صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از مبین بودن قران با توجه به ایه 15مایده چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0

    منظور از مبین بودن قران با توجه به ایه 15مایده چیست؟




    سلام

    با توجه به این ایه :

    قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ (سورة المائدة ایه 15 )
    براى شما بيگمان از نزد خداوند نور و كتاب واضح آمده است


    منظور از کلمه مبین در این ایه چیست ؟
    و ایا مبین بودن قران برای همه یکسانه ؟یا فقط برای قشر خاصی قران ، مبین توصیف شده است ؟؟

    با سپاس



    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۳/۱۳ در ساعت ۱۸:۵۱
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتَابٌ مُّبِينٌ»؛ از طرف خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد. (مائده، 15)



    با سلام و درود

    مبین، از نظر لغوی به معنای وضوح و آشکار و روشن است، لذا "کتاب مبین" یعنی کتابی آشکار و روشن.

    قرآن در مقام ثبوت و واقع، مبین است و حقایق آن برای انسان کامل (معصومین) بطور تمام و کمال، روشن و قابل فهم است، ولی در مقام اثبات این گونه نیست که همه مردم همه آن را می فهمند. هر کس به حسب طرفیت وجودی اش می تواند گوشه ای از این حقایق را بفهمد.

    هر کس با مراجعه به قرآن، متناسب با فهم خود، فایده و راهنمایی می برد ولی این معنایش این هم نیست که همه با مراجعه به قرآن، همه مراد آن را می فهمند.

    لذا این گونه نیست که بگوییم بدون اهلبیت هیچ فهمی از قرآن نداریم، و این گونه هم نیست که بگوییم همه مراد قرآن را خودمان می فهمیم.

    به این روایت زیبا توجه بفرمایید:

    "أن کتاب الله علی أربعة أشیاء: علی العبارة والاشارة واللطائف والحقایق؛ فالعبارة للعوام، والاشارة للخواص، واللطائف للاولیاء، والحقایق للانبیاء."

    به درستی که کتاب خداوند مشتمل بر چهار چیز است: عبارات و اشارات و لطائف و حقایق. عبارات آن برای عوام، اشارات آن برای خواص، لطائف آن برای اولیاء، و حقایق آن برای انبیاء است. (عوالی اللئالی، ج 4، ص 105)


    لذا معصوم، تمام قرآن را می فهمد و قرآن بتمامه برای او مبین است، ولی برای ما، فقط قدر متیقن آن قابل فهم است و برای فهم موارد دیگر باید به معصوم مراجعه نمود.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست

    قرآن در مقام ثبوت و واقع، مبین است و حقایق آن برای انسان کامل (معصومین) بطور تمام و کمال، روشن و قابل فهم است، ولی در مقام اثبات این گونه نیست که همه مردم همه آن را می فهمند. هر کس به حسب طرفیت وجودی اش می تواند گوشه ای از این حقایق را بفهمد.


    با سلام
    امکان هست برام توضیح بدید که قران در مقام ثبوت و واقع یعنی چه ؟
    و هم چنین در مقام اثبات یعنی چه ؟


    در خصوص مبین بودن :
    خوب این خیلی مشخصه هر کسی از هر کتابی و یا قران به نتایجی برسه و ازش درکهای متفاوتی داشته باشه
    مگر اینکه خود نویسنده کتاب بیاد و منظورشو واضح بیان کنه .
    اما چرا قران نیمده همون اول هدف و منظورشو بیان کنه تا دیگه نیازی به این همه تفسیر نداشته باشه ؟
    اینطوری دیگه برای مخالفانش هم جای هیچ گونه سوال و شبهه و بهانه ای نمیمونه
    حالا اگه نماینده قرار داده تا قران رو توضیح و تفسیر کنه
    پس چرا این نماینده رو نزدیک 1000سال از بشریت گرفته ؟

    نه منظور مشخصه نه نماینده ای وجود داره .پس من قران رو چطوری درک کنم تا به اون مبینی که شما گفتید برسم ؟

    با سپاس
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست


    امکان هست برام توضیح بدید که قران در مقام ثبوت و واقع یعنی چه ؟
    و هم چنین در مقام اثبات یعنی چه ؟



    استاد مطهری(ره)، مقام ثبوت و اثبات را چنین تبیین می کنند:

    مقام ثبوت یعنی مقام واقع. در مقام واقع و نفس الامر، هر چیزی در یک حد و درجه ای است. به قول فلاسفه جدید، شی ء فی نفسه و شیء برای ما. مقام ثبوت، مقام شیء فی نفسه است و مقام اثبات، مقام شیء برای ماست، [و مربوط به مرحله تحقق خارجي است.]

    توضیح مطلب این است:

    فرض کنید یک عده پزشک قلب در یک شهر وجود دارند. در مقام واقع و نفس الامر ممکن است همه اینها در یک درجه باشند و ممکن است آقای «الف» درجه اش در حد اعلا باشد یعنی بهترین و متخصص ترین و عالمترین طبیب قلب باشد، آقای «ب» درجه دوم، آقای «ج» درجه سوم و آقای «د» درجه چهارم باشد.

    اما مردم چگونه می شناسند؟ آنها در نزد مردم چه ارزش و اعتباری دارند؟ آیا ارزش و اعتباری که اجتماع برای آنها قائل است، با ارزش و اعتباری که در واقع و نفس الامر دارند یکی است؟ آقای «الف» که پزشک درجه اول قلب است، جامعه هم او را به عنوان پزشک درجه اول می شناسد؟ آقای «ب» که پزشک درجه دوم این شهر است، جامعه هم او را پزشک درجه دوم می شناسد؟

    گاهی همین طور است. ولی ممکن است عکس مطلب باشد، یعنی اجتماع در اثر عواملی، تبلیغاتی، اشتباهاتی، جریاناتی، در مقام اثبات و در مقام شیء برای ما، درست بر خلاف واقع قضاوت کند: پزشک درجه چهارم را اول بداند، سوم را درجه دوم و دوم را درجه سوم بداند و آن را که در واقع درجه اول است، درجه چهارم به شمار آورد.
    پس در اینجا مقام اثبات با مقام ثبوت فرق می کند، شیء برای ما با شیء فی نفسه فرق می کند. (مجموعه آثار، ج 17، ص 263)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست


    با سلام
    امکان هست برام توضیح بدید که قران در مقام ثبوت و واقع یعنی چه ؟
    و هم چنین در مقام اثبات یعنی چه ؟

    با سلام و درود

    اگر در پست ابتدایی، قصوری بود عذرخواهی می شود؛ امیدوارم در این پست، بتوانم منظورم را روشنتر برسانم.


    مقام ثبوت یعنی مقام واقع و نفس الامر؛ و به قول فلاسفه، مقام شیء فی نفسه است. اما مقام اثبات، مقام شیء برای ما و مربوط به مرحله تحقق خارجی است.


    با این بیان می توان گفت:

    قرآن ثبوتا (در مقام ثبوت) روشن است یعنی همه حقایق در قرآن هست.

    اما اثباتا (در مقام اثبات) فقط برای معصوم است که تمام آن کاملا روشن است، و برای ما این گونه نیست و ما به قدر متیقن آن می توانیم اخذ کنیم و برای بیشتر از آن باید به معصوم مراجعه نمود.

    به بیان دیگر؛ قرآن هم در مقام ثبوت و هم در مقام اثبات، مبین است، منتهی احاطه کامل و تمام به آن، مربوط به معصوم است. یعنی این گونه نیست که فقط برای معصوم مبین باشد بلکه برای ما هم کتاب مبین هست، ولی به نحو کامل و تمام آن، در مورد معصوم است.

    پس قرآن کریم برای همه کتاب مبین است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست


    در خصوص مبین بودن :
    خوب این خیلی مشخصه هر کسی از هر کتابی و یا قران به نتایجی برسه و ازش درکهای متفاوتی داشته باشه
    مگر اینکه خود نویسنده کتاب بیاد و منظورشو واضح بیان کنه .
    اما چرا قران نیمده همون اول هدف و منظورشو بیان کنه تا دیگه نیازی به این همه تفسیر نداشته باشه ؟
    اینطوری دیگه برای مخالفانش هم جای هیچ گونه سوال و شبهه و بهانه ای نمیمونه
    حالا اگه نماینده قرار داده تا قران رو توضیح و تفسیر کنه
    پس چرا این نماینده رو نزدیک 1000سال از بشریت گرفته ؟

    نه منظور مشخصه نه نماینده ای وجود داره .پس من قران رو چطوری درک کنم تا به اون مبینی که شما گفتید برسم ؟

    با سپاس

    مطلب اول:

    از آن جا که همه حقایق در قرآن آمده است و قرآن دارای ظهر و بطن های مختلف، و نیز دارای تفسیر و تاویل است و تاویل هم نامحدود است، و ...؛ و از طرفی ما محدودیم و اتفاقات و نیازها نامحدود و بی نهایت، و نمی توان در موارد محدود، چیزهای نامحدود را گنجاند.
    می ماند این که متکلم (خداوند) به گونه ای تکلم کند که فقط انسان کامل، تمام آن را بفهمد و وظیفه او نیز تبیین برای دیگران باشد.

    بنا بر این، قرآن همه چیز را بیان فرموده و همه چیز در قرآن هست ولی این همه چیز را همه کس نمی تواند بفهمد بلکه انسان کامل (معصوم) می فهمد، و دیگران نیز به نسبت به ظرفیت وجودی خود، بهره می برند.

    لذا مبین بودن قرآن، برای همگان است، ولی مبین بودن به نحو تمام و کمال، مربوط به انسان کامل است.

    بنا بر این، قرآن در مقام ثبوت، هیچ ابهامی ندارد و همه چیز در آن بیان شده و شبهه ای در آن نیست، و اگر ابهامی دارد در مقام اثبات و نسبت به ما است، و الا در مقام اثبات و برای انسان کامل هم هیچ ابهامی ندارد.


    مطلب دوم:

    اگر چه اکنون دسترسی مستقیم به معصوم، وجود ندارد ولی روایات تفسیری بسیاری از ایشان موجود است که در فهم مراد الهی، در دسترس هستند و ضرورتها را کفایت می کنند.

    در بین کتب تفسیری، کتب متعددی داریم که با گرایش و رویکرد روایی و حدیثی تدوین شده اند که ناظر به روایات تفسیری وارد شده از معصومین بوده و شیعه و سنی آنها را نقل کرده اند.

    لذا مراجعه به معصوم که فقط مراجعه حضوری نیست و از طریق نقل احادیث و روایات نیز می توان به بیانات تفسیری ایشان دسترسی داشت. و علم تحدیث و رجال نیز آنقدر از دقت و استحکام برخوردار است که بتواند احادیث صحیح را از غیر صحیح تشخیص دهد.

    لذا این گونه نیست که ما با مراجعه به قرآن، چیزی نفهمیم. هر کس با مراجعه به قرآن، متناسب با فهم خود، فایده و راهنمایی می برد ولی این معنایش این هم نیست که همه با مراجعه به قرآن، همه مراد آن را می فهمند.

    لذا این گونه نیست که بگوییم بدون اهلبیت هیچ فهمی از قرآن نداریم، و این گونه هم نیست که بگوییم همه مراد قرآن را خودمان می فهمیم.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۹:۳۱

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    وقتی کتابی خودش رو بدون هیچ گونه گمان و شکی مبین (به معنای واضح اشکار ) معرفی میکنه و اینگونه میشه که در قران هیچ گونه ابهام و سخن گیج کننده وجود نداره .

    1-فکر نمیکنید تفسیر قران دلیلی میشه مبنی بر اینکه قران واضح و اشکار نیست ؟

    دلیل بعدیم رو هم با یک مثال بگم :
    من یک کتاب و تنها کتابه خودم رو مینویسم و معرفیش میکنم برای تبلیغ که به حرفای این کتاب اعتقاد و اعتماد کنید مبنی بر اینکه هر چی در اون هست کامل و روشنه . و خودمو کنار میکشم و میگم کتاب مفهومش روشنه خودتون بخونید و ایمان بیارید . مخطبهای من قرانو میخونند و متوجه میشند که سوادشون اینقدر بالا نیست که درک کنند کتاب رو ، ولی یک عده هستند که به خاطر فهم و سواد بالا میگند ما متوجه میشیم .
    خوب تا اینجا مشخص شد که مخاطبهای کتابم همون افرادی هستند که متوجه حرفای من میشند و کتاب من برای اوناست که روشن و مبین و کامله .

    میرسیم به قران :
    2- شما دارید میگید قران در مقام ثبوت و اثبات کامل و مبین اما در هر دو فقط معصوم که نماینده های خاص هستند میتونند تمام قران رو درک کنند .پس این هم میرسونه که قران مخاطبش افراد خاصی هستند و فقط برای همون افراد مبین و اشکاره .

    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۳/۲۳ در ساعت ۱۲:۲۵
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  14. تشکرها 2


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام

    وقتی کتابی خودش رو بدون هیچ گونه گمان و شکی مبین (به معنای واضح اشکار ) معرفی میکنه و اینگونه میشه که در قران هیچ گونه ابهام و سخن گیج کننده وجود نداره .

    1-فکر نمیکنید تفسیر قران دلیلی میشه مبنی بر اینکه قران واضح و اشکار نیست ؟

    دلیل بعدیم رو هم با یک مثال بگم :
    من یک کتاب و تنها کتابه خودم رو مینویسم و معرفیش میکنم برای تبلیغ که به حرفای این کتاب اعتقاد و اعتماد کنید مبنی بر اینکه هر چی در اون هست کامل و روشنه . و خودمو کنار میکشم و میگم کتاب مفهومش روشنه خودتون بخونید و ایمان بیارید . مخطبهای من قرانو میخونند و متوجه میشند که سوادشون اینقدر بالا نیست که درک کنند کتاب رو ، ولی یک عده هستند که به خاطر فهم و سواد بالا میگند ما متوجه میشیم .
    خوب تا اینجا مشخص شد که مخاطبهای کتابم همون افرادی هستند که متوجه حرفای من میشند و کتاب من برای اوناست که روشن و مبین و کامله .

    میرسیم به قران :
    2- شما دارید میگید قران در مقام ثبوت و اثبات کامل و مبین اما در هر دو فقط معصوم که نماینده های خاص هستند میتونند تمام قران رو درک کنند .پس این هم میرسونه که قران مخاطبش افراد خاصی هستند و فقط برای همون افراد مبین و اشکاره .



    با سلام و درود

    1. قرآن مبیّن است برای همه، ولی مراتب دارد و همه به یک اندازه که نمی فهمند. فهم کامل آن را انسان کامل دارد، و انسانهای عادی به آن فهم نمی رسند لذاست که باید آن مراتب دیگر کلام الهی برای آنها توسط انسان کامل، تبیین و تفسیر شود.

    بنابر این، مبیّن بودن به معنای این که همه، همه چیز آن را می فهمند نیست؛ و نیز نیاز به تفسیر و تبیین داشتن به معنای این که غیر انسان کامل، از قرآن، فهمی ندارد نیست.


    2. اگر مرادتان از فهم قرآن، فهم کامل است، بله مخاطب آن خاص است و آن انسان کامل است؛ ولی اگر مرادتان از فهم، مراتب فهم است، انسانهای دیگر نیز مخاطب قرآن هستند.

    لذا مبیّن و آشکار بودن قرآن نیز، با توجه به مخاطبش متفاوت می شود. همه قرآن، برای انسان کامل، مبین و آشکار است، و نسبت به انسان های دیگر، با توجه به مراتب فهم آنها، مبین و آشکار است. لذا مبیّن بودن قرآن، به معنای فهم همه چیز قرآن برای همه کس نیست.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود. فکر میکنم بهتره جناب پاسخگو ابتدا تعریفی از مبین بکنند تا بعد مشخص بشه که ایا قران در این تعریف می گنجه یا نه!

  18. تشکرها 2


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    درود. فکر میکنم بهتره جناب پاسخگو ابتدا تعریفی از مبین بکنند تا بعد مشخص بشه که ایا قران در این تعریف می گنجه یا نه!


    با سلام و درود

    مبیّن، از نظر لغوی به معنای وضوح و آشکار و روشن است.

    می تواند هم معنای لازم داشته باشد: آن چه خود مبيَّن و روشن و واضح است.

    و هم معنای متعدی: آن چه بيانگر و روشنگر است.

    بنا بر این: قرآن هم مبيّن و قابل فهم است و هم بيانگر و گوياى معانى و مقاصد خويش.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  20. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود