد اموال‌ بیت‌المال، به‌ مردم‌ اعلام‌ کردند و فرمودند:
    «همانا هر زمینی‌ [از زمین‌های‌ بیت‌المال]، را که‌ عثمان‌ بخشیده‌ است‌ و هر مالی‌ از اموال‌ خدا را که‌ به‌ افراد داده‌ است‌ به‌ بیت‌المال‌ برمی‌گردد زیرا حق‌ پیشین‌ را چیزی‌ باطل‌ نمی‌کند، اگر چیزی‌ را که‌ عثمان‌ بخشیده‌ کابین‌ زنان‌ کرده‌ باشند و در شهرها پراکنده‌ ساخته‌ باشند، به‌جای‌ خود بازخواهم‌ گردانید. زیرا که‌ در دادگری‌ گشایش‌ است‌ و آنکه‌ از دادگری‌ به‌ تنگ‌ آید از ستمی‌ که‌ بر او می‌رود بیشتر به‌ تنگ‌ آید.»(7)


    د) مساوات‌ در تقسیم‌ بیت‌المال

    حضرت‌ علی(ع) همانگونه‌ که‌ در ابتدا اعلام‌ فرمود هدفش‌ احیأ سنت‌ پیامبر(ص) و از بین‌ بردن‌ بدعت‌ها بود. از این‌رو در تقسیم‌ بیت‌المال‌ نیز به‌ پیامبر(ص) اقتدا کرده‌ و صدقات‌ را صرف‌ اصناف‌ خاصی‌ که‌ در قرآن‌ ذکر شده‌ می‌فرمود و فیء را به‌نحو تساوی‌ بین‌ مردم‌ تقسیم‌ می‌کرد.

    ه') تعجیل‌ در تقسیم‌ بیت‌المال‌


    حضرت‌ علی(ع) با این‌ بدعت‌ - تأخیر در تقسیم‌ بیت‌المال‌ تا پایان‌ سال‌ - نیز مقابله‌ کرد و سنت‌ پیامبر(ص) - تعجیل‌ در تقسیم‌ بیت‌المال‌ - را احیا نمود. از ایشان‌ چنین‌ نقل‌ شده‌ است:
    «خلیل‌ من‌ رسول‌ خدا که‌ درود و سلام‌ خدا بر او باد هیچ‌ مالی‌ را تا فردا حبس‌ نمی‌کرد و ابوبکر نیز چنین‌ می‌کرد ولی‌ نظر عمر این‌ بود که‌ دفاتر مالی‌ ایجاد کند و تقسیم‌ مال‌ را از سالی‌ به‌ سال‌ دیگر تأخیر اندازد. و اما من‌ همان‌ کاری‌ را می‌کنم‌ که‌ خلیل‌ من‌ رسول‌ خدا انجام‌ داد.»(8)


    پي نوشتها:

    (1). نهج البلاغه، خطبه 133.

    (2). همان، خطبه 87.

    (3). نهج‌البلاغه، ترجمه‌ آیتی، خطبه‌ 16، ج‌ 1، ص‌ 22.

    (4). المسعودی، تاریخ‌ الیعقوبی، ج‌ 2، ص‌ 204، در موسوعة‌ الامام‌ علی(ع)، ج‌ 4، ص‌ 138، در پاورقی‌ آمده‌ است‌ که‌ صحیح‌ مالک‌بن‌ کعب‌ است‌ زیرا کعب‌بن‌ مالک‌ با علی(ع) بیعت‌ نکرده‌ ولی‌ مالک‌بن‌ کعب‌ از عمال‌ آن‌ حضرت‌ بود.

    (5). نهج‌البلاغه، ترجمه‌ آیتی، ج‌ 2، نامه‌ 53، ص‌ 328 - 329.

    (6). محمد ریشهری، موسوعة‌ الامام‌ علی(ع)، ج‌ 4، صص‌ 140 - 157.

    (7). ابن‌ ابی‌ الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغه، ج‌ 1، ص‌ 269.

    (8). ‌محمد ریشهری، موسوعة‌ الامام‌ علی‌بن‌ ابی‌طالب(ع)، ص‌ 191؛ ح‌ 1498.



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام و تشکر
    انچه که امروز کشور های عربی و حتی بعضی مسولین مارا رنج میدهد
    عدم شناخت این دو فرهنگ است
    اگر حکام عرب میدانستند که اخرتشان کجا ختم می شود ممکن است اینقدر جهالت نمی کردند
    و حتی مردم در بیداری اسلامی نیاز به سره از ناسره دارند
    و
    می بخشید بشتر جواب ها بشکل نقل تاریخ می باشد و حتی تعریفتان از فرهنگ مبهم بود و بیشتر تعریف تاریخی از فرهنگ ارائه نمودید
    لذا ممکن است این تعریف کمتر مد نظر حقیر بود باشد و توقع حقیر این است که شما این دو فرهنگ علوی و اموی را از
    دید کاربردی بیان فرمایید
    مثلا اگر این دو گروه اگر امروز بودند
    نظرشان در باره سیست خارجی / ایجاد احزاب/شوری/پارلمان/حمهوری اسلامی/حکومت اسلامی/اشتغال زن و مرد/اموزش/ازدواج/و.......... چی بود
    با ذکز دلایل
    التماس دعا


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید علی اصغر پازوکی نمایش پست
    سلام و تشکر
    انچه که امروز کشور های عربی و حتی بعضی مسولین مارا رنج میدهد
    عدم شناخت این دو فرهنگ است
    اگر حکام عرب میدانستند که اخرتشان کجا ختم می شود ممکن است اینقدر جهالت نمی کردند
    و حتی مردم در بیداری اسلامی نیاز به سره از ناسره دارند
    و
    می بخشید بشتر جواب ها بشکل نقل تاریخ می باشد و حتی تعریفتان از فرهنگ مبهم بود و بیشتر تعریف تاریخی از فرهنگ ارائه نمودید
    لذا ممکن است این تعریف کمتر مد نظر حقیر بود باشد و توقع حقیر این است که شما این دو فرهنگ علوی و اموی را از
    دید کاربردی بیان فرمایید
    مثلا اگر این دو گروه اگر امروز بودند
    نظرشان در باره سیست خارجی / ایجاد احزاب/شوری/پارلمان/حمهوری اسلامی/حکومت اسلامی/اشتغال زن و مرد/اموزش/ازدواج/و.......... چی بود
    با ذکز دلایل
    التماس دعا
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    مطالبي كه مورد نظر شماست،قطعاً تحقيق و بررسي پيرامون اين موضوعات بخصوص در شرايط امروز بسيار مفيد و راهگشا خواهد بود،ولي از آنجايي كه پرداختن به اين موضوعات نيازمند تحقيقات مفصل و صرف وقت زياد است،متأسفانه در حال حاظر با توجه به فرصت محدودي كه در اختيار داريم،مشكل به نظر مي رسد.با اين حال اگر در آينده فرصتي فراهم شد،سعي مي كنم در حد امكان به اين موضوعات بپردازم.البته با همان مطالبي كه عرض كردم مي توان بسياري از اين مسائل را از ديدگاه فرهنگ اموي و علوي بدست آورد.

    اما اينكه مطالب بنده به شكل نقل تاريخ بوده است،دليلش واضح است،چرا كه بيان چگونگي فرهنگ اموي و اصلاحات علوي جز با بررسي نقل هاي تاريخي امكان پذير نمي باشد.


    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۳/۰۹ در ساعت ۱۷:۵۱


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام گرامی
    بزرگوار اگر بصیرت بخواهیم کی را ببینیم
    تا این موارد را مشخص نکنیم
    هر روز بی مایع فتیر اید
    پیشهاد میدهم در صورت امکان / در صورت امکان sms بفرستیدبرای همه اعضا
    و راهکار بخواهید
    در این صورت خیلی ممنون میشوم
    التماس دعا
    التماس دعا


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    254
    تشکر:
    1
    حضور
    5 روز 9 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چه موضوع جالبی شهید پازوکی بزرگوار مثل همیشه مباحثی را مطرح میکنند که نیاز به تامل داره وکاش همه مشارکت میکردند فکر میکنم اگه امویها امروز بودند کم از آل سعود نبودند تو همه سیاست هاشون چه خارجی وچه داخلی چون دغدغه اصلی هر دوتاشون سلطنت زیر پرچم اسلامه واینه که باعث انحراف اسلامه سلطنت با قدرتی مخرب و آگاهانه از انحرافات حالا یه قیامی از جنس نهضت امام حسین(ع) میطلبه با مشارکت عمومی ونه حداقلی
    زندگی به وسعت پرواز بلند است اما...


    مسئله این است، چقدر
    کبوتر باشیم...



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید علی اصغر پازوکی نمایش پست
    سلام گرامی
    بزرگوار اگر بصیرت بخواهیم کی را ببینیم
    تا این موارد را مشخص نکنیم
    هر روز بی مایع فتیر اید
    پیشهاد میدهم در صورت امکان / در صورت امکان sms بفرستیدبرای همه اعضا
    و راهکار بخواهید
    در این صورت خیلی ممنون میشوم
    التماس دعا
    التماس دعا
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست عزيز

    نوع نوشتار شما اينگونه است كه ظاهراً از عرايض بنده ناراحت شده ايد،دوست بزرگوار با مطالعه و كمي تأمل در مطالب بيان شده پيرامون فرهنگ اموي،تا حد زيادي مي توان به سياست امويان اگر امروز هم بودند،پي برد.همان سياستي كه امروزه بسياري از حكومتهاي استكباري و خودفروخته عربي آن را دنبال مي كنند،آنها هم همينگونه اقدام مي كردند.بايكوت خبري شديد،سيستم اطلاع رساني كاملاً كنترل شده،برخورد شديد با هر صداي مخالف،توطئه براي ضربه زدن به كشورهايي كه شيعه هستند يا دوستدار شيعيان و هر كاري ديگري كه بتواند آنها را براي ماندن در رأس حكومت آنهم بنام اسلام كمك كند.

    همانگونه كه دوست بزرگوار جناب ناجي دلها اشاره كردند،حكومت عربستان و برخي ديگر از حكومتهاي خودفروخته عربي منطقه،مصداق مناسبي هستند براي حكومت امويان در گذشته.

    نگاهي به فعاليت ها و هزينه هاي سنگيني كه امروزه دولت عربستان و وهابي ها براي بدنام كردن شيعه صرف مي كنند و توهين به ائمه مظلوم و تخريب بارگاههاي مطهر آن بزرگواران،تلاش بي وقفه براي از بين بردن حزب الله و هر حركتي كه قصد مقابله با رژيم صهيونستي را داشته باشد،همگي درست همان سياستي است كه روزگاري امويان اعمال مي كردند.نمونه بارز سياست حاكمان اموي امروز اقدامات منافقانه و خائنانه سردمداران برخي حاكمان به اصطلاح مسلمان مانند عربستان سعودي و قطر درقبال كشور سوريه است.



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست


    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست عزيز

    نوع نوشتار شما اينگونه است كه ظاهراً از عرايض بنده ناراحت شده ايد،دوست بزرگوار با مطالعه و كمي تأمل در مطالب بيان شده پيرامون فرهنگ اموي،تا حد زيادي مي توان به سياست امويان اگر امروز هم بودند،پي برد.همان سياستي كه امروزه بسياري از حكومتهاي استكباري و خودفروخته عربي آن را دنبال مي كنند،آنها هم همينگونه اقدام مي كردند.بايكوت خبري شديد،سيستم اطلاع رساني كاملاً كنترل شده،برخورد شديد با هر صداي مخالف،توطئه براي ضربه زدن به كشورهايي كه شيعه هستند يا دوستدار شيعيان و هر كاري ديگري كه بتواند آنها را براي ماندن در رأس حكومت آنهم بنام اسلام كمك كند.

    همانگونه كه دوست بزرگوار جناب ناجي دلها اشاره كردند،حكومت عربستان و برخي ديگر از حكومتهاي خودفروخته عربي منطقه،مصداق مناسبي هستند براي حكومت امويان در گذشته.

    نگاهي به فعاليت ها و هزينه هاي سنگيني كه امروزه دولت عربستان و وهابي ها براي بدنام كردن شيعه صرف مي كنند و توهين به ائمه مظلوم و تخريب بارگاههاي مطهر آن بزرگواران،تلاش بي وقفه براي از بين بردن حزب الله و هر حركتي كه قصد مقابله با رژيم صهيونستي را داشته باشد،همگي درست همان سياستي است كه روزگاري امويان اعمال مي كردند.نمونه بارز سياست حاكمان اموي امروز اقدامات منافقانه و خائنانه سردمداران برخي حاكمان به اصطلاح مسلمان مانند عربستان سعودي و قطر درقبال كشور سوريه است.
    سلام مجدد
    قبول بفرمایید این موارد نیاز به تبیین و بررسی مناسب تر دارد
    مثلا غالبا دیده ام مردم : شعار بر علیه جکام عرب با شعار بر علیه عرب
    را یکی می دانندو.... پس خواهشا اگر هفته ای یکبار هم توانستید
    مطلبی ارائه فرمایید تا روشن شویم


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    بله متاسفانه اخیرا اعراب و فرهنگ عربی را به شدت تخریب می کنند.

    بهانه شان حکام عرب منطقه است. ولی به این بهانه ، اهلبیت(ع) و فرهنگ اسلامی را هم تخریب می کنند.

    بشریت بدون قرآن و اهلبیت(ع) برای من قابل تصور نیست.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 72
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۳/۰۸, ۲۱:۱۴
  2. جمع بندی آیا این روایت های در تایید تحریف قرآن معتبر است ؟
    توسط ساحل نجات در انجمن دلایل عدم تحریف قرآن
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۷, ۱۸:۰۸
  3. بگویید روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند (مرحمت)
    توسط مقاومت در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۱۳, ۱۵:۳۶
  4. *¸ღ¸ღ¸* بیایید از کودکان بیاموزیم *¸ღ¸ღ¸*
    توسط ╫❀نیایش❀╫ در انجمن کودک و خانواده
    پاسخ: 35
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۱۰:۴۸
  5. آیا آموختن هنر قرآن از نظر پیامبر و ائمه تایید شده است؟
    توسط رضوانه در انجمن آموزش ترجمه و مفاهیم قرآن کریم
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۱۴, ۲۱:۴۸

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود