جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر انسان آزاد افریده شده، چرا همه جا در بردگی به سر می برد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اگر انسان آزاد افریده شده، چرا همه جا در بردگی به سر می برد؟




    سلام اگر انسان آزاد افریده شده، چرا همه جا در بردگی به سر می برد؟ یعنی حتما باید طبق قوانین پیش بره ؟ آیا این با عدالت سازگار هست ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۳/۱۵ در ساعت ۰۲:۲۱

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط roshan_del نمایش پست
    سلام اگر انسان آزاد افریده شده، چرا همه جا در بردگی به سر می برد؟ یعنی حتما باید طبق قوانین پیش بره ؟ آیا این با عدالت سازگار هست ؟
    با سلام و عرض ادب

    انسان آزاد آفريده شده است ، تا با استفاده از استمداد و ياري گرفتن از آزادي خود خيرات را برگزيند؛ كه در واقع اختيار خيرات موجب تعالي و كمال انسان خواهد شد ، هدف از خلقت اين نيست كه انسان چند صباحي آزادانه بدون هيچ هدفي زندگي كرده و در نهايت بميرد ؛ بلكه هدفي مقدس و ماورائي در خلقت انسان وجود دارد كه جز با پايبندي به قوانين الهي امكان پذير نيست ؛ انسان آزادا آفريده شد تا با استفاده از آزادي خير و نيكي را برگزيند و با اين فعل كمالات بي نهايت براي خود كسب كند .



    علامه آیت الله جعفری (ره): تفاوت رهایی، آزادی و اختیار را اينگونه بيان مي كند :
    ... محققان حرفه‌ای، اغلب [در] بیان سه مرحله‌ی رهایی، آزادی و اختیار تفاوتی نمی‌گذارند، در صورتی که این مراحل دارای اختلافات اساسی هستند.
    رهایی، عبارت است از برداشته شدن قید و زنجیری که به نوعی پایند انسان شده است. اعم از این که آن «قید و زنجیر جسمانی» باشد، یا «تعهدی قرارداری یا روانی».
    آزادی، این پدیده عبارت است از رها بودن از قید و زنجیر، به اضافه‌ی داشتن توانایی انتخاب یکی از راه‌هایی که انسان در مقابل خود دارد. انسان در این مرحله، که آزادی نامیده می‌شود، از استقلال و احساس شخصیت، بیشتر از مرحله‌ی رهایی برخوردار است، ولی خود این آزادی، تعیین کننده‌ی نیکی، بدی، عظمت، پستی، زشتی و زیبایی راهی که انسان آزاد انتخاب خواهد کرد، نیست.
    اختیار، عبارت است از نظارت و سلطه‌ی شخصیت به دو قطب مثبت و منفی کار، برای بهره‌برداری از آزادی، در راه وصول به خیر و رشد.
    اگر آزادی را به عقل تشبیه کنیم، اختیار عبارت است از به دست آوردن معقول به وسیله‌ی فعالیت عقلانی، اختیار عبارت است از بهره‌برداری شخصیت از آزادی، در رویانیدن عوامل عظمت‌ها و رشد انسانی.
    هر اندازه که یک فرد و یا یک جامعه، در بهره‌برداری از آزادی، در راه اختیار پیشرفت داشته باشد، به همان اندازه از حیات معقول بیشتر برخوردار است.

    در قرآن کریم آمده است: فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرات‏ «برای وصول خیرات [و کمالات]، سبقت بجویید » ( البقره 148).
    جای تردید نیست که تکاپوی اختیاری، هم در معنای سبقت نهفته است، و هم در خیرات. زیرا هدف‌هایی که با اجبار، در سر راه آدمی قرار می‌گیرد، فقط هنگامی با عنوان خیر قابل توصیف است که با اختیار به دست آید.

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود